جلسه 259 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
259
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
5
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 259 - شرح زیارت عاشورا

خوب ما مثل هفته گذشته بحثمان دو قسمت است یک قسمت در مورد زیارت عاشورا یک قسمت هم درباره ی مرجعیت. (و اسأل الله بحقکم و بالشّان الذی لکم عنده ان یعطینی مصابی بکم افضل ما یعطی مصاباً بامصیبه، مصیبه ما اعظمها و اعظم رزیتّها) فقره ی جدید را شروع می کنم می فرماید از خدا می خواهم به حق شما و شأنی که شما در نزد خداوند دارید اینکه به من عطا کند بخاطر مصیبتی که من بخاطر شما تحمل می کنم بیشترین چیزی را که به یک مصیبت زد عطا می کند. چند واژه را باید توضیح دهیم یکی بحقکم، حق دو معنی دارد یکی شأن و مقام و یکی خودِ حق.

یعنی از خدا می خواهم به حق شما (یعنی آن حقی که شما بر خدا دارید) این کلمه ی حقِ اهل بیت بر خدا در دعاهای دیگر هم داریم و بحقّک علیهم و حقهم علیک. در دعاهای مختلفی این وارد شده. خوب، حقِ اهل بیت چیست؟ اینکه از طرف خدا این مأموریت را پیدا کنند تا به زمین بیایند و مسئولیت هدایت بندگان خدا را بپذیرند. این به زمین آمدن، کار سختی است. شما در این فیلمی که در تلویزیون نشان داد مستند هم بود فیلم سینمایی نساخته بودندکه از تعدادی از خارجی ها و ایرانی ها هر دو که در ما بودند بعد از کما و بیهوشی برگشته بودند سوال می کردند شما کجا رفتید (برنامه ای به نام نسیمی از حقیقت بود اگر درست بگویم) شما دیدی تمام کسانی که این مدت موقت رفته بودند و برزخ را دیده بودند چنان بودند که وقتی بهوش امده بودند بجای اینکه خوشحال بشوند همه غمگین و ناراحت بودند. در مصاحبه هایشان دیدید می گفتند که ما التماس می کردیم ما را به دنیا بر نگردانید آنجا می گفتند تو مادری و هنوز مرگت نرسیده و باید برگردی، تو همسری باید برگردی تو پدری باید برگردی. می گفت یکی از شکنجه های ما این بود که دوباره برگشتیم به دنیا. و گریه می کردند. دیدید که با چه شدتی و چه دلتنگی ای گریه می کردند. دلتنگی بیش از داغ همسر و فرزند و پدر ومادر و .... دیدید چقدر حالتهایشان عجیب بود؟

می گفتند ما دوست داریم زودتر به آنجا برگردیم. بهر حال به گونه ای هست آنجا (نه آن مقام اصلی همین برزخ را می گویم که الان احاطه بر ما دارد) که اگر یکبار کسی یکی از نعمتهایش را ببینید دیگر دنیا به او خوش نمی گذرد. یعنی می فهمد اینجا درگیر جیفه است. این را خوب می فهمد اگر یکبار کسی یک چیز از آنجا را ببینید شما تصور بفرمایید که عظمت چقدر زیاد است. عظمت برزخ به دنیا مثل دنیا به رحم است. شما نعمتها و جذابیتههای دنیا را چطور می توانید با رحم مقایسه کنید. اصلاً قابل مقایسه نیست. نمی شود در بهشت (اینها را در بحث بهشت 8-9 جلسه مفصل در شهر ری و چیز جلسه هم در احیاء اسلام شهر توضیح داده ام) عواطفی که بالاتر از بهشت است، احساسهای قشنگی که بین انسان و ملائکه الله (که شرحش را در صحیفه ان شاءالله می رسیم می گویم) عواطفی که بین انسان و امام زاده ها، بین انسان و شهدا بین انسان و علما، بین انسان و انبیاء، از همه قشنگتر روابط گرم و هم آغوشی و صمیمیتی که بین انسان و خدا رد و بدل می شود چیزی است که اگر انسان یک لحظه در این بزم راه پیدا کند، شرکت کند دیگر دنیا برایش جهنم می شود. حالا شما نگاه کنید ائمه علیهم السلام در نزدیکترین حالت به خدا بودند (فکان قاب قوسین او ادنی) (که نمی دانم در جلسه معرفت بتوانیم اینها را توضیح دهیم یانه، داستان روز خلقت و داستان مقامات و مراتب وجودی حق تعالی و مراتب تنزل موجودات) که دیگر از آن نزدیکتر به خدا امکان ندارد، در غایت بهجت و سرور نه بهجت و سرورهای دنیایی، به او می گویند حالا باید بروی روی زمین، بروی پیش ابوجهل و ابولهب و پیش یک مشت آدمهای اینطوری، جنگ بکنی جهاد بکنی، زخم زبان بشنوی، همسرانت اذیتت کنند، دور و بری هایت اذیتت کنند بعداً دانه دانه خبر کشته شدن عزیزترین کسانت را به تو بدهند، همینطوری خلاصه بی معرفتی کنند بی محبتی کنند، قدرنشناسی و نمک نشناسی کنند، سرهایتان را می بُرند، سم به شما می دهند در عوض این زحماتی که می کشید در عوض این همه تلاشهایی که برای آنها می کنید آنها در مقابل بچه هایتان را تکه تکه می کنند، زن و بچه تان را اسیر می گیرند کتک می زنند، هتک حرمت می کنند. باید بروید. خیلی حق پیامبر و آل بر ما عظیم است بر جامعه جهانی، بر مردم زمین این حق عظیم است که از آن مقامات جدایشان کنند بیاورند اینجا اینطوری با آنها رفتار کنند. نه ادبی نه احترامی نه آب خوشی، یک لحظه از گلویشان پایین برود. خیلی حق شان بر ما عظیم است. چه کار می توانیم بکنیم فوق العاده است. (و اسأل الله بحقکم) حق شان خیلی عظیم است (و بالشّأن الذین لکم عنده) شأن خیلی بزرگ است. صادر نخستین کجا اسم اعظم. رسول خداست. خلیفه الله است می دانید خلیفه الله یعنی چی یعنی اگر پیامبر نباشد خداوند تجلی ای ندارد خلقی صورت نمی گیرد (لولاک لما خلقت الافلاک) خداوند با خلیفه، با وساطت خلیفه بر مردم تجلی می کند که خلیفه ی کبرای الهی که می گویند این است. آن شأن (که هر چه راجع به آن بگوییم باید درود بکنیم ان شاءاله این را می گذاریم برای بعد از زیارت عاشورا ان شاءالله اگر عمری بود یک دوره جامعه کبیره می خوانیم تا شأن را بدانیم یعنی چی. همه اش را باید بخوانیم تا این شأن یعنی چی) و بالشّأن الذی لکم عنده. به این دو چیز حق شما و شأن شما قسم از خدا می خواهم ببینید اینقدر ما را دوست داشته اند که در خواستن از خدا یک کاری کرده که شما دست روی چیزی بگذاری که خدا دیگر دعایت را رد نکند. اگر می گذاشتند ما خودمان خدا را قسم بدهیم عرضه داشتیم این طوری حرف بزنیم؟ نه. کی به ما یاد داده اینطوری حرف بزنیم و از خدا اینها بخواهیم به خود خدا یاد داده. زیارت عاشورا حدیث قدسی است. اینقدر ما را دوست دارند که اینطوری به ما یاد می دهند کاش ما می فهمیدیم گرمی و حرارت دوستی اهل بیت نسبت به خودمان را. ما خیلی خیلی خیلی بی عاطفه هستیم نسبت به اهل بیت. گرمای زیادی نداریم. چرا، آنها را بعنوان شخصیتهای مقدس قبول داریم و دوستشان داریم اما بعنوان حقیقت خودت، پدر خودت، اصل خودت گرمای عاطفی نداریم. الان اسم پدر و مادر می آید اسم خواهر برادر می آید انسان آن سوزش و ولع و آتش عاطفی اش را در درون خود می فهمد ولی ما نسبت به اهل بیت متأسفانه کمتر اینطوری هستیم. آنها اینقدر به ما مهر می ورزند و لطف دارند که می گویند اینطوری بگویید، به خدا، به امام حسین بگویید ای امام حسین، اسأل الله بحقکم... اینکه به من عطا کند عطا یعنی بذل و بخشش بدون هیچ نوع توقع این فقط کار خداست. ان شاءالله بعداً می خوانیم در بحث اسماءالله، به خدا می گوییم معطی یا من ارجوه لکل خیر... یا من یعطی الکثیر بالقلیل یا من یعطی من سئلکم یا من یعطی من لم یسئله. حتی کسی از خدا چیزی نخواهد هم خدا به او می دهد. چیزهایی که ماعقل و فطنه و هوشمان نرسیده خدا داده. (و من لم یعرفه) شناختی هم در کار نیست نه خدایی نه چیزی ولی خدا می دهد. اعطا خیلی چیز قشنگی است اسم معطی مال خداست ان یعطینی بمصابی بکم (مصیبت را هفتم قبل توضیح دادم) آن مصیبتی که من بخاطر شما دارم مصیبت زدگی که من نسبت به شما دارم بالاتر از آنچه به مصیبت زده می دهد به من بدهد. (افضل) ببینید چقدر خدا با دست و دل بازی با ما حرف می زند. می گوید از من بخواهید و بالاتر هم بخواهید. من برای مصیبت زده ها پاداش و اجر مشخصی قرار داده ام ولی شما به خاطر مصیبت امام حسین از من پاداشی بالاتر از پاداش مصیب زده ها بخواهید. یعنی چی؟ یعنی به تو می دهم. چه مژده ای است؟ هر کس برای سیدالشهدا عزاداری کند کافر مومن فاسق، ضعیف الایمان (قویّ الایمان) اگر برای امام حسین واقعاً دلش بسوزد و مصیبت زده شود چیزهایی گیرش می اید که هرگز در مخیله اش نیست. مسیحی، یهودی، زرتشتی، بودایی، هندو... این مصیبت بگونه ای هست، که هر کس برایش مصیبت زده و ناراحت شود به او می دهند. خیلی چیز گیرش می آید مومن یک گونه، کافر یک گونه، داستانی که از آیت الله بهجت در عزادار حقیقی آوردم یادتان هست دیگر تعریف می کردند ایشان که: آن سنی که خیلی هم با اهل بیت جور نبود یکبار می گوید یزید اشتباه کرد حسین را کشت کاش آب می داد بعد می کشت. همین. امیرالمومنین علیه السلام پاداشش را می دهد میگوید این تأسف خورد برای تشنگی فرزند ما. این دستگاه را نباید دست کم بگیرید. خیلی این دستگاه عظیم است. اصلاً یک دستگاه جدایی است برای خودش. یک نظم و نظام جداگانه ای دارد دستگاه سیدالشهدا برای خودش. سلطان آخرت و ابدیت. (افضل ما یعطی... مصیبه ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السموات والارض) این هم یک ظرافتی دارد مصیبتی که چقدر عظیم است. رزیه یعنی مصیبت می گوید مصیبتی که چقدر عظیم است و چقدر عظیم است مصیبتِ این مصیبت. ترجمه را دقت کنید اعظم رزیتها تکرار با کلمه، رزیه یعنی هم مصیبتش عظیم است و هم آن رزیه اش عظیم است. هم اصل فاجعه ای که اتفاق افتاد عظیم است قبلاً گفتیم که یک مصیبت عظیم داریم یک مصیبت اعظم.

مصیبت عظیم این است و مصیبت اعظم این است که شما رهبری و حاکمیت معصوم را در جامعه از دست می دهد یعنی بعد از او سر و کار تو با جُهّال است با آدمهای نفهم. تحت ولایت حاکمان جاهل قرار می گیری. هیچ چیز بدتر از این نیست که حاکم انسان آدم نفهم و بی شعور و طاغوت باشد. ما نمی فهمیم قدر جمهوری اسلامی را بخصوص جوانها که قسمت اعظم عمرشان را تحت حاکمیت ولایت فقیه دارند طی می کنند. خیلی فرق دارد تا اینکه آدم تحت ولایت طاغوت باشد. چقدر عظیم است بیشتر رزیه اش که بیشتر می سوزاند سر بریدن هاست، دست قطع شدن ها، سیلی زدن ها، تشنگی، بی ادبی ها، فحش دادن ها... خیلی عظیم است. راجع به این عظمت قبلاً برایتان مفصل گفته ام الان دیگر واردش نشویم خیلی عظیم است آنقدر عظیم است که ماها تا آخر عمر، تا آخر دنیا گریه کنیم بر امام حسین و این مصیبت امام حسین درکی نمی توانیم از این حالت پیدا کنیم. یعنی با حجاب به مصیبت گریه می کنیم. اگر این حجاب کنار برود آدم بفهمد آنجا چه اتفاقی افتاد ببینید یکبار آنجا چه اتفاقی افتاد ما همین طوری فقط می گوییم، تعریف می کنیم ... ما اگر در مورد یک آدم بد شاهد این صحنه ها باشیم جگر نداریم نگاه کنیم می گوییم من نمی توانم در مورد یک حیوان نمی توانیم نگاه کنیم حضرت سجاد علیه السلام وقتی می دید یک گوسفندی را می خواهند بکشند سر ببرند گریه کرد می گفت آقا به این آب داده اید می خواهد سر ببُرید؟ پدر مرا تشنه سر بریدند عجب مصیبتی است خواهر دارد نگاه می کند بچه دارد نگاه می کند همه دارند نگاه می کنند جلوی این همه جنایت ... بنشیند روی سینه ی امام. ملعون آنقدر کینه دارد سر نمی برد که. خنجر را بر می دارد هی بلند می کند می زند روی سینه ی امام، امم حیّ، زنده. من هر چه فکر می کنم اصلاً این مسئله برایم حل نمی شود که یک نفر را آن هم امام، امام، زنده سرش را ببرند. ما با حجاب عادت نگاه می کنیم و می شنویم برایمان عادی شده است. بعد این سرها را روی نیزه بگذاری ببری جلوی زن و بچه. «الله اکبر» سر بچه ی شش ماهه را. (ما اعظمها و اعظم رزیّتها فی الاسلام) نه تنها فی الاسلام و فی جمیع السموات و الارض تمام موجودات علی جمیع اهل السماوات و الارض بر تمام اهل آسمانها و زمین نه تنها موجودات زنده و با شعور. اهل آسمان و زمین تمام ذرات عالم شعور دارند. ما فکر می کنیم انسانها و ملائکه شاهد این صحنه بودند و گریه کردن. کاشکی فرصت بود برایتان احادیث شیعه را می خواندم برادران اهل تسنن، متعصب ترین علماء اهل تسنن ببینید متعصب ترین شان، ابن حجر در صواعق، کسان دیگر را ببینید احادیث جان خراشی در مصیبت امام حسین گفته اند. محمد بن مسلم می گوید آسمان برای امام حسین گریه کرد. 40 روز گریه برای امام حسین، بعد توضیح می دهد که گریه ی او به چه شکل بود. در احادیث هست. دوباره یکی از علماء اهل سنت می نویسد که 500 سال، بعضی شان گفته اند 300 سال بعضی شان گفته اند 500 سال قبل از بعثت پیغمبر این شعر در روی یک سنگ نوشته شده بود در کلیسایی که شب سر امام حسین را می برند برای آن راهب، اینها می بینند تا این شعر آنجا روی سنگ نوشته شده شعر قدیمی، 500 سال، 300 سال قبل از بعثت پیامبر. که آیا «قومی که حسین را به قتل می رسانند توقع شفاعت جدش را روز قیامت دارند» این شعر را دقت کنید.

علماء اهل تسنن نوشته اند وقتی که امام حسین کشته شد هیچ سنگی نبود که وقتی برش می داشتی از زیرش خون جاری نشود. فرشته ها گریه می کردند در احادیث داریم جهنم روز عاشورا سه بار طغیان کرد چون موجودات شعور دارند و اگر خازن جهنم، جهنم را نگه نمی داشت کائنات به هم می ریخت. می گوید چقدر جهنم گریه کرد در مصیبت امام حسین و وقتی اینها به قتل رسیدند چقدر جهنم خوشحال شد. جهنم یک شخصیت حقیقی است آنجا، شعور دارد بالاخره آنکه اینها را خلق کرده دارد برایشان گزارش می دهد. ان من شئی الا یسبّح بحمده. هیچ چیزی نیست مگر اینکه در عالم تسبیح حق تعالی را می کند. «ما سمیعیم و بصیریم و با هُشیم با شما نامحرمان ما خامُشیم

(کلّ قد علم صلاته و تسبیحه) تمام موجودات عالم صلاه و تسبیح دارند نصّ آیه قرآن است. قبلاً در زمان رسول خدا داشتیم ستون حنّانه را شما همه داستانش را می دانید. چند روز پیامبر به این ستون تکیه می دهد. بعد که منبر برایش درست می کنند می رود آن طرف می نشیند، ستون گریه اش در می آید همه هم می شنوند انس داشته با پیامبر. شما ذوالجناح را نگاه کنید بعد از کشته شدن سیدالشهدا چقدر مصیبت زده است. و به جنگ می رود تا کشته شوند ذوالجناح. شتر امام سجاد علیه السلام بعد از شهادت حضرت آنقدر سر قبر امام سجاد خودش را زمین زد تا مرد. آنقدر گریه کرد و ناله کرد آنها را می شناسند خوب می شناسند این نصّ قرآن است. نصّ قرآن است مورچه تا سلیمان را می بیند می گوید آهای مورچه ها، بروید در لانه هایتان سلیمان له تان نکند. همه سلیمان را می شناسند. ذوالجناح امام حسین را می شناسد؟ اشیاء نمی شناسند، زمین و آسمان گریه می کنند بهشت و جهنم گریه می کنند. ملائکه، موجودات، حیوانات، ذرات عالم برای سیدالشهدا عزاداری و گریه می کنند.

وقت کم بود و الا من فقط احادیث برادران اهل سنت را برایتان می آوردم (شیعیان که هیچ) ببینید در عظمت مصیبت امام حسین چه نوشته اند، بر اشیاء عالم... چه اعترافاتی آنجا کرده اند. و اعظم رزیّتها فی الاسلام... علی جمیع اهل السموات و الارض. تمام اشیاء مصیبت زده بودند. الهم اجعلنی فی مقامی هذا ممن تناله منک صلوات و رحمه و مغفره. یعنی یک عزادار می تواند توقع داشته باشد بخصوص اگر عزادار واقعی باشد شخصیتش را بارها برایتان توضیح دادم. همه مردم عزادارند سنی ها، شیعیان، یهودیها، مسیحی ها، بودایی ها، سیک ها، هندوها ببینید میلیاردها انسان برای امام حسین عزاداری می کنند ولی عزادار حقیقی بخصوص خیلی می تواند متوقع باشد ببینید چه راههایی برای پیشرفت و سرعت ما باز کرده اند تا خودشان، تا خودِ خدا، و ما چقدر بی رغبتیم و بی انگیزه ایم. (اللهم اجعلنی...) در این مقامی که ایستاده ام، در این موضع عزاداری که هستم در این موضع زیارتی که با امام حسین دارم و به ملاقات حضرت مشرّف شده ام (ممن تناله منک صلوات و رحمه و مغفره) مرا در این جایگاه خودم از کسانی قرار بده که از ناحیه ی تو مشمول صلوات تو شوم. صلوات خدا با انسان چه کار می کند؟ در بحث صلوات، ده، پانزده جلسه برایتان توضیح داده ام در همین بحث، و رحمت تو این رحمت، رحمت عامه نیست که خداوند کافر و مؤمن و حیوانات و اشیا و همه را مشمول رحمت خودش کند یک رحمت ویژه است این رحمت خیلی ویژه است. (و مغفرت) ببینید کم چیزی نیست. بزرگترین چیزی که انسان به آن نیاز دارد مغفرت است. از این بالاتر که ما نداریم. اینکه خدا با ما قهر کند. رویش را از ما برگرداند. اینکه خدا در نامه اعمال گناهی را قرار ندهد که بخواهد روز قیامت ما را با آن مؤاخذه کند. ببینید یک موقع گناهها را در نامه اعمال ثبت می کنند روز قیامت می گویند شما را بخشیدیم. یک موقع است خدا یک طور دیگر با بنده اش رفتار می کند، اصلاً چیزی را باقی نمی گذارد که بخواهد مطرح شود. می گوید یک مصیبت زده برای امام حسین می تواند توقع مغفرت الهی را داشته باشد، اللهم اجعلنی فی مقامی... خوب این بماند برای بعد و اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد... که می خواهیم بحث مفصلی در باره اش بکنیم. من آن بحث مرجعیت را هم که وعده کرده بودم خدمت تا بگویم.

بخشی از فرمایشات امام را که یازده شرط برای مجتهد می گذارند متأسفانه پیدا نکردم برایتان بخوانم. این نکته را جلسه قبل برایتان عرض کردم که اگر کسی اعلم علما در حوزه علمیه باشد مجتهد طراز اول هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص بدهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و بطور کلی در زمینه ی اجتماعی سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست. دقت کنید اصلاً مجتهد نیست و شرط مرجعیت این است کهدر مسائل .... و نمی تواند زمام جامعه را به دست بگیرد. ایشان یک بحث مهمی را مطرح کرده اند که من اگر بخواهم باز کنم وارد مباحث سیاسی جامعه وخط و خطوط ها می شویم که با فضای جلسه مان سازگاری ندارد می گذارم ان شاءالله برای هفته بعد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.