اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ دو نکته را تذکر بدهم یک نکته این که قرارمان این بود که جلسه دوم بلافاصله بعد از نماز شروع بشود من دو هفته تقریباً آمدم نشستم بلافاصله بعد از نماز اینجا دیدم خبری نیست@ بعد بعضی از عزیزان گفتند که نه شما سر ساعت 6 باید بیایید برای همین هم ما رفتیم زیارت کردیم گفتیم 6 برگردیم@ حالا نمیدانم قرار بالاخره بلافاصله بعد از نماز است یا ساعت 6 است؟ اگر بلافاصله بعد از نماز شروع کنیم وقت زیارت برای آن سمت باز است کلاس زودتر تمام بشود عزیرانی که میخواهند بروند عجله دارند راهها دور هست به خانههایشان برسند@ اگر کسی هم خواست زیارت بکند بعد از کلاس زیارت بکند که زیارتش هم مقبولتر باشد چون بالاخره عبادت علمی را هم انجام داده ثواب علمی هم دارد و بعد برود@ فکر میکنم اگر بلافاصله بعد از نماز شروع کنیم بهتر باشد کلاس را پس انشاءالله دفعه بعد زودتر از این ساعتی که الان شروع شد شروع میکنیم نماز جماعت حرم مصلی تمام شد بلافاصله میاییم کلاس را برگزار میکنیم انشاءالله.@ نکته دوم بحثی که من در مورد حجاب کردم ما در کتاب دُر و صدف خودمان هم این را آوردیم که هیچ حجابی جای چادر را نمیگرد ما راجع به چادر بحث نکردیم بحث لباس و مقنعه و مانتو و این چیزها بود چادر حجاب برتر است@ در آنجا هم اثبات کردیم که اساساً با مانتو کسی نمیتواند حجاب اسلامی داشته باشد مگر موارد بسیار نادر و استثنائی آنهایی هم که از اول انقلاب همچین شعاری دادند که با مانتو میشود حجاب اسلامی داشته باشیم برآوردشان غلط بود چرا؟@ چون حجاب پوشیده شدن پوست بدن نیست حجاب پوشیده شدن اندام و حجم بدن زن هست یعنی برآمدگیها و حجم بدن باید معلوم نباشد در مانتو این حجم به احتمال غریب به یقین مشخص میشود حجم بدن در چادر نه در چادر محفوظتر هست@ و همانطور که آنجا ثابت کردیم به دلائل مختلف مقام معظم رهبری و مراجع دیگر هم فرمودند چادر حجاب نه حجاب برتر بگوییم بلکه تنها صورت درست حجاب هست@ مگر گفتم موارد استثنائی هست که کسی بتواند با مانتو یک حجاب اسلامی تدارک ببیند برای خودش. پس آنچه که در مورد کراهت رنگ گفتیم در مورد لباس بود مانتو و مقنعه اما در مورد چادر نه اینطوری نیست.@ بحثمان درباره طاعت بود به مناسبت (اَللّهُمَّ اَجعَل مَحیایَ مَحیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) حالا این جلسه جلسه آخر ماست از جهت بحث طاعت انشاءالله@ از جلسه بعد وارد فقره دیگر زیارت عاشورا میشویم فقط نکتهای که میخواهم عرض بکنم در فقره بعدی زیارت عاشورا یک سلسله مباحث تاریخی داریم@ مباحث مهم تاریخی داریم که مباحث اجتماعی روز هم خیلی مربوط هست سعی کنند عزیزان هیچ کدام از کلاسها کلاس معرفت و کلاس زیارت عاشورا غایب نباشند چون بعداً هم به سختی میتوانند نوارش را هم بدست بیاورند@ سخت میشود باشند حتماً که به آن مباحث هم برسند مباحث بسیار مهم روز است که انشاءالله آنها را هم میخواهیم خدمتتان عرض بکنیم.@ حدیث از امام هادی(ع) گفتیم که اگر ما بخواهیم حیات و ممات پیامبر و آل را داشته باشیم جز با اطاعت امکانپذیر نیست با طبیعت هست اطاعت تبیعت هم گفتیم از اطاعت بالاتر هست در طاعت انسان با فلسفه کار آشنا هست@ در تبعیت اساساً دنبال هیچ چیزی نیست مبییند مولایش معشوقش سرورش امامش مسیر را دارد طی میکند میگوید این خوب است باید طی بشود@ ما هم باید طی بکنیم همین یعنی دنبال چیز دیگری نیست نه مزد میخواهد نه پاداش میخواهد نه ترس از جهنم در او هست نه شوق در بهشت در او هست هیچ چیز نیست جز رسیدن به خود محبوب و معشوق همرنگ شدن با او@ متحد شدن با او هم شکل شدن با او و نزدیک شدن با او روایت از امام هادی(ع) هست (مَن اَطاعَ الخالِق لَم یُبالِ بِسَخَۀِ المَخلوق) میفرماید کسی که اطاعت خالق را میکند غصه غضب مخلوق را نمیخورد@ ناراحت این نیست که مخلوق عصبانی بشود و ناخشنود بشود مخلوق هر کس میخواهد باشد پدرمان مادرمان همسرمان فرزندمان اگر چیزی را باید اجرا بکنیم از عصبانیت و ناراحتی و داد و فریاد هیچ کس پروایی به دل نداشته باشیم@ خیلیها هستند که اینجا مشرک میشوند و به جای ترس از خدا ترس از مخلوق به دلشان غلبه میکند در قرآن دارد (فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ) خداوند سزاوارتر است که ترسیده بشود از او@ لذا اگر کسی واقعاً یقین داشته باشد ایمان درست و حسابی داشته باشد در انجام وظائف الهیش از هیچ کس نمیترسد خدا رحمت کند حضرت امام(س) را فرمود اگر چیزی خلاف رضای خدا باشد همه ملت بگویند این باید انجام بشود من یک نفره جلوی همه امت میایستم میگویم نه@ ببینید ایشان رهبریش هم الهی بود و از مردم نبود دوست نداشت به خاطر اینکه در دل مردم جا بگیرد باج بدهد مثل خیلی از مسؤولین ما که میخواهند رأی بیاورند میایند قولهای خلاف شرع هم میدهند وعدههای خلاف شرع هم میدهند@ خیلی از آنها وقتی رأی آوردند برای اینکه بارها و بعدها هم بتوانند رأی بیاورند فحشا و منکرات را دامن زدند آزادییها در این مملکت ایجاد کردند که بقیه به آنها رأی بدهند اینها مشرک هستند@ موحد کسی هست که کاری ندارد کسی به او رأی میدهد یا رأی نمیدهد اگر وظیفهاش هست برای رضای خدا کاندید بشود برای رضای خدا کاندید میشود@ با حقهبازی رأی جمع نمیکند با دروغ رأی جمع نمیکند با پول بیتالمال تبلیغ نمیکند میگوید مردم خواستند به من رأی دادند من میروم خدمتگزارشان میشوم رأی ندادند معاف هستم.@ اینطوری نیست که بگوید من باید حاکم بر مردم بشوم باید رئیس مردم بشوم باید رأی بیاورم که بروم باید به مردم خدمت بکنم به خدا میگوید اگر من وظیفهام هست تکلیف شرعیم هست باشد من خودم را کاندید میکنم ولی من حاضر نیستم خلاف شرع عمل بکنم@ برای اینکه رأی بیاورم یا دروغ بگویم یا وعده غلط بدهم نه. این فوقالعاده مهم است که انسان در راه طاعت خداوند از کسی نترسد@ گاهی وقتها ما فکر میکنیم مخلوقین هم بر ما حقی دارند در وظائف الهی وظائف الهی چراغ قرمزهای ماست آنجا هیچ کس حقی ندارد (لا طاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فی مَعصِیَۀِ الخالِق) هیچ طاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست.@ یعنی اگر قرار باشد ما به خاطر طاعت از کسی معصیت خدا را بکنیم حق نداریم صاحبکارمان میخواهد باشد رئیسمان میخواهد باشد بزرگمان میخواهد باشد@ پدرمان میخواهد باشد مادرمان میخواهد باشد هر کس همسرمان میخواهد باشد حق نداریم معصیت خدا را بکنیم بخاطر اینکه میخواهیم از یک نفر حرف شنوی داشته باشیم@ اطاعت حرف دیگران احترام به حرف دیگران بخصوص پدر مادر و بزرگان تا جایی هست که معصیت الهی پیش نیاید. انسان خیلی وقتها بر سر راه این امتحان بزرگ الهی قرار میگیرد که باید طاعت خدا را انجام بدهد و اطرافیانش خشم میکنند@ غضب میکنند شمشیر میکشند باید مقاومت بکند باید بایستد شمشیر هم بخورد خشم آنها را هم تحمل بکند کتکش را هم بخورد فحشش را هم بشنود نق نِقش را هم بشنود@ ولی از چیزی که وظیفهاش هست کوتاهی نکند و سر باز نزند بودند خیلیها به خاطر قورقور زن و بچهاشان جبهه نرفتند به خاطر قورقور زن و بچه وظیفهشان هست@ مثلاً فرض بفرمایید که یک سلسله وظائف اجتماعی سیاسی دارند ولی چون خانواده ناراحت میشوند صرفنظر میکنند این خیلی خطرناک است اگر انسان وظیفهای دارد@ وظائف اجتماعی دارد وظائف سیاسی دارد با میل کسی نباید رفتار بکند به هیچ وجه ببیند واقعاً وظیفه الهی او چیست از هیچ کس هم نترسد کسی موقعی که پای اطاعت خدا هست احترامی ندارد البته نه اینکه ما بیادبی بکنیم@ حتی قرآن میفرماید اگر پدر مادر تو تو را خواستند مشرکت بکنند دعوتت کردند به غیر طاعت خدا (فَلا تُطِعْهُما) اطاعتشان را حق نداری بکنی اما (وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً) با نیکی با آنها رفتار کن.@ آخر ما گاهی وقتها فرض بفرمایید پدرمان یک حرفی میزند خلاف رضای خداست یا مادرمان یک حرفی میزند خلاف رضای خداست@ مثلاً میگویند جبهه نرو دو جور برخورد من میتوانم بکنم یک برخورد این است که بگویم آی شما بیدین هستید مگر نمیدانید مملکت در خطر است وظیفه شرعی ماست شما اصلاً از خدا حیا نمیکنید@ خیلی وقتها افراد اینطوری هستند وقتی یک نفر میخواهد دعوتشان بکند به معصیت شروع میکنند به فحش دادند درست است حق آنها هم هست واقعاً بیدینی است واقعاً بیحیایی است این حرف را زدند@ اما این حرف درست نیست که ما بزنیم ما فقط میگوییم نه ما وظیفهمان هست که برویم پدر مادر ما خیلی هم شما را دوست داریم خیلی هم برای ما عزیز هستید اما خداوند عزیزتر است@ همان خدایی که به من گفته احترام شما را رعایت بکنم همان خدا دستور داده که من جبهه بروم نه اینکه به پدرم توهین بکنم ای ضد انقلاب فلان فلان شده ای شما فلان نه ما حق نداریم به کسی اینطوری صحبت بکنیم@ اگر دعوتمان هم کردند به معصیت یا از طاعت خواستند باز بدارند نیاز به داد و فریاد کردن و فحش دادن نیست نیازی به بیادبی کردن نیست@ اما وظیفهمان را انجام میدهیم با پوست کلفتی همانطوری که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش بیخیالی در یکی از جاهایی که این فرمول به کار میاید تحمل و بیخیالی در طاعت خدا که انسان قرار است طاعت خدا را انجام بدهد باید پوست کلفت باشد و این امتحان الهی است@ قشنگی طاعت هم در همین است قشنگی طاعت این هست که من در مقابل دو کشش مختلف قرار میگیرم در مقابل کششهای گوناگون قرار میگیرم و در این کششهای مختلف باید استقامت بکنم و پوستم کنده بشود@ و وظائفم را انجام بدهم یک روز امیرالمؤمنین(ع) از خانه آمد بیرون چشمش خورد به سلمان گفت (کَیفَ اَصبَحتَ یا اَبا عَبدِالله) چطوری سلمان چطوری صبح کردی؟@ گفت صبح کردم در حالی که دچار چهار غم و غصه هستم. حضرت فرمود چیست چهار غم و غصه فرمود (اَلعِیالُ یَطلُبُ مِنی اَلخُبز یا یَطلُبَ الخُبز وَ الشَهَوات) خانوادهام غذا میخواهند خانه میخواهند دنیا میخواهند@ خواستههای مختلفی خانوادهام دارند من یک مقداری از دردسرم این هست که گرفتار خانوادهای هستم که هر کدام سفارشی دارند الا ماشاءالله.@ همه همسرم یک چیز میخواهد بچههایم یک چیز میخواهند درآمدم محدود است هست دیگر الان مشکلی که خیلی از آقایان دارند اکثر قریب به اتفاق آقایان دارند این است یک درآمد محدود دارند@ سفارشهایی که از اعضای خانواده میرسد چند برابر حقوق مرد است پسر میگوید من تلفن همراه میخواهم چون پسر خاله دارددختر میگوید من تلفن همراه میخواهم چون دخترخاله دارد@ زن میگوید بچه همسایه خواهرم تلفن همراه دارند باید برای من یک تلفن همراه بگیری مبل را باید عوض بکنی هنوز هیچی نشده مبل را پارسال خریدند پریسال خریدند باید عوض بکنی لوستر را باید عوض بکنی تلویزیون را باید عوض بکنی@ فرش را باید عوض بکنیم جاروبرقی را باید عوض بکنیم ماشین لباسشویی را عوض بکنیم یا سفارشات دیگر این را میخواهم@ مرد بیچاره را همینطور میگذارند در فشار زیاد و همه هم میخواهند از مرد طلب دارند یکسره همینطوری سفارش گرفتاری هست که خیلی از آقایان گرفتارش هستند بندگان خدا مجبورند خیلی وقتها از دینشان سرمایهگذاری بکنند@ از آخرتشان سرمایهگذاری بکنند از خیلی چیزها سرمایهگذاری بکنند تا این خواستههای خانواده را جواب بدهند خیلی هم مبارک است زن و بچه و خانوادهای که هیچ وقت مرد خانه را به دردسر اینطوری نیاندازد@ از مرد خانه توقع و تمنایی که قرار است مرد به زحمت بیافتد نداشته باشد البته خواستههای معقول سر جای خودش خواستههای مشروع و معقول سر جای خودش@ اما شهوتها میلها زیادهخواهیها چشم و همچشمیها رقابتها را نکشانند به خانواده که مرد خجالتزده بشود به او فشار بیاید خود همین فشار فشار قبر برای انسان میاورد@ انسان از کسی که توانایی ندارد دعوت انسان را خواسته انسان را اجابت بکند محذوریت دارد محدودیت دارد واقعاً ناتوان است غیر منطقی توقع داشته باشد میگوید آقا من نمیتوانم والله بالله برایم میسور نیست امکان ندارد@ هی ما اصرار بکنیم به خواسته خودمان نه فقط انسان از خانواده از زن و بچه مرد از زن و بچه خواهر از برادر برادر از برادر دوست از دوست اگر میدانی واقعاً یک مؤمنی نمیتواند کاری انجام بدهد اصراری نکنیم@ وقتی خودش میگوید نمیتوانم واقعاً در توان من نیست آمادگی این کار را ندارم تمنایی نداشته باشیم که خدای نکرده او را به زحمت بیاندازیم@ هر باری که ما این تمنا را تکرار بکنیم فشار قبر برای ما میآورد سختی میاورد چون او را تو داری فشارش میدهی داری اذیتش میکنی آزار یک مؤمن است@ رسول الله فرمود اگر کسی یک مؤمنی را آزار بدهد من را آزرده هر کس من را بیازرد خدا را آزرده. کم نیست آدم کسی را اذیت نکند خواستهای نداشته باشد یک کسی به زحمت بیافتد.@ خدا رحمت کند مرحوم آیت الله اشرفی اصفهانی را شهید محراب ایشان میگفتند حتی از بچهشان در خانه چیزی نمیخواست که مبادا این بچه اذیت بشود حالا یک موقعی یک پدر یک مادر گرفتاری دارد مریض است امکان برایش نیست@ یک خواستهای دارد از بچهاش این عیبی ندارد اما نکند من یک موقعی از بچهام یک خواستهای داشته باشم بچهام آمادگی نداشته باشد حال نداشته باشد@ انجام ندهد عاق بشود نعوذبالله چقدر مراعات میکردند در خواستهها بیان خواستهها حالا کاری نداریم با این مطلب بحث دیگری است ولی بالاخره این یک کشش است انسان در این کشش هست.@ بعد فرمود از آن طرف (وَ الله یَطلُبُ الطاعَۀ) خدا از من طاعت میخواهد زن و بچه از من خواستههای مختلف میخواهند غذا میخواهند خدا از من طاعت میخواهد (وَ الشَیطانُ) شیطان هم از من معصیت میخواهد@ شیطان هم از این طرف من را در فشار گذاشته معصیت میخواهد (وَ المَلَکُ المَوت یَطلُبُ الرُوح) عمرم دارد سر میرسد من دیگر نزدیک است بمیرم چیزی از عمر ما باقی نمانده.@ ما الان اکثر غریب به اتفاق ما پنجاه سال دیگر نیستیم روی زمین چهل سال دیگر پنجاه سال دیگر خیلی تعارف دارم میکنم نیستیم اینجا نیستیم همه در برزخیم@ خدا رحمت کند آقا بزرپاش را دیگر خودتان عضو همین جلسه و اینها بود خیلی از شما به دعوت ایشان و با تلاش او پایتان اینجا باز شده دهها نفر را ایشان شفاعت کردند آوردند در این جلسات جوان به رحمت خدا رفت تمام شد.@ چه کسی فکرش را میکرد من یادم هست سرطان داشتم شیمیدرمانی که کردم موهای سرم ریخته بود موهای ابروها و اینها خیلی ناهماهنگ شده بود@ ایشان آمد اصلاً کلاً گفت بگذار من موهایت را کلاً هر چه هست بکنم خیالت راحت بشود گفتم باشد آمد دفتر ما هر چه مو داشتیم کند گفت یک دست بشود چه کسی فکر میکرد او که دارد الان یک بیمار سرطانی را به او میرسد خودش زودتر از او سرطان بگیرد و بمیرد@ هیچ کس اصلاً انسان بین این خواستههای مختلف قرار دارد و دنیا هم اصلاً جای این خواستهها است عُرضه این است انسان بین خواستههای همسرش فرزندانش قرار بگیرد از این طرف شیطان به او حمله بکند از آن طرف هم خدا از او توقع داشته باشد@ از این طرف هم عمرش دارد تمام میشود و تقوا را رعایت بکند و معصیت نکند همه عُرضه همین است اصلاً این عبادت است این اطاعت است@ نه اینکه بروی چهل روز یک جا خودت را مخفی بکنی بروی فکر بکنی با چهل روز چله گرفتن و چکار کردن و نه همین زندگی معمولی را بکنیم هیچ لازم نیست بلند بشوی بروی عبادتهای طولانی بکنیم این طرف آن طرف چله بگیریم@ ریاضتهای اینطوری بکشیم اینهایی که اصلاً در اسلام هم نیست اگر هم باشد خواص این کار را انجام میدهند نه بابا نمیخواهد چله بگیری@ چلهای که تو داری در آن معصیت همسرت را میکنی فرزندانت را میکنی آنها را در فشار قرار میدهی چه چلهای نه با آنها زندگی کن ولی مثل آدم زندگی کن با آنها زندگی کن و این فشارها را برای رضای خدا تحمل کن داد و فریاد هم نکن عصبانی هم نشو انجام هم نده.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ مرتضی انصاری(ره) شیخ مرتضی امام امت(س) فرمود اگر خداوند روز قیامت ما را با شیخ مرتضی انصاری محشور بکند بسمان است مرجع تقلید شیعیان جهان بوده@ یک زمانی یک کسی به او میگوید آقا شیخ من دیشب خواب دیدم شیطان طناب انداخته گردنت دارد میکشد میبردت وسط راه تو طناب را پاره کردی از دستش فرار کردی یک فکری کرد گفت بله درست خواب دیدی گفت چی@ گفت دیروز خانه بودم پول هم نداشتم میهمان آمد خانوادهام گفتند برو برای میهمان میوه بخر چی بخر چی بخر پول هم نداشتم بعد نگاه کردم دیدم در خانه یک مقدار وجوهات هست@ گفتم باشد میروم میخرم از اینها بعد جایش میگذارم از این سهلانگاریها که خیلیها میکنند پول امانتی دست کسی هست حالا برویم خرجش بکنیم بعداً به او میدهیم@ شاید مُردی بله خیلی جاها ممکن است پول دست آدم باشد دلیلی ندارد دست به آن بزند. گفت پول را برداشتم رفتم وسط راه گفتم چکار داری میکنیم چه تضمینی هست که تو برگردانی میهمان میوه نخورد راحتتر است.@ بگویید معذرت میخواهم نداشتیم این را داریم در خانه چای بگذاریم جلوی میهمان همین بس است دیگر نداریم چیز دیگر چه اشکالی دارد آدم وقتی ندارد اشکاری ندارد.@ گفت برگشتم پول را گذاشتم سر جایش گفتم میهمان همین چای را هم بخورد خوب است نمیخواهد آن خوابی که تو دیدی مال اینجاست ما خیلی وقتها تا به ما فشار میاید چون میخواهیم پرتقالمان میزان باشد.@ موزمان میزان باشد گوشت و مرغمان میزان باشد همه چیز در خانه فراهم باشد یک موقع هیچ کس خدا کند لنگ بماند کسی گرسنه نماند کسی معطل نماند کسی بیکفش و لباس نماند وصیت میخواهیم بکنیم.@ به هر پولی میخواهیم دست بزنیم الان چقدر آقایان من سراغ داشتم آدمهای خوب متدین مسجدی هیئتی آمدند افتادند به روز سیاه و ورشکستگی و زندان بدون استثناء با خیلی از آنها صحبت کردم.@ حالا استثناء دارد یک موقعهایی نمیگویم بدون استثنائ یک موقعهایی هست خدا امتحان میکند ولی به آنها گفتم شما چرا اینطوری سر از ورشکستگی و بدبختی در آوردی.@ گفت فشار آمد به ما مجبور شدم بروم پول بهرهای بگیرم برای چی فشار آمد به تو میخواستی چکار بکنی برای دانشگاه بچهام بچهات سقط شد آخر بچهات میخواهد برود دانشگاه چه بشود.@ بچهای که تو را به جهنم میبرد بچه است نرود دانشگاه پول ندارم یک سال دیگر برو دانشگاه چه کسی گفته بچه امسال باید برود دانشگاه که من با هر بدبختی باید بروم پول در بیاورم بچه را بفرستم دانشگاه نه.@ مسئله خانه بود خوب خانهدار نشدی یک ده سال دیگر هم مستأجر بمانید آخر خانه از دستمان میرفت خوب برود مجبور شدیم برویم پول نزول بگیریم.@ همچین جبری وجود ندارد اصلاً هر کس گفت من آبرویم در خطر بود مشکل داشتم آقا این بیآبرویی است آدم برود پول نزول بگیرد پول بهرهای بگیرد آبرویم در خطر بود چیه میاندازندت در نهایت به زندان با عزت آدم برود زندان.@ یک عزت انسان را بیاندازند زندان ولی آدم پول نزولی نگیرد این حیات پیامبر و آل که اینطوری نیست میگوید آقا من مجبور شدم ماشینم داشت از دست میرفتباید ماشین میخریدم آخر چه کسی گفته ماشین بخری.@ گاهی وقتها ما برای خودمان یک اجبارهایی درست میکنیم خیلی خطرناک یک دختر پسری که دو سال است عروسی کردند آمدند پیش من برای طلاق گفتم طلاق برای چی.@ میگوید این به من قول داده من را یک سال دو سال بیشتر خانه مادرشوهرم نگه ندارد میخواهد خانه مادرشوهرم دوباره بماند گفتم خانه نداری گفت چرا خانه هم گرفتم مشکل ندارم گفتم پس چرا نمیروی سر خانه زندگیت.@ میگوید آخر خانه را رهن دادم گفتم رهن دادی برای چی برو زن و بچهات را بردار برو سر خانه زندگیت گفت آخر ماشین خریدم حالا ماشین نداشته باشید این چه فکری است که من باید ماشین داشته باشم.@ همیشه اینها شهوت است اینها وابستگی است اینها اسارت است اینها ذلت است تلفن همراه به قیمت بیآبرویی و فشار اقتصادی زیاد خانه مبل تلفن فرش نمیشود عزیز من میگوید آبرویمان میرود.@ عین بیآبرویی است آخر عزت است اینها ما بخواهیم با حرام با فشار. نماز جمعه نمیرود نماز جماعت نمیرود هیئت نمیرود جلساتش را نمیاید.@ برنامهاش را میگوید من فرصت نکردم برنامهام را اجرا بکنم زندگیش دارد میپاشد میگویم برای چی میگوید بدهکارم مجبورم دو شیفت کار کنم میگویم حالا برای چی مجبوری دو شیفت کار کنی میگوید بدهکارم.@ برای چی بدهکاری خانه وسائل نیاز داشته حالا میروی وسائل خانهاش را نگاه میکنی بله میخواهد با باجناقش که ده سال جلوتر از او زندگی کرده هم ردیف باشد کم نیاورد.@ بله بابا او ده سال بیشتر از تو زندگی کرده با همه میخواهیم مسابقه بدهیم ما پنج تا باجناق داریم همه ماشین دارند ما نداریم خوب نداشته باش این همه بزرگان علما اولیاء خدا آمدند وسیله هم ندارند.@ با اتوبوس هم میایند و میروند وسیله راه میایند و میروند هیچ طوری هم نمیشود چه کسی گفته ما باید داشته باشیم حرام مجبور شدیم برویم پول بهرهای بگیریم نه آقا خانهام از دست میرود برود.@ مستأجر میشوم بشو آبرویم میرود برود پول بهرهای فرمود کمترین حدش 36 گناه دارد کوچکترینش زنا با مادر خود در خانه کعبه هست آدم اینقدر بیحیا باشد برود پول بهرهای بگیرد.@ خیلی بیحیا آدم با مادر خودش در کعبه زنا بکند بیحیایی نیست یکی از گناهانش هست کوچکترین گناه از گناهان نزولخواری و نزول دادن و نزول گرفتن است.@ هیچ جبری برای این وجود ندارد که ما این همه فشار برای خودمان تحمل بکنیم آقا آخر زنم میگوید ما باید حتماً مثل خواهرم باشیم مثل جاریم باشیم زنت میگوید که بگوید تهدید کرده طلاق میگیرم برود بگیرد.@ محکم بایست طلاق میخواهد طلاقش بده آخر آبرویم میرود آبرویت برود. ما داریم در پرونده مشاوره خودمان داریم خانم طلاق گرفته به خاطر مسائل اقتصادی زیاد اگر کسی قرار است من را درک نکند.@ دوستم نداشته باشد اینقدر عاشق خودش باشد که حاضر است من بروم جهنم به خاطر او و از طاعت الهی دور باشم این که دیگر همسر نیست مایه عذاب است.@ بچهام آخر عقدهای میشود همین شیخ مرتضی انصاری یک روز در خانه آمد دید خانمش میگوید که دخترمان میگوید من رفتم مدرسه ناراحتم گفت برای چی بچههای دیگر نان و پنیر و چی و چی میاورند میخورند در مدرسه ما نان و خالی داریم.@ شیخ گفت از فردا دیگر نان خالی هم به او نده دیگر حق ندارد نان خالی هم ببرد ما تا همچین چیزی بچهمان میاید میگوید آخیش بچهام به شوهر میگوید شوهر میگوید ندارم.@ زن احمق بلند میشود میرود از یک جا قرض میگیرد تلفن همراه میخرد میدهد دست بچه که یک موقع بچهام عقدهای نشود صد جا وام میگیرد ماشین تهیه بکند زیر پای بچهاش باشد که بچهاش چکار کرده.@ حالا دانشجو است بچهام نکند یک موقع جلوی دیگران نه بگذار جلوی دیگران خجالت بکشد برای بزرگیش خوب است.@ اصلاً محرومیت بزرگی میاورد این که مثل بقیه نباشیم کوچک نمیشویم حتماً باید مثل بقیه باشیم توانستی بدهی مستحب است توسعه جوانمردی اخلاق ایمان تقوا یعنی اینکه اگر داری خرج کن برای زن و بچهات خوب هم خرج کن برایشان.@ وسعت به آنها بده سخت نگیر به آنها خساست نداشته باش بخل نداشته باش اینها همه جهنمی میکند انسان را اگر انسان بتواند خرج بکند برای زن و بچهاش نکند.@ بتواند در وسعت بگذارد و نگذارد هی سختی بدهد به اینها این گناه دارد اما یک موقعی که نمیشود دیگر آنجا نمیشود عزیز من نمیشود. بخل فرمود تمام بدیهای اخلاق در بخل جمع شده (جامِعٌ لِمَساوی) جامعیت همه بدیها در بخل است.@ انسان بتواند خرج بکند و نکند زن و بچهاش واقعاً نیاز داشته باشند تو که میدانی زنت کمر درد دارد پا درد دارد اذیت میشود خسته میشود بدنش کشش ندارد خوب برو برای اینکه برایش اتوبوس بگیری قطار درجه یک بگیر این عین عبادت است.@ بجای قطار هواپیما بگیر عین عبادت است در وسعت بگذارشان کمرش درد میکند پایش درد میکند برای مبل بخر مبل خوب بخر حساسیت دارد فرش.@ مثلاً فرش ماشینی بیماری میاورد برایش حساسیت دارد برایش حالا همه که اذیت نمیشوند از فرش ماشینی ولی حالا خانم شما اینطوری است حساسیت دارد فرش ماشینی اذیتش میکند واقعاً هزارتا بیماری برایش میاورد آلرژی است.@ اذیت میشود بله آدم برود یک فرش دستباف هم بخرد بیاندازد زیر پای خانوادهاش عبادت است هیچ اشکالی هم ندارد.@ اما موقعی که نمیتوانی دیگر نمیتوانی نه اینکه بروی گناه بکنی معصیت بکنی فشار اقتصادی بالا بعد هم بیایی بروی نزول و خیلی چیزهای دیگر از آرامش عبادت از آرامش درس از آرامش فهم مطالعه جلسات علمی خودت را بیاندازی@ برای چی میخواهی بروی شهوتهای خودت را رقابت خودت را دیگران رقابت زن و بچهات با دیگران را ارضاء بکنی این زندگی نشد. (مَن اَطاعَ الخالِق لَم یُبالِ بِسَخَۀِ المَخلوق) اگر یک کسی میخواهد اطاعت خدا را بکند پروایی در دلش نباید داشته باشد از اینکه اطرافیانش ناراحت بشوند.@ مردم ناراحت بشوند دور و بریها چه میگویند خوب بگویند وظیفهام هست انجام بدهم کسی نباید بترسد بخصوص جاهایی هست که انسان یک طاعتی را میخواهد انجام بدهد که ممکن است تمام مردم علیه آن شورش بکنند و وظیفهاش هم باشد واقعاً انجام بدهد سخت است خیلی هم سخت است.@ این از امام هادی(ع) بود. روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) چقدر هم زیباست این این را در روانشناسی عاقل و جاهل یادم هست نزدیک به این را خدمتتان عرض کردم.@ (اِنَّ وَلیَّ مُحَمَّدٍ(ص) مَن اَطاعَ الله وَ اِن بَعُدَت لُحمَتُه وَ اِنَّ عَدُوَّ مُحَمََّدٍ(ص) مَن اَصَلاه وَ اِن قَرُبَت قَرابَتُه) حقیقت این است که دوست پیامبر کسی است که مطیع خدا باشد.@ حتی اگر (وَ اِن بَعُدَت لُحمَتُه) دقت بکنید سلمان را در نظر بگیرید شما هر چند خویشاوند پیغمبر نباشد خویشاوند پیغمبر نبود از چی رسید به (اَلسَلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت) از طاعت از طاعت خدا از پیروی پیامبر از تبعیت رسول الله رسید به اینجا که (اَلسَلمانُ مِنّا).@ خیلیها بودند منّا شدند از طاعت دور دور مسیحی یهودی آمدند مطیع شدند ایمان آوردند شدند منّا شدند من گاهی وقتها با این دختر پسرهای خارجی روبرو میشوم.@ حالا چه موقعی که خودم میروم خارج از کشور دختر پسرهای بخصوص اروپاییها الان هم یک موقعهایی در قم میبینمشان یا مدرسهشان میروم تدریس دارم مال کشورهای مختلف.@ میبینم که اینها خیلی دارند جلو میزنند از ما مینشینند خاطراتشان را تعریف میکنند که چطوری شیعه شدند چطوری مسلمان شدند.@ الان یک آمریکایی هست در قم شما ببینیش میگویی مثلاً این هشت سال دفاع مقدس جنگ بوده ببینیش از نزدیک فکر میکنی این هشت سال دفاع مقدس در جبهه بوده خط مقدم و مثلاً بعد از جنگ هم یکسره در بسیج بوده اینقدر داغ.@ تعریف میکرد جریان شیعه شدن خودش را میگفت که من تصمیم گرفتم مسلمان بشوم حالا داستانی داشت که تصمیم گرفت مسلمان بشود گفت آمدم به یکی از این دوستانم که مسلمان بود به او گفتم که میخواهم مسلمان بشوم.@ خوشحال شد گفت او هم از آن سنیهای وهابی بود بعد خیلی هم از شیعه بدش میآمد گفت به او گفتم میخواهم مسلمان بشوم گفت میخواهی شیعه بشوی یا سنّی گفتم من نمیدانم شیعه و سنّی چیست خودم نمیدانم شیعه چیست سنّی چیست.@ گفت کاری با اینها نداشته باش اگر خواستی مسلمان بشوی شیعه میشوی. گفتم باشد تو میگویی میروم شیعه میشوم گفت هیچی ما رفتیم سمت شیعه و مطالعات شیعه و ائمه را شناختیم و خلاصه و عشقورزی کردیم به اینها.@ گفت یک چند وقت بعد من را دید گفت فلانی من زبانم اشتباه برگشت آن شب میخواستم به تو بگویم سنّی بشو به تو اشتباهی گفتم شیعه بشو چی شدی حالا؟ گفتم من پیدا کردم هیچی کاری نداشته باش تو.@ یک کسی اخلاص داشته باشد اینطوری است آن کسی که بخواهد بیاید راهنماییت بکند کافر هم میاید راهنماییت میکند بعد اینها را آدم نگاه میکند میبیند که خیلی جلو زدند دخترشان پسرشان زنشان مردشان از همین بچههای قم و مشهد و تهران و حضرت عبدالعظیم همه را جلو زدند ما هم شاید به گردشان هم نرسیم.@ دوست پیامبر کسی است که مطیع خدا باشد هر چند خویشاوندیش دور باشد (وَ اِن بَعُدَت لُحمَتُه) دشمن پیامبر چه کسی هست کسی که معصیت خدا را بکند.@ (وَ اِن قَرُبَت قَرابَتُه) فامیلیش نزدیک باشد به پیغمبر (تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ) از نزدیکترین افراد پیغمبر سیدیمان به دادمان میرسد از این حرفها نیست کسی بگوید من سید هستم و آیت الله زاده هستم بچه شهیدم و مادر شهیدم و پدر شهیدم و چنینم و چنانم از این خبرها نیست معصیت بکنی گرفتاری.@ فقط و فقط حضرت فرمود با طاعت میتوانید از عذاب نجات پیدا بکنید هیچ راه دیگری وجود ندارد دشمن پیامبر کسی است که خدا را معصیت بکند حتی اگر فامیل پیامبر باشد.@ همسر پیامبر باشد فرزند پیامبر باشد ما میبینیم فرزندان انبیاء دشمنانشان درآمدند همسرانشان دشمنانشان درآمدند اصلاً مجسمه کفر را خداوند مثال میزند مثال کفر زن دو پیغمبر هستند.@ (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ) زن نوح و زن لوط زن اینها بودن نجاتشان نداد خیلی زنها هستند که با شوهرهای مؤمنشان سنخیت ندارند شوهرشان را باور ندارنداصلاً.@ و همیشه میخواهند یک طوری یک چیزی خلاف شوهر عمل بکنند یک طوری حال شوهر را بگیر یک طوری بُل بگیرند از او یک طوری ضعف از او بگیرند به جای اینکه به خودشان برسند و عیبهای خودشان خورد میشوند.@ ببیبینند این شوهر متدین و مؤمنشان شوهر فاضلشان شوهر معنویشان شوهر طلبهشان چه ایرادهایی دارد از او ایراد بگیرند شوهر بسیجی شوهر هیئتی.@ بس است دیگر امشب یک مقدار معطلتان کردیم ببخشید ما را یاد بکنیم از مرحوم مغفور عزیزمان جناب آقای بزرپاش که دیروز دفنشان بود برایشان دعا بکنیم.@ امشب عزیزانی هستند که مراسم آقای بزرپاش مراسم سوم و هفتشان را با هم گرفتند برای روز جمعه 16/9 ساعت 2 تا 4 مسجد حجتیه شهر ری دولتآباد خیابان شهادت کوچه سیف اللهی روحش شاد باشد انشاءالله.@ اولاً برای آمرزش اموات خودتان این عزیزانی که گفته شد پدر آقای یوسفی بودند پدر آقای رضائیان بودند آقای بزرپاش بودند و پدر برادر عزیزمان که جناب آقای برکیانی بودند در این هفته همه به رحمت خدا رفتند روحشان شاد باشد.@ برای شادی اموات خودتان این عزیزان مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات بدوارثان بیوارثان یک حمد و سوره و صلوات.@ جهت شفای بیماران اهل اسلام بیمارانی که سفارش شده امشب سفارش کردند چند تا بیماری که به شدت نیاز دارند به دعای شما بیماران منظور بیماران خودتان انشاءالله با همدیگر یک حمد شفا میخوانیم.@ جهت رفع اضطرار از وجد مقدس حضرت رفع اضطرار از شیعیانشان، از مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را با حضور قلب انشاءالله میخوانیم أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@ آیا میتوان موضوعات سخنرانی را که در فرم میباشد از طریق نوار و بصورت امانت گرفته و گوش کنیم نمیدانم منظورشان چی هست کدام فرم و کدام سخنرانی نمیدانم.@ نه قراردادهای بانکی هیچ کدام اشکالی ندارد عزیزان بعضی از آقایان هم سخنرانی کردند اینطرف و آنطرف گفتند اینها اشکالی دارد.@ چیزی که از طریق مجلس تصویب بشود و شورای نگهبان تأیید بکند هیچ اشکال شرعی ندارد خیالتان راحت باشد از این جهت ممکن است با اجتهاد بعضیها جور در نیاید اصلاً اهمیتی ندارد.@ گاهی اوقات که میخواهیم به برنامه عمل بکنیم و جدول زمانبندی شده را پیش روی میگذاریم ذهنمان شلوغ میشود و احساس میکنیم که خود این برنامهها مثل قرآن و تفسیر به جای این که ما را به خدا نزدیک بکندبصورت یک حجاب و یک تکلیف در میاید راه علاج چیست.@ این احساس احساس شیطانی هست و به هیچ وجه نباید به این احساس اهمیت بدهید و با قدرت چه بخواهید و چه نخواهید تا آخر به تکلیفتان عمل بکنید و برنامه را اجرا بکنید این احساسها حملههای شیطان هست برای اینکه شما را از مسیر بیاندازد.@ در مورد کار کردن با صاحبکاری که نزولخوار هست شیوههای مختلفی هست این را باید از مرجع تقلیدتان سؤال بکنید.@ روزهای دوشنبه ساعت 3 تا نماز ما کلاس اسلامشهرمان دشمنشناسی هست که برای شبکه قرآن تلویزیون دارد ضبط میشود از ساعت 3 تا 5. رضایت خدا را هنگام انجام فرائض دینی چگونه حس کنیم.@ اصلاً رضایت خدا در انجام فرائض است همین که شما موفق هستید در انجام فرائض خودش رضایت است. راجع به این جانباز شیمیایی که گفتند من چیزی یادم نمیاید. در بسیج و دولت افرادی هستند که ممکن است صالح نباشند توهین به دولت به دولت نظام جمهوری اسلامی یا به یک ارگان مقدس مثل بسیج خوب نیست.@ اما ممکن است ما از عملکرد یک نفر انتقاد بکنیم هیچ اشکالی ندارد فقه اصغر همان فقه رساله است فقه اوسط اخلاق است فقه اکبر هم که عقائد و معارف است.@ صدقه عزیزان فراموششان نشود صدقه را هم بپردازند فرمودند مادر خانم عربی هم از همکاران فعال در جلسه شهرک غرب به رحمت خدا رفتند برای شادی روح ایشان هم صلوات ختم بفرمایید.@ بچههای هفت سال به بالا اگر لجباز بودند باید چکار بکنیم کوتاه بیاییم؟ نه نیاز نیست بچه هفت سال به بالا بچه وظیفهاش این هست که اطاعت پدر مادر را بکند.@ ولی باید ببینیم که علت لجبازیش چیست بیخود درگیر نشویم باید مشکل را حل کنیم به صورت ریشهای. اگر انسان خودش باعث از دست رفتن توفیق بشود باز هم نباید ناامید و دلسرد بشود چون شیطان آنطوری به انسان غلبه میکند.@ فرمودند آیا چادر ملی حجاب کامل نیست چرا چادر ملی حجاب خوبی هست به هر حال از مانتو که خیلی بهتر است.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جلسه شنبه حاجآقا شهرک غرب با موضوع انسانشناسی بحث میکند جلسه احیامان شب عرفه چهارشنبه شب و شنبه جلسه شرح صحیفه نداریم@ جلسه شنبه استاد شهرک غرب با موضوع انسانشناسی بحث میشود نیازمندیهای مؤسسه را هم دیگر ما احسان نمیکنیم به برادر شرافتی و برادر انسرودی مراجعه بکنند عزیزانی که میخواهند مساعدت بکنند تا ما بگوییم چه اقلامی را نیاز داریم.@
جلسه 269 - شرح زیارت عاشورا
متن کامل (خام) جلسه 269 - شرح زیارت عاشورا