جلسه 262 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
262
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
6
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 262 - شرح زیارت عاشورا

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.

بحث مان در زیارت عاشورا به این فقره رسید ، این نکته را عرض کردیم که یک انسانی که فقط خودش را شناخته می تواند اینجوری دعا کند و کسی که این شناخت را ندارد این دعا جز آمال او و دغدغه های حقیقی او نیست انسان از خودش شناخت طبیعی و دنیایی دارد . برای همین ، خواسته هایی را از قبیل خوراک و پوشاک و تحصیلات ، مقام ،‌ شهرت ،‌ازدواج و همسر و ..... دارد و برایش هم مهم است .

وقتی هم که دعا می کند ، واقعا خالصانه دعا می کند ، نذر می کند ‌واقعا خالصانه نذر می کند ،‌ برای بدست آوردن تک تک شان واقعا می سوزد .

شما ان شاء ا... که مشرف شدید به حرم ، می بینید که تعداد زیادی هستند که با سوز و گداز و اخلاص زیادی و انقطاع زیادی دارند از این حضرات (ع) خواسته هایی را می خواهند . اما خواسته ها مربوط به طبیعت و دنیا است ، همسر است فرزند است بیماری است مشکلات اقتصادی است . ازدواج است دفع بعضی از بلا ها مسکن و ....... .

انسان زمانی می تواند برای ابدیت خودش اینجوری دعا کند که یک شناخت آخرتی و ابدی از خودش داشته باشد . یعنی خودش را به بلندای ابدیت نگاه کند ، عاشق خودش شود به بلندای ابدیت . بعد جنبه های خواسته های ابدی اش را ببیند نیاز هایش را بسنجد و بعد برایش دغدغه ایجاد شود دلشوره ایجاد شود نسبت به حاجتها و نیاز های ابدی اش .

اللهم اجعل محیای ، حال کسی است که خودش را واقعا شناخته به عنوان یک انسان ، یعنی توانسته فطرتش را طوری تغذیه کند آن من حقیقی الهی اش را آن کودک عزیز روانش را که از خدا در وجودش است طوری تغذیه کند که از جنبه ی بدنی و جنسی و مادی اش جدا کند . دیگر خودش را به عنوان یک زن ،‌یا یک مرد نبیند ، به عنوان یک بدن نبیند بداند که دیر یا زود این بدن را رها می کند و توی قبر و توی گور خاکی می گذارش تمام جنبه های طبیعی اش اینجا دفن می شود حال دیر یا زود و خود حقیقی اش است با نیاز های ابدی و نیاز هایی که متناسب با شرایط زیستی ابدی هست برایش می ماند . ما دیر یا زود وارد یک نظام ابدی خواهیم شد ، که در آن شرایط زیستی ، مانند شرایط زیستی زمین ، برای خودش به مقتضای نظام خودش نظام ملکوتی وجود دارد، ما هم در آن عالم می خواهیم زندگی کنیم .

در آن عالم هم اقتضا های خاص خودش را دارد زاد و توشه ی خودش را نیاز دارد ، لوازم و ضروریات خودش را دارد. هر چه باشد ما عمر دنیای مان را داریم می گذاریم دیگر کم و زیاد دارد میگذرد اما آنچه مهم است این است که ما به زودی تمام آنچه را که باهاش پیوند داریم را از دست خواهیم داد .

همسر مان ، پدر مان ، مادر مان ، فرزند مان و دوستان مان را و همه از دست خواهیم داد . سلامتی مان و یواش یواش این بدن را هم از ما می گیرند ما با شخصیت انسانی با باطن انسانی مان و با وفات منتقل می شویم به حیات ابدی .

آنجا شرایط و نیاز های خاص خود را دارد که ما باید آن ها را تامین کنیم برای خودمان آدمی که اینجا خودش را می شناسد و آن طور عاشق خودش است ، دغدغه هایش ، بیشتر دغدغه های ابدی هست ، شرایط زندگی دنیا را سخت نمی گیرد ، برایش کیفیت ها و شرایط خیلی مهم نیست . افسوس و ناراحتی و غصه برای اینجا نمی خورد . تمام غصه های و هم و غم او ، تمام دغدغه های حقیقی او معطوف به نظام ابدی است که به زودی قرار است متولد شود به آنجا .

ما چه قدر عروس و داماد داریم که یک شب هم با هم زندگی نمی کنند ، چقدر عروس و داماد داریم که شب عروسی شان می میرند . یک آدم حقیقی هیچ وقت این جریانات را جدی نمی گیرد که بشود از دغدغه های اصلی اش و بعد از دغدغه های حقیقی اش و مورد نیازش برای حیات ابدی باز بماند . دعا هایی که در زیارت عاشورا هست مال یک آدم است شما تا وقتی که به خودتان به صورت یک آدم نگاه نمی کنید ، یا به صورت جنسی به صورت یک زن و یک مرد و یک دختر نگاه می کنید ،‌هیچ وقت نمی توانید زیارت عاشورا را از صمیم دل بخوانید ، یعنی هیچ وقت زیارت عاشورا برای شما دغدغه نیست .

چیزی که برایش اضطراب داشته باشید ، برایش گریه کنید و از امام حسین (ع) واقعا بخواهید که :

ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره ،‌این واقعا برای کسی است که برایش گریه می کند یعنی وقتی یادش می آید می سوزد که من واقعا نمی توانم به غیر تو فکر کنم ای امام حسین . من واقعا نمی توانم به غیر از تو با کسی زندگی کنم . با هیچ کس دیگری نمی توانم زندگی کنم نه دنیا نه آخرت .

این کار یک آدم است یک آدم اشرافی است که هوسش به اندازه سیدالشهدا (ع) است . یعنی آن کسی را که برای زندگی انتخاب می کند ، امام حسین است . فاطمه زهرا (س) است . امام زمان (ع) است . خود خداوند است .

این نوع هوسها مال آدمهایی است که روح شان باید خیلی بزرگ باشد . و عبادت خداوند تبارک و تعالی وسیله ای است که هوسهای ما را زیاد می کند و خواسته های بالا می برد اینکه خدایا هوای من را در خودت قرار بده ، حدیث داریم که واجعل هوای عندک خدای شهوت مرا در خودت قرار بده . کسی که بتواند شهوت او خدا شود . هوای او خدا شود . این آدم کوچکی نیست . خیلی آدم بزرگی شده که هوسش شد آن .

لذا خواهش می کنم در این فقره های آخر زیارت عاشورا رد نشویم بعد هم نفهمیم این مسئله را . ببینید خواسته ی ما چی ؟

خواسته ی انسان دغدغه هایش آنچه که می ارزد برایش زندگی کنی برایش نفس بکشی ، برایش دنیا را تحمل کنی آنچه که می ارزد به خاطرش درس بخوانی ، به خاطرش دانشگاه بروی ، به خاطرش ازدواج کنی به خاطرش همسر داری و بچه داری را بگذرانی ، آن این است که تو برسی به امام حسین علیه السلام در دنیا و آخرت .

حیاتت ،‌حیات پیامبر و آل (ص) باشد و مرگت هم ، مرگ پیامبر و آل (ص) غیر از این هم اگر بخواهی زندگی کنی به قول امام صادق (ع) مردن بهتر از زندگی است . ( هم امام صادق و هم امام علی (ع) این روایت را دارند .)

ما اگر برای این مسئله زنده باشیم و برای این دعای اللهم اجعل ... می ارزد در دنیا زندگی کنیم و برایش هر زحمتی را بکشیم و هر خواری و خفت و بدبختی را هم تحمل کنیم که به این خواسته برسیم . به شرط اینکه این خواسته تامین شود . یعنی زندگی من ، زندگی پیامبر و آل باشد مرگم هم مرگ پیامبر و آل باشد . به این شرط که من بتوانم در دنیا و آخرت با امام حسین (ع) باشم می ارزد که من در دنیا هر سختی را تحمل کنم .

اگر قرار است من به این نرسم ، در دنیا زندگی کردن ، وزر و وبال است . حضرت می فرماید ، مرگ چنین آدمی بهتر از زندگی است . این را دقت کنید ها که معصوم چه می گوید ها : می فرماید ، مرگ چنین آدمی بهتر از زنده بودنش است )یعنی نمی ارزد تو اصلا بخواهی زندگی کنی دنیا اگر قیمتی دارد به خاطر این است که تو باهاش بتوانی ابدیت را احراز کنی . اگر عرضه نداشته باشی باهاش ابدیتی را احراز کنی بهتر است که اصلا دنیایی نباشد رحم جنین برای جنین کی برایش دوران رحم اهمیت دارد ؟ زمانی که تولد سالمی داشته باشد . اگر قرار باشد در رحم ، دست و پای بریده بهش بدهند دو تا سر بهش بدهند ، دو تا صورت بدهند ، بهش پا ندهند و یک چشم بهش بدهند ، خوب اصلا این بار داری صورت نمی گرفت . کاش نطفه اش بسته نمی شد . کاشکی اصلا این دوران رحمی را نگذراند . چون این وقتی متولد می شود اول بدبختی اش است . اول محرومیتش است . اول حرص و جوش عذابش است خوب واقعا نمی ارزد این گونه زندگی کردن .

زندگی فقط فقط زمانی می ارزد که تو عرضه داشته باشی از این دنیا ابدیت را احراز کنی . به تمام اشیایی که با تو در دنیا هستند پدرت ، مادرت ،‌ همسرت و .... زندگی ات ، شهرتت ،‌زیبایی ات ، محبوبیتت به همه ای اینها به عنوان یک ابزار ساخت نظام ابدی خودت نگاه کنی . و الّا مثل یک حیوان ، فقط زندگی حیوانی داری مثل یک گیاه نمی ارزد . اصلا نمی ارزد .

اللهم اجعل محیا ، خوب این محیا چه جوری بود ؟ توضیح دادیم اگر بخواهیم این محیا را داشته باشیم و آن ممات را قاعده اش این است که ما در سه جنبه ، شبیه اهل بیت (ع)‌شویم . یعنی در سه مورد شبیه آنها شویم :

1- در فقه اصغر : یعنی در روابط با اشیاء و امور، احکام شرعی را مثل آنها رعایت کنیم ، خوردنی ها پوشیدنی ها نحوه ی ازدواج کردن مان و شنیدنی ها و به هر حال کار های مان ، یعنی مسئولیت این بخش را فقه اصغر به عهده دارد ، یعنی رساله و مراجع تقلید .

مراجع تقلید می آیند ما را تنظیم می کنند و شبیه می کنند با معصوم ، در جنبه ی فقهی ، در جنبه ی معاملات ، مسائل اقتصادی ، خمس ، زکات ،شغل ، مکاسب ، نوشیدنی ها و خوردنی ها ، ازدواج ارتباط با اشیاء لباس پوشیدن و خیلی چیز های دیگر ، در این جهات ما باید به سراغ معصوم (ع) برویم هر چه شما در فقه شبیه تر شوید در مسائل دیگر هم آماده تر هستید .

دومین مرحله که شما باید شبیه شوید ، مقوله فقه اوسط است یعنی اخلاقیات ، شما نمی توانید بگویید که من می خواهم با امام حسین (ع) در دنیا و آخرت باشم و اخلاقت به اخلاق آنها شبیه نباشد . ما نباید دقیقا بدانیم که اخلاق آنها و سیره ی آنها در زندگی چه جوری بوده ؟ چه جوری زندگی میکردند ، باید این را بدانیم ، و خودمان را شبیه به آنها کنیم .

الان مثلا مسیحی ها ، عروسی شان را در مقدس ترین جا می گیرند ، یعنی در کلیسا ، تالار و سالن ندارند ، حتی عیاشی ها و کیاضی هایی که در کاواره ها و دیسکو ها دارند را در عروسی نمی آورند ، در عروسی ها یک فضای کاملا معنوی به وجود می آورند . یک دعایی می خوانند یک لباس عروسی می پوشند و می آیند در کلیسا و آن جا در یک فضای کاملا معنوی زن و شوهر می شوند یک جشن این جوری دارند . به ما توصیه شده که عروسی های تان را در مسجد بگیرید . حالا الان چند نفر می توانند چنین کاری کنند اگر به حزب اللهی ترین آدمها اگر بگوییم نماز تان را در مسجد بگیرید ،‌چند نفر حاضرند این کار را بکنند ؟

زمان انقلاب چند نفر بودند که خیلی قوی بودند ، عروسی های شان را توی مسجد گرفتند ، می گویند نه دیگر عقد است بازی و خر مذهب بازی دیگر اینقدر هم نه دیگر . توی عروسی دیگر آدمی باید شادی کند . فکر می کنند اگر ما رفتیم توی مسجد عروسی گرفتیم . این شادی نیست ، شادی حتما باید جایی باشد که تویش فسق و فجور و خون کردن امام زمان (ع) باشد اگر نباشد نمی شود می خواهم بگویم ما خیلی فاصله داریم از نظر اخلاقی با آنچه که معصوم (ع) از ما می خواهد . نحوه ی ارتباط با پدر و مادر ، نحوه ی ارتباط با همسر ، نحوه ی ارتباط با فرزند ، یعنی اینکه من در ارتباط با این ها دست از میل و سلیقه ی خودم بردارم . آنچه را که خدا راضی است و می خواهد عمل کنم . نه آنچه را که خودم بر اساس سلیقه ی خودم هست یا آن گونه که تربیت شده ام . من حتی باید نظام تربیتی خودم هم را کنار بگذارم . ممکن است یک زندگی که درونش یک دختر بزرگ می کنند . این دختر یک مادر بی تربیت داشته باشد و بخواهد دختر را زن سالار بار بیاورد یک خانواده ای پسری داشته باشند و بی تربیت باشند و بخواهند پسر را مرد سالار بار بیاورند . با یک نظام تربیتی این جوری داشته باشند و بی تربیت باشند و بخواهند پسر را مرد سالار بار بیاورند . با یک نظام تربیتی این جوری بزرگ شده . ولی این کجا و اینکه من بگویم من می خواهم با یک نظام توحیدی زندگی کنم کجا ؟

با نظامی که معصوم (ع) می گوید زندگی کنیم با ریاضیات ابدیت زندگی کنیم این خیلی فرق دارد . شما وقتی می خواهی سمت از ریاضیات آخرت و برزخ بروی و با حدود برزخی و قیامتی زندگی کنی باید دست از ترک بودنت ، لر بودنت شمالی بودنت و ایرانی و افغانی بودنت برداری .

باید دست از شمال شهری ،‌خاندان ما اینجوری ، و خاندان ما آن جوری و رسم و رسوم ما اینجوری است اخلاق من اینجوری است برداری .

یعنی باید همه را بریزی دور . باید ببینی که اندازه ها و ریاضیاتی که معصوم (ع) می دهد چیست ؟ آن هفته توضیح دادیم که ریاضیات هر سه مرحله از حیات ،ریاضی است . یعنی هر سه مرحله ی حیات انسان ، قبل از دنیا ، دنیا و بعد از دنیا ، ریاضی طراحی شده یعنی عدد درش حساب شده است . بنابراین شما نمی توانید آن رقمها را به هم بزنید . اگر در زندگی حدود الهی را بخواهی به هم بزنی ، آنچه که معصوم (ع) می خواهد نمی شوی اگر در معاشرت در زندگی دست از حدود الهی و معصوم برداری ، آنچه که خدا می خواهد نمی شوی ، شبیه معصوم (ع) نمی شویم . علت اینکه همه ی ما اختلاف داریم در زندگی ، اینجوری است دیگر آنها یک جور دیگر اند ، ما یک جور دیگریم به خاطر این است که ما اساسا به آن حدود زیاد توجه نداریم . مثلا اگر بخواهیم دکتر شویم رعایت می کنیم ، مهندس شویم رعایت می کنیم . بخواهیم هنرمند و موسیقی دان شویم رعایت می کنیم یا مثلا یک سازی را بزنیم به ریاضیات آن ساز احترام می گذاریم که مثلا من زمانی می توانم یک آهنگ بسازم که دقیقا دستم این جوری حرکت کند . دقیقا در یک فاصله ی دقیقی حرکت کند که آن ساز درست شود . آن موسیقی ساخته شود ، یک ثانیه انگشتت را دیر تکان دهی آهنگ یک چیز دیگری می شود . در این جهت خودمان را شبیه می کنیم و می گوییم ریاضی است و باید احترام بگذاریم ،‌در همه چیز .

ولی در مسائل اخلاقی ، در فقه اوسط ما خیلی کیلویی و ولنگار زندگی می کنیم یعنی اصلا فکر می کنیم لزومی ندارد ما اینقدر زحمت بکشیم بیاییم ، مستحبات و مکروهات را رعایت کنیم کاری نداریم که باید با پدر چه جوری با مادر چه جوری ؟ با خواهر و برادر چه جوری ؟ با همسر چه جوری رفتار کنیم . ول مان کن بابا .

یا اگر هم مبنا و الگویی داریم ‌، یا الگوی مان ،‌هوای نفس و تربیت و سلیقه ای است که خودمان داریم یا مبنای مان کسانی هستند غیر از معصومین (ع) .

یعنی کسانی هستند که به هیچ وجه با ریاضیات آخرت و حدود بهشت ،‌شخصیتا سازگاری ندارند . یعنی اصلا به معصوم (ع) نمی خورند .الگو های مان کسان دیگر و مربی های مان کسان دیگر هستند این هم سر از جهنم در می آورند .

مرحله ی سوم ، فقه اکبر است یعنی من از نظر معرفتی هم شبیه معصومین (ع) شوم نظام علمی و معرفتی خودم را هم شبیه معصوم کنم . یعنی سعی کنم و ببینم آنها اشیا را چه جوری می دیدند و ارزیابی می کردند من هم همان جوری ببینم یعنی همان باور ها را داشته باشم . همان جوری به اشیا و امور داشته باشم نه اینکه با خدا و معصوم (ع) اختلاف پیدا کنم . ببینیم خدا برای هر چیزی چه قدر قیمت و ارزش قائل است ، من هم همان جور باشم . امور و اشیا را چه گونه ارزیابی می کنند من هم همان جور ارزیابی کنم .

اگر غیر از این باشد ، ما هر قدر که از نظر سطح معرفتی از معصوم فاصله داشته باشیم در روز قیامت فاصله امان از آنها و زمانی که از طرف آنها به شفاعت می رسیم بیشتر خواهد شد هر قدر شما از نظر علم اطلاعات و معلومات به معصوم نزدیکتر شویم.

فاصله ی تان هم از معصوم در دنیا و آخرت کمتر میشود ، بنابراین شما وقتی می توانید به خدا بگویید : خدایا زندگی مرا زندگی پیامبر و آل قرار بده . یا مرگ مرا ، مرگ پیامبر و آل (ص) قرار بده که سعی کنی در این سه مورد خودت را برسانی . فقهت را قوی کنی رساله را کاملا قوی کنی و رعایت کنی اخلاقیات را خوب یاد بگیری و عمل کنی .

3- عقاید را باور هایت را و شناخت هایت را به معصوم شبیه تر کنی هر قدر این سه برای انسان بیشتر حاصل شود او در این دعا صادق تر است و دعا برایش نزدیکتر هست . به اجابت می رسد این یادتان نرود . پس برای این سه بخش سرمایه گذاری علمی کنید نگویید وقت ندارم کار دارم . درس دارم دانشگاه دارم شغل دارم شوهر دارم بچه دارم زن دارم ، دقت میکنید ؟ تمام این ها ابزاری هست که ما فرصت کنیم در این سه دانش خودمان را قوی کنیم:

1- فقه اصغر 2- فقه اوسط 3- فقه اکبر . یعنی همان که پیامبر (ص) فرمود : انّما العلم ثلاثه علم سه تاست انسان باید این سه علم را یاد بگیرد : فروع دین ، اخلاق و اصول دین .

این چیزی است که تو را شبیه پیامبر و آل (ص) می کند . حالا می خواهی دکتر و مهندس باش . می خواهی نباش.

کربلایی کاظم که یک دفعه امام زمان (ع) می آید با یک اشاره همه ی قرآن را در دلش می کند نه دانشگاه رفته نه مدرسه رفته نه دانشجو است و هیچ کدام ولی آدم است . همه چیز را رعایت می کرد . احکام را به شدت رعایت می کرد ، اخلاقیات را رعایت می کرد و به عقاید اسلامی احترام می گذاشت . تقوا داشت که امام زمان (ع) بهش اینجوری می رسد . بچه بسیجی های ما که خدا ما را با آنها محشور کند بچه بسیجی که به قول امام خمینی (ره) صد ساله را یک شبه رفت یک ماه رفته جبهه ، یک هفته رفته جبهه ، 20 روز رفته جبهه ولی در همین مقدار هر چی شنیده ، شده ، در جبهه خیلی خیلی خیلی با آن حال هوا رعایت می کردند .

یعنی امکان نداشت که به آنها بگویی در حدیث این جوری است ، واجب است ،‌ حرام است ، مکروه است ، مستحب است ، و او عمل نکند همه ی آنهایی که این ریز بینی ها را داشتند شهید شدند ، به مقامات بالا رسیدند ، خیلی راه را طی کردند ، خیلی زود طی کردند چون رعایت می کردند نمی گفتند برو بابا . تو چه قدر ساده ای .

ساده نباش ، عاقل باش ، آنهاییکه می خواستند در مقابل معصوم (ع) عاقل باشند ، احمق ترین آدمها بودند و عقل شان غیر از آنچه معصوم می گفت را می گفت . آنها احمق ترین آدمها هستند ، من این حرف را نمی گویم ها ، این حرف را رسول الله و امیرالمومنین (ع) می گویند اعقبکم اتبعکم ، عاقل ترین شما مطیع ترین شماست ، یعنی بله قربان زیادتر می گوید .

از خودش رای نمی دهد فکر نمی کند اظهار نظر نمی کند ، نمی نشیند فکر کند حلاجی کند که این که رسول خدا گفت یا عمل کرد ، راست است یا اشتباه است راست است یا دورغ .

اصلا این جوری فکر نمی کند او آن الگوی کامل تمام عیار را دیده است . همه را دیده یادتان باشد قبلا هم گفته ام خداوند هر سه مرحله را ، مرحله ی قبل از دنیا با همه ی فرمولهای ریاضی اش ، و مرحله ی کال دنیا را با تمام فرمولهای ریاضی اش و مرحله بعد از دنیا را با همه ی فرمول ها و حدودش را از روح معصوم (ع) خلق کرده است .

یعنی در واقع معصوم خالق این سه مرحله است . امام را معصوم را دست کم نگیرید ها ، یک موقعی یک حدیث شوخی نکنید ها حدیث است . آقا یک چیز گفته ما هم یک چیز دیگر می گوییم گفتن نهایت حماقت است . اگر می گوید اینجوری است بگو چشم .

مقاومت را بیاور پایین عاقل ترین مردم ، با شعور ترین مردم کسانی هستند که مقاومت کمتری در مقابل این سه مرحله ی فقه دارند . فقه اصغر ، فقه اوسط ، و فقه اکبر .

هر قدر شخص مقاومتش در این سه مرحله ی فقهی ، بیشتر است دیرتر قبول می کند دیرتر می پذیرد دیر تر انجام می دهد و رعایت می کند فاصله اش از بهشت بیشتر است و دیرتر هم به بهشت می رسد . دیرتر به شفاعت می رسد ، شفاعت یعنی جفت شدن ، شما برای جفت شدن باید مقاومت را کم کنید چون وقتی مقاومت را کم می کنی می توانی به معصوم برسی وقتی مقاومت نمی گذارد حرکت کنی و حرکت را کند می کند ، شما نمی توانی به آنها برسی باید توی چسبیدن به معصوم و وصل شدن به معصوم ، تا می توانی سطح مقاومت را پایین بیاوری .

چون اگر فاصله دار باشید ( دقت کنید ) اگر فاصله دار باشید با هیچ تلاش دیگری نمی توانید حلش بکنید فقط فاصله را کم کنید .

ببینید پیامبر (ص) سعد را در قبر می گذارد سعد که در رکاب پیامبر شهید شده دقت کنید ها شوخی نیست ، در رکاب پیامبر شهید شده ، اینقدر به پیامبر نزدیک است اینقدر شیفته ی پیامبر است ‌در رکاب پیامبر شهید شده است می گذاردش در قبر ، خودش می گوید : جبرئیل و میکائیل هر کدام با هفتاد هزار فرشته آمدند برای تشیع جنازه ی سعد بعد این سعد دوست داشتنی است . ولی پیامبر می فرماید : الان دچار فشار قبر است ، بعد از دفنش.

گفتند چرا ؟ چون خلقش به پیامبر نمی خورد ، در فقه اصغر یا عقایدش خیلی قوی بوده ها در اصول دینش خیلی محکم و قوی بوده ولی در اخلاقیات شبیه پیامبر نبوده ، انّه کان فی خلقه مع اهله سوء .

حضرت می فرماید کمی بد اخلاق بوده نسبت به زن و بچه اش کمی بداخلاقی می کرده در رکاب پیامبر شهید شده . خود پیامبر کفن و دفنش می کند .

آقا به خدا این داستان سعد خیلی کمر شکن است امام صادق (ع) می فرماید شما با هیچ تلاش عبادی نمی توانید این را جبران کنید . صد دفعه برو حج ، برو کربلا ، برو جبهه ، کشته شو ، زنده شو، کشته شو زنده شو ، هفتاد بار کشته شو و زنده شو ، وقتی اخلاقت خوش نیست فایده ندارد ، وقتی بی ادبی وقتی تند مزاجی ، وقتی پرخاشگری ، وقتی عصبی هستی ، وقتی متکبری ،‌ وقتی اهل غیبت هستی ، وقتی نمک نشناسی ، وقتی بی ادبی از پیغمبر (ص) فاصله داری ، این فاصله به فشار قبر و به جهنم می کشدت ، حالا هی برو حج ،‌ برو کربلا، برو نماز بخوان ، برو روزه بگیر ، فایده ندارد . اصلا نمی توانی جبرانش کنی ، مگر اینکه واقعا خلق خودت را عوض کنی تا محیای تو محیای پیامبر و آل باشد و ممات تو ممات پیامبر و آل باشد .

تو اگر مثل پیامبر عسل نشوی که وقتی دیگران بهت نزدیک می شوند ، کنارت آرامش کنند و احساس شادی کنند ، وقتی دیگران بهت می رسند وحشت زده هستند ، وقتی دیگران بهت می رسند ، نمی توانند بیش تر از نیم ساعت تحملت کنند وقتی همه از دستت به اضطراب می افتند ، وقتی نسبت بهت احساس انزجار می کنند ، خوب تو اصلا شبیه پیامبر نیستی ، تو اصلا عسل نیستی کوفتی ، و از آنها فاصله داری .

این رو دیگر با طلبه بودن و دکتر و مهندس بودن و یک عمر خدمت کردن مردم نمی توانی حلش کنی با نماز شب خواندن و روزه گرفتن و جبهه رفتن و هیئت و حسینیه و بسیج رفتن نمی توانی مشکل را حلش کنی ، دیگر شما هر چی باشی بسیجی تر از سعد نیستی که .

بیسجی تر از سعد هستی ؟ امکان ندارد. خیلی مقرب تر می شویم ، مثلا جبرئیل و میکائیل با 70 هزار فرشته می آیند برای تشییع جنازه ی ما . امام زمان (ع) می آید ما را دفن کند . ما اصلا اینقدر بیچاره ایم که معلوم نیست آنی که می خواهد ما را کفن و دفن کند ، بتواند تلقین را درست بخواند یا نه .

غسل مان را درست انجام دهد یا نه ، نماز مان را درست با حضور قلب برایمان بخواند یا نه ، نماز میتی را که می خواهد بخوانند .

ما اینقدر بیچاره ایم که هزار نفر اگر بایستند سر جنازه ما نماز بخوانند ، معلوم نیست یکی شان حضور قلب داشته باشد و دلش برای ما بسوزد و از صمیم قلب برای مان دعا کند که خدایا این میت را ببخش آن را معصوم برایش دعا می کند پیامبر برایش دعا می کند و می گوید : اللهم اغفر لهذا لمیت .

خدایا این میت را ببخش . بعد می بیند اخلاقش چقدر کار دستش می دهد . اینها را جدی بگیریم ها ، اصلا شوخی بردار نیست . برای همین بیشترین چیزی که زندگی ما را شبیه پیامبر و آل می کند اطاعت است اطاعت است .

یعنی اطاعت کردن از معصوم یا جا پای معصوم گذاشتن ، یعنی ببینیم او در مورد فلان مورد گفته چه کار کنیم ، ما بگوییم چشم . با پدر و مادر چی کار کنید بگوییم چشم . بدت می آید خوشت می آید یا خوشت نمی آید ، معصوم گفته بخند ، بخند ، گفته متواضع باش ، متواضع باش.

و اخفض لهما لهما جناح الذلّ من الرّحمه :‌ با پدر و مادر که روبرو می شوی بال ذلت بگستران ، با تکبر و خیره گی بهشان نگاه نکن ،‌جلوی پدر و مادر مثل یک آدم ذلیل باش .

حالا غدّی تو ، تکبر تو ، نخود تو ،‌ سواد و تحصیلات تو ، نمی گذارد با جنهم این را برایت ساکتش می کنند . یا خودت با آتش تقوا بسوزانیش این تکبر را . یا با آتش جهنم برایت آبش می کنند چون حق نیست .

واخفض لهما جناح الذّلّ من الرحمه‌: با رحمت به پدر و مادرت نگاه کن .با مهربانی مثل یک کنیز . مثل یک غلام . اینجوری باش . متکبر برخورد کن .

میگوید با شوهرت این جوری باش باز زنت اینجوری باش یا بچه ات اینجوری رفتار کن می گوید : اکرموا اولادکم ،بچه های تان را احترام بگذار ، بهش احترام بگذار ، میگوید بخند می گوید در آغوشش بگیر . ببینید معصوم چقدر روی ما حساب کرده ، این نکته خیلی جالب است ها معصوم می گوید وقتی از یک نفر از خانواده ات عصبی می شوی ، برای این که نکند یک موقع عصبی شوی ، و جهنمی شوی برو بدنت را بچسبان به بدنش ، ما می رویم می زنیم تو گوشش .

حضرت می فرماید : وقتی بدن رحم به رحم می خورد ، ( رحم یعنی خویش ) آرام می شوند .

یعنی رویت حساب کرده که بهت این حرف را زده ، تو را آدم دانسته که این حرف را بهت زده می گوید برو نزدیکش بغلش کن ، خودت را بهش بچسبان . توقع دارد این عرضه را داشته باشی . ولی ما اینقدر دور می شویم دور می شویم دور می شویم تا اینکه چراغ را پرت می کنیم به طرفش ، بابا نگاه آنها به ما چی ؟ خیلی مهم است اینها ، باید رعایت کنیم . اگر این را بتوانیم رعایت کنیم با بسیج رفتن با هیئت رفتن نماز شب خواندن و جبهه رفتن حل نمی شود ها .

یادتان باشد ، با حج و کربلا نمی توانی مشکل را حل کنی . کسی که در خانواده شکس می خورد در خانواده اش شکست می خورد هیچ جای دیگری هم نمی تواند موفقیت جدی بدست بیاورد .چرا ؟ شاید بعضی از شما سوال کنند که بعضی از معصومین در زندگی خانوادگی شکست خوردند ، مثلا پیامبر نتوانست خیلی از زنهای خودش را آدم بکند ها نتوانست دیگر امام معصوم داشتیم بعضی از بچه های شان را نتوانستند آدم بکنند ، امام معصوم تلاشش را کرد ولی این که تلاش پیامبر یا امام خنثی می شود برای این است که نصف کار دست امام و پیغمبر است نصفش دست زنش بوده ی دست ما در آن بچه بوده ، نوح تلاش خود را می کند ولی نصف تلاش مال نوح است حداکثر نصفش ، بیشتر مادر موثر است خوب زن نوح یک زن فاسد است و قرآن می فرماید مثال کفر است ( ضرب الله مثلا للذین کفروا امرت نوح و امرت لوط ) مجسمه ی کفر در قرآن زن است مجسمه ی ایمان هم زن را مثال می زند خداوند تبارک و تعالی به مرد ها می گوید شبیه این خانم باشید ، و مواظب باشید مثل آن دو تا خانم نباشید چرا مجسمه ی کفر هستند زن نوح و لوط برای اینکه بهترین آدمها شوهر های آنها هستند ساعت قبل هم توضیح دادم این را خیلی ها هستند به واسطه ی شوهر های خوب شان جهنمی می شوند هر چقدر شوهر با کمال تر است این زن خراب تر است ناسازگار تر و بدجنس تر و اذیت کننده تر است .

خیلی از مرد ها هستند بواسطه زن های خوب شان جهنمی می شدند ، چون عرضه و لیاقت ندارند با آنها چگونه برخورد کنند کم نیستند زنهای خوبی که زیر دست مردان نالایق ضایع شدند کم نیستند بچه های بسیار خوبی که زیر دست بابا و ننه های نالایق هدر رفتند ، کم نیست خانواده هایی که بخاطر بی لیاقتی مرد ها از هم پاشیده شدند بخاطر بی لیاقتی زن از هم پاشیده شدند ( ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرت فرعون )مثال ایمان زن فرعون است او اصلا کاری ندارد شوهرش فرعون است برای او موسی شوهرش باشد البته موسی که جای بچه اش بود ، موسی بوده پیامبر های قبل از موسی حضرت یعقوب مثلا شوهرش بود یا فرعون او عرضه داشت بتواند استفاده کند و برود به بهشت باید فرعون خود را به عالی ترین درجات می رساند نه طلاق میگیرد نه درگیری دارد نه هیچ چیز دیگر ولی خوب تا آنجا هم می تواند برود .

بعضی ها خدا یک فرشته هم نصیب شان میکند لیاقت او را ندارند عرضه ندارند استفاده کنند . زنهای ما مرد های ما باید حوصله های شان را زیاد کنند ما الان 90 درصد درخواستهای طلاق های مان مال خانم هاست این برای این است که عرضه ندارد زندگی خود را درست بکند می خواهد صورت مسئله را پاک کند بلد نیست مهارت های عاطفی ندارد . مهارتهای دیگر ندارد بلد نیست زندگی خود را عاشقانه کند از این حالت در بیاورد می خواهد برود صورت مسئله را پاک کند مرد ها هم ده درصد مرد ها هم الان این جوری هستند ما مهارت های ما را باید بالا ببریم تلاش مان را باید کنیم این ها را باید رعایت کنیم چی باعث می شود که ما خیلی راحت این کار بکنیم این کار سختی نیست راهش چیست ، راهش این است که بفهمی تو از خدایی ، جنست از خداست ،‌جنست از پیامبر و آل است به جنس دنیایی که بچه ی کی هستی ، ننه تو کی بود ، بابای تو کی بود نگاه نکن ، اصلا مهم نیست بابای من یک آیت ا... بوده یا یک کارگر بوده حتی یک مومن بوده یا یک کافر بوده این اصلا مهم نیست عزیز من ، مادر من زن خوبی بوده یا زن بدی بوده بابام آدم مسلمانی بوده یا آدم فاجری بوده مهم این است که تو الان بفهمی بچه امام زمانی جنسا از امام زمانی ، جنسا از فاطمه زهرا هستی گوهر انسانی خود را نگاه کن که همیشه شرافت دارد چه کار داری که اهل کجا هستی یک خانمی آمده طلاق گرفته از شوهره که چرا شوهر مال فلان شهر است و من اشتباه کردم که با او ازدواج کردم ، من از آدم هایی این شهر خوشم نمی آید ، همی یک زندگی را پاشاند و بچه هایش را فاسد کرد بدبخت کرد رفت پی کارش ، اصلا این چیز ها را کنار هم نگذارید ، این چیز ها را اصلا نگاه نکنید ، بابای من ممکن است یک کافر ، مشروب خور فاسقی بوده ، یهودی بوده مادر من ممکن است یک زن فاسقی بوده یک مسیحی بوده کاری نداریم اصلا شغل شان پست ترین شغلها بوده من ذاتا یک گوهری دارم که بی نهایت می ارزد از خدا که در همه انسانها وجود دارد ، این وهر را پرورش بده این کودک عزیز روان را احترام بگذار . سلمان شما نگاه کنید ببینید وقتی مسخره اش می کنند که هر کس می آید اصل و نصب خودش را به رخ سلمان می کشد در یک جلسه ای بعد می گویند تو چکاره ای سلمان تا سلمان مجبور بشود بگوید تا خجالت زده شود گفت می یک گمراهی بودم که بوسیله ی پیامبر هدایت شدم ، یک کافری بودم که بوسیله پیامبر مومن شدم ،‌ریش تو بهتر است یا دم سگ ، چند بار این سوال را از سلمان کردند می گوید ما که فعلا در دنیاییم و همه مان در حال امتحان هستیم معلوم نیست ، الان بعد از مردن اگر من از صراط رد شدم ، ریش من بهتر است اگر رد نشدم دم سگ بهتر است سلمان می گوید الان ما هیچ کدام با هم فرقی ندارد و همه در معرض امتحان هستیم فعلا روی صراط هستیم همه مان معلوم نیست کی به ته می رسد پز دادن و افتخاری ندارد اگر عرضه داشتی شب اول قبرت شب عروسی ات باشد بله ، چون فرمود ( عرص المومن ) الموت عرص المومن عروسی مومن ، توانستی این کار را بکنی .

الان ببین تو چقدر عمر داری مگر چه بسا 24 ساعت دیگر بمیری ،‌چی بسا الان سکتهه کنم و بمیرم کی می داند مگر تلویزیون آن هفته ندیدید که استاد بزرگی بود خدا رحمتش کند برای مجلس هم گرفتند ، مجلس تجلیل از این استاد هم خودش نشسته روی صندلی و دارد صحبت میکند جا در جا سکته کرد و تمام شد ،همان جا روی صندلی مرد ( دیدید که همه تان )

این شرافت است که اگر الان صوت پایان روز را زدند ، من می روم توی بهشت یا نمی روم توی بهشت پیغمبر ، حضرت زهرا امام زمان (ع) ،‌با لبخند به سراغ من می آیند ، یا با گریه به سراغ من می آیند .

امیرالمومنین (ع) فرمود : من یموت یرنی : هر کس بمیرد من را می بیند هنر این است که اگر من الان که دارم می روم ، امیرالمومنین (ع) به من می خندد یا نمی خندد ؟ این ها برای یک آدم دغدغه نیست ؟ ها ؟ اینها نباید دغدغه باشد این نباید مهم باشد .

اینقدر که ما به لبخند اهل دنیا به خودمان فکر می کنم واقعا یکبار شده که لبخند امام موقع رفتن مان برای مان مهم باشد لبخند حضرت زهرا (س) لبخند امیرالمومنین (ع) موقع رفتن . نشسته ایم برای این فکر کنیم ؟ تا به حال برای این فکر کنیم که خدایا من می خواهم یک کاری بکنم تو یک کاری بکن من که کاره ای نیستم تو یک کاری بکن که موقعی که ما خواستیم برویم با لبخند این ارواح طیبه روبرو شویم .

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد ، وقتی شما محیا است محیای پیامبر و آل (ع) باشد آنها بهت می خندند پیش خودشان هم می برندت .

گفتم داستان آن پیرزن فقیر را ، استاد ما فرمود : ( استاد ما او را می شناخت ) فرمود : یکی از نزدیکان ما خواب دید این خانم پیر زن بی سواد خانه دار ، گفت : تا من از این دنیا رفتم ، خانم فاطمه زهرا (س) خودش آمد و با شتاب هم آمد و گفت تو بیا برویم خانه ی ما ، برویم پیش ما . اصلا نگذاشتند فرشته ها بیایند و این را ببینند و سوال کنند من ربّک و این حرفها ، تا رفته خانم دستش را گرفته برده پیش خودش . ما عرضه داریم این جوری زندگی کنیم ؟ که آن طرف معطل نشویم ؟ یا نه . برای هر کدامش ،‌ به قول امام خمینی (ره ) باید صد سال گرفتار بشویم .

امام خمینی (ره) فرمود : برای یک دانه گناه که بروید آخرت ، معلوم نیست چند قرن آخرتی در جهنم بسوزید تا آن یک اخلاق تان پاک شود ، این حرف برای آدم خواب می گذارد ؟ امام خمینی نعوذ بالله مبالغه کرده ؟پرت و پلا حرف زده ‍؟ حالا این تکبرت را ادامه بده نخوتت را ادامه بده ، راحت روی همسرت دست بلند کن ، راحت روی بچه هایت دست بلند کن . راحت داد بزن ، راحت خیره نگاه کن به بابا نه نه ات . راحت حق شوهرت را زیر پا بگذار . حق زنت را راحت زیر پا بگذار و ادامه بده .

آقا چند قرن آخرتی می دانی یعنی چی ؟ اما ما خیلی راحت و ساده از کنارش را می شویم . به من می گویند بابای من چند سال است کلاس شما می آید ولی خیلی راحت من را کتک می زند و فحش می دهد . قرآن می گوید بعضی ها هستند وقتی می خواهند گوش بدهند ، با هوای نفس شان گوش می دهند ، خیلی حرف است ها می گوید ، لاهیه قلوبهم ‍. قلبهایشان بازی می کند یعنی فقط برای هوی و هوس توی این جلسه نشسته اند : حالا ما هم برویم یک چیزی اینجا گوش بدهیم ، و تبرّکا بشنویم . برای شدن نیامده اند . معصوم می گوید : کسی که برود بشنود ، نه برای شدن ، خدا را مسخره کرده است ، خدا را مسخره کرده ، اگر نخواهد بشود ، اگر نخواهد تحول پیدا کند اگر نخواهد دست از تکبر و مقاومتش بردارد ، خدا را مسخره کرده تعبیر خیلی عجیب است ای کاش یک فرصتی بوده احادیثش را هم برای تان می خواندم .

که خیلی ها ، با قلب بازی کننده به سراغ معارف دینی می روند وقتی داری باهاشان حرف می زنی ، نواری گوش می کنند کتابی می خوانند موعظه ای می شنوند ، سر کلاس استادی می روند ، دلهایشان دارد بازی می کند وقتی این حرفها را می شنود .

می دانید این کلمه از کدام مصدر صادر شده از مصدر غیب خداوند این حرف را زده : قلبهای شان بازی می کند یعنی اصلا خیال شدن ندارند .

عزیز من تو ، ده سال دیگر که هیچ ، نفس من که بی جان و بی اثر است . آه سرد است پیامبر دیگر از پیامبر کی را داریم که دمش گرمتر باشد ؟ از مرحوم حسین قلی همدانی کی را داشتیم که دمش گرمتر بود .

خدمت آیت ا... بهجت بودیم یکی از علما صحبت می کرد فرمود اکثر شاگردان ملا حسین قلی همدانی فاسق در آمدند با آن نفس گرم .

ملا حسین دمی داشت که وقتی از مجلسی می گذشت که می دید همه دارند دم و ساز و آواز می زنند مخصوصا برای اینکه آن را اذیت کنند این شعر را انتخاب کردند که :

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را . ما این کاره هستیم اگر نمی پسندی تغییر بده . مرحوم ملا حسین قلی همدانی فرمود : تغییر دادیم قضا را . آقا یک دفعه همه ساز و آواز را کنار گذاشتند شروع کردند به سر و کله ی خودشان زدن و گریه کردن . همه توبه کردند و میگویند همه ای این افراد این ساز و آواز و مطرب ، همه از زهاد و عباد زمانه شدند . یک نفس اینجوری داشت که اگر به یک انسان جهنمی جهنمی یک نگاه می کرد بهشتی می شد آن فرد جهنمی .

نگاهش چه برسد به نفس و با آن نفس گرم ، اگثر شاگردانش فاسق در آمدند . شما تعجب نکنید ، نزدیکترین کسانی به پیغمبر (ص) جهنمی می شوند . نزدیکترین کسان به امیرالمومنین (ع) جهنمی می شوند ، نزدیکترین کسان به اولیای خدا ،به اساتید اخلاق به بزرگان موعظه و عرفان ، خراب می شوند و فاسد می شوند .

بیشترین شاگردان او فاسق می شوند شما تعجب نکنید .

اتفاقا نزدیکی خوب نیست نزدیکی بسیار خطر ناک است .

پیامبر (ص) فرمود : ازهد الناس فی العالم اهله و جیرانه : بی رغبت ترین مردم نسبت به یک عالم آنهایی هستند که به این عالم نزدیکتر هستند . خانواده اش و همسایه هایش و فامیل هایش هستند . ما الان عالم داریم بچه هایش استفاده نمی کنند همسرش استفاده نمی کند . پسر و دخترش استفاده نمی کنند فک و فامیل هایش اصلا عرضه ندارند ازش استفاده کنند .

ولی غریبه ها ، خیلی خوب می توانند استفاده کنند مثل پیامبر مثل امیرالمومنین (ع) . زنهای پیامبر نتوانستند ازش استفاده کنند خیلی هم خوب نیست . فکر نکنید که اگر به یک عالم چسبیدیم و بهش خیلی نزدیک شدیم ،حتما برای قلب مان خوب است چه بسا همین نزدیکی و رفاقت همین نزدیک شدن همسر شدن ، دوست شدن و صمیمی شدن بد بخت تان می کند . شوخی نیست . کسی که می خواهد نزدیک شود باید بیشترین شباهت را پیدا کند .

بیشترین اطاعت و تواضع را داشته باشد . بیشتر از هر کس دیگری باید عمل کند و شبیه آن شخص شود . و الا عذابش در روز قیامت بیشتر است .

برای همین خداوند می فرماید : ( در قرآن ) اگر زنان پیامبر خطا کنند ، عذاب شان دو برابر است و اگر تقوا پیشه کنند اجر شان هم دو برابر است چون به پیامبر نزدیکتر هستند . مواظب باشیم که قلب های مان بازی نکند . مواظب باشیم ، جدی باشیم در این دعا اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد .

حالا من یکبار بخوانم شما برگردید به دلهای تان ببینید چند در صد این دعا دغدغه ای است که شما بدون آن ، آرامش پیدا نمی کنید ، ببینید آیا آن طور که تا حالا برای همسرت ، برای زنت ، برای نامزدت ،‌برای مریضی ات برای مشکلات اقتصادی ات و برای مشکل مسکن دعا کردی ،یکبار این جوری دعا کردیم ما ؟ اللههم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد .

این محیا و ممات فقط با تسلیم شدن امکان ناپذیر است . اگر می خواهی دعا کنی ، من موظفم به عنوان یک معلم که دارم به شما این شرح می دهم ، بهتان بگویم که راه این محیا و ممات چی است .

فقط نگویم خیلی قشنگ است و خوب است بلکه باید مسیرش را هم بهتان نشان بدهم .

برایم ماه رمضان کپسول سوء هاضمه را همه استفاده کنند که معده های شان ضعیف نشود و دیگر اینکه آن دستورالعمل شماره ی 15 را عمل کنند ولی موقع افطار .

5 مرتبه ام من یجیب می خوانیم برای رفع اضطرار از وجود امام زمان (ع) و شیعیانشان حل مشکلات شان و نیت های شان .

5 مرتبه با حضور قلب هم اضطرار با استکانت با فقر این دعا را بخوانیم . جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان (ع) . تعجیل در فرج شان . رفع اضطرار از مسلمین و مستضعفین جهان بر آورده شدن حاجات ، با همدیگر سه صلوات بلند ختم بفرمایید .