ما بحث مان را در شرح زیارت عاشورا چند جلسه ای اختصاص دادیم به حقد به مناسبت جایگاه بسیار بزرگی که مسئله حقد و کینه در بوجود آمدن وقایع تاریخی و ظلمهای زیادی که نسبت به اهل بیت (ع) و پیروان آنها در طول تاریخ شده. بحث حقد تقریبا تمام شد اما یک تتمه ای داشت که لازم بود این را هم عرض کنیم که دیگر انشاءا... از جلسه ی بعد به ادامه بحث زیارت عاشورا بپردازیم.
چند تا عامل هست که حقد و کینه را از بین می برد البته عرض کردم هیچ چیز به اندازه ی معرفت انسان به خودش، به خداوند، به آخرت و باور خود انسان نسبت به این حقیقت به عنوان یک سالک به سوی آخرت و ابدیت در تهذیب نفس انسان از رذایل موثر نیست اما تک، تک رذایل هم خودشان راهکار های ویژه ای هم دارند که در اینجا چند راهکار و امیرالمومنین (ع) و رسول الله به ما یاد می دهند که اجازه ندهیم نجاست حقد و دل چرکینی و کینه دنیا و آخرت ما را بسوزاند و از بین ببرد یکی از راهکار هایی که امیرالمومنین (ع) ارائه می دهد و از معجزات کلام ایشان هست در مبحث روانشناسی از مسائل بسیار، بسیار مهم هست؛ بحث ارتباط ارواح با همدیگر است ارتباط نفوس و دلها با همدیگر است می فرماید که احسد الشر من سدر غیرک بقلعهی من سدرک. برای درو کردن بدی از دل دیگران بدی را از سینه ی خودت ریشه کن، کن یعنی یکی از چیز هایی که فوق العاده موثر هست در این که یک نفر کینه، دل چرکینی، کدورت، اختلاف را از بین خودش و دیگران بردارد این هست که به مقام صدق برسد یعنی خودش هم صادقانه کینه را، دل چرکینی را از دل خودش پاک بکند، خیلی وقتها صلح و آرامش بین دو تا انسان یا بین دو دسته به این هست که طرفین صادقانه بخواهند به وحدت برسند و شر و بدی را برطرف اختلاف را کنار بگذارند.
اگر شعار بدهند ولی در عمل وحدت را رعایت نکنند هم دلی را، دل پاکی را رعایت نکنند این دل چرکینی و کینه و شر و نفرت و انتقام از دل طرف مقابل بیرون نمی رود. ببینید چقدر زیبا و دقیق امیرالمومنین (ع) می فرماید: که اگر می خواهی بدی را از دل کسی که باهاش درگیر هستی، بین تان اختلاف آمده مثلا یک زن و شوهر، خواهر و برادر، دو تا دوست. می گوید تو تا خودت کینه را، بدی را از دلت پاک نکنی نمی توانی از دل طرف مقابل پاک کنی، ما خیلی وقتها زن و شوهر ها که می روند می گوییم آقا شما ها بدانید شیطان گذشته را به رخ شما زیاد می کشد این آیه ی قرآن هم هست. لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفم و عن ایمانهم و عن شمائلهم. آیه 17 اعراف.
از گذشته حمله می کند و یکی از گذشتش یکی از خاطرات یکی از حمله های شیطان از گذشته کدورتها هست. خاطرات تلخی هست که بین انسان و کس دیگری به وجود آمده شیطان دائما گذشته را به رخ انسان می کشد تا هیچ وقت موفق نشود بین خودش و دیگران را اصلاح کند و همیشه در جهنم دل چرکینی، انتقام بسوزد، خوب حالا این واقعیت این حقیقت را ما باید در نظر بگیریم که این هست دائما به رخ ما کشیده می شود، من گاهی وقتها به زوجینی که ما خدمت شان می رسیم عرض می کنم خدمت شان که اگر شما بخواهید واقعا یک شروع خوب داشته باشید و زندگی تان سر و سامان بگیرد اولین کاری که می کنید این هست که با گرفتن دستورالعمل جدید و برنامه جدید گذشته به یادتان نیاید، گذشته را کنار بگذارید خیلی وقتها آدم می خواهد رابطه اش را با یک نفر درست کند بهشتی کند اما حریف شیطان خودش نمی شود و شیطان دائما آن گذشته را به رخش می کشد و تا وقتی که تو اینقدر تو سری خور هستی و بدبخت هستی، اینقدر ضعیف هستی که شیطان می تواند گذشته را به رخت بکشد، اینکه بخواهی با یک کسی به صلح برسی و جهنم را خاموش کنی یک خیال خام است چون گذشته که جهنم هست با تو هست تو نمی توانی خودت را از شر جهنم گذشته راحت کنی و چون نمی توانی خودت را از شر جهنم گذشته که پشت سرت هست خودت را راحت کنی تو بسمت بهشت نمی توانی حرکت کنی (از بهشت) کسی می تواند وارد بهشت بشود که از جهنم درآید خروج پیدا کند بعد وارد بهشت شود ما که نمی توانیم هم تو جهنم باشیم و هم تو بهشت که.
لذا کسی که نمی تواند خودش را از شر گذشته خلاص کند اساسا وارد بهشت نمی تواند بشود، هر کس که ذهنش دائما دلش بر می گردد به ماجرا های گذشته این یک آدم ضعیفی هست که دائما در جهنم گذشته دارد می سوزد شما زمانی می توانی نجات پیدا کنی که از سوختن تنفر پیدا کنی یعنی نخواهی جهنمی شوی می گویی من می خواهم بهشتی باشم نمی خواهم بسوزم لذا تا وقتی تصمیم نگیری که بهشتی شوی از گذشته هم نجات پیدا نمی کنی تصمیم هم باید صادقانه باشد یعنی ما صادقانه بخواهیم که برویم بهشت، هوس نباشد، اراده هم پشتش باشد ببینیم واقعا من می خواهم بروم، بعضی ها دیدی بهشان می گویند که، می گویی که من خیلی دلم تنگ شده برای امام رضا، می گوید آره من هم خیلی دلم تنگ شده واقعا کاش که حضرت می طلبید می رفتیم اینها امکانات نیست، وسیله نیست، مشکلات هست یعنی می گویی بیا برویم من می برمت ماشین دارم می برمت، اصلا دو تا بلیط هواپیما دارم بیا برویم تعطیل هم که هستی می بینی که شروع می کند بهانه آوردن این نشان می دهد که این اساسا فقط می خواهد مشهد برود یعنی بدش نمی آید از مشهد رفتن اما اراده و تمنایی درش وجود ندارد کسی که می خواهد برود بهشت نمیتواند خودش را تو گذشته نگه دارد اگر در جهنم گذشته نگه دارد این صادق نیست نمی شود من بگویم من می خواهم به گذشته فکر کنم اما جهنم هم نروم و نسوزم شما تا به محض اینکه به هر میزانی، به هر دقیقه ای به هر ثانیه ای در گذشته هستی داری تو جهنم می سوزی اینکه نمی خواهم بسوزم هم ندارد داری می سوزی بعد من به این زن و شوهر ها عرض می کنم که شما اگر می خواهید واقعا یک زندگی خوب داشته باشید از همین جلسه که می خواهید بروید بیرون باید تمرین کنید که اصلا به گذشته کاری نداشته باشید مسائل جدید را شروع کنید یک زندگی جدید بعد می گویند باشد ما قول می دهیم بعد یک ماه بعد می گوییم که خوب بیاید ببینیم که چه کار کردند دو باره می بینیم که زن دارد از گذشته هی حرف می زند آره من نمی توانم این را ببخشم نمی تواند این جوری کنم نمی توانم این جوری کنم زن نتوانسته، یا مرد نتوانسته هر کدام، فرق نمی کند تا وقتی تو گذشته هستید خیال بهشت و صلح و صفا یک شعار است فقط.
لذا حضرت می فرماید: شما اگر بخواهید کینه یک نفر را پاک کنید اول باید از دل خودتان پاک کنید اول باید از دل خودتان کینه را پاک کنید دل ها چون به هم آگاهی دارند، دلها چون به هم آگاهی دارند، بو دارند، شامه دارند، می فهمند که کی کینه دارد، کی کینه ندارد، بنابراین دو نفر که مومن هستند، به معنای واقعی نه شعار بدهند ، مومن باشند به معنای واقعی، دلهای شان آئینه است، به محض اینکه یکی شان کینه را دل خودش پاک کند به طور طبیعی از دل طرف مقابل هم پاک می شود.
ثقل و سنگینی، خیلی وقتها نمی گویم همیشه ها، خیلی وقتها مال این هست که طرف مقابل هنوز آلوده هست و دل ما گواهی نمی دهد که آن دلش را، چی کرده؟ دلش را پاک کرده، لذا در باره این بحث ارتباط قلبی قلبها و دلها که از معجزات فرمایش امیرالمومنین است چون بحث تله پاتی، بحث ارتباط دو تا نفس از فاصله های دور، ارتباط قلبی از فاصله دور، ارتباط یک مادر با فرزندش توی یک کشور دیگر.
مثلا برای مادر توی شهر، برای فرزندی توی یک کشوری اتفاقی می افتد مادر دلشوره همین جا می گیرش از بس شدت ارتباطش زیاد است با فرزندش بچه توی یک کشور دیگر برایش حادثه ای اتفاق می افتد مادر کجا می فهمد؟ اینجا می فهمد. این ارتباط دلهاست. توی دلهایی که دل هستند شبیه هم هستند، سنخیت دارند با همدیگر، این بحث، فرمایش امیرالمومنین از معجزات است، که شما بدی را از دل خودت پاک کن از دل طرف مقابل پاک می شود، خوب، معنای این روایت، این روایت رفت دارد، برگشت ندارد، ما یک تعداد روایت داریم که مفهوم دارند، منطق دارند اما مفهوم ندارند یعنی شما نمی توانید ازش مفهوم گیری کنی توجه فرمودی چه جوری شد؟
منطقش همین هست که الان گفتیم اما مفهوم هم دارد خیلی وقتها ندارد ما عکس نمی توانیم بگیریم ما نمی توانیم مسیر دو طرفه بگیریم مثلا من زدم همیشه تو بحث سوء ظن هم من مثال زدم مثلا می گویند اگر کسی فحش می دهد، بی ادب است، آدمی که ابا ندارد از اینکه چی می گوید و چی بهش می گویند این یا تو دوران حیض نطفه اش بسته شده، نطفه ی حیض است یا زنازاده است یا شیطان در نطفه اش شرکت کرده لقمه ی حرام دارد که اینقدر راحت فحش می آید به دهنش اینقدر راحت فحش بهش می دهند کلکش هم نمی گزد خوب این درست است یعنی اگر کسی نطفه ی حیض بود، ولد زنا بود، شیطان در نطفه اش شرکت کرده بود یکی از آثار طبیعی اش این است که آدم چی هست؟ آدم بد دهن است، خوب حالا اگر ما هر کس بد دهن را دیدیم می توانیم بگوییم که نطفه ی حیض، زنازاده است شریک است، شیطان شرکت کرده در نطفه اش، نمی توانی بگویی چرا؟ چون برگشت ندارد روایت، یعنی می توانی بد دهنی عاملی غیر از اینها داشته باشد، غیر از اینها داشته باشد توی روایت و آیه اگر کسی قدرت انبساط نداشته باشد بسیاری از، الان تو تفسیر های ما می بینید اینقدر تفسیر های غلط ما دارم که نگو، یعنی شما تفسیر می خوانید آیه را تفسیر کرده و معنی غلط از آیه در آورده، مفسر ترجمه می خوانید ترجمه غلط است. استاد هست، خبره نیست، اصول استنباط کار نکرده، اصلا بلد نیست استنباط کند از آیه و روایت، آیه را برای تان می خواند یک چیز دیگر برای تان معنی می کند یک چیزی غلط را به شاگرد ها القا می کند یک چیز باطل را شاگرد ها القا می کند مثلا در روایت خوانده که اگر کسی سر پا ادرار کند لکنت زبان پیدا می کند بعد از این به بعد هر کس را می بیند زبانش می گیرد می گوید که تو سر پا ادرار کردی نه بابا این جوری نیست. یکی از آثار سر پا ادرار کردن لکنت زبان است درست است، اما هر کس لکنت زبان داشت معنایش این است که سر پا ادرار کرده یا نه؟ نه، لکنت زبان می تواند معلول چند تا علت باشد، ترس باشد، عوامل ژنتیکی باشد، چیز های دیگر باشد، تاثیر بگذارد، پس خیلی باید در خواندن احادیث دقت کنیم که جا هایی که مفهوم ندارد، مفهوم سازی نکنیم آن جایی که مفهوم دارد بتوانیم مفهوم بگیریم و تفسیر بکنیم هر مفهومی همی نمی توانیم در بیاریم این و باید انسان خیلی دقت کند که این خیلی ظرافت می خواهد انسان باید کار کرده باشد واقعا با خیلی از اصول و فنون استنباط آشنایی داشته باشد تا بعد بتواند چه کار کند؟ یک روایت، سخت ترین جملات بعد از آیات قرآن، حدیث هست، انّ حدیث سعب المستضعف، خیلی سخت است، روایت خواندن، حدیث خواندن، معنا کردن، کار راحتی نیست.
حالا حضرت می فرماید؟ چی؟ می فرماید شما اگر می خواهید کینه را از دل کسی پاک بکنی اولین برای پاک کردن کینه این است که در دل خودت کینه، بله نباشد، تو دل خودت بدی نباشد، خوب، حالا نتیجه چی می شود، حضرت می فرماید که احسد الشر، دور کن شر را از سینه دیگران با کندن آن از دل خودت، خوب حالا ما اگر آمدیم کینه نداشتیم آمدیم این کینه را از دل خودمان برطرف کریم آمدیم تو دل خودمان به یک نفر، با همسرمان، فرزندمان، بچه مان، نمی دانم پدر و مادر مان، دوست مان، به صلح رسیدیم واقعا دل خودمان را پاک کردیم درست است حالا وقتی دل خودمان را پاک کردیم، حالا دل آن هم پاک می شود، یا نمی شود؟ بله اینجاست که مفهوم گیری، شما نمی توانی از روایت بکنی، می گوید، اثر دارد این، یک طرفه اثر دارد یعنی وقتی شما کینه را از دل خودت برطرف می کنی اثر دارد ک از دل طرف مقابل هم برطرف بشود، بستگی دارد که دل آن چقدر شبیه دل شما باشد، چقدر سنخیت داشته باشد اما همیشه موفقیت آمیز موفقیت آمیز بله نیست چه بسا شما دل تو پاک کنی، کینه ای از کسی نداشته باشی و آن چی داشته باشد؟ آن کینه داشته باشد، نمونه اش در طول تاریخ ائمه (ع) هستند که مطلقا در دلشان کینه ای از کسی به دل نداشتند ولی بسیاری از افراد جاهل، نادان، هوس باز و هوس ران نسبت به اینها چی داشتند؟ کینه داشتند.
کینه می تواند اثر خودخواهی باشد، ما خیلی وقتها از کسی یک توقعی داریم آن توقع اجابت نمی تواند بکند ما ازش کینه می گیریم، نمی تواند بگوید، می گوید آقا مشهود نیست، شرعیت ندارد، قانونی نیست، نمی توانم، توان ندارم، وقت ندارم، حوصله ندارم، بودجه ندارم، امکانات ندارم، ولی تو چون توقع تو هست خواسته تو است، هوس توست و تو دوست داری که این کار بشود وقتی نمی شود از طرف مقابلت کینه به دل می گیری آن بی گناه است، مظلوم است، معصوم است، ولی شما، نه شما خواستت یک طرفه است، توقع داری مثلا انتظار داری که شما، استاد شما به سوالهای شما جواب بدهد، نمی تواند، دو دقیقه بیشتر وقت نمی تواند بگذارد شرعا بیشتر از دو دقیقه نمی تواند بگذارد وقت شما ناراحت می شوید از دستش.
انتظار داری مثلا فرض بفرمایید یک کاری کسی برایت انجام بدهد از دستش بر نمی آید، نمی تواند، لذا شما کینه می گیری حتی نمی خواهد، نخواهد هم شما نمی توانید کینه بگیرید حق کینه گرفتن ندارید نمی خواهد، توقع خودش یک گناه بزرگ است، این یادتان باشد، توقع، توقع داشتن، آقا یک طرفی، ما می خواهیم از یک کسی پول بگیریم می تواند، بدهد نمی دهد، آیا ما باید از دستش ناراحت بشویم؟ نه اگر ناراحت شوی تو جهنمی هستی، چون تو حقی نداری تو اصلا حق نداری، آن رابطه اش با خدا جای خودش تو گرفتاری تو اگر ناراحت شوی تو گرفتاری تو اگر بهت بر بخورد تو ، توی جهنم خودخواهی هستی که چرا این خواسته ی من را باز تاکید می کنم خواسته ی کمی خواسته ی من را اجابت نکرد آقا می توانست، نکرد و نکرد، عذر داشت شما موظفید عذرش را بپذیرید. حق نداری عذرش را نپذیری، کسی که من نه، من می دانم می تواند به هیچ وجه به محض اینکه بهت بربخورد تو می سوزی و جهنمی هستی لذا فرمودند، توقع نکنید حتی از خدا هم توقع نکنید.
از خدا هم توقع نکنید توقع خطرناک است یک گناه است، منشاش چی است توقع ؟ بله خودخواهی. منشاش حب نفس است، منشاش شهوت است، خودخواهی، ناراحت می شود، آقا نمی تواند، نمی خواهد، نمی خواهد، اشکال ندارد، نمی خواهد.
پس این نکته را باید دو طرفش را در نظر بگیریم اولا اولین قدم برای پاک کردن سینه مان از سینه ی دیگران از کینه ها این هست که اول چه کار کنیم؟ اول از دل خود مان شروع کنیم تا وقتی که دل خودت آلوده به کینه است طرف مقابل کینه اش برطرف یا آلودگی هایش برطرف نمی شود. اما اگر تو این کار را کردی و زحمت کشیدی 100 درصد نتیجه هم معلوم نیست که بدهد بله، علت هست، علت تامه همیشه نیست. یک سلسله از جا ها واقعا اگر شما دل خودتان ر ا پاک کنید دل طرف مقابل پاک می شود و یک سلسله از جا ها دل طرف مقابل خیلی جهنمی است، خیلی گرفتار است، خیلی مریض است، جهل درش هست، خودخواهی درش هست، شهوت درش هست، بیماری های دیگر درش هست دل او پاک نمی شود، و لو دل شما پاک باشد، حالا ما به دل خودمان فعلا کار داریم.
روایت بعدی از نبی اکرم هست. حسن البشر یذهب سخیمه. سخیمه یعنی همان کینه، دل چرکینی می فرماید که خوشرویی، گشاده رویی، مانع کینه می شود، اخم، خشونت نفرت می آورد، این را یادتان باشد بداخلاقی نفرت آورده، آدم اگر حق هم باشد با اخم و خشونت و بداخلاقی منفور واقع می شود، برای همین هم خداوند به پیامبر فرمود که تو به فضل و رحمت خدا نرم شدی با مردم. فبما رحمه من الله لنتنهم (نرم شدی) و لو کنت فضا غلیظا القلب لنفضوا من حولک. اگر درشت و خشن و غلیظ القلب باشی از دورت می روند و لو حق هم باشی، ما خیلی وقتها حق هستیم خشن می شویم میگوییم ما حقیم دیگر حق بودن، حق داشتن دلیل خشونت، دلیل بداخلاقی، دلیل اخم و تخم کردن نیست حقی اگر حق با تو هم باشد، حق نداری که این کار را کنی، بخصوص کسانی که مخاطب دارند، کسانیکه مخاطب دارند می خواهند تبلیغ کنند، حق ندارند.
بعضی از گروهها هستند که به این جنبه روانشناسی فوق العاده اهمیت می دهند و خیلی هم موفق هستند باطنا. ولی موفق هستند خیلی موفق هستند یعنی به تمام پیروانشان جز اصول شان این هست ما هم جز اصول مان هست ولی ما حرف گوش نمی کنیم زیر بار حرف معصوم و خدا نمی رویم مقاومت می کنیم فقط جهنم ما را آرام می کند خیلی وقتها مقاومتهای ما را لجبازی ها و بی عملی ما را فقط جهنم می تواند درمان کند از فشار قبر شروع می شود خرد می کند ما را تا مقاومتت شکسته شود ولی بعضی ها هستند گوش می کنند.
من بعضی از فرقه های ضاله را می شناسم در کشور خودمان شما سراغ هر کدام از اعضایش بروی در آنها بداخلاقی نمی بینید، تند خویی نمی بینید، عصبانیت نمی بینید، باطلند همه شان اما جز تعالیم شان این است و به تعالیم شان خیلی احترام می گذارند، ما خدا برای مان می گوید، معصوم می گوید، زیر بار نمی رویم ، آنها یک آدم فاسد و فاجر برای شان می گوید به عنوان رهبر دین شان رئیس باند شان برای شان می گوید آقا عضویت توی این گروه مستلزم این هست که شما بداخلاق نباشید اخمو نباشید باید گشاده رو باشید اگر نمی توانی توی این گروه نمی توانی راه پیدا کنی.
معصوم هم فرموده از شیعیان ما نیست، این جوری فرموده بار ها گفتند کسی که بداخلاق است از ما نیست. حضرت می فرماید آدم کینه ای دورترین آدم از من هست، آدم بداخلاق، آدم اخمو و لو آدم خوبی هم باشد، گناه هم نکند، گناه اصلا نکند هیچ گناهی مرتکب نشود، هیچ گناهی مرتکب نشود، بداخلاقی، اخمو بودن، گرفته بودن، چهره خودش گناه کمی نیست، کسی که حریف صورت خودش نمی شود، حریف چهره ی خودش نمی شود، خیلی بیچاره است خیلی ضعیف است، آن وقت آن گروههای باطل، عمل می کنند واقعا ب این عمل می کنند، جذب خیلی بالایی هم دارند تو مسلمانها این جوری نیست.
مسلمانها با اینکه حق با آنهاست، قرآن شان حق است، کتابشان حق است، خدای شان حق است، دین شان حق است، به خاطر شدت بداخلاقی، خشونت، عصبانیت بسیاری از موارد، وقتی یک نفر می خواهد بیاید مسلمان بشود، همین اخلاق را قیافه اینها را، زندگی اینها را، عبوس بودن اینها را، بی نمک بودن اینها را، می بیند، از دین متنفر می شود، چقدر هم زشت است، حالا شده فکر کنید هر کدام از ما چقدر سهم داریم در فراری دادن مردم چقدر سهم داریم از اعضا خانواده مان بگیریم که درشت خو بودیم . ما الان چقدر آدمهای مسلمان، قدیمی، حزب اللهی جنگ کرده و جنگ نرفته و خانواده شهید و سابقه دار و انقلابی داریم که بچه های شان مثل خودشان نیستند چرا؟ بچه های شان مثل خودشان نیستند علت عمده را من بگویم برای تان چی است؟ علت اصلی و عمده مهمترش این است که بابای خانه که خیلی حزب اللهی و جبهه ای است اصلا خنده بلد نیست. شوخی بلد نیست، گشاده رو نیست، و لو خیلی هم حق است. جانباز است ما شاءالله دو تا پا از دست داده ولی بد اخلاق است، جانباز هست آدم نیست.
چون عرض کردم ، اولین مرحله انسانیت در باطن افراد ما یک باطن حیوانی داریم با ایمان و عمل صالح یواش، یواش قرآن می گوید حیات انسانی، انسان پیدا می کند یادتان باشد، همه ی ما چی متولد می شویم؟ حیوان. فطرت الهی داریم اما تا شخص به مرحله ی دین و ایمان نرسد حیات انسانی پیدا نمی کند . حیاتش حیوانی است در حد زوجیت و جنسیت و زن بودن و مرد بودن و ازدواج و تکثیر نسل و غذا خوردن و کار کردن و محیط تو محیط اجتماع بودن و خدمت کردن به مردم و به همدیگر و این چیز هایی است که تو حیوانات هم هست. بیشتر از کمالات حیوانات رشد نمی کند.
استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحییکم. فقط با اجابت خدا و رسول هست که انسان حیاتی، وراء حیات حیوانی می گیرد، که بهش می گویند حیات چی؟ حیات انسانی، بعد در حیات انسانی قبلا توضیح دادم اولین مرحله ای که اانسان می تواند با باطنش و از حیوانیت در بیاورد و اگر این حداقل نمره 10 یعنی تا 9/99 رفوزه است دیگر باطل است.
کی نمره قبولی می گیرد چند بشود نمره اش؟ 10-10 در انسانیت گشاده رویی هست. یادتان باشد. آنی که ده را ندارد هر چی زور بزند فایده ای ندارد. لذا این طرف روحانی، آخوند، سید است، مرجع تقلید است، مجتهد است بچه ها همه از بابا متنفرند چون این مجتهد و آخوند و سید آدم بداخلاقی است چون این مبارز و مجاهد و نمی دانم پیش کسوت جهاد و خون و انقلابی و وزیررا نمی دانم نخست وزیر آدم بد اخلاقی است.
عرضه ندارد فرزندان خودش را هم حتی جذب بکند نسبت به بچ های خودش خشن است. بچه ها کنارش آرامش ندارند. کنارش احساس عواطف نمی کنند خیلی از مرد ها، مرد های مومن و حزبی الهی هستند زن های شان اصلا قبول شان ندارند آنها را آدم نمی داند حق هم دارد که آدم نمی داند حق هم دارد برای اینکه می بیند این وحشی است این آرامش ندارد. این اصلا عرضه ندارد خوشرو باشد بشاش باشد.
با مادر خشن با پدر خشن با همسر خشن با فرزندان خشن با همه خشن حرف می زند توی حرفش نیش است تویش پرخاشگری است داد زدن و صدای بلند است این هیچ وقت موفق نیست اینها همه کینه می آورد. می گوید آقا شما که شب می خواهید آب بخورید در این ظرف را بپوشانید برای چی؟ بله چرا باید در غذا را بپوشانی چون میکروب درش می رود این اثر طبیعی است ذاتش این جوری هست. یعنی این آلوده می شود شما وقتی که گشاده رو نیستی، اهل خنده نیستی حریم ها را قاطی می کنی. لذا رسول خدا می فرماید چی است رسول خدا خودش این جوری بود همیشه این بشاشت تو چهره اش بود همیشه.
می فرماید حسن البشر یذهب بسخیمه. حسن یعنی خوبی، خوش رویی، خوش خنده بودن. چی هست کینه را از دل می برد کینه را می برد خوب. بنابراین شما، دارد اصول و یاد می دهد به شما، تا می توانی چهره را خندان بکنی. نمی توانی به طرف مقابل بخندی، نمی توانی بروی ببوسیش، نمی توانی بهش تلفن بزنی دعوتش کنی، اینها همه بداخلاقی است، اگر فلانی را دعوت کنی من نمی آیم من بهش زنگ نمی زنم حرف نمی زنم همه اینها.
تا وقتی نمی توانی این را حل کنی تو وجود خودت تا وقتی گرفتار اینها هستی این چیز ها برایت سخت است نمی توانی بخندی تا وقتی گرفتار گذشته هستی تو جهنمی، آنجا فرمود چی است؟
فرمود اگر می خواهی طرف مقابلت کینه اش برطرف شود اول از کجا پاک کن از دل خودت اینجا می فرماید حسن البشر یذهب بسخیمه. تازه امیرالمومنین (ع) فرمود حسن البشر این که پیامبر بود حدیث پیامبر بود وقتی خود امیرالمومنین (ع) می فرماید حسن البشر اوله. مقدمه یعنی شما اگر بخواهی کینه را پاک کنی از دل خودت اول باید این تو کجا ظهور پیدا کند در چهره باید ظهور پیدا کند در روابط ظاهری باید ظهور پیدا کند.
طرف را در حرم همدیگر را می بیند رویش را میکند که من ندیدمت تو مهمانی آن می رود آن سر سفره می نشیند آن می رود این ور می نشیند یک جوری که پشت شان به هم باشد خوب این مشکل است بعد هم میگویند نه ما اصلا با هم مشکلی نداریم. چرا شما مشکل دارید وقتی نمی توانید با هم حرف بزنید رو در روی هم بنشینید چهره به چهره باشید بخندید به هم. مشکل داری پس.
لذا این اصول اولیه است برای این که انسان بتواند از جهنم در بیاید اینهایی که این حداقل ها را اگر کسی نمی تواند رعایت کند توی جهنم می ماند. هی باید بسوزد بی خود و مفت. شعار های بزرگ دادن مشکل را حل نمی کند اگر کسی می خواهد رشد کند و موانع را از سر راهش برطرف کند باید از همین چیز های کوچک شروع کند کسی که عرضه ندارد توی خانواده اش تو روابط کاری اش تو محل کارش توی اداره اش این حداقل ها را رعایت کند شعار های گنده ی عرفانی نمی دانم می خواهم اللهم اجعلنی من جندک اللهم اجعلنی من حزبک اللهم اجعلنی من اولیائک اینها حرفهای بی خود است، بی اعتبار است، شما وقتی نمی توانی حداقل ها را رعایت کنی هی برو کلاس عرفان هی برو بهترین اساتید هم باشند اساتید شما از اولیاء الهی باشند فایده ندارد.
بابا کسانی که نمی توانستند همین حداقل ها را حل کنند تو خودشان یعنی همین گشاده رویی، همین پاک نگه داشتن دلشان پیش پیغمبر یعنی اینها هر چه رفتند پشت پیغمبر نماز خواندند رفتند خدمت پیغمبر درس گرفتند جهنمی تر شدند، خشکتر، خرابتر، چون نتوانستند حداقلها را رعایت کنند .
چون توی پایه خراب هستند. یک آقایی آمده بود می گفت که این سی دی های تان را بدهید ما می خواهیم برویم یک جایی نمایشگاه بزنیم محل کارم، گفتم این سی دی به چی درد می خورد برای کی می خواهی گفت برای مردم خیی خوب است دیگر می خواهیم آنجا کار تبلیغاتی کنیم گفتم تو خودت گوش کردی اینها را. آره استاد این ها را چند سال است ما هی داریم گوش می کنیم سر کلاس ها همه بودیم، گفتم پس چرا دست بلند می کنی روی زنت چرا سیلی می زنی خوب این چه کاری است تو می خواهی بروی چی را تبلیغ کنی مسخره است واقعا خوب چی را می خواهی.
آخرین نکته را هم عرض کنم که خیلی مهم است این هم. عندالشدائد تذهب الحقاد. موقع های سختی و بلا کینه ها برطرف می شود، آدم وقتی می بیند یک نفر گرفتار است سختی دارد گیر نمی دهد بهش. آنهایی که گیر می دهند دچار سوء حساب می شوند روز قیامت یک کسی آمد خدمت امام گفت آقا فلانی از من پول می خواهد شما بیا شفاعت کن که این فرصتی به من بدهد حضرت رفت چون آیه قرآن است. اگر بدهکار نمی تواند بدهی اش را بدهد فنظرت الی المیسره. این الی المیسر ای که آمده می گوید فرصت بده تا زمانی که به سیر برسد بتواند پولش را بدهد، فشار نیار بهش که من گفتی حتما سر ماه می دهی حتما سر ماه می دهی و الا چکت را اجرا می گذارم.
قرآن دستور داده اگر طرف نمی تواند بدهد، یک موقع هست یک آدم بد حسابی است، حقه باز است، کارش این است پول می گیرد یک ماهه هیچ وقت هم نمی دهد این را باید تو فشار گذاشت که این بداخلاقی را نکند. یک موقع هست نه یک مسلمان است برادرت ندارد حالا بدهد می گوید آقا فرصت بده. امام ، آقا شفیع کی آمده امام صادق آمده شفیع شده فرموده که آقا به این فرصت بدهید. گفت نمی دهم آقا. حقم هست این پول یا نه باید بدهد یا نه امام فرمودند بله حق تو است خوب پس چی می گویی دیگر باید بدهد امام صادق فرمود این آیه را شنیدی که خدا بعضی ها را باهاشان سریع، حساب می کند بعضی ها حساب آسان دارد بعضی ها را « سوء الحساب» یعنی بد جوری ازشان حساب می کشد خدا فرمود، بله فرمود تو از مصادیق کسانی هستی که خدا باهات خیلی سخت حساب می کشد ازت چرا ؟
چون سخت می گیری؟ آقا طرف تو مشکل دارد ولش کن. آقا من یک آدمی می شناختم فراری بود بنده ی خدا ورشکسته شده بود، فراری بود از خانه، از اجتماع، رفته بود یک جایی قایم شده بود چند تا طلب کار جمع شده بودند که این را بیندازند زندان آن هم رفته بود قایم شده بود. این بنده خدا یکی از اقوام نزدیکش فوت کرد همه ی طلب کار ها تا فهمیدن که یکی از اقوام این فوت کرده رفتند شکایت شان را پس گرفتند گفتند ما صد ها میلیون از این می خواهیم صد ها میلیون، ولی الان خوب نیست دیگر چقدر مسلمانی است چقدر مردانگی است.
کینه ها هم از بین می رود این جوری، آقا وقتی که یک نفر شما گردنش حقی داری توی سختی هست ول کن دیگر دنبالش نگیر، می گویند آقای مریض است، می گوید به من چی که مریض است. می گوید بابا پدرت است، سالها زحمتت را کشیده الان فشار قلبی دارد اگر بخواهی تو این کار را کنی به قلبش فشار می آید.
حضرت می فرماید: این جور افراد دچار سوء حساب می شوند سوء حساب یعنی خدا بهشان خیلی سخت می گیرد آنجا. قربان خدا بروم. خیلی وقتها خداوند آتش کینه ها، آتش حقد ها و حسادتها را با بلا خاموش می کند. اخلاق دارد به ما یاد می دهد تو عرف سیاسی هم حتی کفار هم هست، تو عرف سیاسی وقتی یک کشور دچار سیل، جنگ، زلزله می شود، کشوری می آید صد ها میلیون دلار بدهی شان می بخشد میگوید این کشور به ما باید بدهکار میلیارد ها تومان، میلیارد ها دلار، میلیون ها دلار صد ها میلیون اما فعلا جنگ است، بخشیدیم، فعلا زلزله زده هستند بخشیدیم، فعلا این کشور توی ورشکستگی هست بخشیدیم تو کفار هم هست.
در کفار یک کسی که کافر است می فهمد چرا طرف مقابل الان مشکل دارد گرفتار است وضعیتش وخیم است حساس است یک وضعیت ویژه دارد باید درکش کنیم اینها دچار سوء حساب می شوند. زن و شوهر دعوای شان شده زن می گوید آقا من بار دارم از بوی بد غذا بدم می آید سختم است غذا درست کنم به خدا مرده می گوید به من چه که تو بارداری این آدم نامرد واقعا، می گوید به من چه بارداری، من آمدم خانه باید غذایم براه باشد خیلی این قساوت است، یک همچنین آدمی می دانی چند صد سال در جهنم می ماند، چند هزار سال تو جهنم می ماند، بابا زن تو، خودت باردارش کردی، بچه تو را می خواهد به دنیا بیاورد، بچه قانونا و شرعا مال پدر است مال مادر نیست، بار دارد سخت است افتاده به حالت های بد تو باید کمکش کنی باید اصلا بگویی آشپزی تعطیل، نه آمدم خانه باید غذا حاضر باشد، بچه دارد، شیر دارد می دهد، نمی تواند، یک بچه را بزرگ کردن تا صبح گریه کردن، بچه را تحمل کردن بچه را ملاحظه کردن، بهداشت بچه، خیلی وقت گیر است، من حالیم نمی شود، زن را می خواهم طلاق بدهم.
همین چند وقت پیش تو همین حرم یک آقایی آمده بود درگیر بود با ما ، زنم را طلاق می دهم برای چی آخر؟ بی عرضه است بی نظم است، می گوییم برای چی بی نظم است؟ من هر وقت می رم خانه ریخته پاش است، خانه ربطی به زن ندارد، تو عرضه داری خودت این کار را بکن، نمی توانی برایش نوکر بگیر برو برایش خدمتکار بگیر ماهی، روزی سه هزار تومان، 4 هزار تومان پنج هزار تومان بده خانه را تمیز کند، اخلاقا وظیفه اش را دارد، وظیفه ی اخلاقی، وظیفه ی شرعیش نیست که دارد این کار را می کند بعد می گوید که خیلی، با خیلی نامردی هم می گوید که می گویم که خانومت بچه کوچک دارد می گوید آره میگویم چند تا می گوید دو تا، می گویم دو تا زلزله است این دو بچه کوچک یعنی دو تا تخریب چی به تمام معنا، بعد می گوید، ببین خانمت کارش چی است؟ خانه دار است؟ نه خانمم کار هم می کند یعنی این زن است می رود، شاغل هست، کار می کند دو تا بچه کوچک هم دارد باید اداره بکند یا شاغل نیست درس می خواند فقط، خوب درس بخواند کار است دیگر، بعد مرد توقع دارد آمد خانه همیشه خانه به راه، تمیز غذا به موقع آماده چای آقا آماده این خیلی، حیوانی است، خدا این را قبول ندارد از در آمدی برو دست و صورتت را بشوی خوابت می آید برو استراحت کن، جنابعالی برو چای درست کن شما بیا به خانمت بده جنابعالی برو شربت درست کن میوه بیار با شما بنشین بخور کی گفته ما هر وقت رفتیم خانه باید به ما الان باید میوه بیارند شربت بیارند، اگر می آورند لطف می کنند بزرگواری می کنند، اخلاقی است، خیلی هم خوب است، یک وظیفه اخلاقی است یک ظرافت زنانه است که زنان باید این کار را بکنند باید این کار را بکنند چون باید عشقی است، باید عاطفی است، یک زن اگر ظرافت نداشته باشد این ها را در نظر نگیرد خودش موقعیت خودش را متزلزل می کند تو دل مردش، خودش زندگی اش متزلزل می شود کاری به این نداریم.
اما از آن ور هم مرد، نمی تواند توقع داشته باشد، توقعش نامردی است، انسانی نیست توقعش. حالا ما که الان اینقدر بچه های مان بی ادب شدن می روند خانه هزار تا دستور به مادرشان می دهند این شوهرش که ولیش هست نمی تواند همچنین توقعی داشته باشد الان بچه یقه مادرش را می گیرد که لباس من را چرا اتو نکردی که اصلا نخواست بکند به تو چه، مگر مادر وظیفه اش هست که لباس تو را اتو بکند غذا برای تو درست کند، درست کرد، اتو کرد، نکرد، یک چیز کوفت کن، نه من می خواهم بروم دانشگاه لباسم چرا اتو نشده من می خواهم بروم فلان جا چرا لباسم را نشسته خوب برو خودت بشوی.
الان خیلی از بچه های مان بی ادب هستند به مادر می گویند تو باید می شستی نه من دانشجویم باید دانشجو، خبر، مرده شو درست را ببرند، اینقدر تو را بدبخت و بی ادب کرده یک مقدار وقت بگذار برو بشین . لباست را بشوی هر چه هست لباست را خودت بشوی، حالا یک موقع است زن خانه است، فداکاری می کند، بزرگواری می کند، ببینیم تشکر کنیم جلو چشم مان باشد این حرف ها. مادر انی کار را برای ما می کند دستش را ببوسیم خودمان مدیون بدانیم سعی کنی جبران کنی پدر مادرا هم نباید اجازه بدهند، به بچه ها فرمود خدا لعنت کند پدر و مادری را که باعث بی ادبی بچه هایش شود.
باید بهش بفهمانی که عزیز من تو نمی توانی همچنین توقعی داشته باشی اگر کسی این کار را می کند لطف می کند در حق تو، چرا پدر چرا پدر وظیفه اش هست این کار را بکند نان آور است دیگر شرعا و قانونا باید برود پول بیاورد وظیفه اش هست زن بگیرد برای بچه اش. باید زن بگیرد باید بچه اش را ازدواج بدهد باید این کار را بکند حق بچه است عیبی ندارد اما آنچه که خودش می خواهد نه آن جوری که من می خواهم نه آنجوری که آن می خواهد آن طوری که می تواند ما می توانیم فشار بیاریم، الان بچه است به بابا فشار آورده که تو باید برای من تالار بگیری آقا نمی تواند بنده خدا نمی رسد وسعش نه ما باید تالار بگیری نمی دانم چی چی بگیر، گناه دارد، آن وقت این خواسته های مان اجابت نشود کینه می گیریم این کینه ها همه اش جهنم است تمامش جهنم است ناراحت شدن ها همه اش از روش شهوت و خود خواهی و خود پرستی است.
پس آخرین فرمایش حضرت این است گاهی وقتها یک مصیبتهایی گرفتاری هایی هست برای یک شخص پیش می آید تو دیگر ولش کن اگر یک کسی توی یک مصیبت گرفتار هست درکش کن، محاصره اش نکن، اذیتش نکن، الان وقت این حرفها نیست. بگذار کنار این بنده ی خدا الان گرفتار است، مصیبت زده است یک موقعی هم خدا طبعی ایجاد می کند برای این که دلها پاک شود به طور طبیعی خیلی وقتها حوادث، حادثه ایجاد می کند بین دو تا دوست، بین زن و شوهر بین عرض کنم خدمت تان دو طایفه، توی تیم فوتبال وقتی یک نفر تو تیم حریف مجروح می شود اخلاق چی است تو فوتبال می آیند چی کار می کنند توپ را می زنند تو اوت ادامه نمی دهند، بازی را ناجوانمردی است می گویند یک نفر شان حذف شد حذف غر ارادی بوده دیگر مجروح شده، یک موقع است خطا کرده انداختنش بیرون عیبی ندارد خودش خواسته برود بیرون خطا کرده، یک موقع است خطا کرد افتاده بازی را ادامه ندهید، نگاه کنید اخلاقی است، بازی را ادامه ندهید.
خدا رحمت کند پوریای ولی را وقتی با حریفش رو به رو می شود حریفش یک مصیبت دارد خودش مصیبت چی است اینکه آن مادرش آنجا برایش دعا می کند یا مادری دارد که کسی دلشوره دارد دو تا مصیبت بدهد. هم شکست بخورد هم جلوی مادرش خجالت زده شود خدا رحمت کند یکی از بچه های تخریب رو برای تان تعریف کردم داستانش را چند بار خیلی آدم قدری بود توی کشتی داداشش می گفت که ما این را تربیتش کردیم توی مسابقه از یک حریف خیلی شل و ول پیروزی خورد زمین، همین که خورد زمین ما حال مان خیلی گرفته شد بهش رفتم گفتم آنجا جلویش وایستاده بود برایش دست تکان می داد می گوید نمی بینی نامزدش آنجا هست آقا اراذل و اوباش که دین ندارند شما می بینید یک آدم بی ادب است، فحش می دهد مقصر هم هست فحش می دهد تو رانندگی، اراذل و اوباش نمی روند تنها گیرش بیاورند لهش کنند، می گویند زن هست بچه اش همراهش هست، جلوی بچه نمی شود بابا را زد ولش کن هر چی بی ادبی می خواهد بکند بعضی ها خیلی قساوت قلب دارند خیلی اصلا این چیز ها سرشان نمی شود فقط خودشان را شهوت خودشان را می بینند گرفتاری دیگران مشکلات دیگران را نمی بینند یعنی کینه شان ادامه پیدا می کند شهوت شان ادامه دارد توقعات شان ادامه دارد این جور آدمها تا وقتی این جوری هستند روز به روز به حجم مشکلات شان اضافه می شود یعنی به خواسته های شان که نمی رسند که هیچی به حجم مشکلات شان هم اضافه می شود.
حالا باباش مرده چک را نگذارم اجرا، بهش بگویم بابات مرده اگر پول می خواهی بهت می دهم طلبم را بی خیال شوم همین که بی خیال شدی صد تا راه رویت باز می شود اما وقتی که لجبازی کنی سخت گیری کنی دنیا بهت سخت گیری می کند، دنیا فشار می آورد به انسان خوب الحمدلله این بحث هم به پایان رسید انشاءالله از جلسه ی بعد یک مقدار مباحثه تاریخی و سیاسی زیارت عاشورا را می خواهم بگویم از تجاوزات و ظلمهایی که دشمنان اهل بیت به آنها کردند و نقشه هایی که در طول تاریخ علیه اهل بیت کشیده شد که اگر عمری بود ادامه خواهیم داد .
بله این دعا خوب است که اگر از خدا بخواهیم که چیزی از عذاب را برای آخرت ما قرار ندهد اگر قرار است ما را عذاب کند همین جا عذاب کند نه این هم از احادیثی هست که کلیت ندارد که اگر بخواهیم بدانیم کسی ما را دوست دارد یا نه ببینیم ما دوستش داریم یا نه به این صورت نیست چون دوست داشتن مراتب و انواع دارد ممکن است ما یک نفر یک جوری یک نفر را دوست داشته باشیم آن جور دیگر ما را دوست داشته باشد ممکن است ما دوست داشته باشیم او اصلا خبر نداشته باشد .
معمولا نرنجاندن دیگران سخت نیست، البته سخت است آدم باید تمرین کند بدون تمرین هم نمی تواند. چه کنیم تا از دست دیگران نرنجیم باید تغذیه کنیم وقتی ثروت های معنوی و حقیقی کسی بدست می آورد توانش در نرنجیدن قوی می شود آنهایی که می رنجند، عقده می کنند آدمهای فقیری هستند یعنی خوب خوراک نخوردن سوء تغذیه دارند، سوء تغذیه معنوی دارند.
بله هیچ وقت بچه ها را به زور وقتی مایل نیستند به کلاسهای مذهبی بخصوص قرآن نفرستید، زمانی ما می توانیم بچه ها را بخواهیم به کلاسهای مذهبی بروند که خودشان هم شور و شوق داشته باشند.
بعضی از آدمها هستند وقتی از دنیا می روند حسهای دنیایی شان و با خودشان به برزخ می روند اصلا متوجه نیستند که مردند حتی تا قیامت هم متوجه نمی شوند یعنی شهوتهای خودشان را تعینات دنیایی شان را می برند به هوش نمی آیند به راحتی برای همین شیطان برزخ هم به سراغ افراد می رود یا برزخشان را خراب می کند از همین جا زمینه ای می چیند که خراب می شود.
اگر یک نفر اینقدر کینه ای هست که رابطه را قطع کرده ما وظیفه ای نداریم فقط ما باید خودمان رابطه مان قطع نکنیم و کینه ای نباشیم، نه به همین صورتی که نوشتن قرآن را بخوانید دقت هم می برد اشکالی ندارد دیگر وقت بهتر از قرآن خواندن برای چی وقت بگذاریم می کدام کار مهمتر ازین هست.
در امر به معروف و نهی از منکر ما اگر احتمال تاثیر ندهیم نباید امر به معروف و نهی از منکر کنیم اول باید احتمال بدهیم اگر بدانیم من اگر بروم جلو حرف بزنم وضعیت بدتر می شود نباید بروم برای درمان زودرنجی و خودخواهی همان سیری که دادم فرمودند برنامه دارند برنامه شان را کامل کنند یعنی دشمن شناسی، غضب، حلم، مهرورزی و بقیه چیز هایی که نوشتم برای شان انجام بدهند.
در خانواده که اعضا آن با بدی رفتار می کنند و خوشرو نیستند چگونه میتوان خوشرو بود؟
باید یک مدت بداخلاقی ، ترشرویی آنها را تحمل کنید تا وضعیت عوض شود، این قدر ادامه بدهید، آن قدر مهربانی کنید تا یواش، یواش ذائقه آن ها عوض شود بعضی ها نیاز دارند، یعنی آدمهای فقیری هستند، له شده هستند اینها دیر خوب می شوند، اجازه بهشان بدهید خوب بشوند.
توضیح دادیم قبلا راجع به اینها که ما از افراد بد مان نمی آید از رفتار شان ممکن است بد مان بیاید از خودشان نه اگر رفتار شان هم قابل بخشش نیستند خودشان قابل بخشش هستند .
زن و شوهر توقعی که از محبت و مهر روزی دارند خودخواهی نیست حب نفس و شهوت نیست یک نیاز طبیعی هست. اما ما باید یک کاری کنیم که اگر این اتفاق نیفتاد احساس حقارت بهمان دست نده و له نشویم شیطان آیا عمل فیزیکی دارد تا ما به مجلس معنوی نرسیم؟ مثل تصادف.
نه می توانی در فکر ما طوری هست تسلط پیدا کند کار کند که ما به شرایط فیزیکی برسیم بعضی از احساسهای ضعیف را هم از نظر فیزیکی می تواند ایجاد کند شیطان تا یک حد خیلی کمی می تواند یک رابطه ی فیزیکی برقرار کند که آن هم خیلی مهم نیست. صلوات