جلسه 004 - شرح مهم‌ترین دعای شب‌های قدر (احیای شب‌های قدر ۱۳۹۶)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
3
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - شرح مهم‌ترین دعای شب‌های قدر (احیای شب‌های قدر ۱۳۹۶)

خوب در شرح دعای امشب و شب های قدر بودیم رسیدیم به این فقره، که (اللهم لا تجعلنی ناسیاً لذکرک فیما اولیتنی و احسانک فیما اعطیتنی) خدایا من را از کسانی قرار مده که ترا، از نعمت هایی که به من دادی، و محبت تو را در چیزهایی که به من عطا کردی، فراموش کنم. مرگ یک انسان نقطه ی سقوط و نکبت زندگی یک انسان زمانی است که خدا را در زندگی فراموش می کند یعنی معشوق اصلی را فراموش می کند. یک جنین در رحم مادر اگر مکانیزم حرکتش به گونه ای باشد که دنیا یادش برود، رشد می کند در رحم اما متناسب با دنیا نیست چون دیگر حواسش نیست که قرار است بیاید در دنیا و با دنیا تطبیق کند ما هم به عنوان یک جنین در رحم دنیا اگر یادمان برود که قرار است به سمت خدا برویم و قرار است با خدا ملاقات کنیم، به ملاقات خدا و لقاء الهی می رویم این صحنه اگر یادمان برود، تمام زندگی مان پوچ و حیوانی خواهد شد و بدتر از حیوان. چون دیگر انسان هدف و غایت زندگی خودش را از دست می دهد. من قرار است کجا بروم؟ به زودی به کجا وارد می شوم با وفاتم با کی روبرو می شوم؟ به کدام عالم منتقل می شوم این را اگر انسان فراموش کرد فکر می کند یا جماد است یا گیاه است یا حیوان است نهایتاً فکر می کند که یک دانشمند است که کارش این است، که درس بخواند دکتر و مهندس شود، و شما نگاه کنید چقدر آدم هایی هستند که در زمینه های اقتصادی زمینه های بدنی ورزشی و گیاهی و زمینه های حیوانی و جنسی و ازدواج و خانواده، مسائل شغلی، مسائل سیاسی، آدم های خیلی موفقی هستند، از نظر مسائل علمی و دانشگاهی و مدرک و تحصیلات و تحقیقات و اختراع و اکتشاف آدم های مهمی هستند اما اینها آدم هایی هستند که ساقط شدند یعنی اصلا یادشان نیست که آدم هستند، پیمانی با خدا داشتند، به زودی به برزخ متولد می شوند، به زودی وارد ملکوت می شوند، آنجا چیز دیگری از ما می خواهند، من با خدا روبرو می شوم یک قیامتی دارم که 50 سوال قرار است از من بکنند، این اصلاً در مخیله اش نمی آید هر کاری بکنی، که من به زودی از این دنیا خارج می شوم و برای جای دیگر و فضای دیگری که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیشرفته تراست آنجا متولد می شوم، و برای آن فضای بینهایت باید خودم را آماده می کردم، باید آن 50 تا سوال قیامتم را آماده می کردم، اصلا نمی خواهد بفهمد این می گوید من حوصله خدا و دین و نماز و عبادت و معنویت را ندارم چون من الان دکترم، مهندسم، تاجرم، کشاورزم، کارمندم، کارگرم، خانه دارم، شوهر دارم، بچه دارم، کارهای اینطوری. یعنی هر وقت خود اصلی اش، می گوید من غذا می خواهم، غذای من را بده، من را تربیت کن، به بلندای جاودانگی و ابدیت، خودِ انسانی اش غذا می خواهد می گوید وقت ندارم حوصله ات را ندارم، این حرفها چیست الان از من می خواهی، من الان کار و زندگی دارم نمی رسم، اینها چیست از من می خواهی. نماز هم که می خواند در 24 ساعت یک جوری می خواند که هیچ چیزش به این بخش نمی رسد.

فقط ادای تکلیف و رفع تکلیف می کند و خواندن فقط. روزه همینطور است روزه نمی گیرد که این بخش زنده شود و به ملاقات خدا برود. با روزه به رؤیت ملاقات و زیارت چادر امام زمان محضر امام زمان نمی خواهد برسد می خواهد روزه بگیرد که بگوید من از سحر چیزی نخوردم تا مغرب با بقیه اش هم کار ندارم. تازه از افطار به بعدش هم خدا نباید به من کاری نداشته باشد هرکاری دلم خواست می کنم. همان چند ساعت که گفت نخور نمی خورم. فکر میکند روزه یعنی همان چند ساعت نخور است. نه روزه قال گذاشتن همه ی چهار بخش، بخش های پایینی برای خلوت، معاشقه، انس با حق تعالی است. این قال می گذارد ظاهراً بعضی از بخش هایش را اما ملاقاتی صورت نمی گیرد لقایی صورت نمی گیرد. هم آغوشی صورت نمی گیرد چرا؟ چون اساساً در زندگی خود الله فراموش شده، معشوق اصلی نیست، می گوید چهل سال لا اله الا الله، معشوقی جز الله ندارم. اما واقعی نمی گوید راست نمی گوید، معشوقش یا جماد است یا مسائل گیاهی است یا مسائل حیوانی است یا مسائل علمی است عاشق این جور چیزهاست. عاشق خانواده ی آسمانی اش امام زمان و خدا و غیب نیست عاشق خود اصلی اش نیست اصلاً این خود اصلی اش زیر دست بی توجهی های این آدم له شده، خود اصلی اش زندان رفته، اسیر است نمی تواند جان ندارد در وجود این آدم. تمام بلاهایی که سر انسان می آید از نظر روحی و روانی، و شکست هایی که انسان در زندگی می خورد بخاطر خیانت به بخش اصلی اش است. شما هر چقدر بخش اصلی ات را نبینی و به آن خیانت کنی ظلم به او کنی و فراموشش کنی، به غذایش نرسی، به تربیتش نرسی، به رشدش نرسی، به تغذیه اش نرسی بخش های دیگر هر چقدر موفق باشند تو به شکست و غصه تبدیل می شوی. به نکبت تبدیل می شوی. مال است می شود بلای جانت، فرزند است بدبختت می کند دائماً همین فرزند تا آخر عمر، غصه به تو می دهد همسر است، همینطور است خیر نمی بینی از او. چطور الان از 5 ازدواج ما 4 تایش شکست می خورد. و انسان همان همسری که فکر می کرد، به خاطرش خدا را معصیت کرد، خدا را ول کرد، خود اصلی اش را ول کرد که به یک همسر برسد. همان همسر دشمنش می شود و از او متنفر می شود. همان می شود بلای جان و مایه ی غصه اش. همان درس و مدرک تحصیلی حقارت و تحقیر و بدبختی و نکبت می آورد برایش. وقتی شما خود اصلی را فراموش کردی ناخود های دیگرت می شوند عقرب و عفریت هایی که می افتند به جانت، و هر چقدر قوی تر و موفق تر تو شکست خورده تر و مشکل دارتر، و غمگین تر می شوی، اینها فقط زمانی می توانند شادی برای ما بیاورند و آرامش و موفقیت بیاورند که تحت حاکمیت و پادشاهی و سلطنت بخش اصلی باشند. مستقل اگر بخواهند برای زندگی ما تصمیم بگیرند و ما بر اساس این بخش ها بخواهیم زندگی مان را تنظیم کنیم هر چه توفیق بیشتری به دست می آوری غصه ها و شکست هایت بیشتر می شود اینجاست که امام در این شب عزیز، و شب 23 به خداوند عرض می کند (الهی اللهم لا تجعلنی ناسیا لذکرک فیما اولیتنی) خدایا یک کاری نکن که من ترا فراموش کنم در چیزهایی که به من دادی. انسان وقتی یک کسی به او محبت می کند قشنگتر از آن محبت آن هدیه، خود شخصی است که به انسان محبت می کند. فقط چیزی که می گیری از طرف قشنگ نیست. خود آنی که تو از آن داری محبت می بینی بهتراست که. صاحب نعمت همیشه زیباتر و قشنگتر و همیشه بهتر است از نعمتی که به تو می دهد. ما با دریافت نعمت از خدا، حالا می خواهد پول باشد، می خواهد بدن و سلامتی و زیبایی و هیکل باشد، بچه باشد، یا می خواهد همسر و موقعیت اجتماعی و موفقیت های اجتماعی سیاسی باشد یا می خواهد علم باشد. اصل را فراموش می کنیم. یعنی آنی که اینها را به ما داده را یادمان می رود. مست خود نعمت می شود، این خوب نیست، بد است آدم صاحب نعمت را فراموش کند و نعمت را بچسبد و مست نعمت شود، فریفته ی نعمت شود، عبد این نعمت شود، بنده ی نعمت خدا شود، در حالی که خدا گفته بنده ی هیچ کس جز خودم نباش، نعمت ها بنده ی تو باشند، مال تو باشند. ببین، (خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی) من همه چیز را به خاطر تو خلق کردم تو از همه چیز این عالم عزیزتر هستی و تو را به خاطر خودم خلق کردم، وقتی قرار است من روز به روز زندگی ام به خود خدا، صاحب نعمت، نزدیکتر نشوم، انس بیشتری با خدا نگیرم، رفیق نشوم با خدا، عشق، لذت، شادی و آرامش کسب نکنم، این نعمت ها همه اش می شود بلای جان من، همه اش می شود جهنم من، قبر من، من را دفن می کنند اینها. در مباحث غم و شادی مفصل توضیح دادم دوره ی غم و دوره ی شادی هر دو توضیح دادیم. هر کس می خواهد ببیند چقدر فشار قبر دارد ببیند الان چقدر غصه می خورد، بخاطر این چهار بخش. پیامبر فرمود «من بکی (دستهای من را نگاه کنید) من بکی علی الدنیا دخل النار» این چهار بخش دنیاست. آدمی که غصه می خورد بخاطر این چهار بخشش احساس حقارت، و تحقیر و بدبختی می کند برای خودش جهنم درست می کند چون یک چیز بالاتر دارد که آن را نمی بیند. با آن شاد نیست با آن سرمست نیست، فقط همین مشکلات پایینی و طبیعی را می بیند چرا شوهر نکردم، چرا زن نگرفتم، چرا ازدواجم تأخیر افتاده، چرا مشکل مالی دارم چرا درسم این طوری شده، خوب فکر نمی کند که یک چیزی دارد که از همه اینها قشنگتر و بهتر است و از ما هم جدا نمی شود و دوست مان دارد بینهایت و معشوق اصلی است و از ما جدا نمی شود. یک کسی که نتواند از خدا لذت ببرد با خدا شاد باشد با خدا رفیق باشد با خدا انس داشته باشد دنیا تحقیرش می کند. حقش این است که دائماً غصه بخورد. خدا می گوید اگر می خواهید بیایید و غصه نخورید همیشه شخصیت شاد و آرام و مطمئن و راحت وقوی داشته باشید، بیایید در عشق من. با عشق من هیچ وقت داشتن این نعمت ها، به شما ضربه نمی زند. هر چقدر هم با عشق من بیشتر شوید من از این نعمت ها به شما بدهم اصلاً منحرف نمی شوید. ظرفیت تان هم زیادتر می شود. با عشق خدا دنیا قشنگ است زیباست دوست داشتنی است پولش بدنش، جنبه های گیاهی اش، جنبه های حیوانی اش، جنبه های عقلانی اش، همه چیز دنیا دوست داشتنی و قشنگ است آسیبی هم به ما نمی رساند. ولی بدون عشق به خدا و بدون لا اله الا الله حقیقی تمام موفقیت های دنیایی کوفت آدم می شود و غصه می آورد. حقارت می آورد. هر کس می خواهد بداند موقع مردم چقدر فشار قبر دارد و بعد از مردن، ببیند این چهارتا فشارش می دهد یا نه. یا آرام است. چطوری ما می توانیم با داشتن این چهارتا آرام باشیم. این که هیچ وقت صاحب نعمت را فراموش نکنیم. هیچ وقت نعمت را بیشتر از صاحب نعمت دوست نداشته باشیم. هیچ وقت با داشتن خدا دیگر به غصه و بدبختی نیفتیم. خدا می گوید تو من را داری اهل بیت را داری 14 معصوم داری، من اینها را به تو دادم، من تو را برای مقام خودم آفریدم، تو را برای مقام اهل بیت آفریدم. ترا برای جاودانگی آفریدم ترا آفریدم برای این که بینهایت عمر تو را به اندازه ی عمر خودم قرار دادم. خدا می گوید برای چی غصه می خوری. مگر همه چیز همین دنیاست همین چهار روزه است. لذا این هشدار را حضرت می دهد. می گوید از خدا بخواهید. امشب به خدا بگویید، خدایا یک کاری نکن نعمت هایت یاد خودت و محبت هایت را از یاد من ببرد. ( ولا لاحسانک فیما اعطیتنی) احسان تو را فراموش نکنم. شما یک قطره آب می خورید، این خدا می گذارد دهن شما. یک گل در این جامعه می بینید یک برگی می بینید، همسرت، فرزندت، پدرت، مادرت هر کس به تو محبت می کند، محبت خداست. هر کس می بوسدت، نوازش دارد به تو، از دست خدا داری دریافت می کنی. یک لقمه داری می خوری یک جرعه داری می نوشی از دست خدا داری می نوشی. پول به تو می رسد نعمت به تو می رسد عزت به تو می رسد هر چه قشنگی که دارد می رسد از خدا می رسد، بلاها و نکبتها مال اشتباهات و گناهان خودماست. ولی نعمت ها و قشنگی ها مال خداست. هر چی سلامتی داری او به تو داده. پس چطور ما با نعمت خدا، خدا را فراموش می کنی. با نعمت خدا از خدا دور می شویم اینقدر سرگرم نعمت خدا می شویم که خدا را فراموش می کنیم. این خیلی خطرناک است برای قلب انسان. لذا آن چیزی که امشب شما می خواهید این است که بگویید خدایا من خودت را می خواهم. من لا اله الا الله را می خواهم. من می خواهم معشوقی بالاتر از تو نباشد چون قیمت هر انسانی به معشوق اصلی اش است. هر کدام از اینها در قلب شما غلبه داشته باشد هر کدام از این معشوق ها، قیمت تان هم همان است. قرآن فرمود چی، در سوره توبه آیه 24 فرمود هر کس سه تا معشوق در رأس معشوق هایش نباشد فاسق است الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. اگر یک کسی سه عشق اولش اینها نباشد ولو در رتبه های بعدی باشد دیگر فایده ندارد سقوط کرده چرا؟ چون این سه عشق عشق های بینهایت است، عشق های انسانی است، کسی که معشوق های انسانی اش در رأس معشوق های دیگرش نباشد، پس او معشوق ها تسلط بر قلب این دارند. لذا انسان شکست خورده، دچار فسق است یعنی محدودیت را برگزیده بر بینهایت. خیلی خطرناک است آنی که ما امشب ما بخواهیم قدر ما هست، قدر ما است قیمت ماست شب قدر است دیگر، یعنی شب اندازه و قیمت شما، قیمت و اندازه را خودتان باید مشخص کنید و بدهید به امام زمان. دریافت کنیم از خداوند، خدایا به ما این قیمت را بده، که در قلب مان معشوقی بزرگتر از تو محبوبتر از تو و خانواده ی آسمانی مان که قرار است بینهایت در کنار آنها زندگی کنیم و جهاد در راه تو نباشد، این اصل است. برای همین این دعا را هر سه شب بخوانید. (اللهم لا تجعلنی ناسیاً فیما اولیتنی و لا لاحسانک فیما اعطیتنی) احسان و قشنگی و محبت تو را گم نکنم در نعمت ها. شما اگر کسی کوچکترین محبتی به شما بکند یادتان نمی رود از او تشکر می کنید ما داریم هستی مان را وجود مان را به اندازه بینهایت از خدا دریافت می کنیم، یک عده می گوید نمازش را هم من نمی خوانم، نه حال روزه گرفتن دارم، نه قرآن می خوانم نه نماز می خوانم، هیچ چی. مگر می شود آدم دائماً لحظه به لحظه نعمت دریافت کند و صاحب نعمت را فراموش کند. محبت ها و احسان خدا را فراموش کند. سرمست از این احسان ها نباشد. یادش نباشد کی دوستش دارد کی دارد به او محبت می کند. صبح از خواب بلند می شوی، اولین کسی که در چهره ی تو دارد نگاه میکند خداوند است. اساتید ما می فرمودند هر وقت چشمت را باز کردی همین به هر چی که افتاد بگو سلام خدا. چون خدا دارد با تو حرف می زند. همه چیز از نگاه خداست. این خورشید را نگاه می کنی به عشق تو دارد حرکت می کند. ماه ستاره ها کیهان و کهکشان هر چی روی زمین دارد اتفاق می افتد به عشق توست. آدم این همه عشق از خدا دریافت بکند، این همه گلهای قشنگ، خدا می گوید من همه اش را طراحی کردم به عشق تو، این همه سبزه، درختها و نعمتها و این همه حیوانات می گوید همه را به عشق شما آفریدم. (هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً او کسی است که تمام آن چه که روی زمین است برای شما خلق کرده) دست رو هر چی می گذاری، میگویی خدایا این برای من است، این به خاطر من است، تشکر کنیم، خدای به این دوست داشتنی به این زیبایی، که می گوید اگر 50 سال گناه بیاوری و آشتی بکنی من همه اش را ندید می گیرم. این خداست. این مهربان است. احسان های خدا را ببینیم و با خدا لذت ببریم عشق بورزیم نوازش خدا را در صحنه به صحنه ی زندگی مان ببینیم. علت این که خیلی وقتها ما از خدا نعمت هایی را می خواهیم که خدا به ما نمی دهد میگوید چون دوستت دارم بهت نمی دهم، یک ذره بهت دادم مست شدی من را فراموش کردی، اگر بیشتر بهت بدهم می روی جهنم. ولی یک کسی که ظرفیت دارد هر چی خدا به او می دهد می گوید خدایا خودت را عشق است، لا اله الا الله، لا حول و لا قوه الا بالله، الحمدلله، شکر می کند خدا را. سپاسگزار خدا هست می گوید خدایا من قدر این نعمت هایت را می دانم من ظرفیت دارم برای این محبت هایت. خدایا این طوری نیست که تو اگر به همسر بدهی، فرزند بدهی، مال بدهی، موقعیت اجتماعی بدهی، شهرت بدهی، محبوبیت بدهی، من ترا فراموش کنم، گول بخورم، بروم دنبال این قاقاها، این طوری نیستم خدا. خدا اگر ببیند تو ظرفیت داری، در هر 4 بخش به تو برکت می دهد. یک جاهایی شما می خواهی از خدا، می گوید خوب اگر من به تو بدهم تو دیوانه می شوی، مست می شوی، غافل می شوی، می روی تا ته جهنم، یادت می رود من را، ابدیتت به خطر می افتد، آخرتت به خطر می افتد، ظرفیت نعمت نداری تو. تو یک دیپلمت شد ارشد، لیسانس گرفتی، چقدر داری یاغی گری میکنی. یک لیسانست شد ارشد، یک ارشد شد دکترا ببین چقدر داری ناسپاسی می کنی برای زنت داری قیافه می گیری. از دهات آمده از دهات هر دو آمدند، خوب آن موقع در روستا زندگی می کردند زندگی خوب و عاشقانه و پاک، خیلی خوب، زندگی های روستایی ها زندگی خیلی قشنگی است، آمده در شهر این زن فداکاری کرده، وایستاده تا این مرد درس خوانده، درس خوانده، درس خوانده، حالا این مرد رفته شده از 5 ابتدایی دیپلم گرفته از دیپلم رفته دانشگاه، می گوید زنم به کلاسم نیست. می رود این طرف و آن طرف می گوید من مجردم. دیگر رویم نمی شود این زنم را، نمی گوید من رو دست زحمات این زن بزرگ شدم، می گوید کلاس من دیگر به زنم نمی خورد، تا یکذره مشهور می شود تا یک ذره سوادش می رود بالا، تا یک ذره دنیا به او رجوع می کند زن و بچه اش را فراموش میکند اصلا. یا زن است برعکس شوهرش را فراموش می کند تا یک ذره موقعیت پیدا می کند دیگر شوهرش از کلاسش می افتد. می گوید دیگر رویم نمی شود بگویم این شوهر من است. دیگر رویم نمی شود بگویم این بابا و مامان من هستند. خدا به چی تو نعمت بدهد، بدهد به تو که تو دوباره طغیانت بیشتر شود به جهنم بیشتر نزدیکتر شوی، ناسپاسی بیشتر، کفران بیشتر، خدا فراموشی بیشتر، غفلت بیشتر پیدا کنی، نعمت اگر می خواهی، ظرفیت داشته باش، از نعمت درست استفاده کن، هر چه در این 5 تا خدا به تو داد بریز پای خود خدا، هدیه اش کن، برگردان به خدا، تا خدا هی به تو بیشتر بدهد، (مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل) وقتی یک کسی هر چه که خدا به او می دهد هر کدام از این نعمت های 5 گانه را می ریزد در راه خدا، و امام زمان مصرف می کند خدا یک تا هفتصد برابر پایش می ریزد می گوید بنده ام ظرفیت داشت، فراموش نکرد من را بیشتر می دهم به او، با اینها هم ثواب بیشتری می برد به من بیشتر نزدیک می شود اما وقتی من نعمت را فقط برای خودم و خانواده ام می خواهم مصرف می کنم و از خدا و خلق خدا غافل می شوم می گویم عراق، و یمن، و سوریه، و لبنان و غزه و افغانستان و آفریقا به من چه، خدا می گوید پس تو لیاقت این نعمت را نداری. خدا رحمت کند آیت الله بهجت را می گفت، من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها که دین هم ندارند دعا می کنم. آدم باید مثل خدا باشد. مظهر خدا باشد. رحمانیت داشته باشد برای همه ی مردم کره زمین، مسلمان و کافر و مسیحی یا یهودی برای همه، و رحیم باشد برای مؤمنین. خدا رحمت رحمانیه اش را به همه بنده هایش می دهد رحمت رحیمیه اش را می دهد به مؤمنین حقیقی. ما هم باید مثل خدا شویم. وقتی بندگان خدا در زندگی تو جایی ندارند وقتی امام زمانت بابایت است روزی ات از دست او دارد می آید در زندگی تو جایی ندارد، وقتی دارد هر روز هل من ناصر ینصرنی می گوید و تو خودت را به کری زدی و مشغول نعمت های خدا هستی و مست نعمت های خدا هستی و امام زمان را فراموش می کنی ما دریافت نعمت نداریم هر چی بیشتر، طغیان ما هم بیشتر، (ان الانسان لیطغی ان رأه استغنی) انسان تا یک ذره استغنا پیدا می کند طغیان می کند ظرفیت ندارد. بی جنبه است، مؤمن هست که وقتی هر چه خدا به او می دهد گول نمی خورد هر چه قاقا بهش می دهند گول نمی خورد. چشمش به صاحب نعمت است چشم از چشم خدا بر نمی دارد. هر چی نعمت می دهد میگوید خدایا من که خودم هیچ کاره ام، من وجودم که عاریه ای است فقیرم، چه برسد به نعمت هایی که به من دادی همه اش مال توست. من چی از خودم دارم؟ برای همین در اول همین دعا تو می گویی: (لا املک لنفسی نفعا و ضرا) چون یک چیز بزرگی از خدا می خواهی، خدایا من هیچ چیز مال خودم نیست. این را اعتراف می کنم، من اعتراف می کنم که تو چه چیزهایی به من دادی و من قدر ندانستم. بعضی ها نعمت را فقط در مال و چیزهای گیاهی و حیوانی می بینند، اگر یک ذره این چیزهایشان کم شود ناسپاسی می کنند. با آسمان قهر می کنند، با خانواده آسمانی شان قهر می کنند چون فقط نعمت را در جنبه های حیوانی و گیاهی می بینند. بابا خدا تو را انسان آفریده، بالاتر، بهتر، قوی تر چرا این ها را نمی بینی در زندگی ات، خداوند نعمت های عظیم به تو داده، خدا روح خودش را در تو دمیده، با ظرفیت بی نهایت برای این که به پادشاهی عظیم در حیات جاودانه ات برسی برای این که به نعمت انس و رفاقت و حزب الله بودن، در حزب خدا بودن، در ولایت خدا بودن در همین دنیا برسی، و در همین دنیا خودت را به چادر امام زمان برسانی و مقام منتظر را پیدا کنی، امام علی علیه السلام فرمود اگر کسی منتظر شد به مقام منتظر رسد واقعاً دلداده و انتظار امام زمان را کشید با من و هم درجه من خواهد بود این کم چیزی است که خدا برای ما داده؟ چرا این چیزها را نعمت نمی دانیم؟ چرا این موقعیت های عظیم را موقعیت نمی دانیم. چرا می گوییم موقعیت یعنی این که من بروم فلان کشور زندگی کنم، موقعیت این است که من بروم فلان لباس را بپوشم فلان اتومبیل را داشته باشم فلان درآمد را داشته باشم اینها موقعیت انسانی است؟ هرگز. لذا در این فراز (جمع کنم بحثم را وقتم تمام شد) در این فراز حضرت یک خطر فراموشی را دارد به ما گوشزد می کند می گوید خدایا (لا تجعلنی ناسیاً) یک کاری نکن، من فراموش کنم، اگر داشتم فراموش می کردم تو یادم بیندازد تو گوشم من را بگیر به من گوشزد کن که من حواسم باشد هر چه که به من می رسد دارد از دست تو به من می رسد. این را فراموش نکنیم. خیلی خیلی مهم است.

خدا محبت و عشقش و انسش و دوستی اش و عشق اهل بیت و عشق جهاد، این سه عشق را نباید فراموش کنیم. فراموش کنیم جاودانگی مان را از دست دادیم، ابدیت مان را از دست دادیم. دنیای مان هم خراب می شود حتماً خسر الدنیا والاخره، این سه تا عشق را همیشه سعی کنید در رأس عشق هایتان نگه دارید. نگذارید یک چیزی از این سه عشق در زندگی بالاتر بزند اگر بالاتر زد شکست شماست. باختی، تجارت آخرت و ابدی را باختی. اگر در زندگی انسان غلبه کرد بر انسان. این سه تا را باید تعادل کنیم و نگه داریم مباحثش را در مهندسی آرزوها و مهندسی فکر توضیح کامل دادیم. که ان شاءالله عزیزان به همان مباحث مراجعه می فرمایند.

جلسه شب بیست و سوم مهمتر است چون می خواهیم دعا بگیریم حضرت وارد یک فاز خیلی قوی تر می شود و آن بحث امید است، امید برای دریافت، اگر کسی بدبین باشد در دریافت، خدا به او نمی دهد که حالا می خواهیم راجع به بدبینی صحبت کنیم و راجع به امید داشتن. و این که ما باید در هر شرایط منفی و بدی که هستیم هیچ وقت امید مان را به خدا از دست ندهیم، شرایط بد و منفی مال ماست مال خدا نیست. در هر شرایطی باید امیدوار باشیم. و اگر خدا ببیند که ما در بدترین شرایط هم چشم مان به او هست و به او امید داریم آن وقت به ما یک نگاه خاص و ویژه می کند.

والحمدلله رب العالمین