جلسه 140 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
140
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 140 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. آن بحثهایی که درباره عمل بود تقریباً تمام شد چند تا بحث پراکنده در مورد عمل هست که این چند بحث را هم خدمتتان عرض میکنیم که امسال دیگر بحث عمل را به پایان ببریم و اگر اذنی بود و توفیقی بود انشاء الله از سال آینده بحث جدیدی را آغاز بکنیم.@ یک بحث کوتاهی در عمل هست که حضرت فرمود: (مَن قَصَرَ فِی العَمَل اُبتُلِیَ بِالهَمّ) اگر کسی در عمل کوتاهی بکند مبتلای به غم میشود البته غم که میگوییم باز با همّ فرق دارد اما معمولاً در روایات مترجمین هم آن را اندوه معنا میکنند که حالا من فرقش را خدمتتان بگویم.@ غم آن حالت گرفتگی قلب را میگویند غمام باران، حالت ابری بودن باران را شما نگاه بکنید میگوید دلم ابری شده یعنی حال و هوای بارش دارد غمزده هستم همّ یک نوع حالتی هست که از عقب افتادن نداشتن محرومیت و لزوم جبران در شخص ایجاد میشود.@ یعنی شخص در خودش نوعی کمبود احساس میکند ضرورت برطرف کردنش را هم احساس میکند حالا باید تلاش بکند بدستش بیاورد اگر بتواند یا نتواند مثل یک کسی هست که الان 40 ـ 50 سالش هست درس نخوانده و در یک جامعه ممکن است به جایی رسیده که میفهمد ای کاش درس میخواند اگر درس خوانده بود بهتر بود حالا میخواهد جبران بکند.@ با زن و بچه و کار و شغل و مریضی و هزار تا گرفتاری مدرسه هم باید برود بنشیند درس بخواند مثلاً شبانه، این حالتی که انسان باید چیزی را به دست بیاورد همّ میگویند همت هم به همین میگویند همت یعنی آن چیزی که انسان تصمیم گرفته خودش را به آن برساند قیمت هر انسانی به همتش است به تصمیماتش به آن چیزهایی که برای خودش مسجل کرده برسد.@ بسته به این هست که سطحش چقدر باشد یعنی اگر سطحش جمادی باشد قیمت همتش جمادی است اگر گیاهی یا تخیلی باشد همین مقدار قیمت دارد اگر وهمی یا حیوانی باشد همان مقدار اگر عقلی باشد مثلاً میگوید میخواهم استاد بشوم میخواهم مجتهد بشوم میخواهم این سال را بگیرم میخواهم فیلسوف بشوم همتش اینقدر است.@ بعضیها همتهای متعالی فوق عقلانی دارند که به غیب میخواهند بزنند اینها این حالتی که همّ دارد که به غیب بزند غصه غیب را دارد که محروم از غیب است میخواهد به آنجا بزند حضرت میفرماید کسانی که در عمل کوتاهی میکنند مبتلای به همّ میشوند.@ حالا شما غصه هم که معنا بکنید یا همّ به همان حالتی که هست کوتاهی کرده تقصیر حالا الان میفهمد خرابکاری کرده تنبلی کرده بیحوصلگی به خرج داده باید جبران بکند باید چیزهایی که تهیه نکرده را تهیه بکند و این در مورد خود عمل فوقالعاده مهم هست.@ چون عمل مرحلهای هست که دانش را تبدیل به دارایی میکند شما وقتی که کتاب آییننامه رانندگی را میخوانید تا نروید پشت اتومبیل بنشینید و ترس و اضطرابهایش را تحمل بکنید راننده نمیشوید یعنی این دانش تبدیل به دارایی نمیشود انسان را شکل نمیدهد کلاس میروید درس میروید.@ مثلاً میروید صرف یاد میگرید نحو یاد میگیرید این تا تمرین نشود صرف و نحو ملکه نمیشود شخص میرود یاد گرفته الان رفته سر کلاس به او گفتن صیغهها را خوب یاد گرفته یا نحو را یاد گرفته ولی کار نکرده روی متن نرفته اعرابها را کار بکند تمرین بکند لذا نمیتواند در کاربرد از آن استفاده بکند.@ بنابراین میگوید من صرف خواندم نمرهام 20 هست امتحان دادم نمره 20 گرفتم ولی میگوییم حالا به کار بگیر میبینی نمیتواند نحو را به کار نمیتواند بگیرد زبان امتحان داده 20 شده ولی حالا میگوییم حرف بزن نمیتواند حرف بزند چون تمرین نکرده.@ در هر پنج مرحله این سه مرحله را دارد یعنی اطلاعات تمرین دارایی فرق نمیکند شما در هر بخشی که بخواهی بروی باشگاه دارد باشگاهش را باید طی بکنی یک کسی فکر بکند با درس خواندن با کتاب دست گرفتن میتواند به جایی برسد یا حتی با گفتن امکان ندارد.@ مگر اینکه از این مقوله این نوع علوم گفتنی و شنیدنی باشد و الا آن چیزی که نفس باید شکل بگیرد این فقط با تمرین امکانپذیر هست مثلاً وقتی که ما در حرکت رحمیمان جنینیمان در رحم دنیا قرار است وارد برزخ بشویم در وفات آنچه که از ما میخواهند دارائیها است.@ یعنی باید شکل ما شکل انسان باشد این شکل این عملها اطلاعات و رفتارها باید منجر شده باشد به شکل انسانی پس اگر منجر نشده باشد فایده ندارد شما میخواهی مجتهد باش میخواهی فیلسوف باش میخواهی مفسر باش آنجا این بدرد نمیخورد.@ مهم این است آیا این فیلسوف این اجتهاد این معلم بودن هر چه بودن توانسته شکل انسانی به شما بدهد یا نه یعنی از شش تولد ما دو تولدش به دردمان میخورد اگر یادتان باشد در بحث تولدها توضیح دادیم از شش تولدی که انسان از رحم دنیا به برزخ دارد فقط تولد سالمش به درد میخورد و سالم قوی، آن چهارتای دیگر همهاش زجرآور و شکنجه است و گرفتاری دارد.@ پس این باید واقعاً تبدیل بشود این حس باید در ما ایجاد بشود ما باید به دارایی برسیم یک کسی که حسود است تبدیل نشده یک کسی که بداخلاق است زودرنج و حساس است عصبی و بدبین است متکبر است ریاکار است تبدیل نشده یعنی نتوانسته این حالت آن وضعیت شیطانی را در شخص از بین ببرد.@ برای همین هم قرآن گفتیم انسانها را به شش گروه تقسیم میکند چون بسته به همتهایشان و نوع عملهایشان تقسیمبندی میشوند گفتیم انسانهایی که تقسیمبندی میشوند در قرآن براساس محبوبها و معشوقهایشان، انسان براساس معشوقهایش تقسیم میشود معشوق هم یک چیزی هست که تو را وادار به عمل میکند.@ این یادتان نرود تا شما عشق در دلتان نیاید در عمل نمیتوانید درست رفتار بکنید مثلاً یک کسی را که فرستادید در یک باشگاه ورزشی علاقه به رشتهاش ندارد میبینی تمرینات را هم انجام نمیدهد فرستادیش زبان بخواند به زبان علاقه ندارد حس ندارد اصلاً دنبالش برود از ریاضی خوشش نمیاید نمرهاش خوب نیست از یک درس خوشش میاید عاشقانه میرود تمریناتش را هم انجام میدهد.@ بنابراین بجای اینکه ما هی بخواهیم ذهن را قانع بکنیم چه ذهن خودمان چه ذهن دیگران را باید دلشان را قانع بکنیم تا دل قانع نشود با قناعت ذهن کافی نیست البته آدمهایی که عاقل و پاک هستند وقتی ذهنشان قانع میشود یواش یواش عمل میکنند دلهایشان هم راه میافتد.@ ولی مرحله قانع شدن دل این هست که ذهن قانع بشود بعضیها که ذهنشان قانع بشود یواش یواش شروع میکنند تنبلی نمیکنند بیحوصلگی نمیکنند راه میافتد دلها هم راه میافتد ولی اگر میخواهد کار کارستان باشد باید در آن علاقه باشد اگر در آن کار علاقه باشد شخص زود تبدیل میشود برای همین خداوند تبارک و تعالی مقدمات را همه را حذف کرده در تقسیمبندی انسانها.@ آنجا که میخواهد آدمها را قیمتشان را بگوید در روایت هم ما داریم عمل اصل باید با عمل کار کرد(جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) اما اینها همه مقدمه است عمل معلوم نیست تهش چه چیزی در بیاید ولی قرآن میاید همه این مقدمات را میبرد در یک چیز میریزد و میدهد میگوید حبّ.@ ملاک انسانیت محبوبهای انسان است چرا حالا روی حبّ برده؟ چرا میگوید علامت انسانیت محبوبهای دلش است دغدغههایش آرمانها و آرزوهایش هست هوسهایش هست این قیمت هر کس را مشخص میکند بسته به این است که کدام یک از این هوسهای پنجگانه را داشته باشد.@ چرا روی حبّ میبرد؟ چون وقتی که حبّ آمد به تبعش عمل میاید یعنی شخص آن چیزی که عاشقش هست میدود دنبالش عاشقانه راحت انجام میدهد و تبدیل میشود یک کسی میخواهد در رشته هنری قوی بشود میدود میرود از زبانها به یک رشته خاصی سنخیت دارد میرود آن را انتخاب میکند میبینی خیلی هم خوب است.@ مثلاً به او بگو زبان عربی بخوان میبینی نمیتواند حس ندارد چون علاقه نیست برایش خیلی سخت و بزرگ و حس ندارد برود تبدیل نمیشود بگو برو زبان روسی بخوان میگوید من اصلاً هیچ انگیزهای ندارم ولی اگر نامزدش ژاپنی باشد میبینی خیلی راحت میرود ژاپنی یاد میگیرد.@ رفته ژاپن یک دختر ژاپنی عاشق شده میخواهد با او ازدواج بکند میبینی حس دارد انگیزه دارد میبینی این زبان را از زبان مادری هم زودتر یاد میگیرد چیزی که میاید علاقه که میاید اینطوری میشود.@ بنابراین قرآن قیمت آدمها را روی محبوبهایشان میبرد پس جایگاه عمل چیست؟ عمل زاییده حب است وقتی که حبّ آمد عمل راحت انجام میشود آدم دیگر سختش نیست الان شما نگاه کنید ماه رجب دارد میاید یک عده از الان دارند ثبتنام میکنند برای اعتکاف، چون عاشق است دوست دارد سه روز برود در آن فضای عاشقانه بماند یک عده هم میگویند اینها چه خلهایی هستند.@ یک کسی روزه میگیرد یک کسی میگوید چه خلی است روزه میگیرد واجب است مگر روزه بگیری همان ماه رمضانش هم زیاد است ولی اویی که میفهمد دل داده میبینی اصلاً روزه برایش خیلی کیف دارد نماز هم همینطور است حجاب همینطور است بعضیها حجاب را تا آخر عمر هم سفت نگه میدارند ولی هیچ وقت در دلشان به آن علاقهای ندارند ولی بالاخره زوری نگهش میدارند.@ یا نماز را تا آخر عمر میخوانند اما علاقهای ندارند اینها با حجاب و با نماز محشور نمیشوند چون ملاک پذیرش قلبی است آن چیزی که قلب تو با عشق میپذیرد جزء تو است آن که قلبت نپذیرفته حتی اگر انجامش هم بدهی جزء تو نیست جزء شاکله تو نیست.@ برای همین هم گناه برای مؤمن نوشته نمیشود چون مؤمن آن موقعی هم که دارد گناه میکند گناه را عاشقانه انجام نمیدهد از گناه متنفر است همان موقع هم که دارد مرتکب میشود متنفر است جذب قلبش خیلی نمیشود خیلی راحت گناه به او نمیچسبد همان موقع که دارد انجامش میدهد دارد زجر میکشد از آن دور است از آن متنفر است.@ (مَن قَصَرَ فِی العَمَل) پس دقت کنید عمل خیلی جایگاهش مهم است یعنی در باشگاه رفتن یک کسی که در باشگاه نمیرود شدنی در کار نیست در هر رشتهای تا شما باشگاه نروی زیر نظر مربی امکانپذیر نیست اگر یک کسی الله را رب خودش پذیرفت قبول میکند که تمرینات دینیش را انجام بدهد.@ نمیترسد که زیر بار این تمرینات برود ازدواج زنداری شوهرداری بچهدار شدن اینها تمریناتی هست که خداوند گذاشته برای اینکه ما شبیه به الله بشویم یعنی اسماء الله را جذب بکنیم یک کسی که قرار است میخواهد این عشق را دارد و میفهمد که میخواهد تشبه به حق تعالی پیدا بکند اصلاً از باشگاه و محیط بدش نمیاید چون در باشگاه شدنی هست.@ هر روز میرود باشگاه میبیند دارد سر حالتر میاید هی میرود جلوی آینه نگاه میکند هیکل خودش را میبیند چند میلیمتر بزرگتر شده میفهمد که دارد رو میاید لذا کسی از عمل فرار نمیکند آدمهای تنبل که نمیفهمند برای چه متولد شدند اینها زرنگبازی در میاورند به حساب خودشان از زیر عمل در میروند فرار میکنند.@ میگویند زن نگیریم دردسر دارد بچهدار نشویم دردسر دارد شوهر نکنیم دردسر دارد کار خانه نکنیم دردسر دارد در خانه هم که هست اگر مثلاً یک کار خانه باشد که یک کسی انجام بدهد معصوم میگوید ببین کار روی زمین مانده نگذار هیچ کس از اعضای خانوادهات انجام بده تو انجام بده چون سهم تو است.@ یک مردی که تنبلی میکند میگوید بگذار حاج خانم انجام بدهد زنها نوعاً این تنبلی را ندارند نسبت به مردها ولی حالا اگر استثنائاً یک زنی هم پیدا شد که اینطوری کرد سر خودش را کلاه گذاشته چون شما وقتی که سهم باشگاهی خودت را نمیگیری تبدیلی هم صورت نمیگیرد.@ الان در خانه ماندید نان چه کسی بخرد هر کس داوطلب شد رفت نان بخرد داوطلب شد برود پیاز بخرد داوطلب شد برود بیرون، داوطلب شد سر سفره بلند بشود برود یک کاری بکند این زیرکترین آدمهاست چرا؟ چون موقعیت عمل را دارد.@ باور دارد که این اگر من الان غذایم را نخورم بلند بشوم بروم یک چیزی بگیرم بیاورم برای بقیه، مال بقیه باشم من جلو میزنم قرآن هم میگوید باید از بقیه(سابِقُوا) هم(سارِعُوا) داشت سرعت بگیرید هم سبقت لذا آدمهای تنبل بیحوصله که از زیر کار در جمع در میروند.@ مثلاً مسافرت است اردو است مفتخوری میکنند اینطرف و آنطرف بقیه کار بکنند اینها هی نماز میخوانند ما بعضی از آدمها داریم خدا خیرتان بدهد ما همین سجاده نماز میخوانیم دعایتان میکنیم بارک الله یک عده اینطوری هستند اینها همهاش میروند حرم گریه میکنند امام رضا یک تف هم در صورت اینها نمیاندازد.@ میگوید برو گمشو بابا یک کسی که همه همکارانش را قال میگذارد میاید میرود حرم، آنجا یک عالم کار زمین مانده این میاید حرم میرود در مذهبیها از این زرنگ بازیهای اینطوری زیاد است برویم به حرم برسیم ما زودتر کارها را اینها میکنند ما برویم به امام رضا برسیم احمقی است.@ این دقیقاً مثل همان آقایی هست که دوپینگ میکند آخر همه میرسد وقتی به او میگویند چرا آخر آمدی میگوید میخواستم نفهمند دوپینگ کردم یعنی زرنگ بازیهایشان همه از این مدل است آنهایی که همه را قال بگذارم زودتر من حرم بروم.@ همه را قال بگذارم امشب شب احیا هست ما برسیم به احیا، حالا بقیه هر چقدر مهمان در خانه است دارند ظرف میشویند جارو میکنند این آدم اصلاً مُنگول است که دارد اینطوری میکند میدان عمل آن تلخی هست که باید بکشی(رِضایَ فی کُرهِک) تو الان شهوتت کشیده شهوت مسجدت گرفته خوشت نمیاید ظرف بشویی آن زیرک همان هست که میایستد ظرف را میشوید.@ پیامبر فرمود(سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم) این زیرکی است آقا شما بروید حرم من ظرفها را میشویم به قول آیت الله پاچه ور مالیده است این خیلی زیرک است شما بروید ظرفها را میشویم رختخوابها را من جمع میکنم ظرفها را من میشویم کارها را من میکنم خرید را من انجام میدهم فرصت عمل پیش میاید.@ در پول دادن الان میخواهند پول بدهند یکی میگوید بگذار فلانی برود جلو یک ذره دیرتر برویم تو فلانی پول را حساب بکند سرت کلاه میرود او رفت حساب کرد تمام شد بین یک تا هفتصد برابر درصدش را سودش را میگیرد در همین دنیا هم میریزد در جیبش تو حماقت میکنی که فکر میکنی اگر حساب بکنی از جیبت کم میشود و حساب نکنی به نفع توست.@ و ما همیشه از این اشتباهات میکنیم چرا؟ چون داریم با محاسبات پایینی داریم محاسبه میکنیم و این کلاه سرمان میرود در تمام صحنههای زندگی ما این عمل را داریم اویی که فرار میکند از آن که فکر میکند به نفعش هست من را بیندازید جای راحتتر، یک جایی که راحتتر باشم یک کسی که میگوید من را بیندازید یک جای راحتتر هیچ چیزی گیرش نمیاید فرصت را نباید از دست بدهیم.@ بنابراین یک آدمی که زیرک هست کوتاهی نباید بکند کاری از دستش برمیاید تلاشش را باید بکند دوندگیش را باید انجام بدهد در همه زمینهها در درس خواندن هست در عبادت هست در خدمت به پدر مادر هست.@ پدر مادرش کارش دارند میگوید من نمیتوانم من الان گرفتارم بیندازم گردن خواهر برادرانم که پدر مادرم را بیمارستان ببرند بعد هم فکر میکند آقا چقدر زرنگ است کار را بیندازم گردن دیگران، همین کار را بیندازی گردن دیگران خیلی از تو میرود یعنی چند جنبه آدم ضربه میخورد.@ اگر کار متوجه تو است کار را بقاپ اگر مراجعه به تو میشود از مراجعه ناراحت نشو بعضیها وقتی که گدا طرفشان میاید خوشحال میشوند اینها آدمهای کمیابی هستند میگوید خدا را شکر یکی از طرف خدا آمد از ما یک چیزی بگیرد چون همه جوره در آن سود است دنیایی و آخرتی.@ ولی یک کسی گدا را میبیند برمیگردد یک طرفی میرود که گدا نیاید به او یک چیزی بگوید با اینکه در جیبش هم پول دارد اصلاً ذاتاً انسان اینطوری هست خسیس بخیل قرآن هم میگوید(هَلوع) تو که پول داری این هم که میخواهد از تو پانصد تومان هزار تومان پنج هزار تومان از تو بگیرد به هیچ جا بر نمیخورد باز میبینی ناراحت است.@ یعنی اگر کسی به او بگوید ببخشید تا میگوید آقا ببخشید این اصلاً رعشه به او میافتد بعد هم حالا که گیر کرده میرود دنبال پول خورد میگردد در جیبش، پول خورد چیه یک چیزی بده که دردت بیاید دست بکن در جیبت یک چیزی که اذیتت بکند وقتی اذیتت نکند پول خورد تو را تحقیر میکند یک کسی که پول خورد میدهد خودش تحقیر میشود.@ برای اینکه(اَلسائِلُ رَسولِ الله) اویی که آمده خدا فرستاده با فرستاده خدا اینطوری نمیشود رفتار کرد(هُوَ اَنت) این قاعده را یادت نرود او خود تو هستی خدا میتوانست تو را گدا قرار بدهد اگر تو رفته بودی چه میگفتی او اینطوری با تو رفتار میکرد دوست داری چطوری با تو رفتار بکند(هو انت) خوب دقت کن.@ این زرنگ بازیهای ما همهاش کلاه سر خودمان گذاشتن است بعداً میفهمیم که ما چقدر دوپینگ کردیم و آخر رسیدیم. ما این آقایی که دوپینگ کرده و آخر رسیده را میگوییم و میخندیم فرشتهها مینشینند یک موقعی از ما میگویند که یک آقایی بود ما از طرف خدا برایش کلی هدیه بردیم فرار کرد از دست ما اینها دیگر چه کسانی هستند در رفت.@ سیدالشهدا فرمود(اِنَّ حَوائِجَ النّاس اِلَیکُم مِن نِعَمِ الله عَلَیکُم فَلا تَمُلُّ النِعَم) اگر مردم به تو زیاد مراجعه میکنند سؤال میکنند مراجعه دارند کار دارند پول میخواهند کمک میخواهند این از لطف خداست در حق توست که تو داری شبیه الله میشوی هر چقدر به بندگان خدا بیشتر خدمت بکنی داری شبیه الله میشوی از صحنه در نرو(فَلا تَمُلُّ النِعَم) ملول نشوید.@ ما الان میگوییم امام زمان آواره است(اَلتَریدُ الشَریدُ الفَریدُ الوَحید) ترد شده آواره تنهای و یگانه، باید برویم کمکش بکنیم دارد(هل من ناصر ینصرنی) هم میگوید من الان هفته گذشته فکر کنم صد تا فرم کمک به امام زمان نیمه شعبان در خانم و آقایان پر کردند ده نفر فکر کنم پر کردند.@ برای چی ما در برویم برای چی وقتی امام صدایمان میکند ما در میرویم خوشمان میاید که کار گردنمان نیفتد من حال ندارم بسیج است میگوید حال ندارم جنگ است عملیات است کار دارم حال ندارم درس دارم یک چیز دیگر صدا میکنند میگوید من باید به عبادتهایم برسانم همهاش به فرار است.@ من ندیدم ده نفر آمده باشند بگویند آقا ما سفت پای کار ایستادیم بسیجی الان میخواهیم کار بکنیم کار کجاست برویم انجام بدهیم باید همه را برای امام زمان هُل داد برای امام زمان یعنی وقتی امام زمان دارد(هل من ناصر ینصرنی) میگوید همه را باید هلشان بدهی آقا بدو امام زمان تنهاست یالله بجنبید همیشه ما احتیاج به تلقین داریم.@ ولی همین اگر برای زن و بچه خودش باشد اصلاً نه اصلاً تلقین لازم ندارد خودش میدود میرود انجام میدهد در بخش حیوانی ما تلقین نمیخواهیم وقتی میرسد به بخش خانواده آسمانیمان ما اینطوری هستیم.@ حضرت فرمود ما وقتی میگوییم شما به ما کمک بکنید برای این نیست که ما به شما احتیاج داریم(نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) ما ساخته پروردگار هستیم مردم ساخته ما هستند ما اگر میگوییم کمک بکنید برای اینکه شما به یک جایی برسید من اصلاً آمدم به شما بگویم به من کمک بکنید مثل(هل من ناصر ینصرنی) امام حسین است.@ امام حسین اینقدر ناز دارد روز عاشورا که این چند هزار نفری که با او تا کربلا آمدند حضرت میگوید برگردید چون میگوید من به شما احتیاج ندارم برگردید برای اینکه آنهایی که باید بروند همه باید بروند امام زمان چهار تا عاشق میخواهد اصلاً این کمک گرفتن امام زمان مثل خداست.@ مگر خدا در قرآن گدایی نمیکند(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) این غنی علی الاطراق است وقتی میگوید به من قرض بدهید برای چه میگوید به من قرض بدهید خدا واقعاً نیاز دارد؟ (إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ) من خدا کمک میخواهم به من کمک بکنید اگر دارد میگوید به من کمک بکنید یعنی چی به من کمک بکنید؟ معنایش چیست؟@ یعنی خدا از پس بندههایش بر نمیاید از ما کمک میخواهد؟ پس چرا خدا میگوید به من کمک بکنید؟ چرا استمداد میکند؟ معصوم چرا استمداد میکند؟ میخواهد تو آدم بشوی تو به یک جایی برسی چرا وقتی حضرت به ما دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) امام زمان در برنامه روزانه ما هیچ جایگاهی ندارد.@ مقدسترین آدمها را هم که بگویی میگوید من وقت ندارم درس دارم کار دارم نمیرسم یک مشت آدمهای بیسواد بلند بشوند بروند دنبال کار امام زمان(مَن قَصَرَ فِی العَمَل اُبتُلِیَ بِالهَمّ) یک جایی غصه یقه آدم را میگیرد چه غلطهایی کردیم چقدر خدا آمد در خانه ما و ما به خدا گفتیم وقت نداریم.@ چقدر فرشتهها آمدند چقدر امام زمان در خانه تکتک ما را زد امام زمان تا الان هزار بار در خانه تک تک ما را زده ما همیشه به حضرت گفتیم آقا ما گرفتاریم وقت نداریم حوصله این حرفها را اصلاً نداریم چرا؟ چون ما این قسمتها معشوقهای پایینی خیلی برایمان جلوهاش بیشتر از معشوقهای فوق عقلانی است.@ لذا حس و حال نداریم وقت بگذاریم برای امام، عاشقانه نمیرویم کار بکنیم وقت بگذاریم پول خرج بکنیم دنبالش راه بیفتیم برویم کار بکنیم نه ما حتی ثروتمندانمان هم حتی وقتی کمک مالی میکنند زشت کمک میکنند میگوید چیه؟ میگویی مثلاً همیچین کاری است میگوید بیا این ده میلیون تومان نوشتم بیا این ده میلیون تومان را بگیر برو.@ این ده میلیون تومانی که دارد مینویسد برای این است که دست از سرش بردارید دقیقاً مثل آن آقایی که به امام حسین گفت من شمشیر میدهم اسب میدهم با خودم کاری نداشته باشید آقا خودت یک وقت بگذار مردهشور خودت و پولت را ببرند به او بگو یک وقتی بگذار ببینم اصلاً امام زمان در دلت میافتد غصهاش در دلت میافتد یا نه.@ وقتی غصهاش در دلت نیست چه فایدهای دارد هی برو کمک هم بکن میگوید کیه مثل این گداها گداست دم در بیا این پنج تومان را به او بده غصه گدا را نمیخورد میگوید زودتر به او بدهید برود.@ مثل یک آقایی هست چند پرس غذای خوشمزه گرفته از رستوران دارد میاید سر راهش هم یک گدا خورده حالا میگوید من بروم این را بخورم کوفتم میشود میگوید بیا بابا تو هم بگیر برو دو سیخ کباب بگیر بخور که ما هم بتوانیم بهتر اینها را بلمبانیم غصه نمیافتد.@ پیامبر با غصه کار دارد خدا با همّ کار دارد با غم کار دارد که بیفتد در دل، کسی که امام زمان آوارگیش دلش را اشغال نکرده آزارش نمیدهد این آوارگی این طردشدگی این تنهایی امام زمان این مظلومیت و غربت امام زمان دلش را آزار نمیدهد هنوز بالغ نشده یعنی هنوز امام زمان را پدر خودش نمیداند و خودش را هم فرزند امام زمان نمیداند.@ (مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ باُِمورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که از خواب بیدار میشود غم در دلش نیست برای مردم، این غم غم قشنگی است در بحث غم گفتیم حالا عزیزانی که چون مباحث تهران هست بحث مفصل تخصصی داریم راجع به غم غم کلاً بد است اصلاً غم در اسلام چیز منفوری هست.@ غم جهنم میاورد هم دنیا را گند میزند هم آخرت را و غم یک بیماری روانی است واقعاً اما یک سلسله غمها را معرفی میکند میبیند غمهای قشنگی است یکی از آن غمهایی که خیلی قشنگ است غم اهل بیت است چون از مقوله دنیا نیست.@ یکی از آن غمهایی که سفارش شده غم مسلمانهاست غم مستضعفین است این اگر بیفتد در دل آدم آدم قیمت پیدا میکند شبیه الله میشود یک کسی غم ندارد در دلش برای دیگران و تصمیمی ندارد که من درس بخوانم کار بکنم عالم بشوم دکتر بشوم مجتهد بشوم مفسر بشوم بتوانم زیر بال یک تعداد مستضعف را بگیرم(فَلَیسَ بِمُسلِم).@ ولی یک کسی میگوید نه من عالم میخواهم بشوم درس بخوانم کار کنم میخواهم زیر بغل چهار نفر را بگیرم امام عسگری(ع) فرمود یتیمی سختتر از یتیمی کسی که پدر مادرش را از دست داده یتیمی کسی است که از امامش جدا شده و دسترسی به امام ندارد این را ایتام آل محمد(ص) میگویند.@ یک کسی که غصه امام زمان و غصه ایتامی که از حضرت دور هستند در دلش نیست آزرده نیست رنجیده نیست در دلش زخم ندارد یک شوهری بکنم یک زنی بگیرم یک چهار تا بچه داشته باشم یک گوشهای درس بخوانم یک لقمهای در بیاورم یک کاری یک تجارتی یک خانهای بسازیم.@ بعضی از عزیزان میایند میگویند آقا ما وقت نداشتیم ببخشید ما مشغول خانه ساختن هستیم یک بنده خدایی زنگ زده بود من خیلی دوست داشتم کمک کنم ولی دارم خانه میسازم نمیرسم آقا این آقا دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) این دارد میگوید من دارم خانه میسازم ما نمیگوییم نساز غصهاش در دلت بیفتد ما در دلمان نمیافتد.@ آنجایی هم که حضرت صدایمان میکند دقیقاً مثل عاشورا وقتی صدایمان میکند میگوییم آقا من درس دارم کار دارم طلبهام دانشجو هستم دکترم مهندسم نمیتوانم بیایم به شما کمک بکنم ببخشید کاری نمیتوانم بکنم حالا شاید یک یک ساعتی وقت کردم صدقه میکنم چشم اگر فرصت کردم در خانهای جایی باشد.@ این آدم یک دفعه یک جایی ابتلا پیدا میکند به یک غصه چون منفورترین چیز نزد انسان غصه است و این چیزها غصه میاورد همین آقایی که گفت شمشیر و اسبم را میدهم تا آخر عمر دیوانه شد و بعد هم با وضعیت بدی مُرد بعد از عاشورا.@ امام حسین آمده ببردش در مقام خودش(اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله) نرفته خدا شاهد است به والله به همین حضرت معصومه(س) قسم ما که رفتیم جنگیدیم بارها من خودم روی مین رفتم رفتم که تکه تکه بشوم و نشد مین منفجر نشد الان داریم با حسرت نگاه میکنیم اینقدر غصه داریم وقتی یک شهید را میبینیم.@ میگوییم او(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) است آنطرف بهشت ما در این مزبله ایستادیم چکار داریم میکنیم اصلاً تحقیر میشویم وقتی یک شهید را میبینیم خود ما احساس حقارت میکنیم ما که واقعاً رفتیم حالا یک کسی صدایش بکنند نرود ببین چقدر دیوانگی برای انسان میاورد میگوید بلند شو بیا میخواهم تو را مقام خودم ببرم.@ بعد هم میبینی آقا همیشه زیارت عاشورا هم میخواند میگوید(اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک طَلَبَ ثاری) انتقام را به من بدهند انتقامگیرنده هم نیست اصلاً حس انتقام در او نیست 40 سال عزاداری بدون حس انتقام، ببین چقدر مسخره است 40 سال شام دادن ناهار خوردن سینه زدن زنجیر زدن اما هیچ حس انتقام در وجودش نیست هیچی پنجاه سال عبادت.@ خیلی جالب بود زمان جنگ که جنگ بود یعنی فرصت انتقام بود یک عده میگفتند که آقا سیاسی است نخوانید به سخنران میگفتند راجع به جنگ و انقلاب و این چیزها نگو راجع به حضرت رقیه بگو بنشینیم گریه بکنیم برای حضرت رقیه که هزار و چند سال پیش بوده.@ جبهه جنگ، ناموس کسی برای وطن خودش نجنگد حیوانات گفتیم غیرت دارند میجنگند و یک عده غیرت نداشتند و نجنگیدند برای همین روز قیامت حیوانات به بهشت میروند خیلیها به بهشت نمیروند.@ چون حیوان قوه غضبیه دارد غیرت ناموسی دارد غیرت وطنی دارد حمله بشود یک تکانی میخورد این نه اصلاً جنگ شده انقلاب شده همه دارند این مملکت اینجا بیرون لبنان غزه فلسطین افغانستان عراق شیعیان همه جا دارند تکه تکه میشوند این مردک با بیحیایی تمام میاید میگوید نه غزه لبنان.@ قرآن میگوید شما چرا نمیروید در راه خدا و مستضعفین بجنگید نمیگوید مسلمانها میگوید هر جا مستضعفی هست قابل دفاع هست(وَ ما لَكُمْ) شما را چه شده(لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها).@ یک جایی مسلمان یک حیوان اگر شما جلوی چشمت باشد بتوانی به او کمک بکنی و نکنی انسان رستگار نمیشود یک حیوان چه برسد به انسان، یک گیاه را انسان ببیند آب میخواهد و به او ندهد اینکه همهاش آدم مشغول کارهای خودش هست این بخش حیوانی آدم است همیشه میگوید کار دارم وقت ندارم.@ چون مهمترین سؤال روز قیامت سؤال از امام زمان است از توحید هم مهمتر است شما توحید را رد بکنید امام زمان را رد نکنید هیچ فایدهای ندارد چون توحید یعنی ولایت، توحید ظاهرش توحید است باطنش ولایت است یک کسی که به ولایت نرسد از توحید فایده ندارد.@ برای همین هم خدا فاطمه بنت اسد را میکشاند در کعبه که علی در آن متولد بشود بگوید علی باطن این کعبه است سیدالشهدا فرمود مهمترین چیزی که انسان احتیاج دارد معرفت الله است سؤال کردند آقا معرفت الله یعنی چی؟ فرمود یعنی معرفت الامام یعنی خلیفه خدا روی زمین نماینده خدا روی زمین.@ نمیشود یک کسی مسلم را بکشد به امام حسین بگوید ما خیلی مخلصت هستیم خیلی چاکریم بابا مسلم را کشتی نماینده آقا مگر نبود نمیشود یک نماینده خدا روی زمین آواره ترد شده و تنها و یگانه باشد شما بروی با حضرت معصومه کار را ببندی با امام حسین سال 61 کار را ببندی بسته نمیشود اینها همهاش سر خود کلاه گذاشتن است.@ نمیشود بروی با امام رضا حال بکنی بگویی حالا ولش کن جهاد و جبهه میرویم الان سینه میزنیم میرویم امام رضا میرویم حضرت رقیه، بچهها شوخی میکردند خود بچههای رزمنده شوخی میکردند میگفت انشاء الله راه کربلا باز بشود یک امامزاده داوود برویم.@ وقتی امام زمان را قال گذاشتی با هیچ کس بسته نمیشود قرارداد منعقد نمیشود هر کاری بکنی منعقد نمیشود این حجت خدا روی زمین ایستاده دارد به شما میگوید(هل من ناصر ینصرنی) میگوید هر 24 ساعت هم یکبار دارم میگویم پس تو کجایی ما داشتیم جهیزیه برای عروس تهیه میکردیم داشتیم چکار میکردیم.@ حالا باز دم اینها گرم که میروند جهیزیه برای عروس تهیه میکنند یک عده که اصلاً فکر هیچ کس نیستند در زندگیشان اصلاً خاصیت زندگیهای اینها را هیچ ندارد صبح بلند میشوند تا شب همیشه فکر خودشان است همین درس من کار من شغل من کسب و کار من ازدواج من اصلاً هیچ شباهتی این آدم به الله ندارد.@ (مَن قَصَرَ فِی العَمَل اُبتُلیَ بِالهَمّ) مبتلا میشود گرفتار میشود غصههایش هم خیلی کشنده است چون وقتی که صحنه عوض بشود یک دفعه تو میروی در برزخ میبینی ای بابا اینجا جای سلطنت ولایت بوده و تو چقدر از این خانواده فرار کردی.@ بعضیها اصرار دارند فرار بکنند انشاء الله شعبان میاید میخوانیم در مناجات شعبانیه(اَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَتِ التَباعُدِ مِنک) من تمام جوانیم را در مستی فرار از تو سپری کردم بعضیها اصرار دارند با مستی که پیش خدا نباشند اصرار دارند با مستی که پیش اهل بیت نروند اصرار دارند هیچ شباهتی به پیغمبر اهل بیت امام زمان حضرت زهرا پیدا نکنند.@ خانم است اصرار دارد که مثل حضرت زهرا سبک زندگیش نباشد حجابش مثل حضرت زهرا نباشد اصرار دارد اصرار دارند اسمهایی که روی بچههایشان انتخاب میکنند حتماً از اسمهای مقدس نباشد از سنگ از جماد از گیاه از حیوان انتخاب میکنند و از انسانها نمیتوانند اصرار دارند که اسم اینطوری نباشد.@ تازه من بعضیها را سراغ دارم که خانوادههایشان برایشان اسمهای اهل بیت گذاشتند رفتند اسمشان را عوض کردند یعنی فرار یعنی قلب به این نمیچسبد وقتی میروی آنطرف یک دفعه میبینی همه سلطنت مال ولایت بوده و ما یک عمر از ولی فرار کردیم اگر هم نزدیک شدیم انگلی نزدیک شدیم.@ یعنی اگر رفتیم کربلا مکه سوریه رفتیم مشکل ازدواج و مشکل مریضی و مشکل پول و مشکل کار علمیمان مشکل بدهکاریمان را حل بکنیم نرفتیم کمکی بکنیم الان در فرهنگ ما هم همین است میگوید من ده شب برایت عزاداری کردم چه چیزی میدهی ده شب گریه کردیم خانمان روضه انداختیم چه چیزی میدهی همهاش گرفتن است.@ نمیگوییم تولد حضرت زهراست من یک چیزی ببرم به حضرت زهرا هدیه بدهم اویی که تولدش هست باید هدیه بگیرد تولد امام زمان است ما یک چیزی هدیه بدهیم به امام زمان، کمکش بکنیم خوشحال بشود بگویم آقا اصلاً امسال نیمه شعبان من ده تا یتیم را با تو آشنا کردم این ده تا یتیم را پیش تو برگرداندم.@ (يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) چه صحنه خطرناکی، امام زمان پرچم زده در قیامت ایستاده ائمه هم سر جای خودشان، هر کس برود پیش امام خودش، آدم میتواند سرش را بلند بکند در چشم امام زمان نگاه بکند ما هیچ کاری نکردیم.@ چون سؤال میکنند میگویند این آواره بوده این امام حسین تنها بود همه شما تنهایش گذاشتید کشته شد خدا لعنتتان بکند بیایید بروید جهنم، به ما هم میگویند این زمان شما این آقا آواره بوده ترد شده بوده این زمان شما تنها بوده زمان شما که ظهور نکرده بوده تنها بوده.@ (اَلتَریدُ الشَریدُ الفَریدُ الوَحید) تو چه غلطی میکردی چکار میکردی سبک زندگیت چطوری بوده هیچی ما اصلاً هیچ شباهتی به این آقا نداشتیم پس ببینید از یک مثال کار خانه کردن و جارو کردن برایتان مثال زدم تا کارهای کلان بزرگ اصلی که در بخش فوق عقلانی است.@ هر عملی انسان کوتاهی بکند درس خواندن وقت درس است درست را بنشین بخوان خدا رحمت بکند امام را را فرمود من هیچ وقت به خاطر تفریح درسم را رها نکردم و هیچ وقت هم به خاطر درس تفریح را رها نکردم هر کدام سر جای خودش آنهایی که تفریح نمیکنند و جایش درس میخوانند حتماً بعداً کم میاورند.@ آقا موقع تفریح فرصت تفریح را از دست نده بعداً مشکلدار میشوی اگر الان باید بروی تفریح بکنی شمال میخواهی بروی دریا میخواهی بروی کوه بروی برو زن و بچه را بردار ببر نه شما بایستید اینجا گرمای 45 درجه قم را بخورید ما میخواهیم عالم بشویم.@ آن امام خمینی هم اینطوری نبود میگفت هر کس در این قم بایستد خل میشود میرفت اینطرف آنطرف در این باغها عشق و حالش را میکرد خودش بچههایش همه همینطور بودند طلبهها را هم میبردند که یک موقع خل نشوند ما همهاش کار کار کار، آقا تفریح مسافرت اینطرف آنطرف، وقت نداریم مسافرت بکنیم وقت نداریم تفریح بکنیم.@ میگوید آقا پول نداریم تفریحاتی هست که کم هزینه است یک آقایی بود سیگار وینستون میکشید بعد ما رفتیم یک دفتری بود تهران سر میزدیم به رفقا این سیگار وینستون میکشید بعد یک موقع هم سیگار وینستون هم گران شده بود گفت آقا دیگر نمیارزد وینستون کشید.@ رفت از همین به قول ما قدیمیها اوشن ویژههای قدیم از این سیگار گازوئیلیهای ارزان انتخاب کرده بود چند وقت از این سیگارها میکشید بعد دو سه ماه بعد بیشتر شاید پنج شش ماه بعد دیدیم داریم وینستون میکشد گفتیم چه شد داری وینستون میکشی وضعت خوب شده؟@ گفت من دیدم گدا بازی درآوردم رفتم پایین، خدا هم کشید پایین، آن موقع که من وینستون میکشیدم خدا به وزان وینستون به من روزی میداد آن پول سیگارمان هم میرسید یک کسی که بخیل است از زن و بچهاش کم میگذارد میگوید نه نخورید مصرف نکنید آقا برو خدا میدهد هر کس که دندان دهد نان دهد برو اگر قرار است هزینه تفریح بکنی خدا پولش را به تو میدهد.@ عبادت و تفریح لازم است برو برایشان هزینه بکن میگوید نه حیف است این حیف است حیف است مشکل درست میکند همین محاسبات اینطوری این آدم ذاتاً گداست میگوید این که اصلاً عُرضه خرج کردن ندارد.@ در روایت داریم خداوند توسط یکی از انبیاء به یک زن و مرد مؤمن گفت خداوند برای شما 60 سال عمر قرار داده 30 سال در رفاه و ثروت 30 سال در فقر کدامش را اول میخواهید؟ گفتند 30 سال رفاه را اول بده 30 سال رفاه را اول گرفتند رفت تمام شد سال سیم هم تمام شد بعد دیدند نه اصلاً فقر نیامد به پیغمبرشان مراجعه کردند.@ گفتند آقا پس چرا فقر نیامد مگر خدا نگفته بود 30 سال دوم فقر است؟ گفت خدا فرمودند که شما از این 30 سال به همه خوراندید همه در زندگیتان شریک بودند دیگر فقر خبری نیست بعضیها اصلاً هیچ کس در زندگیشان شریک نیستند.@ نه در محبتشان نه در عاطفهشان نه در هزینههایشان نه در وقتشان هیچی اصلاً ندارد گداست همین خودش میخورد و خانواده خودش گفته بابا کولر سوخته گفت معلوم است وقتی پنجاه نفری میخوابید زیر کولر میسوزد دیگر، یک آدمی که که هی جذر میگیرد هی کم میکند خدا هم کم میکند.@ زنش مرده بوده میخواست سنگ قبر برای زنش بسازد دید خیلی زور دارد سنگ قبر گفت حالا بگذار یک استفادهای هم بکنیم نوشته بود این آرامگاه خانم فلانی همسر دکتر فلان متخصص فلان روزهای فلان آدرس مطب را هم روی سنگ قبر زده بود.@ فقط در عبادت نه، آنجا هم که قرار است تو خوشی بکنی کم بگذاری بعداً غصه میخوری آنجایی که قرار است تفریحت را بکنی تفریحت را بکن بچهها همینطور جوانها همینطور خانوادهها همینطور اینها به این چیزها نیاز دارند بعداً که حالا این افسرده شده.@ حالا میگوید باید ببرمش پیش روانپزشک پیش روانشناس زنم اینطوری شده آنطوری شده از اول میجنبیدی که دیگر این قصهها را نداشته باشی حالا هی باید بدوی جبران بکنی بخصوص عزیزان طلبههایی که خانمهایشان یا دانشجوهای زیادی ما داریم که مجبور هستند بیایند قم درس بخوانند.@ از دانشگاه آزاد یا جاهای دیگر میایند درس میخوانند یا طلبهها رفته یک دختر از یک شهرستان گرفته یا از تهران گرفته آورده اینجا هیچ کس را این دختر ندارد اینجا، اگر نتوانی خوب شاد نگهش بداری و هی بگویی تو را آوردم اینجا بنشین تو برو درس بخوان من هم درس بخوانم یکسره، بعداً که دیگر خل میشود روانی میشود.@ حالا اگر هم نشود روی نطفهاش اثر میگذارد روی بچه اثر میگذارد گرفتاریهای دیگر دارد بعداً میافتی به همّ چرا من اینقدر زیادی نشستم درس خواندم نه اندازه، اگر قرار است بروی حرم برو حرم نگو خانمم ببخشید ما خیلی کار داریم نمیرسیم دو هفته دیگر حرم میایم.@ وقتی حرم نمیروی کم میگذاری برای فوق عقلت مینشینی درس هی بخوان درست هم برکت ندارد بعد هم این نکبت میزند این عفونت میگیرد این درس خواندن آقا اگر عشق و حال باید بکنی عشق و حالت را بکن پس همه چیز همینطور است.@ (مَن قَصَرَ فِی العَمَل اُبتُلیَ بِالهَمّ) هر پنج بخش احتیاج دارد جسم ورزشت را برو بکن اگر واقعاً میتوانی بدوی برو بکن باشگاه میتوانی بروی برو باشگاه بعداً پنج سال بعد میگویی من باید دو میلیون هزینه بکنم برای اینجام کج شده آنطرفم یک وری شد اینجایم شکست آنجایم اینطوری شد.@ یک مسواک به موقع میبینی طرف تا پنجاه سال 60 سال اصلاً دندان درد ندارد مشکل ندارد همین یکی ذره کوتاهی تنبلی در مسواک زدن الان جوانهای ما غالباً مشکلات دندان دارند یک مسواک خیلی ساده چند دقیقه است دو دقیقه سه دقیقه مسواک کوتاهی میکند.@ بعد هم هزینههای بالا بعد هم دیگر دندان نمیشود دندان طبیعی که خودت داری کو تا این، و هر چیزی در بخش جسم در بخش خیال در بخش عقل در بخش فوق عقل در هر چیزی به موقع خودش، هی عقب نیندازیم.@ حضرت فرمود کلید همه بدبختیهای انسان در دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی، تنبلی و بیحوصلگی را آدم باید کنار بگذارد اینها را در بحثهای تنبلی مفصل گفتیم در بحثهای تنبلی مراجعه کنید دیگر در قم نداریم کرج داریم.@ پیامبر فرمود بیشتر جهنمیان به خاطر امروز و فردا کردنشان به جهنم رسیدند و الا آدمهای بدی هم نیستند بیچارهها آدمهای خوبی بودند فقط همین تنبلی و بیحوصلگی هی کارهایشان را عقب انداختند هی امروز و فردا آخرش هم سر از جهنم درآوردند.@ اگر قرار است هر کاری بکنیم تصمیم بگیریم جدی وارد بشویم خودمان خودمان را قال نگذاریم تنبلی بیحوصلگی قال گذاشتن خودت است سر کار گذاشتن خودت است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@