جلسه 330 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
330
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
7
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 330 - شرح زیارت عاشورا

بحث ما زیارت عاشورا به سجده ی شکر آخر رسید که به جای می آوریم توجّه داریم که مشمول نعمت های عظیمی از طرف خداوند تبارک و تعالی هستیم و به همین جهت این سجده را به جای می آوریم که در آنجایی که خداوند تبارک و تعالی امتنائی کرده نعمت های عظیمی و خاصی به انسان راه یابد به خاطر اینکه برای نعمت های الهی خداوند را حمد کنیم به جا می آوریم. پس انجام سجده یشکر از یک درک و معرفت بالا ناشی می شود یعنی به ادراکی رسیده که خداوند تبارک و تعالی به او نعمتی داده که درازای آن خداوند را شکر می کند. این کار ادبی بزرگ از طرف بنده است که هروقت انسان متوجه نعمتی از نعمت های الهی می شود و یا نعمتی به او می رسد با به جا آوردن سجده ی شکر آن نعمت را به جا ی آورد و از او تشکر کند. ما در زیارت امام حسین (علیه السلام) حرف های بسار مهمی زدیم. کلمات بسیار تعیین کننده و زیبایی بین شما و سیدالشهدا (علیه السلام) زده شد و انسان بعد از این زیارت و ملاقات است که موضاعات مختلفی در آن گفته شده بعد در نهایت به ادراکی می رسد که چه نعمت عظیمی نصیب او شده و بابت این نعمت عظیم سر به سجده می گذارد. این نعمت عظیم چیست؟ «علی مصابهم» من شکر تو را به جا می آورم شکر شاکران را بر مصائب اهل بیت (علیه السلام) اینجا است که انسان با حضرت زینب سلام الله علیه یک اتّخاد روحی و سنخیت روحی پیدا می کند که همان طور که با سید الشهدا (علیه السلام) هم پیدا می کند و مأموریت «إلا جمیلاً» یعنی سالک، عابد، مؤمن، محبت، زائر به یک بینش عمیق رسیده که حمد الهی را بر مصائب اهل بیت (علیه السلام) به جا می آورد. الحمدلله علی عظیم رزیّتی باز این حمد تکرار می شود. الحمدلله حمد و سپاس بر مصیبت عظیم من. اینجا است که اگر بینش نداشته باشیم شاید از کلماتی که در این زیارت به کار برده تعجب کنیم. شاید در کمتر متن زیارتی و دینی اینقدر کلماتی که حکایت از مقامات و درجات انسانی کند و کلمات خاصی باشد و نیاز به شرح و بسط داشته باشد سراغ داشته باشیم. که نیاز به یک بینش عمیق و دقیقی دارد. آن از کلمات آغاز عاشورا تا آرزوی معیت با آن حضرت در دنیا و آخرت. بحث و آخرت. بحث انتقام که با لفظ ثارک و ثاری است و خواستن مقام محمود ائمه (علیه السلام) بزرگترین آرزوی انسان و خیلی از حرف های بلندی که در این زیارت گذشت. در سجده هم این همه رمز و راز . جایز است که انسان به نعمت و سرمستی و شادی می رسد وقتی به این ها رسید از سرشادی و از سر نعمت، با به جا آوردن سجده ی شکر شادیش و برخورداری و فهمش از این نعمت را نشان می دهد و از خداوند تشکر می کند. اینکه انسان به نعمت برسد ( نعمت های ظاهری که در آن آسایش وعافیت است) ادب داشته باشد که شکر او را در مقابل نعمت های الهی به جا آورد خیلی مهم است. اما اینکه اوج بگیرد و بر مصائب الهی و بر حوادث و سختی ها شکر کند حاکی از مقامی بسیار بالا است. در واقع، سالک، عابد، مؤمن از آغاز زیارت عاشورا تا پایان مقامات و مدارجی را طی کرده که به جایی رسیده که از شدت شورو شعف و قرب و خوشحالی نسبت به تعلقی که به خانواده ی سیدالشهداء دارد به خانواده ی محمد (صلی الله علیه وآله) و آل محمد (علیه السلام) دارد آنقدر خوشحال است که سر به سجده گذاشته و ذکر سجده را می گوید تا علی مصائبهم و بعد آن را تکرار می کند تا رزیتی حمد و سپاس خدایی را که نعمت عظیم را نصیبم کرده، رزیه= بلاها و آسیب ها یی که به انسان و خویشان او می رسد ما می گوییم « الحمدلله علی عظیم رزیتی » خدا را سپاس برای رزیه و مصیبت عظیمی که بر من وارد شد. شما همان طور که در متن زیارت، قبل از سجده یک بار به سیدالشهدا عرض کردی که می خواهم انتقام تو را بگیرم بعد در سلوک و قرب آنقدر نزدیک شدی به او که گفته ی می خواهم انتقام خودم را بگیرم. یعنی برای من هم این مصیبت به وجود آمده. در سجده ی شکر هم که سجده سرمستی و شادی است سجده تشکر از خدا است ما عرض می کنیم. در اول می گوییم «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم» حمد خدا بر مصیبت آن ها که منظور اهل بیت علیهم السلام است. که اینجا ضمیر (ک) به (ی ) متکلم تبدیل شده یعنی من و تو سیدالشهدا ( علیه السلام) یکی هستیم. هرچه به تو وارد شده بر من هم وارد شده است. این شهید دستغیب می فرماید: این سنخیت بین شیعه و امام را می رساند. در سجده ی شکر هم، ما وقتی از روی شادی و سرمستی سجده می کنیم، ادب انسان سازی است که انسان بداند مصیبت ها را باید در زندگی چگونه ببیند و چگونه شکر مصائب را به جا آورد. شکر نعمت به جای خود، شکر مصیبت به جای خود. امام سجاد (علیه السلام) آنها یی که شکر نعمت را به جای نمی آورند حیوان هستند و این ( دعا ی یکم صحیفه سجادیه )که می فرماید از حد انسانی خارج است. باطن او انسانی نیست ومی رسد «به إلی حدّ البهیمیه » به حد چهارپایی و حیوانی می رسد. او که قدرنمی داند و دائماً غرغر می کند و خود را بدبخت می داند و احساس می کند در مملکت خداوند بدبخت است حتی حدّ انسانی اش را از دست داده چون همیشه نعمت هایی که از ما گرفته می شود و مصائبی که وارد می شود مثل برداشتن یک کاسه آب از اقیانوس است که نسبت به اقیانوس جزیی حساب نمی شود. آن اقیانوس نعمت های الهی است حالا یک کاسه آب هم از آن بردارند. از غرق بودن ما در اقیانوس بی کران نعمت های الاهی چیزی کم نمی شود. در اینجا حرف، حرف عشق است. اصلاً بحث اینکه خداوند به من نعمتی داده و بابد تشکر کنم و یک وظیفه ی انسانی است نیست. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: سگ های مدینه هم این طور هستند که اگر نعمتی به آن ها بدهید از شما تشکر می کنند و اگر نکنید حمله می کنند. بگذریم از آن هایی که اگر نعمتی خداوند به آن ها دهد تشکر نمی کنند و اگر ندهد صبرهم نمی کنند و حرف های بد و ناسپاسانه و کفر آمیز می زنند، این خیلی خطرناک است. رفتارهای ناسپاسانه و کفر آمیز می کنند که به حیثیت انسانی انسان بسیار لطمه می زنداما سجده شکربه جاآوردن، شکر مصیبت کردن این حرف ها را زدند از این مقوله که طرف حیوان است یا انسان نیست مقوله مقوله ی عشق و رفاقت و صمیمیت و اوج است که انسان می گوید و طی می کند در جایی به سیدالشهدا می گوید مصیبت تو بر من وارد شده از خداوند می خواهم انتقام تو را همراه امام زمان (عج الله علیه ) بگیریم در جایی می گوید این مصیبت مصیبت من است و من می خواهم انتقام خودم را بگیرم. «أن یرزقنی طلب ثاری» خوب دقت کنید این منازلی را که انسان باید در زیارت عاشورا طی کند تا بتواند زیارت عاشورایی صادقانه بخواند اگر کسی بتواند یک بار زیارت عاشورا را صادقانه بخواند( خودش گواهی دهد که راست گفتم) این یقیناً با امیرالمؤمنین (علیه السلام) محشور خواهد شد با سیدالشهداء (علیه السلام) محشر خواهند شد. کسی که بتواند تمام این کلمات را صادقانه به امام حسین (علیه السلام) بگوید راه نیز تصدیق کند همه این ها از ته دل او بوده و راست گفته در سجده شکر است. شکر درک نعمت و مقام هست. انسان که بی خود به سجده شکر نمی رود وقتی چنین کند یعنی یک درکی کرده، یک معرفتی یافته که به خاطر آن شاد است و از شدت شادی به سجده افتاده و می خواهد شکرکند. درسجده می گوید «اللهم تا مصابهم» دراینجا باز خبری ازمن نیست کما اینکه درانتقام خبری ازمن نبود.«طلب ثارک» ولی بلافاصله انسان می فهمد که فرزند سیدالشهداء و عضو خانواده اوست. اوجزء آل محمد (علیهم السلام) است. لذا می گوید «عظیم رزیتی». حمد وسپاس بر مصیبت عظیم من شکایت نیست. زمانی هست که از خداوند شکایت می کنیم. خدایا من از دست خودم به توشکایت می کنم که در دعای روز شنبه درمناجات خمس عشر مناجات شاکرین است. در اینجا در مورد مصیبت شکایت نیست و حمد و شکر الاهی است. بعد مصابهم کنار می رود رزیتی می شود. که با مصیبت های دنیایی متفاوت است . لذاامام صادق (علیه السلام) فرمودند:« الحمدلله الذی لم یجعل مصیبتی فی دینی» مصیبت در دینی که روح و دین و حرکت جنینی آسیب می بیند اخلاق وروح آسیب می بیند مصیبت است. یک مصیبتی داریم که عین شادی و بهجت و اتصال به حق تعالی است مصیبتی است که به لقاء معشوق مان می رسیم. اما مصائب دینی که به روح و دین و فطرت و عقل انسان وارد می شود شک ندارد و باید حیا کنیم وبترسیم ازخداوند. اینجاست که فرهنگ شناخت مصیبت وتفسیر دنیا و جهان بینی یک انسان فهمیده می شود و مؤمن آگاه ازسایر انسان ها روشن می شود. یک مؤمن آگاه، مصیبت را که مایه اضطراب و نگرانی است کی مصیبت می داند؟ کدام مصیبت را مصیبت می دانند و برایش نگران است؟ مصیبتی که به دین او واردمی شود «والحمدلله الذی لو شاء أن تکون مصیبتی اعظم مما کانت » که حمد وسپاس از مصیبت دنیایی به شما رسید خداوند را شکر کنید که اگر تو می خواستی این مصیبت خیلی بدتر از اینها هم می شد. هر مصیبتی دنیایی سرمان آمد حمد او را به جا آوردیم که اگرمی خواستی ازاین بدترهم می شد. لذا انسان هیچ وقت در مقابل مصائب دنیا خم وله نمی شود این رمزنشاط دائمی مؤمن است که «المؤمن دائم النشاط» که مؤمن نشاطش دائمی است. که مصیبت شناسی است. می داند در کجا غصه بخورد و درکجا نه. حماقت ندارد که جایی مصیبتی بیایید در دنیا غصه اش را بخورد و بعد دربرزخ هم غصه بخورد که چرا برای اینها غصه خورده. لذا یکی ازچیزهای که انسان را قوی و شاد می کند همین ملاک است که اگر مصیبتی سر ما آمد بلافاصله با آن به قبر برویم و بگوییم اگر الان شب اول قبرم بود به خاطر این مصیبت خوشحال بودم یا گریه می کردم اگر درقبر به خاطر مصائبی که به تو وارد شده خوشحال شدی پس در دنیا هم خوشحال باش و گریه نکن. اضطراب نداشته ابش. چه نوع مصائبی وقتی درقبر باشیم خوشحال مان می کند همان هایی ک به طبیعت حیوانیت و دنیا ما وارد می شود. اما اگر به آخرت وارد شود اگردر قبر، گریه دارد در دینا هم گریه وتوبه دارد. لذا تا یک حادثه یا غصه و مشکلی آمد اول به قبر برویم و ببینیم اگر درقبر بودیم این مصیبت به عنوان پاداش یا کفاره گناه به ما می رسید بعنوان عذاب لذا خیلی ازمصیبت های دنیایی شکر دارد. حضرت در ادامه فرمود:«الحمدلله علی الأمر الذی شاء أن یکون کان » یعنی حمد وسپاس خداوندی را که چیزی را خواست شر من بیاورد آورد. خدایا درمقابل چیزهای که می خواهی هیچ مقاومتی نمی کنم و هیچ غصه ی نمی خورم درمقابل تو من من نمی کنم درکنار تو احساس باختن نمی کنم که ناسپاس ترین و بی معرفت ترین آدم ها کسانی هستند که فکر می کنند. درمملکت خدا در کنار خدا در دین خدا کلاه سر آنها رفته خدا همیشه حامی و در کنارماست در مقابل ما نیست. ما باید زحمت بکشیم تا به این موضع برسیم. پیشتیان و به نفع من است. خیلی وقت ها برای اینکه آنقدر پشتیبان و درکنارمن است آنقدر که برای اینکه مبادا من ناراحت یا اذیت شوم از حق خودش هم می گذرد. آدمی که احساس می کند درمملکت خداوند کریم در 30 سال، 40 سال عمرش باخته خیلی کلاه سرش رفته خیلی بی معرفت است. چرا؟ چون مصیبت ها یا به دنیا ی ما وارد می شود که هم کفاره است هم درجات آخرتی شادی دربرزخ است. پس طلبی از او نداریم. یا به دین ما که خودمان کوتاهی کردیم که باید استغفار کرد. آسیب دینی و آخرتی برای بی معرفتی های خود ماست. الحمدلله علی الأمر الذی شاء أن یکون و کان حمد و سپاس خدایی را بر کاری که خداوند می خواست بشود و شد. خدایا من می دانم اگر این حادثه آمده توکنار من هرگز حوادثی که بر دنیای ما وارد می شود به ضررما نیست و به نفع ماست. چرا با او درگیر شویم. بعد آیا رویمان می شود نماز بخوانیم و «أشهد أن لا إله إلا الله» خداوند می فرماید چطور نماز می خوانی ومحبوب خودت می دانی درحالیکه ده ها بار به من گفتی درمملکت من به تو ستم و ظلم شده بارها با من قهر کردی با یک تنگنا، فقر، کمبود رابطه ات با من خراب شده. لذا به آن ادبی می رسیم که امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: ایشان فرمودند:« کسی که مشکلات زندگی اش را بزرگ می کند خداوند او را به مصائب بزرگتر دچار می کند. لذا هرچی آدم زندگی سخت گیرتر باشند حق آنهاست که مصائب بزرگتر از آن ها نصیبشان شود برای هرچیز دادت در می آید و ناراحت می شوی وبه خوت برمی خورد. ببین کجا به هم می ریزی و عصبانی و مچاله می شوی هر جا اینطور می شوی منتظر بدتر از آن باش. لذا کسانی که در زندگی هیچ وقت راضی نیستند وهمیشه درزندگی خود ناراضی اند و همیشه ازنعمت ها گله می کنند همیشه شاکی هستند باید همین طور منتظر باشند که نارضایتی و شاکی بودن آنها بیشتر شود. این ادب کجا که انسان در برابرمصائب شکر خدا را بجا آورد و این کجا که رابطه اش خراب شود. وبرای هر چیزی داد بزند. مضطرب شود هی غرغر کندباید منتظر حوادث بدتر ازآنچه ناراحتش می کند باشد. این سنت خداوند است که قانون است آب ( هاش دو او) و 2*2=4 قابل تغییر نیست همین طور کسی که مصائب کوچک را بزرگ کند خداوند او را به مصیبت های بزرگ تر دچار می کند آن وقت یک چنین آدمی اصلاً نمی تواند درزیارت عاشوراء سجده شکر بجا آورد و اگر انجام دهد تعبد ی چنین کاری می کند و می گوید این زیارت را امام باقر (علیه اسلام) از قول امام سجاد (علیه السلام)و اواز قول امام حسین (علیه السلام) و او ازاقول امام حسن (علیه السلام) و او ازقول امیرالمؤمنین و او از قول رسول الله (صلی الله علیه و آله) و او ازقول خداوند و جبرئیل فرمودند: وقتی زیارت عاشورا را خواندی این چنین سجد کنید و هم مردم این کار را میکند. اما آن کجا و اینکه انسان یکبار روی معرفت این زیارت را بخواند و بفهمد و خودش ازروی شادی و ادارک و معرفت به سجده رود درمقابل مصائب اهل بیت (علیهم السلام) شکرکند و بعد آنقدر خودش را به آنان نزدیک بداند که ضمیر مصیبت های اهل بیت را حذف کند و بگوید مصیبت های خودم، این زیارت ما را به چه شعور و مقامی دعوت می کند که در این مکتب به جایی می رسی که اینقدر شیرینم حوادث زندگی را تفسیر می کند. وآنقدر خیالش راحت است که درمملکت خداوند کریم کلاه سرش نمیرود. آنقدر خیالش راحت است که هرچه پیش آید به نفع اوست. به کلام امام عسگری (علیه السلام) ایمان دارد که فرموده اند خداوند برای مؤمن هیچ بلائی را نمی فرستد مگراینکه بلا حتماً در حاله ی ازنعمت سراغش می رود. لذا می بینیم چقدر این مؤمن آرامش دارد. وقتی شیرین ها و شادی ها زندگی نهایت لذت را می برد و شکر خداوند کریم را به جا می آورد وهمین شیرین ها و شادی باعث می شود حجم آنها را زیاد کند و وقتی حادثه ی برایش پیش آید چون مطمئن است کسی که آن را فرستاد کسی است که او را دوست دارد و همان که رب اوست ازمعشوق واله رسیده اصلاً احساس بی پناهی و بدبختی و ... ندارد. می گوید رب مرا پرورش می دهد وکارش سختی دادن و تمرین دادن است. و ایجاد موانع برای رشد من است. وقتی معلم به شاگر تمرین بدهد و گفت حل کن شاگرد ناراحت می شود یا خوشحال؟ در تنبلی اش ناراحت می شود اما ازآن جهت که می داند معلم دوستش دارد و تمرین را برای یادگیری او داده خوشحال می شود. اگر به او بگوید بیا به تو درس خصوصی بدهم هم خوشحال تر می شود. انسان درمکتب زیارت عاشورا سیدالشهداء، حضرت زینب سلام الله علیها وقتی تربیت می شود و اهل زیارت عاشورامی شود یک انسان تام معنا آرام و شاد است. آدمی است که عرضه داردتک تک نعمت های خداوند را در زندگی اش می بیند و ازآنها لذت می برد و اگر ضعفی یا حادثه ی اتفاق افتاد آن را از دست خداوند می بیند و می داند به خاطر خیری برایش آمده و باید با آن به خیر برسد. گفتیم تمام نعمت های الاهی با خود هم نار دارند هم نور. آدم مؤمن و زیرک نور را می گیرد. نار را خاموش می کند و آدم نادان و کم معرفت و بی عرضه نور را از یک حادثه ازدست داده و فقط جهنم آن را می گیرند. لذا خداوند نعمت های مشابه عالی به آدم می دهد.یک عده از آن نعمت ها به اوج می رسند یک عده به جهنم. خداوند مصیبت و سختی دنیا را هدیه می کند یک عده سوار مصیبت می شوند و به خود خداوند کریم می رسند یک عده مصیبت آنها را به ته جهنم می برد. حادثه آنها را از خداوند کریم دور می کند. حادثه باعث می شود کارهایی غیر اخلاقی وناشایست انجام دهند. لذا سقوط می کند. «ذهب الله بنورهم و ترکهم فی الظلمات لا یبصرون» خداوند نور را می گیرد. پس این خیلی لطافت دارد که اگر حادثه ی در زندگی ما اتفاق می افتد وما درمقابل مشکلاتی قرار داریم ازاین مشکلات نورش را جذب کنیم با آن تا خداوند کریم اوج بگیریم و نارش را خاموش کنیم. اما آدم های بی عرضه نور راخاموش می کنند و در نار آن می سوزند. هم دنیا هم آخرت می سوزنند خیلی خبر خطرناک و وحشتناکی است. آیه قبل که انسان در تاریکی می ماند و کلاه سرش می رود. می فهمد یک مشکل آمد بهای این که از این مشکل اوج بگیرد و خود را در دامن خداوند کریمی بیاندازد انس انسش با خداوند بیشتر شود بدتر شد و ازخداوند دورتر شده ما یک مهمان به عروسی دعوت کردیم 150 شام دادیم . میهمان 151 نفر بوده به یکی شام نرسید میرزا می فرمود صاحب خانه وقتی شام کم می آید آنهایی که خیلی عزیزند کنار می کشد می گوید شما پیش ماباش که ما به میهمان ها می خواهیم غذا بدهیم. این مهمانی وقتی به او غذا نرسد خیلی کیف می کند می گوید صاحب خانه مرا چقدر عزیز و مهم دانسته که مرا برای شام نخوردن انتخاب کرده من را ازخود دانسته به او شام نرسیده ولی خیلی کیف می کند. چون قرب و خودمون بودن و با صاحب خانه یکی شدن است. حالا این باید کنار و در خود ناراحت باشد ای بابا ما عروسی اومدیم برای شام این رفاقت و محبت و عشق را متوجه نیست و شکر است. بعد که همه رفتند بعداً پشت صاحب خانه غرغر کند و غیبت کند و آبروی او را ببرد این صاحب خانه چه احساسی می کند. ما گاهی وقت ها خداوند میلیون ها نعمت به ما می دهد کافی است یکی را بگیرد آبروی خداوند را می بریم. یکی از علما می گفت کافی است شبی بی سحری روزه بگیریم همه می فهمند. «إن الإنسان لکفور» بسیار ناسپاس. انسان نمی بیند قدر نمی داند کافی است یک چیزی از اوبگیریم. در مصیبت اگر انسان حواسش باشد که خداوند اورا گوشه ی صدا کرد گفته تو بیا کنار چقدر احساس عزت می کند. اصحاب عاشورا انسان های خوبی بودند ولی دورند بچه بسیجی های ما شب عملیات کافی بود بگوییم عملیات نرو یعنی جنگ نرو مصیبت است. کشته می شوی، اسیر می شوی، منت می کشیدند، زیر بلا بروند وقتی مجروح، اسیر، قطع عضو می شدند منت می کشدند و تملق می گفتند. مثل سیدالشهداء که لحظه آخرافتاده بعد از ناامیدی از دشمنان نامرد «الهی رضاً برضاک تسلیم لأمرک لا معبود سواک» خدایا من جز تو معشوقی ندارم. یا غیاث المستغیثین بچه ها یکی یکی تیر می خورند بعد آنقدر قشنگ تملق خداوند را می کردند و یا زهرا و یا الله و یامهدی و ... می گفتند. ما باید فکر کنیم با اینها چقدر فاصله داریم. ما باید ببینیم وقتی مشکلی پیش می آید آبروی خداوند را می بریم می رویم در کفر و قهر ولجبازی می کنیم و عناد می کنیم و بدبینی. یا وقتی اینطور می شود اصلاً به صمیمیت ما و خدا و امام زمان و اولیای الاهی لطمه ی نمی خورد. درمکتب امام حسین ما می توانیم بشناسیم. عظیم رزیتی مصیبتهای که به من وارد کردی.