اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در روابط خانواده آسمانی به صدق رسید. در مورد صدق چند جلسهای توضیح دادیم. این جلسه هم آخرین جلسه بحث صدق هست. انشاء الله در جلسه آینده بحث مهم دیگری را که امانت هست. آغاز خواهیم کرد عرض کردم که حتماً عزیزان به کتب اخلاقی علما در زمینه مسئله صدق و کذب درغگویی و راستگویی حتماً مراجعه بکنند که آن قضیه فوقالعاده مهم هست.@ اما سؤال اساسی این هست که ما چرا مجبور میشویم خیلی وقتها دروغ بگوییم و صدق را رعایت نکنیم حالا در روابط بین خودمان چرا مجبور میشویم صدق را رعایت نکنیم اگر یادتان باشد ما جلسه گذشته گفتیم که ما صدق در عقائد در اعمال و در رفتار و زبان داریم.@ حالا اگر توجه به این مراتب بکنیم از بالا اگر ما در عقائدمان با صدق روبرو نشویم در پایین هم موفق نخواهیم بود من یک قاعده بگویم این خیلی اهمیت دارد در جامعهشناسی در مطالعات تاریخی و مباحث روانشناسی فوقالعاده این مهم است.@ انسان به تعبیر علما مثل یک درخت واژگون هست یک درختی که از ریشه به اینگونه آویزان شده ریشهاش در خداوند تبارک و تعالی است و ساقه دارد تنه دارد و برگهای مختلف، این وضعیت یک انسان هست کسی که این نگاه را نسبت به خودش نداشته باشد و از انسانشناسی برخوردار نباشد خودشناسی را درست انجام نداده باشد خود صادق خودش را با خود کاذبش اشتباه میگیرد.@ وقتی که شما خود قلابی را به جای خود اصلی گذاشتی تمام زندگیت دروغ است اساساً یعنی شخص اساساً در مجرایی افتاده که صدق دیگر معنادار نیست.@ ببینید ما که زور نمیتوانیم بگوییم خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را با عدد و اندازه و مقدار آفریده هر چیزی سر جای خودش هست هر چیزی رقم دارد(إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ) ما هر چیزی را به اندازه خلق کردیم در این ریاضیات هست عددها هم قابل تجاوز نیست.@ همانطور که شما در یک شماره تلفن نمیتوانی دل بخواهی شماره بگیری اگر بخواهی به فرد مورد نظر برسی دقیقاً باید کد و شماره همان شخص را بگیری که بتوانی با او تماس بگیری زور نمیتوانی بگویی در مسائل معنوی و روحی هم همینطور هست در مسائل انسانی هم همینطور هست.@ یعنی شخص نمیتواند کد اشتباه را بدهد بعد بخواهد با فرد مورد نظر ارتباط برقرار بکند نمیتواند مسیر اشتباه برود بعد بخواهد به نتیجه مورد نظر برسد همه چیز عدد و اندازه دارد خداوند از اول میگوید بابا دقت کن من دارم چه میگویم من تو را از روح خودم خلق کردم و تو یک زن نیستی یک مرد نیستی یک حیوان نیستی یک فرشته هم نیستی هر چند همه این شئون را هم داری.@ یا بگوییم انسان همه اینها هست به اضافه فوق عقلش و بحث فطرت الهی است یعنی شما این پنج مرحله را باید با هم در نظر بگیری حس و خیال و وهم بخش حیوانیت را تشکیل میدهد هوش و عقل بخش فرشتهایت را، آن هم به شرطی که در استخدام بخش فوق عقلت قرار بگیری بخش فوق عقل هم بخش انسانیت هست حالا تو هی بالا برو پایین بیا و به خودت دروغ بگو مشکلی را حل نمیکند.@ خدا رحمت کند یکی از این فرماندهها را میگفت ما در جنگ چند ماهی محاصره دشمن بودیم چند ماه در یک پادگانی غذا هم نداشتیم میگفت درختها و علفهای پادگان را میکندیم میخوردیم یعنی هیچ غذایی نداشتیم علف بود گیاه بود میخوردیم میگفت تمام پوستهای همه ما سبز شده بود از بس خورده بودیم.@ گفت خدا رحمت کند شهید چمران آمد و بالاخره آنجا را آزاد کرد و پادگان را هم آزاد کرد و به ما رسید و خلاصه یک مقدار گوشت به ما رساند در پادگان گفت بعد از مدتها گرسنگی یک آبگوشت درست کردیم که بخوریم گفت لحظه آخر که دیگر همه شکمهایشان را صابون زده بودند که بعد از ماهها میخواهند یک غذا بخورند و آبگوشت بخورند.@ یک گربه آمد افتاد در این آبگوشت گفت همه گفتیم آقا انشاء الله که بادمجان بوده آقا این انشاء الله بادمجان حل نمیکند بالاخره یک گربه آنجا افتاده یعنی غذا نجس است غذا تمام شد رفت پی کارش، ما خیلی وقتها نجس میخوریم بعد میگوییم انشاء الله که بادمجان بوده.@ یعنی هر چه خدا میگوید تو آدمی ما میگوییم نه من یک زنم من یک مردم من یک پدرم تا میگویی من یک زنم یک مردم یک پدرم یک عمویم یک خالهام یک رییس جمهورم یک نخستوزیرم یک رییس مجلسم یک نماینده مجلسم یک سرلشکرم داری بخش وهمی را میبینی یا نه میگویی من یک پزشکم یک دکترم یک استادم باز داری بخش هوشی و عقلیت را میبینی این دروغ است.@ ما این نیستیم شما به محض اینکه به خودت دروغ اصلی و اولین دروغ را گفتی باید در خیلی جاها به خودت دروغ بگویی و برای همین الان جامعه جهانی دچار یک دروغ بزرگ هست و آن تعریفی که از انسان دارد میشود در تمام دانشگاهها دارد تعریف دروغ میشود.@ اقتصادهای دروغین نوشته میشود سیاستهای دروغین نوشته میشود روانشناسیهای دروغین نوشته میشود جامعهشناسیها همه دروغ نوشته میشود مدیریتها دروغ دارد نوشته میشود روابط زن و مرد دروغ دارد نوشته میشود هنر دارد دروغ نوشته میشود قرنهاست بشر در دانشگاهها بزرگان علم دارند دروغ میگویند و جامعه و مردم هم این دروغها را میپذیرند و خوششان هم میاید بپذیرند این دروغها را دوست دارند این دروغ را بپذیرند.@ جامعهای که اساسش بر اساس دروغ طراحی شد دیگر بقیه چیزهایش نمیشود راست در بیاید حالا برسیم به روابط بین انسانها روابط انسان واقعاً در طبیعتگرایی دروغ هست شما وقتی که بحث فوق عقل را حذف بکنی طبیعتگرایی میشود.@ چه بخواهی دکتر مهندس باشی استاد باشی چه میخواهی بخش وهمی و خیالی و حسی و حیوانی زندگی بکنی دیگر دروغ یک چیز شایع و لوازم جزء لوازم زندگی توست یک مسلمانی که دقت نمیکند انسان است نفخه الهیست دقت نمیکند که روح او، او از نظر شخصیت انسانی فرزند حقیقی محمد و آل محمد هست دیگر تمام زندگی این بر اساس دروغ دارد تنظیم میشود.@ یعنی مشکل اساسی جامعه ما این هست که ما با جامعه کاذب روبرو هستیم جامعه کاذب حکومت کاذب سیاستهای کاذب دانشگاههای کاذب تعریفهای کاذب علوم کاذب، که اینها راست نیست همهاش دروغ تنظیم میشود همهاش بد طراحی شده و اینجا با انسان کاری ندارد.@ مردم دروغگو بار میایند دانشجویمان دروغگو بار میاید استادمان دروغگو در میاید پزشکمان دروغگو در میاید کاسبمان دروغگو در میاید چون نگاهی که به خودش دارد یک نگاه غلط و دروغ است نگاهی که به خودش دارد یک نگاه اشتباه است شما تا نگاهت را به خودت درست نکنید مقوله انسانشناسی را درست نکنی واقعاً درست کردن جامعه حرف خندهداری است تعارف است.@ شوخی است یک کسی بگوید میخواهیم یک کار فرهنگی بکنیم جامعه را بسازیم جامعه را به سمت تقوا ببریم به سمت کار معنوی ببریم این غلط است یک طلبه یک روحانی یک مرکز فرهنگی یک حوزه علمیه یک دانشگاه یک مؤسسه فرهنگی یک سازمان فرهنگی یک شورای عالی فرهنگی در این کشور هم تشکیل بشود امکان ندارد بتوانند زندگی مردم را سروسامان بدهد.@ مگر اینکه اول تعریف مردم از خودشان را درست بکنند مگر اینکه تعریف مردم از خودشان را درست بکند یعنی باید جامعه راست بگوید اول اول تعریف درست را از انسان به او معرفی بکنیم به او بگوییم بعد این به صدق برسد وقتی به صدق رسید با اله خودش بعد با خانواده آسمانی خودش بعد سراغ مردم میاید.@ کسی که با اله خودش در مقام صدق نیست با خانواده آسمانیش هم که اصلش هستند ریشهاش هستند در مقام صدق نیست وقتی میاید پایین با مردم چطوری میتواند صداقت را رعایت بکند این شخص مثل وقتی گفتیم یک درخت واژگون یعنی چی؟ یعنی این از ریشه خودش را کنده برده اشتباهی جای دیگر گذاشته آقا حقیقت تو این است تو ریشهات در خداست.@ وقتی میبری میزنی به شیطان میسوزد دیگر این چیزی از او نمیماند خواستهها آمالها اهداف آرزوها باید بر اساس ساختار حقیقی باشد این را در بحث مهندسی آرزوها مفصل توضیح دادیم.@ یک کسی آرزوهایش دروغین است قلابی است یا وهمی است یا خیالی است یا حسی است یا عقلی است این بشر این بدبخت تا آخر عمر به دروغ زندگی میکند وقتی میخواهد در عالم صدق برود عالم صدق چیست؟ برزخ هیچ چیزی ندارد مطابق با آنجا مثل یک جنینی که در رحم مادر به دروغ زندگی کرده اصلاً به او گفتند که دنیا نیست خبری نیست هر طوری دلت خواست زندگی کن.@ این فقط همینطوری در رحم بزرگ شده نه دست تهیه کرده نه پا نه چشم نه گوش نه سلسله اعصاب هیچی تهیه نکرده فقط بزرگ شده فکر کرده زندگی یعنی این وقتی وارد عالم صدق میشود صدق کجاست؟ دنیا چون همه چیزش صادقانه است اندازه دارد.@ وقتی که با این تصدیق ندارد تطبیق ندارد بدبخت میشود جهنم میشود آن چهار نوع تولد خطرناک میشود عالم ملکوت عالم صدق است دروغ نیست شما وقتی که با عالم راست با عالم صدق دروغ میگویی و بر اساس یک دروغ داری زندگی میکنی به محض اینکه وفات میرسد اینکه در روایت داریم(اَلمَوتُ حَقّ وَ الوَزنُ حَقّ) چرا میگوید حق؟ یعنی صدق در آن است حق است اینها ما میگوییم اینها حق نیست.@ زباناً میگوییم اما به صدق رفتار نمیکنیم(وَ الوَزنُ یَومَئِذٍ الحَقّ اَشهَدُ اَنَّ الصِراطَ حَقّ وَ المِرصادَ حَقّ وَ المیزانَ حَقّ وَ اَنَّ الجَنَّۀَ وَ النّارَ حَقّ وَ الوَعدَ وَ الوَعیدَ بِهِما حَقّ) آقا اگر حق است و صدق است اگر راست است اینها واقعاً پس این سبک زندگی ما چرا اینطوری است؟@ چرا این همسر چرا این تربیت بچه چرا این محل زندگی چرا این شغل چرا این رفیقها چرا این دوست چرا این درآمد چرا این لقمه چرا این اخلاق؟ دیگر جور در نمیاید این دیگر دروغ بزرگی است که ما به خودمان میگوییم حالا یک کسی که در جامعهای که اساساً آدمها دروغی دارند زندگی میکنند.@ همه دارند فیلم بازی میکنند هیچکدام بر اساس نقش اصلی که انسان هست و منطبق با هدف خلقتشان هست زندگی نمیکنند چه توقعی دارید آدمها به هم راست بگویند چون شخص از ابدیت بریده از آدمیت بریده از جاودانگی بریده حالا هی در حق همدیگر ظلم میکنند و دروغ میگویند.@ ما تا صدق در عقیده را حل نکنیم در عمل در هیچ موردی موفق نیستیم شما میخواهی بچهات را تربیت بکنی بچه نمازخوانی بشود بچه با حجابی بشود بچه مؤدبی بشود بچه راستگویی بشود اول عقیدهاش را به صدق برسان یک جامعه زیرمجموعهات را اول عقیدهاش را به صدق برسان شما تا این را موفق نشوید هر چقدر هم شما تصمیم بگیرید که صادق باشید نمیتوانید.@ چون اساساً یک کسی بگوید من سعی میکنم در یک محیط زیر باران خیس نشوم نمیشود بروم در آب خیس نشوم اینکه حضرت مسیح(ع) میفرماید در آب رونده خیس شونده است شما رفتی در وسط استخر در دریا افتادی میگویی من نمیخواهم خیس بشوم اصلاً این مکانی که انتخاب کردی آب است دروغ میگویی من نمیخواهم خیس بشوم یا خیس نمیشوم.@ دیگر بعضیها اینقدر به خودشان دروغ گفتند میروند بدترین رفیقها بدترین محیطها بدترین زندگی بدترین لقمه بدترین همسر بدترین محل زندگی بدترین رشتهها را انتخاب میکنند بعد میگویند نه ما خیلی هم خوشگلیم.@ به یک نفر گفتند چقدر تو زشتی گفت نه من خیلی هم خوشگلم در بیمارستان عوض شدم داری دروغ میگویی نمیشود که این اصلاً صدق نیست ما داریم یک عمر سر خودمان را کلاه میگذاریم هی داریم دروغ میگوییم و عجیب واهمه ما سر ما خیلی راحت کلاه میگذارد.@ ما میگوییم آقا اینکه مُرده با کسی کاری ندارد صدق است حق است واهمه میگوید نه آن صدق را قبول نکن الان این مرده بلند میشود دنبالت میکند اگر بروی در قبرستان الان دستش را از توی قبر میاورد بیرون میکشدت تو، الان دست به مرده بزنی یک دفعه بلند میشود یقهات را میگیرد آدم بزرگ است استاد دانشگاه است عاقل است عاقل که نه باهوش است.@ اگر عاقل بود نمیترسید اما نمیتواند نترسد میگوییم این تاریکی کاری ندارد نمیتواند نترسد یعنی واهمه میاید دروغ میگوید ما دروغ واهمه را قبول میکنیم و صدق عقل را قبول نداریم مشکل جهانی ما الان این هست یعنی مشکل جامعه جهانی این هست که جامعه جهانی میلیاردها انسان دارند دروغی زندگی میکنند براساس یک تعریف غلط از انسان هدف خلقت.@ خداهایشان هم دروغی است یعنی وقتی ما گفتیم یک جامعه مذهبی هستیم باید خدایش راست باشد وقتی خدایش الله نیست آن خداهایی هست که ما خودمان با ذهن خودمان ساختیم این جامعه به راستی به معنویت نمیرسد.@ پس ما اول باید صدق در عقیده را حل بکنیم این مسئله را تا بعد در صدق در کلام و ارتباطاتمان هی سر همدیگر را کلاه نگذاریم با مشکل روبرو نشویم اول من این دروغ را بگویم(اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله) من شهادت میدهم میبینم نه اینکه میدانم میبینم که معشوقی الهی جز الله و کمال مطلق و بینهایت ندارم.@ این بزرگترین دروغی هست که اولین دروغ را اینجا گذاشتیم سنگ بنای دروغ(اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله) شهادت میدهم در حالی که یک کسی که میخواهد صدق داشته باشد باید برود بگوید مادر پدر استاد حاجآقا روحانی محل یا هر کسی که میداند آن کسی که تخصص دارد.@ ما که میگوییم(اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله) بعد به نبوت پیامبر شهادت میدهیم بعد به ولایت امیرالمؤمنین شهادت میدهیم من دیدم اینها را مگر که میگویم راست است این را شما به ما گفتید بگویید ما داریم میگوییم ولی من که ندیدم اینها را که پس بگذار اول این دروغم را حلش بکنم بگذار اول ببینم راست میتوانم بگویم ببینم یا نه یک پدر یک مادر یک معلم اول باید زیرمجموعه خودش را به شهود برساند.@ یعنی به آنها یاد بدهد که چطوری بفهمند الهی جز الله ندارند اولین قدم صدق این است شما تا اینها را متوجه نشوید این همه کلماتی که در قرآن در مورد صدق هست آخ آخ چکار میکند این آیه(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ) اگر یک کسی همین آیه را به عنوان ذکر انتخاب بکند آنقدر مستکننده است آنقدر شادکننده است آنقدر به روح آدم قدرت میدهد که حد ندارد.@ همین(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ) در بهشتها در نهرها، کجا(فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ) در نشیمنگاه صدق، کجا(عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) پیش پادشاه مقتدر پیش خود خدا من اگر بخواهم پیش خود خدا بروم اللهام باید راستی باشد یک الله حقیقی باشد.@ پس اولین کاری که مخاطب باید بکند این برنامه ما را دهها میلیون نفر از طریق ماهواره میبینند من خواهشم به همه آنها همین هست چون بحثهای اولیه خانواده آسمانی را توضیح دادیم مهارتهای شهادت را توضیح دادیم در یاد خدا توضیح دادیم در نسیم حیات توضیح دادیم که یک شخص اول باید شهود را یاد بگیرد که من واقعاً شهادت میتوانم بدهم اعتراف بکنم که دیگر از من گرفته نشود.@ چون وقتی شما یک چیزی را دیدی دیگر نمیتوانی بگویی ندیدم من دیدمش دیدن دیگر دروغ از کار در نمیاید من دیدم که الهی جز الله ندارم حالا نمیروم سراغش یک بحث دیگر است ضعیفم در حرکتش آن یک بحث دیگر است ولی اول این را ببین به یک کسی یقه یک کسی را بگیرید هر کسی میتواند کمکتان بکند.@ بگو آقا یک بار به من یاد بده که من اول این را یاد بگیرم که ببینم ما در همه برنامهها این چند هزار برنامهای که نوشتیم یکی از چیزهایی که حتماً جزء برنامه نوشتیم این شهود است یعنی سیدی یاد خدا مباحث معنوی اینهایی را که نوشتیم در آن تمرینات شهود هست.@ حتی یک نفر هم تا الان در این سالها پیدا نشده بیاید بگوید آقا من این را شنیدم دیگر نمیتوانم شهادت بدهم نه شهادت راحت است کار راحتی است خدا میگوید شما اگر دقت بکنید اولین چیزی که میبینید خود من را دارید میبینید قبل از اینکه پدر مادرتان را ببینید و اولین چیزی را که میتوانید درکش بکنید و حتی اگر پدر مادرت را مببینی داری با من میبینی.@ همه اشیاء را ما با الله داریم میبینیم بدون الله رؤیت حس خیال و توهم و تعقل معنا نمیتواند پیدا بکند و حتی بدون الله تو نمیتوانی خودت را هم ببینی انسان به معنای دقیق اگر دقت بکند وقتی دارد خودش را شهود میکند خودش را همراه الهش میبیند اینها را که دیگر در مباحث نسیم حیات و اردوی اسماء الله کامل کار کردیم.@ این را اول راستش بکن دقیق این راست اگر کسی نمیفهمدش حتماً درخواست بده در برنامهها گفتم معرفی هم کردم اول من یاد بگیرم که این را راست ببینم خودم و آن شاخه من ریشهام را در کجا میتوانم پیدا بکنم در الله فرمود(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) خودش دارد میگوید میگوید من روح خودم را در شما دمیدم ریشه شما روح من است روح الله است.@ روح نزدیکترین و شبیهترین موجود به خداست یعنی نفر دوم نظام وجود است کیست؟ خود حضرت خبر میدهد(اَوَّلُ ما خَلَقَ الله نوری) اولین چیزی که خدا خلق کرد من بودم یعنی من یاد بگیرم که بدانم من ریشهام در کجاست ریشهام اصلم حقیقتم خانواده آسمانیم محمد و آل محمد(ع) هستند.@ این را اگر درک کردی بقیه شهودها شهود نبوت خیلی کار سادهای است و شهود ولایت بسیار کار سادهای است. انسان وقتی خودش را بشناسد محال است تشخیص نده که ریشهاش کجاست و چرا به معصوم احتیاج دارد و به کمتر از معصوم نمیتواند اعتماد بکند چرا به نبی و ولی احتیاج دارد این که خیلی بدیهی و خیلی ساده است.@ صدق بعد از این مرحله که انسان با الله پیدا کرد دیگر به مبارزه بیهوده نمیپردازد که بخواهد با معشوق اصلی خودش مبارزه بکند و از آن فرار بکند شما هر جا بروید خدا هست از خدا نمیشود فرار کرد(وَ لا یُمکِنُ الفِرارُ مِن حُکُومَتِه) شما دیگر نمیتوانی دیگر به دلت دروغ بگویی.@ بگویی نه تو با ماشین راضی میشوی تو اگر خانت را عوض بکنی شاد میشوی تو اگر زنت را عوض بکنی شاد میشوی تو اگر شوهرت را عوض بکنی شاد میشوی تو اگر ازدواج بکنی مشکلت حل است تو اگر یک سفر خارج بروی مشکلت حل است و به آرامش میرسی تو اگر وزیر بشوی رییس جمهور بشوی مشکلت حل میشود آرامش پیدا میکنی محال است همه دروغ است.@ لذا من دنبال دروغ دیگر نمیگردم یعنی میدانم(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) فقط میدانم که فقط یک نفر یک کس هست که میتواند من را شاد کند آرام بکند و آن الله هست و ارتباط با یک چیز هست که میتواند من را قدرتمند و شاد بکند ارتباط با خانواده آسمانی به معنای عملی و حقیقی اگر بخواهم به الله برسم.@ تا مسئله(لا اله الا الله) را حل نکنید شما وقتی میایید سر نماز چهل سال پنجاه سال سر نماز دروغ میگویید ایاکَ تو ایاکَ تو فقط تو را(نعبد) حرف تو را گوشم میکنم تابع تو هستم و فقط(ایاکَ) از تو کمک میخواهم این هم دروغ بزرگی است که داریم میگوییم.@ چرا این دروغ ایجاد میشود در نماز؟ برای اینکه ما در(اشهد ان لا الا الله) دروغ گفتیم گفتیم بله علما گفتند دین ما میگوید(اشهد ان لا اله الا الله) بعد هم سرم را از نماز برمیدارم میگویم(اشهد ان لا اله الا الله) من دارم میبینم که الهی، داری دروغ میگویی اول نمازت را راست کن اول عقیدهات را راست کن اول شکهایت را برطرف کن تردیدهایت را اول برطرف بکن.@ ما خیلی وقتها عزیزان میایند نامه مینویسند برای ما مینویسند که ما مشکلمان این هست که اینجا وسواس داریم اینجا مشکل فکری داریم اینجا مشکل عقیدتی داریم اینجا مشکل اخلاقی داریم من بداخلاقم من آرام نیستم من چی دارم همه این درگیریها برمیگردد به این که ما سیستمان دروغ است اصلاً سیستم غلط و دروغ این همه تبعات میاورد.@ ایمان دروغ تبعات دارد(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) اول راست بگو راست یعنی چی؟ بگو اِ من که دارم در نماز میگویم تو، این تو کیست؟ اول ما با یکی حرف میزنیم میخواهیم به او بگوییم تو، شما ببینید یک نابینا وقتی میخواهد حرف بزند در خیابان میخواهد یک کسی ردش بکند از خیابان اینطوری میکند این عصایش را دستش گرفته.@ میگوید آقا خانم یعنی من نمیبینم تو را، نمیدانم این کسی که دارد از کنار من رد میشود آقا است یا خانم است چرا ممکن است بگوید من با صدا فهمیدم صدا را شنیدم خانم یا آقاست درست در میاید ولی یک کسی دارد قدم میزند از جلویش رد میشود میگوید اول مشخص بکنم ببینم این آقاست یا خانم است.@ صدق(ایاکَ) یعنی تو را من دارم میبینم میبینیش پس اگر نمیبینی نگو ایاک بگو من کورم گفتم بگو میگویم واجب است میخوانیم عیبی ندارد ولی بالاخره نمازم را باید ارتقا بدهم برسم به یک جایی که وقتی جلویش میایستم ببینمش به او بگویم حالا(ایاک) میبینمت تو، من تو را فقط راست در میاید بقیه چیزها هم راست میشود.@ خودش هم میگوید تو چه موقع میتوانی من را ببینی ببین(بسم الله الرحمن الرحیم) اول کمال مطلق را باید ببینی به عنوان الله بعد به فهم رحمان و رحیمیتش برسی اللهایست که کمال مطلق است رحمان و رحیم است که نمیتواند غیر از این باشد وقتی که او کمال مطلق هست همه قشنگیها صفتهای خوب کمالات هر چیزی که در عالم هست خود من و همه کمالاتم مال او هستیم.@ پس هیچ کس از خودش هیچ چیز ندارد لذا(الْحَمْدُ) حمد و سپاس ما کیست همه(لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) من با یک اللهیی روبرو هستم که او اینگونه هست باز چی اینقدر قشنگ است این الله که باز(الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) دیگر چی(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) این مالک و حاکم روز جزاست حاکم قیامت است همه کاره است.@ چون این هست تا این مرحله را شما طی نکنید و به باورت نرسیده باشد چه شهودی داری حالا میگویی(ایاک) این الله تویی که اینگونه هستی تو حالا من میتوانم به تو بگویم من فقط سبک زندگی را که تو تعیین میکنی قبول دارم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) یعنی من روش زندگیم را از غیر تو نمیگیرم و فقط هم در کارهایم از تو کمک میخواهم.@ چون کسی نیست غیر از تو به من کمک بکند حالا در این مسیر که کمک خواستم اولین کمکم این هست که کمک هدایتی میخواهم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) صراط چه کسانی؟ آنهایی که این مسیر را تا آخر رفتند(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) نعمت به آنها این هست که آنها این مسیر را رفتند بزرگترین نعمت هدایت است.@ هیچ نعمتی بالاتر از این که انسان صدق داشته باشد نیست شما نعمتی بالاتر از راستی دارید وقتی در مسیر غلط هستی دیگر نعمت نداری میخواهی شمال بروی آدرس به تو دادند داری میروی به سمت جنوب دیگر نعمت در حرکت نیست دروغ است همه عظیمترین نعمت هدایت است.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) دروغ هم نمیخواهم بگویم(غَيْرِ الْمَغْضُوبِ) من اینها را نمیخواهم(وَ لاَ الضَّالِّينَ) را هم نمیخواهم نه مغضوبین را کار دارم با آنها و نه ضالین میافتی به صدق وقتی افتادی به صدق سبک زندگی میخواهی تا سبک زندگی میخواهی تا میگویی هدایت در هدایت معلوم است تو احتیاج به استاد مربی و الگو داری تمامش فطری است.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ) الذین یعنی چی؟ یعنی کسانی یک کسانی تا گفتی یک کسانی تو غایتت الله است آن کسان باید بتوانند به بزرگی الله برای تو جلوه بکنند و الله را به تو نشان بدهند(صِراطَ الَّذِينَ) خودش میگوید من رهبرم نمیتواند غیر از مظهر الله باشد من چون معشوقم الله است اول شهود کردم که الهم الله است غایتم الله است وقتی مشخص شد که غایتت الله است حالا مربی احتیاج داری.@ یک کسی باید تو را به سمت الله و آن جاودانگی ببرد حالا قرار است ببردت به آنجا خودش باید بتواند به همان بلندا باشد که بتواند تو را ببرد دیگر غیر معصوم نمیتواند باشد غیر متخصص نمیتواند باشد.@ در ذات تو عصمت خوابیده در ذات تو در حاق وجودت همانطور که میل به آب خوابیده میل به منزل و مسکن و همسر و فرزند خوابیده در ذاتت جزء نیازهای ضروری وجودت دارد فریاد میزند که من به غیر متخصص معصوم نمیتوانم اعتماد بکنم.@ لذا این شهودی است نفس ما دارد شهادت میدهد اگر شهادت داد که الهت الله است نمیتواند شهادت ندهد که رسولت هم باید معصوم باشد امامت هم باید معصوم باشد لذا(اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان امیرالمؤمنین علیاً حجۀ الله) حجت خداست.@ یعنی خدا میگوید اگر میخواهی به من برسی دست علی را بگیر ببینید پیغمبر چقدر قشنگ میگوید(عَلیٌ مَعَ الحَقّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلی) علی همراه حق است و حق هم همراه اوست وقتی دعا میکند میگوید(اَللّهُمَّ اَدرِ الحَقّ حَیثُ دارَ علی) خدایا هر جا علی میرود حق هم همانجا برود.@ حق مهمتر است یا علی؟ کدام مهمتر است حق یا علی؟ دعا را نگاه کنید چطوری آموزش میدهد میگوید اصلاً علی میزان الحق است معیار حق است حق بدون علی برای مردم شناخته شده نمیتواند باشد حق بدون علی ظهور نمیتواند داشته باشد.@ لذا میگوید حق را تابع علی بکن چطوری پیغمبر به ما بفهماند این را، نمیگوید علی را تابع حق بکن چون اگر اینطوری باشد این امام به درد من نمیخورد یک امامی که برایش دعا بکنیم دنبال حق برود دیگر به درد من نمیخورد پس من به او شک دارم نه حق را تابع علی بکن یعنی اساساً من وقتی متخصص معصوم نداشته باشم به حق اصلاً نمیرسم حق برایم شفاف نیست.@ مگر انسان میتواند به مطلق بدون ظهور برسد مطلق بدون جلوه قابل دسترسی نیست(اَللّهُمَّ اَدرِ الحَقّ حَیثُ دارَ علی) پس بیفت دنبال امام معصوم و خانواده آسمانی خودت راهت را بکش برو و سبک زندگیت را هم با معصوم مشخص بکن حالا که اینطوری هست باید با رسولت صادق باشی با امامت هم صادق باشی، صدق با رسول یعنی چی؟ صدق با الله را فهمیدیم.@ یعنی اینکه خدایا من اجازه نمیدهم هیچ معشوقی خودش میگوید آن هشت تا معشوق در مقابل آن سه تا معشوق صد بار این آیه را کمتر از صد بار خواندیم در این جلسات اگر آن هشت تا معشوق پدرها و بچهها و خواهرها و برادرها و همسر و مال و تجارت و شغل و مسکن و این چیزها عزیزتر از سه چیز هستند در نزد شما این صدق میشود الله خانواده آسمانی و جهاد.@ اگر برای شما از این سه تا عزیزتر هستند میگوید تو دیگر صادق نیستی فاسق هستی فاسق یعنی کسی که دارد انحرافی میرود وقتی افتاد در جاده یا صادق است یا فاسق، میگوید تو منحرف شدی انحرافت را برگردان تو بینهایتطلبی جز بینهایت هم تو را آرام نمیکند پس برگرد الله چهارده معصوم و تلاش کن در این مسیر در راه اینها و بروی جلو، با جهاد با اینها همراه باش.@ پس وقتی که در نظام محبتی و عشق خودت الله را همیشه و این سه تا را در بالا نگه میداری صدق داری صدق با رسول چیست در عمل؟ میگوید(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) این صدق است اگر که الله را دوست دارید همراه من رسول بیایید تا من شما را به الله برسانم پس پیغمبر میخواهد ما را به الله برساند.@ تازه میگوید من شما را به محبوبتان نمیرسانم که به محبوبتان برسید بلکه من یک کاری میکنم که شما محبوب خدا بشوید(يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) خیلی مسئله حساس است یعنی اینطوری نیست که خدا فقط دوستتان داشته باشد شما اگر دنبال من آمدید شما خدا را دوست دارید به معشوقتان برسید نه شما محبوب خدا میشوید اگر دنبال پیغمبر راه بیفتید.@ خیلی حرف است آیه است محبوب خدا میشوی اگر دنبال پیغمبر بروید حالا پیغمبر میخواهد ما را برساند چطوری میتواند برساند این پیغمبر الان بنده در سال 1433 هستم او سال دهم از دنیا رفته من چکار کنم الان، یعنی 1423 سال من با او فاصله دارم من دستم به او نمیرسد میگوید نه ما نمیگذاریم شما بدون متخصص معصوم باشید.@ زمین را ما خالی از متخصص معصوم نمیگذاریم(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) بگو من از شما هیچ اجری نمیخواهم مگر مودت خاندانم، مودت یعنی چی؟ آمدند اشتباهاً دو تا لغت را قاطی کردند و سر مردم کلاه رفت محبت و مودت مودت را برداشتند و جایش محبت را گذاشتند دروغ و انحراف بزرگ در تاریخ اتفاق افتاد.@ چه در جهان تشیع و چه در جهان تسنن به تبع آن در همه دنیا این دروغ دیگر رواج پیدا کرد که پاداش پیغمبر دوست داشتن خاندان هست ما وقتی که این آیه را میخوانیم با علمای اهل سنت میگویند چه میگویید شما ما در حدیث داریم خودشان میگویند حدیث صحیح معتبر هست که فرزندانتان را بر حب آل پیغمبر تربیت بکنید برای همین بچههایمان را به حب آل پیغمبر تربیت بکنید سنیها راست هم میگویند.@ شما الان بروید در همین کردستان خود ما اهل سنت مقتلخوانی دارند برای امام حسین من یک رفیقی دارم از شعرای اهل سنت هست قصیدههای فوقالعادهای در مورد امام زمان دارد در مورد امام رضا دارد یک قصیده مفصل در مورد کفشدارهای امام رضا سروده.@ اینقدر عاشق امام زمان عاشق امام رضا ائمه هست به من اینطوری میکرد میگفت شما شیعه اهل تسننید من سنی اهل تشیع هستم میگفت من از شما خیلی شیعهتر هستم من از شما خیلی محبتر هستم راست میگوید محبّند مقتلخوانی هم دارند گریه هم میکنند.@ شما ائمه چهارگانه اهل سنت را نگاه کنید بیشترین احادیث در مورد عظمت امیرالمؤمنین ائمه حضرت زهرا شما یک دانه از کتابهای اهل سنت کتاب معتبر اهل سنت ندارید که این روایت در آن نیامده به جای اینکه(فاطِمَۀُ بِضعَۀُ مِنی مَن آذاها فَقَد آذانی) همه علمای اهل سنت ائمهشان نقل کردند(اِنَّ الله یَغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَۀ وَ یَرضا لِرِضاها).@ بیشترین اسناد غدیر خم در کتابهای اهل سنت است بیشتر از شیعه نقل کردند آقا میگویند که ما مشکل نداریم با ائمه، ما دوستشان داریم ولی قرآن دوست داشتن را کافی نمیداند میگوید محبت نه میگوید(إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) شما باید اطاعت بکنید اینها را مودت یعنی محبتی که همراه فداکاری و اطاعت هست همراهی است معیت است.@ شما راه خودت را برو فقه اهل بیت برای خودشان فقه شیعیان برای خودشان ما هم فقه خودمان را داریم دوستشان هم داریم اهل بیت را،جور درنمیاید مودت خواسته شیعه آمد این اشتباه را کرد از خودمان بگویم کاری به بقیه نداریم شیعه آمد این کار را کرد.@ گفت آقا قربان ائمه برویم ما دوستشان داریم خب چی شد؟ یازده امام متخصص معصوم خدا داد به مردم، مردم گفتند ما ارادت داریم و دوستشان داریم وقتی آنها میگفتند که بیایید با ما همکاری بکنید میگفتند آقا ما دوستتان داریم بیایید نه ما کار داریم کار و زندگی داریم کمک نمیتوانیم بکنیم.@ آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا برای چی نشستید شما و قیام نمیکنید حضرت فرمود برای چی، چی شده؟ آقا شما این همه یار دارید گفت فکر میکنی من چقدر یار دارم؟ امام صادق فرمود، گفت صد هزار نفر هستند یاران شما، حضرت گفت صد هزار نفر من یار دارم گفت بلکه بیشتر دویست هزارتا.@ در روایت داریم فرمود دویست هزار تا یار دارید شما حضرت گفت دویست هزار تا یار گفت بله گفت میایی با هم برویم بیرون یک گشتی بزنیم گفت برویم رفتند با هم گشت زدند میگفت همینطور که رفتیم به یک مرتع رسیدند دیدند چند تا گوسفند دارند میچرند امام صادق(ع) فرمود اگر من به تعداد این گوسفندها یار داشتم نمینشستم.@ خود راوی میگوید من شمردم هفده گوسفند میگوید امام صادق چهار هزار تا شاگرد داشته میامدند درس میخواندند اما فَتَحی مذهب بودند زیدیه بودند واقفیه بودند اهل سنت بودند دو تا از امامان اهل سنت شاگردان حضرت بودند ابو حنیفه مالک اینها شاگردان خود حضرت بودند.@ اما شیعه، شیعهای که مودت داشته باشد کجاست؟ حضرت میگوید نیست لذا وقتی ائمه را دانه دانه میکشند کسی نیست برود بگوید برای چی میکشید ما دفاع بکنیم چون مودت نیست فقط گریهکن هستند میگذارند بکشند بعد میروند برایش گریه میکنند آخ خدا لعنت کند اینها که بچه پیغمبر را کشتند آقا بچه پیغمبر را همه کسانی کشتند که مودت نداشتند.@ شما فکر میکنید عمر سعد محبت نداشته چرا عمر سعد هم محبت داشته خودش چقدر تردید دارد لشکریان عمر سعد محبت نداشتند محبت داشتند ولی مودت نمیتوانستند داشته باشند لقمه حرام خورده بودند دیگر مودت از کار افتاده.@ دانه دانه ائمه کشته شدند تا رسیده به امام زمان(ع)، امام زمان هم 1180 سال در دروغگوییهای ما به قول علی(ع) فرمود خیلی کشنده است آقا این حرفها خدا نکند من نمیتوانم نگویم عزاداری است من روضه امام زمان را بیشتر میتوانم بخوانم تا روضه ائمه قبلی را، من مصیبتهای امام زمان را بیشتر باید بخوانم چون امام زمان من الان مصیبتزده است.@ یعنی فردای قیامت به ما میگویند شما چرا مصیبت امام خودتان را نمیخوانید امام حسین الان به ما میگوید میگوید شما هی ننشینید مصبیت من علی اکبر علی اصغر رقیه اینها را بخوانید خوب است ولی به مصیبت امام زمان خودتان توجه بکنید امام زمان مصیبتزده است.@ حضرت علی(ع) فرمود در بین شیعیانش(اَلطَریدُ الشَریدُ الفَریدُ الوَحید) طرد شده آواره تنها و یگانه است این مصیبت از مصیبت امام حسین خیلی بالاتر است ما 1180 سال گفتیم امام زمان دوستت داریم امام زمان چاکرتیم امام زمان نوکرتیم امام زمان میخواهیمت امام زمان شام میدهیم برایتان ناهار میدهیم.@ امام حسین دوست داریم ببین من مشکی پوشیدم ببین من پرچم زدم بین من شام میدهم ببین من ناهار میدهم ببین من نذر و نیاز دارم، امام حسین میگوید که شام ناهار عزاداری یهودیها هم میکنند بهتر از شما، مسیحیها هم میکنند بیشتر از شما خرج میکنند.@ شما بروید هند ببینید حسینیههایی هست که صد هزار نفر عزاداری میکنند که نصفش مسلمان نیستند اینها که علامت محبت من نیست اول از این خدا از شما مودت خواسته مودت یعنی پای کار بودن یعنی امام الان به من میگوید چه کار کن کجاست من خودم را به او برسانم.@ ما اصلاً فراموش کردیم که امام زمان(ع) یک جایی الان اینطوری به شما بگویم که خیلی من جگرم میسوزد واقعاً صحنه حقیقی دارم به شما میگویم نمیخواهم ترسیم بکنم که شما ذهنتان نزدیک بشود یک صحنه حقیقی است.@ یک جا تنها نشسته در یک اردوگاهی و منتظر است تکتک شما خودتان را به او برسانید و روزی یکبار میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنی) کسی هست کمک من بکند و شما بگویید چند نفر از ما خودمان را به چادر حضرت رساندیم قدم صدق صداقت یعنی این یعنی آقا من وقتی میگویم میخواهمت دوستت دارم.@ ما هی بگوییم سینه میزنیم عزیز من امام من جان من جوانیم به فدایت حالا گفتی آقا این نشسته اینجا الان دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) 1180 سال تنهاست آواره خیلی کشنده است این کلمه آواره،آقا قربان حضرت زینب(س) بروم یک آوارگی داشت شش ماه ببینید ما چقدر برایش گریه میکنیم گریه هم دارد.@ آقا این حسین زمان است 1180 سال آواره است تعبیر را دقت کنید آواره یعنی چی و دارد ما را به اردوگاهش دعوت میکند و ما چون صدق نداریم فقط دوست داریم دوستشان داریم اما حاضر نیستیم سبک زندگیمان عوض بکنیم.@ محال است بدون تغییر سبک زندگیت به مودت و صدق برسی با امام زمان لذا خدا در طراحی زیارت عاشورا میگوید وقتی حرف میزنی با امام حسین اول از صدق بگو(اَن یُثَبِّتَ لی قَدَمَ) میگوید برو از خدا صداقت بگیر.@ بگو خدایا به من کمک کن من راست بگویم من عروسیهایم جشن تولدهایم ازدواجهایم مسافرتم میهمانیم کارهای تجاریم اقتصادیم سایر فعالیتهای سیاسیم همه راست باشد با امام زمان قدم صدق داشته باشم برای امام زمانم باشم در خدمت او باشم ما در خدمت امام زمان نیستیم ما در اختیار زن و بچه خودمان هستیم و در اختیار خانواده خودمانیم اصلاً ما در خدمت امام زمان نیستیم.@ لذا او همچنان آواره اگر نبود اگر ما در خدمتش بودیم همین ایرانیها فقط اگر ما در خدمتش بودیم خیلی خیلی زودتر از اینها ظهور کرده بود حتی امام میفرمود اگر شما در دعاهایتان هیچ کاری نکنید فقط دعاهایتان را صادقانه بگویید من میایم ما دعا هم الان نداریم.@ گفتند آقا چطور خدا گفت چهارصد سال عذاب برای بنی اسرائیل میفرستد خدا صد و چند ده سالش را بخشید به آنها؟ گفت برای اینکه بنی اسرائیل همه با هم یک جا شروع کردند دعا خواندن با هم گفتند خدایا خسته شدیم برسان خدایا حرف گوش میکنیم.@ خدا صد و چند ده سال به آنها تخفیف داد ما در دعا هم راست نیستیم چه برسد به کارهای دیگر قدم صدق یعنی تو فقط در یک حالت بارها عرض کردم این را عزیزان ما فقط در یک حالت رستگاریم بقیهاش حتماً شرمنده امام زمانمان هستیم دیگر هم نمیشود این شرمندگی را با هیچی درستش کرد این ننگ را در زندگی.@ تو یا الان در سبک زندگیت خودت را به چادر حضرت رساندی یعنی یک شخصیت موفق در کمک به حضرت و برطرف کردن موانع حضرت هستی خوش به حالت پس خودت را در چادر نگه دار این وسوسهها بیرونت نکند همانطور که امام حسین هی وسوسه کرد بقیه را آقایان خانمها من بیعتم را از شما برداشتم هر کس میخواهد برود برود.@ امام زمان در ناز است امام زمان وقتی تو میروی اگر بخواهی به او بگویی آقا اجازه ما میخواهیم برویم میگوید برو بفرمایید خواهش میکنم اگر امام زمان به تو گفت برو نرو اگر یک فرصتی پیش آمد که از چادر اردوگاه حضرت در بیایی در نیا ما الان داریم هزار جور کرمک و وسوسه در وجود ما هست همینطوری دارد تکانمان میدهد که در چادر نرویم چه برسد به چادر رسیده باشیم.@ اگر کسی رسید به چادر وسوسهها شروع میشود که به امام بگوید آقا هوا تاریک است برویم هوا تاریک است اوضاع پس است بزنیم برویم تا کربلا بدبخت آمده شب عاشوراست بیست و چهار ساعت تا پیغمبر فاصله دارد بیست و چهار ساعت تا بهشت تا خدا فاصله دارد کمتر از بیست و چهار ساعت 12 ساعت آقا وقتی میگوید برو هوا تاریک است میرود برای اینکه صادق نیست.@ برای اینکه معشوقهای پایینی مهمتر از معشوقهای بالایی است برایش عجب دیوانگی است چه حسرتی شب عاشورا کنار حضرت در چادر نشسته میگوید برو برویم عجب و این عجبی که ما میگوییم خودمان هم سبک زندگیمان همین است.@ نگوییم خدا آنها را لعنت بکند ما هم سبک زندگیمان الان غلط است عزیزم شما فقط در یک حالت خوشبختی یا در چادری یا در حال حرکت به سمت چادری یعنی سبک زندگیت را تنظیم کردی که من چطوری حرکت بکنم به سمت چادر حضرت.@ فردا دیگر به امام زمان نمیگویی آقا من داشتم ارشدم را میگرفتم وقت نکردم قرار بود دکترا بگیرم وقت نکردم بورسیه قبول کرده بودم فرصت نکردم بیایم چادر شما من تاجر بودم پزشک بودم مهندس بودم من شوهر کرده بودم دیگر نمیتوانستم به چادر شما بیام من زن و بچه داشتم بیزنس داشتم من هنرمند بودم وقت چادر شما را نداشتم بلند بشوم بیایم آنجا ببخشید نرسیدیم خدمتتان بیاییم ولی دوستتان داشتیم از دور دعایتان میکردیم.@ بقیه ول معطلند، ول معطلند یعنی چی؟ یعنی جهنم یعنی حسرت. صدق یعنی این لذا شما وقتی سرت را روی سجده میگذاری به امام حسین چه میگویی؟ به خدا چه میگویی در سجده؟ (وَ ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ عِندَک) پیش خودت(مَعَ الحُسَین وَ اَصحابِ الحُسَین) من راست بگویم به شهدای کربلا.@ (یا لیتنا کنا معکم فافوز معکم) کاشکی ما با شما بودیم به فوز میرسیدیم یعنی شما اگر با ما بودید میامدید در لشکر امام حسین؟ عجب آیینهای هست الان سؤال: اگر روز عاشورا بود شب عاشورا بود من و شما میرفتیم پیش امام حسین یا نمیرفتیم؟ یک سؤال خیلی مهم است از کجا میتوانیم بفهمیم که راست میگوییم یا دروغ؟ از اینجایی که تو الان در چادر امام زمان هستی حسین زمانت یا نیستی.@ یک موقعی میگویی آقا من نرسیدم به جایی که بتوانم باری را از دوش امام زمان بردارم این که دروغ است من گفتم هر کس یک خانمی یا آقایی که زمینگیر است در رختخواب افتاده خیلی میتواند به امام زمان کمک بکند زمینگیر است در خانه افتاده الان کاری نمیتواند بکند یا روی تخت بیمارستان است.@ یک موقع میگویی نه میخواهم یک کار مؤثر بکنم واقعاً میخواهم موانع ظهور امام زمان را برطرف بکنم میگویی آقا من واقعاً دارم مثل آن عبدالله مثل آن بقیه مثل مختار مثل خیلی کسان دیگر دارم میرسانم خودم را دارم میکوبم که برسانم به چادر این هم خوش به حالت اگر نرسیدی و مُردی(کَمَن کانَ فی فُسطاط المَهدی) مثل کسی است که در چادر حضرت است.@ ولی اگر هیچ کدام از این دو حالت را نداری هزار تا از این کلاسها که هیچی یعنی به جای بنده رسول خدا هم بیاید اینجا بنشیند هیچ کاری نمیتواند برای ما بکند کما اینکه اکثر کسانی که پیش پیغمبر بودند آخر به مودت نرسیدند(اِرتَدَ النّاس بَعدَ النَبی اِلاّ الثَلاث)دیگر نهایت قیمتی که گفتند(اِلاَّ السَبعَه) هفت نفر.@ با پیغمبر است با پیغمبر نیست پیغمبر را میبیند سر کلاس پیغمبر هست صحبتهای پیغمبر را میشنود اما با پیغمبر نیست نه من، خود حضرت سیدالشهدا ما که اصلاً عددی نیستیم که دیده بشویم حضرت میگوید من هر چقدر برای این مردم صحبت کردم به حرفهایم گوش نکردند دم حسین از دم هزار تا عیسی بالاتر است.@ ولی میگوید وقتی یک کسی خودش خودش را بسته دم عیسی که هیچی دم حسین هم به او بخورد دم رسول الله هم بخورد دم الله هم بخورد دیگر فایده ندارد مگر خدا بخواهد تصرف بکند در قلب این و الا خدا هم که جبری میگوید من تصرف نمیکنم تا کسی نخواهد.@ خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی استاد ما را میفرمودند که خدا هم بیاید پایین وقتی آدم خودش را میاندازد در مسیر غلط و دنده لج خدا هم بیاید پایین دیگر حرف گوش نمیکند میگوید میدانم سبک زندگیم غلط است شیوهام غلط است ولی نمیخواهد درستش بکند.@ میدانم شوهرداریم غلط است زنداریم غلط است تربیت بچهام غلط است لقمهام غلط است فعالیتم غلط است رفیقهایم غلط هستند مفیهمم ولی هیچی دوباره همان آش و همان کاسه است اوج ذلت ضعف اوج بیعُرضگی بیلیاقتی.@ ما باید با امام حسین به صدق برسیم خودمان را به مقام عزادار حقیقی برسانیم گفتیم عزادار حقیقی لحظهای عزادار حقیقی است که به مقام چهارم برسد یعنی بفهمد خودش کیست و چه نسبتی با امام حسین دارد بفهمد خدا تو را منتقم امام حسین قرار داده و معنای انتقام را بفهمد.@ مصیبت عظیم را تشخیص بدهد مصیبت اعظم را هم تشخیص بدهد و در مرحله پنجم عملیاتی بشود یعنی به مقام انتظار برسد اگر شما به این مقام رسیدید علی(ع) فرمود دیگر مهم نیست امام زمان را ببینی یا نبینی در رختخواب هم که بمیری خداوند به تو همه حق قشنگیها و ارزشهای کسی را میدهد که در چادر امام زمان کشته شده بوده و به شهادت رسیده.@ عزیزان با تأکید میگویم بیایید آرزوهایمان مهندسی بکنیم از اول بیاییم به جای اینکه هی آرزوهای حسی و خیالی و وهمی و عقلی برای خودمان بچینیم مهندسی فکرمان و مهندسی آرزوهایمان را درست بکنیم اول آرزوهایت را درست بکن انسان با آرزو زنده است.@ آرزویت اگر این هست که همان اول زیارت عاشورا میگوید(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم) اگر آرزویت شد سبک زندگیت هم درست است بدون نگاه معرفتی شما سبک زندگی را نمیتوانی درست بکنی حالا این جلسه سمینار میگذارند همایش میگذارند سبک زندگی هر کس یک سخنرانی میکند یک حرفی میزند دیگر بازارش گرم است.@ اما این هم همهاش زحمات بیهوده است تا شما نگاهت به خودت و به بقیه را اصلاح نکنی سبک زندگی آن که باید بشود اصلاح نمیشود تا این مهندسی فرهنگی انجام نشود اوضاع درست نمیشود آرزویت را تغییر بده میگوید این آرزو این است که(اَن یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله) ای امام حسین من همان مقامی که تو میخواهی من همان مقام را میخواهم.@ آقا دیگر آرزو از این بالاتر خب بیا عاشق این آرزو بشو چرا همهاش میگوییم مهندس بشوم دکتر بشوم یک تاجر بشوم زن بگیرم شوهر بکنم بچهدار بشوم مادر بشوم پدر بشوم آنها مال بخش حیوانیت است شد الحمدلله نشد مانع نباید بشود از اینکه تو به فعالیتهای فوق عقلانیت برسی.@ موسی بن جعفرهفده تا دختر داشت هیچکدامشان نتوانستند شوهر بکنند همسر نتوانست برای آنها پیدا بکند نتوانستند موفق به ازدواج نشدند کُفی نداشتند یکیش معصومه(س) است که فرمود به تنهایی میتواند همه شیعیان اهل محشر را شفاعت بکند.@ آقا ما محدودها و کمبودهای بخشهای پایینی نباید مزاحم بخش بالاییمان بشود این همه ذهنش تمام آرزوهایش تمام آمالش بسته است روی کمالات پایینی، لیسانس ارشد دکترا استاد شدن پزشک شدن مهندس شدن رأی آوردن آقا پس تو چه موقع میخواهی در چادر بروی.@ اول برویم در چادر که یک غلام سیاهی مثل جون وقتی میرود در چادر دیگر غلام سیاه است ولی وقتی رسید به چادر حضرت در لحظه آخر سرش را بلند میکند میبیند سرش در دامن امام حسین است رسیده در بغل امام حسین است میبیند امام حسین همان کاری که با بقیه کرد با این هم کرد رفت به همان قیمت رسید.@ یک رفیقی دارم میگفت داشتم یک تابلو مینوشتم اسم شهدای کربلا را برایشان تابلوی هنری خیلی زیبا هست برای هر کدامشان یک جواهری گذاشته بود در این تابلو گفت رسیدم به این شخصی که در لشکر امام حسین هست که لقبش اعرج است یعنی شَل، شل بوده میلنگید گفتم حالا اعرجش را برمیداریم اسمش را مینویسیم.@ گفت شب آمد در خوابم گفت اعرجم را چرا برداشتید اعرجم را بنویس من همه هنر کارم این بود شل بودم رفتم خدمت امام حسین با شلی رفتم کشته شدم یک شل خودش را رسانده من همه هنرم همان اعرج بودنم هست برای چی آن را از من گرفتی تو اسمم بگذار آن را در تابلویت.@ پس ما باید خودمان را برسانیم و راست بگوییم ما اگر این راستیهایمان را اینجا حل نکنیم دیگر نباید توقع داشته باشیم در سایر بحثهای پایینی راست بگوییم در مسائل عقلی بزرگترین دروغهای عالم را دانشمندان عالم را ساختند و دارند میگویند و بزرگترین دروغهای عالم را اهل توهم هنرمندان و اهل توهم و شعرا دارند به مردم میگویند و به پایین.@ وقتی تو در مقام اصلیت صدق نداشته باشی هر کارهای بشوی رییس جمهور بشوی دروغ میگویی نماینده مجلس بشوی دروغ میگویی عضو شورای شهر بشوی دروغ میگویی شهردار و فرماندار و استاندار باشی دروغ میگویی تا بیاید پایین دیگر هیچ وقت هیچ چیزی راست نمیشود و امکان ندارد به راستی ما بیاییم.@ پس ریشه دروغهای پایینی ریشه دروغهایی که ما به همدیگر میگوییم این هست که ما با خودمان به صداقت نرسیدیم ما با خودمان صاف نیستیم ما با اهل بیت با امام حسین با امام زمان به صدق نرسیدیم این را حلش بکنیم تا انشاء الله به مام صدق برسیم.خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ما قدم صدق عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 004 - صدق و امانت
متن کامل (خام) جلسه 004 - صدق و امانت