جلسه 291 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
291
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
5
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 291 - شرح زیارت عاشورا

هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) صلوات ختم بفرمایید ( صلوات دسته جمعی ) . بحثمون در شرح زیارت عاشورا در ترفندهایی که خلافت بعد از پیامبر درباره حذف رسول الله و آثار ایشون و آثار اهل بیت و قرآن کریم در پیش گرفتند رساندیم به بحث قصه . درباره قصه گویی گفتیم که قصه گوها جای علمای راستین را برای مردم گرفتند با سیاست هایی که خود حکومت وقت اتخاذ کرده بود و اینها به قدری قدرت گرفتند که هیچ عالمی جرأت انتقاد نسبت به قصه گوها را نداشت ، یعنی نمی توانست نقد کند بگوید کدام کارتان غلطه یا گفتید صحت نداره . ونقل کردند که شعبیری در سرزمین شام وقتی می خواست که با یکی از اشتباهات یکی از قصه گوها مخالفت بکند یعنی یک عالم در مقابل یک قصه گو ایستاده می خواهد مخالفت بکند با چیزی که او دارد می بافد ، می گوید مردم او را آنقدر کتک زدند که تسلیم شد و گفت نه حق با همان قصه گو است من اشتباه کردم ایشون درست می گوید و این مقام و احترام و تعظیم به قصه گوها به قدری بالا رفت که مردم گمان می کردند که یعنی درست کرده بودند خودشان این حرف ها را برای خودشان که مثل نماز جمعه که واجب رو به قبله باشد و خطیب جمعه بنشیند افراد باید همون جوری رو به قبله و ساکت ، اصلاً حرف زدن حرام می نشینند همون جور که در خطبه های نماز جمعه می نشینند ، بنشینند و به قصه ها گوش بکنند یعنی اصلاً به هیچی و حق حرف زدن و حق روی برگرداندن از قبله را هم موقع قصه گویی ندارند ، یعنی همین جوری برای خودشان احکام بافته بودند و مردم هم اینها را باور می کردند تا اینکه به هرحال یک خطایی بوده از بعضی فقهاشون گفتن که برای مردم اینقدر این مسئله قطعی بود که بعداً فتوا دادند که بر مردم واجب نیست هنگام قصه گویی رو به قبله بنشینند یعنی با فتوا مردم را نمی کردند یعنی به عنوان یک واجب مسلم جا افتاده بود . این مقام قصه گوها هستش یا روبروی خطیب باید بنشینند اشکالی نداره تا این مسئله . خوب ببینید ما یک حقایقی داریم که ثابت و مسلم می ماند و نور را هیچ وقت نمی شد ، نور خدا را به خصوص هیچ وقت نمی شد خاموش کرد . یریدون لِیُتبع نورَ الله بافواههم و الله متمَّ نورهِ و لو کرهَ المشرکین . خداوند نور خودش را هرچند آنها می خواهند با رمانهاشان نور خدا را خاموش کنند نور خودش را خداوند به کمال و اتمام می رساند حتی اگر مشرکین خوششان نیاد . به هرحال گذشت زمان پته قصه گو ها را روی آب ریخت و اینها رسوا شدند . در طول زمان چون دیگه یک مدتی حکومت باهاشون بود اینقدر دروغ بافته بودند ، اینقدر حرف های ناروا زده بودند که دیگه سر و صدای مردم و علما درآمده حالا یک تعدادی از اعتراضاتی که علمای زمان در مورد قصه گوها گفتند من این اعتراضات را ، این اعترافات صریح را خدمتتان عرض می کنم . با یکی از بزرگان اون زمان می گوید علم جز قصه گویان نکشتند . انسان یک سال تمام نزد قصه گویی می نشیند اما چیزی از او نمی آموزد . دیگری گفته که قصه گویان عامل ترک سنت پیامبر و قطع روابط خویشاوندی مردم هستند . یکی دیگر از بزرگان اهل سنت احمد بن حنبل می گوید که گدایان و قصه گویان را ایشون خودش ، گدایان و قصه گویان دروغگوترین مردم هستند . یعنی یک عالم برجسته ، امام اهل سنت یکی از ائمه چهارگانه هستش از ائمه بزرگ اهل سنت هست ایشون می گوید که قصه گویان و گدایان دروغگو ترین مردم هستند . دوباره یکی از بزرگان سنی محمد بن کثیر می گوید که قصه گویان دروغگوترین خلق از زبان پیامبر هستند . یعنی چی که دروغگو از زبان پیامبراند هستند . یعنی اینکه بیشترین حرف های دروغ را نسبت می دهند به کی ؟ به رسول الله هرچی خودشان دروغ بافتن را استناد می دهند به کی ؟ به پیغمبر . بعد یکی دیگه از اینها گفت عامل انتشار اسرائیلیات ، اسرائیلیات یعنی اون داستان هایی که علمای اهل کتاب ، دروغ هایی که آنها بافته بودند در کتب تاریخ و تفسیر قصه گویان بودند . دیگری می گوید حمد و ثنا خدای را که ما را از کسانی قرار نداد که به مجلس قصه گویان و کنیسه جهودان و کلیسای نصارا می رود . دوباره یکی از بزرگان اهل سنت از متعصبینشون هم هست می گوید که قصه گویان از قدیم اقبال عمومی مردم را به خود جلب و با بیان منکرات و سخنان عجیب و غریب و احادیث ساختگی ذهنشان را پر کردند . دیگری می گوید قصه گویان برای کسب درآمد و ارتزاق و نزدیکی به توده مردم احادیث و روایات شگفت می ساختند آنها در این زمینه آنقدر سخنان عجیب و غریب و راست و دروغ سر هم می کردند که نمی توان همه را توصیف کرد .

این مصیبتی که جامعه ما الان هم بهش دچار است . یعنی شما می بینید که مردم وقتی که روز قیامت باید بهش جواب بدن می گذارند پای فیلم هایی که می بینند ، اکثر قریب به اتفاق فیلم چیه ؟ دروغ ، خیانت ، توهم . اصلاً واقعیت خارجی ندارد ، اینقدر مردم وابسته و معتاد شدن ، شما می گویید اعتیاد یک رقم نداره می بینید یک آقایی فقط با تریاک ، باهروین ، نه الان اعتیاد به تلفن موبایل ، بعضی ها هم که نداشته باشند یک هفته ده روز ، دو روز که نداشته باشند مریض می شوند . اعتیاد به کامپیوتر ، اعتیاد به اینترنت ، اعتیاد به خود تلویزیون به قدری این اعتیاد خطرناک که مردم می نشینند فیلم هایی را که اول فیلم اصلاً اسم فیلم افسانه است مثلاً افسانه فلان جا ، افسانه چی ، افسانه چی می دانند از اول تا آخرش چیه ، اصلاً دروغ یعنی چیزی اتفاق نیفتاده ، می نشینند مثلاً شش ماه ، یکسال یک افسانه را تعقیب می کنند با چه رغبت و میلی ، بعضی ها شرم آورتر این هستش که کسانی می نشینند پای این سریال ها نوع نگاه و علاقه ای که به این فیلم ها نشان می دهند از لذتی که از قرآن خواندن ، نماز خواندن ، مناجات ، نماز شب ، حرم رفتن ، درس گوش کردن ، جلسه یک عالم و مطالعه می برند خیلی بیشتر است ، یعنی لذت وهمی اینها ، تمرکز اینها موقعی که این فیلم ها پخش می شد خیلی نشاطشون و تمرکزشون بیشتر از موقعی هست که با خدا حرف می زنند . می خواهند با معصومین سخن بگن ، می خواهند نماز بخوانند ، می خواهند زیارت بروند ، می خواهند مطالعه کنند ، می خواهند پای درس یک عالم بنشینند خیلی خطرناک که اینها برای موهومات این همه عشق بورزند این همه . لذا شما می بینید الان کسانی که می نشینند پای این سریال ها اسم های قهرمانان را قشنگ یاد می گیرند همه را بلدند اسم این زنها چیه ، خانم ها کیه ، آقایون کیه ، قهرمان کیه ، دشمنانش کیه . به همین راحتی و بدون تپق اسم دوازده معصوم را خیلی این شرم آوره خیلی این فاجعه است . این لذت خیالی و وهمی هستش که غلبه کرده بر لذت عقلی و فوق عقلی ، یعنی آدم در بحث عقلانی و فوق عقلانی می خواهد رساله یاد بگیره برای عمل ، مسئله شرعی بلد نیست ، اخلاقیات بلد نیست ، احکام بلد نیست ، عقاید خودشو خوب بلد نیست ولی اینها را خوب یاد گرفته واقعاً دل می ده به اینها . این همان بحثی هستش که در جلسه بحث اسماء به عنوان رابطه وجودی و رابطه تصدیقی تصویری درباره اش صحبت کردیم . شما نگاه کنید چقدر وقت ما هدر میره چقدرش را می شد برایش قیمت گذاشت؟ آدم وقتی که از این دنیا تعلقش قطع میشه میره برزخ آرزو می کنه خیلی هم نه ، آرزو می کنه که فقط پنج دقیقه نه خیلی پنج دقیقه برگرده به دنیا چرا ؟ چون معتقد میشه این پنج دقیقه اگر برگرده دنیا می تواند همه عمرش را جبران بکند . گاهی وقت ها همین جوری میشه یعنی آدم با پنج دقیقه می تواند یک عمر را جبران بکند . گاهی ولی این وقت عزیزی ، به این مغتنمی می بینی که ده ها و صدها و هزاران ساعتش صرف چیزهای افسانه ای می شد ، کتاب ها و رمان های الکی ، عشقی ، جنایی نمی دانم چیزهای دیگر حتی در داستان ها ، فیلم ها ، سریال ها ماجراهایی که چقدر دل انسان را شلوغ می کند . دل میده بهش کاملاً دل میده بهش حالا اونها قصه گو هستند . به اون روایت الان قصه گو داریم به این روایت که می آیند حقایق را منحرف می کنند . الان فیلم پیامبر ساخته شده ، شما تو فیلم پیامبر که الان نگاه می کنید عربستان ساخته ، می بینید که یک خانمی که حجاب درست و حسابی نداره ، رقاصه است یک خانم اصلاً اون کاره مثلاً می آید برای پیغمبر می زند می رقصد ، ساز داره ، آواز داره و رقص های دسته جمعی دارند . رسول الله می بیند اینها به افتخار رسول الله این کارها را انجام می دهند و حضرت هم سکوت می کنه هیچی نمی گه تأیید هم ممکنه بکنه . همین ، همین جوری اینها را فیلم ساخته شده برای پیغمبر هم هست می بینی چقدر از این فیلم بزن برقصه ، این فیلم همه هم در محضر رسول الله به اسم رسول الله . این تحریف تاریخ دیگه ، قصه گویی چی هست ، قصه گویی فقط این هست که یکی بیاد حرف بزند ؟ نه فیلم می سازه چندها میلیارد نفر هم می بینند ، فیلم می سازند روابط نامشروع پیامبران الهی را ، روابط نامشروع ، پیامبر خدا ، پیامبر معصوم می بینید که برایش روابط نامشروع تو فیلم اصلاً نشون می دهند .

می گوید قصه گویان برای کسب درآمد و ارتزاق و نزدیکی به توده مردم احادیث و روایات شگفت می ساختند . آنها در این زمینه آنقدر سخنان عجیب و غریب و راست و دردغ سرهم کردند که نمی توان همه آن را وصف کرد ، واقعاً همه آن را نمی شد وصف کرد که چقدر دروغ می گفتند ، چقدر دروغ می بافتند . دیگری می گوید که کسی این حدیث مردم را تباه نکرد ، کسی حدیث مردم را تباه نکرد مگر قصه گویان . یکی دیگر از بزرگان می گوید قصه گویان غوغا سالارانی بودند که اموال مردم را با سخنان خود بلعیدند . دیگری گفت قصه گویان حدیث را حفظ نمی کردند . شما ببینید ماجرایی که خلیفه دوم شروع کرد خلیفه سوم و خلفای دیگر ادامه دادند سرانجام به اینجا رسید که نظرها در مورد محصول کار این شد ، اول هم توسط کی ؟ علمای اهل سنت . ببینید چی می گویند خودشان دیگه اینقدر آش شور شده بود ، قصه گویان شنیده های خود را از مردم به پیغمبر (ص) نسبت می دادند و احادیث را هم با هم خلط می کردند و خود را به گریه و رعشه می انداختند . برخی صورت خود را با دوا زرد می کردند ، برخی نیز با خود دارویی داشتند که چون می بوییدند اشکشان جاری می شد . قصه گویان پایه گذار جعل اخبار بودند . ببینید اینها همه فاجعه است تا توی جامعه همه گفته ها و احادیث قصه گویان دروغ است . افسانه قرانیق قصه ساخته قصه گویان دروغگوست . راجع به اکثر ابنیاء شما می بینید که اینها قصه ساختند و متأسفانه این هم به شما بگویم که این قصه ها گاهی وقت ها در کتاب های مذهبی ما هم وارد می شده . داستان هایی که شما از انبیاء می خوانید گاهی وقت ها در بعضی از کتاب هایی که داستان های انبیاء دارد یک همچین چیزهایی می گویند . می گویند گاهی وقت ها بزرگترها باور می کنند به کوچکترها منتقل می کنند ، بزرگترها منتقل می کنند . من خودم خیلی از چیزهایی که راجع به انبیاء فکر می کردم اینجوری هست از بعضی از کسانی که خودشان تحقیق و مطالعه داشتند تا سال های سال فکر می کردم همین جوری هست واقعاً و سال های سال فکر می کردم اینجوری هست . مثلاً داستان در مورد حضرت یوسف اتفاق افتاده ، درباره حضرت داود اتفاق افتاده و حضرات دیگر ، بعداً فهمیدم نه بابا اصلاً همه اینهایی که می گفتند به ما هیچ کدامشان صحت نداره . قصه داود و اولیاء ساخته قصه گویانند . قصه حضرت داود سلام الله تعالی علیه ببینید اصلاً برای انبیاء تک تک قصه های مستهجن ، قصه داود و اولیاء هم همین طور است . یکی از قصه های بسیار کثیف و مستهجن در مورد پیغمبر بزرگ ، صاحب زبور هست این حرف ها زده شده . در پنج کتاب آسمانی نزد داود علیه السلام است ولی می بینید که چه قصه های کثیف و مستهجنی در مورد اینها تو کتاب ها است . جالب اینجاست که منابع هم شما نگاه کنید منابع عهد عتیق ، عهد جدید می بینید اینها هستش همین داستان است . قصه های مصور هم هست . حالا بعضی از انجیل ها هست مال قدیم شاید مثلاً سی سال پیش دیدم اینها را بیست و هفت ، هشت سال پیش ، سی سال پیش این قصه ها را دیدم . اینها قصه های مصور درست کردند برای انبیاء ، مثلاً یک جا نشان می دهد یک جا حضرت یعقوب با خدا کشتی می گیره خدا را می زتد زمین . بعد حالا داستان های بسیار مستهجن و مبتذلی که درباره اهل بیت علیهم السلام هست . در مورد انبیاء علیهم السلام هست . در مورد ائمه هم خیلی بافتند و ساختند . شما تو خیلی از روضه های قدیم می بینید که اینقدر دروغ توی این قصه های عاشورا وجود دارد ، بعد در مورد قصه های امیرالمؤمنین وجود دارد ، در مورد امام حسین (ع) هست ، در مورد ائمه دیگر هست . در مورد امام زمان (ع) ، چقدر داستان هایی در مورد ائمه گفته شده که اینها همه اش اسرائیلیات ، یعنی چیزهایی که دشمنان ما بافتن برای اهل بیت . آخرین مورد آنگونه که یک قصه گو ، اینها مدرک داره من دقت نکردم مدرکشو برایتان بخوانم ، آنگونه که یک قصه گو اعتراف کرده در یک ساعت ، چون موضوع زیارت عاشورا هست ، در یک ساعت احادیث فراوانی در مورد فضیلت روزه عاشورا ساخته است . این را خودش می گوید این را خود قصه گو می گوید من در یک ساعت چقدر حدیث جعل کردم در مورد روزه روز استحباب روزه عاشورا که بحثش را خودمان کردیم تو همین موضوعی که تو همین بحثی که الان داریم می کنین . وَ لَعن اللهُ بحث کردیم که اینها یکی از چیزهایی که جا انداخته بودند این بود که روزه روز عاشورا را به عنوان عید اعلام کردند وَ لَعن اللهُ امةً می یاییم به کجا می رسیم ؟ تَبَرَّکَت خیلی مهمه این روز عاشورا چه کار کردند ؟ روز مبارک دانستند ، عید اعلام کردند . خود این شخص اعتراف کرده که من در یک ساعت چندین روایت ، روایت دروغین در فضیلت روزه روز عاشورا جعل کردم . وقتی خوب آدم فهمید چیه ؟ کراهت داره .

خوب در مقابل قصه گویی ها دو گروه قیام کردند که حالا من می خواهم این بحث را هم عرض کنم انشاءالله هفته بعد بحث را تمام کنیم و برمی گردیم به انشاءالله متن زیارت عاشورا . یک گروه خود ائمه بودند ، ائمه کیا بودند ؟ ائمه کسانی بودند که معادن علم خدا بودند ، یعنی همان طور که بارها من تو بحث عرض کردم تمام اطلاعات تخصصی یک انسان را ، هفت دسته اطلاعات تخصصی که در آشتی و عزادار و مباحث دیگر توضیح دادیم تمام این هفت دسته اطلاعات تخصصی را اینها در اختیار دارند . یعنی انسان از روز اولی که از خدا اومد پایین گرفت . از خدا جدا شد آمد پایین روی زمین بعد در زمین قالب بدنی گرفت و تکثیر شد به صورت من و شما درآمد بعضی ها زن شدند بعضی ها مرد شدند . ما هم قبل از اینکه بیاییم اینجا دیگه زن و مردی نبودیم ، نه زن بودیم و نه مرد ، یک حقیقت انسانی بودیم ، یک روح هم بودیم یک روح واحد . اینجا اون حقیقت به نطفه های مختلف تعلق گرفته بود و انسان های مختلف ازش به وجود می آید . خوب قبل از اینکه ما بیاییم روی زمین و اینجوری جدا بشیم از همدیگر ، تکثیر بشیم از هم دیگه ، بعضی هامون زن ، بعضی هامون مرد . خوب یک ماجرایی اینجا داشتیم ، یک نحوه زندگی یک دورانی آنجا داشتیم ، یک دورانی داشتیم آنجا ، بعد آمدیم روی زمین یک مدتی هم روی زمین هستیم این مرحله دوم حیاتمان هست . مرحله سوم حیاتمان با وفات شروع می شود که آخرت بهش می گوییم که وفات است ، زندگی برزخی مان قیامت پنجاه هزار ساله است ، بعد حیات ابدی مان بعد از قیامت ، یعنی تا خدا ، خدایی می کند ما زنده ایم . حالا اگر امروز برسیم در بحث اسماءالله در مورد این می خواهیم صحبت کنیم که ما تا خدا ، خدایی می کند زنده هستیم ، یعنی دیگر مرگی برای ما وجود ندارد . خدا تا کی هست ؟ خدا تا هروقت هست ما هم هستیم . خوب ما این مقدار می خواهیم زندگی کنیم ، خُلِقتم لِلقاء لا لِلفناء رسول خدا (ص) : شما برای بقا و جاودانگی خلق شده اید نه برای فنا . پس ما سه مرحله حیات داریم ، قبل از دنیا ، دنیا ، بعد از دنیا . امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : کسی که می خواهد خوشبخت بشود باید سه مرحله را خوب بداند ، بشناسد . رَحم اللهُ اَن عَلِمَ من عین و فی عین و الی عین . خدا رحمت می کند بنده ای را که ، رحمت می کند بنده ای را که بداند از کجا آمده ، در کجا هست و به کجا می رود . به خصوص که انسان وقت بگذارد ، سرمایه گذاری کند روی اینکه بداند از کجا آمده یعنی من قبل از اینکه بیام زمین و این هیکل جسمیه و این جنسیت زنانه و مردانه را پیدا بکنم کجا بودم ، من کجا بودم چون انسان اگر یادش بیاد کجا بوده ، تو تمرینات دادیم دیگه ، توی چند تا از مباحث دادیم که شما تمرین کنید یادتان بیاید اگر انسان یادش بیاید که قبل از اینکه بیاید بدن بگیرد توی چه وضعیتی بوده ، یک مقدار ذهنش را ببرد آنجا انس بگیرد ، وقتی می آید توی این قالب خیلی قدرتمند و شجاع و خیلی با نشاط و آرامش می شود ، خیلی راحت می شود . اینکه مؤمن همیشه نشاطش دائمی است به همین برمی گردد یعنی به برکت فهم سه مرحله حیات ، به خصوص مرحله قبل از خلقت . من به همه عزیزان توصیه می کنم که اگر می خواهند واقعاً به یک قدرت به یک شادی ، به یک امید ، به یک آرامش ثابت برسند توی همه زندگی دنیایشان و این مقدمه آخرت می شود حتماً روی وضعیت قبل از دنیایشان فکر بکنند . حتماً روی وضعیت قبل از دنیایشان فکر بکنند و اگر ، و اگر نمی توانند روی اون وضعیت قبل از دنیا فکر کنند ، حالا امشب توی اسماء توضیح می دهم ، حداقل روی وضعیت بعد از دنیایشان خوب فکر بکنند شاید هم علت اینکه در روایت خیلی به این تأکید شده که شما موت را به یاد داشته باشید ، قبر را به یاد داشه باشید ، بهشت را به یاد داشته باشید ، آخرت را به یاد داشته باشید بحث شده برای این است که انسان وقتی که واقعاً انس می گیرد با وضعیت زندگی آن طرف خیلی چیزها برایش حل می شود ، دیگه خیلی از دغدغه ها را ندارد ، خیلی از دلشوره ها و اضطراب ها و منیّات و ماجراهای منی را ندارد ، خیلی از تلاطم ها ، اضطراب ها از بین می رود . ولی ما متأسفانه خیلی هامون ، خیلی هامون ، اکثرمون ، اکثر قریب به اتفاقمون برده ای از وضعیت قبل از خلقتمان هستیم . اگر هرچی فکر داریم ، اندیشه داریم همه اش مربوط به همین جنبه بدنی و جنسی هست که اینها را الان داریم . یک تعدادی هم که می خواهیم بریم به آن سمت یعنی فکر بکنیم به یک چیزی آن طرف مرگ ، آن طرف وفات خوب سیر نمی کنیم که ازش لذت ببریم . وقتی بهش می گی حالا خوب بنشین یک مقدار راجع به قبر فکر کن ، مطالعه کن راجع به وفات ، می گوید نه حالم گرفته می شود ، ترس ورم می دارد ، غصه ورم می دارد . مثل اینکه به یک جنینی بگویی بابا تو به مرگت فکر کن ، مرگ جنین چیه ؟ تولد دیگر قرار بیاد یک جایی که میلیاردها برابر بزرگتر و جذاب تر و کامل تر و قشنگ تر از دنیا هست ولی چون نمی شناسدش ، نمی فهمد وقتی بهش می گوید به مرگت فکر کن ، این خیلی می ترسد ، ترس ورش می دارد .

خوب ائمه ، امام یعنی کی ؟ یعنی کسی که تمام اطلاعات تخصصی و ماجراهای ریاضی و روابط علمی و ریاضی بین نفس و این عوالم را که چی به سرش آمده تا شده این و چی به سرش می آید که اینجا را رد بکند و چی به سرش می آید که برگردد به اول خودش ، حقیقت اولیه خودش همه را بلد است ، همه این فرمول ها که میلیاردها فرمول ریاضی است امام بلد است ، فقط هم امام بلد است . معصوم این قوانین را و کسانی که نزدیکتر هستند به معصوم ، خوب این گروه در مقابل قصه گوها قیام می کنند یعنی چی ؟ یعنی می دانند قصه گوها چیزهایی را برای مردم به عنوان حقیقت و ارزش و هنجار معرفی می کنند که هیچ کدام صحت نداشته ، در مقابل آنها قیام می کنند . دومین کسی که ، دومین دسته ای که در مقابل اینها قیام می کنند شیعیان راستین ائمه (ع) هستند که آنها هم به تبع ائمه (ع) در مقابل حرف های خرافی و خرافات قیام کردند و قیام می کنند . اصلاً علامت یک شیعه حقیقی این هست که که دردرونش قیام بر ضد چیه ؟ قیام بر ضد خرافات ، بر ضد حرفه ای دروغی هست که بافته شده و ذهن و دل خیلی از آدم ها را پر کرده . امام باقر (ع) می فرماید : شرِّقا او غرِّبا لن تجدُ علماً صحیحاً اِلّا من عندنا اهل البیت . به دو تا از اصحابش می فرماید : شما شرق علم را برید ، شما دونفر غرب عالم را بگردید هیچ علم صحیحی پیدا نمی کنید مگر اینکه نزد ما اهل بیت ، امکان ندارد . در مورد حسن بصری حضرت می فرماید که : حسن به چپ رود یا راست رود ، این هرجا می خواهد برود به خدا سوگند علم را جز در اینجا نخواهد یافت . در جاهای دیگر برای کل مردم می گوید : مردم هر کجا می خواهند بروند ، بروند حضرت می فرماید : به خدا سوگند علم را جز در اینجا اشاره می کنند به منزل خودشان ، علم را جز در اینجا ، می گوید که منزل ما پیدا نخواهند کرد . این حرف خیلی بزرگ است ، این حرف را بگذارید جلوی آیه شریفه سوره مبارکه یس که قُل اِنَّما العلم عندالله بگو همه علم نزد خداست . بعد امام می گوید : همه علم در سینه ماست ، یعنی قلب ما هست که خزانه علم خداست برای همین هم ما در زیارت جامعه امام را چه جوری خطاب می کنیم ؟ وَ خُزانُ علم الله ، خزانه داران علم خداوند . مخزن علم خدا هستند ائمه علیهم السلام . خوب اینها در مقابل قصه گویان قیام می کردند و با انحرافاتی که آنجا به وجود می آوردند در حد وسع خودشان مبارزه می کردند . یکی از چیزهایی که ائمه علیهم السلام در این باره انجام دادند این بود که برخلاف روش خلفا که گفته بودند نوشتن حدیث جایز نیست و هر کسی این کار را می کرد به شدت باهاش مقابله می کردند . حضرت علی (ع) از فرصتی که پیدا کرد استفاده کرد و منع نوشتن احادیث پیغمبر (ص) را نه تنها برنداشت بلکه به شدت در مورد نوشتن احادیث پیغمبر (ص) تبلیغ کرد ، تشویق کرد مردم را و فرمودند که با یکدیگر دیدار کنید و درباره حدیث حرف بیشتر مذاکره نمایید و گرنه حدیث از بین خواهد رفت . در حدیث داریم : رَحِم الله امره احیاء امرنا ، خدا رحمت بکند بنده ای را که کار ما اهل بیت را زنده کند ، عرض کردند یعنی چه ؟ فرمود : اینکه احادیث ما را با خودشان بگردانند . خیلی مهم است که سینه یک نفر پر از احادیث باشد. در نظام تربیتی هم ما باید خیلی دقت کنیم بچه هامون از تعداد بیشتری حدیث ، دخترمان ، پسرمان ، همسرمان ، همه کسانی که باهاشان روبرو هستیم از تعداد بیشتری از احادیث معتبر بهره مند شوند . چرا ؟ چون این کار باعث حیات دل خودشان ، احیاء دین خواهد شد . لذا امیرالمؤمنین (ع) درست در نقطه مقابل آنها نوشتن حدیث پیغمبر (ص) را خیلی لازم می دانست ، خیلی هم تأکید می کرد . فرمود : علم را در بند کشید تأکید کرد و علم را در بند کشید . قیّدُ العلم ، قیِّدُ العلم ، علم را در بر کشید در بند بکشید و نگه دارید . یا حضرت فرمود : بنویسید ، در مورد نوشتن ، هر نوشتنی حالا می خواهد ریاضیات باشد نمی دانم صرف باشد ، نحو باشد ، علوم باشد ، زبان باشد ، هرچی باشد این نفس نوشتن فوق العاده است . فرمود : در مورد احادیث هم فرمود : اُکتبوا فانَّکم لا تحفظون حتی اکتبوا ، بنویسید که اگر ننویسید حفظ نمی شوید ، حفظ نمی توانید بشوید . در مورد قصه گوها یکی از چیزهایی که گفته بودم در مورد علما چی بود ؟ که قصه گوها حدیث را حفظ نمی کردند همین جوری یک چیزی از خودشان . بعد هم می گفت : هم حفظ کنید هم بنویسید ، بنویسید چون اگر ننویسید نمی توانید حفظ کنید . من یادم زمان طلبگی مان حدود سی سال پیش خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی را به ما می فرمودند که شما حتی رساله را هم بنویسید یعنی شما یک مسئله شرعی را که فهمیدید بنویسید ، یادداشت کنید . آقا تو رساله بود ولی می گفت بنویسید ، اگر ننویسید نمی توانید خوب یاد بگیرید . واقعاً چقدر مؤثر است نوشتن تا انسان نیاره روی کاغذ از ذهنش یعنی یک بار آدم می خواند ، تو همه جا این طوری است . این یادتان باشد یکی از شیوه های خوب یاد گرفتن و جا افتادن مطالب علمی ، حالا هر رشته ای که می خواهد باشد شیمی ، فیزیک ، نمی دانم ادبیات هرچی می خواهد باشد ، شعر شما حفظ کردید ، شما الان یک شعر حفظ کردید الان می بینی که داری می خوانی ، بعد می خوانی یکی دو تا غلط هم مثلاً داری نگاه می کنی بعد یک بار دیگر می خوانی می بینی که درست می خوانی . اعتمادت غلط می گوید که حالا من حفظش کردم دیگه حالا یک بار ، دو بار خواندم ، سه بار خواندم چون در مجلس یکبار حفظ کردی این می ماند ولی می فرماید : نه به این اعتماد نکنید . این چیزی را که حفظ کردی خودت از طرف خودت بیاور روی چی ؟ روی کاغذ بیار ، بنویس ببین می توانی بنویسی یا نه ، بنویسشان . پس نوشتن فوق العاده مهم است . اُکتبوا فانَّکم لا تحفظون حتی اکتبوا ، بنویسید چون اگر ننویسید نمی توانید حفظ کنید بعد احتفظوا بکُتبکم فانَّکم ثوبَ تحتاجون الیها . نوشته ها تان را خوب مراقبت کنید چون در آینده چیه ؟ احتیاج دارید . من یک موقع هایی می بینم این عزیزان که من دارم صحبت می کنم همین جوری می گردند ، اینجوری کیف این ، جیب اون ، خوکار داری یک خودکار در میاد ، یک کاغذ بی زحمت به من بده ، بعد هم خیلی با جدیت قیافه هم می گیرد می نویسد بعد تا می کند می گذارد جیبش بعد هم میره پی کارش . اگر کسی می خواهد علم جمع بکند اینجوری نیست که ، دفترچه حسابی ، تقویم از این سررسیدها خیلی خوب تهیه می کند بعد مرتب با تاریخ می نویسد . یک جلسه هم که نبوده میره نوارش را می گیرد می نشیند توی خانه پیاده می کند داشته باشد ، حفظ می کند اینها را ، خلاصه می کند ، حفظ می کند کار علمی دیگر می خواهد بماند برایش ، محصول عمرش . لذا حضرت خیلی به نوشتن اهمیت می دهند . ببینید یک جایی چقدر قشنگ حرف می زند و چقدر هم مظلومانه کیست که دانش فراوانی را از من به یک درهم بخرد ؟ ای بابا یک درهم ، باید درهم از من دانش فراوانی بخرد . حارث انور می گوید من رفتم کاغذهایی را به یک درهم خریدم . حالا آقا یک درهم کاغذ بخرید بنویسید بیارید اینجا من علم های کثیر می گویم . راوی گفت علی (ع) برای او دانش فراوان نوشت . چقدر حضرت علی (ع) تنها بوده که فرصت نکرده اینقدر آدم تشنه کم بود ، حضرت اعلام می کرده بابا بیایید از این علمی که در سینه های من است استفاده بکنید ، من به را های آسمان بیشتر از را های زمین واقف هستم ، سلونی قبل از تفقدونی ، قبل از اینکه من را از دست بدهید از من سؤال بکنید . هیچ کس نمی آمد از علی (ع) سؤال بکند . اگر امیرالمؤمنین (ع) تو دم شما بود هر کدام از شما اینقدر سؤال داشتید که صدها سال طول می کشید ، اگر عمر داشتید سؤالاتتان را جواب می داد . الحمدلله ولی طرف می توانسته بیاد بگوید آقا این کاغذهای من این هم یک درهم بنویس برام . نمی گفته بگو من بنویسم می گفته چی ؟ بنویس برام . حضرت می نشستند می نوشتند . اینقدر مظلومیت ، یک فرمایشی دارد چقدر بزرگ امام مجتبی (ع) : ای فرزندانم ، بچه کوچولوها را جمع می کند حضرت مجتبی (ع) خانه شان ، بچه کوچولوهای خودش و فامیل ها را جمع می کند ، فرزندان خودش و برادرزاده ها و نوه ها و اینها همه را جمع می کند حضرت می فرماید : ( صلوات به محضر امام مجتبی (ع) صلوات بلند بفرستید ) ای فرزندانم و ای برادرزادگانم امروز شما خردسال قوی هستید و فردا بزرگان قوی دیگر پس دانش فرا گیرید . اگر یک کسی به بچه خودش بفهماند تو تربیت فرزند یادتان باشد باید با بچه همین جوری حرف بزنید ، یعنی بهش بگویید عزیز من تو الان بچه ای چند وقت دیگر قرار بزرگ بشی ، بزرگ میشی و بزرگی تو به این است که دانش یاد بگیری و فردا بزرگان قوی دیگر پس دانش فرا گیرید . هر که از شما نمی تواند روایت کند حدیث را بنویسد و آن را در خانه اش بگذارد ، یعنی حتی اگر اهل روایت و گفتگو و اینها نیستید حداقل کاری که می توانید بکنید این هست که چی کار بکنید ؟ علم را مقید بکنید بعداً ازش استفاده بکنید ، بنویسید در خانه هایتان نگه دارید . خود امیرالمؤمنین (ع) کتاب نوشتند در مورد احادیث پیامبر (ص) ، فرمایشات زیادی نوشتند . ما الان چند تا کتاب داریم ، کتاب های خوبی هستند زمان ائمه (ع) نوشته شده اند . مثلاً الان شما غیبت دارید ، غیبت نعمانی را دارید که امام زمان (ع) در غیبت صغری نوشته شده ، کتاب کافی را دارید که حضرت کتاب کافی را الکافی کافٍ لشیعتنا اصلاً فرمود: کافی برای شیعیان ما کافی است . کتاب کافی را آن موقع که نوشته شده حضرت مطالعه کرده و دستوری داده که کتاب بنویسند شیعیان .

خوب در مورد مبارزه با اسرائیلیات و دروغ هایی که اهل کتاب بافته بودند ائمه علیهم السلام جدای از اینکه با لفظ خودشون مبارزه می کردند ، مبارزه عملی هم می کردند این مطلب خیلی مهم است ، هر مسلمانی هم وظیفه اش مبارزه است . یعنی گفتم فرمودند : اگر شما جایی دیدید یک نفر دارد حرف های بی ربط می زند و بدعت در دین می گذارد بر شما هست که با آن مبارزه کنید ، آبرویش را ببرید ، غیبتش را بکنید . حضرت می گوید غیبتش را بکنید حتی تهمت هم بهش می توانید بزنید ، غیبت بکنید ، تهمت بهش بزنید ، آبرویش را ببرید رسوایش بکنید که جرأت بدعت در دین پیدا نکند و چیزهایی که در دین نیست در دین نیارد . چون ببینید یک امر تخصصی بسیار حساس هست مثل یک کسی که بیاید تو نسخه های پزشکی دست ببرد یا تو میزان و اندازه داروها تغییر ایجاد بکند خیلی خیانت بزرگی است یک کسی بیاید چیزی که در دین نیست بیاورد در دین ، داخل دین بکند ، یک چیزی که در داخل دین بیارد بیرون بکند ، ببینید به جریان هدایت معصومانه و تخصصی انسان ها چقدر لطمه وارد می شود . خیلی خطرناک با دین بازی بکند . خوب لذا حضرت می فرماید : اگر یک کسی یک همچین سنتی خواست بگذارد مردم باید به شدت باهاش هرجوری می توانند مبارزه بکنند که جرأت نکند کسی بیاید در داخل دین یک چیزی را اضافه بکند ، باید باهاش مبارزه بشود . خوب گاهی وقت ها امیرالمؤمنین (ع) می دید این قصه گوها دارند قصه می گویند حضرت می گفتش که با حرف جلوشان را می گرفت ، حالا می گویم چه حرف هایی زد بهشان می گفت که : با تازیانه می زنم شما را ، گاهی وقت ها می گفت این حرفی که زدی اگر اثبات نکنی شلاق می خوری . آمدند قصه ای گفتند در مورد همین حضرت داوود و اوریا که روابط نامشروع ، حضرت داوود (ع) با یک خانمی یک خانم شوهردار توضیح داده بودند، گفتند این اتفاق افتاده ، ایشان آمد چی کار کرد ؟ ایشان آمد گفت که اگر قصه گوها راحت این را نقل می کردند بالای منبر می گفتند برای مردم ، حضرت فرمود اگر کسی بشنوم از کسی یک همچین چیزی گفته صد و شصت ضربه شلاق بهش می زنم که این تهمت به انبیاء است . حد تهمت به انبیاء صد و شصت ضربه شلاق ، جدی حضرت امیر (ع) یعنی عملی وارد گود می شدند عملی می رفت ، مبارزه عملی می کردند . جناب کعب الاحبار که قبلاً بهتون معرفی کردم که از یهودیان اهل کتاب ، یهودی هایی بود که مثلاً تازه اسلام آورده بود به ظاهر و در درگاه خلیفه دوم قرب زیادی پیدا کرد و معاویه هم بعداً خیلی تحویلش گرفت ، می گفت که حضرت اون کذاب می دانست و هرجا هم حضرت علی (ع) این شخص را می دید بهش می گفت کذاب دروغگو ، کذاب رسوایش می کرد برای همین هم کعب خیلی از امام دلخور بود و هیچ وقت ، همیشه رو برمی گرداند از امام و تا می توانست با امام مخالفت می کرد . یک موقع هایی حضرت علی (ع) می آمد توی مسجد می دید قصه گوها هستند ، قصه گوها را از مسجد بیرون می کرد . بیا برو ببینم اینجا جای قصه گوها نیست ، مسجد جای قصه گویی نیست بیایید برید بیرون ببینم ، بیرونشان می کرد همه را ، یک اقدام عملی می کرد این چیزها را توی مسجد ذکر نکنند . امام باقر (ع) در مورد کعب الاحبار ، بعدها در مورد کعب الاحبار نظر داد و خیلی می گفت به گفته های کعب الاحبار ، گفته بود هر روز کعبه به بیت المقدس سجده می کند . حالا شما مسابقه بحث را نمی دانم توی درس تفسیر گفتم یا نه ، یعنی رسیدیم به آیه قبله یا نه فکر می کنم توضیح داده باشم حالا باز بد نیست بگویم این را ، تنها قرآن دیگه ، پیامبر (ص) تا ده سال اول ، حدوداً ده سال قبله شان مسجد الاقصی بود یعنی عذر می خواهم کلاً بیت المقدس ، به سمت بیت المقدس نماز می خواندند ، خیلی پیامبر (ص) از این وضع ناراحت بود یعنی می دید که مسیحی ها ، اول که چیزی از خودش بروز نمی داد ولی دید که یواش یواش یهودی ها گفتند که ببینید مسلمان ها استقلال ندارند تابع ما هستند حتی در قبله شان هم چی هستند ؟ تابع ما هستند و به قبله ما نماز می خوانند . تو قرآن می گوید چی ؟ قرآن می گوید : و ما جعلنا ، و ما جعلنا القبلة التی کُنتَ علیما ، یادتان هست این آیه را خواندم برایتان اِلّا لنعکم مَن یَتَّبَعُ الرَّسولَ مَن یَنقلبُ عَلی عَقِبیه وَ اِن کانت لَکبیرةَ اِلّا علی الذینَ هَدَی اللهُ و ما کانَ اللهُ لِیُضیعَ ایمنکم اِنَّ اللهَ بالناس لَرؤفٌ رَحیمٌ . آیه فکر کنم 140 و 141 بقره باشد . می فرماید که : اون قبله ای که ما به شما گفتیم به سمتش نماز بخوانید یعنی قبله اهل یهود برای این نبود که می خواستیم آنها را تحویل بگیریم ، آخه در بعضی از تفاسیر متأسفانه اشتباه نوشتند چون پیامبر (ص) می خواسته دل یهودی ها را بدست بیارد به قبله آنها نماز می خواند و دلایل دیگری آوردند که اینها هیچ کدام درست نیست . خود قرآن می گوید : وما جعلنا القبلة التی کنت علیها ، بعد از اینکه پیامبر (ص) را پیامبر را بر می گرداند به سمت قبله می گوید آن قبله ای که و بهش نماز می خواندی ما قرار ندادیم مگر برای اینکه آزمایش بکنیم خود مؤمنین را که آیا مؤمنین وقتی که به یک چیزی انس می گیرند ما تغییرش می دهیم با اون چیزی که انس می گیرند بیشتر می خواهند انجامش بدهند اون کار را یا با امر تغییر یافته ؟ یک بحث روانشناسی هست که من قبلاً در موردش هم در شیطان و صور مقدسی در معرف نفس هم در تفسیر توضیح دادم ، ببینید آدم از نظر روانی با تحت تأثیر عادت گاهی وقت ها به چیزی ولو مقدسی عادت می کند که وقتی خدا بهش می گه ولش کن دوست نداره ولش بکند آن چیز مقدس را و آنجا معلوم می شود کی واقعاً مؤمن ، کی واقعاً مؤمن نیست . یعنی شما مثلاً فرض بفرمایید که سال ها می روی هیئت ، عزاداری ، منبر ، مسجد بعد خدا مثلاً می گوید که نمی خواهم بری ، نرو . یا یک کاری می کند که اصلاً تو مسجد نتوانی بری مریضت می کند ، نمی دانم مشکل وضو پیدا می کنی ، چی ، چی ، چی بعد شما به خدا می گویی آخه این هم کار بود کردی تو ؟ حالا مثلاً مسجد نرم ، هیئت نرم مگه خوب این مگه تو خود نمی دانی که مسجد رفتن خوبه پس چرا نمی ذاری برم ؟ گاهی وقت ها انسان می شود معلم خدا ، خدا خیلی تغییرات ایجاد می کند ، گاهی وقت ها تو سالم ، میزون ، پولدار ، نمی دانم خوشبخت ، سر خونه و زندگیت با همسرت ، با فرزندانت داری زندگی می کنی بعد یک دفعه یک فاجعه اتفاق می افتد ، یک اتفاق ثروت را از دست می دهد ، انسان ورشکست می شود ، همسرش و بچه هایش را از دست می دهد ، بچه ها پدر و مادرشان را از دست می دهند ، یک مسئله ای پیش می آید ، مسئله آبرویی پیش می آید یا مسئله دیگر خدا داره امتحان می گیرد. ما خیلی وقت ها در مقابل تغییرات می بُریم و هر عادت کردن به جریان های ثابت و شرایط ثابت باعث می شود که انسان ایمانش را از دست بدهد . خداوند می گوید من اصلاً نمی خواهم شما به هیچی عادت بکنید حتی به نماز توجه کردید ؟ می گوید به نماز هم عادت نکنید . یک جایی مثلاً به خانم ها می گوید نمی خواد نماز بخوانید ، نماز نخوانید ، چشم . یک جایی که نماز شکسته بخوانید ، نه بابا من دلم نمیاد کامل هم می خواند ، ببین از خودش اجتهاد می کند . بعد می گوید آقا حرام شما الان مریضی نباید روزه بگیری ، نه من اصلاً ، مقدس بازی ، خیلی ها مقدس بازی می کنند می دانند برایشان ضرر هم داره ، دکتر هم می گوید می گیرند . اینها همه اش کفر است ، حرام هم هست ، نه تنها قبول نیست بلکه گناه است .

حالا داستانش مفصل است من اگر بخواهم بگویم باید یک دوره بحث راجع به مقاومت در تغییرات و متغیرات و این چیزها توضیح بدم برایتان ، فعلاً کلیاتش را دارم می گویم برایتان ، آدم ها اساساً در مقابل تغییر به خصوص در مقابل جریانات ثابت و تغییرات مذهبی مقاومت نشان می دهند یعنی وقتی بهش می گویی آقا این چیزی که تو سال ها عادت کردی بهش به اسم دین ، این جزء دین نبوده دروغ به تو گفتن ، اشتباه به تو گفتن حالا تغییرش بده نمی تواند ، می گوید ما همین جوری ایم . می گوید آقا قمه زدن حرام ، برو بابا حرام که ما ایل و تبارمان نسل اندر نسلمان قمه زدند تو اینجا ، خون ریختند ، یا نه اصلاً حرام نبوده ما الان حرام می کنیم ، امام معصوم می گوید من الان حرام کردم ، ولی فقیه می گوید من الان حرام کردم . حج رفتید الان من می گویم حج نرو ولی فقیه دیگه ، حاکم به فروع دین می گوید حج نرو ، نه نه نمی شود حج نروم ؟ اینجا داره امتحان پس می دهد . خداوند می دانست یک عده توی این مسئله گرفتار می شوند امتحان می خواست بگیرد که ایمان ها را مشخص بکند . می گوید : و ما جعلنا القبلة التی کنت علیها الّا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه ، خدا می گوید من می خواستم آدم هایی که تبعیت پیغمبر را می کنند از آدم هایی که درجا می زنند و عقبگرد می کنند را درشان بیاورم . لذا وقتی که پیامبر (ص) فرمود قبله به سمت مکه بشود خیلی ها حاضر نبودند به سمت مکه نماز بخوانند . یهودی ها خودشان مقابله کردند ، مسیحی ها که اصلاً نیامدند . عرض کنم خدمتتان تو مسلمان ها یک عده سختشان بود در مقابل این دستور ، با مصیبت به بیت المقدس نماز می خواندیم حالا برگردیم اینور ؟ هشت سال جبهه جنگیدیم گفتیم جنگ جنگ تا پیروزی ، جنگ جنگ تا رفع کل فتنه یک دفعه ترمز ما را کشیدند گفتند قطعنامه بابا پس این هشت سال که جنگیدیم چی ؟ قرآن می گوید ، قرآن می گوید چی ؟ اِن کانت لکبیرة الا علی الذین هدی الله ، اینکه انسان در مقابل تغییراتی که خدا یک دفعه تو زندگی اش ایجاد می کند نبره ، پولدار بوده یک دفعه الان ورشکست شده ، زیبا بوده یک دفعه تصادف می کند زشت می شود ، سالم و قوی بود تصادف می کند معلول می شود ، عرض کنم خدمتتان که همسر داشته ، فرزند داشته یک اتفاقی افتاد همسر و فرزندش را از دست می دهد ، خیلی موقعیت اجتماعی بالایی داشته یک اتفاقی می افتد همه را از دست می دهد . می گوید : لکبیرة الّا علی الذین هدی الله خیلی سخته خود خدا می گوید ، می گوید بزرگ مگر آدم هایی که هدایت شدن ، یعنی آدم های حقیقی کسانی که حقیقت دارند ، کسانی که حقیقت دارند هدایت حقیقی شدن آنها هستند که در مقابل تغیییرات زود تغییر پیدا می کنند ، زود تغییر پیدا می کنند . الان علما و مراجع خیلی وقت ها جرأت پیدا نمی کنند که چیزهایی که جزء اسلام نیست به عوام بگویند ، بگویند آقا جزء اسلام نیست مثلاً تو اسلام نیامده یک همچین چیزی ، عوام دارش می زنند . گفت خوب آقا این نجس است ، گفت کی می گوید نجس است می گوید من می گویم نجس است ، گفت تو مقلد کی هستی ؟ گفت من مقلد آقای حسن اصفهانی گفت : آقا خود این آقا که الان پایش را گذاشت تو خزینه آمد رد شد پایش را آب نکشید خودش بود ، تو می گویی این آب ، خانم ها هستند از خودشان فتوا درست می کنند آقایون بیچاره ، فلان جا پایم آب خورده بود نجس شده بود ، الکی بابا این همین آقایی که الان آمد پایش را آب نکشید رفت از خزینه رفت آقا سید ابوالحسن ، نه نمی فهمد او . ما خیلی وقت ها ، الان مداح ها را نگاه کنید مداح های هیئتی ما خیلی هاشان به مراجع می گویند شما نمی فهمید ، یا حرام ، قمه زنی حرام ، چقدر آخوند و مداح احمق ما داریم توی این مملکت ، چقدر متدینین بی دین ، احمق داریم الان سی دی تولید کردند در دفاع از قمه زنی دیگه از این بی شعورتر آدم می خواهی شما . اینکه آدم یک دفعه ترمزش را بکشند بگویند رویت را برگردان آن طرف خیلی جیگر می خواهد بگوید چشم برمی گردانم . هشت سال جنگ جنگ تا پیروزی بعد می گویند پیروزی نه قطعنامه تمام بیایید بریم سازندگی ، چشم . مالک اشتر می خواهد که ده تا به قول خودش ضربه شمشیر می خواهد تا معاویه را نابود کند ، امیرالمؤمنین (ع) بهش می گوید برگرد ، خیلی کاره بابا علی پنج دقیقه تمام می شود ریشه فساد کنده می شود ، برگرد مالک برگرد ، چشم خیلی جیگر می خواهد ، خیلی ایمان می خواهد الّا علی الذین هدی الله ، بعد ببین خدا چقدر قشنگ می گوید : ما کان الله لیضیع ایمانکم ، خدا ایمان های شما را ضایع نمی کند اگر سیزده سال در مقابل بیت المقدس نماز خواندید قبول همه اش قبول اصلاً اجرتان ضایع نشده ، حالا ما می گوییم اینوری بخوانید از این به بعد من می گویم اینوری بخوانید تمام است ، پس این همه سال ما غلط داشتیم عمل می کردیم ؟ نه اجرش هم می دهم ، آخه به ما گفته بودند اینجوری ، شما باور دینیتان اینجوری بوده خدا هم به این باور دینی ثواب می دهد ولی خدا وکیلی غلط بوده از این به بعد باید این کار را بکنی ، آقا من فتوا دارم از امام که امام فرموده موسیقی حرام ، منم دست خط امام توی خانه مان هست امام نوشته موسیقی مطلقاً حرام یعنی اصلاً بعضی نداره . همه اقسام موسیقی چیه ؟ حرام ، حالا همین امام صادر کرده می گوید که مثلاً همه اش حرام نیست یک قسمتی اش را می توانید گوش بکنید ، آلات مشترک اشکالی ندارد ، موسیقی های مشترک اشکالی ندارد ، اونهایی که صد در صد مطرب اند یقینی هست اینها حرام . این قسمتش را دیگر نمی خواهد پرهیز بکنی ، نه بابا این حرف ها چیه ؟ مگر این مسخره بازی یک زمانی گفتی حرام ، یک زمانی مثل امام می گفتند شما زمان شاه گفتی گوشت یخی حرام حالا خودتان گوش یخی وارد می کنید می دید مردم می خورند می گویید حرام نیست . شما توی دستورات ائمه (ع) و پیغمبر (ص) بگردید پر از این ترمز کشیدن هاست . یعنی پیغمبر (ص) چند سال می گفت این کار را بکنید بعد یک دفعه می گفت که نه حالا از اینوری برید . یک عده اونجا می ریختند . کار خدا ناز کردن یادتان باشد و غربال کردن . امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : شماها را به شدت خدا غربال می کند تا اون ترکی یا بمانند . یعنی بیست سال عادتت می دهد به یک شیوه های عبادی به هیئت ، به نماز شب ، به چی به چی بعد بیست سال می گوید بی خیال این حرف ها کدامند بیا برو دنبال یک کار دیگر ، ببینید هدایت می خواهد آدم مقاومت نکند .

ما را بگو می خواسیم قصه برای شما تعریف بکنیم رفتیم توی تفسیر ، داستان قبله این شد . آقا قبله را برگردانید از این به بعد به مکه ، خیلی یهودی ها اعصابشان خورد شده بود آمدند توطئه کردند برای پیغمبر (ص) خیلی اذیت شدند برای همین این عقده درونشان مانده بود لذا این حدیث دروغین را درست کردند که کعبه هر روز سجده می کند به کی ؟ سجده می کند به کی ؟ به بیت المقدس . یعنی چی ؟ یعنی اصل چیه ؟ اصل بیت المقدس است . حتی عمر با کعب الاحبار رفته بودند بیت المقدس عمر مشاورش کعب الاحبار بود دیگه ، به کعب می گوید : کعب ما مسجد را کجا بسازیم ؟ کعب می گوید : که پشت صخره ، صخره همان جایی است که همه بهش سجده می کردند قبله یهودی هاست که مسلمان ها سیزده سال داشتند ، می گوید مسجد را بگذارید پشت صخره یعنی در واقع به کی سجده کنند ؟ به صخره . عمر می گوید بابا اینکه همان قبله یهودی ها شد دیگه کعبه نشد . یعنی اینجوری بودند . داستان درست کردند که ائمه (ع) با این قضیه خیلی مخالفت کردند و امام صادق (ع) فرمود : اهل کتاب اینها همه چی هستند ؟ باطل هستند . یک حدیث دیگر هم بخوانم برایتان از امام صادق (ع) فرمود : برخی از دانشمندان در پی احادیث یهود و نصاری هستند تا به دانش خود بیفزایند و حدیثشان را زیاد کنند اینان در طبقه پنجم جهنم هستند . کسانی که دنبال این هستند که بروند علم را از اینور و آنور یاد بگیرند می گویند سوادمان ، تحصیلاتمان ، علممان زیاد می شود حضرت فرمود که اینها در طبقه پنجم جهنم هستند . حالا این یک گروه بودند مخالفت کردند . گروه دوم چه کسانی بودند ؟ خود شیعیان که انشاءالله هفته بعد فکر می کنم بتوانیم انشاءالله هفته بعد بحث را تمام کنیم و برگردید به متن زیارت .

احیای ما انشاءالله به جای آخر ماه یادتان باشد ما چون شب نیمه شعبان احیا وارد شده تا صبح ما انشاءالله شب نیمه شعبان یعنی شنبه ، شب یکشنبه در همان مسجدالنبی احیا خواهیم گرفت انشاءالله . همایش مهدویت ما با موضوع شیعیان و رسالت انتظار ، پارسال هم یک همایش و جشن داشیم برای امام زمان (ع) روز دوشنبه هست ساعت چهار و نیم ، پمپ بنزین ورامین یک کوچه اولش هست که یک حسینیه آنجا هست به نام حسینیه پنج تن آل عبا یا معروف به حسینیه مهربانی هاست ، انشاءالله عزیزان ساعت چهار نیم در جشن ما شرکت کنند . روز دوشنبه انشاءالله یک روز بعد از نیمه شعبان ساعت چهار و نیم مراسم داریم . انشاءالله از حضرت آیت الله زابلی هم افضل الله تعالی استفاده می کنیم انشاءالله . مطالب خیلی مهمی هم داریم که انشاءالله عرض بکنیم . صحیفه سجادیه هم شنبه داریم مسجد النبی . باهم دعا بکنیم صدقات شب جمعه را هم بپردازید . جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان (ع) رفع اضطرار از شیعیانشان از مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر 5 مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم ( 5 مرتبه آیه امن یجیب دسته جمعی ) خوب عزیزانی که می خواهند خارج شوند خیلی بی سر و صدا اینجا با هم صحبت نکنند تا من سؤالات را جواب بدهم .

عرض کنم من چند بار عرض کردم سؤال های شرعی و غیرمرتبط با کلاس را اینجا فعلاً نمی توانیم جواب بدهیم . خلقناکم جنبه زمینی ماست ، دیگه که من ذکر الانثی دیگه ، بله از زن و مرد خدا ما را آفریده چون حضرت آدم (ع) به اصطلاح این حیثیت مادی و جنسی را گرفته به خودش .

این چگونه می توان به قبل از اینا فکر کرد یا به چه معنی این ما را قبلاً توی سی دی قبلاً گفتیم باز هم اعلام کردیم اون عزیزی که این سؤال را کردند برنامه بگیرند .

امکانات مؤسسه سی دی ها و کتاب های ما امتیازش برای مؤسسه است عزیزانی که می خواهند تخفیف داشته باشند یا تکثیر کنند بدون اجازه این شرعاً اشکال دارد . بعد هم نگن که خوب مگه شما نمی خواهید اینها رواج پیدا کند ، چنین بشه ، چنان بشه . ببینید امتیاز برای مؤسسه است برای اینکه درآمد فروش اینها برای خیریه و تبلیغ امام زمان (ع) ، بنابراین عزیزان به جای اینکه درخواست تخفیف کنند یا بگویند که ما مثلاً خودمان تکثیر می کنیم به جاهای دیگر می دهیم وقتی هزینه اش را بپردازند در واقع کمک کردند به وضعیت مؤسسه که مؤسسه بتواند اهداف خودش را این خدمات را بیشتر انجام بدهد . ولی اینکه یک کسی تو هارد خودش تو کامپیوتر بریزه و ازش استفاده بکند این عیبی ندارد ، هیچ اشکالی ندارد . شما از سی دی هایی که در کلاس ها استفاده کنید اگر شما نمی توانید تو کلاس ها شرکت کنید . به خصوص راجع به خانمها من دفعه هزارم ، کمتر از هزارم البته گفتم که دخترها بدون اجازه پدرهاشان و خانهای شوهردار بدون اجازه شوهرهاشان اگر راضی نیستند به کلاس تشریف نیاورند .

مراجع دست زدن در مجالس ائمه (ع) را اشکال نگرفتند .

ادعای اینکه من از اسرار و پشت پرده خبر دارم اینها ادعاهای دروغی است که نباید باور کنیم ماها .

همه این سؤال ها را هم که شما می کنید من به عزیزان سی دی پرسمان که بیست و دو هزار سؤال و جواب است از مؤسسه تهیه کنند خانه شان باشد که دیگر این همه سؤال نکنند از ما .

فرمودند آیه قل انما العلم عندالله سوره ملک آیه 26 هست .

برنامه هایی که ما می دهیم جزء واجبات شماست ، یعنی مستحبی نیست که شما اگر انجام دهید خوبه اگر انجام ندهید بده . بلکه جزء واجبات برای اینکه آموزش دین جزء واجبات هم هست کسی یاد بگیرد بنابراین با مستحبات عوضش نمی توانید بکنید . بگوییم آقا مثلاً ما یک کار مستحبی داریم این را بکنیم یا آن را ؟ اصلاً قابل سوال نیست . اگر نمی رسید همان برنامه را انجام بدهید وقتی برنامه را انجام دادید به مقداری که می توانید اعمال ماه شعبان و رمضان و رجب را انجام بدهید اگر به برنامتون لطمه می خورد همان برنامه تان را انجام بدهید .

به فقیر صدقه تعلق نمی گیرد اگر هم صدقه ای خواست فقیر بده باید بده خارج بشود از خودش از خودش بگذرد .

ما در بحث ولایت سی دی ولایت ، انتهای بحث های ولایت سی دی ولایت اثبات ولایت فقیه را گفتیم اما در مؤسسه کتاب های خوبی هم در رابطه با اثبات ولایت داریم مراجعه کنید آنجا مثل ولایت فقیه آیت الله جوادی آملی ، حکمت ها و حکومت های آیت الله ممدوحی و مباحث ولایت فقیه آیت الله مصباح یزدی اینها قابل استفاده است ، خیلی قابل استفاده است .

در مورد مراجع ماها خیلی نمی توانیم صحبت بکنیم اینجا و دفاع بکنیم و رد بکنیم اینها را .

اعمال خوبی که باید انجام بدهید شب نیمه شعبان بیشتر وارد شده در روز نیمه شعبان کمتر بیشتر به شبش فکر کنید که شب قدر هم هست ، برای همه انبیاء شب قدر بوده شب نیمه شعبان برای ما هم شب قدر است استفاده بکنید .

شرکت های هرمی حرام همه شان به فتوای همه مراجع اشکال دارد ، خلاف قانون هم هست همین که خلاف قانون جمهوری اسلامی باشد حرمتش مسلم است .

در رابطه با سفره ها ما نمی توانیم بگوییم بدعت است ولی ما بدعت هایی داریم که بدعت های بدی هم نیست یعنی مراجع و بزرگان دین با این نوع بدعت ها مخالفت نکردند مثلاً اِنَّ الله و ملائکة یصلون علی النبی ما بعد از نماز چند تا صلوات می فرستیم برایش ؟ سه تا این بدعت همیشه هم بوده یک صلوات کافی بوده ولی همه سه تا می فرستند . بعضی از انواع بدعت ها چیزهایی نیست که ما بخواهیم باهاش درگیر شویم و عرض کنم خدمتتان که مبارزه بکنیم . آثار هم داشته چون خود حضرت علی (ع) هم در نهج البلاغه می گوید که بعضی از آداب و رسوم مردم که دین تأیید می کند در راستای اهداف دین هست . خوب حالا ما چه ادعایی داریم برای سفره حضرت ابوالفضل (ع) که یک عده می اندازند نذرهاشان را هم می گیرند و حاجت هایشان را هم می گیرند ، منشاء خیرات زیادی هست مبارزه بکنیم ما باید با بدعت های خیلی بزرگ مبارزه کنیم .

این عزیزی که نوشتن سؤال را در مورد گناه تو برنامشون برای من مکتوب بنویسند یک ذره هم خوش خط که من بتوانم بخوانم .

نه اینکه ادیان مسیحی و یهودی را نشناسیم اما اینکه ما خودمان را بچسبانیم به اونها بخواهیم از اونها علم یاد بگیریم اون تهدید امام صادق (ع) درست است و فکر کنیم از طرف اونها علمی به ما اضافه می شود این خطرناک است .

همین دو جلسه من وقت ندارم گفتم خانم ها هیچ کدام این بالا نیایند مطلقاً نمی توانم جواب بدهم ، جلو هم نیایند برای صحبت کردن من بعد از کلاس دوم دم در ایستادم اگر کسی سؤالی دارد می تواند اونجا سؤال کند .

ضرورت آموزش دین به شما کمک می کند در رابطه با حوزه علمیه یا ضرورت بحث هایی که در حوزه علمیه بحث می شود مطرح می شد مطالب زیادی را یاد بگیرید اما در رابطه با چگونه درس خواندش در حوزه علمیه اینها را به خود شما یاد می دهند . کتاب هایی هم در این زمینه الان وجود دارد .