جلسه 244 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
244
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
12
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 244 - شرح زیارت عاشورا

بحثمان در مورد مقام محمود بود در باره ی مقام محمود این را عرض کردیم که اگر اجازه ی دعا و درخواست مقام محمود را که عالی ترین مقام است که یک انسان می تواند به آن برسد که به ما دادند حتماً هم توفیق اجابت را نصیب ما می کنند دنیا بخاطر ماهیت رحمی خودش تنها جایی است که انسان امکان رشد و تعالی برایش وجود دارد و اگر بعد از آخرت هم چیزی نصیبش شود مبتنی است بر زحماتی که در دنیا کشیده است. بنابراین اگر ما بخواهیم به مقام محمود برسیم باید همین جا به مقام محمود برسیم. مقام محمود مقام قرب سنخیت به معصومین علیهم السلام است. میزان این قرب به دست خود ماست که چقدر برای خودمان قیمت و شرافت قائل باشیم تا بتناسب آن شرافت و قیمت حرکت کنیم به سمت مقام محمود. میزان قدرت و نشاط و تمنا و آرزو و دغدغه این مقام متناسب با معرفت انسان است هر چقدر معرفت انسان بیشتر شود تمنایش برای رسیدن به مقام محمود بیشتر می شود هر چقدر معرفت یک انسان بیشتر شود او از دغدغه های کمالات جمادی و نباتی و حیوانی، کمالات خیالی و وهمی و حسی نجات پیدا می کند برای همین کسی که سائر است به سمت مقام محمود در عین حالی که حرکت می کند با تلاش و زحمت و خونِ دل به سمت مقام محمود آرامش و شادی اش هم بیشتر می شود چون اضطراب و غصه ها مربوط به کمالات دنیایی است. انسانی که مقام محمود را می خواهد مقامات دو دنیا مقامات دنیا. موهومات دنیا کمالات خیالی برای او قیمتی ندارد که او بخواهد دل به او بدهد و وابسته ی آنها بشود برای او اساساً نه تنها قیمتی ندارد بلکه منفور هست تا می تواند از آنها فرار می کند که مبادا وقت و عمر و ذهن و دلش را بگیرد. به عبارت دیگر هر کس که از بهره مندیهای دنیایی بیش از حد نیازش بهره برداری کند به همان میزان از مقام محمود دورتر می شود یعنی یک قاعده داردف کی می تواند به مقام محمود نزدیکتر شود؟ کسی که سبکبار باشد یعنی نخواهد اینجا برای خودش شهوات حسی و خیالی و وهمی و غیر مرزی. خداوند تبارک و تعالی ایجاد کند، اگر به سراغ دنیا می آید برای قدرت گرفتن باری حرکت به سمت ابدیت. مثل یک مسافرخانه ای است که انسان نگاه استقلالی به او ندارد، فقط به عنوان یک جایی برای استراحت و قدرت گرفتن برای حرکت از او استفاده می کند، به او به چشم یک وسیله نه یک هدف نگاه می کند و الا اگر کسی بخواهد بیش از آنچه که برای قدرت و حرکت و آرامشش نیازمند است بهره برداری کند اینجا از کمالات حسی و خیالی و وهمی یا جمادی و نباتی و حیوانی به همان میزان از رسیدن به کمال مقام محمود باز می ماند یعنی فاصله اش دورتر می شود اگر در قرآن امر به سرعت کردند و در سرعت گفتن سبقت بگیرند این مال آدمهایی هست که سبک هستند بار زیاد همراه شان نیست آنهایی که شهوات وهمی مثل مقام شهوات خیالی شهوات حسی و حتی شهوات عقلی دور و برشان را گرفته اینها نمی توانند حرکت کنند به مقام محمود نمی توانند برسند کسی که عاشق محبوب شدن و مشهور شدن و مقام و ریاست این می شود کمالات وهمی یا کسی که عاشق علم و تخصص و دانش را می خواهد اما نه برای استفاده در جهت حرکت به سمت مقام محمود بلکه بلکه مستقلاً دوستش دارد علم را شهوتش این هست که به آن بگویند دکتر و استاد و پرفسور و مهندس. هیچ فایده ای برای جهت ابدیت نمی خواهد از آن استفاده کند یا عرضه اش را ندارد از آن استفاده کند این هم یک شهوت علمی است. شما دیدید امام امت سلام الله تعالی علیه حتی علما و روحانیون که به شهوت درس و علم و حوزه و حجره و مدرسه و اجتهاد و مجتهد شدن و مرجع شدن جبهه نرفتند همه را تنبیه کرد. گفت آنها هم اشتباه کردن. طلبه هایی بودند که شهوت علم نگذاشت که آزاد باشند بنابراین همه جور شهوتی ممکن است همه جور، مستی، و شهوتی و کمالی ممکن است جلوی انسان را بگیرد و اینکه انسان به سمت مقام محمود حرکت نکند. روزی که حسین علیه السلام حرکت می کند به سمت کربلا در آنجا موقعی که می گوید من دارم می روم هر کس می خواهد با ما بیاید آنجا هیچ عذری از کسی پذیرفته نیست که من یک مشغله و کاری مهمتر از کار تو دارم ای حسین علیه السلام از کار تو هم مهمتر دارم کاری مهمتر دارم که بخاطر آن نمی توانم معذورم نمی توانم همراه تو باشم از تو کسی پذیرفته نیست یعنی هیچ عذر مقدس و مهمی وجود ندارد در حالی که امام تو در حال رفتن به جهاد هست آن موقع هیچ عذری از کسی پذیرفته نیست کار مهمتری وجود ندارد باید حرکت کنیم در مورد امام زمان علیه السلام بارها سخن گفتیم مقام محمود در زمان ما مظهرش وجود مقدس امام زمان علیه السلام هست یعنی در واقع این تعیین کننده ی اینکه چه کسی به مقام محمود چقدر نزدیک است وجود مقدس امام زمان علیه السلام هست، مبنا و معیار و میزان ایشانند. بنابراین بسته به اینکه تو چقدر به حضرت نزدیک هستی چقدر از وجودت همه چیز وجودت همه ی دار و ندارت مادی و معنوی چقدرش وقف حضرت شده تعیین می شود که تو چقدر قرب به مقام محمود داری مبنا این است. و الا پناه بردن به گریه و عزاداری و سیدالشهدا، به عبادت و عرفان و نماز شب به حرمها و قرآن و به کار علمی و مقدس بودن امام زمان «عج الله تعالی فرجه الشریف» خودش می شود یک شهوت در حالی که تو امام زمانت «عجل الله تعالی فرجه الشریف» دارد فریاد می زند «هل من ناصر ینصرنی» این صدا دارد می آید هزار و صد و هفتاد و دو سال امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» دارد این صدا را می زند و در این هزار و صد و هفتاد و دو سال خیلی ها آمدند زندگی کردند زندگی های مقدس و پاکی هم داشتند اما دور از امام زمان، بدون امام زمان، اصلاً نشنیدن صدا را کر بودند، شهوتهای دیگر آنها را کر کرده بود از اینکه صدای امام زمان علیه السلام را بشنوند حتی شهوتهای مقدس هیئت بازی، عزاداری، امام حسین بازی، نمی دانم قرآن بازی، تفسیر بازی حوزه بازی، دانشگا بازی، مهندس و دکتر بازی .... غیر از آن که حالا شهوات دیگر کمالات دیگر نگذاشت افراد بفهمند که خلیفه الله مظهر خدا ولی الله اعظم بقیه الله فی الارض احتیاج به کمک دارد و دارد همه را صدا می کند مبنا وجود مقدس امام زمان علیه السلام خوب حالا ماییم و امام زمان علیه السلام قرار شده دیگر من از این جلسه ان شاءالله در این یکی دو جلسه راه کارهای عملی بگویم به عزیزان که ما باید چه کار کنیم نسبت به وجود مقدس امام زمان علیه السلام البته عرض کردم اساس و مسائل علمی دقیق اش را در همان دو کتاب آشتی و عزادار توضیح دادم ولی حالا اینجا کاربردی تر خدمت تان عرض می کنم. مهمترین کاری که ما داریم در مورد وجود مقدس امام زمان علیه السلام در مقام محمود معرفت است که ما معرفت پیدا کنیم که او کی است و ما کی هستیم و چه نسبت وجودی بین ما و او برقرار است این که ما مفصل در این جلسات گفتیم. مطلب بعد این هست که خوب ایجاد سنخیت بین خودت و حضرت بکنی هیچ کاری در حرکت به سمت مقام محمود مهمتر از خودسازی نیست، اینکه انسان با خودش درگیر شود یعنی بخش انسانی این کودک عزیز روان یقه ی حیوانیت را بگیرد و سهمش را از حیوانیت و طبیعت بگیرد و کم کم بزرگ شود بالغ شود و رشد کند و کسی که خیال خودسازی را ندارد خیال درگیر شدن با نفس خودش را ندارد این اصلاً نمی تواند حرکت جدی به سمت مقام محمود بکند به هیچ وجه یعنی در واقع نمی تواند به سمت هدف خلقتش نمی تواند حرکت کند اصلاً نمی تواند باطن انسانی پیدا کند باید اگر کسی می خواهد به مقام محمود برسد یقه ی خودش را خوب بتواند بگیرد بتواند حساب خودش را بکشد بتواند درگیر با خودش بشود بتواند خودش را تنبیه کند بتواند مراقبه بگذارد مشارطه بگذارد محاسبه بگذارد معاقبه بگذارد برای نفسش. واقعاً خیال خودسازی داشته باشد رأس امور این است که انسان خیال خودسازی داشته باشد. ائمه هم برای همین آمدند انبیاء هم برای همین آمدند لذا کسی که اصلاً نمی خواهد خودسازی کند ممکن است همین امام زمان علیه السلام یک شهوت بشود برایش مثل شهوتهای دیگر. بنابراین باید در درجه ای شخصی که می خواهد واقعاً به مقام محمود برسد می خواهد خودش را نزدیک امام زمان علیه السلام بکند خودسازی کند چون حضرت این را می خواهد از ما بیشترین چیزی که از ما می خواهد این است کم کردن حجم طبیعت به نفع چی فطرت هی ما دائماً این فتیله ی طبیعت را بکشیم پایین حجمش را کم کنیم. حالا هر کس ببیند چه شهوتهایی دارد چه گرفتاری هایی دارد چه منیتهایی را دارد کجاها گیر دارد آنجا ها بیشتر درگیر شود با خودش. هر کسی هر چه، یک موقع کسی شهوت مقام دارد شهوت مطرح شدن ... آنها را کم کند و دائماً باید از حجم طبیعت کم کند دائماً و الا اصلاً حرکتش یک حرکت دروغی و ادعاش هم دروغ است این یک نکته، نکته ی بعد این هست که بعد از اینکه خودش سالک شد و حرکت کرد از صمیم قلب از خدا کمک بگیرد برای ظهور یعنی دعا کند من دارم فعلاً کمکهای معنوی که ما می توانیم به امام زمان بکنیم می گوییم تا برسیم سراغ مسائل مادی. یعنی از خدا بخواهد که خدایا من دارم حرکت می کنم به این سمت به سمت امام زمان به سمت آمادگی برای ظهور تو هم کمک کن تو هم این فرج را تعجیل کن در این تعجیل دعا، باید توأم با عمل باشد اگر عمل نباشد فایده ندارد «الداعی بلا عملک...» دعا کننده ی بدون عمل مثل کسی است که بخواهد تیراندازی کند اما کمانی زه ندارد چون تو می گویی من آرزویم است اگر آرزویت است پس باید برایش حرکت کنی. دعا یعنی آرزو، درخواستم این است می گوید اگر درخواستت است واقعاً این است خودت هم حرکت کن. ما زمانی می توانیم از یک نفر کمک بخواهیم که در راه رسیدن به هدف مان که خودمان برای رسیدن به آن هدف دارد افتاده باشیم حرکت کرده باشیم و حالا یکی کمک مان کند. اما اینکه یکی بیاید من را ببرد به هدف برساند این دروغ است. نه ما حرکت کنیم بعد از خدا کمک بخواهیم برای همین هم دعای فرج این همه سفارش شده دعای فرج حقیقی خیلی از آن چیزی است که الان به زبان می آوریم. دعای فرج را یک بیتابی و بزرگترین دغدغه ی انسان حکایت می کند. شما ببین اگر یک کسی که مثلاً فرض بفرمایید که بزرگترین دغدغه اش یک همسر هست این وقتی که در مضان اجابت دعا قرار می گیرد همان را می خواهد یعنی آن که دستش به کعبه هست کنار خانه ی کعبه، دستش به پرده کعبه بزرگترین آرزویش از خدا همین است. کسی که مریض یا مریض دارد شما فرزندتان همسرتان پدرتان یا خودتان یکی شان سرطان داشته باشد دکتر هم گفته باشد می میرید خوب حالا الان رسیدید و دستت رسیده به دامن معصوم چی می خواهی بزرگترین خواسته ات چی است چطوری دعا می کنی این دعا با چه سوز و حالی است به بقیه نمی گویی تو را به خدا هر جا می روی دعا کنید بسیج نمی کنی بقیه را که بیایند و بنشینند دعا کنند برای دعا کردن تبلیغ و فعالیت نمی کنی که هر چی بیشتر دعا کنند بهتر خودت چقدر سوز و گداز داری. ما در دعای برای دعای فرج همین مقدار سوز و گداز را داشته باشیم یعنی واقعاً مثل یک آدم بدبخت بی پناه به بن بست رسیده ای که هیچ راهی جز آمدن امام زمان علیه السلام وجود ندارد هیچ چیزی هیچ آرزویی بزرگتر از این برایش نیست هیچ دغدغه و نیازی بالاتر از آمدن امام زمان نیست دعا کند نه یک دعا در کنار دعاهای دیگر گاهی وقتها انسان یادش می رود. استاد ما فرمودند که من وقتی در نجف بودم (حفظه الله تعالی) نمازم را به امامت آیت الله مدنی می خواندم خدمت ایشان می رفتم شهید محراب که همه تا می شناسید بعد می گفت: یک روزی نشسته بودم از پشت سر که نماز تمام شده آقای مدنی به شدت دارد گریه می کند بعد از نماز رفتم گفتم که چی شده آقا گفت: الان امام زمان علیه السلام همین جا دیدم که روبرو به من گفت که ببین این مردم را هیچ کدام نمی نشینند بعد از نماز برای من دعا کنند هیچ کس میان نماز شان را می خوانند و می روند اصلاً یاد من نیستند اصلاً دغدغه ی من را ندارند مثل این کارهایی که همه مان می کنیم یعنی وقتی ما می نشینیم نماز جماعت می خوانیم حالا ممکن است قاری و مکبر و کسی که دعا می خواند رسمی می گوید دعا کنید ولی دغدغه ما نیست. فرمود: بعد از هر نماز کسی یک دعای مستجاب دارد. واقعاً بعد از نماز بزرگترین آرزوی ما همین دعا و وایستیم حتی بگیریم از خدا. خدایا من نیازم همین است ما عام و خاص مان فراموش کردیم خدا رحمت کند آقا شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله تعالی علیه را به یکی از مراجع گفته بود که چرا شما در دعای قنوت تان دعای فرج نمی خوانید چرا کوتاهی می کنید در دعای امام زمان علیه السلام بعد می گفت آقای مدنی به شدت گریه می کرد می گفت: آقا به من چی می گوید؟ که مردم اصلاً یادشان نیست همه میان دعا می کنند و می روند. واقعاً ما یادمان است که مثلاً اگر رفتیم مشهد اگر رفتیم اگر رفتیم مکه بزرگترین دغدغه مان همین بوده یا نه خواسته های دیگری بوده در مشهد و حرم حضرت عبدالعظیم و قم و جمکران و جاهای دیگر برای خواسته های خودمان رفتیم. همانطوری که امام زمان علیه السلام می گوید: شما برای خواسته های خودتان می آیید جمکران نه برای من هیچ کس بخاطر من جمکران نمی آید. ما برایش دنیای مان حاضریم چهل تا نذر کنیم چهل شب برویم جمکران چهل هفته برویم اما اینکه برای خود حضرت خیلی اگر کسی چیزی باشد می گوید آقا می خواهم چهل هفته بروم خودش را ببینم هر چند این هم قشنگ و خوب است ولی مسأله خیلی بزرگتر از اینها وجود دارد. انسان واقعاً دغدغه داشته باشد واقعاً. این پیشبرد اهداف حضرت برایش مهم باشد. من یک دوستی دارم خیلی آدم خیلی بزرگی هست خیلی روح بزرگی دارد این مرد، یک تکه یک پارچه آتش حرارت، سوختن برای حضرت است. این یک موقعی تهران بود با هم بودیم فعالیت هم می کردیم رفت شهرستان در یکی از شهرستانها شروع کرد. گفت حالا که قرار است من اینجا زندگی کنیم باید اینجا را راه بیاندازم یک مرکزی را برای کارهای فرهنگی و معنوی، شروع کرد یک فضایی را گرفت و می خواست بسازمش یک زمینی حدود سه چهار هزار متر را می خواست بسازد پول هم نداشت، بعد دعا کرد هی دعا می کرد مناجات می کرد. گفت نه من باید اخلاص بالاتری برای این قضیه داشته باشم ببینید دغدغه ی شخصی نداشت شهوت شخصی ندارد برای خودش چیزی نمی خواهد یک سال روزه گرفت بخاطر حضرت ها، بخاطر اهدافش، یک سال تمام روزه گرفت تا خدا گره از کار این مرکزی که می خواهد کار کند باز کند بتواند خدمتی به اسلام و مسلمین بکند که تبلیغ اسلام بکند. کسی که برایش مهم باشد باید از خودش سرمایه گذاری کند. یعنی واقعاً سوزش واقعاً یک تلاش درونی هست دعا یعنی این. اما اینکه ما هیچ دغدغه و سوزشی نداشته باشیم. و حالا بیاییم و رسماً دعا کنیم هر چند خوب مفیدم هست ان شاءالله و ثواب هم ندارد خود حضرت هم اجر می دهد ان شاءالله. ولی دعا نیست، دعا یعنی اضطرار یعنی بگویی اگر قرار بروم کربلا و آن وقت بگویند کربلا آنجا حضرت نظر می کند اگر مشهد نظر می کند اگر مکه دعای اجابتی داری من می گویم آقا من یک پولی جمع کنم بلند شوم بروم مکه آنجا از خدا ظهور حضرت را بخواهم چیز دیگری هم نمی خواهم بلند شوم گرهی دارم گرهی در کار حرکت و خدمت برای حضرت بروم جمکران. مقام معظم رهبری می فرماید: که من هر وقت در کارهای مملکت یک گرهی می خورد خودم و رفقا و اعضا دفتر را جمع می کنم و می روم جمکران، می گوید ما می رویم جمکران آنجا متوسل به حضرت می شویم تا گره کار مملکت باز شود. ولی ما حالا بیاییم به خودمان نگاه کنیم ما خودمان در خودمان چقدر این دغدغه وجود دارد یعنی واقعاً ما می سوزیم بی قرار می شویم از این قضیه. آیا ما واقعاً نرفتیم سراغ رفاه طلبی و برنامه ریزی شخصی مان. درسم را بخوانم استاد دانشگاه شوم، آیت الله شوم، ... حالا اینجا هم یک خدمتی به حضرت بکنم یک کاری از دستمان بر می آید بکنیم یا اینکه نه شخص اصلاً آرامش ندارد یعنی هر کاری می کند همین است. من یادم است جبهه بچه ها وقتی حمله می کردند خوب این تقسیم بندی قبلی داشتند می گفتند آقا این تیربار چی، این کمک آرپیجی، این آرپی جی، این امدادگر مثلاً من تخریب چی بودم، فرض بفرمایید که یک موقع هایی اطلاعات عملیات بودیم اما هیچ رزمنده این طوری نبود وقتی که می خواست برود بجنگد بگوید من وظیفه ام این است اگر کار دیگری می تواند بکند نکند اگر مجروح بود می رفت و مداوا می کرد آب کسی می خواهد اصلاً من تعداد زیادی بچه ها را سراغ داشتم که این قهقهه هایشان را خودشان ساعتها تشنگی می کشیدند ولی قمقمه هایشان را دست نمی زدند شاید یکی از بچه ها نیاز داشته باشند. باور می کنید که اینها تشنه می رفتند و تشنه بر می گشتند دست به آبشان نمی زدند مبادا یک موقع یک رزمنده ای احتیاج به آب داشته باشد تا بدهند به او، خیلی حرف است شما نگاه کنید کارش بهداری بود اما وقتی می دید که باید آرپی جی را الان بردارد بزند تانک را می زد. وقتی می دید کمک تیربارچی تیر خورده و افتاده می رفت کمک تیربار چی قطار فشنگها را بر می داشت می آورد جلو، من کارم این است، این کارها مربوط به من نیست، نبود. کسی دغدغه اش دعا واقعاً می خواهد بکند برای امام زمان علیه السلام یعنی هر کاری واقعاً می تواند بکند هر کاری می تواند بکند شبانه روز. بگوید بالاخره توانستم این کار را کردم، صدتا کار دیگری هم می توانی بکنی خیلی کار می توانی بکنی باید ببینی چقدر توانایی داری اگر یک جایی بتوانی یک کار را زمین بگذاری با اخلاص و سوزش و دغدغه منافات دارد صرف اینکه ما در بسجیم، ما در هیئتیم، ما حالا خودمان در موسسه امام زمان داریم کار می کنیم نه هر چی شد هر طوری می توانید فعالیت کنید. خوب پس دعای خالصانه، بعد مر به دعا مردم را واقعاً امر به دعا کنیم و «تواصوا بالحق و تواصو بالصبر» تواصی به حق کنیم چه حقی بالاتر از آمدن امام زمان علیه السلام چه حقی وامانده تر و زمین افتاده تراز دولت امام زمان است تواصی به حق کنیم یعنی همدیگر را توصیه کنیم به این کار و به بقیه هم و اینکه بخواهیم دعا کنند. این از کمترین مراتبش اثر دارد و ماندنی مثل آدمهای با معرفتی که یک جا هستند، مثلاً در حرم که می گویند برای ظهور امام زمان صلوات بفرستند اصلاً آدم را متوجه می کنند مردم را به این شخصیت امام زمان تا اینکه انسان برود در بطن کاری در مسائل جدی تر کار این مهم واجب لازم است که انسان این کار را بکند. عملیاتی شدن بدون دعا هم خوب نیست بعضی ها واقعاً آدمهای عملیاتی هستند واقعاً کار می کنند واقعاً تلاش می کنند از همه ی وجودشان مایع می گذارند زبان شان بسته است نه اینها باید زبان شان هم باز شود یعنی انسان باید دعا کند واقعاً دست به دعا باشد دست به ذکرش خوب باشد دعا کند واقعاً هیچ دعایی بالاتر از عمل نیست یعنی این درخواست را دارم برایش تلاش می کنم اما باز هم باید دعا کنیم این یک ادب است شما باز هم دعا کنید چقدر قرآن سفارش پیغمبر می کند که نه تو امینی که عمل می کنی دعا کن دعا، دعا، دعا. یعنی انسان لحظاتی را ساعتی را بگذارد بنشین، سجاده، نماز، قنوت، نمازش بعد از نمازش، نصف شب، سحر، جمعه و بخواهد از خدا. دعا کند در رأس همه دعاهایش این باشد پس این هم یک امر معنوی و دعا به حالت اضطرار این خیلی اثر دارد. حدیثش را در همین کتاب آشتی آوردم وقتی بنی اسرائیل به اضطرار رسیدند دعا کردند برای پیغمبر، خداوند آمدن موسی را صدو هفتاد سال جلو انداخت تأثیر دارد واقعاً. همان که خداوند در حدیث امام صادق علیه السلام: خداوند بخاطر بی عرضگی شیعیان ظهور امام زمان علیه السلام را عقب انداخته همان طور که شیعیان عرضه به خرج بدهند دعا کنند دعای از روی اضطرار «امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء» چون حضرت خودش مضطر و در حدیث هم داریم که این آیه را می خواند وقتی می خواهد ظهور کند به عنوان یک مضطر این دعا را می کند حضرت. خوب ماهم مضطر شویم مانند حضرت و دعا کنیم و این دعای امن یجیب را بخوانیم که فوق العاده هم موثر است در خاطرات زندگی حضرت امام سلام الله تعالی می خواندم دخترشان یک مریضی داشت که دکترها می گفتند که این معلوم نیست زنده بماند یا نه، باید عمل شود حالا حتماً باید عمل شود شاید زنده نماند امام گفته بود حالا دست نگه دارید تا ببینم چی است. شبش می گوید تعدادی طلبه را جمع می کند طلبه ها می گویند ختم امن یجیب بگیرید برای دختر من ختم امن یجیب می گیرند و دخترش خوب می شود اینقدر موثر است امن یجیب گفتن. اگر از دل پاک و با اخلاص و با ایمان و با اضطرار با حضور قلب واقعاً خواسته شود انسان خیلی اثر دارد. پدر من این ماه گذشته که یک مریضی سختی گرفت خیلی هم خطرناک بود بعد بردند او را بیمارستان من هم رفتم روزها و شبها به او سر می زدم یک روز زنگ زدم که از احوالش را بپرسم که گفتند آقا مرخص شده آمدم منزل گفتم چرا شما اینقدر خودت را زود مرخص کردی، گفت: اینها گفتند برو. از من عکس گرفتند اکو گرفتند. گفتم دیروز حالت خراب بود امروز چی شد؟ گفت به خدا قسم پدرت گفت من پیغام دادم به آقای استاد جعفر ملک که برای آن هم کتاب خواندم آقای استاد جعفر در جلسه تو حاضر است. به آقا جعفر ملکی گفتم به آقای مولایی به امام جماعت مسجدمان بگویید برایم ختم امن یجیب بگیرند. مردم آنجا واقعاً معتقد هستند به این و خیلی هم اثر دارد. پدرم گفت: آن شبی که آنها ختم امن یجیب گرفتند در بیمارستان روی تخت خوابیده بودم یک دفعه چشمم باز شد مسجد را دیدم. دیدم از داخل مسجد یک نور سبزی آمد روی تخت بیمارستان دو سه مرتبه دور تخت می گشت و رفت. حال من خوبِ خوب شد. بیمارستان کجا و مسجد کجا، اینقدر این موثر است. دعا کردن یعنی توجه به رب العالمین مگر شوخی است انسان واقعاً خدا جلویش می گوید خدایا تو همه کار می توانی انجام بدهی تو می توانی ظالمین را نابود کنی می توانی درجه ی حماقتشان را بالا ببری می توانی ذلیل تر و خوارتر شان کنی می توانی احمق تر شان کنی این دعا خیلی مهم است. اگر واقعاً مردم یک پارچه دعا شوند خیلی از چیزهایی که قرار است مثلاً در مراحل ظهور اینها یا خدا حذفش می کند اصلاً و جلو می اندازد یا تسریعش می کند این کم نیست که واقعاً یک ملت یک جمعی یک لشکری یک گروهی دلسوخته بشوند واقعاً جگرشان بسوزد از نیامدن حضرت و غیبت حضرت از غربت حضرت اگر واقعاً غربت حضرت برایتان قابل تحمل است حداقل یک چیزی دیگری است که هست حضرت را آزار می دهد تنهایی هایش. امیرالمومنین علیه السلام تنهایی غربت آوارگی، اضطرار حال بد حضرت. اینها می تواند ما را بدحال کند اینها می تواند قرار را از ما بگیرد اینها می تواند به ما بگوید شما در همین حالت شبانه روز هستید همین که یاد جگر سوخته ی امام زمانت باشی غصه هایی که حضرت دارد برای تک تک شیعیانش یاد تنهایی و مظلومیتش بیافتی یاد فشارهایی که روی حضرت هست سختیهایی که روی حضرت هست بیافتی دل تو هم می سوزد اگر دل تو هم سوخت تو هم دعا کن و آن معرفتِ خیلی کمک می کند معرفت است یعنی من یک بابایی دارم بابای خوب و ناز و مهربان به نام امام زمان علیه السلام که از همه ی پدرها برای من پدرتر است. پدر میلیاردها نفر روی زمین که من به او می گویم «بابی انتم و امی» پدر و مادرم به فدایت شود. این پدر من است. حالا واقعاً دغدغه ها و مشکلات همسر ما و فرزندان ما و پدر و مادر طبیعی خواهر و برادرهای ما بالاتر است یا پدر اصلی مان، مشکلات پدر اصلی مان برای این حرکت بکنیم برای این دلمان بسوزد تا حالا شده بگوییم آقا مشکلات خودمان بی خیال، فعلاً ماحالا خیلی چیزها را نداشته باشیم عبی ندارد بگذاریم کنار فعلاً برویم سراغ این اصل کاری اگر این باشد همه چی هست همه چی کلّ. واقعاً اگر ما مشکلاتی هم الان داریم با آمدن حضرت حل می شود. هر که هر آرزویی حتی طبیعی، حیوانی هم بخواهد با آمدن حضرت حل می شود امنیت هست اینکه هیچ بیماری رو زمین نباشد برای همین هم دعای فرج، ثوابش خواندنش و خواندن دعای فرج در ماه رمضان روایت داریم هر کس بعد از هر نماز این دعای فرج را بخواند تمام گناهانش آمرزیده می شود «اللهم ادخل علی القبور السرور اللهم اغنی کل فقیر» دعای فرج خدایا هیچ فقیری را نگذار مگر اینکه غنی اش کنی «اللهم اشبع کل جائع» خدایا هم گرسنه ها را سیر کن خوب یعنی حرکت کن خدا هم می گوید باشد من این کار را می کنم ولی تو می دانی معنای این دعای چی است خدا به شما می گوید معنای این دعا یعنی حرکت به سمت ظهور امام زمان علیه السلام این دعاها زمانی اجابت می شود که آقا بیاید و پس حرکت کن یا الهل حرکت کن برو به سمت ظهور برو به سمت برداشتن موانع ظهور حرکت کن وقتی دعا می کنی حرکت کن این است که وقتی کسی منتظر حقیقی باشد که این دعا را بخواند خداوند می فرماید گناهان گذشته و آینده ی این شخص بخشیده است. اصلاً کسی که وقف می شود گناهی برایش نوشته نمی شود چون وقف دیگر منّی وجود ندارد. در این وقف شدن اگر یک اشتباهی هم کرد به جایی بر نمی خورد اصلاً اشتباه نمی کند اگر هم کرد اشکالی پیش نمی آید پس دعا. مرحله بعد این هست که بعد از اینکه شخص خودش آشتی کرد و به دعا رسید به سوز دعا رسید این هست که سعی کند بقیه ی بچه های امام زمان علیه السلام را جمع کند چون برای پیروزی پدر مان این احتیاج است. پدرمان گفت چندتا صفت لازم است شیعیان داشت باشند دوتا وفاداری و وحدت و همدلی. بنابراین ما باید این وفاداری نسبت به حضرت نسبت به حضرت را بعد از اینکه در خودمان ایجاد کردیم دردیگران هم ایجاد کنیم. برای همین کار یک منتظر این است که مثل پیغمبر شبانه روز دنبال این است که کی را با پدرش آشتی بدهد تا آنجایی که می تواند تلاشش این است که مردم را آشتی بدهد با امام زمان علیه السلام معرفی کند حضرت را به مردم به مردم بگوید آهای مردم شماها حیوان نیستید که فکر کنید بزرگترین دار و ندار شما و آدمهایی که دارید پدر و مادرتان هستند شما یک انسانید یک پدری دارید به نام امام زمان علیه السلام و مادری دارید به نام فاطمه زهرا سلام الله علیها انسانی تو. تو اصلاً بدن نیستی جنس نیستی زن نیستی مرد نیستی که فکر می کنی کس و کارت و شوهرت و زنت و بچه هایت و پدر و مادرت اند. تو یک انسانی و یک پدر داری به نام امام زمان علیه السلام که منتظر غیرت توست منتظر محبت توست منتظر عاطفه ی توست منتظر وفاداری توست منتظر همدلی شماست ما هزار سال پیش نامه نوشتیم. باید معرفی شود غربت امام زمان عجل الله تعالی شخصیت امام زمان مظلومیت امام زمان، مقام امام زمان این را باید بدانند مردم و ما باید تلاش کنیم روز به روز. من در طول سال توانستم چند نفر را با امام زمان علیه السلام آشتی بدهم این حرکت را به سمت مقام محمود است چند نفر را توانستم آشتی بدهم چند نفر را توانستم جمع کنم بیاورم مثل زمان مبارزه با شاه، آن موقع یک مبارز کسی بود که می توانست خودش مبارزه کند و عضو بیشتری راجذب کند برای مبارزه علیه رژیم، شرافت یک مبارز قرب یک نفر به حضرت این هست که چقدر اثر وجودی در جمع فرزندان امام زمان دارد به سمت امام زمان. خوب ما باید تلاش کنیم برای این کار و ما مستقیم و غیر مستقیم می توانیم این کار را بکنیم مستقیم این است که مسلح شویم به کلام به تبلیغ به قلم یا الله کار کنیم هر جا می توانیم یک نفر، دو نفر سه نفر ... از خانواده خودمان شروع کنیم تا همسایه ها و دوستها و فامیل و هی به آنها بگوییم اینها را تبلیغ کنیم جلسات جاهای دیگر هر جایی که می توانیم کار کنیم. غیر مستقیم هم این است که مشغول به یک سلسله فعالیتهای شویم که این فعالیتها منجر شود به شناختن حضرت توسط مردم پس ما باید به این سمت حرکت کنیم و آن دوتا خواسته را که حضرت خواسته اگر ما ایجاد کنیم ببینید ذات وحدت و وفاداری ظهور. یادتان هست درباره ی امام زمان مثال زدیم، وقتی امام تبعید شد روحانیت آمد پانزده سال چه کار کرد وفاداری و همدلی را در مردم ایجاد کرد نسبت به اسلام و امام. به محض اینکه این حس ایجاد شد ظهور امام صورت گرفت و امام آمد و برگشت. در مورد امام زمان هم ما باید همین کار را کنیم ولی دام قیاس جهانی یعنی تمام تلاش کنیم حضرت را بشناسیم و بشناسانیم و وفاداری را ایجاد کنیم در دنیا. دشمن های ما دارند کار می کنند دارند صدها فیلم علیه حضرت ساختند احزاب گوناگون تشکیل دادند آمریکا را در دست شان گرفتند، افغانستان را گرفتند، عراق را گرفتند، دارند کار می کنند علیه حضرت خودشان هم تصحیح کردند و گفتند ما علیه پسر پیغمبر اسلام داریم کار می کنیم و خودمان داریم برای آن لحظه آماده می کنیم برای مبارزه این دیگر کلام من نیست کلام خودشان است. صدها جلد کتاب نوشتن میلیون ها و میلیاردها دلار خرج کردند برای اینکه حضرت نیاید یک جنگ واقعاض ما هم باید و بچه شیعه ها به تناسب توانمان مبارزه بکنیم. این جنگ جهانی را شروع کردند واقعاً علیه ما خاک بر سر یک بچه شیعه ای که به جای اینکه ارگ می رود در اینترنت برود تبلیغ مولایش را بکند جهانی فریاد بزند بیفتد به کثافت کاریهای طبیعی و هوسهای شخصی اش و فراموش کردن پدر و بیفتد در توهمات و خیالات یا نروید و اگر هم می روید قدرتمند و پاک بروید و قدرتمند و پاک برگردید. مثل دختر و پسرهای آمریکایی که به قول مقام معظم رهبری مثل انبیاء پاکند در آمریکا جایی که هشتصد نهصد تا کانال می گیرد تلویزیون و ماهواره ها یک کسی با حجاب نماز شب خوان، روزه بگیر متدین و عفیف و پاکدامن کم نیستند بچه های آمریکایی و اروپایی که چه بسا بعداً معلوم می شود بعد از ظهور از من و شما خیلی خیلی نزدیکتر هستند به امام زمان عجل الله تعالی. ذات این کار ذات ایجاد وحدت و همدلی آمدند حضرت بنابراین هدف ما کاملاً مشخص است. اگر کسی بگوید من نمی فهمم این یعنی چی یعنی اگر ما حرکت کنیم به سمت امام زمان ما چه کار باید بکنیم این اصلاً روان دارم برایتان عرض می کنم کار ما ایجاد وحدت و همدلی است هر چیزی که الان می تواند امام زمان عجل الله را به مردم دنیا معرفی می کند خوب مرحله ی بعد، این کارهایی بود که ما می توانستیم بکنیم به طور مستقیم انجام بدهیم که شخصاً کار مستقیم وارد شویم برویم در این راه. مرحله ی بعد این هست که آقا من نمی توانم کار مستقیم را انجام بدهم ولی می توانم غیر مستقیم موثر باشم وقتی نیت دارم کمتر از کار مستقیم نیست. در جبهه اصلاً مهم نیست که کی آرپیجی را بزند مهم این هست که هر کی دارد نگاه می کند که زدن آرپیجی را لذت ببرد از اینکه تانک دشمن دارد منفجر می شود تو به همان ثواب می رسی حضرت امیرالمومنین علیه السلام داشت می جنگید یکی از اصحابش گفت آقا جای داداشم خالی گفت: کجاست؟ گفت: نمی توانست برساند خودش را خیلی دوست داشت فرمود: داداشت که هیچ، اگر تا قیامت کسانی بیایند که واقعاً آرزویشان این است که در رکاب ما باشند خداوند به آنها ثواب جنگیدن در رکاب ما را می دهد آقا همه ی ما هدف مان این هست که امام زمان علیه السلام بیاید. حالا می بینی که یکی می خواهد رئیس شود یکی مرئوس شود اینها اصلاً مهم نیست مثل یک هیئت که یک یکفشدار یکی مداح یکی سخنرانش هست مهم اخلاص توستف سوز دلی که در وجود تو نسبت به حضرت وجود دارد اینکه حالا تو رئیس هستی آبدارچی هستی کفش جفت می کنی یا نظافتچی هستی یا چای می ریزی با هر چی و کار دیگری که می کنی این مهم نیست. مهم این است که واقعاً از دلت لذت ببری از اینکه من دیدم من نمی توانم ولی دیدم که آن خلبان آنجا را بمباران موفق کردند وقتی که کیف می کنی که خدا ثواب آنها را برایت می نویسد. تو نیتت این است. مگر نخواندیم یادتان هست که «اراضی بفعل القوم کداخل فیهم» هر کس که راضی به عمل کسی باشد چه گناه چه ثواب عمل برایش می نوسیند الان خیلی ما هستن حجاب دارند ولی دوست ندارند حجاب دار بشوند بچه هایشان حجاب دارد ناموسشان حجاب دارد اینها دوست ندارند حجاب دار بشوند گناه این بی غیرتی و بی حیایی را در نامه ی اعمال شان می نویسند و لو حجاب دار هم باشد روز قیامت به عنوان یک زن بی حیا و بی عفت و بی حجاب محشور می شود و لو تا آخر عمرش هم حجاب نداشته باشد چرا؟ چون دوست نداشته این را سنخیت با این نداشته خوشش نمی آمده، اگر شما از علامتهای خدا خوشت نمی آید وظیفه تعظیم شعائر الهی را داریم دیگر موسسات هستند برویم کار کنیم برویم کمک کنیم و تبلیغ کنیم آقا فلان جا یک جلسه هست فلان جا یک کلاس هست فلان جا یک استاد هست... یک .. که دارند کار می کنند ما الان در موسسه ی خودمان بچه ها دارند کار می کنند واقعاً شبانه روز دارند کار می کنند بعضی از اعضای موسسه شاید دو روز سه روز یک بار به خانه هایشان سر می زنند زن و بچه هم دارند اینطوری نیست که مجرد و یا بیکار باشند واقعاً می ایستند کار می کنند اولویت با امام زمان علیه السلام است ولی من می بینم گاهی وقتها عزیزان موسسه بخصوص مدیران موسسه هیئت امنای یکه خیلی خون دل می خورند زحمت می کشند که می آیند به من می گویند که آقا فلان موسسه یک کتابی اینطوری چاپ کرده یک مقدار پول بگذاریم بخریم از آنها کمکی و پخش کنیم عزیزانی میآیند می گویند که فلان مجله هست برای امام زمان مجله درآمده مجله خاصی است مجله ی انحرافی نیست (چون مجله ی انحرافی هم داریم برای امام زمان به اسم امام زمان چاپ شده و بعضی وقتها هم چاپ می شود) کسانی که مردم را بسیج می کنند علی دشمنان حضرت مجلات خوب، می گویند آقا شده یک مقدار بخریم یا قرض بگیریم فشار اقتصادی به ما بیاید این کار را بکنیم که آن موسسه هم بتواند این کار را بکند برای امام زمان آن مخاطبین خاص خودش را دارد بدون حسادت اگر کسی حسادت بکند به کسی اینجا خیانت به امام زمان کرده آقا یک جایی دارند کار می کنند تشویق کنیم تأیید کنیم آنها دارند مجله چاپ می کنند تشویق کنیم. آی مردم شما الان گاهی وقتها می بینید عزیزان ما در موسسه آدمهای بزرگ این موسسه هستند می آیند اینجا و می ایستند به شما می گویند آقا این مجله خوب است بروید شما این مجله را بخرید برای خودتان خانواده تان برای فامیل هایتان مشترک شوید یکی یک دانه در ماه بخرید مگر چقدر می شود پولش می شود سیصد تومان می شود هزارتومان. اگر کسی فکر می کند برای حضرت چیزی می خواهد خرج کند از او کم می شود آن هنوز ایمان ندارد. چون حضرت کانون برکت خداست اصلاً رزق از طریق حضرت دارد پخش می شود. در دستت را روی جیبت نمی کنی که پولی برداری برای حضرت خرج کنی مگر اینکه حضرت دستت را می گیرد می کند در جیبت پولش را هم خودش می دهد می گوید خرج کن. پس ما می توانیم فعالیت فرهنگی کنیم دیگر اینکه کاری ندارد تبلیغ کردند. کاری ندارد از خانواده ی خودمان شروع کنیم همسایه ها هم محلی ها فامیلها، ... خیلی کارمی شود کرد یک مدیر مدرسه می تواند معادل هشتصد نفر حق شفاعت پیدا کند هشتصد نفر شاگرد زیر دستش هست روز قیامت می تواند به تعداد این بچه ها بلکه بیشتر از این بچه ها حق شفاعت پیدا کند می تواند روی شاگردهایش کار کند. یک معلم می تواند کار کند روی شاگردانش یک کسی در حسینیه کارمی کند در هیئت کار می کند در مراکز بزرگتر کار می کند جمعیت دارد به تعداد جمعیتی که داری تو تبلیغ می کنی حق شفاعت پیدا می کنی کم نیست این مقام که انسان نسبت به آن بی خیال باشد فعالیت بکنیم تبلیغ کنیم کار کنیم محصولاتی را که در سراسر کشور مثل موسسه خودمان هر جا هر محصولی تولید شود جمع می کنیم برای حضرت و معرفی می کنیم ما صدها دانشمند مرکزی که هستند آثارش را معرفی می کنیم. موسسه خودمان این کار را بکنیم می توانیم هر جا از امام زمان اطلاعاتی داشته باشد برویم به سراغش و محصولات و جلساتی که مربوط به حضرت هست به مردم معرفی کنیم در درجه ی بعد این هست که ما جدای از بحث تبلیغ می توانیم خودمان وارد کار شویم آقا من می آیم یک روز دو روز آن فرمهایی که عزیزان در موسسه چاپ کرده اند خیلی از خواهرها و برادرها پر کردند من از همه شان تشکر می کنم خداوند بحق امام زمان از شان بپذیرد و به شما تبریک می گویم بخاطر اینکه شما اگر فرمی هم پر کردید و گفتید که من این ساعت می توانم بیایم و می توانم این کار را انجام بدهم این مبلغ را می توانم کمک کنم و لو موسسه ی ما لیاقت نداشته باشد شما را جذب کند برای شما تا آخر قیامت نوشته شد، چون تو واقعاً اخلاص داشتی در این کار اگر هم موسسه آمد سراغت انجام می دهی بگذریم که بعضی از عزیزان یک موقعی احساساتی می شوند یک فرمی را هم پر می کنند و وقتی به آنها می گوییم این فرم را پر کردی به جایش این ساعت را می آیی می گویند نه آن موقع من یک جای دیگر برنامه بودم نمی رسم برای آقا کاری بکنم شرمنده ام حالا این اقل هستند اما اکثراً این آمادگی را دارند خیلی هم مبارک و خوب هستند ما درموسسه ی خودمان بخاطر محدودیتها محدودیت های مالی و مکانی و چیزهای دیگر روبرو هستیم. با اینکه الان برای حضرت خیلی احتیاج هست که کار کنیم امکانات ما برای جذب افراد کم و لو کار خیلی زیاد برای حضرت خیلی می شود کرد بدیهی است که ما قدرتمندتر می شویم بیشتر می توانیم سرباز بگیریم برای امام زمان. خوب پس مسئولیت قبول کنیم ما الان مسائل مالی موسسه توسط عزیزانی دارد گردانده می شود، اکثر افرادی که در این موسسه کار می کنند پولی دریافت نمی کنند بعضی از اعضا را ما خودمان اصلاً خواستیم از شغلشان کنار بکشند جایی شغل نگیرند برای اینکه کار خیلی اساسی بوده مهم بوده گفتیم بیایند بایستید و پول خیلی خیلی کمی ناچیز به آنها می دهیم مامی دانیم همه کسانی که در موسسه اند و کار می کنند اگر بروند خارج از موسسه کار کنند چندبرابر این پول گیرشان می آید ولی حاضر شدند با سختی دادن به خودشان بایستند آنجا برای حضرت شمشیر بزنند اکثر کسانی هم که آنجا هستند نه تنها با اینکه مرتب مثل یک کارمند صبح می آیند غروب هم می روند حق غیبت هم ندارند حتی اگر غیبت هم کنند مواخذه می شوند. ما بچه های یک پدر هستیم باید برای پدرمان سرمایه گذاری کنیم کار کنیم. یک مقاله ترجمه کنیم می توانیم خلاصه یک کتاب را بنویسیم می توانیم برنامه نویسی کنیم بیاییم در سایتها، کمک فرهنگی کنیم می توانیم محصولات را تبلیغ کنیم مثل دهها نفر که فضا داشته آمده ایستاده اند و کار کرده اند هر جا که شود برای حضرت کار کرد حالا هیچ کاری از او بر نمی آید یک اعلامیه یک حدیث می نویسد در محل کارش می رود می اندازد اجازه می گیرند که این حدیث را.

یکی از دوستان ما که در موسسه دیگری کارمی کند یکی از اولیای خدا به ایشان گفت: من حضرت را دیدم و حضرت فرمود به آقایان بگویید هر کس برای من هر کاری کند من و مادرم و اجدادم همه به او صله می دهیم همه به او جزا می دهیم پاداش می دهیم هر کی هر کاری می تواند بکند مگر می شود آقا در اضطرار و تنهایی و غربت و مظلومیت و آوارگی باشد و ما بتوانیم کاری کنیم و نکنیم.

مهم نیست که تو امروز آمدی به عنوان تیربارچی عملیات انجام بدهی وظیفه ات بوده آمدی مهم این است که اگر در این مسیر می توانستی یک دانه آرپیجی هم برداری به تانک بزنی و نزنی معصیت کردی. این را باید انجام می دادی نمی شود یعنی باید انسان نباید کاری که می تواند انجام بدهد به غرور اینکه دارد کار می کند شبانه روز برای حضرت زمین بگذارد و انجام ندهد. خوب این بخش فعالیتهای معنوی بود که عرض کردم. حالا برویم سراغ بخش فعالیتهای مادی که ان شاءالله جلسه بعد عرض می کنیم.

والحمدلله رب العالمین.