عرض کردیم چون مقام شکر در سجده ی زیارت عاشورا، مقام بسیار بلندی هست، شکر بر مصیبت است، آن هم مصیبتی که عظیم هست بر اهل آسمان ها و زمین، و قبل از سجده و در همین سجده بعد از شکر، ما از خداوند تبارک و تعالی قدم صدق می خواهیم.
یعنی می خواهیم که خداوند به ما این توفیق را بدهد که حرفی می زنیم، ادعایی که می کنیم، راست باشد. بنابراین ما اگر بخواهیم این سجده را به صدق بگذرانیم، یعنی وقتی که سر به سجده می گذاریم، به صدق بگوییم (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین) باید مراتب شکر را خودمان طی کرده باشیم، علت اینکه چند هفته ای روی شکر ماندیم برای این هست که با ابعاد شکر، اهمیت شکر، آشنا بشویم و تمرین کنیم تمرین شکر کنیم تا بتوانیم آن سجده ی حقیقی را در سجده ی زیارت عاشورا به جا بیاوریم.
بارها عرض کردم اگر کسی یکبار، یکبار فقط بتواند زیارت عاشورا را از اول تا آخر راست بگوید، یعنی وقتی که در مقابل سیدالشهدا قرار گرفته دارد او را زیارت می کند صادقانه بتواند از اول زیارت تا آخر زیارت، کلماتی را که به کار می برد از صمیم قلبش باشد، هر کس بتواند یکبار این کار را بکند برای خودش یک خیر کثیری را ایجاد کرده تهیه کرده.
یک ملاقات عاشقانه و صادقانه، حرف ما در شکر این هست که اگر کسی اهل شکر باشد اگر نباشد، یا اهل کفر هست و گرفتاریهای زیادی را دارد و انسان به نسبت اینکه در زندگی اش کفران هست، ندیدن هست، ندیدن نعمتها و زیبایی هایی که خداوند تبارک و تعالی به او عطا کرده، همان عذابهایی را که برای کفر هست، به نسبت کفرش، دچارش می شود.
اما اگر اهل شکر باشد، پاداشها و آثاری را که در این مدت خدمت تان عرض کردیم از شکر به آن نائل خواهد شد، و زندگی او یک زندگی شاد و شیرین خواهد بود، شما شاید سوال کنید که خوب حالا ما الان مثلاً ده هفته است در مورد شکر بحث می کنیم کی از این بحث فایده برده، آیا ما از این بحث سودی بردیم، از بحث شکر.
ببینید اگر زندگی شما شیرین تر شده، فشارهای عصبی شما کمتر شده، نشاط شما بیشتر شده، آرامش تان بیشتر شده، معلوم است که شما درس شکر را خوب یاد گرفته اید، و چه بسا خداوند تبارک و تعالی برای امتحان، مصائب ما را در زمانی که کار شکر را می خواهیم بکنیم بیشتر کند یا اینکه حمله های شیطان بیشتر شود. اگر یادتان باشد گفتیم در قرآن بین حمله های شیطان و شکر رابطه ی مستقیم وجود دارد.
وقتی که شیطان می گوید من از چهار طرف حمله می کنم، آخرش می گوید: (و لا تجدو اکثرهم شاکرین) یعنی حمله های من در کسانی اثر می گذارد که اینها اهل شکر نیستند یعنی اهل دیدن نیستند، اهل فهمیدن نیستند. اگر دلشوره های ما، اضطرابهای ما نگرانی ها و ناراحتی های ما، زودرنجی ها و حساسیتهای ما، زیاد باشد؛ یعنی بیشتر مورد حمله شیطان قرار می گیرد، هر چقدر کمتر باشد به این معناست که ما در امنیت بیشتری از شیطان هستیم و این آرامش را برای ما نمی آورد مگر شکر.
هر چقدر سطح شکر انسان، فهم نعمتهای الهی بیشتر شود حمله های شیطان، ضعیفتر و ضعیفتر و ضعیفتر خواهند شد. این سیر را ما باید طی کنیم، یعنی این سیر چند هفته ای را که شروع کردیم، انشاءا... باید طی کنیم، به جایی برسیم که انشاءا... شاکر باشیم همیشه و بتوانیم خودمان را برای یک سجده حقیقی در زیارت عاشورا آماده کنیم.
چون مسیر شکر ما فعلاً در شکر به نعمتها داریم سخن می گوییم، می خواهیم بعد از این برسیم به شکر در مقابل مصیبتها و نقمتها، باید بتوانیم آن را هم رد کنیم. اگر آمد به سر ما و ما بتوانیم شکر کنیم و رد شویم و برویم، اگر کسی بتواند در بلاها شکر کند و سالم رد شود، که انشاءا... از این جلسه در بحث اسماء توضیح خواهیم داد، در واقع از جهنم عبور کرده، آنی که در حالت بلا می تواند شاکر باشد و شکرگزار باشد جهنم برای او اثری نخواهد داشت و سالم می تواند از جهنم عبور کند.
برگردیم به فرمایشاتی که از معصومین (ع) انتخاب کردیم، فرمایشی است از امام صادق (ع): (ما من عبدٍ الا و لله علیه حجّته امّا فی ذنب اقترفه و امّا فی نعمته قصّر عن شکره) می فرماید: هیچ بنده ای نیست مگر اینکه خداوند حجتی به عهده و گردن او دارد، این حجت به خاطر چی است، یعنی انسان گیر خداست. چطوری؟ یا به واسطه ی گناهی که انسان مرتکب شده گرفتار می شود، مسئول می شود در برابر خدا، یا به خاطر نعمتی که شکرش را به جا نمی آورد، ببین چه قدر خطر است. نعمتی که شکرش را به جا نمی آورد، نعمتی که شکرش را به جا نمی آورید، در مقابل چی قرار گرفته، در ردیف چی قرار گرفته، گناه، می گوید، خداوند هیچ بنده ای نیست مگر اینکه گرفتار است.
حجت خدا بر او دارد، حالا اینکه حجت خدا بر او دارد به چه دلیل هست، پاسخ گوی خدا باید باشد، می گوید یا باید این طوری به شما بگویم، یا باید پاسخ گوی گناهی باشد که انجام داده، در محضر خدا، یا باید پاسخ گوی نعمتی باشد، که شکرش را به جا نیاورده، یعنی چی، یعنی نعمتی که ما شکرش را به جا نیاوریم، گرفتاری می آورد، خطرناک است.
ما در جلسه ی گذشته وقتی در مردقانون استدراج صحبت می کردیم در فرمایش یکی از معصومین هست اگر خداوند تبارک و تعالی نعمتی بدهد که شخص شکرش را به جا نیاورد، حالا امروز هم می خوانیم احتمالاً روایتش را، اگر نعمتی بدهد که انسان شکرش را به جا نیاورد، آن نعمت در مجموع به ضرر انسان تمام می شود در حد اعلایش استدراج هست و در حد پایینش یک ضرر هست یک ضربه هست که خطرناک است.
بنابراین این طور نیست که نعمت همیشه خوب باشد به سراغ انسان می آید، خیلی وقتها نعمت می آید، انسان، غافل از خداوند می شود غافل از ابدیت می شود غافل از خودش می شود، مستی نعمت نمی گذارد که او درست حرکت کند و این در مجموع به ضرر انسان است، آنجا گفتیم اگر بخواهیم، استدراج را از بین ببریم باید چه کار کنیم وقتی نعمت به ما داده می شود؟ باید شکرش را به جا بیاوریم. باید فهمش را داشته باشیم شکرش را بجا بیاوریم. اینجا اگر بخواهیم در مجموع یک نعمت به ضرر ما تمام نشود، باید شکرش را بجا بیاوریم.
اگر شکر نعمت را به جا نیاوریم، حتماً آن نعمت به ما یک آسیبی خواهد رساند. پس ما علاوه بر اینکه به گناهان مان توجه کنیم و استغفار کنیم از گناهان مان، باید حتماً تلاش کنیم برای نعمت های مان هم شکر به جا بیاوریم. شکر به جا بیاوریم تا مسئول نباشیم. در واقع نعمتی که شکرش به جا آورده نشده، مثل گناهی است که استغفار نشده، از آن عذرخواهی نشده، پاک نشده. پس ببین یک نعمت می تواند در ردیف چی قرار بگیرد؟ در ردیف گناه قرار بگیرد. این جور نیست که هر وقت نعمت آمد خوش است و خوش آمد به او بگوییم، اگر عرضه نداشته باشیم با آن درست برخورد کنیم. هم دردسر ساز است هم در دنیا هم مشکل ساز است در آخرت، خوب.
لذا ببینید چقدر زیبا می فرمایند امام صادق، (فی کلّ نفس من انفاسک شکر لازم) در هر نفسی از نفسهای تو شکری لازم است، بعد می فرماید: (بل الف و اکثر) بلکه هزار شکر و بالاتر از هزار شکر. در هر نفسی انسان باید شکر خدا را به جا بیاورد، این نفس می رود و برمی گردد، اگر ما بدانیم از زندگی، حیات، زنده بودن چقدر می توانیم جبران آخرت را بکنیم و آخرت سازی کنیم و خرابکاری ها را جبران کنیم، یکی از لذتهای بزرگ ما زنده بودن خواهد بود.
اینکه ما فعلاً زنده هستیم، اینکه خیلی وقتها زندگی برای انسان تیره و تار می شود، به عنوان یک اصل من می گویم. استنثاء ندارد این، اصلاً استثناء ندارد. یعنی قطعاً و مسلم این طوری هست، من به شما بگویم این را، قطعاً و مسلم این طوری هست. هر وقت دیدید زندگی دارد برایتان تیره و تار می شود، مشکلات زندگی دارد له تان می کند، روزگار را خوش نمی بینید، هر وقت دیدید این حالت به شما دست داد، حتماً بدانید آخرت را فراموش کردید. مردن را فراموش کرده اید، ابدیت را فراموش کردید زندگی آن طرف فراموش شده، یک قاعده هست. امکان ندارد یک نفر حواسش به قبر و مشکلات و گرفتاری های قبر، برزخ باشد و از زنده بودنش لذت نبرد، چرا، مگر یک موقعی که احساس کند این زندگی، تمامش به ضرر آخرتش است. در دعای مکارم داریم خدایا اگر این زندگی من قرار است که خیر را اضافه نکند، (فاقبضنی الیک قبل ان یسبق مقتک الیّ او یستحکم غصبک علی) من را قبض کن به سوی خودت، قبل از اینکه عذاب تو یا غضب تو من را فرا بگیرد، (ان کان عمری بذله فی طاعتک، عمّرنی ماکان عمری بدله فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک).
خدایا تا آنجا که من طاعت می کنم، عمرم بده، هر چه بیشتر بهتر، یکی از بهترین دعاهایی که افراد باید بکنند و خیلی خوب است بکنند، افراد هوشیار و زیرک این کار را می کنند، که شما می بینید در تمام دعاهای ماه مبارک رمضان این آمده، هر شب هم آمده، طول عمر، خیلی خوب است، خیلی خوب است. به قدری خوب است که گفتم بهشتی ها نه جهنمی ها، جهنمی ها که جای خود دارد، بهشتی ها آرزو می کنند پنج دقیقه از وقت شما را داشته باشند.
پنج دقیقه، این عمر خیلی لذتبخش است خیلی خوب است اگر قرار است در طاعت خدا باشد، امام سجاد عرض می کند، خداوندا اگر قرار است که عمر من، (عمّرنی ما کان عمری بذله فی طاعتک) اگر عمر من در طاعت تو صرف می شود، عمر به من بده، (و امّا ان کان عمری مرتعاً للشیطان) اما اگر عمر من قرار است چراگاه شیطان باشد، (فاقبضنی الیک) من را بکش، من را بمیران به سوی خودت.
قبل از اینکه آن اتفاقات بد بیفتد، پس ببین نعمت زنده بودن خیلی زیاد است، هر وقت احساس پوچی کردید، احساس بدبختی کردید دنیا برایتان غمگین شد، دلتان گرفت، و زندگی اطرافیان، کارهایی که دارید می کنید برایتان بی معنا شد، لحظه ای یا لحظاتی احساس پوچی کردید، این آن زمانی است که در اثر شکر نکردن، در اثر غفلت، در اثر گل آلود شدن آب، شما روحیه تان ریخته به هم.
آب گل آلود شده آخرت را نمی بینی، ابدیت را نمی بینی، شب اول قبر را نمی بینی، سوالها را نمی بینی، و یک دفعه از اینکه هستی می توانی خیلی کار برای ابدیت و آخرت بکنی غافل می شوی، در زندگی ما مشکلات زیادی پیش می آید، فقدان ها، گرفتاری ها، بلاها، مصائب، بیماریها، از دست دادن ها، خیلی پیش می آید اما هیچکدام سختتر از مردن بی موقع نیست. هیچکدام سخت تر از این نیست که انسان وارد برزخ شود و اصلاً آمادگی نداشته باشد، هیچی بدتر از این نیست که الان ما موقع مرگ مان برسد و بفهمیم ای بابا ما هیچ نوع آمادگی برای مردن نداریم، هیچ کاری نکردیم، هیچی اینجا نیاوردیم. هیچ توشه ای نداریم.
اصلاً روح مان آن سلامتی که باید برای بهشت داشته باشیم، هنوز یک عالم بیماری داریم، چقدر حسادت، چقدر تنگ نظری، چقدر زودرنجی، چقدر عصبانیت، چقدر تکبر، چقدر نخوت، چقدر بدبینی، اینها اگر با ما، اینها هر کدام یک ذره اش با ما در قبر بیاید گرفتار می کند انسان را، یک ذره اش بیاید اگر آدم بداند که الان می خواهد بمیرد و هیچ نوع آمادگی ندارد، هیچ بلایی از این بدتر نیست.
ولی متاسفانه قابل حل هم نیست این بلا، اینکه من میدانم مشرف به مرگم، هیچ نوع آمادگی ندارم، قلب سلیم هم ندارم، روحم پر از آلودگی است، چقدر گناهان هست که اصلاً جبران نکردم، حق الناس ها هست که جبران نکردم حق الله هست که ضایع کردم، الان هم می خواهم بروم در برزخ، راهم به هم بسته است، هیچ کاری هم نمیتوانم بکنم.
از این سخت تر شما دارید آن وقت نگاه کنید چقدر این غصه خوردن های ما در دنیا حماقت است، خدا رحمت کند شهید دستغیب را می فرمود، مار گزیده از نیش زنبور دردی احساس نمی کند، اگر کسی آخرت بگزدش، یعنی یکبار برود آخرت را ببیند، جهنم را ببیند مارهای آنجا عقرب های آنجا، اژدهای آنجا، عذابهای آنجا را ببیند، یا اگر ندیده باور کند، آنی که در قرآن آمده آنی که در روایات معتبر آمده اگر باور کند، واقعاً در زندگی هیچ وقت احساس پوچی، احساس دلسردی، احساس بی انگیزگی به او دست نمی دهد.
این را من به شما صد در صد می گویم، یعنی یک قاعده است استثناء هم ندارد، تمام بی انگیزگیها، کسل شدن ها، بی حال شدن ها، تاریک شدن روزگار برای ما، احساس های پوچی، مال گناه بی اعتقادی، بی ایمانی به آخرت و ابدیت، نشناختن خودمان، نشناختن قبر، و شکر نکردن هست، همه ی اینها این طوری هست، یعنی اگر کسی این حالت را دارد، نمی تواند بگوییم خوب بنده خدا گناه دارد.
حالا برایش مثلاً، مسئله ای پیش آمده این طوری هست، انسانی که این طوری هست، کوتاهی کرده در حق خودش که این طوری شده، کوتاهی کرده در حق خودش، چون این اگر تو این حالت که دارد غصه می خورد، حرص و جوش می خورد بمیرد اگر بمیرد، برود آن طرف، آن طرف را ببیند، قرآن می گوید، اینها همه می گویند، (حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت) هر کسی می رود آنجا، می گوید خدا برگردم، خدایا مرا برگردان، خواهش می کنم مرا برگردان.
اگر کسی آن طرف را ببیند، و بفهمد که باید آنجا چی می آورد، و این در دنیا چطوری وقتش را تلف کرده این طرف آن طرف، وقتی برگردد، اگر برگردد، دیگر غصه ی هیچی را نمی خورد. چون آن طرف را دیده، تمام تلاشهایش، تمام خوشی هایش، اضطرابهایش، همّ اش، مصروف آخرتش می شود. مثل یک جنین سالم، یک جنین سالم در رحم مادر، وقتی شما عکسهایش را می بینید، فیلم را می بینید، می بینید که آن دغدغه اش فقط چی است، دنیا است. فقط تولد است، هیچ دغدغه دیگری ندارد، فقط تلاشش برای تولد سالم است. ما نه، ما اکثر تلاشهای مان، غصه های مان، همت های مان، تمرکزهای مان، نقشه های مان، فکرهایمان، خوشی ها و غیرخوشی های مان، همه اش مصروف تهیه چیزهایی است که مربوط به دنیاست. یعنی ما اگر به جرأت من می گویم، به جرأت می گویم، ما اگر تاریخ زندگی خودمان را برگردیم، برگردیم به تاریخ زندگی خودمان، گذشته خودمان، اینقدر که از دست دادن یک النگو، یک انگشتر، یک ساعت، یک تلفن همراه که گم شده از ما، از اینکه یکبار جیب مان را زدند، از این که ماشین مان تصادف کرده از اینکه ماشین ما را دزدیدند،حرص و جوش خوردیم و غصه خوردمی از اینکه در خانه یک ظرف شکسته، یک چینی یک ظرفی یک چیزی سوخته، اینقدر غصه خوردیم، هیچ وقت برای نماز صبح مان که قضا شده برای گناهی که مرتکب شدیم برای بیماری که الان با ما هست، غصه نخوردیم.
اگر بگویند سرطان داری شما، چقدر ما حرص و جوش می خوریم و غصه می خوریم، آقا سرطان داری می خواهی بمیری، یک غده داری، اصلاً سرطان نداری، یک غده هست، باید عملت کنند، این پایت را بشکنند دوباره صافش کنند. اینقدر که ما برای اینها غصه می خوریم تا به حال ما اینقدر برای یک گناه مان، برای آخرت مان مجموعاً غصه خوردیم؟
یعنی یک موقع های یک کسی بنشیند این طوری، غصه شب اول قبرش را بخورد. امروز من در حوزه رفته بودم یکی از دوستانم را دیدم، همین طوری نشسته خیلی، هم تمرکز کرده آنجا نشسته، سلام علیک کردیم دیدم در حال خودش نیست. چیزی هم نگفتم که حالا بخواهم بپرسم، مثلاً خواستم فقط مزاحمش نشوم. گفت بنشین، نشستم، گفت: فکر می کنم الان چهل و هفت سالم است، اگر من بمیرم برای این عمر گذشته خودم چی جواب بدهم.
یعنی اگر از من بپرسند چیزهایی که لازم داری آوردی، چی جواب بدهم، گفت: من الان چند وقت است نشستم، چند ساعت است نشستم، اینجا همین طوری دارم فکر می کنم یک دوست روحانی ما نشسته بود آنجا، با تمرکز می گفت من چی جواب بدهم واقعاً، خیلی ننگ است ما راجع به چه چیزهای حرص و جوش می خوریم غصه می خوریم جیغ می زنیم. داد می زنیم.
خوابهای بد می بینیم، روح مان پریشان می شود، یک ذره فکر کنیم که حالا یکبار یک کسی بگوید در این چهل پنجاه سال که عمر کردیم این همه حرص و جوش خوردیم راجع به این جور مسائل راجع به یک مسافرت، راجع به یک مهمانی، رفتن، مهمان دادن، راجع به یک خرید کردن، راجع به یک خرید نکردن، برای آخرت تا به حال یکبار اینقدر، همین قدر، برای آخرت یکبار واقعاً غصه خوردیم.
مثلاً یک ساعت، یک کسی بگوید آقا من مثلاً پنجاه سال عمر کردم، شده یکساعت، واقعاً یک ساعت، یکساعت بیشتر نه، شصت دقیقه، نشستم غصه بخورم برای شب اول قبر خودم، برای مردن خودم، این ما ها کجا، امام سجاد کجا، در دعای ابوحمزه می گوید من برای تنگی قبرم، گریه می کنم، برای تاریکی قبرم گریه می کنم.
(اَبکی، اَبکی، اَبکی) او باور کرده، ما باور کردیم، ما شیعه او هستیم. وضعیت چه جوریه. آقا زندگی خیلی لذت دارد اگر آدم بفهمد چه کار بکند، زنده بودن خیلی لذت دارد، ولی علت اینکه ما نمی توانیم از این زنده بودن لذت ببریم، به هرکس بگویند همیشه، نق می زند غر می زند این است که ما اصلاً چیزی به اسم آخرت و ابدیت را قلباً باور نکردیم.
همّ ای هم برای تهیه قلب سلیم برای آن طرف نداریم، آن چیزهایی که خدا به ما داده نمی بینیم و قدرش را نمی دانیم و شکرش را بهجا نمی آوریم، فقط و فقط و فقط، غصه های ما برای چیزهایی هست که یا از دست دادیم، یا در حمله ی جلوی شیطان، حمله ی از جلو شیطان همیشه داریم تصور می کنیم که می خواهیم این نعمت را از دست بدهیم نکند این طوری شود نکند آن طوری شود.
خدا رحمت کند شهید مطهری را، می فرمود: بعضی ها یک عمر نان و پنیر می خورند، مبادا که یک زمانی فقیر شوند و مجبور شوند نان و پنیر بخورند، ما ها آن قدر گاهی وقتها شیطان به ما حمله می کند و مسلط می شود و حماقت سراسر وجودمان را می گیرد، که غصه چیزهایی را می خوریم که هنوز از دست مان نرفته، فقط می گوییم اگر بشود چی می شود.
برای همین وقتی داریم هم از آن نمی توانیم لذت ببریم. چون همه اش در اضطرابیم که نکند از دست مان برود. بنابراین هیچ وقت از آن نمی توانیم لذت ببریم. و شکر به جا آوردن تثبیت نعمت هست. قبلاً هم توضیح دادیم وقتی اهل شکر است، تثبیت می کند نعمت را، اگر از دستم رفت، آن وقت چی باید بگوییم اگر از دست رفت.
(الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون). این چقدر آرام می کند انسان را، چقدر شاد می کند انسان را. (انا لله و انا الیه راجعون). این نیز بگذرد. برای همین حضرت می فرماید: شما یک نفس که می کشید، هزار تا شکر، بلکه بیشتر، برای این نفس تان، اینکه زنده هستیم. خدا شاهد است، خدا شاهد است، اگر الان یک سر بزنید به جهنم، به جهنمی ها بگویید چی می خواهید، برای ما بگویید برای ما ممکن است این کار را بکنیم. بگویید چی می خواهید، پدر عزیز، مادر عزیز، دوست عزیز، برادر عزیز، همسایه عزیز، همسر عزیز، فرزند عزیز، اگر بخواهی الان نجاتت بدهم از داخل جهنم، الان چی می خواهی، و شما را نجات دهیم. من چه کار کنم برایت، چی می خواهی، یک شب جمعه ات را به من بده، فقط، همین یک شب جمعه، اینقدر این یک شب جمعه عزیز است و هزاران کار می شود برای آخرت با آن کرد. حالا برای ما در طول سال دهها از این شب های جمعه می آید و می رود از دست می دهیم و تلف می شود. روزهای دیگر ما تلف می شود اصلاً بلد نیستیم با آن چه کار کنیم. قدرش را نمی دانیم. نمی دانیم با این باید چکار کنیم.
ولی آنها که رفتند آن طرف و برگشتند، ما باید سعی کنیم یکبار برویم و برگردیم، این خیلی مهم است. اگر کسی خودش نمی تواند برود ببیند برگردد، یکبار به آیات برزخ نگاه کنیم. انگار که رفتیم، به روایاتی که درباره برزخ است نگاه کنیم. اگر باور کند، انسان آن موقع خیلی از زندگی اش لذت می برد. آن موقع اینکه می گویند (المومن یسیر المعونه) مومن آسان خرج است، یعنی این. ولخرج نیست. آسان خرج است. سخت گیر نیست. اصلاً سخت نمی گیرد، تمام سخت گیری هایی که اینجا اتفاق می افتد، مال این است که ما اصلاً یادمان رفته کی هستیم. یک ابدیتی، یک مردنی، یک آخرتی، یک سوالاتی دارم. یک چیزهایی دیگری را ما باید دنبالش برویم تحصیل کنیم. باید در یک چیزهای دیگری سختگیری کنیم. ولی ما قلب سالم مان را داریم مریض می کنیم، یک چیزهایی را که اینجا شاید به دردمان نخورد و مضر هم باشد، بدست بیاوریم. ببینید ما چقدر نادان هستیم.
قلب من که باید کانون آرامش باشد کانون شادی باشد، باید بنشینیم غصه های این طوری بخورم، چی از دست بدهیم، چی ممکن است از دست بدهیم. چی ندارم.
فرمایش بعدی از امیرالمومنین (ع): «اشتغل بشکر النعمه علی تطرب بها» به جای مستی نعمت، تطرب یعنی طرب داشتن، یعنی شنگولی کردن، شادی کردن، یعنی بهجای اینکه این طوری شادی کنیم، شادی غافلانه شکر نعمت را به جا بیاورید.
مواظب باشید که مستی نعمت آن طوری غافل تان نکند که از شکر باز بمانید. این اتفاق نیفتد. تا اضطراب بیاید سراغ تان، برای اینکه نکند این چیزی را از دست بدهم نکنه فلان چیز اتفاق بیفته اول خوب نگاهش کن اگر برایت عزیز است، اگر برایت محترم است، شکرش را بجا بیاور. بگو الحمدلله که دارم.
اضطراب از دست دادن، اضطراب بر اینکه نکنه اتفاقی بیفتد، ممکن است حادثه ای بیفتد، اینها همه اش مال شیطان است. آدم عاقل، باشعور اگر بفهمد که این مال شیطان است، اهمیت نمی دهد. بدبختی ما این است که می دانیم مال شیطان است، بعد مطیع شیطان هستیم. قرآن هم می گوید: (الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبد الشیطان) مگر من باز شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید. هر کس این آیه را بخواند، می گوید، یادم نمیآید، یک همچین عهدی با خدا کرده باشم که شیطان را عبادت نکنم، اصلا عبادت شیطان چی هست. ما کی شیطان را عبادت کردیم؟
همین که به همین فرامین و به این حملهها گوش می کنید عبادت شیطان است. حمله ی عقب، جلو، راست و چپ، این ها همهاش عبادت شیطان است. اطاعت از اوست و ترتیب اثر دادن به فرمانها و دستورات اوست.
روایت بعدی از نبی اکرم (ص) هست: (ما فتح الله علی عبد باب شکر فخزن عنه باب زیاده) میگوید خداوند، اصلاً این کار را نمی کند که در شکر را باز کند روی کسی، در زیارتی نعمت را باز نکند، یعنی این دو تا در با همه، دو تا در هست وقتی شما بازش می کنید به آن یکی می خورد آن یکی هم باز می کند. امکان ندارد شما این در را باز کنید آن در دومی باز نشود. پس اگر کسی در شکر به رویش باز شد، حتماً در زیادی نعمت هم چی است؟ باز میشود. ولی اگر شکر نکرد غر غر کرد، نق زد، احساس بدبختی، احساس بیچارگی به او دست داد، یک لازمه دارد و آن لازمه اش این است که خود را برای فقدان، از دست دادن و مصیبتهای بالاتر دارد آماده می کند.
برای همین هر چی انسان احساس بدبختی اش در زندگی اش بیشتر است، احساس شکستش بیشتر است. زودرنجی و حساسیتش بیشتر است. همیشه چیزهایی که بتواند بدبخترش بکند، زودرنج ترش کند، حساس ترش کند بیشتر برایش تولید می شود.
این جوری است، این سنت است. مثل اینکه دو دو تا چهار تا. مثل این که آب، خداوند گفته این آب مایع است. خیس کننده است. این را این طوری خلق کرده، شکر را این طوری خلق کرده که شما اگر شکر کنید باب مزید به شما باز می شودو حتما نعمت برای شما می آید و اگر کفران کنید غصه بخورید، ناراحت باشید این غصه را هم به خصوص به دیگران منتقل می کنید، حتماً بدتر خواهد شد. اوضاع همیشه بدتر می شود برای کسی که قدر حال را نمی داند. همیشه نق می زند، همیشه غر می زند، همیشه حساس است، همیشه زودرنج است، همیشه عصبی است، همیشه پرخاشگر است، این همیشه یک چیزهایی هست که بتواند آزارش بدهد و مثل یک باتلاقی است که افتاده در آن باتلاق و هر چی بیشتر تلاش می کند، بیشتر فرو می رود.
پس حضرت می فرماید که خداوند در شکر را به روی هیچ بنده ای باز نکرد، مگر اینکه در زیادی را هم باز می کند. می گوید امکان ندارد امکان ندارد که خداوند در شکر را روی کسی باز کند در زیادی را ببندد. این دو تا در با هم باز و بسته می شوند. یادمان نرود. باب شکر، در شکر و در زیادی نعمت با هم باز و بسته میشوند.
در همین باره امام صادق (ع) می فرماید: «ایّما عبد انعم الله علیه بنعمته فعرفها بقلبه محمد الله علیها بلسانه لم تنفد حتی یعمرالله له بالزیاده». هر بنده ای که خداوند به او نعمتی بدهد و این نعمت را قدرش را بداند، بشناسدش، با قلبش بشناسد که خدا به به این نعمت را به من داده، اگر کسی این را بشناسد، (فعرفها بقلبه) با قلبش این نعمت را بشناسد، (فحمدلله علیها بلسانه) شکر خدا را، حمد خدا را، با زبانش به جا بیاورد وقتی با قلب شناخت با چی به جا می آورد؟
با زبانش، (لم تنفد حتّی یعمرالله له بالزیاده) میفرماید که این نعمت هرگز تمام نمی شود مگر اینکه خداوند امر کند که خدا زیادش کند. این قدردان بود، پس بیشتر به او بدهید. قدردان بود بیشتر به او عطا کنید. لذا شما قدر بچه های تان را که ندانید آسیب می بینند، قدر همسرش را داند آسیب می بیند، یعنی آن کمالاتی هم که همسر دارد از انسان گرفته می شود، اصلاً از انسان گرفته می شود. شما غالب زندگی هایی را که به طلاق منجر شده نگاه کنید اکثر قریب به اتفاق، مگر ما عرض کردیم به عنوان مشاورها، پنج درصد موارد ما خیلی که دست بالا بگیریم، پنج درصد موارد می گوییم طلاقها به جاست. باید انجام شود. نود و پنج درصد موارد روی هوا و هوس است. روی نادانی است. انسان چون قدر نمی داند زندگی اش را خراب می کند با قدر ندانستن ها و سختی گیریها، خیال بافی ها و بی ظرفیتی ها، لوس بازی ها. خودخواهی ها، بعد هرگز خداوند هرگز خداوند در زندگی های بعدی، آن وضعیتی که داشت، به او نخواهد داد. یعنی شما نود و پنج درصد طلاقها وقتی انجام می شود، هیچ وقت همسری بهتر از همسر اول انسان پیدا نمی کند انسان. آقایی قدر همسر اولش را ندانسته بود، رفته بود همسر دوم گرفته بود، رفته بود همسر دوم گرفته بود، بعد آن هم دیده بود که بدتر شد، رفت سومی را بگیرد بهتر شود خلاصه بعد از نود و نهمی آمد زن اولش را گرفت.
این طوری است. هر چیز را شما قدر ندانید آن اتفاقی که بعدی میافتد اصلاً خیر در آن نیست. حتماً بدتر است. اصلاً ردخور ندارد. گفتم حالا یک موقع است آدم شرعاً میافتد گردنش، شرعاً عقلاً میافتد گردنش طلاق بگیرد. طلاق بدهد، آن یک بحث دیگر هست، که آن هم آدم خیلی خودش راحت نمیتواند تشخیص بدهد. باید چقدر مشورت کند چقدر کارشناس ببیند تا به این نتیجه برسد یا نعمتهای دیگری هر نعمتی را که انسان قدر نداند، بعدش گرفتاری دارد. بعدش بلاست. بعدش کاهش هست بعدش ای کاش ها، شروع می شود.
ای کاش من این طوری نمی کردم، این کاش این طوری نمی کردم، ای کاش کوتاهی نمی کردم ای کاش قدر می دانستم، ای کاش تنبلی نمی کردم، ای کاش، ای کاش..... (لم تنفد حتی یعمر الله له بالزیاره، و هو قوله تعالی لئن شکرتم لازیدنکم) آیه اش را نگان کنید این لإن هایی که می آید یعنی قاعده است، فرموده در طبیعت هست. خداوند اصلاً گذاشته، همان بحث قضا و قدری که توضیح دادیم.
بحث همین آبی که همیشه باید به این شکل باشد آب، در آب رونده به قول مسیح (ع) در آب رونده خیس شونده است. شما نمی شود بروید در آب خیس نشوید. همین طوری هم هست، این قاعده در نظام خلقت خداوند این طوری قرار داده که و لئن شکرتم لازیدنکم. اگر شکر کنید نعمت شما را زیاد می کنم. (ولئن کفرتم انّ عذابی لشدید) اگر کفران کنید حتماً ناراحتی، عذاب شدید سراغ شما می آید. حالا یا در دنیا یا در آخرت، بدبختی هایش می آید دامن شما را می گیرد.
این قاعده را فراموش نکنید که قاعده ی بسیار بسیار مهمی است. ما یکی دو جلسه بیشتر نداریم از مباحثی که مربوط به شکر هست در نعمت. انشاءا... بعد می خواهیم وارد بحث شکر در مصیبت شویم. یک روایت دیگر بخوانیم از امیرالمومنین (ع):
(الشکر مغنم و الکفر مغرم) سپاسگزاری یک غنیمت است یعنی خوش به حال کسی که بتواند شکر کند. برده اگر کسی شکر بکند غنیمت است. چه غنیمتی هست این شکرگزاری، چه غنیمت هایی هست، اولاً تثبیت نعمت است. دوم، زیاد کردن نعمت است، سوم، گفتم: که شکر خودش ارزشش از خود نعمت بالاتر است چون یک عبادت است.
چه عبادتی است. چون هدف از عبادت چی است، (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) جن و انس را برای عبادت خودم آفریدم، عبادت خودم یعنی چی، عبادت ما، عبادت وسیله است. وسیله ای هست هدف غایی که نیست، هدف متوسطه، وسیله است شما با عبادت، (عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی یا مثلی) بنده ی من عبادت کن مرا تا من تو را مثل خودم کنم. درواقع ما در عبادت هر بار توانایی های مان را افزایش می دهیم و شبیه کی می شویم، شبیه خداوند می شویم. در شکر شما به اسم شکور نزدیک می شوید. به اسم شاکر خدا نزدیک می شوید. اگر کسی این طوری کند (الحمدلله الذی اذهب انّ الحزن انّ ربنا لغفور شکور).
بهشتی ها می گویند، چقدر هم این صحنه قشنگ است، وقتی می روند در بهشت دیگر پشت سرشان هیچ خبر بدی نیست، آینده ام دیگر خبر بدی نیست، رد کرده رفته در بهشت وارد شده اگر یک کسی رد کند برود در بهشت می دانی یعنی چی، می گوید آنجا نفس می کشد آخیش، خدایا شکر، سپاس خدا را که از ما غم را برطرف کرد.
این غم است اگر برطرف شود، غم اصلی این است، که پروردگار ما بسیار بخشنده و شکور هست، بسیار بخشنده و شکور، خیلی خوب است در نعمت غنیمت است. وقتی شما شکر می کنید خیلی اتفاقها در درون شما به وجود می آید. خیلی کمالات ایجاد می شود کم کمش، همین تثبیت نعمت است. کم کمش زیادی نعمت است.
اصل کاری این تشبه ما به به اسم شریف شکور است، (والکفر مغرم) اما کفر خسارت است مغرم یعنی غرامت، یعنی که خسارت به انسان می خورد. یعنی غرامت باید بدهد. خسارت باید بدهد. چرا، چون وقتی شما کفر به خرج دادید، نعمت متزلزل می شود کاهش پیدا می کند از بین می رود گناهش هم گردن انسان هست.
گناه کفران به گردن انسان می افتد. این گناه کفران به قدری خطرناک است، به قدری زیاد هست، که گفتیم هم فشار قبر دارد هم هر یک فرمایشی از پیغمبر هست، می فرماید: (اسرع الذنوب عقوبه) سریعترین گناه از نظر عقوبت که دامن گیر انسان می شود (کفران النعمه) کفران نعمت است. قدرنشناسی از نعمت است که خدا انسان را ذلیل می کند، خوار می کند، فقیر می کند، محتاج می کند گرفتار می کند انسان را، اگر انسان قدر نداند، آنی که دارد را قدر نداند، آنی که خدا به او داده را قدر نداند، همیشه چشمش دنبال یک چیزی غیر از آنی که دارد باشد، این گرفتاری ها می آید سراغش.
(اسرع الذنوب عقوبه کفران النعمه).
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.