جلسه 143 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
143
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
3
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 143 - انسان‌شناسی (قم)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. جلسه گذشته بحثمان درباره احسان و اتقان در عمل بود که خداوند تبارک و تعالی دوست دارد که اگر بندهای عملی انجام میدهد در آن احساس و اتقان باشد یعنی هم خوب عمل بکند نیکو کار بکند زیبا کار بکند و هم محکم کار بکند کار را قدرتمند انجام بدهد این خیلی مهم است. در آموزههایی هم که خداوند برای انبیاء دارد این مسئله را جزء اصول قرار میدهد (خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ) کتاب را پیمان الهی را تبلیغ الهی را با قدرت بگیر ما آنچه که خداوند تبارک و تعالی به ما داده شُل گرفتیم. یعنی نفخه الهی را شُل دریافت کردیم خیلی با آن بازی میکنیم قدر نمیدانیم که چه گوهری خداوند از خودش در وجود ما گذاشته آن امانت عظیمی که (إِنّا عَرَضنَا الأمَانَۀ) همان نفخه الهی و عشق الله است به ما داده و ما این عشق و امانت را شُل گرفتیم و با آن در طول مدت عمرمان بازی کردیم.@ قرآن را به ما دادند شُل دریافت کردیم شریعت را به ما دادند شُل دریافت کردیم و آخرت و ابدیت را به ما دادند با آن ضعیف عمل کردیم خوب نگرفتیم در تنظیم رابطهمان با آخرت و ابدیت اتقان و احسان نداریم.@ میگویند بهشت میگویند آخرت میگوند بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است میگویند جاودانگی ولی ما جاودانگی برایمان جدی نیست ابدیت برای ما جدی نیست نعمتهایی که مربوط به بخشهای عقلی و فوق عقلی هست معمولا مظلوم هستند در وجود انسان و بیشتر از نعمتهای عقلی نعمتهای فوق عقلی.@ برای همین خیلی وقتها ما دنیا برایمان خیلی خیلی جدیتر از آخرت است یک موقع بعضی از عزیزان عوارض دنیایی میگیرد در وجودشان مثلاً مسئله جسم یا یک مسائلی در حیطه مسائل گیاهی مریض میشوند مشکلاتی پیدا میکنند.@ مسائل اقتصادی یا مسائل مربوط به مسائل وهمی و حیوانی برایشان اتفاق میافتد مثل مسائل خانوادگی مسائل اجتماعی سیاسی. این آنقدر وجود اینها را پُر میکند که از کارکردهای عقلی و فوق عقلی میافتند اشتهایشان میلشان رغبتشان قدرتشان و سرعتشان را در آن بخشها از دست میدهند.@ کمتر آدم پیدا میشود که روابط و حرکتهای عقلی و فوق عقلی برایش قویتر و جدیتر از مسائل پایینی باشد نوعا انسان وارونه عمل میکند انسانی که بخواهد باطن انسانی داشته باشد یعنی به همین شکلی که عرض کردم فوق عقل باید بالاتر از عقل قرار بگیرد و عقل بالاتر از وهم تا میآید پایین.@ ولی انسانی که این بخشها برایش جدی نیست وارونه میشود برای همین هم باطن انسان عوض میشود اینکه امام سجاد(ع) نشان میدهد در ماجرای حج که اکثر آدمهایی که دور خانه خدا میگردند انسان نیستند به شکلهای دیگری غیر از انسان هستند.@ این نشان میدهد که اینها با این که حج میآیند کربلا میآیند زیارت اینها که میگویم در زندگی خودمان نماز دارند روزه دارند عبادت دارند حوزه دارند ولی جدی نیستند در این قضایا اینها جزء اولویتهای اصلی زندگیشان نیست.@ نماز دارد روزه دارد عبادت میکند آنچه که به ما داده شده ما شُل گرفتیم قرآن به استحکام اینکه محکم بگیر قوی بگیر قشنگ بگیر خوب بگیر جدی باش این جدیت خیلی مهم است که انسان باور کند.@ وقتی میگوید آخرت در نظام ارزیابی خدا میگوید به اینها بیشتر اهمیت بده آخرت مهمتر از دنیاست (وَ الآخِرَۀُ خَیرٌ لَکَ مِنَ الأولی) پس حالا در نظام ارزشیابیات برنامهریزیات در نظام دلدادگیات این کار را انجام بده.@ تا وقتی که ما حاضر نشویم جدی باشیم بازی کنیم با نعمتها فرق ما این است که ما داریم و بازی میکنیم یک عده ندارند آنها مسئولیتشان هم کمتر است چه بسا روز قیامت تبعات کار ما بیشتر از آنها باشد ما نعمتها را داشتیم و قدر ندانستیم یک عده اصلاً به آنها داده نشده آنها قطعا مسئولیتشان کمتر است.@ ما قرآن داریم قدر نمیدانیم اهل بیت را داریم قدر نمیدانیم حوزههای علمیه را داریم مراجع را داریم فقه را داریم این همه چیزهای دیگر داریم و قدر نمیدانیم از آن خوب استفاده نمیکنیم.@ کودک عزیز روان را داریم خدا از خودش یک کودک در وجود ما گذاشته همان نفخه الهی همان فطرتی که در وجود ما هست همان بُعد فوق عقلانی و بینهایتطلبی ما بُعد فوق تجرد است که عاشق الله میشود و اساسا (لا إِلهَ إِلاّ الله) مال همان بُعد است قدر نمیدانیم.@ ما (لا إِلهَ إِلاّ الله) را داریم جدی نگرفتیم بعنوان اصلیترین مسئله زندگیمان وقتی ما شعار دینمان (لا إِلهَ إِلاّ الله) است یعنی در نظام محبتی و عشقی یک شخص باید الله در رأس همه محبوبهای دلش باشد در رأس همه لذتها و محبوبهای دلش باشد ما اینها را جدی نمیگیریم.@ مثلا قرآن میگوید اگر میخوانید بدانید یک نفر انسان است یا نه یعنی باطنش هم باطن انسانی است باید حتماً باز تأکید میکنم باید حتماً سه معشوق در رأس همه معشوقهای زندگیش باشد الله، اهل بیت و جهاد، این جدی است خدا با کسی شوخی که ندارد.@ صرفا موعظه نیست که بگوید بالاخره ما نداریم التماس دعا از شما داریم دعا کنید ما هم بشویم حرف جدی است مثل این که اگر کسی اکسیژن نداشته باشد خفه میشود نمیشود بگوییم که حالا ما همینطور میرویم بالای کوه کپسول هم نمیبریم ولی حالا امیدواریم آنجا یک بادی بوزد یک اکسیژنی در ریه ما برود.@ میروی بالا خفه میشوی قانون است یعنی مرگ قطعی است آنجا وقتی شما بدون اکسیژن بالا میروی مثل اینکه در دریا اگر بروی با خودت اکسیژن نبرده باشی آب خفهات میکند بخواهی بروی زیر آب، این قطعی است یعنی قوانین خدا (وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) هیچ تبدیل ندارد قانون خدا یکی است.@ وقتی میگوید انسان یا انسان است یا فاسق است انسان را تعریف میکند سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایش است الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا، یک کسی که این سه تا جزء ضروریات جزء لذتها جزء دغدغههای اصلی زندگیش نیست قطعا انسان نیست.@ حالا مهم نیست این شخص میخواهد مهندس باشد دکتر باشد طلبه باشد میخواهد 50 سال عبادت بکند میخواهد عبادت نکند فرقی نمیکند خداوند میگوید در چینش بخش انسانی باید دقت کنید حتماً باید این سه تا معشوق در رأس همه معشوقهای زندگی شما باشد اگر نیست ساقطی.@ ما این را جدی نمیگیریم یعنی اینجور نیست که اگر حالا فهمیدیم که باید این کار را بکنیم برویم دنبال این مهندسی و الله، اهل بیت و جهاد را در رأس قرار بدهیم در مسائل زندگیمان در برنامهریزیهایمان در انتخابهایمان در ارتباطاتمان در رفتار و افکارمان.@ حضرت میفرماید هرگز ایمان نیاورده کسی که محبتها و تنفرهایش بر اساس رضای خدا باشد این اصلش را قبلا با هم ده جلسهای در همین مباحث کار کردیم سال گذشته در روایت داریم هرگز شیرینی مزه و طعم ایمان را کسی نمیچشد مگر کسی که همه حبّ و بغضهایش را بر اساس خداوند و تبارک و تعالی انجام میدهد.@ یعنی اگر از یک کسی یا یک چیزی خوشش میآید بخاطر خدا باشد و اگر از یک کسی یا چیزی بدش میآید بخاطر خدا باشد با شئون پایینش حرف نزند از خوش آمدن یا بد آمدن، نگذارد بخشهای پایینیاش او را با الله و محبوبهای الله با منفورهای الله درگیر کند.@ خیلی عجیب است در روایت حضرت میفرماید اگر کسی حق را بشناسد و توصیفش کند برای دیگران مثل خیلیهایی که معلمند مبلغند سخنراناند استادند میروند جاهایی تبلیغ میکنند یا نه مبلغ هم نیستند اما بالاخره حرف دارند برای گفتن.@ در فامیل در دوست در همسایه در محل کار برای دیگران حرف میزنند حق را خوب میتوانند در موردش حرف بزنند خوب میتوانند توصیفش کنند حضرت میفرماید ولی اعتقاد باطنی نداشته باشند که این چیزی که دارند میگویند حقّ است این هرگز ایمان نیاورده یعنی این بهترین چیز است.@ ما خیلی وقتها آدمهایی میبینیم مسلماناند اما حسرت زندگی دیگران را دارند متدیناند حزب اللهیاند میگویند این چیزها چیزهای خوبی هست اما در دلشان واقعا حسرت سبک زندگی دیگران را دارند خودشان هم تعریف و تمجید میکنند اما باطناً اینطور نیستند.@ باطنا سبک زندگیای غیر از سبک زندگی خانواده آسمانیشان غیر از آن سبک زندگیای که الله میگوید را قبول دارند و دوست دارند میگویند خدا گفته ناچاریم عمل میکنیم ولی کاش که ما میتوانستیم آنطور باشیم.@ (اجْعَلْ لَنا آلِهَةً)یادتان هست که در داستان موسی، موسی اینها بت دارند چقدر جالب موسی یک بت هم تو برای ما درست کن بعد از دیدن آن همه معجزات الهی آن همه کرامت الهی آخر سر میگویند کاش ما هم یک بت داشته باشیم مثل اینها.@ و این داستان داستان زندگی ماست فکر نکنید که مثلا آن یک داستان تاریخی بوده گذشته رفته، نه همین الآن در حزب اللهیترین آدمها متدینترین آدمها کسانی هستند که حسرت زندگی دیگران را میخورند حسرت سبک زندگی دیگران را دارند و در درون اعتقاد دارند دیگران بیشتر میفهمند و بیشتر میدانند، مرغ همسایه غاز است.@ إلی ما شاء الله شما نگاه کنید در همین سازمان مقدس روحانیت مقام معظم رهبری گروههای دارند به وجود میآیند که سکولارأند، سکولارأند یعنی دین ندارند صریح، یعنی شیفته کسان دیگر و چیزهای دیگر هستند.@ در خواص در شخصیتها در پیشکسوتان جهاد و خوندر مسئولین در مسئولین سیاسی مسئولین فرهنگی مسئولین کشور چقدر ما آدمهای اینجوری داریم که آنچه که ما خودمان داریم را باور ندارند یعنی باور نکردند آنچه که خدا میگوید حق است آنچه که قرآن میگوید حق است باور نکردند جدیت ندارند.@ این خیلی مرحله سختی است که یک نفر بفهمد خدا حقّ است (ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ) دین خدا حق است این را باور کند از کسی تقلید نکند کسی نتواند در روند زندگی و سبک زندگیش اثر بگذارد.@ شما وقتی که سه چهارم زندگیهایتان ازدواجهایتان شکست میخورد این همه زندان این همه مشکلات قضایی و دادگاه داریم در این کشور این همه طلاق داریم این همه مفاسد داریم نشان میدهد آن چیزی که به عنوان دین دارد در این کشور تزریق میشود باور نشده اگر باور میشد ما اصلا مشکلات اینجوری در کشورمان نداشتیم.@ مردم دین را دارند اما شیفته کسان دیگر هستند در خانهاش ماهواره دارد مینشیند از طریق اینترنت هزارتا کوفت و زهرمار جذب زندگی خودش و بچهاش میکند خطدهنده به زندگی او و سبک زندگی او را اسلام تعیین نمیکند خدا تعیین نمیکند با اسماء الهی راهی ندارد با اهل بیت راهی ندارد.@ سبک زندگی او را دارد ماهواره تعیین میکند ورزشکارها فیلسوفها خوانندهها هنرپیشهها شاعرها افراد اینجوری یک مشت افراد مشنگی که اصلاً معکوس هستند اینها شدند الگوهای زندگی متدینین و مؤمنین پس این نشان میدهد که ما اصلاً جدی نگرفتیم آن حقیقتی را که باید جدی میگرفتیم.@ لذا شما نگاه کنید خداوند چکار کرده تعریفی که از پیغمبر در قرآن میکند خیلی عجیب است در نگاه ساده (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنزِلَ إِلَیه) چه حرفی است خدا دارد میزند پیامبر به آنچه که به او نازل شده ایمان آورده. یعنی چه؟ خیلی مهم است که خدا دارد پیغمبر را با این صفت تعریف میکند.@ یعنی پیغمبر خودش را باور دارد وحی را باور دارد حق را باور کرده چیز کمی نیست یک کسی که محیطش عوض میشود حجابش عوض میشود محیطش عوض میشود نمازش میرود کنار محیطش عوض میشود اخلاقش عوض میشود.@ در یک فضای دیگر رویش نمیشود خیلی چیزها را رعایت کند از حق، حق را راحت میتواند کنار بگذارد معلوم است چیزی که به او داده شده باور نکرده اینجا رویم نشد اینجا خجالت کشیدم این نشان میدهد آن چه که دارد را باور ندارد جدیت باور ندارد.@ ما مودت اهل بیت را جدی نگرفتیم اگر مودت اهل بیت جدی گرفته میشد همین یک آیه (لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ) ما 13 تا کُشته نمیدادیم در معصومین. ببینید یک داستانی اتفاق افتاده ما خیلی ساده از کنارش رد میشویم 13 تا معصوم کُشته شدند قبلش هم (وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِحَقٍّ) هر چه رهبر آمده کشته شده یعنی چه؟@ هر چه نماینده خدا فرستاده نمایندههای معشوقأند کشته شدند این داستان یعنی چه؟13تا معصوم کُشته شدند پدران آسمانی ما یکیشان که از کُشتن بدتر است کاش فقط یک کُشتن بود 1180 سال آواره است هیچس سراغش نمیرود (الطَّریدُ الشَّریدُ الفَریدُ الوَحید) و ما با این مشکلات عادت کردیم.@ عادت کرده نفسمان که بپذیریم او آواره باشد و ما خوش باشیم و زندگیمان را بکنیم باور کردیم که ما میتوانیم بدون او زندگی و رشد کنیم و یک توهم است رشدهای ما رشدهای پفکی است عقلیش معنویش همه چیزش پفکی است بدون امام زمان.@ ولی ما شنیدیم آواره است طرد شده است حالا إن شاء الله خدا کمکش کند به ما چه، ما اصلاً توی این قضیه جدی نیستیم ما جدی نیستیم در این که بچه امام زمانیم و به عنوان فرزند امام زمان یک وظایفی داریم باور نکردیم که عاق میشویم وقتی در مورد پدر و مادر زمینیات عاق شوی فکر کن در مورد پدر و مادر آسمانیت یعنی چه.@ وقتی آیه قطع و صله رحم میآید حضرت فرمود (وَ غایَۀُ تَأویلَها صِلَتُکَ إِیّانا) اوج تأویل آیات مربوط به صله ارحام و قطع رحم صله شما با ماست صله یعنی اتصال، این اتصال را ما جدی نگرفتیم ما اصلا باور نکردیم که اتصال به امام زمان از هوا برای ما ضروریتر است.@ در چادر حضرت بودن در لشکر حضرت بودن از هوا از آب از خون برای زندگی ما لازمتر است چون اگر اینطور باشیم ما حیات حیوانی داریم ما اجابت را جدی نمیگیریم شوخی میگیریم خدا میگوید شما فقط زمانی حیات انسانی پیدا میکنید که اهل اجابت جدی باشید.@ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) شما را به چیزی دعوت میکنند که آن چیز به شما حیات میدهد و ما جدی نیستیم ما حتی وقتی میگوییم خدایا ما را انسان کن خدایا ما را موفق کن خدایا ما را عاقبت به خیر کن خدایا ما را ببخش در اینها هم جدی نیستیم.@ یعنی اگر کسی مغفرت را جدی بخواهد اصلا اینجوری زندگی نمیکند یک کسی بهشت را بخواهد (إِنّی لا أَراکَ الجَنَّۀ نامَ طالِبُها) علی(ع) میفرماید من اصلا ندیدم چیزی به بزرگی و عظمت بهشت که انقدر طالبش خواب باشد بیرغبت باشد به آن.@ (وَ لا کَالنّار نامَ هارِبُها) ندیدم مثل جهنم که آن کسی که میخواهد از آن فرار کند انقدر چرت بزند و انقدر بیحال باشد و واقعاً فرار نکند برود بگردد دنبال معصیت و گناه، اطرافش بگردد یعنی ما جدی نیستیم.@ میگوید رغبت کنید در بهشتی که به وسعت همه آسمانها و زمین است بحث بهشت و شوق بهشت را قبلاً توضیح دادیم در همین سلسله مباحث ولی شوقش هنوز در دل ما نیست چون ما نرفتیم دنبالش تحصیلش کنیم جدی نیستیم ما کسانی هستیم که میخواهیم موفق شویم اما هیچ سرمایهگذاری نکنیم.@ برنامه به او میدهیم که شما واقعا باید قبل از ازدواج قبل از بچهدار شدن قبل از انعقاد نطفه ژنهایت را تقویت کنی، این 5 دسته ژن را، میگویند برای ما برنامه بنویسید برنامه هم برایشان مینویسیم بعد از 5-4 ماه به خانم میگوییم چقدر اجرا کردی به آقا میگوییم چقدر اجرا کردی؟@ یک لبخندی میزنند نشد نرسیدیم کار داشتیم درس داشتیم مسئله ژن است مسئله عاقبت است مسئله آخرت است مسئله این بچه است این بچه قیامت یقهات را میگیرد که تو چرا کوتاهی کردی در من؟ اصلا جدی نیستیم.@ مثلا میگوییم نان آب غذا گاز اتومبیل دختر پسرها خیلی همت میکنند برای این که در زندگیشان مستأجر نباشند یک ماشین زیر پایشان باشد یک تلوزیون LED بگیرند بگذارند توی خانهشان فرش داشته باشند مبل داشته باشند به تحصیل این خیلی اهمیت میدهند.@ اما وقتی میگوییم تقویت ژن اصلا کسی جدی نیست مراقبت قبل از انعقاد نطفه جدی نیست مثلا مراقبتهای دوران عقد دوران نامزدی کسی وقت نمیگذارد برایش انعقاد نطفه مراقبت ماه اول ماه دوم ماه نهم میبینی که باز شُلاند.@ ما همه چیز را بازی گرفتیم ولی دنیا را خیلی جدی داریم دنیا را باور کردیم مدرک تحصیلی بگویند دو شیفت کار میکنیم مدرک تحصیلی را بگیریم پول درست کنیم بدهیم دانشگاه غیردولتی که نمیتوانیم برویم درس بخوانیم به ما یک لیسانسی فوق لیسانسی یک دکترایی چیزی بگیریم این درس را باور کردیم.@ دنیا را باور کردیم رتبههایش را باور کردیم مقاماتش را باور کردیم برایش تلاش میکنیم مال را باور کردیم برایش تلاش میکنیم یک جمله تلخ برایتان بگویم حدیث است اگر حدیث نبود نمیگفتم فرمود شما هرگز مؤمن نخواهید بود مگر اینکه مردم را احمق بدانید در آخرتشان و عاقل بدانید در دنیایشان.@ مردم در دنیا عاقل عمل میکنند خیلی عاقلاند در دنیا، درست عمل میکنند خانه زن اتومبیل مدرک تحصیلی خوب تلاش میکنند جدی برایش وقت میگذارند یعنی وقتی که میروند به سراغ دنیا باور دارند که این دنیا را باید برایش وقت بگذارند پول برایش هزینه کنند یاد بگیرند عمل کنند تا یک امتیازی بگیرند.@ کلاس خط جدی میرود کلاس نقاشی جدی میرود کلاس کامپیوتر جدی میرود کلاس زبان جدی میرود دانشگاه غیر دولتی و پولی جدی میرود واقعا تکالیف را میگیرد درس میخواند گوش میکند میگوید پول دادم برای کلاس زبان پول دادم برای خیاطی پول دادم برای کامپیوتر.@ اما وقتی که نوبت بخش ایمان آخرت انسانیت ابدیت جاودانگی هست استاد مُفت عمل نمیکند درس مُفت حس نداریم شرکت کنیم اگر هم شرکت کنیم تمرینهایش را حاضر نیستیم عمل کنیم حضرت میفرماید مؤمن کسی است که ایمان داشته باشد مردم احمقأند در آخرتشان و عاقلأند در دنیایشان.@ احمق یعنی چه؟ یعنی با یک گنگی گیجی نسبت به آخرت و ابدیت دارد زندگی میکند مار عقرب اژدها آتش محاصرهاش کرده اصلا ناراحت نیست تکان نمیخورد میفهمد میگویی اگر یک بار عصبانی بشوی عصبانیت هر بارَش فشار قبر زیادی دارد ولی باز عصبانی میشود راحت عصبانی میشود.@ میفهمد حسادت نباید داشته باشد حسادت خیلی عذاب آخرتی را زیاد میکند میفهمد بدبینی نباید داشته باشد تکبر نباید داشته باشد ولی حالا که دارد ناراحت هم نیست نمیگوید اگر اینجوری است من بجنبم یک فکری برای خودم بکنم من نباید حسودی کنم نباید عصبانی شوم باید یقه خودش را بگیرد برای چه عصبانی شدی، اینطور نیست چون جدی نیستیم.@ ولی اگر دکتر بگوید داری سرطان میگیری برو وزنت را کم کن خیلی جدی میرود وزنش را کم میکند میرود باشگاه میگوید گفتند سرطان است. اتقان احسان استحکام جدیت. ما با امام زمان با دین با احکام با خدا با مرجعیت با فقه با اخلاق با معارف جدی نیستیم.@ امام رضا(ع) فرمود (مَن سَأَلَ الله التَّوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد استَهزَءَ بِنَفسِه) کسی از خداوند موفقیت را میخواهد اما سختکوشی ندارد میفرماید این شخص خودش را مسخره کرده نمیگوید تلاش نمیکند اجتهاد را میآورد اجتهاد یعنی سختکوشی، کسی موفقیت را بخواهد تنبل باشد بیحوصله باشد.@ میگوید من کلاس را هم رفتم سیدیها را هم گوش کردم میگوییم خب چقدر برایش برنامهریزی کردی وقت گذاشتی تمرینهایش را حل کردی؟ هیچی فقط گوش کردم چطور گوش کردی؟ در آشپزخانه بودم داشتم سبزی پاک میکردم داشتم سیبزمینی میکَندم خانمش که اینطوری است.@ آقا چه، در تلفن همراهم گذاشتم در اتومبیلم که دارم میروم این سیدیها پخش میشود من هم استفاده میکنم شما یک ساندویچ که غذای جسمتان هست واقعا اینطور در اتومبیل میخورید؟ در راه رفتن یک ساندویچ میخورید؟ من داشتم میرفتم مسافرت این سیدیها را هم گوش کردم، ما جدی نیستیم.@ تکرارش عیبی ندارد ولی وقتی سیدی را برای اولین بار گوش میکنی باید بروی رو به قبله بنشینی تلفن همراهت را خاموش بکنی وضو بگیری بنشینی غذایت را بخوری مثل الآن که تمرکز دارید نشستید دارید گوش میکنید همینجوری باید بخورد تا تبدیل شود.@ در شلوغی و توی موبایلم ریختم و چنین و چنان است به یک کسی گفتم برنامهها را داری عمل میکنی؟ گفت آره بعد لپتاب را گذاشته بود مطلب پخش میشد بعد خودش داشت توی لپتاب بازی میکرد مطلب پخش میشد از آن طرف تصویرهای دیگر را نگاه میکرد.@ یک پسری میگفت استاد من از این نوارهای خارجی مال خانمها را میگذارم در گوشی صفا میکنم مامانم تا میگوید چی گوش میکنی میگویم نوار استاد شجاعی را گوش میکنم! مامانم میگوید آفرین پسرم خدا خیرت بدهد إن شاء الله.@ ما اصلا جدی نیستیم حضرت علی(ع) فرمود روزی 50 آیه واجب است یک مسلمان بخواند جدی نیستیم این را شوخی گرفتیم برای کارتن برای روزنامه برای حرف زدن برای اینترنت برای ایمیل برای هزارتا چیز دیگر وقت داریم ولی وقتی میخواهیم یک ربع برای قرآن وقت بگذاریم میگوییم نمیرسم وقت ندارم ما جدی نیستیم همه چیز را شوخی گرفتیم.@ الآن ماه شعبان دارد میآید رَحِم شعبان هست میگوید این شعبان برای این است که تو بارت را سبک بکنی میخواهی وارد ضیافت شوی ما ضیافت را جدی نگرفتیم 30 سال است روزه میگیری ولی اصلا به اینکه قرار است من وارد یک ضیافت شوم مهمانی است مهمان ویژه هست مهمان خاص دارد این مهمانی، این ماه رمضان باطن دارد ضیافت باطن دارد جدی نیستیم.@ مثال بزنیم عروسی، خانمها که اصلا أعوذ بالله اصلا چنین اشتباهی در آنها اتفاق نمیافتد الآن در آقایان هم چنین اتفاقی نمیافتد بگوییم همین الآن مثلا یک جا عروسی هست برویم عروسی، نه اینجوری که نمیشود میگفتی ما لباسمان را عوض میکردیم میگفتی ما یک حمام میرفتیم میگفتی ما اصلاح میکردیم میگوید باید آماده شوم بروم در این مجلس.@ شما دیدید کسی از محیط کارش همانطور برود عروسی؟ لباس پر خاک و گچ و گِل و بوی گَند کار و بوی پا و اینها را بردار برود عروسی؟ اینطور که نمیرد میگوید بروم عوض کنم یک دوشی بگیرم.@ به ما میگویند ضیافت خداست ما اصلا نمیفهمیم کی وارد ماه رمضان شدیم با کراهت وارد میشویم با خوشحالی هم درمیآییم، ضیافت یعنی تو استحمام نیاز داری توی رَحِم رجب باید خیلی کارها را میکردی.@ از رَحِم رجب که وارد رَحِم زمانی شعبان میشوی آمادگیهای زیادی باید باشد باید کارها کم شود باید بخشهای عقلی و بخشهای حسی را کم کنید میگویند اساتید هم اگر درس دارند درسها را سبک بگیرند که بقیه شاگردها به ضیافت برسند.@ ما اصلا حجم برنامههای طبیعیمان یا برنامههای علمیمان در شعبان کم نمیشود در ماه رمضان هم کم نمیشود ضیافت چه خبر است اصلا؟ چه ضیافتی چه مهمانی؟ مهمان ویژه ماه مبارک رمضان که اگر کسی او را نبیند با او ارتباط نداشته باشد در واقع واقعاً نمیتواند برود به ضیافت برسد آقا امام زمان(ع) است.@ یک کسی بدونامام زمان بخواهد وارد ماه مبارک بشود اصلا راهَش نمیدهند فقط و فقط بقول علی(ع) بهرهاش گرسنگی هست و تشنگی از ماه رمضان همین را میفهمد برای همین هم خوشش نمیآید از ماه رمضان وقتی میآید ناراحت است وقتی میرود خیلی خوشحال است چون اصلا ضیافت معنا ندارد ما این تعابیر را جدی نگرفتیم.@ (دُعیتُم فیهِ إِلی ضِیافَۀِ الله) همین فقط نشستم همینجور رمانتیک یک حرفهایی هم میزنیم ولی باور نداریم این قضیه را، شعبان هست شعبان شروع شده در این ماه شعبان باید فتیله خیلی از کارها را کم کنید و ارتباطات و خالهخالهبازیها و دوستدوستبازیها و سریالبازی و تلوزیونبازی و این کارها را کم کنید بروید توی خلوت.@ باید حجم نشستن روی سجادهات واقعاً بیشتر شود باید تعقیباتش بیشتر شود قرائت قرآنت بیشتر شود اگر حجم را بالا نبری آنجا در ضیافت کم میآوری باید شبت نصف شبت باید تمرکز داشته باشی آدم میخواهد وارد چنین ضیافت مهمی بشود باید کار را بریده بکنی.@ باید خیلی چیزها را در ماه رجب شروع کنی در ماه شعبان بیشتر تا برسی به ماه رمضان که دیگر کاملا برش خورده باشی بتوانی وارد ضیافت شوی. ضیافت یعنی با خودت کار دارند اسبت و قاطرت و شترت و الاغت و نوکرت و اینها را نباید ببری توی ضیافت.@ تو را دعوت میکنند تو یعنی چه؟ تو یعنی کی؟ یعنی فوق عقل چون آن از جنس خداست آن باید برود به خدای خودش برسد به معشوق خودش برسد برای همین هم ما اصلا نمیفهمیم وقتی میگویند معشوق وقتی میگویند إله وقتی میگویند (لا إِلهَ إِلاّ الله) واقعا مفهوم نیست.@ خداوند با حج به ما یاد میدهد میگوید اگر حج میخواهید بیایید یک آمادگی قبلش داشته باشید الآن که خوب هم شده میبرند مدینه آدم یک حسی میگیرد یواش یواش، بعد میرود مُحرم میشود مُحرم یعنی 24 تا چیز حلال را حرام میکنی.@ یعنی همه اینها را قیچی بزن داری میروی نزدیک به خدا بشوی زنت هم حرام میشود شوهرت هم به تو حرام میشود خطبهای نخواندیم؟ خطبه نمیخواهد داری میروی پیش خدا، حرام، لذا حیوانیت را بگذار کنار.@ گفتم چرا زنها در موقعیت حج حجابشان غیر اسلامی است مردها حجابشان غیر اسلامی است بعد هم میگوید زن و مرد بریزند توی هم بلولند با هم بروند دور خانه خدا، یعنی اگر کسی احرام نبسته باشد قبلا بخش حیوانی را تعطیل نکرده باشد بیاید دور خانه خدا چشمش به یک خانم بیفتد چشمش به یک آقا بیفتد چشمش به کسی بیفتد متوجه جنسیت باشد اساسا یعنی اصلا مُحرم نشده.@ خدا اینجوری اصلا رحم نمیکند میگوید بیا ببینم برو آینه خانه خدا خانمها همینطور آقایان هم بلولید تو هم ببینم بالاخره کی این وسط درست کار کرده میریزد توی صافی درمیآید بیایید بروید امتحان کنید ببینید واقعا کدامتان مُحرم شدید؟ کی محرم شده؟ کی فقط من را میبیند؟@ لذا میگویند مسجد الحرام یعنی مسجد عریانی مسجد خلوت همه چیز غیر از فوق عقل حرام بیاید آنجا غیر از بخش انسانی،لذا میگوید حواست باشد تو استاد نیستی آیت الله نیستی مرجع تقلید نیستی شاه نیستی رئیس جمهور نیستی همه لباسهایتان را یکنواخت بپوشید که کسی نگیردش چون اگر این بخش را با خودش بیاورد به عنوان یک سلطان بیاید وسط حج باخته اصلا ملاقات انجام نداده.@ شما روی سجاده هم اگر غیر از این بروید گَند میخورد سجاده واقعا نجس میشود یک کسی میخواهد با خدا حرف بزند با مجموعه دادههای پایینی برود روی سجاده بایستد همانجا میزنند توی دهانش میگویند برو بابا تو اصلا درست نیامدی خودت را بردار بیاور.@ مثل نامزدبازی میماند شما خانم را صدا کردی با هم بروید پارک بعد میبینی مامانش را هم آورده بابایش را هم آورده داداشش را هم آورده ننهاش را هم صدا کرده دائیش هم آمده قربون اینها برم اینها بروند با خودت کار داریم. آنها حریمهایشان احترامهایشان سر جای خودش ولی الآن وقت نامزدبازی است یعنی ما باید خلوت داشته باشیم هر کس را برداری با خودت بیاوری که نمیشود.@ یک خانمی آمده بود به من میگفت که استاد من با یک آقایی صحبت کردم معاملهمان نشد من خیلی دوستش دارم ولی نمیخواهد بیاید جلو برای ازدواج، رفتم با پسره صحبت کردم البته پسر که نه یک ذره بالاتر، گفتم داستان چیست؟@ گفت ما هر وقت با این قرار گذاشتیم داداشش را برداشت آورد میخواهیم حرف بزنیم راجب خودمان احساساتمان زندگی آینده، یک نره قولی برداشته آورده گذاشته آنجا من چطور میتوانم با این حس بگیرم میخواهم یک ذره حرف بزنم اصلا میخواهم ببینم از او خوشم میآید هر وقت آمده این داداشش را برداشته آورده آنجا.@ ما سر نماز میرویم ؟؟؟ برمیداریم با خودمان میبریم سر نماز، روی سجاده میرویم همش گَند میزنیم یک عالم چیزهای ناجور، حرم میرویم همه را با خودمان برداشتم بردیم برای عشقبازی، نمیشود پیش غریبه رفتیم یک عالمه برداشتیم با خودمان بردیم آنجا، نمیشود، مکه میرویم همه را با خودمان میبریم.@ برای همین هیچ اتفاق ضیافتی ملاقاتی عشقی عاطفهای رابطهای هیچی اتفاق نمیافتد خدا میگوید شد یک بار خودت تنها پاشی بیایی پیش ما؟ آمدی مکه گریه میکنی زن میخوام شوهر میخوام دوباره از من یک چیز دیگر غیر از من را میخواهی، حرم امام رضا میروی میگوید تو بچه منی بیا پیش بابات یک ذره بنشین با هم یک گپی بزنیم به عنوان فرزند من.@ هر وقت آمدی پیش من 40 سال است داری میآیی مشهد هر دفعه میآیی 400 نفر را با خودت برمیداری میآوری عزای اینها را داری یک بار شد 5 دقیقه دلت برای خودم تنگ شود نگویی بروم حاجت بگیرم بگویی دلم برای خود امام رضا تنگ شده بروم دلم را با او صاف کنم بیایم.ما نه ما اصلاً.@ یک رفیق روحانی داریم خیلی باصفاست توی اربعین مردم از 400 کیلومتر پیاده میآیند 70، 80 دهها کیلومتر پیاده میآیند گفت یک پیرمردی بود خیلی با سختی میآمد من وقتی به پاهای او نگاه کردم نتوانستم نگاه کنم این پاها قارچ خورده بود خون میزد بیرون،چقدر این پیرمرد پیاده آمده بود.@ گفت نزدیک حرم امام حسین رسید یک سلام داد با آن خستگی، گفت تو نمیآیم فقط آمدم بگویم دوستت دارم خداحافظ. نه چیزی میخواهد نه حرفی بگوییم دوستت داریم ما برویم امام رضا بگوییم آمدیم بگوییم دوستت داریم و ما بار برمیداریم چون واقعاً جدی نیستیم.@ واقعاً امام زمان در تولدش از ما چه انتظار دارد؟ شام بدهیم ناهار بدهیم چراغانی کنیم شیرینی بخوریم شربت بدهیم؟ فکر کن چقدر مسخره است بابایتان در زندان باشد یا مادرتان بعد بگویید بابا ما برایت جشن تولد گرفتیم.@ جشن تولد یعنی چی یعنی میگوییم میخندیم صفا میکنیم کیک مخوریم به سلامتی شما، میگوید خودمم را هم دربیاورید من هم بیایم. بیاید یک سندی بگذارید آزاد کنید پول که دارید امکانات که دارید ما را از زندان آزاد کنید بدهی ما را بدهید ما هم بیاییم توی جشن تولد خودمان، نه شما جایت خوب است همانجا باش.@ تازه از آنور هم توی زندان میگوییم یک دسته چک بکش هزینههای جشنی که برایت گرفتیم را به ما بده داستان ما اینطوری شده نیمه شعبان برای امام زمان. او در آوارگی طردشدگی تنهایی از ما توقع دارد ما یک کاری برای ظهورش بکنیم و ما هِی شیرینی میخریم میخوریم جشن میگیریم خوشحالیم.@ پس خودش چیست حضرت خودش دارد میگوید آواره طرد شده تنها و یگانه است غصه دارد گریه دارد یک فکری یک کاری یک عملیاتی یک همتی یک نقشهای یک شبی یک سحری یک بیداری یک کاری بکن.@ بهترین کاری که آدم میتواند انجام بدهد همین است شما نگاه کنید شب قدر شب بیست و سوم مهمترین مسئلهای که هست 30 شب ماه رمضان به شما میگوید که افتتاح بخوانید (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ اِلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀٍ، تُعِزُّ بِهَا الاِسلام وَ اَهلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ) سیاسیترین ماه و سیاسیترین دعاها، هر شب.@ (اَللّهُمَّ اِنّا نَشکُو اِلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلیِّنا) شکایت شاکی بودن، ما شاکی هستیم یا نه؟ واقعا خداوکیلی ما شاکی هستیم؟ میگوید (نَشکُو اِلَیکَ) شاکی هستیم ما شکایت میکنیم که ما انقدر کمایم دشمن انقدر زیاد است غیبت ولیّ، نبودن پیامبر شاکی هستیم.@ واقعا در زندگی ما این جزء شکایتها دغدغهها خاستهها غصههای زندگی ما هست؟ شما وقتی این غصه را نمیخوری مجبوری غصههای بخشهای پایینی را بخوری و اساساً دلبستگی به بخشهای پایینی و غصههای پایینی است که نمیگذارد ما غصه بالاتر را بخوریم.@ یک روایت بخوانم از امام صادق(ع) خیلی زیباست این حکایت همه ماست روایت خیلی زیباست (مَن لَم یَمشِ فی حاجَۀِ وَلِیِّ اللهِ اُبتُلِیَ بِأن یَمشِیَ فِی حاجَۀِ عَدُوِّ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ)@ میگوید کسی که حرکت نمیکند تلاش نمیکند در حاجت ولیِّ الله نیاز ولی الله، خود حضرت فرمود نیاز من به شما به خاطر خودتان است وإلاّ من که ذاتاً به شما نیاز ندارم، کسی که تلاش نمیکند در برطرف کردن حاجت دوست خدا مبتلا میشود به اینکه تلاش بکند در برطرف کردن حاجت دشمن خدا.@ الآن شما در مسئولین ما نگاه کنید بعضی از مسئولین را عرض میکنم از دولتمردان غصهای که برای آمریکائیها و اسرائیلیها میخورند برای دنیای استکبار بیشتر از غصهای هست که باید برای نظام خودمان و مردم خودمان بخورند انقدر که حرمت آنها را میخواهند رعایت کنند حرمت مردم خودمان را رعایت نمیکنند.@ آدم ببین با خودش چکار کرده که مجبور است طرفدار دشمن شود در این 30 سال نگاه کنید چه آدمهایی رفتند طرفدار دشمن شدند از مرجع تقلید بگیر تا مجتهد تا رئیس جمهور تا وزیر تا نماینده مجلس و خیلی کسان دیگر ببین چه کسانی رفتند توی اردوگاه و خیمه دشمن و از آنها طرفداری و حمایت کردند سنگ آنها را به سینه زدند.@ آدم با خودش یک کارهایی میکند که یک جایی به جای اینکه سنگ خدا را به سینه بزند و سنگ خانواده آسمانی را به سینه بزند سنگ امام زمان را به سینه بزند سنگ دشمن را به سینه میزند به جای اینکه غصه پیشکسوتان جهاد و خون، فقرا، مستضعفین و محرومین را بخورد غصه مستکبرین را میخورد.@ خیلی هشدار کمرشکن است (مَن لَم یَمشِ فی حاجَۀِ وَلِیِّ اللهِ اُبتُلِیَ بِأن یَمشِیَ فِی حاجَۀِ عَدُوِّ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ) مبتلا میشود به اینکه تلاش بکند برای بخشهای دشمن خدا، این در نظام فردی درست است در نظام اجتماعی و جهانی هم درست است.@ در نظام فردی کسی که غصه بخش انسانی را نمیخورد غصه کودک عزیز روانش را نمیخورد مجبور است غصههای شکمش و زیر شکمش و غصه لباسش را بخورد و دائماً عزادار بخشهای پایینی است دائما برای بخشهای پایینی دارد برنامهریزی میکند.@ نقشه طرح فکر فسفری که میسوزاند برای نیازهای بخشهای پایینی یک هزارمش برای نیازهای بخشهای بالاییش نیست یعنی غصه بخشهای بالایی را اصلا ندارداگر یک کسی غصه بخشهای بالایی را بخورد بخشهایی پایینیاش خوب تأمین میشود.@ رمز شادی مؤمن که حضرت فرمود مؤمن هر چقدر از زندگیش میگذرد شادتر میشود اصلاًقرآن میگوید علامت ذاتی مؤمن دو چیز بود شادی و آرامش،علامت مؤمن این دوتاست اگر جایی این دوتا را ندیدید اصلاً خبری از ایمان نیست این توهم است کسی فکر کند مؤمن باشد عصبی و غمگین و پرخاشگر و پژمرده و افسرده باشد یک توهم است.@ (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که غصه میخورد به دنیا جهنمی است این را پیامبر رحمت میفرماید چرا؟ در غم و شادی گفتیم قیمت یک آدم به غصههایش است یادتان نرود شرافت یک انسان قیمت یک انسان به نوع غصههای اوست به دغدغهها و آرزوهای اوست.@ دستهای من را نگاه کنید غصهها جمادی باشد قیمتت هم همین است نباتی باشد قیمتت همین است حیوانی باشد همین است عقلی باشد همین است و فوق عقلی هم باشد قیمتت همین است تنها غصههایی که میتواند تولید شادی بکند غصههای فوق عقلانی است.@ تمام غصههای بخشهای چهارگانه پایین افسردگی میآورد حرص و جوش میآورد ناراحتی میآورد بداخلاقی میآورد باطن انسان را کثیف میکند ولی فقط بخشهای فوق عقلانی است که وقتی غصهاش سراغت میآید انرژی شادی و آرامش میآید سراغ شما.@ اگر آدم شرافتمند باشد غصههای شرافتمندها را انتخاب میکند برویم غصههای شاهان را انتخاب کنیم غصههای اهل بیت غصههای سلطان آخرت را انتخاب کنیم اگر قرار است غصه بخوری غصهات را هم باسلیقه انتخاب کن.@ اگر قرار است ناراحتی شوی برای چیزهایی ناراحت شو که آنها ناراحتاند برای چیزهایی غصه بخور که خدا میگوید افسردنی است واقعا غصه خوردنی است و اگر برای چیزی شاد میشوی ببین اهل بیت با چه شاد میشوند سبک زندگی یعنی همین.@ مگر شما نمیخواهی ملحق شوی به اهل بیت؟ مگر شما نمیگویی (اَن یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ اللهِ) اگر میخواهی به مقام امیر المؤمنین برسی باید غصههایت هم با غصههای امیر المؤمنین یکی باشد و اگر میخواهی به امام زمان برسی امام باقر(ع) فرمود در ذیل این آیه شریفه(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ)@ مردم عهد رسول الله با رسول الله مردم زمان حسن و حسین با حسن و حسین مردم زمان ما با ما و مردم زمان امام زمان با امام زمان محشور میشوندما با امام زمان محشور میشویم غصههایت را با امام زمانت یکی کن دغدغههایت را با امام زمانت یکی کن شادیهایت را با حضرت یکی کن این اصل است.@ تا ما مهندسی غصه نکنیم مهندسی محبوب نکنیم مهندسی فکر نکنیم هر چه تلاش میکنیم مثل کسی است که مهندسی بلد نیست هِی برود ساختمان بسازد میگوید ما دیدیم معلوم است پِی را میکَنی صفحه را میگذاری ستون میگذاری بعد آجر میچینی اینجوری به این راحتی نیست.@ به این مفتی که نیست هر کسی بنا نمیشود هر کسی مهندس نمیشود درسش را بخوان کارش را بکن تخصصش را باید یاد بگیری ما باید یاد بگیریم غصههایمان را مهندسی کنیم محبوبهایمان را خندههایمان را شادیهایمان را تفریحاتمان را مهندسی کنیم ریاضیِ ریاضی.@ ما باید یاد بگیریم شعبان را جدی بگیریم امام زمان را جدی بگیریم آخرت را جدی بگیریم نماز را جدی بگیریم ابدیت را جدی بگیریم ابدیت را جدی بگیریم ما باید یاد بگیریم که سختکوش باشیم برای موفقیتهایمان این اصل مهم است.@ شما یک استاد داشته باشید که درجه 10 است درجه 1 نیست اما با این استاد درجه 10 جدی کار بکنید میرسید و با درجه 1 اگر شوخی بگیرید و جدی کار نکنید نمیرسید. ما چقدر از این آدما و اولیاء خدا آدمهای قَدَر داشتیم اطرفشان پر از آدمهایی بودند که اینها را جدی نگرفتند.@ چرا پیامبر میفرماید (أَزهَدُ النّاسِ فِی العالِم أَهلُهُ وَ جیرانُهُ) بیرغبتترین مردم درباره یک عالِم خانواده و همسایههایش هستند به او عادت کردند میگوید این بابایم است این شوهرم است این زنم است عادت کرده لذا از کمالاتش نمیتواند استفاده کند.@ یک غریبه راحت از یک عالِم استفاده میکند تا اعضای خانوادهاش خانواده به او عادت کردند اصلاً نمیبینندش مثل پیغمبر که خانوادهاش نزدیکترین کسانش به او ندیدندش و هر چه دورتر بودند بهتر پیغمبر را دیدند.@ جدی باشیم در چینش معشوق جدی باشیم الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا تا ما این چینش را نکنیم تمام تلاشهایمان میریزد زمین یعنی عبادتها روزهها حجها کربلاها زیارتها کارهای تبلیغی فعالیت تدریس کتاب نوشتن خدمات علمی خدمات خیریه همهاش میریزد زمین چون مهندسی نشده، اول الله اهل بیت و جهاد در راه خدا ما این را خوب بچینیم.@ با همدیگر 5 مرتبه آیه (عمَّن یُجیب) را میخوانیم این آیه را إن شاء الله با اضطرار بخوانیم تمرین کنیم دعاهایمان را واقعا از ته دل با اضطرار با نیاز برای حضرت بخوانیم و دعا اگر با اضطرار نباشد اجابت هم نمیشود با هم با اضطرار برای رفع موانع ظهور حضرت، رفع اضطرار از شیعیان مسلمین مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگی خودمان، رفع اضطرار از زندگی فرزندان و جوانهایمان، نجات اموات، حل مشکلات کشور دعا میکنیم.@ (أعُوذ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم عَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه إن شاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@