جلسه 315 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
315
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
2
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 315 - شرح زیارت عاشورا

بحثمان در زیارت عاشورا درباره شکر بود . ما یک قاعده ای داریم در قرآن که به نام استدراج معروف است . در حدیث داریم : اذارأیت الله تطاب علیک بِالنِعَم فخذروهُ ، هروقت می بینید که خداوند پشت سرهم برای شما نعمت می فرستد و به شما نعمت می دهد و اوضاع در واقع همیشه به وفق مراد است فحذروهُ یعنی برحذر باش. بترس ! چرا ؟ چون می فرماید : که ممکن است این جور باشد که با این نعمت ها شما سرگرم بشوید و مشغول اینها باشید و خدا و خودسازی و آخرت را فراموش کنید . سَنَستَدرِجهُم مِن حیثُ لایعلمون ، در واقع در قرآن هم هست که ما اینها را به تدریج سَنَستدرِجُهُم از جایی که نمی فهمند ، از جایی که نمی دانند به تدریج اینها را به سمت جهنم می کشیم . نعمت های زیاد تا غفلت بیاورد ، تا مستی بیاورد . چون نعمت مستی می آورد . این یکی از چیزهایی است که در قرآن باید خیلی توجه بشود . لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتکم . فرح نداشته باشید نسبت به آنچه که به شما داده می شود ، مستی نکنید نسبت به آنچه که به شما داده می شود . انسان یک لباس نویی خریداری می کند ، یک وسیله نویی تهیه می کند یک تحولی در زندگی اش رخ می دهد ، منزلی تهیه می کند ، یک موقعیتی تغییر می کند می گوید مستی نکنید . می گوید مواظب باش نعمت مستی و غفلت را می آورد . همه انواع لذات ، چه لذات حسی چه لذات خیالی ، چه لذات وهمی و چه لذات عقلی حتی لذات فوق عقلی هم می تواند خودش انسان را از توجه به خداوند تبارک و تعالی غافل کند . یعنی گاهی انسان چنان لذت می برد از ذکر و مشغول می شود که از مذکور که خداوند هست غافل می شود یعنی چنان مشغول خود ذکر می شود خدا را ممکن است فراموش کند . بنابراین تمام اقسام لذت می تواند مستی بیاورد ، می تواند غفلت بیاورد ، می تواند حواس پرتی بیاورد ، می تواند حواس انسان را پرت بکند واقعاً از خدا ، از آخرت ، از خودسازی ، از ابدیت خودمان ، از خود حقیقی مان ما را می تواند غافل کند . قاعده استدراج همین است که انسان با مشغول شدن به نعمت ها ، دارایی ها ، کمالات از خودش ، خداوند و ابدیتش غافل می شود . مستی نعمت یکی از اقسام مستی است . چند نوع مستی داریم مستی شراب ، مستی علم ، مستی جوانی این مستی های مختلف مستی شهرت می تواند انسان را غافل کند و خیلی هم خطرناک است . ما اگر فرمول را بدانیم که هروقت نعمت آمد سراغمان شکر کنیم و یاد خداوند تبارک و تعالی باشیم و این یادمان باشد که این نعمت را خداوند تبارک و تعالی عطا کرده است این آثار سوءمستی نعمت از بین می رود . یک روز یکی آمد سراغ امام صادق (ع) : اِنّی سئلتُ الله عزوجل اَن یرزُقنی وَلداً فَیرزُقنی . بچه خواستم ، بچه به من داد و آَسئلهُ اَن یرزقنی داراً فَرزُقنی ، خانه خواستم ، خانه به من داد خدا . لَقَد خِفتُ اَن یَجعلنی کوناً استدراج ، من ترسیدم نکند من هرچی می خواهم به من می دهند ، نکند استدراج است مشکلی ندارم و دعا هرچه می کنم اجابت می شود من ترسیدم نکند استدراج باشد . هی خدا تند تند دارد به من می دهد چون خدا از من خوشش نمی آید . در روایت هم داریم که من بعضی از بندگانم را که دوست ندارم هر چی می خواهند خیلی زود به آنها می دهم . در واقع شما یک موقع نگویید خانم فلانی ، آقای فلانی که بد حجاب است ، اینجوری است تند تند دعاهایش اجابت می شود و دعاهای ما که اصلاً از کارهایی که آنها می کنند ، نمی کنیم اصلاً اجابت نمی شود . می گوید بعضی از بندگانم را دوست ندارم وازشان خوشم نمی آید به خاطر کارهایشان و خودشان هم باعث شده اند ، اگر دعایی بکنند و چیزی از من بخواهند خوب بالاخره کریم مطلق است ، غنی مطلق است ، کافر هم یک موقع هایی دم خانه خدا می رود همه می دانند اینجا یک چیزی می دهند ، دست خالی برنمی گردند ، همه از خدا می خواهند دیگر . یسئلهم من السموات و الارض همه خدا را می خواهند و از خدا می خواهند خوب اگر یک موقع دعا کند من به ملائکه می گویم زود دعای او را اجابت کنید چون من اصلاً دوست ندارم این را ببینم و صدایش را بشنوم ، نیاد در خانه من . ولی بعضی از بندگانم را آن قدر دوست دارم هم از خودشان خوشم می آید و هم از صدایشان خوشم می آید . اینها وقتی می آیند دعا کنند و یک چیزی از من بخواهند و او را از من دور کند ، به او نمی دهم ، غافل می کند او را و مست می کند ، برایش جای دیگر جبران می کنم . دست خالی برش نمی گردانم ، چیزهای بهتر به او می دهم ، چیزهای بالاتر به او می دهم و هرجا می بینم که او را چیزی آلوده اش می کند ، مریضش می کند به او نمی دهم یا اینکه گناه باشد و به مصلحت او نباشد به او نمی دهم . گاهی وقت ها نه به مصلحت او هم هست ولی اینقدر این بنده ام را دوست دارم و اینقدر از صدای او خوشم می آید می گویم بگذار باشد اینجا ، این رفت و آمد باشد خوب است . چقدر خوب است که خداوند تبارک و تعالی یک بنده ای را دوست داشته باشد و اصل رفت و آمد و نماز خواندن و دعا کردن آن بنده ، از سرزدن و معاشرت آن بنده خداوند خوشش بیاد ، چقدر مبارک است ، چقدر خوب لست . از این بالاتر چی است ؟ گاهی وقت ها یک انسان به خاطر یک نعمت که به سودش باشد ، به مصلحت او باشد یا نه بروی دم خانه خدا ، اتفاقات قشنگ تر است اینکه از خود اون نعمت قشنگ تر این هست که بنده با خدا حرف می زند ، ملاقات صورت می گیرد . هم آغوشی صورت می گیرد چه اتفاقات قشنگی صورت می گیرد وقتی انسان نزد خداست . برای همین هم در حدیث داریم از امام هادی (ع) : الشاکرُ اَسعَدُ بِشُکرٍ مِنهُ بِنعمتِ الَّتی اَوجبَتِ الشُکر ، می فرماید که : کسی که شکر می گوید و می گوید: الحمدلله یک نعمت که خدا به آنها می دهد و می گوید الحمدلله و شکر می کند و می گوید خدایا شکر . می گوید کدام بهتر است نعمت یا شکر ؟ امام هادی می گوید : شکر بیشتر به نفع بنده است تا اون نعمت که به خاطر آن خدا را شکر کرده است . چرا ؟ لِاَنَّ النِّعم متاعٌ ، نعمت ها متاع و کالای دنیایند و تمام شدنی هستند و شُکر نِعَمٌ والاغوا ، ولی شکر هم نعمت است و هم آخرت را هم دارد . انسان وقتی شاکر می شود در خودش تحولات قشنگی رخ می دهد به اسم شاکر و شکور نزدیک می شود و خودش متحول می شود . بنابراین نگاه کنید اگر ما به رابطه نعمت ها ، شکر خدا را بجا بیاوریم به واسطه هر نعمت شکر بجا بیاوریم چقدر قشنگ است یعنی هم نعمت را گرفتیم و هم در ما اتفاق قشنگی دارد می افتد اینکه داریم آخرت سازی می کنیم و حتی به نداده ها هم انسان شکر کند می گوید : خدایا من به نداده های تو ممنونم. الان فکر می کنم من در گذشته چه خواسته هایی از تو داشتم الان می گویم اگر آنها را به من می دادی و اجابت می کردی چه فاجعه هایی توی زندگی من رخ می داد . برمی گردم به نوجوانی ام ، به بچگی ام ، به چند سال پیش ام به خواسته ام ، به هوس هایم ، به آمال هایم به نقشه هایی که برای خودم داشتم به خیالات و اوهامی که برای خودم داشتم می گویم اَه اگر من اونجوری که اگر خودم دوست داشتم ، اون رشته ای که خودم دوست داشتم ، اون همسری که در خیالم می پروراندم ، اون مکانی که در خیالم می پروراندم ، اون شغلی که در خیالم می پروراندم اگر اجابت می شد . چقدر هم نذر و نیاز کردیم ، اگر این اتفاق می افتاد من الان خیلی چیزها را از دست می دادم خدایا به نداده هایت هم شکر . این یک معرفت است که خدا می گوید که من تو را بیشتر از خودت دوست دارم ، اگر ندادم به خاطر خودت ، به نفع تو ندادم .

بنابراین انسان یک موقع هایی هست که به خدا بگوید که خدایا من نمی دانستم تو که می دانستی چرا دادی !! تو که می دانستی من بدبخت می شوم چرا اجابت کردی ؟ تو که می دانستی این رشته محل دفن من است ، این همسر محل کشته شدن استعدادهای من است ، این مکان زندگی !! اجابت کردی . یک خانمی می گفت : خدا هدایتش کند . می گفت : من چهل راه رفتم جمکران که بتوانم از جنوب شهر بروم شمال شهر . این مکان ، بعد از 2 سال زنگ زد به من می گفت : دخترم خراب شده افتضاح ، پسرم یک جور دیگر شده است . گفتم : خوب اون موقع که من به شما می گفتم محل زندگی ات را تغییر نده ، باید انسان فطری ترین محل ها را برای زندگی انتخاب کند ، غنی ترین محیط ها را انتخاب کند . محیط هایی که شما برای خودت انتخاب کردی ، فقیر است و ممکن است از نظر مالی محیط ثروتمندی باشد ولی از نظر شرایط عاطفی و فطری و ثروت های فطری انسانی فقیر است . هرچه محیط ها از نظر مالی ثروتمندتر باشند ار نظر فطری فقیرترند . محیط فقیرانه انتخاب کردی آنجا شرایط طبیعت گرایی ، ثروت جهنم رفتن ، ثروت آلوده شدن ، ثروت غفلت کردن خیلی زیاد است و ثروت های فطری ، ثروت های عاطفی خیلی کم است . خب بچه ات را بردی در محیط هایی که معنویت ، هوای معنوی ، فطری وجود ندارد ، بچه ات هم همین طور می شود . حالا یک موقع می گوییم خدایا ما نمی دانستیم تو که می دانستی چرا دادی ؟ واقعاً انسان به خدا می گوید . خدا می گوید اگر من به تو می دادم ، اصرار کردی ، سر از جهنم درمی آوردی . یک خانمی می گفت : من می خواستم ازدواج کنم و خیلی گریه و زاری که خدایا من می خواهم با او ازدواج کنم ، جور نمی شود . رفتم حرم امام رضا (ع) و خیلی کلی بازی درآوردم ، خیلی دیگه ، حرم را به آتش کشیدم دیگه آقا من این را می خواهم . می گفت : من نشسته بودم دیدم یک خانمی دستش را گذاشت روی دوش من و گفت : دخترم این آقا به مصلحت تو نیست و بعد رفت . گفتم : من حالیم نمی شود همین را می خواهم . دوباره رفتم آنجا و آبروریزی راه انداختم . امام رضا (ع) دید ما خیلی نادان تر از این حرف ها هستیم . یکی را هم فرستاد که بگوید مصلحت نیست ولی من نفهمیدم واسه همین هم به من داد . ازدواج کرد و می گفت الان 5-6 سال است که یک روز خوش ندیدم ، تحقیر شدم ، کتک خوردم ، فحش شنیدم ، بدنم ناقص شده اینقدر کتک خوردم . اینجوری می شود . ما هم باید به داده ها شکر کنیم و هم نداده ها . بعد هم همان طور که به داده ها و نداده ها شکر می کنیم از خود داده ها و نداده ها بهتر چی هست ؟ خود شکر است . کسی که در ترازوی عملش تعداد شکرهایی که واقعاً کرده است از روی عشق و صمیمیت و فهم و از روی قدردانی از خدا واقعاً گفته خدایا شکرت و من تشکر می کنم از تو ، من ممنون تو هستم این خیلی بیشتر ثروت دارد. به هرحال نعمتی که باعث شکر می شود نعمت مبارکی است ، حالا شخص سؤالش از امام صادق (ع) این است : من می ترسم این همه نعمت که پشت سرهم من از خدا خواستم و خدا داد نکند من دچار سنت استدراج شده ام ؟ حضرت می فرماید : ( که چقدر زیبا جواب می دهد چقدر مژده خوبی است ) می فرماید : امّا و الله مع الحمد فلا . به خدا قسم اگر حمد خدا را به جا آورده باشی این نعمت ها برای تو استدراج نیست. لذا چقدر خوب است که انسان هرگاه نعمت خدا را می بیند شکر خدا را به جا بیاورد و فهم کند که خدا این را به من داده است و اگر می خواست می توانست ندهد . همین شکر کند . البته حالا انسان باید در شناخت نعمت کار کند و آنها را بشناسد . چقدر نعمت ها را ما شناسایی کرده ایم و می شناسیم ؟ همین که شما آرام نشسته اید اینجا و نعمت شنیدن ، فهمیدن ، دیدن ، همین ها میلیون ها انسان از این چیزها محروم هستند . نشستن و فکر کردن حالا محتوای آن هیچ . نفس کشیدن همین که راحت انسان می تواند نفس بکشد . یادتان هست آلودگی و بیماری من که سر همین کلاس آن قدر سرفه می کردم و تنگی نفس پیدا می کردم ، نفس طبیعی نمی توانستیم بکشیم . تا اسپری نمی زدیم نفسمان باز نمی شد . همین که نفس برود و بیاید . راحت برود و بیاد و ما را به دردسر نیاندازد چه قدر باید شکر کنیم . هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات ، پی در هر نعمتی دو نعمت است و بر هر نعمتی شکری واجب . خیلی باید شکر کنیم و با شکر کردن هم نعمت را تثبیت و تضمین کرده ایم و افزایش می دهیم و هم دچار استدراج نمی شویم . اگر قرار است آن نعمت در ما غفلتی ایجاد کند و فراموشی ایجاد کند و مست مان کند و آخرت را از ما بگیرد ، این غفلت ها با الحمدلله از بین می رود .

فرمایش بعد در باب شکر از امام صادق (ع) است که می فرماید : اذا رأیت الرَجُل قَدِبتلی و اَنعَمَ الله علیه و قل اللّهم اِنّی لا اَصغَرُ و لا آَفخَر و لکن اَحمَدُکَ عَلی عظیمٍ نَعمائِکَ عَلَی . اگر دیدید یک شخصی گرفتار است و به مصیبت گرفتار است ، ورشکسته شده است یا کسی را از دست داده است ، مریض است ، آبرویش در خطر است ، شغل ندارد یا از نعمت های دیگر محروم شده است ، هر گرفتاری هرچیز ، یا نکته دیگر که اگر ما توجه نکنیم برای ما خطرناک است نعمت های معنوی است . ببین یک نفر نماز نمی خواند ، شما نماز می خوانید . یک نفر بی حیاست الحمدلله شما حیا دارید . یک نفر بدون معنویت است شما معنویت دارید . یک نفر استاد و راهنما ندارد ولی شما استاد و راهنما دارید . یک نفر نماز شب ، قرآن ، حج ندارد ولی شما نماز شب ، حج ، قرآن دارید . شما امام رضا (ع) ، اشک ، روضه دارید . یک کسی می آید می گوید خوش به حال شما اشک دارید چقدر حالت خوب است ، روضه که می شود شما دلت نرم است . شما چقدر خوش روزی هستی ، خوش روزی معنوی هستی یک موقع به خودتان فخر نکنید . نباید یک موقع به خودتان مغرور شوید . می گوید اگر یک موقع همچین چیزی دیدید فقل چی بگو ؟ که یک موقع خطرناک نشود حتی نعمت های معنوی . بگو : اللهم انی لا اصغر و لا افخر ، خدایا من اینها را مسخره نمی کنم و لا افخر و اصلاً هم به چیزی که خودم دارم فخر نمی فروشم و لا احمدک علی عظیم ، خدایا من تو را شکر می کنم به نعمت های عظیمی که به من دادی فکر می کنم . خیلی بد است که انسانی که داراست به زیر دست خودش فخر بفروشد . چرا نمی فهمی صد بار گفتم ولی نمی فهمی . بابا شاید این بنده خدا ذهنش الان آمادگی نداشته باشد و خوب یک مطلب را درک نکند . کوری مگه ، کری مگه . خوب سوی چشم او ممکن است کم باشد . در صدقه گفتیم که اگر یکی شنوایی اش کم باشد اینکه بتوانیم یک حرفی را به او بفهمانیم خودش یک صدقه است . با نابینا ، ناشنوا زندگی کردن ، حرف را خوب به او متوجه کردن ، خوب رفتار کردن اینها صدقه و نعمت و ثواب و عبادت است . هیچ کس را هیچ وقت مسخره و تحقیر نکنیم . هیچ کس را سرزنش نکنیم . اگر یک موقع یک کسی گناهی کرد و آلودگی برای او ایجاد شده در جلوی چشم ما کوچک نشود . بگو خدایا پیش خودت بگو من تو را شکر می کنم که من اینجوری نشدم و اگر تو به من کمک نکرده بودی من هم اینجوری شده بودم ، من هم مثل او شده بودم . لذا وقتی کسی را می بینید که مبتلا است می فرماید : 3 مرتبه بدون اینکه بگوید ، پیش خودش بگوید : الحمدلله الذی آفانی مِن مبتلاکَ به و لَوشاءَ فعلا ، خدا را شکر که به من عافیت داد ، امنیت داد ، ایمنی داد به من از آنچه که تو را مبتلا کرد. اگر می خواست من را هم مبتلا می کرد . 3 مرتبه به خدا بگوید که خدایا اگر تو به داد من نرسیده بودی ، اگر توان و کمک تو نبود من هم آلوده می شدم . لا حیث لی حولٌ فَنتَقِلَ معصیتٌ الّا فی وقتٍ ... مَحَبَّتِک . در دعای مناجات شعبانیه می خوانیم خدایا من توانی ندارم که گناه نکنم مگر زمانی که تو با محبت خودت به داد من برسی و بیدارم کنی با محبت خودت . اینها را هم انسان به خداوند بگوید ، مغرور هم نشود . اگر یک موقع در نظر ما ، یک کسی کوچک شد ، آلوده شد ، گناهی کرد ، انحرافی پیدا کرد ، لغزید ، به خصوص بزرگترها از ماها ، قوی تر از ماها ، اگر یک موقع استاد انسان ، دوست انسان هست ، یک آدم برجسته و بزرگی هست به خصوص اگر آنها یک موقع ، پایین دست ها به یک نحو ، بالادستی ها یک نحو ، نگو که اِاِ این استاد بود اینجوری شد ، من نشدم . او اگر استاد بوده و اینجوری شده تو به مراتب بیشتر در خطر هستی . ممکن است او با آن قدرتش نتوانسته و تو هم چند سال بعد کار بدتر انجام می دهی . الان مسخره کن ، الان سرزنش کن ، الان جلوی چشمت کوچک بشود این کلید خورد برای اینکه یک موقع تو این کار را انجام بدهی و انجام می دهی و بدتر از او هم انجام می دهی . بنابراین هیچ وقت ، هیچ کس را کوچک نبینی ، ریز و آلوده نبینیم . خودمان را از کسی بهتر نبینیم . هیچ وقت اینجور خوب نیست . خدایا من هیچ وقت ، هیچ کس را کوچک نمی بینم . هیچ وقت خوب نیست اینجور بودن . اللهم انی لا اصغر و لا افخر و لکن احمدک علی عظیم نعماک . خدایا به آن نعمت های عظیمی که تو به من داده ای شکرت می کنم . نه کسی را تحقیر می کنم و نه به کسی فخر می فروشم و نه کسی را مسخره می کنم . این احمدک ببین چه قدر حمد انسان را نجات می دهد . شکر چقدر نجات بخش است و چقدر جای آن در زندگی ما خالی است .

روایت بعدی را یک مرتبه قبلاً برای شما خواندم چون خیلی زیباست ، سال گذشته برای شما خواندم ، امسال یک جور دیگر هم به آن نگاه می کنیم . از نبی اکرم (ص) است می فرماید که : وَ قتَلَل قَبرُ لِلمؤمنٍ کفارةٌ لِما کان منه تَضییعٍ نًعِم . فشار قبر برای مؤمن ، پس مؤمن ممکن است فشار قبر داشته باشد . فشار قبر برای مؤمن ، کفره تضییع نعمت هاست . آنجا که خداوند به او یک نعمت داده است قدرش را نمی داند. یک همسر خوب ، یک فرزند خوب ، پدر و مادر دارد ، شرایط خوب دارد قدر آن را نمی داند و تضییع آن می کند ، کوچک و تحقیرش می کند . حالا یک موقع است نعمت ، یک نعمت مادی است قدر آن را نمی دانیم . مثلاً خداوند یک مرکبی داده است ، منزلی داده است . ولی یک موقع است خداوند تبارک و تعالی نعمت های انسانی به ما داده است . انسان قدر نداند . یک مادری به بچه اش بگوید : من از تو خیر ندیدم . چقدر این حرف بد است . یا یک بچه ای به مادر و پدرش بگوید . چقدر این حرف بد است . یا یک همسری به یک همسر بگوید و او را تحقیر کند ، کوچک کند که من از تو بهترم و تو اصلاً اونی که من می خواهم نیستی یا می خواستم نبودی . بدی ها و ضعف های او را بگوید . چه بسا این نقص ها و بدی ها مال خود طرف نیست . فرض بفرمایید که رنگ اش تیره است یا روشن یا یک مریضی دارد که ما برای چی باید یک نفر را اینجوری تحقیر کنیم ؟ عیب هایشان را به رخ آنها بکشیم . می فرماید که : وقتی انسان شکر نعمت را به جا نمی آورد ، تضییع می کند نعمت ها ، فشار قبر می گیرد . ما یک چیزی می گوییم فشار قبر ، دستتان را بگذارید لای در و در را یکی ببندد انگشتتان چند لحظه ، این فشار کجا و فشار برزخ کجا ؟ له شدن برزخ کجا ؟ انواع و اقسام فشارها و تنگناها . فشار قبر می آورد برای انسان . حالا ما باید هوشیار باشیم که خدایا ما تا به حال چه نعمت های عظیمی داشتیم و قدر آنها را ندانستیم . استاد و کتاب خوب ، حوزه و معلم و مرکز خوب ، کتابخانه و مادر و خواهر و خانواده خوب ، اجتماع و محیط خوب ، رهبر و امام خوب ، مملکت و نظام خوب . فقط قر و نق زدیم و ایراد گرفتیم و اُذکروا نعمتی التی انعمت علیه ، چند بار در قرآن خدا می گوید : نعمت هایی که به شما داده ام یادتان باشد ، یاد کنید نعمت هایی که به شما دادم . دانه به دانه فکر کنیم تا فشار قبرهایی را که برای خودمان ذخیره کرده ایم از بین ببریم . نکته بعد این است که عرض کردم این فرمول یادتان نرود که گفتم نفس ما ، قبر ماست . یادتان هست این قاعده را ؟ ما چقدر در آخرت فشار قبر داریم ؟ این قدر که اینجا فشارها و احساس های روحی داشتیم یک موقع است فشارهای روحی که داریم را دیگران به ما وارد می کنند . این برای تنگی قبر ماست و ما باید ظرفیت ایجاد کنیم تا هر کسی راحت نتواند ما را له کند . هر کسی راحت نتواند فشارمان دهد و هر حرفی . زودرنجی یک گناه است ، کسی که زودرنج است و حساس است قبرش تنگ است . بعضی ها که از پدر و مادر که ولی نعمت ما هستند از دست اینها ناراحت می شود . از همسر مثل چاشنی انفجاری که دست به آن می زنی منفجر می شود ، نسبت به همسرش آلرژی دارد ، مواظب است که کلمه ای از دهان همسرش دربیاد و این جیغ بزند ، داد بزند و او ممکن است داداشش به او بگوید ناراحت نشود ، پدر و مادر بگوید ناراحت نشود ولی نسبت به همسر حساسیت پیدا کرده است . این گناه است . نسبت به خواهر کوچکتر ، برادر کوچکر ، نسبت به دوست . بعضی از معلم ها و اساتید نسبت به اعتراض و انتقاد شاگرد کم ظرفیت هستند ، یک موقع انتقادی می شود ، اعتراضی می کند ، داد می زنند و بیرون از کلاس می کنند و در دانشگاه چقدر مد است . نمره نمی دهم ، اخراج ، امتحان نمی گیرم . استاد بی ظرفیت هر بی ظرفیتی تنگنای قبر دارد . بله یک موقع است من مشکلی خودم درست نکردم ، طبیعی است که به من فشار می آورد . یک موقع است کسی دارد من را اذیت می کند طبیعی است که انسان تحت فشار قرار می گیرد . مصیبتی ، بلایی ، غمی بهرحال انسان یک مقدار فشار دارد . ولی وقتی که قبر وسیع است انسان فشار را تحمل می کند و نمی گذارد له اش کنند و نمی گذارد از خدا بکندش . نمی گذارد که طوری له اش کند که نعمت های دیگر را نبیند . ما گاهی وقت ها اینقدر سینه و قبرمان تنگ است که وقتی یک نعمت از ما گرفته می شود آن قدر به جلز و ولز می افتیم که هزارتا دارایی هایمان را نمی بینیم . غصه می خوریم ، حرص می زنیم برای نداشته هایمان و داشته ها و دارایی هایمان را فراموش می کنیم و با اینها نمی توانیم لذت ببریم و هی چشمان ما دنبال نداشته هاست . خیلی خطرناک است این فشار قبر . یک همسری داریم 50 حسن دارد ، 10 تا هم عیب دارد . بابا 50 حسن دارد تو فقط گیر به این عیب ها دادی ؟ به بچه ات ، به پدر و مادر که این همه زیبایی دارند تو غصه می خوری که 2 تا اشکال دارند ، ناراحت می شوی و به رخ می کشی و دعوا راه می اندازی . ما چقدر عذاب آخرت داریم ، چقدر فشار قبر داریم . اینقدر که اینجا داریم عذاب می کشیم ، اینجا در تنگنا هستیم . هرچه احساس تنگی و در زندان بودن و هرچه سخت می گیری به خودت و دیگران ، هرچه زودرنج و حساس هستی ! الان در حدیث نگاه کنید ، عذر می خواهم تحقیقات پزشکی این هفته در تلویزیون اعلام می کرد که آدم هایی که خیلی منضبط هستند اینها زودتر سکته قلبی می کنند و زودتر سکته مغزی می کنند چرا ؟ چون خیلی حساس است . همه چیز حتماً باید درسر جای خودش باشد . بی نظمی خیلی بد است آن هم به یک نحوش ، کثیفی و بی نظمی ولی اینکه انسان خیلی حساس باشد ، سخت به همه بگیرد ، یاالله همین جا ، بدون سلام علیک ، بدون روبوسی ، احوالپرسی مستقیم برو توی حمام یکسره . همین جوری کفش هایت را در بیار ، پاهایت را یک آب بزن . بگذار بیاد خستگی اش در بیاد ، جورابی دربیاورد بعد حمام هم اگر قرار شد برود می رود . زندگی برای این است که قرار است اگر لذتی ببریم باهم باشد . تمیز کردن هایی که اینقدر حساس می شود که نه به خودش و نه به دیگران خوش نمی گذرد . می گوید بابا ما فرش نخریده بودیم چایی خوردن مان خیلی لذت داشت . چایی و میوه می خوریم . از وقتی که این فرش را خریدیم می گوید روی این ننشینیم برویم در آشپزخانه بنشینیم . روی موزاییک ، روی موکت . خب برو رو فرش بشین ، روفرشی هم بیانداز و فرش را نگاه کن لذت ببر و چایی ات را هم بخور . هی مقررات از خودت درست نکن و هی اُرد نده . سخت گرفتن اینها همه فشار قبر دارد و نمی گذارد انسان از زندگی لذت ببرد . کی چی گفت ؟ کی چه جوری فکر کرد ؟ الان ناراحت نکند من را با این فکرش . اینها همه اش تنگناست . اگر در زندگی ما شکر کنیم ، نعمت ها را بشناسیم و قدر بدانیم هیچ وقت تنگناهای گذشته را نداریم ، هیچ وقت تنگناهای از دست داده ها را نداریم . ببین فَبَشِر المؤمنین الذین اِذا اصابتهم مصیبه ، بشارت بده به مؤمنین کسانی که به آنها مصیبتی وارد می شود . قالوا انّالله و انا الیه راجعون ، یکی از زیباترین خبرهای خوش قرآن همین است . قشنگ ترین حرف ، چقدر انسان را آرام می کند . خدا رحمت کند حضرت آیت الله مجتهدی را به ما می فرمودند ، فرمایشات ایشان سر درس که بودیم می فرمودند این نیز بگذرد ، این کلمه چقدر قشنگ است . انا لله و انا الیه راجعون . مال خداییم و یک روزی هم برمی گردیم پیش خدا . از این مشکلات و غصه ها و رسیدن ها و نرسیدن ها و به دست آوردن و نیاوردن ها ، مقام ها و اوهام و شهرت ها هیچ خبری دیگر نیست . خوش به حال کسی که از اول چنان عاشق بشود ، عاشق اصل و مبدأ خودش بشود که دیگر این چیزها به چشمش نیاد . به عشق کوش که تا در دل تو ره نکند نه ماجرای وجودی نه وحشت ادب . این ماجراهای وجودی خودش یک عالم فشار قبر می آورد ، رأی می آورد ، رأی نمی آورند ، رئیس می شوند ، نمی شوند . پست می دهند ، نمی دهند ، پول را می دهند ، ماشین ، خانه ، مبل ، تلفن این همه ماجرای وجودی . ماجراهای الکی وجودی . اگر ما نعمت ها را شکر کنیم و اهل شکر باشیم یعنی در دنیا اضطراب و افسردگی نداریم . حساسیت و غم ای کاش ای کاش هی سراغمان نمی آید . مقایسه مطلقاً نمی آید . انگشتر و ماشین و همسر و حج مان را با هیچ کس مقایسه و چشم و هم چشمی نمی کنم و حقوق اینها را ادا می کنم . بهتر و بدتر دادن او به ما چه ربطی دارد . بهتر دادن به دیگران ، اگر به ما می داد مسئولیت بیشتری دارد و الان مسئولیت ما کمتر است . برای چی هی من حرص و جوش بزنم و هی به این و اون نگاه کنم . چشم و هم چشمی یک فشار قبر دائم است و ببینید در برزخ چقدر زیاد است .چهل سال زندگی کرده است و کل چهل سال در فشار قبر است و این چهل سال را ببر در نظام ابدی ببین چقدر آخرتی است ؟! بزرگان ما می فرمودند : بعضی ها چشم و هم چشمی شان زیاد است وقتی به برزخ منتقل می کنندشان آنجا هرچه می گویند اینجا برزخ است او مخیله اش چیزهایی است که ندارد . بعد از مدتی تازه به حال می آید و می فهمد که مرده است . چقدر عذاب دارد . چقدر گرفتاری دارد . این هم فرمایشی ار نبی اکرم (ص) بود .

یک روایت از امیرالمؤمنین (ع) بخوانیم : لَن تستَطیعَ احدٌ اَن یَشکُرَ نعمَ بعه مثل الاحسان بها ، هیچ کس نمی تواند مثل بخشین نعمت ، شکر نعمت را بجا بیاورد . یعنی چی ؟ یعنی اگر خداوند تبارک و تعالی به شما نعمتی عطا فرمود از آن نعمت به دیگران هم عطا کن و به نفع دیگران هم استفاده کن . یک موقع یک اتومبیلی خداوند به او داده در مسیری داری می روی می بینی کسی در راه ، در آفتاب ، سرما و باران است سوار کن . خدایا که من سواره هستم و پیاده ها را تحقیر نمی کنم ، ناز نمی کنم و فخر به آنها نمی فروشم پشت فرمان به کسی که پیاده است و ندارد . گاهی وقت ها ما در محله ها یک کوچه های تاریکی است بچه ای ، خانمی ، مریضی می خواهد رد شود یک آدم بامعرفتی لامپ در خانه اش را روشن گذاشته است و در نگاه اول شما فکر می کنید اسراف است بعد می بینی نه بابا در این کوچه تردد هست و می روند می آیند و این لامپ برای دیگران احساس امنیت ایجاد می کند و تاریک تاریک ممکن است بترسند . چراغ را روشن می کند مردم حس امنیت داشته باشند ، می روند و می آیند . از نعمت به نفع دیگران استفاده می کنند . سوادی ، علمی ، معرفتی ، زکاتی به دیگران هم از سوادمان یاد بدهیم و بخل نکنیم . برای خودم نگه دارم تا خودم همیشه بالاتر باشم . اینجوری همیشه انسان کوچک و له می شود . هر چه انسان خروج دارد ورودی اش از دیگران بیشتر است ، چه نعمت های مادی چه نعمت های معنوی . قاعده است در بحث انفاق و صدقه شما هرچه می خواهید بیشتر از بالا برایتان بیاید از پایین باید جا باز کنی برایش . هر قدر می خواهید ، علم بیشتر می خواهید تبلیغ بیشتر بکنید ، زکات بدهید . ثروت بیشتر ، انفاق بیشتر ، صدقات بیشتر ، هدایای بیشتر بدهید . صفات خدایی بیشتری می خواهید ، خروجی های خدایی بیشتر داشته باشید . مثل خدا بیشتر عفو کنید . مثلاً می خواهید شما خدا بیشتر گناهان ، همه اش را ببخشد می گوید خب شما هم بقیه را ببخش . کینه از کسی به دل نگیر . کینه داری ، نبخشیدی از بالا گرفتنت و گناهان تو بخشیده نمی شود. می خواهی گناهانت آمرزیده شود فضولی در کار دیگران نکن . گناهان و اشباهات دیگران را ببخش و بپوشان ، لو نده ، تحقیر نکن ، آبرویش را نبر . پس دقت کنید ما این خروجی ها و رفتارهای ما تعیین کننده است که رزق ما از بالا به چه شکل تعیین می شود . ما داریم تنظیم می کنیم . می گوید بابا اینکه دادم دارد می گنده ، اینکه دادم را نگه داری کردی خروجی داشته باش . هر قدر خروجی بیشتری داشته باشی ، رزاق تر باشی ، کریم تر ، جوادتر ، بخشنده تر ، ستارتر ، غفورتر باشد از بالا بهتر رزق جمع می کند . بهتر هم می شود ، زودتر هم می شود . برای خودم نگه دارم ، گره می زنم . این خروجی را می بندی دیگه ورودی نداری . وقتی رفتی راه چشمه را سنگ گذاشتی دیگه آب نمی آید . اما اگر راهش را باز کردی هی آب بیشتری از آن می جوشد . لذا می فرماید : هیچ کس نمی تواند شکر نعمت را جز با احسان نعمت انجام دهد . شکر نعمت یکی از زوایای آن درست استفاده کردن از آن بود این را دادیم ، در اختیار بندگان من هم می گذارد و فقط خودش استفاده نمی کند ، می خواهی شبیه من شود ، پس بیشتر می دهم . پس هرچی خدا به ما داد و یک کسی به ما احتیاج داشت دریغ نکنیم . اصلاً دریغ نکنیم حالا مادی است ، معنوی است هرچی هست دریغ نکنیم اگر حلال است اگر داریم در اختیار کسی قرار دهیم . والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله اجمعین . دعا کنیم : امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ، امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء . هدیه به محضر آقا امام زمان عجل الله : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .