جلسه 017 - شکر
شماره جلسه
17
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
2
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - شکر

بحث مان در سجده شکر در زیارت عاشورا بود که اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مصابهم. توضیح دادیم که زیارت عاشورا یک سلوک است و در آن مراتب سلوکی گوناگونی وجود دارد که در سجده شکر حالا رسیده ایم به مقام شکر و شکر در مصیبت.

در این مدت چند هفته ای را بحث کرده ایم و تمرین کرده ایم. انشاءالله تمرین صورت گرفته باشد در شکر در نعمت و گفتیم شکر در مصیبت را کسی می تواند انجام دهد که از پس شکر در نعمت خوب برآید. به اندازه ی وسع بندگی. حالا رسیدیم به شکر بر مصیبت که خدایا من شکر می کنم در این مصیبت و این یک مرحله ی خیلی والاست. یک مرحله ی خیلی عالی است که یک نفر شکر بر مصیبت بکند. امام سجاد (ع) در صحیفه اینطور عرض می کند که: نشکرک علی بلائک کما نشکرک علی الائک. ما شکر تو را در بلاها همانطور بجا می آوریم که شکرت را در نعمتها بجا می آوریم و این چقدر زیبا و آرامبخش هست برای انسان.

من به تناسب این بحث مان مقداری درباره ی مصیبت می خواهم صحبت کنم که مصائب چه جایگاهی در نظام خلقت دارد؟ چه رابطه ای با ما دارد تا بعد بدانیم که آیا حق است که ما بر مصائب شکر کنیم یا نه؟

اولا یک قاعده خدمت تان عرض کنم از امیرالمومنین (ع) می فرماید: المصائب بین البریه مقسومه بالسویه. مصیبتها بین مردم به تساوی تقسیم شده است. هر انسانی سهمی از مصیبت دارد که به تناسب ظرفیت وجودی خودش به او می رسد. ممکن است این به ذهن ما بیاد که می بینیم مصیبت افراد با همدیگر فرق دارد. گرفتاری های افراد با همدیگر فرق می کند. بعضی ها شدید است بعضی ها شدیدتر، این مثل نعمتها می ماند. ظرفیت آدمها، وابستگی آدمها، نوع تربیت آدمها نوع پرورشی که پیدا کرده اند، با همدیگر فرق می کند. نوع دلدادگی ها و وابستگی های شان با هم فرق می کند. لذا وابستگی های شان هم با هم متفاوت است اما مصیبتها به اندازه ی مساوی بین مردم تقسیم می شود؛ یعنی نسبت به ظرفیت افراد، نسبت به توان و نوع تربیت شان مصیبتهای شان بطور مساوی بهشان می رسد. هر کس سهمی از مصیبت دارد. خوب این قاعده را داشته باشیم که از امیرالمومنین (ع) در کتاب شریف غرر است که مصائب مساوی و یکسان بین مردم تقسیم میشود. از طرفی مصائب دارایی آثار بسیار زیادی هستند که هم آثار دنیایی است و هم آثار اخروی. در یک کلام مصائب را اگر بخواهیم تقسیم بندی کنیم به این صورت می گوییم بعضی از مصائب آثارشان کفاره ی گناه بودن است، پاک کنندگی دارد و بعضی از مصائب سازندگی و بالا بردن درجات انسان را نتیجه می دهند.

در یک فرمایش از امام مجتبی (ع) داریم که می فرماید: المصائب مفاتیح الاجر؛ مصیبتها کلیدهای اجر و پاداشند. کلیدهای اجر هستند. انسان با مصیبتها به پاداش آخرتی می رسد در سایه ی سختی ها به مفصل توضیح دادیم. بحث بلا و مصیبت و تقسیم بندی اینها مفصل در دروس رشد و قدرت در سایه سختی ها توضیح دادیم.

الان نمی خواهیم بصورت خیلی کامل و تخصصی در این زمینه وارد شویم. اجمالا می خواهیم بگوییم که مصیبت هم کفاره است برای گناهان ما و هم اجر است برای ما. تا همین مقدار می توانیم توضیح دهیم که وقتی می گوییم (شکر بر مصیبت ) اگر کسی گرفتار مصیبتی شد چیزی را از دست نداده. پس شایسته است که ما شکر کنیم بر مصیبت. اما بعضی از چیز هایی را که در آن مباحث کمتر گفته ایم یا نگفته ایم من بعضی هایش را اینجا خدمت تان عرض کنم که یک بحث موثری انشاءالله داشته باشیم در مقام ( شکر در مصیبت) چون بالاخره این یک مقام است مثل شکر در نعمت که مقدار تمرین کردیم صبر کردیم حوصله کردیم تفصیل دادیم در اینجا هم یک مقدار بیشتر حوصله می کنیم بلکه انشاءالله در ما این تاثیر را بگذارد روی عاشقانه بودن و حسنه بودن روابط مان با حق تعالی و اولیای الهی تاثیر بگذارد. این بد است که ما اگر دچار مصیبتی بشویم بین ما و خدا فاصله بیفتد. اگر دچار بلایی شدیم بین ما و اولیای الهی فاصله بیفتد و ما بتوانیم در هر حال شکر را بجا بیاوریم.

در یک فرمایش از امام صادق (علیه السلام) است که شخص فرزندش فوت کرده بود و خیلی بی تابی می کرد، حضرت فرمود: «یا هذا (فلانی) جزعت لمصیبته الصغری و غفلت عن المصیبته الکبری. تو برای مصیبت کوچک جزع و بی تابی می کنی و از مصیبت بزرگ غفلت کردی «لو کنت لما صار الیه ولدک مستعدا، لما شتدّ علیه جزعک، فمصابک بترکک الاستعداد له اعظم من مصابک بولدک».

خیلی تکان دهنده است این فرمایشی که امام صادق (ع) دارد. خیلی خوب است که انسان اینها را به سینه خود بسپارد و همانطور که قرآن وظیفه ی واجب ما دانسته و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر موقعی که یک عزیزی دچار مصیبتی می شود اینها را ما باید برای شان بگوییم چون کسی که خودش دچار مصیبت می شود سخت ترین این چیزها یادش می آید، سخت تر می تواند این چیز ها را در حین مصیبت برای خودش حل کند اما اگر یک مومنی باشد کنارش و اینها را به او زود تلقین کند، آن مصیبت زده را به اجر عظیمی می رساند و نجاتش می دهد از خیلی گرفتاری ها و انحرافات.

خوب است که ما اینها را خوب بلد باشیم، ببینید امام صادق(ع) چطوری سخت می گوید با این شخص می فرماید: تو در مصیبت کوچک بی تابی می کنی و از مصیبت بزرگتر غفلت کردی. اگر برای آنجایی که فرزندت رفته ( مگر فرزند کجا رفته؟ رفته به برزخ رفته به آخرت) اگر برای آن جایی که فرزندت رفته (کجا رفته فرزندت؟ برزخ رفته، آخرت رفته) آماده بودی خودت این قدر بی تابی نمی کردی. چقدر این روانشناسی دقیقی است. چرا؟ چون بزرخ عرض کردیم میلیاردها برابر زیباتر از اینجاست، بزرگتر و کاملتر از اینجاست، پیشرفته تر، شیرین تر و لذیذتر از اینجاست. اگر یک نفر خودش را برای برزخ آماده کند، بچه وقتی بدنیا می آید از رحم مادر عزا می گیریم یا جشن می گیریم؟ جشن می گیریم. می گوییم از یک جای تنگ و تاریکی آمده و به یک عالم بزرگ. یک زندگی را می خواهد شروع کند. ما از رحم مادرمان که دنیاست وقتی متولد می شویم به برزخ که اصل زندگی ما تازه آنجا شروع می شود «و ان الدار الاخره لهی الحیوان» قرآن می گوید حیات اصلی شما آخرت شماست. اصلا در دنیا دنبال حیات نگردید به آن معنایی که روح بی نهایت طلبی شما می طلبد اینجا دنبالش نگردید. اینجا یک حیات رحمی است یک حیات بازیچه است.

ما بسیاری از توانها و قوا و آرزوهای مان، اینجا اصلا گنجایش فعلیت را ندارد و حضرت می گوید: اگر خودت را آماده کرده بودی برای جایی که بچه ات رفته، می فهمیدی که بچه ات جای بدی نرفته. اگر از نظر محیط می گویی که محیطش از اینجا بی نهایت زیباتر و بزرگتر و کاملتر است. اگر از نظر کسانی که بچه ات را تحویل می گیرند، بچه ی تو می رود پیش آنها، آنها از تو که مهربانتر به این بچه هستند. خدا مهربانتر است به ما و فرزندان ما یا خودمان؟ خدا کریمتر و مهربانتر است یا ما؟ بچه مگر کجا رفته؟ اینقدر جزع و فزع می کنی از هر جهت که می گویی. اگر تو خودت آماده باشی، آنجا را بفهمی که چطور جایی است اینقدر بی تابی نمی کنی.

بعد حضرت یک جمله ای می گوید که خیلی تکان دهنده است. می فرماید: مصیبت آماده نشدن تو برای آنجا خیلی بزرگتر از مصیبت مردن بچه ات است. حالا خداوکیلی اگر یکی از ما بمیرد، یک عزیزی که خیلی دوستش داریم بمیرد، دیدی آدمها وقتی عزیزی ازشان می میرد، چقدر ماتم زده می شوند؟ ما یک دهم این تا به حال برای آخرت مان تا حالا گریه کرده ایم؟ ناراحت شده ایم؟ برای آخرت مان برای شب اول قبرمان؟ غصه خوردیم، گریه کردیم؟ بی تاب شدیم؟ حضرت می گوید مصیبت این نیست که او رفته آنجا. مصیبت این است که تو برای آنجا آماده نباشی. این خیلی مصیبت است.

ما در یک تولد کوچکتر که از رحم مادر صورت می گیرد به دنیا اگر یک بچه ای مادرش ببیند که این آمده، پا ندارد، چند سال منتظر بچه بوده، درمان کرده. حالا دعا و درمان و چه و چه حالا خدا به او داده، قند در دلش آب می شود. حالا این بچه قرار است متولد شود، متولد شده می بیند دست ندارد، پا ندارد، انگشت ندارد، چشم ندارد، یکی از این اعضا را ندارد؛ چه حالی به مادر دست می دهد وقتی بچه را اینجوری می بیند؟ این بچه در رحم آماده نشده برای اینجا.

آن چیز هایی که باید بیاورد نیاورده، معنایش می دانید یعنی چی؟ وقتی که این بچه را می بینید که با خودش دست و پا نیاورده می گوید آخ این یک عمر باید این را تحمل کند این وضعیت را. حالا یک موقع است یک انگشت نیاورده، یک دست، یک پا نیاورده، یک جور مصیبت است. یک جور غصه دارد. یک موقع هست که به شکل بد می آید. نصفش حیوان است نصفش انسان، دوتا سر دارد روی هم، دو تا صورت دارد. تولدهایی که صورت گرفته واقعیت هم دارد. ما آدمهایی داشته ایم مثلا 20 – 40 سال عمر کرده دو تا صورت داشته. وقتی این صورت این طرفی حرف می زند صورت آن طرفی جیغ می کشد. آدم های مشخصی هستند فرصت باشد اینها را دانه، دانه معرفی می کنم. دو تا سر، سه تا سر، شکلهای خیلی عجیب. اینکه خیلی خطرناکتر است.

اگر آدم با یک عالم باطل متولد شود به آخرت خودش قیافه خیلی وحشتناک است. مثلا حسادتش خودش یک شکل بسیار وحشتناک به انسان می دهد، تکبرش یک جور، زودرنجی، و حساسیتش یکجور، غیبتش یک جور، سخن چینی اش یکجور، و هر کدام از اینها شکلهای خیلی وحشتناکی به آدم می دهد موقع تولد. حضرت می گوید اینکه تو آماده نباشی برای آنجا این مصیبتش خیلی بیشتر از این است که حالا تو بچه ات از دنیا رفته. «فمصابک بترکک الاستعداد له اعظم من مصابک بولدک» از این بالاتر هست. حالا چرا ما این طرف را صحبت کردیم. برای اینکه ما باید معنی مصیبت را درست بدانیم. معنی مصیبت این نیست که کسی از ما بمیرد یا یک حادثه دنیایی اتفاق بیفتد. معنی مصیبت بزرگ این است که چند روز دیگر که من می خواهم بمیرم اصلا برای شرایط آخرت آمادگی نداشته باشم. باید مصیبت را درست معنا کنیم که مصیبت چی هست. ما تمام مصائبی که در عاشورا می بینیم تمام اینها علو درجات است. در روایات داریم در بهشت درجاتی هست که انسان جز بلا و مصیبت به آن نمی رسد. این مصیبت است که انسان روحش مریض باشد و بمیرد خیلی خطرناک است؛ ولی ما متاسفانه چون بحث آخرت جدی نگرفته ایم، ابدیت و بحث وفات را اصلا جدی نگرفته ایم خیلی هم به مصیبتهای آن طرف دلمان نمی سوزد. خیلی ناراحت نیستیم. فکر نمی کنیم اصلا به آن دغدغه ای هم نداریم که حالا مثلا چنین چیزی شد. یک وقت هست که از انسان یک حسادت سر می زند 24 ساعت عین مار به خود می پیچد. حالش خراب می شود حالش به هم می خورد که آخر من چرا حسادت کردم. این آدمی است که تحمل آن جور مردن را ندارد. این خوب مصیبت را شناخته و به آخرت یقین پیدا کرده، به قلب سلیم را باور کرده می گوید چرا من بعد از گذشت 30 سال، از من حسادت سر زده. خیلی هشدار خطرناکی است برای انسان. رفته آزمایش داده این جواب را نشانت می دهند می گویند آقا، شروع سرطان است. داری به سرطان یا فلان بیماری مبتلا می شوی. چه حسی به انسان دست می دهد؟ یک کسی تکبر کند، فهمیده باشد تکبر کرده. من یک وقت دیدم حس بدی بهم دست داد. در این مهمانی در این جلسه، در این سخنرانی فهمیدم که آدم متکبری هستم، بعضی ها تکبرشان را عاشقانه پرورش می دهند. اصلا خیال برطرف کردنش را هم ندارند. یک کسی بفهمد حسود است. همین بیاید در ذهنش که حسود است. کشف کند. از یک حادثه بفهمد که حسود است آدم لجبازی بوده. اینها خیلی خطرناک است. خدا رحمت کند حضرت امام (سلام الله تعالی علیه) فرمود اگر کسی با یک بیماری روحی از دنیا برود نه گناه، بیماری روحی مثل تکبر، عجب، حسادت، روح غیبت، روح تهمت، سخن چینی اگر کسی با اینها برود می فرماید معلوم نیست چند قرن آخرتی باید در جهنم بسوزد تا پاک شود، چند قرن آخرتی نه دنیایی! تا پاک شود. واقعا این مصیبت نیست یکی بفهمد حسود بوده، بفهمد متکبر است، بفهمد آدم مغرور و زودرنج و حساسی است، بفهمد آدم خودبزرگ بینی است. هیچکس را قبول ندارد همه برایش کوچکند به همه ایراد می گیرد همه را مریض می داند همه را گرفتار می داند همه را معیوب می بینید. این خیلی خطرناک است. زنش را تحقیر می کند، پدرزنش را تحقیر می کند، مادرزنش را، با جناقها را تحقیر می کند. هیچ کس را آدم حساب نمی کند به هر کسی ایراد می گیرد هر کسی را می بیند یک جور کوچکش می کند به همه بدبین است بیماری سوء ظن، این بیماری یک بیماری فوق العاده خطرناکی است.

(اکبر الکبائر سوء الظن) از بزرگترین گناهان کبیره سوءظن است. بخصوص سوءظن به خدا. چقدر آدمها هستند که به خدا بدبین هستند. به معصومین بدبین هستند آدم با این بیماریها اگر از دنیا برود این مصیبت است. خسیس باشد، بخیل باشد، سختگیر باشد به خانواده اینها خیلی خطرناک است. حالا آدم واقعا باید برای کدام مصیبت ناراحت باشد، مصیبتی که هم کفاره گناهانش است او را می سازد پاکش می کند اجر به او می دهد یا این مصیبتی که انسان را چند صد سال فرو می برد به جهنم کدام شان مصیبت است؟ آدم باید برای کدامش غصه بخورد و ناراحت باشد؟!

ما یک تفسیر درست از مصیبت داشته باشیم علت اینکه ما نمی توانیم تفسیر درست داشته باشیم این است که ما خودمان را فقط در محدوده ی تولد تا مرگ معنا می کنیم اصلا ابدیت، وفات به بعد، آن چهار مرحله آخرت را (وفات و زندگی برزخی و قیامت و بعد از قیامت را‌) جدی نگرفته ایم اصلا یعنی در محاسبات معنایی خودمان نیاورده ایم.

خودمان را به آن بلندا نگاه نمی کنیم. عاشق خودمان به این بلندا نیستیم هنوز. خودمان را به این بلندا دوست نداریم اصلا. چون دوست داشتن تابع نگاه است. ما وقتی نگاه آخرتی نداریم به خودمان، خود را هم به بلندای آخرت دوست نداریم چه کسی می تواند عاشق خودش باشد به بلندای آخرت، به بلندای ابدیت؟ چه کسی خودش را واقعا به این بلندا نگاه می کند نگاه بلند.

یادتان باشد عشق همیشه تابع نگاه است. محبت، علاقه، تابع نگاه است، شما خودت یا هر کسی را هر جور ببینی همانجوری هم عاشقش هستی. اگر محدود ببینی محدود عاشقش هستی اگر خودت را محدود ببینی هم، خودت را محدود دوست داری. اما اگر کسی خودش را به بلندای ابدیت دید، به بلندای ابدیت عاشق خودش می شود این خود را دوست داشتن خیلی خوب است. برعکس خودخواهی، خودخواهی در نگاه محدود حیوانی است. وقتی که ما ابدیت را سراغ نداشتیم و به بلندای ابدیت خود را دوست نداشتیم یک خود محدود سراغ داریم از تولد تا مرگ.

همه اش همین را می خواهیم و این را به همه کس و همه چیز ترجیح می دهیم. همه را هم بخاطر این خود محدود له می کنیم و نابود می کنیم پس چه کسی می تواند سرش را بگذارد روی سجده در زیارت عاشورا با شیرینی بگوید اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک بعد بیاید تا علی مصابهم. چطور است که حضرت زینب (و ما رایت الا جمیلا) می گوید با این همه مصیبت؟

چون حضرت زینب معنی مصیبت را خوب می دانست چیست. چطور سیدالشهدا هر چه بلا سرش می آمد (کلّما اشتدّ علیه الامر احمرّ لونا) انبساطش بیشتر می شود؟ چطور بچه بسیجی های ما در جبهه اگر تیری ترکش می خورد با شادمانی و شعف بر می گشتند؟ برای شهادت اصلا اضطراب نداشتند و لحظه شماری می کردند غصه نداشتند برای اینکه اینها کاملا یقین داشتند به محتوای مصیبت محتوای آخرتی آن را خوب می شناختند. بچه های ما در جبهه اگر تیری ترکشی می خوردند، زخمی بر می داشتند، انگار گواراترین شرابها را به آنها داده بودی آنقدر سر مست می شدند از این تیر و ترکش ها که نگو چون خوب می شناختند خوب.

باز فرمایش دیگری از امام صادق (ع) داریم حضرت می خواهد تسلیت را معنا کند که اگر ما به یکی بگوییم آقا تسلیت عرض می کنم تعزیت و تسلیت در مصیبت یعنی چی؟ این باطنش چیست؟ ببینید چقدر زیبا حضرت معنی می کند جان ما به فدای امام صادق (ع) غیر معصوم می تواند اینجوری حرف بزند؟ می فرماید: «ان کان هذا المیت قد قرّبک موته من ربک او باعدک عن ذنبک فهذه لیست مصیبته.» اگر این کسی که مرده (شما رفته اید تعزیت و تسلیت بگویید دیگر) مردنش تو را به خدا نزدیک کرد اگر یک مردنی در خانواده ما اتفاق بیفتد ما را به خطر نزدیکتر بکند یا از گناه دور مان کند (مرگ فلانی هر کسی که باشد) این مرگ، اصلا مصیبت نیست. یک هدیه است. حالا در ماهیت مصیبت این هست یا نیست؟ می گوید بسته به این است که تو بلد باشی از مصیبت استفاده کنی یا نه. مصیبت را چطور نگاه کنی. در حدیث است که وقتی مصیبت می آید دستش را روی پایش اجرش را از دست می دهد.

قرآن می فرماید: آدمهای زیرک که واقعا باید به آنها بشارت داد به این آدمها واقعا باید تبریک گفت: (و بشّرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبته قالوا انا لله و انا الیه راجعون) آنجا بد بخت شدم، بیچاره شدم، روزگارم سیاه شد، خاک بر سرم شد حالا بعضی ها تسلیت های شان خیلی بدتر است می گویند این بیچاره فلانی! بدبخت فلانی. بیچاره شدی، به روز سیاه نشستی می خواهند تسلیت بگویند نوع تسلیت شان اینجوری است.

حالا تو از این به بعد یتیم شدی می خواهی چی کار کنی؟ مثلا کسی باباش مرده یک مداح نادان ناآگاه می خواهد آنجا مثلا ذکر مصیبت بخواند می گوید یتیمی درد بی درمان یتیمی! یتیمی خواری دوران یتیمی! همه اش مزخرفات و حرفهای بی ربط.

بابا خداوند وقتی می خواست آدمهایی را بزرگ کند یتیمشان می کرد پیغمبر را شما نگاه کنید، پدرش، مادرش، آدمهایی که اولیاء الله هر کدام شان را نگاه کنید. مثلا امام است. خیلی از اولیاءالله در کودکی پدر مادرشان را از دست دادند و با این مصیبتها به توحید رسیدند یاد گرفتند که به جز خدا به کسی تکیه نکنند. آدمهایی داریم 40سال شان است هنوز به بابا و ننه شان تکیه دارند. هنوز توحید ندارند به خدا تکیه ندارند هنوز به پول بابایش و مادرش و جیب این و آن وابسته است پولهایی که دست این و آن است، یا به اعتبارات آدمها وابسته هستند یاد نگرفته به خدای تبارک و تعالی توکل کند یاد نگرفته خودش روی پای خودش بایستد این چطور آدمی هست؟

این آدم اصلا ساخته نشده، ببینید تسلیت چقدر قشنگ است اگر آدم درست ارتباط برقرار کند با مصیبت یعنی بشناسد مصیبت را نظام ابدی یادش نرفته باشد می گوید بابا ماهیت مصیبت این را دارد که هم تو را نزدیک به خدا می کند وابستگی اش به خدا بیشتر می شود وقتی کسی را از دست میدهد. می گوید (یا رفیق من لا رفیق له) رفیقش را از دست داده بعد می گوید خدا را شکر، خدا را دارم، خدا هست نمرده. امام زمان هست نمرده. فرمود: هر وقت خبر مرگ خدا شنیدید، خبر مرگ مرا شنیدید، اضطراب داشته باشید، وقتی خدا نمی میرد، حی و قیوم است، آدم چقدر شاد است که یک خدا همیشه دارد به این بزرگی به این مهربانی اضطراب برای چی؟

قرص اعصاب برای چی؟ بشناسیم مصیبت را. ذات مصیبت این را دارد که انسان وقتی یک کسی را از دست می دهد وابستگی اش به خدا بیشتر می شود اگر قبل از مصیبت خدا را شناخته باشد! اگر خدا را شناخته باشد کسی را که از دست می دهد می گوید خوب دنیا اینجوری است دیگر.

جای رفتن است همه آدم را می گذارند و می روند ما می مانیم و خدا چه رفیق خوبی است یا رفیق من لا رفیق له، یا حبیب من لا حبیب له یا کنز من لا کنز له یا ذخر من لاذخر له همه اش خداست اصلا غصه نمی خورد احساس تنهایی نمی کند که آی تنها شدم،‌ بیچاره شدم، بد بخت شدم به خدا نزدیکتر می کند.

گناهان ما را دورتر می کند. خدا می گوید ای بنده من در این دنیا به تو بد گذشت یک کسی را دوست داشتی به یک کسی ایاق بودید صمیمی بودید بهر حال کنار هم بودید مونس هم بودید این از تو گرفته شد توی دنیای من بد گذشت به تو من یک آخرت بهتری به تو می دهم تمام گناهانت را پاک می کنم، جبران می کنم اجر بهت می دهم پس دیگر چی ...... .

یک مصیبت اتفاق افتاد هم گناهان ما را پاک کرده به وسیله پاک کردن گناهان مقداری به تقرب پیدا می کنیم و هم اساسا به خدا نزدیکتر شده ایم. ببینید چقدر قشنگ است معنای این تسلیت و تعزیت می فرماید اگر این مردن تو را به خدا نزدیک کرده و از گناه هم دورت کرده «فهذه لیست مصیبته و لکنّها...»

(این طرفش خیلی خطرناک است. بعضی ها اصلا عرضه ندارند از مردن یک نفر بهشت بروند حتما با مردن یکنفر با یک مصیبت مثل اینکه اصلا سنخیت با این دارد می خواهد با یک مصیبتی که اتفاق افتاده جزع می کنند آنقدر بی تابی می کنند که این بی تابی خود آن مصیبت را چند برابر می کند. حالا بعضی ها آنقدر بی سلیقه اند که وقتی مصیبت می آید با این مصیبت جهنم برای خودشان می خرند!

اصلا اینکه آدم عرضه ندارد از مصیبت استفاده کند این مصیبت است خودش به معنای حقیقی. می فرماید: «و لکنّها رحمته و علیک نعمته». این مصیبت نیست، و رحمت است و بر تو این مصیبت یک نعمت است. برای همین مردم یا فرهنگ ما موقع شهادت شهدا به پدر و مادر شان تبریک و تسلیت می گفتند هم تسلیتش قشنگ است هم تبریکش (و ان کان ما وعظک و ما باعدک عن ذنبک و لا قرّبک من ربک فمصیبتک بقساوه قلبک اعظم من مصبیتک بمیتک ان کنت عارفا بربک!» اگر این تو را هشیار نکرد، مردن او برای تو موعظه نبود، پند ندارد تو را (موعظه و پند یعنی چی؟‌) یعنی بابا این مرد من هم می میرم پس آماده شوم. ببین جوانتر از ماها چقدر مردند! برویم مقدار سری به بهشت زهرا بزنیم ببینیم چند هزار نفر از ما جوانتر کم سن و سالتر رفتند آن طرف. پند بگیرید دیگر.

دوستش، پدرش، مادرش، فرزندش به رحمت خدا رفته چقدر هم این کلمه قشنگ است. درود بر کسانیکه این فرهنگ را داشته اند وقتی می بینید یکی از دنیا رفته می گویند به رحمت خدا رفته. چقدر خوب است که اینجوری هم معتقد باشد که بگوید رفته به رحمت خدا. به جای بدی نرفته. چه دل پاکی است اینجور حرف زدن که ( به رحمت خدا رفته) انشاءالله همه ما هم همین طور باشیم همه ما موقع رفتن موقع وفات مان همه مان برویم به رحمت خدا جای بدی نرویم انشاءالله خوب آقا پند بگیر از مردن این.

اگر تو پند نمی گیری از مردن این و از گناه هم پرهیز و حیا نمی کنی بابا این مرد! من دیگر بسم است. دیشب یک آقایی آدمی خیلی بزرگی هم هست در کار تجارت است گفت یک کسی آمده با من معامله کرد به من یک پیشنهاد میلیاردی داده گفته تو اگر این را انجام بدهی من چند میلیارد می دهم یعنی یک جوری برای ما طراحی بکند که اینقدر پول ( یک راه کلکی که نمی خواهم تشریحش بکنیم) اینقدر اضافه بیاورد بخوریم با هم. من به او گفتم ببین من سنم از 50 گذشته تا الان خودم را پاک نگه داشته ام، پرده ی عصمتم را ندریدم در کار تجارت و خرید و فروش با مردم. این کار را هم نمی کنم. بارک الله.

آدم تجارت بکند با پاکی با صداقت. گفت من 50 سالم است دیگر دارم می میرم اگر قرار بود عشق و حالی بکنیم لذتی ببریم هم دیگر گذشته الان من در سرازیری هستم الان بیایم دزدی کنم؟! وقتی آدم می بیند فلانی مرد ببین چقدر آدمها با لذتهای بیشتر از ما، مالهای بیشتر از ما، با موقعیت های بیشتر از ما دنیای بیشتر از ما مرده اند این باید آدم را پند بدهد این باید آدم را از گناه دور کند، باید در انسان حیا ایجاد بکند از این که بخواهد گناه کند و به جنگ با خدا برود (و لا قربک من ربک) و تو را به خدا نزدیک نکرد این مصیبت، فمصیبتک بقساوه قلبک ... بمیتک» پس این مصیبت که تو اینقدر قساوت قلب داری که هیچ تکان نخوردی اینقدر سخت دل و سنگدل شدی که هیچ تکان نخوردی این مصیبت تو از مصیبتی که نسبت به میت است داری خیلی بالاتر است.

این مصیبت است که تو هیچ تکان نخوردی و شما دیده اید یک وقت افراد می میرند عزادار ها و تشییع کننده ها را نگاه کنید ببینید همه نیش شان باز! می گویند می خندند می آیند سر قبر بجای اینکه آمدن اینها یک آرامشی برای میت باشد یک معصیت است برای میت. زنها مکشوفه از نظر حجاب، موها بیرون، بدنها بیروت لباسها مبتذل، آرایش کرده می آیند برای تسلیت سر قبر. مردها یک جور. اصلا کسی واقعا فکر این بیچاره نیست. که خود این یکی از مصائب است میت است که اینها آمده اند سر قبرش. اینها هم هیچ کدام عبرت نگرفته اند. فقط منتظر اند کی این ختم تمام می شود هفت تمام شود و بروند سر مال دعوا کنند. بیچاره اینها، بیچاره میت. اما حضرت می دانید چی می گوید؛ می گوید کسی این را می فهمد که خداشناس باشد. اگر کسی خدا را بشناسد می فهمد که مصیبت قساوت قلب تو بالاتر از مصیبت میت توست.

تو هیچ تکانی نخوردی، پندی نگرفتی نه از گناه دور شدی نه به خدا نزدیک شدی حالا نگاه کنید یک مصیبت در باطن خود چقدر بار های مثبت دارد هم گناه را پاک می کند هم پند و موعظه است و هم انسان را به خدا نزدیک می کند. آدم باید عرضه داشته باشد از این همه قدرت و نیرویی که در مصیبت هست باید استفاده بکند. دیگر آن مصیبت نمی شود حضرت فرمود: «لکنها رحمته و علیک نعمته» رحمت است و بر تو نعمت است.

انسان متوجه باشد همان بحثی که در اسماءالله کردیم در هفته های قبل که انسان را یک مصیبت نور می گیرد یا نار؟ توضیح دادیم که انسان ها در هر برخوردی در هر ارتباط و انتخاب و فکری دو جنبه می توانند برداشت کنند یا آتش، یا نور. یک کسی از یک مصیبت نور دریافت می کند. یک کسی از آن جهنم دریافت می کند. یک کسی از یک نگاه نور دریافت می کند و یک کسی نار. یک کسی از پول نور می سازد یکی از پول جهنم درست می کند. یک کسی همسرش برایش بهشت است یکی همسرش برایش آتش است.

نه اینکه او ذاتا این جور باشد نحوه ی نگاه تو و تعلق تو این جوری باعث می شود یک کسی در زندگی از بچه ها لذت می برد .در مرگ بچه ها هم به خدا نزدیک تر می شود. یک کسی این جوری نیست در زندگی بچه هایش به آنها ظلم می کند و بد تربیت شان می کند موقع مردن شان هم از خدا دورتر می شود. پس مصیبت را دقت کنیم. یکی از چیزهایی که هم مصیبت آمد در زندگی اش چیزی شکست چیزی از بین رفت مالی گم شد دزدی و تصادفی شد کسی مرد، مریضی آمد، زندگی ای متلاشی شد حادثه ای اتفاق افتاد می فهمد که من الان باید از نار این پرهیز کنم این نار دارد خطرناک است.

من اگر نوع نگاهم، نوع احساساتی که بهم دست می دهد نوع حالتهایی که به من دست می دهد می تواند نار باشد اگر مثلا یک تازه واردی آمد به من حسادت دست داد یک کس از من بهتری آمد حسادت به من دست من باخته ام. نار است. برادری که به برادرش حسادت می کند، خواهری که به خواهرش حسادت می کند. هر جا یک تازه واردی، یک نعمتی یک پیشرفتی در کسی دیدیم وقتی حسادت دست داد ما نار گرفته ایم اما اگر دیدیم یک کسی پیشرفت کرد یک تازه واردی آمد، یک محبوبی آمد یک عزیزی آمد بجای اینکه ناراحت بشویم خوشحال شویم، نور دریافت کرده ایم. پس ما همیشه در این معرض هستیم: نار و نور.

در همه کار ها و ارتباطها. یک موقع قرآن خواندن، قاری شدن، استاد شدن، فقیه شدن، مجتهد شدن، جهنم می آورد برای آدم، یک موقع می بینی بهشت می آورد. بسته به این است که تو با آن چیزی که برخورد می کنی بهشت را دریافت می کنی یا جهنم را؟ چه می شود برایت؟ این خیلی مهم است. این عرضه ی ما مهم است. شرط است که ما با چه عرضه ای، با چه توانی با اشیاء و امور ارتباط برقرار کنیم. در فرمایش دیگری امام باقر(ع) می فرماید: «ما من مومن یصاب بمصیبته فی الدنیا فیسترجع عند مصیبته حین تفجعه المصیبه، الا غفرالله له ما مضی من ذنوبه الا الکبائر التی اوجب الله علیها النار».

کسی مومنی نیست که مصیبتی بیاید سراغش هر مصیبتی نه اینکه فقط کسی مرده باشد نه، هر مصیبتی، یک چیزی گم شده، یک چیزی شکسته، یک چیزی سوخته یک کسی مرده یک چیزی از ما دزیدند هر چه تا آمد انسان تمرین داشته باشد، بگوید انّا لله و انا الیه راجعون. نه فقط وقتی کسی مرد. هر چه. «الذین اذا اصابتهم مصبته» هر مصیبتی حضرت می فرماید اگر یک کسی هنگام مصیبتی که بهش وارد می شود استرجاع کند یعنی همین گفتن الذین اذا اصابتهم مصبته انّا لله و انا الیه راجعون » گناهان او را می بخشد.

گناهان غیر کبیره را می بخشد. مگر کبائر که توبه ی مخصوص خودشان را دارند استغفار و جبرانها و کفاره های مخصوص خودشان را دارند.

در فرمایش دیگری امام صادق(ع) می فرماید: « من الهم الاسترجاع عندالمصیبته و جبت اله الجنه» به به هر کسی به او موقع مصیبت الهام شود که استرجاع بکند یعنی اینقدر ادب و شعور داشته باشد اینقدر بینش داشته باشد که تا مصیبت آمد بگوید انا لله و انا الیه راجعون بهشت بر او واجب می شود! بجای اینکه داد بزنی سر یکنفر که تو چرا این کار را کردی چرا بی عرضگی کردی یکی را سرزنش کنیم حالا بالاخره یک کسی کوتاهی کرده، ما داد بزنیم سرش، تحقیرش کنیم لهش کنیم سرزنشش کنیم یا خودمان بی تابی و جزع و فزع کنیم، عصبانی بشویم حرفهای بی ربط بزنیم نعوذبالله چیزی را بشکنیم حالتهای جنون آمیز.. انسان ادب داشته باشد و بگوید انا لله انا الله راجعون اگر کسی در مصائبش، در زندگی که هر روز هم ما سهمیه داریم از این چیزها اتفاق می افتد بگوید انا لله و انا الیه راجعون بجای اینکه حسادتش آتش بگیرد بجای اینکه تکبر کند زود رنج باشد، حساس بشود بهش بربخورد بجای این عصبانی شود و حرفهای ناجور بزند، «و جبت اله الجنه». بهشت بر او واجب می شود.

از نبی اکرم (ص) است که فرمود: انّ اهل المصیبته لتنزل بهم المصیبته فیجزعون فیمرّ بهم مارّ من الناس فسترجع فیکون اعظم اجرا من اهلها. چقدر زیبا.

می گوید یک موقع یک کسی، مصیبت بهش دست می دهد شروع می کنند به جزع و گریه و ناله و .... یک کسی از کنار اینها می آید رد می شود می بیند اینها مصیبت زده هستند می گوید انا لله و انا الیه راجعون. اجر این از اجر مصیبت آنها بیشتر است. اجری که خدا به این می دهد از آنها بیشتر است. نگاه کنید چقدر آدم باید با عرضه باشد که از مصیبت دیگران حسن استفاده را بکند نه سوء استفاده را.

سوء استفاده یعنی آدم بگوید ای بدبخت، ای بیچاره، بیچاره شد. بدبخت شد خود آدم بیچاره و بدبخت می شود این سوء استفاده است. مصیبت می آید آدم خودش را بد بخت کند و دور کند و عبرت نگیرد ولی چقدر زیبا فرمود رسول خدا که انسان می تواند از مصائب دیگران به نفع خودش استفاده کند اگر یک کسی مصیبتی بهش دست داده، جنازه ای دارند می برند، یک کسی گرفتاری دارد تصادفی شده بگوید انا لله و انا الیه راجعون. چقدر هم این جمله آدم را آرام می کند؟! ما مال خداییم و به سوی خدا بر می گردیم. و دیگر زمانی که برگردیم پیش خدا دیگر یادمان می رود چه اتفاقاتی افتاده.

الان شما نگاه کنید چقدر مصیبت ها در زندگی مان داشته اید اصلا یادتان نیست، آن موقع، قدیم چقدر برایش دلشوره داشتید ولی الان دیگر ندارد. گذشته. دنیا همین جور است. خدا رحمت کند استاد ما را حضرت ایت الله مجتهدی. همیشه می گفت: این نیز بگذرد...... هر چه که پیش بیاید هر چه دارد دل ما را آشوب می کند انا لله و انا الیه راجعون. این نیز بگذرد.

حالا یک مصیبتی آمده، این می تواند مرا بزرگ کند. مرا شکوفا کند . همانطور که همه مصائب زینب کبری را شکوفا کرد: و ما رایت الا جمیلا. سیدالشهدا را به اوج شکوفایی رساند، به اوج آرامش رساند. اگر کسی مقام آرامش را می خواهد مقام اطمینان را می خواهد، (یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه) مقام رضا را می خواهد، مرضی بودن را میخواهد، در مصائب باید تمرین بکند در خانه از چیزهای کوچک شروع کنیم حالا من می گویم فکر نکنید قرار است چه مصیبت بزرگی در زندگی ما پیش بیاید!

اصلا کاری با آنها نداشته باشید از همین چیزهای کوچک شروع کنید، هر چه اتفاق افتاد هی تمرین کنیم تا به رضا (بحثهایش را قبلا کرده ایم) به آرامش، به اطمینان برسد. دل های مان آرام شود. اگر فردا گفتند فلانی مرد، سرطان گرفتی، فلان اتفاق افتاد فلان خسارت را دیدی به هم نریزی. رابطه ات خدای نکرده خراب نشود با خدا، با اهل بیت. نشاط ایمانیت خراب نشود. نمازهایت به هم نخورد حال معنویت خراب نشود. انشاءالله بقیه بحث برای جلسه آینده.

صلوات.