هدیه به محضر مقدس آقا سیدالشهدا (ع) و بقیه شهدای کربلا و بازماندگان کربلا صلوات ختم بفرمایید . خوب بحث ما در زیارت عاشورا به دعای سجده رسید : اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم ، جلسه گذشته بحث مهمی را درباره شکر و صبر عرض کردیم ، من چون بحث شکر بحث مهمی است یک چند جلسه ای را انشاءالله درباره شکر می خواهیم صحبت بکنیم تا عمق این دعایی که می خوانیم اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم ، این عمقش انشاءالله بیشتر روشن بشود . شکر قدردانی هست ، قدردانی از نعمت و لطفی که دیگران در حق ما می کنند و اظهار الطاف و نعمت هاست ، ظهور دادن الطاف است ، نقطه مقابلش کفر ، کفر پوشاندن هست ، ضایع کردن هست ، و لَاِن شکرتم لأزیدَنَکُم لَاِن کَفَرتم اِنَّ عَذابی لَشدید ، کفر و شکر در مقابل هم میایند ، شکر یعنی اینکه اگر کسی به ما لطفی کرد ، نعمتی داد آن را ظهور بدهیم ، نپوشانیمش نه برای خودمون نه برای دیگران و نه برای کسی که درحق ما لطف کرده و انعام کرده . شکر کردن یک امر فطری هست یعنی در فطرت موجودات تشکر کردن ، شکر گزاری وجود دارد حتی حیوانات هم این را می فهمند که اگر بهشون لطفی بشه قدردانی می کنند ، برای همین هم در دعای یکم صحیفه سجادیه فصل حیوانی و انسان را حضرت حمد و شکر ذکر می کنند ، یعنی اگر می خواهیم بدانیم که یک نفر انسان هست می فرماید که فصل انسان و حیوان این هست که در انسان شکر الهی به جا آورده می شود ، خیلی مهمه که امام سجاد (ع) در دعای یکم می فرماید که : حمد خدایی را که شکر نعمتش را به ما الهام کرد که اگر این نبود ما از انسانیت مِن حَدّ الانسانیه از حد انسانیت خارج می شدیم و در حد بهائم قرار می گرفتیم و خود امیر المؤمنین (ع) در همین رابطه فرمایش مهی دارد می فرماید که : مَن لَم یَشکر الانعام فَقَدفَلُیعد مِنَ الانعام ، کسی که شکر نعمت های دیگران را به جا نمی آورد ، تشکر نمی کند این باید از جمله چهارپایان شمرده بشود . مطلب خیلی خیلی مهمه خواهش می کنم خوب دقت بکنید کسی که روح شکرگزاری ندارد می فرمایند : انسان نیست . شکر سه مرحله دارد : مرحله زبانی ، قلبی و عملی یعنی قدردانی کردن سه مرحله دارد : مرحله زبانی ، مرحله قلبی و مرحله عملی ، در مرحله زبانی شما تشکر می کنید به زبان اعتراف می کنید که من مورد لطف شما بودم از لطفی که در حق من کردید سپاسگذارم هرچی که می خواهد باشد این لطف هرچی که می خواهد باشد ، یک نفر فرق نمی کند در حق ما لطفی می کند گاهی وقت ها ممکن است حتی یک حیوان در حق ما لطفی بکند ، یک انسان مهم نیست مسلمان باشد یا غیر مسلمان ، هرکس در حق ما لطفی کرد در نهاد انسان تشکر وجود دارد شما خودتان این را فطرتاً می فهمید که اگر کسی به ما لطفی کرد ما وظیفه مان است که تشکر کنیم و این هم ما فطرتاً می فهمیم که تشکر از منعم واجب است ، به حکم عقل ، به حکم فطرت ما اگر کسی در حقمان لطفی بکند از او تشکر می کنیم ، قدردانی می کنیم به زبان اعتراف می کنیم . حالا این حد بهیمیه که حضرت می گوید خیلی تکان دهنده است چرا ؟ چون انسان در بسیاری از موارد اون طبیعتش ، منیتش اجازه نمی دهد که با اینکه می داند مورد لطف دیگران هست اجازه نمی دهد تشکر بکند اصلاً به زبانش تشکر نمیاد ، تشکر از پدر و مادر ، تشکر از خواهر و برادر ، تشکر از دوستان ، تشکر از مدیر ، تشکر از زیردست تشکر نمیاد ، شکرگزاری اصلاً برایش سخت است که اینکه مثلاً اعتراف بکند که یک نفر در حقش لطفی کرده و بگوید من قدر محبت های شما را می دانم شما برای من زحمت کشیدید ، شما لطف کردید در حق من ، زحمت هم نکشیده باشد حتی به هرحال خیلی وقت ها ممکن است انسان یک لطفی در حق دیگران بکند بدون زحمت ولی خوب انسان وظیفه اش هست تشکر بکند . باطناً همه ما می دانیم که اگر قدر ندانیم ، به زبان نیاوریم ، اعتراف نکنیم هرکس که هست ، هرکس که روی کره زمین هست این روحیه را ندارد این خودش یک پستی است ، یک دئانت است . فرمایشی دارد اتفاقاً حالا گفتم پستی یادم آمد یک حدیث اینجا در فرمایشات امام حسن مجتبی (ع) می فرمایند که :اَلُّئمُ اَنّ لا تَشکُر النِّمعه ، پستی این هست که از نعمت تشکر نکنیم ، پستی این هست که اگر مورد لطفی قرار می گیرید به زبان نیارید این حد حیوانیت است . شما نگاه بکنید ما در زندگی های خانوادگی چقدر زن و شوهرها داریم که از همدیگر تشکر نمی کنند . این نعمت شکر اینکه انسان دائماً تشکر بکند . امام باقر (ع) می فرمایند که : یک فرمایشی دارند حضرت باقر (ع)در رابطه با شکر که : لا یَنقَطِعُ الشُکر مِنَ العباد ، نباید تشکر کردن از بندگان قطع بشود ، منقطع نباید باشد ، انسان باید یک روح انسانی داشته باشد ، کور نباشد ببیند که دیگران در حق او چه نقشی دارند ، در زندگی او چه نقشی دارند این را ببیند . من مثال بزنم شما ببینید که وقتی می گویم حد بهیمیت این چقدر خطرناک است و خدایی نکرده نعوذ بالله بعضی از ماها ممکن هست که به این حد برسیم ، به این حد برسیم ببینید یک کسی باید نگاه بکند که من این شخصی که واقعاً دارم باهاش زندگی می کنم مهم نیست که کی است پدر و مادرمه ، نمی دانم بچه ام ، عروسمه ، دامادمه ، زن بابامه ، نمی دانم شوهر ننمه امه ، نمی دانم کیه اصلاً فرق نمی کند هرکی می خواهد باشد این تو زندگی من چه نقشی داشته ؟ برای من چه کارهایی کرده ؟ چی کار دارد می کند ؟ خیلی دقت بکنیم ، به این فکر بکنیم که این چه نقشی تو زندگی من داشته ؟ چی کار برای من کرده ؟ چه الطافی دارد ؟ وجودش چه خاصیتی برای من دارد ؟ این کلمات حالا بعداً یواش یواش جا می افتد وجودش چه خاصیتی برای من دارد . این را حالا خوب دقت بکنید همین تا اینکه برسیم به شکرهای مراتب بالاتر که انسان یک موقع هایی اینقدر اوج می گیرد که فکر نمی کند که فلانی وجودش چه اثری برای من دارد بلکه می گوید این وجودش چه اثری دارد ولو برای دیگران نه برای من ، حتی برای دیگران ، حتی برای دیگران .
یک مردی هست توی خانواده برای خانواده اش خوب است آدم تشکر می کند از او ، یک خانمی هست برای همسرش ، برای پدر و مادرش ، برای بچه هایش آدم مفیدی هست آدم از او تشکر می کند . من قدیم ها بچه که بودم با پدرمان که مثلاً خوب غالباً باهم می رفتیم اینور وآنور می گشتیم ، پدر من یعنی قدیمی ها اینجوری رسم داشتند از کنار یک جایی که مثلاً کارگرها داشتند کار می کردند ، بناها و عمله ها کار می کردند سلام و علیک که می کردند می گفتند دست شما درد نکند ، خوب بعد من بچه بودم می گفتم که این دست شما درد نکنه ، تشکر هیچ وقت هم از بابامون نمی پرسیدیم که خوب حالا مثلاً فرض بفرمایید که شما تشکر می کنید مگه کاری برای شما کردند ؟ شما به این می گویید دست شما درد نکند ولی خوب او دارد کار می کند ، یک کار خوب دارد می کند ، یک زیبایی دارد تولید می کند ، یک ارزش دارد تولید می کند آقا این قابل تشکر است اگر برای ما باشد دیگر تأکیدش خیلی بیشتر است ، خیلی بیشتر است اگر برای ما باشد اگر برای ماهم نبود قابل شکرگزاری است ، قابل تشکر هست . اینها حد انسانیه . شما در خانواده ها نگاه بکنید من به ضرس قاطع می گویم یعنی هم ما و هم همکارهای ما که به اصطلاح من باهاشون ارتباط دارم کارهای مشاوره انجام می دهند می گویم این زن و شوهرهایی که دعوایشان می شود می آیند مثلاً برای جدایی ، مثلاً برای طلاق از همدیگر زده شدند تا حالا شده که مثلاً از زن بپرسی یا از شوهر بپرسی که خوب مثلاً این شوهر تو که مثلاً ازش ایراد می گیری ، این زنت که تو ازش ایراد می گیری این عیب هایش چیه ؟ محاسنش چیه ؟ من الان به ضرس قاطع می گویم شاید یک درصد موارد اینجوری باشد که وقتی یک زن یا یک مرد می آیند عیب های زنش را می شمارد، عیب ها شاید یک درصد این هم برای اینکه دیگر تصلب نداشته باشیم ، استبداد رأی نداشته باشیم می گوییم یک درصد به یک زن و یک مرد بگوییم که آقا شما معایب شوهرت را بنویس ، بدی هایش را هم بنویس ، به یک خانمی بگی ، به یک آقایی بگی آقا شما معایب خانومت را بنویس ، محاسنش را هم بنویس ، اون سال هایی که من خودم حوصله داشتم فرم می دادم معمولاً به زن و شوهرها حتی یک مورد هم ندیدم ، حتی یک مورد ندیدم که مثلاً یک آقایی بیاد چه کار بکند ، بیاد مثلاً ما صدتا خصوصیات نوشتیم می گوییم اینها را علامت بزنید تو شوهرتان هست یا نه علامت صفت های بد و صفت های چی ؟ خوب ، علامت بزنید اینها را بگویید که شوهر من مثلاً این صفت ها را دارد ، زن من این صفت ها را دارد ، خوب ها و بدها همیشه ، همیشه هروقت که علامت گذاشتند خوبی ها به بدی ها می چربیده . بعد می گویم شما چه جوری میایید دلتان میاد که مثلا بگویید زن من می خواهم از این زن جدا شوم ، طلاقش بدهم یا من می خواهم ازاین مرد جدا شوم . خوب انسانیت ، وجدان خداترسی این چیه ، این چه اقتضایی دارد ؟ یک حسابی بکنید ، یک چرتکه بیاندازید اینقدر راحت آقا ما می خواهیم از هم جدا بشیم ، من دیگه از این بدم میاد ، من از این متنفرم ، نمی دانم ، ما نمی دانیم این علت اینکه ما بسیاری از موارد می گویم یک درصد فقط برای اینکه استبداد رأی نداشته باشیم . اکثر قریب به اتفاق موارد که ما در مورد آدم ها به بن بست و تنفر می رسیم ماها متوجه نیستیم که خودمان بدیم ، خودمان بدیم ولی متأسفانه می دانید چی باعث می شود ما همچین فکری نکنیم که ما بدیم، ما عاشق خودمانیم و کمالات خودمان ، می گوییم خوب من نماز شب که می خوانم ، هیئت که می روم ، عزاداری که می کنم ، کلاس که می روم ، نمی دانم کارهای خیلی خوب که می کنم ، جبهه که رفتم ، نمی دانم خواهر شهید هستم ، مادر شهید هستم چنینم چنانم ، یک ذره کمالات خودمان را می گیرد بعد اگر یک کسی با من مقدس ، با من حزب اللهی ، با من خوب کنار نیاد من بهش می گویم تو بدی ، حتماً چیه ؟ حتماً چیه ؟ حتماً بده ، در حالی که این خیلی بی انصافی است . ماها چون عاشق خودمان هستیم خیلی وقت ها راحت از دیگران بدمان میاد ، یک کسی یک ذره به خودش فکر بکند ، به خودش فکر بکند ، یک ذره به عیب های خودش به نقص های خودش به آثار وجودی که این آدم داشته ، همین دلم نمی خواهد ، خوشم نیامد ، ازش خوشم نمیاد ، نمی دانم زده شدم ازش ، متنفرم ازش به همین راحتی . بنشین فکر کن که این آدم ، این زن ، این مرد ، این آدم تو زندگی تو تا حالا چقدر بار تحمل کرده ، چقدر زحمت کشیده ، چقدر خون دل خورده ، چقدر نقش داشته حتی اینکه تو الان خوب شدی ، بزرگ شدی ، مهم شدی ، فاصله گرفتی ، تغذیه شدی یک ذره فکر کن .
یک آقایی آمده بود همین جا تو همین دفتر حرم مشاوره داشتیم گفت من تحمل این زن را ندارم می خواهم ازش جدا شوم ، نمی فهمه ، بی سواده ، کلاسش پایین است ، من الان می خواهم یک زنی بگیرم یک ذره کلاسش بالاتر باشد . گفتم که تو آن موقعی که شروع کردی با این خودت داشتی این چیز را ؟ گفت : نه . گفتم : پس هم کلاس بودید دیگه گفت : بله همکلاس بودیم . گفتم : کی بچه های تو را نگه داشت تا تو درس بخوانی گفت : خوب این . گفتم : کی بچه های تو را نگه داشت ؟ کی خانه را ساکت نگه داشت آرام نگه داشت ، وقت داد به تو ، فضاسازی کرد برای تو قناعت کرد تا تو بتوانی تو سایه این آرامش درس بخوانی ، به کلاس برسی ؟ الان مرده شور این کلاستو ببرند اصلاً حالا می گویی این بی کلاس شده ، تو هرچی داری از این است . ما خیلی وقت ها آدم ها باید فکر بکنند که بسیاری از کمالاتی که ما داریم هرچی نصیب ما شده تازه ما ممکن است عرضه نداشته باشیم ما ممکن است در سایه زحمات همسرم جبهه رفته باشم ، مجروح شده باشم ، اسیر شده باشم اینها درجات بزرگی هست ولی فکر کردیم تا به حال در اثر خون دل این زحمت ما به این مقام رسیدیم ، تازه ما پزش را می دهیم ، اون پز جبهه رفتن هم نمیده ، پز مجروح شدنش هم نمیده اون خالص برایش می ماند روز قیامت ماها خیلی عقب تر از همسرهایمان هستیم ، خیلی وقت ها ما پزش را می دهیم منتش را میگذاریم ، ریاکاریش را می کنیم ، فخرفروشی اش می کنیم ، امتیازهای اجتماعی اش را می گیریم هیچ چیزش هم برایمان نمی ماند ولی اون همه اینها برایش می ماند ، آن وقت با پرویی می آییم می گوییم آقا این کلاس ندارد ، برعکس اش هم هست . خوب این آدم اگه این روحیه را نداشته باشد که ببیند یعنی ببیند همین نعمت ها را ، الطاف دیگران را ببیند همین روح را نداشته باشد که ببیند این همان طور که امیرالمؤمنین (ع) فرمود : فلیُعَدُّ مِنَ الانعام این چهارپا را لذا تو مراتب شکر اولین چیزی که هست شکر زبانی است . حالا از شما یک سؤالی بکنم شکر زبانی مقدمه است یا شکر قلبی ؟ زبانی یا قلبی ؟ قلبی ، قلبی یعنی اینکه اول من احساس می کنم ، کور نیستم ، می بینم در قلب خودم اعتراف می کنم به لطف طرف مقابل بعد این لطف را چی کار می کنم ؟ بله به زبان میارم . در حدیث داریم که وقتی یک بنده ای خدا بهش لطفی می کند تو قلبش این لطف را پیدا می کند ، می بیند همین که پیدا کرد ، دید قبل از اینکه بگوید الحمدلله خدا می گوید زیادش کنید برایش ، این دید اصلاً به زبان هم نیاورد مهم نیست ، واجب است به زبان بیاورد اون سرجای خودش ولی خدا چی برایش مهم است ؟ برای اینکه تو کجا دیده بشه ؟ تو کجا ؟ تو قلبش . در رابطه با انسان ها اصلاً نباید این حرف را زد در رابطه با انسان ها انسان موظف است به زبان بیاورد ، موظف است تک تک الطاف ، نعمت ها ، لطف هایی که دیگران می کشند به زبان بیاورد ، در مورد خدا هم واجب است به زبان بیاوریم ولی خدا می گوید من تو هنوز به زبان نیاوردی ولی همین که می فهمی که من با تو چی کار کردم هم ، من چه لطفی بهت کردم همین این را که می فهمی نعمت را زیاد می کند ، می برد بالا می گوید بهش برکت بدهید . ولی خوب حالا ما از نعمت زبان که شروع می کنیم باهاش قلب هم هست می گوییم خوب حالا راجع به نعمت زبان می گوییم یعنی اول انسان باید ببیند این شعور دیدن است الطاف دیگران ، نعمت های دیگران فعلاً درباره خدا کاری نداریم ، حالا با خدا بماند . حق الناس مهم تر از حق الله است اول حق الناس در رابطه با دیگران ما ببینیم هی تحلیل کنیم ، هی فکر بکنیم این خیلی ارزش دارد اگر ما بخواهیم به اسماالله راه پیدا بکنیم به حق تعالی نزدیک بشویم ، خلق الهی پیدا بکنیم یکی از اسم های خدا شکور است چی ؟ شکور ، شکور یعنی چی ؟ یعنی کسی که بسیار شکرگزار است ، خدا از بنده هایش تشکر می کند ، چه خدایی داریم می گوید هم معذرت خواهی می کند ، خدا آخرت که می شود به بعضی از بنده هایش ، به فقرا آنهایی که بهشان سخت گذشته می گوید من از شما معذرت می خواهم شما توی دنیا که بودید بهتون سخت گذشت ولی چون قرار نبود که همیشه اونجا بمانید عمر شما هم که عمر دنیا نیست تو مرحله اول زندگی شما بوده ، دوران جنینی تان بوده ، اصل زندگی شما که نبوده ، اصل زندگی شما اینجاست که من برایتان بی نهایت جبران می کنم اونقدر جبران می کنم که نه تنها از من خدا راضی شوید ، معذرت خواهی من را بپذیرید بلکه یک کاری می کنم که آرزو بکنی ای کاش خدا من را توی دنیا با قیچی تکه تکه می کرد . در حدیث داریم کسانی که توی آخرت خدا برایشان جبران می کند سختی های دنیا را می گویند خدایا ای کاش ای کاش ، دو تا چیز را خدا جبران می کند اونجا یکی سختی ها را جبران می کند یکی دعاهایی که مومن کرده و اجابت نشده می گوید این هم اجابت ، این هم خدا جبران می کند در هر دو موردش . حضرت می فرماید : وقتی که خدا جبران می کند مومن اونجا آرزو میکند که ای کاش هیچ کدام از دعاهایم اجابت نمی شد در دنیا هرچی اجابت شد به ضررم بود ای کاش اجابت نمی شد اینجا خدا تلافی می کرد ، تلافی اینجای خدا خیلی بهتر است اینجا بهش بیشتر احتیاج دارم چون حیات ابدی است و یکی هم می گوید ای کاش تو دنیا با قیچی من را تکه تکه می کردند در مقابل سختی هایی که کشیدم در دنیا . آقا یکی از صفت های خدا ، اسم های خدا شکور است و تشکر ، انسان اگر نخواهد تو صفت تشکر خودش را جلو بیندازد ، رشد بدهد خودش را این فاصله می گیرد از خدا ، متخلق به اخلاق خدا نمی شود . این را یاد بگیرید گاهی وقت ها مثلاً مادرهایی هستند خیلی دلسوزند حالا تو کشور ما که این بیماری وحشتناک و زن سالاری تو همه خانه هایمان هست مادرها دلسوزی می کنند (بیشتر مادرها ) پدرها هم تا حدودی ، می گوید که مثلاً بچه ام دیگه خوب حالا من باید برایش کار بکنم نه اگر مادر زحمتی می کشد پدر باید حتماً بچه ها را وادار بکند جزء واجبات تربیتی است که شماها شعور داشته باشید که زحمات مادرتان را ببینید و تشکر بکنید چون بچه پررو و ناسپاس و طلبکار بار می آید پدر هم یک زحمتی می کشد مادر اگر این کار را نکند پدر و مادر جنایت کردند در حق بچه چون بچه فردا نعمت های خدا را هم نمی بیند دیگه یک آدم ناسپاس ، طلبکار از خدا ، طلبکار از مردم ، طلبکار از همه بار میاید . آقا وظیفه اش بوده باید این کار را می کرده ، کاری نکرده حالا چی کار کرده منم این کار را کردم این بی تربیتی هایی که تو ماها زیاد اتفاق می افتد ، اینجوری است دیگه اینکه ماها از هم راضی نیستیم دائماً از همدیگر طلبکاریم ، دائماً نق می زنیم ، شکر گزار نیستیم ، دائماً دلسردیم ، کور هستیم نمی بینیم الطافی که خداوند به واسطه انسان ها نصیب ما کرده از همدیگر اینقدر راحت دلزده می شویم ، از همدیگر اینقدر مفت خسته می شویم . اینها همه اش مال این هست که ما خیلی گرفتار خودمان هستیم ما اگر بدانیم که یک محبت ، یک لطفی دیگران در حق ما کردند قدر بدانیم ، ببینیم این را به زبانمان بیاوریم ، تو دلمان اول دیده بشود بعد به زبان بیاوریم تشکر بکنیم و عادت بکنیم که هی تشکر بکنیم ، این دستور اسلام است که آقا مرتب تشکر کنید ، مرتب تشکر بکنید . می بینید مادر غذا آورده برای پسر ، پسر : نمی خورم دیگه کی گفت غذا بیاوری چون عادت نکرده ببیند بابا این غذا را برداشته آورده برای شما ، شما اگر هم نمی خورید تشکر بکنید . بچه باید یاد بگیرد ، می گوید مادرم می گوید مادر است دیگه عادت کرده ، مادرم همیشه می روم خونه هی برای من از این چیزها می آورد . بچه باید دائماً ببیند تک تک الطاف والدینش را ببیند و تشکر بکند . دو تا دوست ، دو تا رفیق همسر نباید بگویند حالا ما عیاقیم با همدیگر این حرف ها را نداریم که باید ببینند دقیق باید با چشم ببینند ، با قلب ببینند و باید هم به زبان بیاورند .
حالا من چند تا روایت بخوانم توی این زمینه ، امام صادق (ع) می فرماید که : مَن قَصُرَت یَدوهُ بِالمُکافاتِ فَلیُطِع لُسانَهُ بِاشُکر ، هرکس توانایی ندارد که تلافی بکند لطف دیگران را پس شکر عملی هم داریم ، شکر عملی چیه ؟ جبران کردن . پیغمبر (ص) می فرماید : سعی کنید به بهترین وجه جبران بکنید یعنی او هر کاری می کند شما بالاترش را ، اگه نشد مثلش ، اگر نتوانستید تشکر زبانی حتماً باشد حتماً تشکر زبانی کنید ، اعتراف باشد یک اعتراف اگه کسی نتواند این را اعتراف بکند اگر نتواند این را ببیند ، کور باشد و عادت بکند به لطف بعضی ، خوب متأسفانه حجاب عادت حجابی هست که ما را از بسیاری از دیدنی ها ، از بصیرت ها واز شدن ها محروم می کند خیلی حجاب خطرناکی است ، آدم با عادت دیگر خدا را نمی بیند با عادت ائمه را نمی بیند با عادت ملائکه الله را نمی بیند با عادت نعمت های خدا را نمی بیند با عادت خوبی دیگران را نمی بیند با عادت فضیلت دیگران را نمی بیند . شما نگاه کن پیغمبر (ص) می فرماید : اَزهَرُالناس فی العالِم اَهلُهُ و جیرانُهُ ، بی رغبت ترین مردم درباره شخصیت عالم خانواده همان عالم هست شما فکر کردید تا حالا چرا علما خانواده هاشان کمتراز خودشان استفاده می کنند تا شاگردانشان و غریبه ها آن وقت می فرماید : و جیرانُهُ ، فک و فامیل ها ، همسایه ها چرا ؟ چون عادت کردند بهش ، یک غریبه باشد غریبه را راحت تر می پذیرند ، حرفش را راحت تر می فهمند ، می پذیرند ، اصلاً یکوهم همین شخص عالم حرف بزند برایشان جالب تر از این است که خود عالم حرف بزند چون به این عادت کردند واین خیلی حجاب خطرناکی است . ما با خدا هم همین رفتار را می کنیم ، با امام زمان (ع) هم همین رفتار را می کنیم ، با ائمه (ع) هم همین رفتار را می کنیم . یکی از مهم ترین کارها در بحث اسماءالله در بحث سیر و سلوک مبارزه انسان با عادت های فکری اش هست با عادت های احساسی اش هست این عادت خیلی خطرناکه خیلی خطرناکه ، ما چون هی عادت کردیم پدر همیشه برایمان زحمت کشیده ، مادر برایمان زحمت کشیده ، همسرمان برایمان زحمت کشیده عادت کردیم هی ببینیم اینها را این فداکاری ها را و این زحمت ها را ، کور شدیم . خوب حالا اگر یک کسی عادت کرد خوبی ها را دید و کور شد آیا در مورد بدی ها هم همین جوری اتفاق می افتد یا نه ؟ بله ؟ متأسفانه نه از اون طرف شیطان میاد دل پرکینه ایجاد می کند فقط بدی ها را نقاط ضعف را نشان می دهد ما نسبت به دریایی از خوبی ها کوریم ، کمالات را نمی بینیم نسبت به عیب ها کاملاً حساسیم . پیغمبر (ص) می فرماید : شماها خار را تو چشم دیگران می بینید تو چشم دیگران خار را می فهمید ولی درخت را تو چشم های خودتان نمی بینید ، درخت تو چشم خودتان نمی بینید خار را تو چشم دیگران می بینید . اصلاً آدم این جوری است وقتی ما بدانیم از نظر روانشناسی ما اینجوری هستیم هرکس بداند از نظر روانشناسی عادت می کند ، حجاب عادت یک حجاب خیلی خطرناک است بداند خار را تو چشم دیگران می بیند درخت تو چشم خودش نمی بیند ، این را بداند در رابطه با خودش این را بداند خوب بداند وظیفه شکر واجب است برایش بداند شکر زبانی برایش واجب است باید به زبان بیارد خوب آن وقت روابطش با دیگران خیلی راحت می شود نود و نه درصد طلاق ها دیگر اتفاق نمی افتد ، نود و نه درصد دعواها ، تنش ها ، بحث های لفظی ، نق نق کردن ها ، غرغر کردن ها اتفاق نمی افتد. کسی که نعمت شکر دارد هیچ وقت هیچ چیز تازگی اش را برایش از دست نمی دهد ، هیچ چیز عادی نمی شود برایش ، همیشه تو عید است ، همیشه تو تازگی است ، همیشه تو طراوت است ، همیشه تو دیدن است ، همیشه تو لذت است ، همیشه هیچ وقت یکنواختی دیگه برایش اتفاق نمی افتد . کسی که نعمت شکر را دارد ، نعمت شکر زندگی را از یکنواختی در میارد ، از یکنواختی تو همه شرایط ، انسان راحت است لذت می برد خوب کیف می کند . ببینیم هی نریم قرص بخوریم ، من بروم روان پزشک ، بروم روانشناس ، بروم مشاوره بشوم چیه ؟ کلافه ام ، بی حوصله ام ، بی رمقم . نه تو کوری مشکل کوری است ، کفرت کفرانته . تو چشمت را باز کن نعمت های اطرافت را نگاه کن به تک تک شان شکر کن و لذت ببر بعد می بینی دیگه هیچ وقت بی حوصله نمی شی ، هیچ وقت دمق نمی شی ، هیچ وقت زندگی دیگه برات یکنواخت نمی شه ، هیچ وقت دیگه اضطراب نمی یاد سراغت . اینکه آدم مثل بچه بسیجیها ، مثل بچه رزمنده ها ، مثل خانواده هایشان تو اوج سختی و فشار شاد و آرام باشند . یک چیز است اینکه یک موقعی آدم بیخودی دلهره و دلشوره و ناراحتی و اضطراب داشته باشد بی دلیل کورم باشد نسبت به آنچه خدا بهش داده جلسه قبل گفتم ماها تو غرق اقیانوس بی کران نعمت الهی هستیم و اگر از ما نعمتی گرفته بشود در حالی که غرق اون اقیانوس هستیم چهارتا کاسه آب هم برداشته شود چیزی کم میشه ازش ؟ ماها هستیم که اینقدر کفران داریم که اگه از ما چیزی گرفته بشود می گوییم همه چیز گرفته شد دیگر بدبخت شدیم ، دیگر بیچاره شدیم ، دیگه فایده ندارد . ما همیشه غرق در نعمت های خداییم ولی ما باید فکر بکنیم در مورد نعمت ها ، اینقدر ما کفران داریم و ما عادت داریم این حجاب عادت خیلی خطرناک است این میاد سراغ ما که قرآن و معصومین (ع) نعمت هایی را به ما می شمارند که ما اصلاً شاید توقع نکنیم ، انتظار نداشته باشیم . شما الان نشستید اینجا همین نشستید یک کسی می گوید آقا شما نشستید حالا می دانید یک عده ای هستند هزاران نفر روی کره زمین هستند که نمی توانند بنشینند مثل شما هزاران نفر توی کره زمین هستند مثل شما نمی توانند بنشینند ، نمی توانند بشنوند ، نمی توانند فکر کنند ، نمی توانند تمرکز داشته باشند ، نمی توانند پلکشان را نگه دارند حتی پلکشان را نمی توانند نگه دارند ، دستشان را نمی توانند نگه دارند ، یک آب از گلویشان پایین نمی رود راحت ، ما کی شکر اینها را به جا آوردیم ؟ آدم هایی هستند که حاضرند میلیاردها میلیارد بدهند یک دانه از چیزهایی که الان ما داریم داشته باشند . من عرض کردم یک موقعی که شیمی درمانی می کردم یک آب می خواستم بخورم یک جان کندن بود خوردن آب همین آب می خواست بره پایین از توی این گلو انگار یک سنگ است یک تیغ دارد می خواهد بره پایین آب به این نرمی حالا غذایش که دیگر بماند که به چه زور آدم می آورد همین آب به این نرمی می خواست بره پایین مگه می رفت به راحتی پایین . گرسنه ات هست ، تشنه ات هست اما وقتی می خواهی نیازت را برطرف کنی باید شکنجه بشوی تا این نیاز برطرف بشود ، ما اصلاً این را نعمت نمی دانیم ، این سرانگشت های ما حسش را از دست داده بود من می خواستم یک ورق کاغذ مطالبه کنم یا بنویسم این کاغذ تیزه ، نوک کاغذ می برید . ما الان شما فکر می کنید که شما الان حس زبانی را ما از دست بدهیم این زبان لای دندان تکه تکه می شود شما چه جوری فکر می کنید که یک زبان به این گوشتی این میاد لای دندان به این تیزی از همه طرف محاصره دندان است و طرف ده ساعت حرف می زند حالابعضی ها که مسابقه سخنرانی دارند رکورد این یک موقعی خواندم 36 ساعت سخنرانی رکورد 36 ساعت طرف ایستاده سرپا سخنرانی کرده ، فکر کن 30 40ساعت آدم سخنرانی می کند ایستاده ، 30 ساعت سخنرانی سرپا می گوید این زبان 30 ساعت میرود لای این دندان ها میاد بیرون اگه خود یک بار حسش را از دست بدهد می دانید لای این دندان ها چی به روز زبانمان میاد ؟ تا حالا گیر کرده زبانتان لای دندان ببینید چقدر درد دارد ؟ ما اصلاً این را می دانیم این نعمت را می دانیم بعضی ها نمی توانند به خاطر همین که زبانشان گیر می کند لای دندانشان حرف بزنند ، حالا ما اصلاً جدی نمی گیریم این را می گوییم آقا این یک چیز عادی است دیگه آن وقت طرف بهش می گوییم آقا چقدر حاضری پول بدی که بتوانی درست حرف بزنی ، همین که بتوانی درست حرف بزنی . حالا هی این دست ما می برید همین جوری لای انگشت می خورد به کاغذ چون ما الان شما ورق می زنید کاغذ را کتاب را ورق می زنید ما متوجه نیستیم که ناخودآگاه چون حس داریم این را ردش می کنیم از لای کاغذ دست ها مقداری که می خورد به کاغذ حفظ می کند این فاصله را اون موقع این حس نداشت ما نمی فهمیدیم چه جوری است بعد که می گرفتیم می برید می خواستیم یک دکمه ببندیم نمی توانستیم باید یک کسی می آمد دکمه مان را باز می کرد یک کسی می آمد دکمه را می بست چون حس نداری نمی توانی دکمه را بگیری .
حجاب عادت باید باهاش مبارزه بکنیم . برای همین تو روایات شما می بینید تو آیات ، روایات ، ادعیه به چیزهایی شکر می کنند که تو نگاه اول برای ما خیلی معمولی است ولی یک ذره که فکر بکنیم می بینیم اگه این نباشد چه اتفاقی می افتد ، یک ذره فکر بکنیم . می فرمایند : کسی که نمی تواند جبران بکند حداقل به زبان بگوید این را یا یک اعتراف بکند ، اگه کسی مخصوصاً اعتراف نکند چه اتفاقی می افتد ؟ یعنی راه ظهور یک زیبایی و یک کمال را تو خودت می بندی . اولین کسی که از تشکر نکردن ضرر می کند کی است ؟ خود آدم است . ماها خیلی وقت ها احمقانه فکر می کنیم آدم های زرنگی هستیم خیلی از خوبی های دیگران را مخفی می کنیم خیلی هاش هم طلبکار می شویم اما اصلاً خداوند سیستم را معصوم آفریده تو تا می خواهی مخفی بکنی راه خودت را بستی چرا ؟ چون تو یک موجود متحرک به سمت بی نهایتی به محض اینکه نمی توانی تشکر کنی یعنی نمی توانی یعنی بسته شدی ، مثل اون موقع که نمی توانی لطف بکنی ، مثل اون موقع که نمی توانی بخندی ، مثل اون موقع که نمی توانی ببخشی ، مثل اون موقع که هر چی هر نوع که حسادت می کنی ، تکبر می کنی ، عجب می کنی فرمود تو بسته می شی . اِن أحسنتم أَحسنتم لِاَنفُسکم واِن أَساتم فَلَهم مَن یَبخلتَ اِنَّما یَبخلَ النفس ، بخل که شما می کنید هر نوع بخلی که شما می کنید تو ظهوراتی که باید شبیه خدا بشی خودت را بستی ، شما همین که نمی توانی تشکر بکنی شب اول قبر خودت کم میاری . برای همین در حدیث داریم این خیلی مهم است ، در حدیث داریم چهار تا صفت هست که اگر کسی داشته باشد هر چی گناه داشته باشد خداوند گناهانش را تبدیل به ثواب می کند این خیلی عجیب است می گوید خدا گناهانش را تبدیل به ثواب می کند ، یکی از اونها شکر است ، می گوید آدمی که روح تشکر دارد خداوند گناهش را تبدیل به ثواب می کند . می گوید آدم ببیند زنش را ببیند ، شوهرش را ببیند ، بچه اش را ببیند ، پدرش را ببیند ، مادرش را ببیند ، پدرزن مادرزنش را ببیند . شما ببین چند تا داماد داریم که بروند از پدرزنشان مادرزنشان تشکر کنند ، همیشه ما همه هرچی داماد می بینیم طلبکاره از پدرزن مادرزنش ، هرچی عروس می بینیم از مادرشوهر پدرشوهر طلبکاره ، آقا این آدم زحمت کشیده این بچه ، این دختر به اینجا رسیده ، این پسر به اینجا رسیده خون دل خوردند تا این به اینجا رسیده ما چرا باید خودخواهانه فقط فکر کنیم یک نفر باید برای ما لطف کند البته خوب پدرزن مادرزن لطفشان شامل حال همه هم شده پدرشوهر مادرشوهر همین طور ما چرا نمی توانیم بپذیریم شیرینی ها و زیبایی ها را ، چرا یک دختر خانم خوبی های پدر و مادر خودشان را اگه کور نباشد می بیند ولی خوبی های پدرشوهر مادرشوهرش را نمی بیند ، چرا یک داماد همین جوری هست ؟ چرا وقتی به شما می گویند پدرزن مثل پدر خودت هست عزیز است محترم است ، مادرزن مثل مادر خودت است ما نمی توانیم این جوری ببینیم ؟ برای اینکه ما روح شکرگزاری نداریم ، برای اینکه حیوانیت ، منیت به ما غلبه دارد تا یاد نگیریم ببینیم یعنی هی تمرین کنیم ، تمرین کنیم هرکس باید همین را تکرار بکند ، تمرین بکند ، تمرین بکند با خودش اصلاً بنویسد یا لااقل تو ذهن خودش بیارد یک مهارت است مثل مهارت خطاطی ، مثل مهارت آشپزی ، مثل مهارت یک خانم دیدید کدبانو هم هست بیست سال هم آشپزی کرده ولی اینقدر تیزه وقتی می رود خانه یک نفر غذا بگذارند جلویش صد جور این را تحلیلش می کند این غذا را قرمه اش را ، قیمه اش را ، نمی دانم نمکش را ، ربش را ، نمی دانم لیمویش را ، سبزی اش را تازه است تازه نیست ، گوشتش یخ زده بوده تازه بوده ، برنجش چی بوده ، روغنش چی بوده ، حساس شده ذهنش تحلیل می کند. می رود تو خانه یک نفر از پرده اش و مبلش و فرشش همه را تحلیل می کند چون این ذهنش را عادت داده به این کار ، تربیت کرده خودش را این جوری . حالا ما بیاییم تربیت کنیم اینجوری تربیت بکنیم سفر صبح دیگه ما زود زود می خوابیم چهار صبح بود یک بیست روز باید شبانه روز بچه ها کار می کردند بعضی از صحنه ها بود صحنه های سختی بود واقعاً صحنه های سختی بود پیش می آمد لحظات سختی بود پیش می آمد باید با یک آدم هایی که خیلی آدم های راحتی نبودند ارتباط برقرار می کردیم ، آدم های سختی بودند ، آدم های بدجنسی بودند ، آدم های ضعیفی بودند باید ارتباط برقرار می کردیم ، یکی از دوست هایی که با ما بود بهش خیلی برخورده بود ، یک مقداری غصه ناراحت شده بود که حالا مثلاً چرا اینها این کار را کردند تا آمد گله بکند یکی دیگر از دوستان شروع کرد خوبی های اینها را گفت ، من گفتم ببینید بچه ها ما اصلاً قرار نیست از هیچ کس بدی ببینیم ما قراره اینجا فقط خوبی ها ، صحبت های مثبت را تو آدم ها ببینیم اینجا به هیچ وجه حق ندارید منفی ها را نگاه کنید و راجع به منفی ها قضاوت بکنید ، این دوست ما که حالا آمده بود به نحوی هم حالا اونجا همراه ما شده بود کسی بود که از تیم ما نبود . به اصطلاح از تیم و گروه ما به قول معروف نبود با ما اونجا همراه بودند ، گفتند که این آمد تا دهان باز بکنه یکی از رفقا گفت که عجب آدم های خوبی بودند باریک الله دیدی مثلاً فلان چیزشان چه طور بود ، دیدی فلان چیزشان چه طور بود ، دیدی فلان چیزشان چه طور بود . مثبت ها را گفت ، اینقدر قشنگ این را گفت که این دوستمان گفت که من خواستم اعتراض بکنم ولی این حرف هایی که شما زدید دیدم که راست است من حق نداشتم این منفی ها را نگاه بکنم راست می گویید این خوبی ها را هم داشت . به خدا قسم اگر ما این را حاکم کنیم به خودمان حاکم کنیم به خودمان اگر نگم صد در صد نود و نه درصد موارد از اطرافیانمان لذت می بریم ، دوست می شیم باهاشون ، اختلاف ها ، پچ پچ ها ، غیبت ها ، ناراحتی ها از بین می رود .
صفت شکر ، مِن حَقِّ شکرِلله امام صادق علیه السلام ، أَن تَشکرَ مَن أُجری تِلکَ النعمةُ علی یَدَیک ، می فرماید : از حق شکر خدا این هست که یک قاعده ای داریم که حالا به صورت حدیث درآمده ولی حدیث نیست قاعده اش این هست که مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالق ، این حدیث نیست ولی به صورت یک جمله مشهور شده مثل مثلاً کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا این جملاتی هست که اینها حدیث نیست ولی نزدیک به حدیث است . حالا عین همان نزدیک به آن را ما داریم مثلاً ازرسول خدا (ص) داریم : مَن لَم یَشکَرِ الناسَ لَم یَشکُرِ الله ، هرکس از مردم شکر مردم را بجا نیاورد شکر خدا را بجا نیاورده ، همان جمله است شبیهش ولی این حدیث دیگه حالا این فرمایش از امام صادق (ع) هست می فرماید : مِن حَقِ شُکرِلله أَن تَشکُرَ مَن أُجری تِلکَ النعمةِ علی یَدَیک ، از حق شکر خدا این است یعنی کسی حق شکر خدا را بجا نیاورد می گوید از حق شکر خدا این است که تو تشکر بکنی از کسی که أُجری تلک نعمة علی یدیک آن نعمتی که به تو رسیده خدا از طرف اون شخص به تو رسانده از دست یک کافر هم رسیده ما باید از کافر تشکر بکنیم ، از یک حیوان هم به ما رسیده از اون حیوان به یک نحوی تشکر بکنیم ، جبران بکنیم . آقا بعضی ها خیلی احساس های خوبی دارند چون شبیه خدا هستند نمی توانیم بگوییم اینها آدم های خیلی ضعیف و احساساتی خیلی احساساتی این خیلی کلمه بدی است این خیلی احساساتی است ، نه آقا این لطافت بیشتری دارد شبیه خدا هست با یک الاغی با یک اسبی با یک سگ گله ای بیرون رفتن این سگ گله زحمت کشیده ، مراقبت کرده از اون وقتی بر می گردد یک نوازشی می کند ، این الاغ را بهش می رسد ، با این اسبی که باهاش رفته می رسد تشکر می کند ازش . حالا من اگه الان بگویم به شما می گویید این دیگه افراط است ، این دیگه خیلی هست . معصومین ما از اشیاء تشکر می کردند از اشیاء ، با اشیای اطرافشان یک رابطه ی دیگه ای داشتند . بیایید شما دعاهای امام سجاد (ع) را بخوانید آدم به خورشید سلام می کند ، به ماه سلام میکند اصلاً حضرت سلام می کند به اینها . ماه رمضان میاد بهش سلام می کند ماه رمضان . اینها شخصیت های حقیقی هستند تشکر می کند از اینها خیال پردازی نیست ، خل بازی نیست یک دیدن است ، یک شهود است و وقتی آدم می فهمد که از اینها وقتی داری تشکر می کنی در واقع داری از کی تشکر می کنی ؟ از خداوند . یک حدیث بخوانم خیلی تکان دهنده است این یعطی ، این حدیث را رسول خدا فرموده ، خدا رحمت کند حضرت امام را این حدیث را هم ایشان هم من یادم هست توی این کتاب چیزشان آورده بودند : یُعطی العَبد یَوم القیامة فَیوقَفُ بینَ یَدَی الله فَیُعمَرُبه الی النار ، روز قیامت بنده ای را می آورند در مقابل خداوند می ایستد خدا دستور می دهد این را ببرینش جهنم این را ببرید جهنم ، من یک رمز را بگویم به شما این رمز خیلی بزرگی است این الان نمی توانم راجع بهش توضیح بدهم چون چند جلسه توضیحش می طلبد . هروقت یک جایی دید در قرآن یا روایات اونهایی که می خوانند قرآن را خوب بفهمند و روایت را خوب بفهمند هرجا دیدید در قرآن و روایات گفتن فلانی بره جهنم همین بهش دستور امر بشه بره جهنم یعنی این همین الان تو جهنم است این همین الان تو جهنم است اونجا فقط ظهورش میشه ما همین الان تو جهنمیم ، حالا نگاه کنید خداوند برای چی میگه به یکی میگه تو برو جهنم ؟ یعنی تو اونجا که بودی تو جهنم بودی . حالا من عرض می کنم می رسیم پای این قضیه پایان این داستان بببینیم چی میشه ، فَیَقولُ أَی رَبِّ أَمَرتَ (اَی ربِّ اَمَرتَ ) به اِلی النار فقَد قَرَأت القرآن ، خدایا به من میگی برم جهنم در حالی که من قرآن خوان بودم ، فَیقول الله أَنی رَب عبدی ، درسته ولی برای چی داری می فرستیم جهنم ؟ إِنی قَد أَنعمتُ عَلَیکَ وَ لَم یَشکُر نعمتی ، تو من بهت نعمت دادم شکر نکردی ، خیلی خطرناک است یعنی کسانی که نمی توانند نعمت های خدا را ببینند همین الان تو جهنم هستند ، ندیدن هست ، این جهنم ندیدن به صورت اضطراب ، افسردگی ، پژمردگی ، طلبکاری ، لذت نبردن از اشیاء و امور و زندگی ظهور پیدا می کند . این جهنم است دیگه جهنم چی می خواهد باشد ، شما فکر می کنید جهنم یعنی چی ؟ حالا تو بخش خدا می رسیم خیلی مسئله حساس تر می شود ، آقا ما باید خیلی شکر خدا را بجا بیاوریم این دعای اول صحیفه سجادیه که شرحش هم کردیم الحمدلله تمام شد ببین چی کار می کند حضرت باهاشون می گوید اگه کسی اهل شکر نیست انسان نیست . اصلاً هی آدم باید از خدا تشکر کند ، یک وقتی از روزش را حمد بگوید حمد الهی را بجا بیاورد ، شب موقع خواب بالاخره یک ساعت هایی شکر کند ، طلبکار نباشد خدایی نکرده از خدا معنی جهنم فهمیدی یعنی چه ؟ معنی جهنم یعنی اینکه آقا وقتی شما اهل شکر نیستید یعنی وقتی بهت می گویند از زندگی ات راضی هستید یا نه ؟ می گویی نه ناراضی ام تو جهنمی ، فیقولُ أَنی رَبِّ اَنعمتَ علَیَّ باکذا و شَکَرتکَ باکذا ، خدایا چرا اینجوری می گویی من که تو هر نعمتی دادی شکر تو کردم که خدایا تو این نعمت را دادی من شکر تو بجا آوردم نیاوردم ؟ این نعمت را کردی داره می گوید دوباره می گوید وَ أَنعَمتُ عَلَیَّ بِکَذا وَ شَکرتُکَ بکَذا ، تکرار کرده نعمت دادی شکر کردم ، نعمت دادی شکر کردم چرا می گویی شکر نکردم ، فَلا یَزالُ یُحسَن نعمَة وَ لا یُعَدِدُ الشکر ، هی دائم چند مرتبه به خدا می گوید ، می گوید همین جوری هی می گوید ، می گوید خدایا این نعمت ، این نعمت ، این نعمت هرچی دادی من شکر کردم ، فیقولُ الله تَعالی صدَقتَ عبدی ، راست می گی ، راست می گی هرچی دادم تشکر کردی اِلّا أَنَّکَ لَم تَشکُر مَن أَجریَتَ لَکَ النعمة عَلی یَدَیک ، از بنده هایم تشکر نمی کردی نعمت های من دستت می رسید از من تشکر می کردی ولی از اونی که این نعمت را من داده بودم بهت بده پدرت ، مادرت ، همسرت ، فرزندت ، دوستت چرا از اون تشکر نکردی ؟ آخه عرفان بازی های ما اینجاها که میگه آقا اهل توحید باشیم ، فقط خدا را آدم ببیند اگه می خواهی خدا را ببینی تو تشکر است یک راه دارد اینکه از هیچ کس توقع تشکر نداشته باشی قد اِنّی قَد الیتُ علی نَفسی أَن لا أَقبلَ شُکرَ عَبدٍ لِنعمَةٍ أنعمَتها عَلَیّ حَتی یَشکُرَ مَن ساقَها خلقِ إِلیک ، من خدا عهد کردم که شکر هیچ کس را قبول نکنم تا از کسی که نعمت را به دست به وسیله او به دست بنده ام رسانده ام تشکر کند . حالا من یک سؤال از شما کنم ما چقدر قدردان اطرافیانمان هستیم ؟ چقدر طلبکاریم ؟ چقدر طلبکاریم چقدر قدردانیم ؟ بریم توی نعمت نگاه کنیم ببینیم تو جهنم هستیم یا نیستیم چقدر قدردان خدا هستیم چقدر طلبکاریم ؟ آن وقت متوجه می شویم تو جهنم هستیم یا نیستیم داریم جهنمی زندگی می کنیم یا نه ، آقا شوخی نیست رسول خدا می فرماید : خداوند دستور داد که بره جهنم پس ما باید تمرین کنیم اگه کسی این کار را نکند نمی فهمد . چرا حضرت زینب گفت : وَ ما رَأَیتُ الّا جمیل . ما می خواهیم زیارت عاشورا بخوانیم دیگه کشک که نیست که می خواهیم حرف بزنیم می خواهیم بخوانیم این را بفهمیم یک بار می خوانیم تو عمرمان یک بار زیارت عاشورا را راست بگیم آن وقت بگوییم اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم خدایا شکر می کنم از این همه مصیبت ، خدایا دستت درد نکند سُبحانَ اَلذی یَقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ الّا حُباه ، منزه است خدایی که بچه های ما را می کشد و ما جز محبت او چیزی در دلمان اضافه نمی شود .
حالا بذار برسیم به شکر خدا برسیم به اینجا خیلی کمر شکن است این روایت که تو قرآن خواندی ، مسلمان بودی ، حزب الهی بودی ، عبادت کردی از منم تشکر کردی ، شکر من خدا را هم بجا آوردی جهنم نصیب توست ، حق توست به خاطر اینکه تو نعمت های اطرافت را ندیدی ، آدم ها را ندیدی از آدم ها تشکر نکردی ، همیشه دو قورت و نیمت باقی بود ، همیشه طلبکار بودی ، همیشه غر زدی ، همیشه نق زدی ، همیشه بد دیدی ، همیشه ناراضی بودی ، همیشه آقا خوبیها خدا به هیچ کس تو هیچ درجه ای نعمتی ازش نمی گیره مگر اینکه ده ها نعمت بهش میده ما چرا فقط باید گرفتنی ها را ببینیم اونهایی را که داده نمی بینیم ، اگر یک کسی می خواهد سرمست باشد ، دل شاد باشد از نعمت های خدا هیچ وقت زبان به شکایت باز نمی کند درگاه خدا هیچ وقت زبان به شکایت باز نمی کند ، سرمست نعمت های خداست از او تشکر می کند نقطه مقابل می گه کسی که کفران می کند ازش کم می کنم ، ازش می گیرم وقتی که قدر نمی داند ازش می گیرم اما اگر دید و تشکر کرد اضافه می کنیم وَ لَإن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم ، خوب این نعمت شکر نعمت بزرگی هست . وقت تمام است وقتمون تمام است حالا این بحث را انشاءالله بین دو کلاس اعلام می کنم . من احادیث را یک دو سه تا دیگه اش ماند روایت زیبایی هست در مورد شکر از بندگان خدا که انشاءالله جلسه بعد می گویم بعد هم که می رویم سراغ شکر از خداوند تا معنای این شکر آخر در سجده زیارت عاشورا بیشتر روشن بشود . والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . دعا بخوانیم باهم بعد انشاءالله اگر فرصت شد به سؤالها هم برسیم . جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان (ع) رفع اضطرار از شیعیانشان از مسلمین و مستضعفین جهان به خصوص مردم غزه ، مردم فلسطین با هم دیگه 5 مرتبه آیه امن یجیب را می خوانیم . 5 مرتبه هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) وجود مقدس سیدالشهدا (ع) شهدای کربلا و عاشورا سه صلوات بلند ختم بفرمایید . خوب عزیزانی که خارج می شوند بدون سر و صدا تا ما سؤالها را هم بتوانیم بخوانیم . غم از کوتاهی ها و تقصیرها و گناهان خوب به شرطی که این غم نشاط آشتی و جبران را از ما نگیرد چون اگر نشاط را بگیرد این غم ، غم شیطانی می شود فرق بین غم شیطانی از گناه و گذشته با غم الهی از گناه و گذشته این هست که غم خدایی قطع ارتباط ، ناامیدی ، تنبلی ، دست رو دست گذاشتن نمی یارد اما غم شیطانی چرا . این خیلی بد است که انسان نمی تواند با خدا شاد باشد و با نعمت های خدا شاد باشد انشاءالله حالا اگر فرصت شد چند دقیقه ای هم در مورد سفر هنر توضیح خواهم داد اگر رسیدیم . این عزیزی که سؤال کردند در مورد تقویت خودشان ، تقویت ذهنشان ، تقویت عقلی توضیح را تو برنامه بنویسند توضیح بنویسم براشون . برای نگاه هم که عرض کردیم سی دی خیال و نگاه و کتاب در و صدف را مطالعه کنید ، اون چهار مورد که گفتن سؤال کردن شکر ، حیا ، راستی چهارمی اش هم یادم رفته چیه . همین طور هست برای همین هم در حدیث داریم فرمودند : پسر ، پسر یا دختری که شاکر زحمات پدرش و مادرش نباشد نمی تواند زن یا مرد خوبی برای دیگران باشد برای همین هم به خانم ها توصیه شده که اگر می خواهید با پسری ازدواج بکنید ببینید که محبتش به پدر و مادرش چه جوری هست ؟ ما الان دخترامون اگر ببینند یک پسری محبت به پدر و مادرش می کند می گویند این بچه ننه است . این به درد نمی خورد . اگر یک پسری حاضر شد به خاطر بابا ننه اش کند این خیلی خوب است ، عاشق خوبیه . در حالی که این طوری نیست اگر کسی به خاطر پدر زنش ، به خاطر دوستی که پیدا کرده ، به خاطر یک دختر بتواند پدر و مادرش ول کند و قال بذاره و نافرمانی کند این حتماً هم همسر خوبی نخواهد شد فرق نمی کند حالا چه دختر چه پسر . من حالا بعد از کلاس دوم چند دقیقه ای هستم توی حیاط اگر کسی سؤالی داشت اونجا در خدمتتان هستم . بازم هدیه به محضر مقدس امام زمان (ع) صلوات ختم بفرمایید.