جلسه 303 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
303
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
9
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 303 - شرح زیارت عاشورا

بحثی که در مورد حجاب کردیم در کتاب درّ و صدف خودمان هم آوردیم که هیچ حجابی جای چادر را نمی گیرد در آن جا اثبات کردیم که کسی نمی تواند با مانتو حجاب اسلامی داشته باشد مگر موارد نادر و استثنایی .

حجاب پوشیده شدن پوست بدن نیست حجاب پوشیده شدن اندام و حجم بدن زن است که نباید معلوم شود یعنی برآمدگی ها و حجم بدن معلوم نباید باشد در مانتو مشخص می شود در چادر محفوظ تر است و مقام معظم رهبری هم فرمودند و مراجع دیگر فرمودند چادر تنها صورت درست حجاب است .

پس آنچه که در مورد کراهت رنگ گفتیم در مورد لباس و مقنعه بود در مورد چادر نبود بحث در مورد طاعت بود به مناسبت اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد .

این بحث ، بحث آخر در این مورد که بحث طاعت است . از جلسه بعد وارد فقره ی بعدی که مباحث تاریخی داریم که مباحث اجتماعی روز هم مربوط است .

حدیث از امام هادی علیه السلام گفتیم که اگر بخواهیم حیات و ممات پیامبر و آل پیامبر را داشته باشیم جز با اطاعت امکان پذیر نیست . فقط با تبعیت است که گفتیم تبعیت از اطاعت بالاتر است در طاعت انسان با فلسفه کار آشناست .

در تبعیت اساسا دنبال هیچی نیست می بیند مولایش مسیر را طی می کند پس می گوید ما هم باید همین مسیر را طی کنیم همین دنبال چیز دیگری نیست . مزد و پاداش نمی خواهد . ترس از جهنم در او هست . نه شوق بهشت در اوست . جز رسیدن به خود محبوب و معشوق .

همرنگ و متحد شدن و نزدیک شدن با او . روایت از امام هادی علیه السلام : من اطاع الخالق لم یبال بسخط المخلوق . کسی که اطاعت خالق را می کند غصه غضب مخلوق را نمی خورد . ناراحت این نیست که مخلوق عصبانی بشود و نا خشنود شود .

مخلوق هر که می خواهد باشد پدر و مادر و همسر ،‌فرزند مان اگر چیزی را باید اجرا کنیم از عصبانیت و ناراحتی کسی نباید پروا داشته باشیم خیلی ها هستند که اینجا مشرک هستند به جای ترس از خدا ترس از مخلوق به دلشان غلبه میکند در قرآن می فرماید : والله حق بمن .خداوند سزاوار تر است که ترسیده بشود ازش . کسی که یقین داشته باشد و ایمان درست داشته باشد در انجام وظایف الهی از هیچکس نمی ترسد .

خدا رحمت کند امام خمینی را فرمودند اگر چیزی خلاف رضای خدا باشد همه ملت بگویند که باید این انجام شود من تنها جلوی همه می ایستم و میگویم نه . ایشان رهبری شان هم الهی بود . دوست نداشت به خاطر اینکه مردم دوستش داشته باشند به کسی باج بدهد . مثل برخی از مسئولین به خاطر اینکه رای بیاورند قولها و وعده های خلاف شرع هم می دهند وقتی رای آوردند و برای اینکه بعدا هم دو باره رای بیاورند . به یک سری آزادی های و فحشا و منکرات را دامن زدند . اینها مشرک هستند.

موحد کسی است که کاری ندارد کسی به او رای می دهند یا نمی دهند اگر وظیفه اش است به خاطر رضای خدا کاندیدا بشود ،‌می شود . با حقه بازی رای جمع نمی کند از بیت المال تبلیغ نمی کند . مردم اگر رای دادند خدمت گزار می شوم و اگر ندادند تکلیفی ندارم اینطوری نست که بگوید من باید حاکم بر مردم شوم باید رای بیاورم و به مردم خدمت کنم .

باید رئیس مردم شوم به خدا میگوید اگر تکلیف شرعی است خودم را کاندیدا می کنم ولی حاضر نیستم خلاف شرع عمل کنم ، دروغ بگویم و وعده بدهم تا رای بیاورم . این مهم است که انسان در راه خداوند از کسی نترسد . گاهی وقتها فکر می کنیم مخلوقین هم بر ما حقی دارند تو وظایف الهی ، وظایف الهی چراغ قرمز هستند . آنجا هیچ کس حقی ندارد .

لا طاعه لمخلوق فی معصیت الخالق . هیچ طاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست . اگر قرار باشد به خاطر اطاعت از کسی معصیت خدا را بکنیم حق نداریم .

پدر ،‌ صاحب کار ، همسر ، باشد حق چنین کاری را نداریم . به خاطر این که اطاعت حرف دیگران ، احترام به آنها تا حدی هست که معصیت الهی پیش نیاید انسان خیلی وقتها بر سر راه این امتحان الهی قرار میگیرد که باید طاعت خدا را انجام دهد ولی اطرافیانش خشم و غضب می کنند شمشیر می کشند . باید بایستد و مقاومت کند باید شمشیر بخورد ، کتک بخورد خشم آنها را هم تحمل کند ولی از چیزی که وظیفه اش است کوتاهی نکند و سرباز نزند . کسانی بودند به خاطر قر قر همسر شان جبهه نرفتند به خاطر حرف زن و بچه یک سری سلسله وظایف سیاسی اجتماعی دارند ولی چون خانواده ناراحت می شوند صرف نظر میکنند . این خیلی خطرناک است .

اگر کسی وظیفه ای دارد وظیفه ی سیاسی و اجتماعی که باید انجام دهد با میل کسی نباید رفتار کند و ببیند وظیفه الهی اش چیست انجام دهد و از هیچ کس هم نترسد کسی موقعی که پای اطاعت خدا هست احترامی ندارد نه این که بی ادبی کنیم حتی قرآن می فرماید اگر پدر و مادرت خواستند تو را مشرک کنند و دعوت کردند به غیر طاعت خدا . فلا تطعهما . حق نداری اطاعت شان کنی . و صاحبهما فی الدنیا معروفا .

با نیکی با آنها رفتار کن گاهی وقتها پدر مان حرفی خلاف رضای خدا می زند مثلا می گوید جبهه نرو . دو برخورد می توانیم بکنیم :

1- اینکه داد و بیداد کنیم . بگوییم آی شما بی دینید . مملکت در خطر است . شما از خدا حیا نمی کنید . وظیفه ی شرعی ماست . خیلی وقتها افراد این جوری هستند وقتی کسی آنها را به معصیت دعوت می کند بلافاصله شروع به فحش دادن می کنند درست حق با اوست . اما این روش برخورد غلط است ولی در روش دوم ما باید بگوییم پدر و مادر ما خیلی شما را دوست داریم ولی وظیفه داریم که به جبهه برویم شما عزیز هستید اما خداوند عزیز تر است همان خدایی که دستور داد من به شما احترام بگذارم .

همان خدا تکلیف کرده که من باید به جبهه بروم ، نه این که به پدرم توهین کنم. ما حق نداریم با کسی این طوری صحبت کنیم .

اگر به معصیت دعوت شدیم یا خواستند ما را از اطاعت باز بدارند نیازی به داد و فریاد نیست نیازی به بی ادبی نیست اما وظیفه مان را انجام می دهیم با پوست کلفتی ، امیرالمومنین (ع) می فرماید نصف شخصیت عاقل تحمل و نصف دیگرش بی خیالی .

در جایی که این فرمول به کار می آید طاعت الهی است که اگر خواست طاعت خدا را انجام داد . باید پوست کلفت باشد . این امتحان الهی است . قشنگی اطاعات هم در همین است . قشنگی طاعت این است که من در مقابل دو کشش مختلف قرار می گیرم . در مقابل کششهای گوناگون قرار می گیرم و توی این کنشهای مختلف باید استقامت کنم . پوستم کنده شود تا وظائفم را انجام بدهم .

امیرالمومنین از خانه بیرون آمد چشمش به سلمان افتاد و گفت کیف اصبحت یا اباعبدالله . چطوری سلمان . چگونه صبح کردی ؟ گفت صبح کردم در حالی که دچار چهار غم و غصه هستم . حضرت فرمودند چهار غم و غصه کدام است ؟ سلمان گفت : العیال یطلب منی الخبز یا یطلب الخبز و الشهوات .

خانواده ام خواسته هایی دارند و هر کدام سفارشی دارند . در آمدم محدود است . مشکلات اکثر آقایان . سفارشاتی که از سوی خانواده می شود چند برابر حقوق مرد است . پسر می گوید چون پسر خاله ام تلفن همراه دارد پس من هم داشته باشم و خانم خانه دائم درحال عوض کردن وسائل زندگی که دائم این مرد را تحت فشار بگذارند و آقایان گرفتار شان هستند و خیلی وقتها از دین شان سرمایه گذاری کنند .

از آخرت شان بگذرند و سرمایه گذاری کنند تا خواسته های خانواده را تامین کنند . خیلی مبارک است . خانواده ای که مرد خانواده را هیچ وقت به درد سر این جوری نیاندازد . از مرد خانواده توقع و تمنایی که مرد را به درد سر بیاندازد البته خواسته های معقول و مشروع سر جایش . اما شهوتها ، میلها ، چشم و هم چشمی ها ، زیاده خواهی و رقابتها را به خانه نکشانند که مرد خجالت زده شود و به او فشار بیایدخود همین فشار برای انسان فشار قبر می آورد . انسان از کسی که توانایی ندارد دعوت انسان را خواسته انسان را اجابت کند محدودیت دارد و واقعا ناتوان . غیر منطقی توقع داشته باشد بگوید من نمی توانم و ما اصرار کنیم به خواسته خودمان .

اگر می دانی مومنی نمی تواند کاری انجام دهد تمنایی نداشته باشیم که او را به زحمت بیاندازیم . هر باری که ما این تمنا را تکرار می کنیم . فشار قبر برای ما می آورد چون تو داری به آن شخص فشار می آوری و او را می آزاری.

حضرت رسول می فرماید آزار مومن کسی که مومنی را آزرده من را آزرده و هر که من را بیازارد خدا را آزرده . کم نیست که آدم کسی را اذیت نکند و او را به زحمت نیاندازد . آیت الله اشرفی اصفهانی ایشان می گفتند حتی از بچه شان چیزی نمی خواست در منزل که مبادا این بچه اذیت شود . حالا گاهی وقت ها پدر و مادر خواسته ای از بچه دارند گرفتاری دارند .

مریض هستند این اشکال ندارد . اما خوب نکند من از بچه ام خواسته ای داشته باشم و او آمادگی انجام آن را نداشته باشد و عاق بشود . چه قدر ملاحظه می کردند تو بیان خواسته ها .

ولی بالاخره این یک کشش است که انسان در درونش است . والعد یطلب الطاعه . زن و بچه از من خواسته های مختلف دارد . خدا از من طاعت می خواهد و الشیطان . و شیطان از من معصیت می خواهد و من را در فشار گذاشته معصیت می خواهد و الملک الموت یطلب الروح . من نزدیک است بمیرم و چیزی از عمرم باقی نمانده است . اکثر ما ها چهل سال دیگر بعضا در این دنیا نیستیم و در برزخیم خدا رحمت کند آقای بذرپاش را خیلی از شما ها با تلاش و دعوت ایشان به اینجا آمدید . جوان بود و به رحمت خدا رفت و تمام شد . چه کسی فکرش را می کرد.

من یادم است سرطان که داشتم مو های سرم ریخته بود و ابرو های خیلی نا هماهنگ شده بود ایشان آمد دفتر ما و هر چه مو داشتیم کند . گفت یک دست شود . کی فکرش را می کرد که یک نفر که به یک بیمار سرطانی می رسد خودش زودتر از آن بیمار از دنیا برود . هیچکس .

انسان بین این خواسته های مختلف قرار گرفته و دنیا هم جای این خواسته هاست . عرضه این است که انسان بین خواسته های خانواده و خدا و شیطان قرار بگیرد و عمرش هم رو به پایان است باید تقوی را رعایت کند و معصیت نکند این عبادت است همه عرضه همین است این اطاعت است . نه اینکه بروی چهل روز جایی خودت را مخفی کنی و با چله نشینی بخواهی ریاضت بکشی که این در اسلام نیست .

و اگر هم باشد گروه خاصی این کار را انجام می دهند نه بابا نمی خواهد چله بگیری . چله ای که تو داری در آن معصیت خدا را بکنی همسر و فرزندانت را در فشار بگذاری چه چله ای است . با خانواده زندگی کن ولی مثل آدم زندگی کن و فشار ها را به خاطر رضای خدا تحمل کن داد و فریاد هم نکن عصبانی هم نشو .

خدا رحمت کند آقا شیخ مرتضی انصاری را امام امت می فرماید اگر خدا روز قیامت ما را با آقا شیخ مرتضی محشور کند ما را بس است . و مرجع تقلید شیعیان جهان بوده زمانی . کسی به او گفت آقا شیخ دیشب خواب دیدم شیطان طنابی بر گردنت انداخته و تو را می کشد و می برد ولی تو در وسط راه طناب را پاره کردی و فرار کردی کمی فکر کرد و گفت بله درست خواب دیدی ،‌ دیروز خانه بودم پول هم نداشتم ،‌مهمان آمد و خانواده گفتند برو و برای مهمان میوه بخر بعد دیدم پول ندارم و نگاه کردم که در خانه مقداری وجوهات است می خرم و بعد سر جایش می گذارم این سهل انگاری هایی که خیلی ها می کنند پول امانتی که دستش است می گوید حالا برویم خرجش کنیم بعد به او می دهیم .

شاید مردی ،‌ بله ممکن است پول خیلی جا ها ست دلیلی ندارد دست بزنیم به آن . گفت پول را برداشتم و وسط راه فکر کردم که چه تضمینی هست که تو برگردانی . مهمان میوه نخورد . راحت تر است . بگو معذرت می خواهم نداشتم چای بگذاریم جلوی مهمان . همین بس است وقتی که آدم چیزی ندارد خوب برگشتیم و پول را سر جایش گذاشتم و گفتم مهمان چای بخورد و نمی خوهد . خوابی که تو دیدی برای همین جاست . ما خیلی وقتها تا به ما فشار می آید و می خواهیم همه نوع میوه داشته باشیم همه چیز فراهم باشد و نکند کسی معطل و لنگ بماند بخواهیم ، به هر پولی دست بزنیم و معصیت کنیم . چقدر آقایان خوب و مسجدی و هیئتی بدون استثناء با خیلی های شان صحبت کردیم حالا استثناء هم دارد . یک موقع است خدا امتحان می کند .

می گفتم چرا تو سر از این بدبختی و ورشکستگی در آوردی گفت فشار آمد و من مجبور به گرفتن پول بهره ای شدم . برای چه فشار آمد به تو ؟ برای دانشگاه بچه ام . بچه ات سقط هم شده بچه ای که تو را می خواهد به جهنم ببرد بچه ات ؟ خوب پول ندارم سال دیگر برو دانشگاه .

کی گفته که تو با هر بدبختی پول در بیاوری تا بچه ات را به دانشگاه بفرستی . خانه از دستمان می رفت مجبور شدیم پول نزول بگیریم . همچین جبری اصلا وجود ندارد . هر کس گفت من آبرویم در خطر بود مشکل داشتم این بی آبرویی که آدم بزور و پول نزول بگیرد فوقش می خواهند ترا به زندان بیاندازند . با عزت زندان برو ولی انسان پول نزولی نگیرد ، مجبور شدم ماشینم داشت از دست می رفت کی گفته که تو باید به خاطر ماشین پول نزول کنی . گاهی وقت ها برای خودمان اجبار هایی درست می کنیم که خیلی خطرناک است عروس و دامادی که دو سال بود ازدواج کرده بودند آمده بودند پیش من برای طلاق .

گفتم طلاق برای چی ؟ این به من قول داده که دو سال بیشتر من را خانه ی مادر شوهرم نگه ندارد ولی الان دو باره می خواهد من را آنجا نگه دارد . گفتم خانه نداری ؟ گفت چرا دارم ولی رهن داده ام . گفتم چرا سر خانه و زندگی ات نمی روی خوب ماشین خریدم . خوب ماشین نداشته باش. این چه فکری است که تو باید حتما ماشین داشته باشی همیشه شهوت و سارت و ذلت و وابستگی است .

تلفن همراه با قیمت بی آبرویی و فشار اقتصادی زیاد خوب نمی شود عزیز من ، خانه ، مبل تلفن فرش می گوید آبروی مان می رود . این عین بی آبرویی است . این عزت است با حرام و فشار این چیز ها را تهیه کنی نماز جمعه نمی آید ، هیئت نمی رود جلساتش را نمی آید می گوید برای اینکه خانه وسائل احتیاج داشته . زندگی اش دارد از هم می پاشد می گوید خوب بدهکارم و مجبورم دو شیفت کار کند .

می روی و وسائل خانه اش را می بینی . بله می خواهد با باجناقش که ده سال از تو زودتر زندگی شروع کرد رقابت کنی و همردیف باشی و کم نیاوری با همه می خواهی مسابقه بدهی .

پنج تا باجناق ها ماشین دارند و من هم می خواهم داشته باشم خوب نداشته باشی . خیلی از بزرگان هستند که وسیله هم ندارند . با اتوبوس سفر می کنند هیچ طوری شان هم نمی شود . ما مجبور شدیم پول بهره ای بگیریم . خانه ام از دستم می رود . مستاجر می شوم آبرویم می رود خوب برود . پول بهره ای کمترین حدش 36 گناه دارد کمترینش زنا با مادر خود در خانه کعبه است . آدم این قدر بی حیا باشد که پول بهره ای بگیرد . خیلی بی حیایی است که انسان با مادر خودش در خانه کعبه زنا کند . این کوچکترین گناه از تو دل دهی و نزول خواری است .

هیچ جبری وجود ندارد که ما این همه فشار به خودمان وارد کنیم . خانمم می گوید که ما باید مثل فلان کس باشیم . تهدید کرده طلاق می گیرد خوب بگیرد محکم بایست و طلاق می خواهد طلاق بده .

آخر آبرویم می روید خوب برود . ما داریم در پرونده های مشاوره ای خودمان که خانم به خاطر مسائل اقتصادی طلاق گرفته ، کس که من را ترک نکند و عاشق خودش باشد و حاضر است که من به خاطر او جهنم بروم که دیگر این همسر نیست . مایه ی عذاب است بچه ام آخر عقده ای میشود . آقا شیخ مرتضی انصاری می گوید روزی رفتم خانه دیدم دخترم ناراحت است مادرش گفت بچه های دیگر نان و پنیر و چیز های دیگر می آورند مدرسه و می خورند ولی این نان خالی دارد ایشان فرمودند دیگر نان خالی هم به او نده و حق ندارد نان خالی هم با خود ببرد . ما تا همچین چیزی بچه مان بگوید می گوییم آخه بچه ام . به شوهر میگوید او می گوید ندارم زن احمق پا می شود و می رود از جایی پول قرض میگیرد که تلفن همراه بگیرد که مبادا بچه اش عقده ای شود .

صد جا وام می گیرد که ماشین برایش بخرد که بچه اش چه کار کرده حالا ؟ دانشجو بچه ام نکند که جلوی دیگران خجالت بکشد . اصلا محرومیت بزرگی می آورد و بگذار خجالت بکشد برای بزرگیش خوب است اینکه مثل بقیه نباشی کوچک نمی شوی توسعه ،‌جوانمردی ، اخلاق ، ایمان ، یعنی این که اگر داری برای زن و بچه ات خوب خرج کن ، وسعت بده به آنها سخت نگیر برای ایشان .

بخل نداشته باش . اینها همه جهنمی می کند انسان را . این که انسان بتواند خرج کند برای زن و بچه اش ولی نکند . بتواند در وسعت بگذارد و نگذارد . هی سختی به خانواده بدهد . ولی وقتی نمی شود دیگر نمی شود . بخل ، تمام بدی های اخلاق در بخل جمع شده .

جامع المصابه ، جامعیت همه بدی ها در بخل است انسان بتواند خرج کند برای زن و بچه اش و نکند . مثلا تو همسرت کمرش درد می کند به جای اینکه برایش اتوبوس بگیری . برو و قطار درجه یک برایش بگیر این عین عبادت است . به جای قطار هوا پیما بگیر برای شان که راحت باشند . این عین عبادت است کمرش درد می کند برایش مبل بخر .

مثلا به فرش ماشینی حساسیت دارد حالا همه که این جوری نیستند حالا خانم شما این جوری است حساسیت دارد . آلرژی دارد و او را اذیت می کند . بله آدم برود فرش دستباف برایش بخری و بیاندازی زیر پای شان عبادت است اما موقعی که نمی توانی تکلیفی نداری .

نه این که بروی گناه و معصیت کنی با فشار اقتصادی بالا بعد هم بیایی و نزول کنی از آرامش عبادت از آرامش درس ، مطالعه ، آرامش فهم خودت را بیاندازی و به دنبال رقابت هوسها و شهوتهای خودت و خانواده ات را با دیگران فراهم کنی این هم نشد این جوری زندگی کنی .

من اطاع الخالق لم ینال بسخط المخلوق . اگر کسی می خواهد اطاعت خدا را بکند نباید در دلش پروایی از غیر خدا داشته باشد . به خصوص جا هایی که انسان بخواهد طاعتی را انجام دهد که ممکن است همه مردم شورش کنند بر علیه اش و وظیفه اش هم باشد واقعا سخت است خیلی هم سخت است این حدیث از امام هادی (ع) بود.

امیرالمومنین (ع) می فرمایند : ان ولی محمد من اطاع الله وان بعدت لهمته و ان عدو محمد صلی الله علیه و اله من عصی الله و این قربت قرابته . حقیقت این است که دوست پیامبر کسی است که مطیع خداوند باشد . و ان بعدت لهمته سلمان را در نظر بگیرید هر چند خویشاوند پیامبر هم نبود ولی از طاعت خدا ،‌پیروی پیامبر و تبعیت پیامبر این گونه شدند که السلمان منا . یهودی ، مسیحی ، ایمان آوردند و منا شدند . من گاهی وقت ها که با دختر پسر های اروپاییرا می بینم ، می بینم که اینها خیلی دارند جلو می زنند وقتی خاطرات شان را تعریف می کنند که چه جوری مسلمان و شیعه شدند . آمریکایی هست در قم که فکر می کنی که این هشت سال جنگ در خط مقدم بود و بعد از جنگ هم یکسره در بسیج بوده . این قدر داغ .

گفت تعریف شیعه شدن خودش را گفت تصمیم گرفتم مسلمان بشوم رفتم نزد یکی از دوستان که سنی وهابی بود و خیلی هم از شیعه بدش می آمد گفت شیعه می خواهی بشوی یا سنی . گفتم خودم نمی دانم که شیعه و سنی یعنی چه ؟ گفت اگر می خواهی مسلمان بشوی باید شیعه بشوی چند وقت بعد همان کس را دیدم گفت من آن شب می خواستم به تو بگویم سنی باش ولی زبانم اشتباها گفت شیعه باش. حالا کدام هستی . گفتم من پیدا کردم تو کاری نداشته باش . کسی اخلاص داشته باشد اگر کسی بخواهد راهنماییت کندکافر هم می آید راهنماییت کند. اینها خیلی جلو زدند . دختر شان ، پسر شان زن شان ، از همه بچه ای قم و مشهد و تهران و حضرت عبدالعظیم همه را جلو زده اند شاید ما به گرد شان هم نرسیم . دوست پیامبر کسی است که مطیع خداوند باشد حتی اگر خویشاوندی دور باشد .

دشمن پیامبر چه کسی است ؟ هر کسی که معصیت خدا را بکند ( و ان قربت ) کسی که خویشاوند هم با پیامبر باشد تبت یدا ابی لهب و تب . از نزدیکان پیامبر . سیّدیم و آیت ا... زاده ایم ،‌ بچه شهیدیم و پدر شهیدیم این چیز ها به داد انسان نمی رسد از این خبر ها نیست .

معصیت بکنی گرفتاری و حضرت فرمود فقط با طاعت می توانید از عذاب نجات پیدا کنید هیچ راه دیگری وجود ندارد . دشمن پیامبر کسی است که خدا را معصیت کند حتی اگر فامیل پیامبر باشد همسر پیامبر و فرزند پیامبر باشد .

فرزندان انبیاء هم دشمن آنها در آمدند همسران شان دشمن پیامبر بودند حتی مثال کفر زن دو پیامبر هستند ضرب الله مثلا للذین کفروا امراءه نوح وامراة لوط زن اینها بودند نجات پیدا نکردند خیلی زنها هستند که با شوهران مومن شان سنخیت ندارند شوهران شان را باور ندارند همیشه می خواهند خلاف شوهر عمل کنند . ضعف از شوهر شان پیدا کنند به جای اینکه به خودشان و عیب های خودشان برسند خورد می شوند که این شوهر متدین شان . معنوی شان . شوهر فاضل شان شوهر طلبه شان چه ایرادی دارد و ایراد بگیرند از او .