بحث مان در مورد سلام زیارت عاشورا بود السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین .
در مورد وجود مقدس حضرت علی بن حسین علی اکبر (ع) مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردیم و یک تتمه ای ماند که آن هم عرض می کنیم . وجود مقدس حضرت علی اکبر (ع) در مورد سن شان اختلاف نظر هست مرحوم مجلسی در « جلایول عیون » سن ایشان را 18 سال ذکر کردند و مرحوم مفید سن ایشان را در ارشاد خود شان 19 سال ذکر کردند و مرحوم شهید هم در کتاب دروس سن این بزرگوار را 25 سال ذکر کردند .
که معقول تر همان 25 سال می آید یکی این که ایشان علی اکبر بودند یعنی اینکه در سن از امام سجاد بزرگتر بودند و دیگر اینکه ما در زیارت ایشان از امام صادق نقل هست که در زیارت حضرت علی اکبر السلام علیک عترتک و اهل بیتک و علی ابنائک .
سلام بر تو صلی الله علیه و آله سلام و درود خداوند بر تو باد که و بر عترت تو و اهل بیت تو و بر پسران تو این نشان می دهد که حضرت علی اکبر (ع) ازدواج کرده بوده و خانواده داشته که در زیارت شان از امام صادق (ع) به این گونه وارد شده به نقل از ابوحمزه خوب این تتمه ای از وجود علی اکبر (ع) بود که باید عرض می شد و از سوالاتی بود که در جلسه قبل پرسیده شده بود .
بعد داریم که و علی اولاد الحسین سلام بر علی بن حسین و سلام بر اولاد الحسین که در واقع این ذکر عام بعد از ذکر خاص که این علی اکبر یک مقام خاص را داشته و اسم این به صورت ویژه می آید بعد سایر فرزندان سید الشهدا در این زیارت می آیند و اختلاف در این مورد زیاد هست و از فرزندان سید الشهدا علی اکبر، علی اصغر علی اوسط که حضرت سجاد هستند و فاطمه و سکینه که اینها را دختران حضرت بودند که در عاشورا حضور داشتند ، بعد از اولاد حسین به اصحاب حسین می رسیم که مقام بسیار بلندی دارند اصحابی که هم پیغمبر از آنها تجلیل کرده و هم وجود مقدس امیرالمومنین که آنها را عشاق نامگذاری کرده ، وقتی که خودشان گذارشان به کربلا افتاد در زمان خلافت شان فرمود : اینجا قتلگاه عشاق هست تعبیر خیلی مهمی که عشق یک نفر به خداوند امامش امیرالمومنین تایید می کند پس اگر کسی را امیرالمومنین بگوید عاشق علوم است که خیلی مقام بلندی دارد که وجود به این بزرگی با این عظمت مثل امیرالمومنین عشق او را تایید کند و رسول خدا هم از آنها تجلیل کرده و آنها را مانند ستارگان در آسمان معرفی فرمودند و آنچه که در این ها خیلی مشهور و معروف هست در فرموده خود سیدالشهدا که بعدا عرض می کنم وفاداری آنهاست و در چند روایت از امام باقر و امام صادق (ع) داریم که حضرت شب عاشورا اصحاب خودشان را جمع کردند این فرمایش از امام سجاد هست که می فرماید من بیمار بودم یک مقدار سعی کردم خودم را برسانم به جمع پدرم و اصحابش تا راحتتر بتوانیم بشنوم چی می گویند و سمعت یقول شنیدم که پدرم این طور فرمودند « لاصحاب اثنی علی اله احسن ثنا و احمده علی سراء و ضراء » ثنا الهی را به جا می آورند حضرت خدا را ثنا می کنند و حمد می کنند او را بر آسایش و سختی .
انی احمدک علی ان اکرمتنا نبوه .سپاس تو را به جای می آوریم به خاطر اینکه ما را به مقام نبوت اکرام کردی و علمتن القرآن و قرآن را تعلیم ما کردی این فوق العاده مهم است که ائمه بهش ناز می کردند فخر می فروختند چی کسی خدا به ما تعلیم قرآن کرده ما در مورد قرآن خیلی مهجور هستیم ، خیلی قرآن در بین ما ها چه خواص مان و چه عوام مان قرآن خیلی مهجور و غریب و مظلوم هست معصومین خیلی با عظمت از قرآن تجلیل کردند .
اینکه حضرت دعا میکند و شکر الهی را به جا می آورد که شکر خدا که خدا به ما قرآن را تعلیم کرد . قرآن نسخه ی کتبی تمام خلقت است یعنی آنچه بعد از اسماء الهی یعنی آنچه که خلق می شود بوسیله ی اسماء الهی تمام آنچه که در این نظام هست مهندسی آن به طور کامل در قرآن وجود دارد .
البته یک توضیحاتی در مورد عدد و ارقام در بحث اسماءالله دادم بلکه انشاءالله در بحث اسماءالله بیشتر این را توضیح می دهیم که ما ضمن اینکه داریم اسماء الهی را در قرآن می خوانیم ببینیم که چه اعجازی از نظر رقم و عدد و روابط این اعداد و ارقام و اسماء در قرآن وجود دارد ، قرآن یک کتاب صد رد صد ریاضی صد در صد علمی و هیچ دانشمندی در هیچ رشته ای وجود ندارد مگر اینکه می تواند امهات اصول علوم خودش را از قرآن استخراج بکند به قدری این کلام بلند هست و عظمت دارد که سیدالشهداء در ثنا خودش در شب عاشورا یکی از چیز هایی که شکر خدا را به جا می آورد این هست که ما قرآن تعلیم داده شدیم خداوند تو را سپاس می گذاریم که علمتن القرآن ، قرآن را به ما تعلیم کردی فقط روز قیامت عظمت قرآن و اهل قرآن معلوم می شود کسانی که انس با کلام الهی داشتند اهل فکر و فهم تدبر در کلام الهی بودند اهل تفکر در کلام الهی بودند روز قیامت عظمت شان شخص می شود هیچ کس نمی تواند عظمت آنها را ترسیم کند یا حتی به فکر خودش بیاورد که اینها ، عاقلترین آدمها کسی است که وقت زیادی را برای انس با قرآن و خواندن قرآن و روخوانی قرآن روان خوانی قرآن زبان قرآن و فهم قرآن و تفسیر قرآن ، تدبر در قرآن میکنند و من قاطع می گویم به عنوان کسی که سالها کار کردم با قرآن هیچ رشته از رشته های علوم نیست که اگر کسی بخواهد مسائل خودش را در قرآن پیدا کند نتواند و اهل قرآن در ه ر رشته ای می توانند تخصصی ترین نظرات را بدهند یعنی هیچ رشته ای نیست که شما بخواهید در موردش بحث کنید مگر کسانی که تدبر در قرآن کردند و تفکر در قرآن کردند می توانند دقیق ترین نظریات را در آن رشته ها ، بخصوص رشته های علوم انسانی با تمام گستردگی خودش از توی قرآن استخراج کنند و بیان کنند و خوش به حال کسی که قسمت مهمی از جوانی و عمرش را صرف انس با کتاب خدا که انبیا و اولیا به خاطر حفظ او کشته شدند ، بکند و مقبون و محروم و پشیمان کسی است ، که بمیرد و چیزی از قرآن در قلبیش نباشد .
در حدیث داریم که قلبی که در آن قرآن نیست مثل خانه ی خراب می ماند خوش به حال کسی که این امکان را خودش برای خودش فراهم می کند که بتواند در رشته تحصیلی اش و در طول زندگی اش قرآن بخواند و با قرآن انس داشته باشد نه فقط در لفظ که هر چند آن هم صفا و موسیقی و لذت و آرامش خاص خودش را دارد بلکه در معارف و معانی قرآن راه پیدا کند من خیلی با تاکید و با تاکید ضریب به بی نهایت به شما عرض می کنم که نگذارد چیزی در زندگی تان جای قرآن را بگیرد .
علمی جای قرآن را در زندگی تان بگیرد علوم دیگر هر چند خودشان مقدمه هستند برای فهم قرآن اما قرآن اصل است .
وقتی حضرت می فرماید فضل القرآن علی سائر کلام کفصل علی خلق . برتری قرآن بر سایر کلامها مثل برتری خود خداست به مخلوقاتش آدمی هم که اهل قرآن هست نسبت به آدمهای دیگر یک فاصله ی خیلی عجیب میگیرد یک فاصله ی فوق العاده زیادی می گیرد وقتی این می رود سر وقت قرآن ، انس با قرآن پیدا می کند سعی کنید حداقل همان طور که امیرالمومین فرموده 50 آیه را در روز بخوانید همانطور که در برنامه های تان نوشتیم ولی این جفاست آدم باید سعی کند به مناسبت های مختلف در طول روز قرآن نزدیکش باشد و مرتب قرائت کند ، دیشب من یک صحنه زیبایی دیدیم و چقدر لذت بردم ، از مسجد خارج شده بودم برای درس دیدم یک پیرمرد و پیرزنی همچنین هم خیلی شنگول و عاشقانه دست هم را گرفته بودند تو قم بعد آن پیر مرد توی تاریکی سوره واقعه را می خواند مثلا قرآن سرشان بود مثل اینکه کار داشتند یا حالا مهمانی می خواستند بروند کجا بروند نمی دانم ، سوره ی واقعه که مستحب هم هست بعد از نماز مغرب خوانده شود که سوره ی واقعه و ملک بعد از نماز مغرب و عشا خوانده می شود ، دیدم سوره ی واقعه شان را پیر مرد بلند می خواند و خانم یواش یواش می خواند بعد که تمام شد دیگر مستحبات دیگر را شروع کردند آمن الرسول بما انزل الیه و آیات دیگر را چقدر بردم که اینها چقدر با باور و با عشق و علاقه نمی گذارند حتی این مستحب شان هم ترک شود توی کوچه دو تایی با هم می خواندند و لذت می بردند یک طوری که ما انشاءالله نقل دهانمان قرآن باشد نقل مجالس مان قرآن باشد فکر کردن مان قرآن باشد حرف زدن و فکر کردن و استدلال مان با قرآن باشد و تصمیمات و انتخابات و ارتباط مان با قرآن باشد افکار مان را با قرآن تنظیم کنیم این جوری هست که انسان خیلی با قدرت و سرعت می تواند جلو برود باز توصیه می کنیم که حتما یک وقت جدی را برای انس با قرآن بگذارید .
و فهمنا فی الدین ما را فهیم در دین قرار دادید ، فهم در دین خیلی مهم است در روایت داریم لا خیر فی اصحابنا من لا یتفقه فی الدین . در اصحاب ما آنی که فهمی در دین ندارد خیری ندارد شیعه ای که دین فهم نیست فهم عمین از دین ندارد تفقه یعنی فهم عمیق داشتن از دین عمیق بودن نه فقیه مصطلح امروزی .
نه اینکه فقط فهم دین داشته باشد سیدالشهدا در شب عاشورا مسئله بکش بکش هست ببنید ثنا را شروع می کند حمد الهی را به جا می آورد از خاندان نبوت هست بعد حمد به خاطر اینکه از طرف خدا قرآن تعلیم داده شده و هم به خاطر اینکه فهم در دین دارد .
اینها به ما اندیشه می دهد که شب عاشورا که یک شب جهادی است قیمتها چی است و ارزشها چی است چه چیز را باید مهم بدانیم سیدالشهدا و فهمتنا فی الدین می گوید خدایا شکرت که ما را فهیم کردی اهل این کردی که دین تو را خوب بفهمیم اینها همه افتخار است ، اینها همه نشانه علاقه اهداف مهمی هست که یک جوان ، یک پیر با هر موقعیت شغلی و سنی که قرار دارند بتوانند اینها را هدف قرار بدهند که یک کسی نگوید من نمی دانم چرا وقتم این طوری تلف می شود ، من وقتهایم را نمی دانم چی کار کنم حوصله ام سر می رود این حرف یک آدمی هست که هیچ شناختی از خودش و دین ندارد هر کس دیدی حوصله اش سر برود ما این همه راههای مهم و این همه راههای ماندگار داریم اولیا الهی بزرگان علما اینها از آرزو های شان این بود که عمر شان طولانی شود تا اینکه بتوانند قرآن بیشتری بخوانند و بفهمند ، همین سیدالشهدا را نگاه کنید شب عاشورا را مهلت می گیرد نماز می خواند و قرآن بخواند چه وجودی هست که من خدایا یک چند ساعت دیرتر بمیرم فرصت کنم که لذت بیشتری با قرآن ببرم ، عزیزان سعی کنند که وقت مستقل بگذارید برای قرآن خیلی خیلی زود با شما دوست می شود و شما واقعا ، یقینا این دوستی را در زندگی تان احساس می کنید لذت ارتباط با این دوست را می برید انسش را می فهمید ذره ، ذره این انسش زیاد می شود ، مفهوم شراب بودنش را اینکه شما وقتی یک مقدار جان تان خسته است احتیاج به خروج از طبیعت و دنیا دارید خسته از دنیا هستید می خواهید ساعتی روح تان را از دنیا خارج کنید ساعتی اصلا توجه به هیچ چیز نداشته باشید کاملا فراموش کنید همه چیز را و لذت ببرید بروید به سمت قرآن ، قرآن این توان را دارد اگر با داشتن قرآن احساس پوچی و احساس تنهایی و بی هویتی و کسالت و ندانم کاری کند این دیگر خیلی به قرآن جفا کرده این دیگر معرفتش خیلی کم است . آفتی نبود بدتر از ناشناخت تو بله یار و نداری عشق باخت .
عشق بازی با قرآن طریقه ی اهل کیاست و زرنگی هست طریقه اولیا الهی است پس حتما هر کس توی هر موقعیتی هست شروع کند واقعا حتما یک وقتی بگذارد نه 50 تا خیلی بخل کند نسبت به خودش و آخرتش آن حداقلی است که ما ملعون قرآن نشویم آن حداقلی که من تو برنامه های تان نوشتم 50تا را گفتیم که روز قیامت قرآن لعنت مان کند ولی اگر کسی می خواهد رفاقت کند باید واقعا وقت بگذارد کار کند و انس بگیرد . کار کردن روی قرآن و وقت گذاشتن روی قرآن روی فهم دین چیزی هست که انسان هیچ وقت ازش پشیمان نمی شود ولی در سایر رشته ها وقتی انسان وقت می گذارد یک موقع شاید انسان پشیمان شود .
ای خدا من چرا وقتم را روی این گذاشتم جایی که انسان پشیمان نمی شود جایی هست که انسان وقت می گذارد روی علوم مخصوص دین و جعلت لنا ابصارا اسما ء ببینید دعا چقدر بلند است خدایا تو برای ما گوشها و چشم ها قرار دادی تمام این خطبه مملو از معرفت است .
خدایا ما را فهم دقیق دین دادی خدایا برای ما گوش ها و چشم ما قرار دادی یعنی گوش های مان باز است و چشم های مان اهل بصیرت هست و افئده برای ما دل و قلب قرارد دادی فجعلنا من شاکرین خدایا ما را از شاکرین قرار دادی .
و انی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابه . من هیچ اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم سیدالشهدا فرمود و لا اهل بیته ابرء و لا اوصل من اهل بیت و هیچ اهل بیتی نیکو کار تر و اوصل یعنی اهل پیوند و با محبت تر از اهل بیت خودم سراغ ندارم .
فجراکم الله عنی خیرا الجزا . چه دعایی دارد سیدالشهدا می گوید خدایا از طرف من سیدالشهدا به همه تان اجر بدهد . به اصحابش می گوید به اهل بیتش فجزاکم الله عنی خیرا لکم .بهترین جزا ها را از طرف من خدا به شما ها بده .
الا و انی لا لاذن یوما لفا من ها اولئک الا و این لاذنت فنطلقوا جمیعا . بدانید که من به شما می گویم که من روز سختی در پیش دارم به خاطر این روز سختی که در پیش دارم همه شما را آزاد می کنم که بروید با اصحابش می گوید شب عاشورا و اجازه می دهم بروید فنطلقوا و اجازه می دهم متفرق بشوید فنطلقوا آزاد هستید همه تان .
فی حل لیس علیکم حرج منی . همی تان آزاد هستید برای شما هیچ مشکلی نیست از ناحیه من هم جرمی نیست بروید نگران من نباشید نگران من هم نباشید ایرادی هم به شما نمی گیرم بعد می فرماید و لا زمام . من زمامم را از شما برداشتم بیعتم را از شما برداشتم هر کسی می خواهد برود برود آزاد گی را دقت کنید .
که در شب آدم با زن و بچه ی خودش در یک بیابان به آن تعداد یاری که چند هزار نفری بودند که تا چند ساعت قبل همه رفتند یک مقدار هم که ماندند حضرت می گوید بروید همه تان بروید من حلال تان می کنم فی حل همه حلال بروید و اینجا نایستید من خودم هستم اینها با من کار دارند با شما هیچکدام کار ندارند هر کسی می خواهد برود ، برود من آزاد گذاشتم قد غشیکم و لیل تتخذوه هولا این تاریکی شب شما را فرا گرفته ازش استفاده کنید و همه تان بروید اصحاب یک مقدار پافشاری می کنند و صحبت های شان یک مقدار مختلف هست ، زیاد هست من عرض نمی کنم که هر یک از اصحاب چی گفتند .
حضرت فرمود هیچکدام شما فردا زنده نخواهید بود این را بهتان بگویم جواب چی بود این خیلی قشنگ است ( الحمدلله الذی شرفنا بلقتل معک ) حمد و سپاس خدا را که به ما شرافت داد همراه تو کشته شویم خیلی لذت دارد آدم همراه امام معصوم کشته شود .
خدا رحمت کند بچه های بسیج را گهگاهی تو جبهه ها سیدالشهدا را می دیدند حضرت زهرا را می دیدند حضرت زینب ، امیرالمومنین و صاحب الزمان را می دیدند و خدا رحمت کند علیهم السلام شیخ بهاءالدین که می گفت ائمه به من می گفتند ما همه ی مان در جبهه کنار بچه ها هستیم و ما هم کنار بچه ها می جنگیم واقعا جنگ می کردند کنار بچه ها و واقعا مجروح می شدند و واقعا زخمی می شدند و واقعا این طور نبود که امام بچه های خودش را رها کند توی میدان جنگ و خودشان بنشینند توی بهشت این جور نبود همه می آمدند پایین همه آمده بودند با چه لذتی هم کنار بچه های خودشان می جنگیدند بچه ها چقدر کیف می کردند کنار اینها هستند و جلوی چشم اینها می جنگیدند جلوی چشم خانم زینب خانم فاطمه زهرا جلوی چشم بقیه آقایون علیهم السلام حالا الحمدلله الذی شرفنا بلقتل معک .
خیلی لذت دارد آدم همراه امام بجنگند و با امام کشته شود و خونش با خون امام مخلوط بشود چه لذتی چه نعمتی ، حضرت وقتی اتمام حجت کرد و اینها این طوری جواب دادند یعنی ما دیگر برو نیستیم حضرت وقتی متوجه شد که همه مطمئن هستند یعنی دیگر خیلی محکم هستند ، فرمود : که ارفع روسکم و انظروا .
سر های تان را بالا بگیرید و نگاه کنید همه سر ها را گرفتند بالا چی را دیدند بهشت را .
فجعل لینظرون مواضعهم و الی منازلهم فی الجنه . مواضع و منازل شان را حضرت در بهشت نشان آنها می داد و هو یقول لهم هذا منزلک فلانی حضرت می گفت فلانی این منزل تو در بهشت است این منزل تو این منزل تو دانه ، دانه منازل شان را حضرت بهشان نشان می داد عجب شبی بود فکان رجال یستقبل رماء و سیوخ بصدره بوجه .
می گفت مرد ها با صورت شان و سینه های شان به استقبال نیزه ها و شمشیر ها می رفتند اینقدر مشتاق بودند لیصل الی فی الجنه تا اینکه به منزل خودش در بهشت برسد ، شدت علاقه به قدری بود که امام ( ع) می فرمایند اینها درد شمشیر و نیزه را احساس نمی کردند یعنی وقتی شمشیر می خوردند اینقدر مست بودند از شبش سیدالشهدا به اینها شرابی نوشانده بود که اینها اصلا همه سبقت می گرفتند .
من خودم یادم هست در دوران دفاع مقدس افراد با هم دست به یقه می شدند پدر و پسر دو تا برادر فرمانده به
می گفت نمی خواهی بیایی این گریه می کرد التماس می کرد تو را خدا من را ببر آنجا سر اینکه کدام شان زودتر در میدان مین بروند مسابقه می گذاشتند کی زودتر مواد منفجره را به خودش ببندد و یک پل را منفجر کند دعوا می کردند . اینها اصلا هیچ دردی احساس نمی کردند عشق این جوری است .
حالا شما نگویید شب عاشورا چه جوری است که وقتی روز عاشورا در بدنهای اینها شمشیر می کشیدند اینها نمی فهمیدند واقعا دفاع مقدس خودمان یک نمونه کامل است که نه تیری و نه ترکشی هیچ چیز اصلا متوجه نبود .
گاهی وقت ها من در عملیات نگاه می کردم بچه ها با یک حسرتی به این تیر و ترکش ها توپ و خمیازه نگاه می کردند می گفت آخر فلان ، فلان شده می مردی . تو یکدانه است می خورد توی سر من یک دونتول می خورد تو سر من ، تو گردن من ، من هم الان اینجا نبودم با حسرت به این تیر و ترکش ها نگاه می کردند که نگاه کن که ما چقدر فاصله داشتیم یکی از این ها به ما خورده بود ما خدمت سیدالشهدا بودیم .
بهترین جا بودیم کسی دردی احساس نمی کرد همه شاد و همه آرام همه مست تقریبا شبیه به این داستان را سیدالشهدا شبش خودش تعریف می کند وقتی که این مسیر را پیدا می کنند و خیلی هم صفا می کنند حالا بعد شما فکرش را بکنید که امام حسین در این جلسه نشسته دانه ،دانه بهشت را به اینها نشان می دهد و لشکر دشمن چه خبر است تو چادر ها چه خبر است تو این مکانی که سیدالشهدا نشسته چه گپ هایی با همدیگر دارند می زنند و همه این اشتیاق را دارند که زودتر صبح شود و همه به آرزو هایشان برسند چه شرابی دارد بهشت ، سیدالشهدا توی گرمای سخن خودش وقتی دارند با هم صحبت می کنند می گوید اینها که من دارم به شما نشان می دهیم و می گویم شما کشته می شوید و چنین و چنان می شوید اینها را پیغمبر فرموده ، گفته شما هیچکدام حتی دردی از ناحیه هیچ تیر و نیزه ای احساس نمی کنید ، نه اینکه واقعا اینها درد نداشته بلکه روح به قدری قدرت گرفته بود و اشتیاق به عالم آخرت گرفته بود متوجه خوردن شمشیر و نیزه نمی شدند و در داستان حضرت یوسف هم در آن جلسه ای که زنها دست های شان را می بریدند می بینید که وقتی محو یکی از جمالهای الهی می شوند کاملا از بدن فارغ می شوند ببیند نص قرآن است قطعن ....
نفهمیدند بهشت را نشان شان بدهند ، که پیغمبر منتظر اینهاست امیرالمومنین را ببیند که منتظر هست چه شود که آن وجود مقدس پیغمبر را ببیند می خواهی درد احساس بکند حالا جالب است پیغمبر وقتی که این داستان را تعریف می کند این آیه را می خوانند ( قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم )
یعنی همانطور که آتش را در ابراهیم سرد کرد تیر و نیزه که به بدن اینها می خورد اینها اصلا دردی احساس نمی کنند ، نگویید آقا این هنری است که مثلا درد را احساس نکند ، تیر بخورد برای خدا و درد احساس نکند نه این درد وجود دارد این بریدن اعضا و جوارح وجود دارد ولی شدت اشتیاق به قدری زیاد هست که این درد احساس نمی شود .
خدا رحمت کند شهید دستغیب را که می خورد مار گزیده از نیش زنبور دردی احساس نمی کند از آن طرف تو اشتیاق هم همین طور هست .
سیدالشهدا وقتی این داستان را تعریف می کند آخر سر یک جمله ای دارد ، چقدر خوب است که آدم در عمرش کسی یکبار همچنین جمله ای برایش بگوید آن هم از زبان امام بشنود می فرماید پس خرسند باشید و بشارت بر شما که اگر ما فردا کشته شویم به خدا قسم اگر ما فردا کشته شویم بر پیامبر خود وارد خواهیم شد.
اگر کسی تو زندگی اش اشتیاق داشته باشد که موقع مردنش ملحق بشود بر پیامبر خدا رسول ا... بیایی بالای سر آدم چقدر لذت دارد ، امیرالمومنین بیایند خانم فاطمه زهرا بیایند بالای سر آدم واقعا اشتیاق داشته باشد واقعا برایش مهم باشد برایش کار کند برایش کار کند برای این لحظه ، صد سال دویست سال آدم زحمت بکشد برای این لحظه ارزش دارد ، کار بکند کار بکند و این که رسول خدا بالای سرش باشد امیرالمومنین بالای سرش باشد آن هم خندان بیایند بالای سر آدم چون هر یک مومن داریم که حرمتش از کعبه بالاتر است . اینها وقتی که می آیند تک تک فرزندان شان را با شکوه و احترام می برند تمام فرزندان و شیعیان خودشان را با یک شکوه و احترام خاصی به حال کسی که با اینها انس بگیرد و هیچ شب و روزی اینها را فراموش نکند .
درود بر اینها و زیباست و عامل پیوند ما یقینا می شود اینها را از دست ندهیم عزیزان ، انسان به هر درجه ای از کمال و معرفت در معارف الهی میرسد این ثروت عظیم صلوات ،ثروت عظیم دعا ، ثروت عظیم عزاداری ، ثروت عظیم دلدادگی به پیامبر و آلش را زیارت حضوری اینها را نباید از دست بده که این چراغ در دل آرام خاموش بشود آدم هر چقدر هم اهل علم و معرفت و هر چقدر هم اهل علم باشد دلش یواش یواش تاریک می شود و باید خدا را خیلی شکر کنیم که خدا نصیب ما می کند که هر شب پنج شنبه حداقل یکبار می آییم به زیارت اینها که اینجا همان زیارت سیدالشهدا است چقدر برای ما هم تناسب دارد اینجا در اینجا شرح زیارت عاشورا را کنار حرم خود سیدالشهدا می خوانیم خیلی خوب هست ، اللهم خص انت اول ظالم .
خوب سلام ما تمام شد می رویم سراغ لعن ها ، در باره ی فلسفه لعن و اینکه لعن یعنی چی و چرا در زیارت عاشورا لعن وارد شده و چرا در فرهنگ ما لعن هست چرا در قرآن لعن هست چرا خدا عده ای را لعن کرده در قرآن بیشترین لعن ها و قبلا عرض کردیم بیشترین لعنت هایی که به انسانها شده از ناحیه پیامبر رحمته العالمین است و بیشترین لعن را به افرادی خاصی ذکر کردند و یا گروههای خاصی از انسان ها را که حضرت یاد کردند من مفصلش را در بحث اول زیارت عاشورا بود که لعن بود توضیح دادم عزیزان اگر می خواهند به همان مباحث انشاءالله مراجعه کنند که دیگر تکرار نکنیم . فلسفه ی لعن چی است آیا فلسفه لعن خشونت است که اینقدر لعن در زیارت عاشورا است و در ادعیه ما گفتیم که نه این از روی رحمت لعن دوربادی که ما می گوییم از شدت رحمت به انسانها هست هر چقدر یک مادر علاقه اش به فرزندش علاقه اش بیشتر هست با چیز هایی که فرزندش را آزار می دهد .
آن مادر مخالف است و دشمن هست و آنها را از فرزند خودش دور می کند لعن هم یعنی دور باد بنابراین ما موجودات و آدمهایی را لعن می کنیم که مانع رشد انسانها و مانع پیوند بر فرزندان اهل بیت با اهل بیت می شوند و باعث می شود اینها در یتیمی و گمراهی از دنیا بروند .
لعن خیلی باطن شیرین ، باطن پر مهر و محبتی دارد برخلاف ظاهرش که این را ایراد نگیرند از ما که چرا در زیارت ما لعن وجود دارد وقتی ما حقیقت لعن را که من جایی تدریس می کردم برای اساتید در بین اساتید کسانی بودند که سنی بودند ، سنی بودند که وهابی بودند یعنی سنی نبودند که از این چهار مذهبی ها نبودند و سنی وهابی بودند خوب خیلی هم خشن و تند ولی من گفتم این ها حتما بیایند بنشینند و صحبت های ما را بشنوند وقتی فلسفه ی لعن را با توجه به خلقت انسان برای شان توضیح دادم همان وهابی ها آمدند و در زیارت عاشورای ما شرکت کردند و خودشان را هم لعن کردند .
آدم بداند باطن لعن چی است و ما چی را داریم لعن می کنیم کی ها را داریم لعن می کنیم شما ببینید اللهم خص انت اول ظالم بالعن منی . خدایا تو مخصوص کن و ویژه کن اولین ظالم را با یک لعن من ، یک لعن مخصوص از ناحیه من به اولین ظالم و بدا به اولا و از اولی شروع کن ثم الثانی و ثالث و الرابع دومی و سومی و چهارمی لعن ویژه می گوید اینها را لعن کن خوب راجع به این شخصیت اول و دومی و سومی و چهارمی که تقریبا همه تان می دانید کی ها هستند و در این باره توضیح خواهم داد ولی این را عرض کنم خدمت تان که ما در روایت اهل تسنن ما موارد متعددی داریم که خود علمای اهل تسنن در جواز لعن اینها مطالبی را فرمودند .
خدا رحمت کند مرحوم علامه ی امینی را که صاحب الغدیر که شما 20 جلد الغدیر را نگاه کنید که تمام این الغدیر 20 جلد احادیث اهل سنت هست یک داده حدیث از ائمه شیعه نقل نشده تمام این 20 جلد از خود سنی ها نقل شده .
مرحوم علامه امینی 20 جلد کتاب از احادیث اهل سنت در عظیمت مقام اهل بیت علیهم السلام و جایگاه اینها نوشته و روایت های متعددی در کتابهای معتبر اهل تسنن داریم که خود آنها ، اینها را کافر چند عبارت دارد احمق کافر ، گناهکار ، خائن تعابیر دیگری داریم آورده اند و اینها جواز لعن برای اینها صادر کردند که اینها واقعا لعن نصیب اینها می شود .
اصلا کاری به علمای شیعه نداریم خود علمای اهل سنت موارد متعددی را در این زمینه ذکر کردند و هم با آیات و هم با روایات ثابت کردند که اینها مشمول لعن هستند یکی از احادیث را من ذکر می کنم از مسند احمد بن حمبل می فرماید حدیث نقل کرده از پیغمبر من اذی علی بعث یهودیا او نصرانیا یعنی یکی از علمای طراز اول از چهار امام اهل سنت هست در کتابش آورده که پیغمبر فرمود هر کس علی را اذیت کند مسلمان نمی میرد یا یهودی یا نصرانی از دنیا می رود هر کس علی را اذیت کند.
باز در مورد حضرت زهرا داریم در مورد بقیه اهل بیت داریم که خودشان دقیق تمام روایت را ذکر کردند یا در یکی از احادیث شان ذکر کردند که پیغمبر فرمود جهزوا جهش اسامه العن الله من تخلف عنها .
بروید ملحق شوید به لشکر اسامه و پیغمبر لعنت کرد و گفت خدا لعنت کند کسی که خودش را به لشکر اسامه نرساند ، خود اینها نوشتند که ابوبکر و عمر اصلا نرفتند به لشکر اسامه و ماندند در شهر و تخلف کردند و پیغمبر فرمود خدا لعنت کند کسی که خودش را به لشکر نرساند و برای همین احادیثی که می گویم آیات متعددی می آوردند که نقل کرده اند خودشان که اینها اهل اذیت پیغمبر بودند و اهل اذیت امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین بودند .