جلسه 214 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
214
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
1
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 214 - شرح زیارت عاشورا

بحثمان درباره قدم صدق به توضیح آیه 177 سوره مبارکه بقره رسید ودر این آیه مصادیق صدق ذکر شده بود که رسیدیم به «الموفون بعهدهم اذا عاهدوا» یکی از نشانه های صدق وفای به عهد است این که انسان به عهدی که می بندد پایبند باشد در مورد عهد بین انسانها توضیح دادیم درباره ی مهمترین عهدی که انسان در دنیا دارد یعنی عهد با خداهم مطالبی خدمت عزیزان عرض کردیم که انسان بزرگتری عهدی که به عهده اش است عبادت و عبودیت نسبت به خدای تبارک وتعالی است و این مسأله کاملاً یک امر فطری و عقلانی است در وجود همه ی انسانها بدون استثناء این عهد وجود دارد و در نهاد همه ی انسانها این است که انسان در برابر خدایی که خالق او و جهان است کرنش کند و او را عبادت کند و از او کمک بخواهد و برنامه زندگی را فقط و فقط از او بگیرد یکی از عهدهایی که خداوند تبارک و تعالی به ما کرده در نقطه ی مقابلی که عهده کرده او را عبادت نکنیم عهد گرفته که غیر او را عبادت نکنیم و غیر او را در برنامه های زندگی مان دخالت ندهیم غیر او فرمول و برنامه و دستورالعمل نگیریم و یکی از کسانی که در نقطه مقابل قرار دارد که نباید به فرمولهای و دستورالعملهای او گوش کنیم شیطان است که خدا این عهد را از ما گرفته که عبادت شیطان نکنیم در قیامت هم این عهد به ما یادآوردی می شود و تذکر داده می شود که در نهاد همه ی انسانها این عهد است در سوره مبارکه یس آیه 60-62 این عهد تذکر داده شده «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدو الشیطان انّه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط المستقیم و لقد اضلّ منکم جبلّا کثیراً افلم تکونوا تعقلون» آیا بنی آدم مگر من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید شیطان برای شما دشمنی آشکار است و از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید در حالی که شیطان گروه زیادی از شما را فریب داد آیا تعقل نمی کنید این نشان دهنده ی این است که برای این که این عهد یادمان بیاید باید یک مقدار عقل بکار بگیریم کسانی که اهل تعقل نیستند نه این عهد یادشان می آید و نه از فریب شیطان در امام هستند برای این که این عهد یاد ما بیاید و از فریب شیطان در امان باشیم باید تعقل کنیم «افلم تکونوا تعقلون» آیا تعقل نی کنید پس ما امر شده ایم به تعقل. برای اینکه عهدی که خداوند با عدم عبادت شیطان بسته بیاد بیاوریم و فقط خدا را عبادت کنیم این عهد فطری است و در نهاد همه ی انسانهاست برای این که این عهد یادتان بیاید و متوجه شوید که این عهد را همه ما بستیم مثالی می زنیم تا مسئله روشن شود خداوند تمام خلقت را ریاضی خلق کرده هر شئی نزد خدا مقدور است هر شی قدر دارد اندازه دارد نزد خدا. حرکت از اول تا دنیا و از دنیا تا آخرت حرکت ریاضی هست یعنی قانونمند هست این حرکت. چیزی در عالم گیر نمی آورید که قانونمند نباشد و قابل شمارش نباشد هر چیزی نزد خدا شمارش دارد. «قد جعل الله لکل شی قدرا» خداوند برای هر چیزی قدر و اندازه قرار داد. حرکت به سمت آدمیت به سمت انسانیت به سمت آخرت و ابدیت حرکت کاملاً ریاضی هست یعنی حساب و کتاب دارد مثل حرکت یک نطفه تا جنین کامل و سالم و منطبق با شرایط زیستی دنیا. در حرکت به سمت آخرت ما فرمول و برنامه داریم یعنی خداوند تبارک و تعالی با فرستادن انبیاء و دستورالعملهای ریاضی زندگی ما را در فقه، شما اگر فقه را نگاه کنید ریاضی است یک طلبه که می رود حوزه علمیه سالهای سال باید زحمت بکشد فقه را یاد بگیرد فقه همه اش عدد است ریاضی دارد دوتا پنج تا نُه تا همه اش ریاضی دارد این اعدادی که شما در رساله می بینید. برای تنظیم رابطه دنیا و آخرت این رقمها گذاشته شده رقمهای حقیقی است اعتباری نیست یعنی باید رعایت شود با نفس تنظیم شده این عددها. و بین این عددها، نفس و آخرت و ابدیت و هدف خلقت ما این عدد ها وجود دارد و قرار داده شده بنابراین ما باید دقیقاً به فرمولهایی که خداوند تبارک و تعالی می گوید و برنامه هایی که حق تعالی توسط انبیاء و معصومین فرستاده شده و فقه ها و علمای اسلام مسئول پخش و گسترش آنها هستند احترام بگذاریم و فرمولها را تا می توانیم دقیق رعایت کنیم هر چقدر دقت ما در رساله و رساله خوانی رعایت رساله بیشتر باشد آن ریاضیات را رعایت کنیم موفق تر خواهیم بود هر چقدر بی دقتی کنیم آن شکلی که باید برای آخرت پیدا کنیم پیدا نمی کنیم دقت غیر از وسواس است وسواس می گوید اگر خدا گفته دوبار آب بریز من احتیاطاً سه بار آب می ریزم آن وقت رقمی که خدا گفته به هم می ریزد و سواس دقیقاً کار شیطان است شیطان می داند اگر رقم ها و عددهایی که خدا داده را دستکاری کنید به آن هدف نائل نمی شوید چون شما آدمهای مقدسی هستید در شما این بیماری را ایجاد میکند و می گوید شما رعایت کن خیلی هم کار خوبی است تشویق می کند شما را به کار احکام و رساله اما کم کم این را به قدری مهم و بزرگ می کند که شما آن رقمها را به هم می ریزید مثلاً به جای سه بار، چهار بار، بجای ده تا پنج تای دیگر خودتان اضافه می کنید یعنی دائماً این تعداد به هم می ریزد وقتی رقم به هم خورد ریاضیات حرکت به سمت آخرت به هم می خورد. این بیماری وسواس ناشی از شیطان است «الوسوسه من الشیطان» وسواس هم از شیطان است هر چیزی که با ریاضیات رساله جور در نیاید و لو در راه خدا باشد شیطانی است زیرا شیطان به ما نمی گوید عبادت نکنید می گوید عبادت را با ریاضیات خدا انجام ندهید اگر با ریاضیات من انجام دهید خود شیطان هم اهل عبادت بود ولی هیچ 6000 سال عبادتی که کرده بود به قول فرمایش علی علیه السلام این 6000 سال معلوم نیست دنیایی بوده یا آخرتی هیچ کدام از این شش هزار سال به داد شیطان نرسید چون شیطان تمام این شش هزار سال عبادتی که کرد با ریاضیات خودش بود با اندازه های خودش عبادت می کرد نه با اندازه هایی که خدا می داد برای همین بود که کافر بود و با کفرش عبادت می کرد زیرا در واقع وقتی که عددهای خدا را قبول نداشته باشی می شود کفر وقتی خودت را قبول داشته باشی و عدد های خود را می شود خودپرستی، در بیماری وسواس آدم کافر می شود یعنی عددهای خدا و رساله را قبول ندارد عددهایی را قبول دارد که به دل خودش می چسبد تعدادی را می پذیرد که خودش بپذیرد این می شود کفرمی شود جنون، خطرناک است این بیماری ما باید این رقمها را دقیق رعایت کنیم و از خودمان ریاضیات بیرون ندهیم از خودمان عدد اختراع نکنیم بدعت نگذاریم چیزی را قاطی دین نکنیم چون قضیه کاملاً باید خالص باشد دین خالص یعنی دینی که تمام اصلش و فرعش دست خداست فقه اصغر، فقه اوسط، فقه اکبر، این سه تا فقه تمامش دست خدا و معصومین است ما باید ببینیم آنها چگونه خواسته اند ما انجام دهیم اگر شما اندازه ها را رعایت نکنید می شویم بی دین، بی تقوا، نباید از خودتان دین تراشی کنید نباید از خودتان چیزی بیرون دهید که جز دین نیست ولی ممکن است رنگ دینی داشته باشد مثلاً خواستگار می آید برای خانمی، دین مقدس به ما گفته دختر باید حیا داشته باشد زن باید حیا داشته باشد حجابش طوری باشد برای نامحرم تحریک کننده نباشد ولی خواستگار را استثناء گذاشته در مورد غیر خواستگار در برخورد با نامحرم حیا عین تقواست در مورد خواستگار حیا بی تقوایی است توجه کردید تقوا می شود بی حیایی و حیا می شود بی تقوایی. اگر خانمی رویش را باز نگذارد و بگوید من خجالت می کشم و یا آقایی بگوید نه من نمی گذارم دخترم را ببیند یک نفر، و یا خانمی رویش را باز نگذارد که آقا خوب قیافه اش را ببیند اینقدر که بتواند تشخیص بدهد ای چه قیافه ای دارد حتی بعضی علما اندام را هم اجازه داده اند می تواند ببیند چطوری است بالاخره یک عمر می خواهد با او زندگی کند یک دختر خانمی خجالت می کشد این خجالت را می گوید حیای احمقانه چون می فرمایند حیا دوجور داریم یک حیای عاقلانه یک حیای احمقانه حیایی که به دستور خداست عاقلانه، حیایی که به دستور خودم است با تشخیص خودم گذاشته می شود مثل غیرت های بی جایی که خیلی از آقایان دارند غیرتهای احمقانه است حیاها هم حیاهای احمقانه است چون با ریاضیاتی که خدا تنظیم کرده و فرستاده تنظیم نیست این ریاضیات خوشبخت کنند نیست خیلی از خانمهایی داریم که درست شوهرشان آنها را ندیده یا خودشان نگذاشته اند. خواستگارشان ببینید بعد از عقد خواستگار می گوید خوشم نیامد عقدم کرده اند حالا می خواهد طلاقش بدهد ببینید چه مصیبتی است. خوب جلو نیاید بهتر از این است که جلو بیاید و عقد بکند بعد هم طلاقش بدهد این که بدتر است هر کس مانع شود از این که یک خواستگاری خوب دختری را ببیند قیافه اش را مویش را هیچ اشکالی ندارد یک خانم جلوی خواستگار طوری برود که او را خوب ببیند اگر خجالت کشید این خجالت دیگر تقوا نیست، ایمان نیست این بی تقوایی، بی ایمانی است همان خدایی که جایی می گوید شما باید تقوا داشته باشید. همان خدا می گوید جایی باید حیا نداشته باشید وقتی که شما این را رعایت نمی کنید حرف را شیطان را اطاعت می کنید عبادت شیطان نه این که شما فکر کنید «الا تعبدو الشیطان» این نیست که شما شیطان را جلو بگذارید سجده کنید کسی این کار را نمی کند. یک عده کمی هستند در دنیا شیطان پرست هستند به معنای واقعی، قرآن به همه مردم می گوید شیطان را عبادت نکنید یعنی به دستورهایش عمل نکنید به حرفش گوش نکنید وقتی من حیایی دارم که این حیا با دین من سازگاری ندارد می شود بی حیایی، بی تقوایی اینجا تقوا یعنی بی حیایی کسی که نمی تواند آنجا که لازم است بی حیا شود بی حیا شود این حیا می شود بی تقوایی چون خدا از ما حیای مطلق نخواسته همانطور که غیرت مطلق نخواسته عافطه خوب است ولی همه جا خوب نیست می فرماید اگر زن و مردی زنا کردند باید سنگسار شوند باید هم مومنین بروند سنگ بزنند حق هم ندارند موقع سنگ زدن دلشان بسوزد این را خدا می گویی اگر نرفتی سنگ بزنی و دلت سوخت این عاطفه حیوانی است عاطفه خدایی و الهی نیست، عاطفه ای است که تحت فرمان شیطان اعمال می شود با تقواترین آدم آن موقع کیست؟ آنی که عاطفه نداشته باشد و برود سنگ بزند یا برود نگاه کند اگر گفتی نه من روم نمی شود، من خجالت می کشم، دلم نمی آید این دلم نمی آید همان حالت وسواس است اگر می گوید به دلم نمی چسبد دوبار آب بریزم باید سه بار بریزم همان دل است همان شیطان است انسان باید تمام شهوتش، احساساتش را تابع خدا کند یک جا باید بی حیا باد تابع خدا یک جا با حیا باشد تابع خدا یک جا رئوف باشد تابع خدا یک جا خشن باشد تابع خدا، یک نفر همیشه مهربان باشد همیشه با عاطفه باشد همیشه رئوف باشد این را خدا نمی خواهد این اندازه با اندازه انسان سازگاری ندارد به امام حسین می گوید غیرت خوب است و به حضرت زینب می گوید حیا خوب است ولی وقتی من گفتم نه غیرت ونه حیا. کربلا باید بیایی زن و بچه ات را باید بیاوری آنجا جلوی نامحرم. می توانست اصلاً نیاورد ولی می گوید باید بیاوری نامحرم هم به شما دست می زند برای من تحمل کنید آن هم زینبی که مادر حیاست ما در عفت باید به خاطر من بگذارد کنار. آبرو نه همه جا آبرو خوب نیست یک جا بی آبرویی خوب است باید بی آبرویی بکنید تقوا یعنی این. تقوا یعنی تو برای آبرو داشتن یا بی آبرویی با حیا بودن یا بی حیایی غیرت داشتن یا بی غیرتی آماده باشی هر چه خدا بخواهد خوب است نه هر چی خودت بپسندی و شیطان در قالب مقدس به تو تحمل می کند می گوید رویم نشد به دختر نگاه کنم خوب غلط کردی فردا این کار را می کنی نگاه نمی کنی فکر می کنی خیلی هم خوب است محجوب باشی نگاه نکنی سرت را پایین بیندازی وقتی رفتی جلو می گویی از قیافه اش خوشم نیامد این خجالت دارد این شرم آور است یا چشمت را باز کن، اگر چشمت را بستی یعنی اگر برایت مهم نبود دیگر هر چی بود حرف نزن اعتراض هم نکن کس را هم شخصیتش را خرد نکن به رخش هم نکش سردی یعنی این جوانمردی یعنی این. نه این که فکر کنی حیا این است که نگاه نکنی بعد شخصیتت طرف را بروی خرد کنی دقت کنید ما باید با اندازه هایی که خدا می دهد زندگی کنیم نه اندازه هایی که شیطان در قالبهای مقدس و مذهبی به ما می دهد ما خیلی در زندگی هایمان قالبهایی وجود دارد که همه شان مقدس است ولی هیچ کدام اندازه هایش را خدا نداده اصلاً این اندازه ها نه در قرآن است و نه فرمایشات معصومین است. اندازه اهی عرفی شیطانی است برای همین است که به نتیجه نمی رسیم بعد از پنجاه سال دینداری اصلاً آنی که باید بشویم نمی شویم این که می گوید من از شما عهد گرفتیم شیطان را عبادت نکنید یعنی همین اندازه هایی که من می دهم نه اندازه هایی که هر کس داده غیر من یا غیر معصوم. این خطری است شما که می خواهید بیمارستان بروید یا مهندس که می خواهد ساختمان بسازد اندازه های مهندس را قبول می کنید. کی می گوید اندازه های مهندس را قبول کن عقل و فطرت اندازه های غیر مهندس اعتبار ندارد نباید بپذیرد این را هم عقل می گوید شما در حرکت به سوی ابدیت معمار و مهندس دنیا و آخرت کی است؟ خداست عقل و فطرت می گوید خودت را به این معمار و مهندس بسپار. هندسه ی این عالم کار خداست هندسه تو هم کار خداست هندسه اتم به اتم تو هم کار خداست بسپار به این. غیر از این را همان عقل و فطرت می گوید اگر گوش کردی حماقت کردی این می شود همان پیمان فطری که خدا در درون از ما گرفته این در وجود ما هاست. یعنی این را ما نمی فهمیم کی هست که این را انکار کند همه این را می فهمند می گوید تا مرا دارید غصه نخورید تا مرا دارید ناامید نشوید هر چه هم گناهکار باشید ناامید نشوید این پیام خداست اما اگر تو گناه کردی ناامید شدی رابطه ات با خدا ضعیف شد این دیگر مال شیطان است مال مقدس بازی هاست که شیطان به تو تحمیل می کند تقدس حقیقی نیست تو دریا دریا گناه کن اما حق نداری ناامید شوی ناامیدی کفر است ناامیدی شرک است به امام رضا می گویم رفتم خانه یکی از سرداران مأمون ظهر ماه رمضان دیدم ناهار می خورد به من هم تعارف کرد گفتم مگر تو روزه نمی گیری گفت دیگر من چه روزه ای بگیرم در حالی که به دستور مأمون شصت نفر از سادات را زن و مرد جوان و بزرگ، گردن زدم در این چاه انداختم بعد از کشتن این سادات من امیدوار باشم به خدا، نماز بخوانم؟ چه نمازی؟ چه روزه ای؟ این همه من قتل کردم مگر آمرزیده می شوم؟ حضرت فرمود به او بگو ناامیدی تو گناهش بالاتر است از کشتن آن شخصت نفر، ما حق نداریم در هیچ شرایطی ناامید شویم این ناامیدی پیام خدا نیست پیام فرشته نیست پیام شیطان است «الا تعبدوا الشیطان» یعنی وقتی به ناامیدی و یأس رسیدی عبادت شیطان را می کنی عبد شیطان شدی لحظه ای که سردی، اضطراب، افسردگی، ناامیدی، بی نشاطی آمده این شیطان است که چنبره زده روی تو. در آن لحظه عبد شیطان هستی. همان مهندس عالم به شما می گوید این عالم طوری طراحی شده که کنار شما مثل هوا مثل خون یک شیطان هم با شماست «یجری بحر الدم» مثل خون در رگهای شماست و این شیطان چهارتا پیام دارد، جلو، عقب، راست، چپ چهار تا جمله دارد در بحث دشمن شناسی توضیح دادیم از آینده به شدت می ترساند نسبت به گذشته دائماً خاطرات، شکستها، گناهها، کدورتها را به رخ تان می کشد که حالتان را خراب کند از راه دین وارد می شود برای شما، اطلاعات و مسائل دینی غلط تلقین می کند و به اسم دین، شما را به گناه می کشاند حمله از چپ این را من نمی فهمم، این قابل فهم است دیگر. بعضی از عزیزان سئوال می کنند می گویم عزیزم این فکر شیطانی است می گویند آقا تو همه اش می گویی شیطانی. بابا شیطان همه جا با ماست قرآن می گوید همیشه با شماست. در خواب هم رها نمی کند پیامهایش رنگ و کد و بوی مشخص دارد به محض اینکه بیاید معلوم است مال شیطانی است «الا تعبدوالشیطان» یعنی به این فکر که آمده اهمیت نده این فکر را کنار بگذار. منشأ اثر قرار نده دلشوره ایجاد نکند غصه دار نکند ناامیدت نکند پژمرده و افسرده نکند وقتی می شوی یعنی عبادت شیطان را می کنی وقتی این فکر را قبول می کنی عبادت شیطان است. خیلی وقتها ما فکر می کنیم آدمهای تنهایی هستیم یعنی من فقط خودم هستم و خودم در خلوت ترین فضاها. من وقتی در اتاق تنها هستم فکر می کنم خودم تنها هستم در حالی که قرآن می گوید تو تنها نیستی. هم فرشته ها با تو هستند هم شیطان، خود من هم که با تو هستم تنهایی وجود ندارد همانطور که هوا با تو هست خون با تو هست تنفس با تو است. شلوغ است اطراف ما خیلی شلوغ است در خلوت ترین جا اطراف ما خیلی شلوغ است، تو فکر می کنی در خانه تنهایی؟ خلوت یعنی عدم، مثل عدم، که وجود ندارد نیستی خلوتی وجود ندارد وقتی وجود ندارد مگر من معصومم که شیطان در من تولید فکر بد نکند که فکر کنم همه ی افکار مال خودم است بعد هم باید ترتیب اثر بدهم بد ببیند، سوء ظن، حسادت، حسادت فکر شیطان است هر وقت حسود شدی مال خودتان نیست مال خدا هم نیست ولی وقتی طبق حسادت جلو می روی و حسودانه عمل می کنی داری عبادت شیطان می کنی ما حق حسادت نداریم اگر جایی حسادت کردی به تو برخورد این پیام، پیام شیطانی است شیطان را عبادت نکنید تو که الان می بینی در آتش حسادت می سوزی چرا ولش نمی کنی می دانی با این حسادت هم دنیا تو را هم بدن تو هم آخرتت را خراب می کنی خوب نکن چرا نسبت به بقیه حسودی چرا کسی نعمتی دارد تو نداری چشم نداری ببینی یک مسلمان نعمتی دارد لذت نمی بری اگر لذت ببری چندین برابر خدا به خودت می دهد اگر در دنیا هم ندهد در ابدیت جبران می کند برای چی ما باید حسودی کنیم من برای چی از پیشرفت یک مسلمان از این که از من جلو زده ناراحت شوم چرا نباید کیف کنم که یک نفر هست از من جلو زده اگر از جلو زدن یک مسلمان از خودتان لذت ببرید خدا هر چی به او موفقیت داده به شما هم می دهد بنده اینجا یک استاد هستم یک استاد بیاید بهتر از بنده اگر به من بربخورد این نهایت احمقی است اگر کیف کردم یک استادی توانسته شاگردها را بهتر جذب کند و بهتراز من هست اگر خوشحال شدم خدا هر ثوابی که به آن استاد بدهد به من هم می دهد در واقع زحمت مرا می کشد چرا چشم نداشته باشم موفقیت استاد مبلغ، کس دیگر را ببینم بنده در این مسجد نماز می خوانم ده نفر به من اقتدا می کنند می روم به مسجد دیگر یک جوانتر از من کم تجربه تر از من کم سوادتر از من هست ولی به او 500 نفر اقتدا می کنند اگر شاد بشوم ثواب آن جماعت را به من هم می دهند اما اگر غصه خوردم چرا پشت سرش ده نفرند پشت او 500 نفر و حسودی کردم نسبت به آن امام جماعت ثواب خودم را هم از دست می دهم حسادت نهایت احمقی است در کار. نهایت حماقت است آقا یک نفر از من بهتر است خدا را شکر. من موفق نشدم بروم حج او موفق شده برود حج الحمدلله یک شیعه رفت حج خواهرم، برادرم، باجناقم، دوستم، ... رفته حج خدا را شکر وقتی خوشحال می شوی ثواب آن حج را به تو هم می دهند مگر تو غیر این را می خواهی حج را برای این می خواهی که به تقرب برسی رضایت بده به حجی که دیگران بجا می آورند از حج و عبادت و پیشرفت دیگران لذت ببر خداوند بواسطه این رضایت به این فکر تمام ثواب را به تو می دهد مبنا قلب است نه عمل خارجی، حسادت برای چی بکنی حسادت پیام شیطان است پیامهای شیطان مشخص است اضطراب نسبت به آینده پیام شیطان است وقتی به آینده مضطربی شیطان زده ای معصوم هم نیستی قرآن هم می گوید شیطان به تو پیام می دهد خوب گوش نکن عبادت نکن یعنی شاد باش یعنی آرام باش یعنی دلتنگی نکن سینه ات تنگ نشود این پیامهای دروغ است. در بسیاری از موارد از چیزهایی شما، اضطراب داشتی دیدی هیچ خبری نیست چرا ما حرف گوش می کنیم این پیامها که در دلمان می افتد و داغان می کند ما را بخصوص موقعی که تنها هستیم چرا به این حرفها گوش کنیم معصوم هستیم مگر ماها که شیطان سراغمان نیاید برای ما پیام تولید نکند خدا می گوید تولید می کند این هم نوع پیامها شود پس چرا گوش می کنید چرا هی گذشته ها را در روابط با همسرت، پدرت، مادرت، دوستانت به رخ می کشند یادت می آید گذشته. چرا از گذشته نمی توانی بگذری؟ گذشته از سرعتت کم می کند متوقفت می کند حال و آینده ات را هم خراب می کند رهایش کن تمام شد نگران حالت هم نباش. این نیز بگذرد ذوق زده هم نباش چون این نیز بگذرد. من عهد گرفتم با شما که حرفهای مزخرف غیر منطقی را گوش نکنی عهد در درون ما هست. شما می روی دکتر، دکتر می گوید این کار را باید بکنی یک نفر می گوید به حرف دکتر گوش کن. کدامش درست است؟ خدا می گوید این کار را بکن، شما می گویید نه من این کار را نمی کنم داری به حرف شیطان گوش می کنی عبادت شیطان را می کنی عهد گرفتم از شماها «الم اعهد یا بنی آدم ان را تعبد الشیطان» شیطان را عبادت نکنید شما باید بدانید که بیش از 50% افکار که در شما تولید می شود مال خودتان نیست اصلاً نباید به این افکار و تصمیمهای عجولانه گوش کنید و وسوسه هایی که آدم می شود خیالها و توهماتی که سراغ آدم می آید خیلی هایشان الهی نیست ولی ما براساس اینها تصمیم می گیریم عمل می کنیم بعداً می بینیم که خوشبخت هم نشدیم شاد هم نشدیم مضطرب تر با دلشوره بیشتر، غم بیشتر ما باید بدانیم هر چه که در ما تولید شد کار خدا نیست مال فرشته ها نیست عقلانی نیست هر چه تولید شده هنر و قدرت یک انسان به این است که بتواند در رون خودش چقدر به این افکار غلبه کند و کنار بگذارد این طوری از تو خاک و گل طبیعت آدم بیرون می آید و الهی و نورانی می شود راه به نور پیدا می کند تو الان بیست ساله نماز می خوانی ولی هنوز نتوانستی حسادت را از خودت دور کنی زحمت بیرونی چه فایده ای دارد وقتی در درون شکست خورده ای به جای بیست سال عبادت اگر می توانستی تعقل کنی «افلم تکونوا تعقلون» تعقل می کردی حسادت را از خودت دور می کردی آن وقت می دیدی چقدر شبیه خدا می شدی چقدرنورانی و آرام می شدی برای همین امام جواد علیه السلام فرمود توضیحش را در بحث مباحث معنوی شبهای احیاء دادم به آنجا مراجعه کنید. فرمود: «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال» حرکت قلبی به سوی خدا زودتر آدم را می رساند تا اینکه هی شما عبادت خارجی بکنید و بدن تان را با اعمال به زحمت بیندازید این که می فرماید یکساعت فکر از 70 سال عبادت بالاتر است یعنی معادل بالاتر از 70 سال عبادت ترا جلو می برد یعنی بعضی آدمها هستند یک ساعت فکر می کنن از آدمی که 70 سال جلوتر از او عبادت کرده جلو می افتد آدم چرا حرکت قلبی که سریعتر است را کنار بگذارد و هی حرکت بدنی بکند و بعد هم نتیجه ای نگیرد حرکت بدنی زمانی فایده دارد مفید است و بستاننده است که قبلاً حرکت قلبی انجام شده باشد من از شما عهد گرفتم که به حرف شیطان گوش نکنید این چیزها که در دلتان می آید خوابهایی که می بینید دلشوره هایی که دارید اضطرابهایی که دارید افکاری که دارد خسته تان می کند غمهایی که دارید بسیارشان دروغ است منشأ شان هم خیالی است و وهمی است، منشأ حقیقی ندارد این که فرمود مومن نشاطش دائمی است برای این که مومن مومن به خداست و اساساً اجازه نمی دهد که فکری که آن را غمگین کند به سراغش بیاید مومن فرصتی برای غمگین شدن ندارد چون می خواهد ابدیت را بسازد مثل جنینی که تمام وقتش برای ساختن، آماده شدن برای دنیا می گذارد وقت اضافی ندارد جنین را اگر در رحم نگاه کنی وقتی استراحت هم می کند این استراحت برای سازندگی بیشتر هست مثل قلب سالم می ماند که دم و بازدم دارد یک استراحت دارد که آن استراحت کمک می کند به این دم و بازدم. مومن فرصت اضطراب ندارد وقت غصه دار شدن ندارد مومن چون ایمان آورده مومن یعنی کسی که به امنیت رسیده از امن می آید کسی که به امنیت رسیده کنار خداست وقتی خدا را در کنار خود دارد از چی غصه بخورد چی از دستش رفته که قابل جبران نیست تو با خدا باش یکی از صفات خدا در دعای علقمه می خوانیم «یا مدرک کلّ فوت و یا جامع کلّ شمل» خداوند گذشته را جبران می کند غصه چی را می خوری چهل سال اگر اشتباه رفته باشی خداوند برایت جبران می کند با خدا باش جبرانش کن فرمولهایش را در شرح حدیث بصری توضیح دادم به آنجا مراجعه کنید که چگونه انسان می تواند چهل سال هفتاد سال، اشتباه را جبران کند وقتی می توانی چی غصه ای داری چرا شیطان می زند در سر تو. و تو را پیش خودت بی ارزش می کند و می گویی من بدبختم اگر من بیچاره امف من آلوده ام، من از خدا دورم من قصی القلبم اینها همه پیامهای غلط است تو اگر بدانی چقدر فاطمه زهرا دوست دارد امام زمان چقدر دوست دارد با همه ی این آلودگی هایت با همه گناهانت چقدر دوست دارد هیچ وقت به خودت اجازه نمی دهی اینطوری خودت را از حرکت بیندازی حرکت به سمت امام زمان حرکت به سمت خدا نباید به پیامهای شیطان گوش کنم می گوید به من ایمان آورد در کنار من آرام باش لذت ببر با من شاد زندگی کن متأسفانه ما اصلاً نمی دانیم خدا کی است مشکل ما این است وقتی می گوییم خدا، خداهایی را عبادت می کنیم که ساخته ی ذهنیت خودمان است خدای حقیقی شناختنش خیلی مهم است. خدا کی است؟ خدا خارجی، نه خدای ذهنی ما آن خدا را اگر انسان بشناسد اگر ببیند آرام می شود، واقعاً شاد است، مضطرب نیست، ترسی ندارد کسی که دائماً در دلهره و اضطراب، تشنج و فکرهای مختلف هست که شب می خوابد صبح بلند می شود می بیند مضطرب است در خواب چند دفعه از خواب می پرد. افکار و هیجانات زیادی دارد این مال این است که اصلاً خدا را ندیده یکبار خدار ا ببیند دیگر آرام می گیرد آنی که ترا خلقت کرده مال آن هستی «انا لله» می دانی این چه خبر خوشی است. ما مال خداییم، اگر آدم باور کند مال خداست خدا بیشتر از هر کس نسبت به ما ملکیت دارد مالک ماست «له ما فی السموات و الارض» خوب دیگر آدم غصه ندارد قبل از اینکه مضطرب شوی از این که زن نداری مال کسی نیستی متعلق به کسی نیستی کسی ترا قبول ندارد ببین خدا ترا قبول دارد یا نه خوب یا بد گنهکار یا مومن خدا تو را مال خودش می داند این آرام بخش نیست که ما متعلق به خداییم الحمدلله متعلق به چهارده معصوم متعلق به حضرت عبدالعظیم هستیم متعلق به حضرت معصومه هستیم جز خانواده و خاندان او هستیم آنها هم ما را با این شدت دوست دارند ما نمی فهمیم چطوری ما را جمع کرده آورده اینجا دلتان را چطوری نرم کرده آورده اینجا فردا هم ان شاءالله در بهشت همینطور دور خودش می نشینیم از خودش استفاده می کنیم حضرت معصومه را ببینید چقدر با ناز شما را صید می کنند می برد آنجا. امام رضا صیدتان می کند می برد آنجا ماها میلیاردها صحنه از نوازشهای آنها را نمی بینیم، کوریم، ولی یک ذره کدورت خرابمان می کند و این پیام شیطان است که خدای مهربان را نبینی در کنارت خدایی که همه کاره عالم است «لا موثر فی الوجود الا الله لا اله الا هو» او را نبینی بعد این مسائل ظواهر دنیا و فرمولهای ظاهری را نگاه کن و از اینها مضطرب شو این همه بچه یتیم خدا تربیت کرده تو بهترین وضعیت برای اینکه به شما بفهماند که بابا، مادر اگر نباشد خدا هست می تواند بچه ها را خوب تربیت کند این همه بچه در دامن پدر و مادرشان بی ادب و جانی بار آمدند برای اینکه بگوید اگر خدا نباشد و لو پدر و مادر، پول و ثروت و موفقیت و احترام و شهرت هم باشد هیچ فایده ای ندارد ببینم خدا را آن وقت به خیلی از این پیامها اصلاً اهمیت نمی دهیم اگر خدا را دیدی خدا پیام روشن دارد برای زندگی شما، این همه در قرآن می گوید «قرآنا مبینا، تبیاناً لکل شیم این همه مبین مبین مبین، آشکار، آشکار، آشکار. شیطان هم مخفی نیست مبین است حسادت آشکار است اضطراب آشکار است ترس آشکار است دشمن آشکار برای شما این کار را می کند راحت می توانید بفهمید که این پیام شیطان است مال تو نیست دشمن آشکاری است چون پیامهایش همه سطحی است پیامهایش همه دروغهای بزرگ و سطحی است خیلی هم رنگ و رو رفته است ما خودمان را به کوری می زنیم و اصلاً دوست داریم اینها را بشنویم خوشمان می آید اضطراب داشته باشیم خوشمان می آید دلشوره داشته باشیم خوشمان می آید غم داشته باشیم خوشمان می آید قهر کنیم خوشمان می آید بدبین باشیم لذت می بریم از آن. از تشنج از دلهره خوشمان می آید عزیزان من، من این هشدار را بدهم نمی توانم در این جلسه تمام ابعاد این بحث را برای شما روشن کنیم این مقدمات زیادی را می طلبد تا این را که می گویم تا شما مقدماتش را طی کنید ولی از این حقیر بپذیرید شما ها میزان شادی و آرامش تان در برزخ و بهشت بسته به میزان شادی و آرامش تان در اینجا دارد انتظار نداشته باشید وقتی نمی توانی اینجا خودت را با خدا شاد و آرام کنی آنجا در کنار خدا شاد و آرام باشی یادت نرود اگر اینجا خدا را دیدی و آرام و شاد شدی با او واویلاهای شب اول قبر و تاریکیهای آنجا و بدبختی های برزخ که همه از او می ترسیدند آنجا آرام و شادی، اینجا باید در فشار کم و ضعیف دنیا بتوانی خودت را با خدا و اهلبیت شاد و آرام نگهداری حسود نباشی، سوء ظن نداشته باشی بددهن نباشی بی ادب نباشی با محبت باشی، دیگران را دوست داشته باشی تا آنجا وارد بهشت شوی اگر اینجا موفق نباشی و آرام باشی با ایمان با اهل بیت با خدا، و اینجا نتوانی شاد زندگی کنی مردن به بعد شادی خبری نیست چون تمام شادیهای برزخ و بهشت بسته به شادیهای دنیا دارد نه خوشی ها و لذتهای دنیا، خوشی ها و لذتهای طبیعی و شهوانی حیوانی دنیا نه، شادیهای روحی، آرامش، آنی که کانونش از خداست در دل تو تولید می شود نه با دلقک بازی های بیرون ایجاد شود یا با شهوات خارجی ایجاد بشود نه. از درون خودت بجوشد یادتان باشد قبرت، خودتی، صراطت خودت هستی جهنم و بهشتت هم خودت هستی تو می خواهی بدانی قبرت چه شکلی است؟ الان ببین درونت چه شکلی است، خودتی می خواهی بدانی بهشتت خیلی زیباست یا نه در آن لذت می بری اهل بیت رفت و آمد می کنند مهمانی مثلاً با حضرت معصومه می توانی یک شب تا صبح می توانی مهمانی برای تو بهشت دور حضرت معصومه بنشینید ابوالفضل علیه السلام بیاید سکینه بیاید علی اکبر بیاید حضرت زینب بیاید به نظرت می توانی بیایی بهشت دوست داری یا نه ببین اینجا می توانی یا نه اگر توانستی آنجا هم می توانی مبنا «الدنیا مزرعه الاخره» می خواهی بدانی بهشتی هستی یعنی آنجا هیچ مار و آتشی و عقربی نمی تواند بزند ترا، ببین اینجا می زند یا نه اگر می زند تو را حتماً آنجا هم می زند اگر اینجا نزد تو را و توانستی شاد، آرام باشی با خدا خوش باشی بلا برای مومن زیاد می آید اما مومن با بلا شاد است به خدا بد و بیراه نمی گوید می پذیرد مثل حضرت زینب سلام الله علیها که با همه ی آن مصیبت فرمود «و ما رأیت الا جمیلا» تو اگر توانستی روضه خوان حقیقی و عزادار حقیقی کسی هست زائر حقیقی حضرت زینب کسی است که سنخیت با حضرت زینب سلام الله علیها داشته باشد بتوانی مثل حضرت زینب مشکل به تو برسد و بگویی «و ما رأیت الا جمیلا» بتوانی آن زندگی که رقم خورده برایت و با این وجود شاد باشی و بگویی «و مارأیت الا جمیلا» من وقتی نمی توانم بگویم و ما رأیت الا جمیلا دو قورت و نیم هم باقی است هی بد می گویم به خدا و انبیاء و تقدیرات می گویم مگر می توانم شاد وارد بهشت شوم من با غضب خدا دارم می میرم همیشه دلخور بودم همیشه به خدا گفتم چرا؟ تو چطور می توانی با خدا در آنجا رفیق شوی؟ اصلاً مبنا برای ابدیت دنیاست چقدر با خدا آنجاییم ببین در اینجا چقدر هستی می گوییم آره فلانی خوش به حالش چقدر در بهشت درجات داشته مقامات داشته بهشت همین جاست همین جا جهنمت را خاموش کن برو بهشت جهنمت هم اینجاست مگر نمی خواهی مار و عقربها آنجا ولت کنند خوب اینجا دور مار و عقرب ما نگرد رابطه ات را با مار و عقربها قطع کن دست از نیش زدن بردارید تا به آنها نیش نزنند این عهد خداست «والمومفون بعهدهم اذا عاهدوا» یعنی این قدم صدق یعنی من صادق باشم. حرف شیطان را گوش نکنم راست بگویم بگویم خدایا دوستت دارم دنبالت می آیم هر چه بقیه بکند نه. «ایاک نعبد و ایاک نستعین» هر چی تو بگویی، نه هر چه خودم بگویم. والحمدلله رب العالمین.