جلسه 209 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
209
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
11
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 209 - شرح زیارت عاشورا

بحث ما در شرح زیارت عاشورا به توضیح قدم صدق رسید و در توضیح قدم صدق از آیات الهی استمداد کردیم و به آیه ی 177 سوره ی بقره رسیدیم که حضرت فرمود کاملترین و جامع ترین آیه ی قرآن است و ابعاد مختلف صدق را در آیه بیان می کند. چون چیزی است که ما از حضرت می خواهیم. عرض می کنیم از خدا به ما قدم صدق بدهد و قدم صدق معنا و ابعادش چیز های است که در آیات شریفه ی قرآن است. رسیدیم به آیه و آتی المال علی حبه علی ذوی القربی و الیتمی و المساکین و ابن السبیل و سائلین و فر الرقاب و اقام الصلواه و آتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی البأسا و الضرّآء و حین البأس اولئک الذین صدقوا و اولائک هم المتقون.

بحث مال، بحث مفصلی است در جلسات تفسیر قرآن، و جلسات موسسه ده جلسه درباره ی انفاق و صدقه بحث کردیم. نشانه های صدق این است انسان از مالش با وجود علاقه ای که به مال دارد. باید بتواند در راه محبوب و معشوق خود خرج کند. در راه اله و دین خود خرج کند. کسی که کسی را دوست دارد یا چیزی را دوست دارد یا هدفی را دوست دارد خرج کردن برای اینکه به او برسد یا با او باشد یا برای خوشنودی محبوب و معشوق خودش کار راحتی است و بی منت آن را انجام دهد. دوست دارد برایش هدیه بخرد، دوست دارد برایش چیزی را برای او تهیه کند، دوست دارد چیزی را برای او فدا کند. و دوست دارد طرف مقابل این هدیه را بپذیرد. و خوشنودی طرف مقابلش، خوشنودی محبوبش، پذیرش محبوبش شیرین است وبرعکس انسان وقتی کسی را دوست دارد و برایش هدیه ای می خرد چیزی را برای او نثار کند. اگر طرف مقابل نپذیرد، برای انسان خیلی سخت است. خداوند تبارک و تعالی چون حقیقت اله است و حقیقت انسان است و از طرفی صمد و بی نیاز است و از طرفی که ما داریم او به ما داده است. له ملک السموات و الارض است. بنابراین کسی از خودش چیزی ندارد. هر چه است عطای الهی است. خوب ما چیزی نداریم که بخواهیم فدای خدا کنیم.

در قاعده ی عشق باید فرصتی به عاشق داد تا عاشق بتواند چیزی را فدای معشوق کند. نیاز یک عاشق است به فداکاری. نیاز یک محب است که چیزی را محبوب خودش کند. برای همین خداوند تبارک و تعالی در رابطه ای که با بنده دارد نقش یک نیازمند را بازی می کند و به انسانها می گوید شماها بیایید اگر من را دوست دارید آن چیزهایی را که من به شما دادم در راه من مصرف کنید به من عطا کنید قرض دهید در بعضی جاها به من کمک کنید اگر خدا اینها را نمی گفت: عشق مرده بود چون این یادتان باشد اساساً خلقت و هدف خلقت با عشق شروع شده است.

ز ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

از اول خلقت براساس عشق است زبان قرآن، زبان یک انسان عاشق است. گر کسی می خواهد قرآن را کسی بخواند یا بفهمد باید دوتاچیز را بفهمد، یکی معنای انسان، انسان را از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی تفکیک کند حتی از عقل هم تفکیک کند آن جنبه ی عقلانی و عاشق انسان را بتواند نگاه کند. باید بداند اینها ادبیات عشق است. یعنی شما با هیچ یک از ادبیات نمی توانید آیات را بفهمید اگر این دو چیز را کنار هم نگذارید سالها تحقیق و زحمتی در قرآن بکشید به هدر می رود. باید آن دو تا چیز در دست تان باشد که خداوند تبارک و تعالی با زبان عشق و محبت با بندگانش محبت کرده است خلقت را براساس عشق آفریده است. بزرگترین کلید عالم، بزرگترین فرمول خوشبختی، عشق است. قولوا لا اله الا الله تفلحوا. بگویید هیچ اله و دلبری به جز خدا نیست تا رستگار شوید.

به لفظ نیست در حالی که به لفظ گفتن ثواب دارد خیلی خوب است اما بگویید یعنی این قول، قول درون شما باشد شما باید به آن معتقد شوید و گفتار درون شما باشد که در عمل ظهور پیدا می کند اگر ظهور پیدا کرد این گفتار درون شماست. اما عاشق نشدی انسان نیستی. اساساً تجلی انسانی نداری، شکوفایی انسانی نداری، خداوند این فرصت را به ما داده، از آنچه که خودش به ما داده، اعم از جان و مال هر چه داریم در راه خداوند صرف کنیم بتوانیم به معشوق راه پیدا کنیم. من باید پیروی از تو تقرب را به اهل بیت پیدا کنم من باید مثل سیدالشهدا یاد بگیرم همانطور که در عاشورا هر چه داشت در راه خدا داد. و همه اش شادتر می شد خداوند هدیه های زیادی را از قبول می کرد تا تو پایت را جای پای امام حسین بگذاری ناراحت نشوی اگر چیزی را به تو بخشید یا خدا از تو گرفت. کسی که از خدا دلگیر می شود اصلاً محبت ندارد. این یک من بزرگ دارد نمی تواند در راه معشوق خود بدهد. بخیل و خسیس و کنس است اصلاً قدمی در راه محبت نمی تواند بردارد. امام صادق علیه السلام فرمود منزه است خدایی که فرزندان ما را می کشد و از ما می گیرد ما به محبت جز به او چیزی اضافه نمی شود.

چون وقتی فرزند تو را می گیرد فرصتی است که بگویی انا لله انا الیه راجعون وقتی پولی از تو کم می شود وقتی چیزی می خواهی هدیه به او بدهی فرصتی است که از تو چیزی را قبول کرده است. کنّه تو را قبول کرده تا چیزی را به او بدهی. فرصتی است که آدمهای عاقل و زیرک از دست نمی دهند که بخواهند چیزی را به خدا هدیه بدهند. این فرصتی نیست همیشه نصیب تو شود. این فرصت را از دست بدهی از خدا دور می شوی. مثل هابیل و قابیل که دعوت شدند هدیه ای را بدهند هابیل از بهترین مالش انتخاب کرد ولی قابیل از پست ترین مالش انتخاب کرد. این داستان از اول در وجود انسان ریشه دارد. هر کس را بیشتر دوست داری از بیشترین چیزی که برایت عزیز است فدا می کنی و برای او می دهی. خدا این فرصت را به ما داده است که عطا کنیم برای همین حضرت زینب صلوات الله علیه، هیچدر تاریخ نمی بیند مثل حضرت زینب را از او این همه گرفته باشند عاشورا زیباترین فرصت بود که امام حسین و حضرت زینب هر چه دارد بدهد وقتی ما از چشم حیوانیت نگاه می کنیم ولی تلخی آن را می بینیم ولی اگر از نگاه عشق دیده شود زیباست. حضرت زینب فرمود: جز زیبایی چیزی نبود. چه فرصتی از کربلا مهمتر که بتواند همه چیز را به خدا هدیه بدهد. «اتقرب الی الله» یعنی من از طبیعتم کم می کنم و هدیه می دهم. گاهی وقتها من داوطلبانه هدیه می دهم. گاهی وقتها دنیا از من می گیرد فرقی نمی کند هرچی گرفتند برای خداست. با این رضایت و تشکر از خدا تقرب پیدا می کنیم. چه کسی مقرب تر می شود کسی که بتواند از طبیعت خود سهم بیشتری را فدای خدا کند هر چه طبیعت را کم کنی، خالص می شوی و بارت کم است و به خدا نزدیک تر می شوی. چه کسی مقرب تر است؟ کسی که بیشتر هزینه کند. بیشتر طبیعتش را بسوزاند. کسی که بیشتر سوخته باشد. هر که در این بذل، مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهند.

بیشترین مردم از نظر بلا، بلای یعنی هزینه طبیعت، انبیا هستند. هر چه شبیه تر به انبیاء، باشی بلایت بیشتر است. چون می خواهی به خدا نزدیک شوی در واقع می خواهی به خدا شبیه تر شوی. برای همین بلا بیشتر است. برای همین ثروتمندترین آدمها، اشرافی ترین آدمها کسی هست که بیشتر خرج می کند. در طبیعت گراها هم اینطور است طبیعتگراها که خانه های چند صد میلیونی دارند یا ماشینهای چند صد میلیونی دارند. غذاهای گرانی صرف می کنند. چون پولدارند می توانند اینطوری خرج کنند.

در نظام اشرافی فطری، آنهایی که در راه خدا بیشتر خرج میکنند از طبیعت می دهند اینها اشرافی تر هستند بعضی از آدمها فرصت نمی کنند یک ریال در راه خدا خرج کنند. چون نظام فطری او مرده است. یک حیوان پولدار است فقط می تواند این پول را در طبیعت صرف کند. اصلاً فرصت ندارد، چون نظام فطری در درون ندارد نمی تواند پولی را در رضای خدا بدهد. اشرافی نیست. سیدالشهدا است که می تواند یک علی اکبر بدهد کم نیست. زینب کبری است که می تواند یک حسین بدهد. اینها خیلی اشرافی هستند. حضرت سیدالشهدا وقتی می خواهد علی اکبر را بدهد می فرماید خدایا تو شاهد باش من شبیه ترین آدم به پیامبر را می فرستم.

ابوالفضل خیلی زیرک است به برادرش می گوید برادر شما زودتر به شهادت برسید که من حظ فداکردن شما را در راه ببرم. چه مسابقه ای بوده است. حیف ما با فرهنگ عاشورا خوب آشنا نیستیم. این قدم صدق خیلی مهم است چه کسی صادق تر است؟ کسی که بتواند برای معشوق خود فداکاری بیشتری بکند. شما در روز قیامت چه کسی را بیشتر دوست داری؟ کسی که در رفاقت بیشتر پاکار باشد و فدای رفیق خود شود. مبنا در دوستی و صداقت این است که هر وقت با طرف مقابل کاری داری برای رفیقت سرمایه گذاری کنی. فرمولهای رفاقت را احادیث بخوانیم. تا انسان به یک اوجی برسد.

می خواهی پول خرج کنی از ذوی القربی شروع کن الیتمی، قرآن می گید علت اینکه مردم به جهنم می روند بی توجهی به ایتام است. در نظام اندیشه اینها چیزی به نام یتیم جا ندارد. یعنی موضعیت ندارد. پس قاعده یادتان نرود. بعضی ها می گویند این (عَلی) به خدا بر می گردد بعضی ها می گویند ضمیرش به مال بر می گردد. قشنگی که قرآن دارد که تمام اهل تسنن و اهل شیعه گفتند این آیه در شأن حضرت علی و حضرت زهرا و حسنین و حضرت فضّه آمده است. «و یطعمون علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً » بعد در فرمایششان گفتند این را به خاطر خدا به شما دادیم. از شما پاداشی و جبرانی نمی خواهیم و تشکر هم نمی خواهیم. چون برای او مصرف می کنیم. خوش به حال کسی که شوهرداری کند و تا آخر عمرش از شوهرش توقع نداشته باشد که تشکر کند یا جزا به او بدهد. خوش به حال کسی که زن داری کند و تا آخر عمر عقده نداشته باشد که از او تشکر کند یا اینکه جبران شود. خوش به حال کسی که بچه بزرگ کند و عقده کند که بچه اش از او تشکر کند. آن قدر باید آزاد باشد آنقدر با خدا حال کند برای خدا فداکاری کند آن قدر ذوب خدا شود که پاداش را از خدا بخواهد اگر زنی، شوهری بچه ای، مادری، پدری، دوستی، بی وفایی کرد نریزد به هم، با خدا شاد باشد.

وظیفه ما این است که تشکر کنیم. اگر کسی برای شما کاری کرد سعی کنید بهتر از او برایش کنید اگر نمی توانید مثل او بکنید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس تشکر بکند از مخلوق، شکر خالق را به جا نمی آورد ما وظیفه مان این است محبت دیگران را ببینیم باید جبران کنیم و به بهترین وجه جبران کنیم از آن چیزی که او داده بهتر کنیم. ولی خودش به حال کسی که اگر کاری به کسی می کند طمعی نداشته باشد. پس اگر کسی را دوست داشته باشی حاضری برای او فداکاری کنی. عشق کلمه ی غلط است که ما در نظام طبیعی می گوییم عشق فقط یک جا معنا دارد و آن هم ارتباط بین بنده و خداست. در مورد سایر موارد مثل عشق ما به اهل بیت یا عشق به همسر، یا عشق به هر چیز دیگری، اینها مجازی است. یک جا معنای حقیقی دارد. لا اله الا الله. فقط خدا.

هر کس عاشق کسی است بیشتر برای او فداکاری می کند. بیشتر حاضر است از خود سرمایه گذاری کند. یک حدیث قدسی است که این حدیث خیلی تکان دهنده است. خداوند تبارک و تعالی یک جا از بندگانش گله کرده است. دهها آیه داریم که خداوند مچ ما را گرفته است. می گوید اگر شما ادعا می کنید من را دوست دارید چرا. حاضر نیستید کاری کنید؟ یک حدیث قدسی است که خداوند گله کرده است. می فرماید بنده ی من تو به خاطر نفس خبیث با من دعوا می کنی سر من داد می زنی هر کدام از ما چقدر با خدا درگیر شدیم و غرغر کردیم داد زدیم. چند بار این لئامت و خبیثی را انجام دادیم. ما زیارت عاشورا می خوانیم که امام حسین ما می خواهیم با تو باشیم در دنیا و آخرت. ای کاش با شما بودیم. بالاخره ما باید یاد بگیریم مثل آنها فدای خدا شویم از جان، مال خانواده، آبرو فدا کنیم.

خداوند می فرماید تو بخاطر نفس خبیث با من دعوا می کنی و حاضر نیستی به خاطر من با نفس خبیثت دعوا کنی. من به همسران می گویم که سعی کنید خودتان را بیشتر از دنیا دوست داشته باشید اگر دختر و پسر همدیگر را از دنیا بیشتر دوست بدارند همان نگاه ابدیف عاشق ابدی هم باشند به بلندای ابدیت همدیگر را ببینند و دوست داشته باشند هیچ وقت سر دنیا با هم دعوا نمی کنند.

فقط یک جا دعوا می شود. دل خوریها، غصه ها، ناراحتیها، عصبانیتها، ... فقط مال دنیاست. وقتی من طرف مقابل را بیشتر دوست دارم هیچ وقت حاضر نیستم به خاطر دنیا به طرف مقابل خود غرغر کنم یا داد بزنم. اگر بخاطر یکی ازاین کمالات حاضر شدی سر یک نفر داد بزنی یعنی داری فدای حیوانیتت می کنی او را. اگر شده سر یک نفر غرغر کنی یعنی اینقدر دوست داری یعنی زمانی ما سر یک نفر داد می زنیم و غر می زنیم که یک چیزی با ارزش تر به خاطر بیافتد.

یک موقع است دین خدا به خطر می افتد خدا قرار است دینش به خطر بیافتد حضرت علی علیه السلام می فرماید ما به خاطر خدا پدر ومادر و خواهربرادرمان را می کشیم. سیدالشهدا به امیرالمومنین عرض می کند چگونه محبت پدری را با عشق به خدا در دلت تفکیک می کنی نسبت محبتی که به من داری؟ می فرماید: اگر بین حفظ ایمان و کشتن تو مخیر شوم حتماً تو را می کشم. مثل ابراهیم بالاخره بین عشق به خدا و اسماعیل باید یکی را انتخاب می کرد ولی چون ابراهیم آدم صادقی بود. به محض اینکه دید وظیفه اش این است رفت سر اسماعیل را ببرد. اسماعیل هم صادق بود تا فهمید بین جانش و پدرش و خدا یک را انتخاب کند به پدرش عرض کرد انجام بده من حتماً صبر می کنم. انشاءالله من را صابر خواهی دید. ظریف کاری حضرت اسماعیل این است می گوید دست و پایم را ببند و چشمم را ببند تا دست و پا نزنم موقعی که می خواهی سر من را ببری دست و پا نزنم. چشم تو چشم نبینی.

حال در کربلا دانه به دانه عزیزانشان را جلوی چشم خود می دیدند. زخمی شدن شان را، دست و پا زدن شان را تکه تکه شدن شان را . همه می دیدند چگونه شمشیر ها بالا و پایین می آید. در زیارت ناحیه امام زمان می فرماید: هنگامی که شمر در سینه امام حسین نشسته بود دست وپایت بالا وپایین می رفت. سلام به آن لحظه ای که تو زیر خنجر شمر دست و پا می زدی. ولی چقدر شیرین و شاد، آرام حضرت زینب این صحنه را می بیند بعد میگوید ما رأیت الا جمیلا. قشنگ بود وقتی حسین را دیدم زیر خنجر حسین را دست و پا می زد برای خدا. زیبا بود دیدم که پسرهای من را چگونه می کشند. ما این طوری هستیم؟ زینب وقتی این صحنه ها را می دید به خدا عرضه میکند خدایا از ما بپذیر. قبول کن حضرت علی اصغر وقتی در دست امام حسین تیر به گلویش خورد. هدیه این طوری است.

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش

خدا ببین چقدر با مهربانی و با زبان عشق باما صحبت کرده است. می گوید شما بخاطر نفس تان سر من داد می زنی شده به خاطر من سر نفس تان داد بزنید. با نفس تان دعوا کنید. چه ننگی است تا آخر عمر یکبار سابقه نداشته باشد بخاطر خدا به این نفس نهیب بزنیم. خیلی بد است. اگر لحظه ای از مرگ ما فرا رسد خیلی دیر است. آن موقع انسان خیلی شرمنده می شود که امام حسین چه چیزی را هدیه داد مادرمان حضرت زهرا چگونه فداکاری کرد. حضرت علی علیه السلام چگونه فداکاری کرد ما با آنها چه نسبتی داریم ماحاضر نیستیم به خاطر خدا موسیقی حرام را تعطیل کنیم. من می گوییم عزیز من تو شهید دادی حاضر نیستی به خاطر خدا دست از این مجلس فاسد برداری؟ در این مجلسی که غضب امام زمان را بر می انگیزد. غصه امام زمان را می آورد خواهر عزیز، دختر عزیز تو حاضر نیستی بخاطر خدا به این نفست لجام بزنی و دست از بی حجابی برداری. این حد شرعی که خدا گفته نمی توانی پا روی هوی و نفس بگذاری؟ از کی خجالت می کشی؟ نمی توانی مثل مادرت حضرت فاطمه شوی مثل حضرت زینب شوی؟

ما الان چقدر متدین داریم که خمس نمی تواند بدهد خیلی قساوت دارد اصلاً سال خمسی ندارد حساب کردند در ایران اگر مردم زکات واجب را بدهند چند صد میلیارد تومان می شود و الله قسم اگر مردم به خاطر خدا خمس و زکاتشان را بدهند، فقیری پیدا نمی شود. ولی ما مال امام زمان را می خوریم. و حضرت فرمود خدا لعنت کند کسی که از ما کمترین چیز را بخورد. اینها مال سیدهای فقیر و سادات فقیر است. مال یتیم، مساکین و ابن سبیل است مال تبلیغ دین است. ما می خواهیم واجب مان را انجام دهیم نمی توانیم. ما می خواهیم نماز و روزه بگیریم مشکل داریم. هزار جور برای خدا غرغر می کنیم. جهاد، حج، ... منت می گذاریم. بعضی ها می گویند شلوغ است زیارت نرویم شلوغی و خلوت معنا ندارد. تو اگر در شلوغی به مشهد بروی امام رضا مختص تو است. امام رضا حضوراً با تو است. کسی مانده بود که امام رضا با اینهمه جمعیت چگونه حرف می زند؟ شب خواب دید کنار هر زائری امام رضا ایستاده است. امام رضا مثل خدا همه جا حضور دارد. اگر ده میلیارد انسان با خدا حرف بزند خدا غافل نیست کاملاً در آغوش است. به قول امام هر چیزی که به هر کس می دهند در شلوغی می دهند. قشنگی زیارت این است ما دلدادگی خود را ثابت کنیم. پیاده روی سختی کشیدن، له شدن، شلوغی. در حریم زن و مرد، خانمها باید رعایت کنند.

امام وقتی به نجف می رفت به او می گفتند شما مرجعی در شلوغی نروید اما می فرمود در شلوغی به من می دهند. عمامه اش می افتاد عبایش می افتاد این قاعده در دست تان باشد. شما فقط از گذشتن خودتان و از کمالات جمادی، حیوانی، گیاهی، می توانی به خدا نزدیک شوی. بعضی ها می گویند من خوشگلم اگر بخواهم مسائل فقهی را رعایت کنم پس این موهای قشنگ را چه کار کنم. باید از همین کمال جمادی بگذری. این کمال تو را به جهنم می برد. می خواهی نمایش به نامحرم بدهی. اگر کسی واقعاً ذره ای خدا را دوست داشته باشد شرع را رعایت می کند و اصلاً اذیت نمی شود. هر چه اذیت است طبیعت است. وقتی طبیعت اذیت می شود تو پیش خدا عزیزتر می شوی. چادر مشکی سر کردن سخت است، محجوب شدن سخت است ولی تو می دانی خدا نگاهت می کند. بنابراین طلا برای مرد حرام است بیا بخاطر خدا دست نکن. چه لذتی داری از این کار؟ بخاطر خدا ریشت را نتراش عطر را نزن، نه زن برای نامحرم بزند، نه مرد برای نامحرم بزند. اگر می زنید برای خدا بزنید. برای خوشایند کسی نزنید. صدق یعنی این؟ یعنی من سهم بر نمی دارم. هر چه سهم کمتری را به خدا بدهیم صادق هستیم. حدیث از امام حسین علیه السلام: می فرماید: مال تو اگر برای تو باشد حلال است آن را انفاق کن بنابراین آن را پس از خود مگذر که پس انداز غیر تو می شود. در حای که آن را از تو می خواهند پیامبر فرمود روز قیامت قدم از قدم بر نمی داری مگر اینکه باید به چهار سوال جوابی دهی؟ 1- عمر 2- جوانی 3- مال یعنی هزار سال قیامت مال مال است. حضرت فرمود بدان تو برای آن نمی مانی، و آن بر تو وفا نمی کند پس آن را بخور پیش از آنکه آن تو را بخورد. مالت را بخور قبل از آنکه مالت تو را بخورد. بخور یعنی چی؟ یعنی به فطرتت بده. چاق کن خودت را؟ قوی کن خودترا؟ وقتی خرج می کنی از تو کم می شود شیرینی دنیا = تلخی با آخرت. تلخی دنیا = شیرینی آخرت. کسی بدبخت در حالی مرده است که وقتی به خواب من آمد از من گدایی می کرد. یک ظرفی آورده بود که من یک چیزی به او بدهم. اگر خودش به داد خود می رسید چه خوب بود. حدوداً دو سه میلیون در زمان جنگ در خانه اش تابلو فرش آویزان است. به چه دردت می خورد؟ حال کسی هدیه داده به عنوان متبرک در خانه اش زده است ولی اینکه تابلوها و وسایل تزئینی. پولت حیف نیست این طوری خرج می کنی. عیب ندارد خانه وسایل تزئینی داشته باشد ولی دقت کن وقتی مردی به ریال آن احتیاج داری. می دانی اگر یک ریال در برزخ به تو برسد تو چقدر در آنجا شنگول می شوی. پیامبر وقتی انبار را جارو می زد یک خرمای خشکیده پیدا کرد. فرمود اگر این شخص این را در زمان حیات خود در راه خدا داده بود بهتر از این انباری است که بعد از مرگ ما می دهیم. قدم صدق یعنی؟ زمانی یک عاشق را صادق می دانیم که حاضر نباشد به خاطر هیچ چیز سر تو داد بزند. زمانی کسی را دوست داری که حاضر باشی بخاطر دنیا سر او داد نزنی. شادی ای طوری به سراغ انسان می آید. حضرت می فرماید هر چه قدر ایمان شخص زیاد می شود علاقه اش نسبت به همسرش زیاد تر می شود. وقتی ایمان زیاد می شود عشق تو به خدا زیاد می شود. دنیا برای تو بی ارزش می شود.

وقتی معشوقه ات جذابتر می شود تو فقط جذب او هستی. خود را بی آبرو می بینی اصلاً در شأن خود نمی بینی که به خاطر دنیا سر کسی داد بزنی عصبانی شوی. خادم پیامبر فرمود: من چندین سال خادم پیامبر بودم یک بار (ای کاش) از پیامبر نشنیدم. پیامبر خیلی بزرگ است که بگوید ای کاش. هرچه معشوقت بزرگتر است مهربانتری. چه کسی می تواند مهرورزی بیشتری کند و عاشق تر باشد؟ کسی که به او نزدیک تر باشد. وقتی با خدا ارضا می شود در طبیعت کم نمی آورد. باخت نمی کند درجایی که من غرغر است جایی است که ما از خدا ارضا نمی شویم واقعاً لذت با خدا را نمی بریم. خدا فرمود: داوود با من شاد باش. از یاد من لذت ببر. ما خیلی بی سلیقه هستیم. حاضر نیستیم با خدا شاد باشیم. ما چقدر انسانیم و آدمیم؟ به میزان اینکه بتوانیم با خدا شاد باشیم. و با خدا لذت ببریم میزان آدمیت یک نفر به میزان شادی اوست. هر چقدر شادتر است آدم تر است. هر چقدر لذت طلب است آدم تر است. از چه کسی با چی کسی؟ با خدا. بدبخت حیوانیت که دائماً غصه دار و افسرده است.

خوش به حال مومن، نشاط او دائمی است. همیشه سر مست است. همیشه شاد است. آنهایی که جبهه هستند می فهمند ما هیچ وقت در این طول هشت سال تولید لطیفه و خنده نداشتیم. چون در جبهه آغوش خدا بودند بخاطر همین شاد بودند آن شوخی ها، غیر از شوخی های دنیاست هر چی خندیدی شادتر می شدی شوخی های دنیا قساوت می آورد. شوخی های فطری نورانی تر می شدی. می میرم آنموقع عذاب ما این است که نتوانستیم از خدا لذت ببریم. از خدا شاد شویم وقتی یک غم دنیایی سراغ ما می آید نمی توانیم بگوییم خداست الحمدلله من خدا دارم. ای محبوب کسی که محبوب ندارد.

کسی آدم است اگر کسی به تو تحویل نگرفت و قالش گذاشتند و محلش نگذاشتند اصلاً ناراحت نشود. امام زمان مادرم حضرت زهرا خدا من را دوست بدارد. بعضی ها به خاطر دیگری خدارا به غضب می آورد به خاطر اینکه مادرش، پدرش، ناراحت نشود به عروسیهای وحشتناک می رود خدا را به غضب می آورد. امام زمان مادرش را غضبناک می کند بگذار مسخره ات کنند مسخره شدن در راه معشوق خیلی قشنگ است روز قیامت کسی به خدا نزدیک تر است که بی وفایی، قدر نشناسی، تمسخر بیشتری را تحمل کند می کَند چرا حجاب را رعایت نمی کنی؟ می گوید چون مسخره ام می کنند. تو بالاخره خدا را دوست داری یا نداری؟ مگر حضرت زهرا، پیامبر را مسخره نکردند. تمام انبیاء مسخره شدند. تو در بایستی مشروب می خورد خجالت برای چه کسی؟ رویم نمی شود محاسن بگذارم، انگشتر عقیق دست کنم.

لحظه ای است که لحظه ی انتقال است. قبل از اینکه شخص را بشویند و کفن کنند اول پیش خدا می برند تو هستی و خدا. آنهایی را که دوست دارد پذیرایی می کند. لبخند می زند. ولی آنهایی که بد کرده باشند یک لحظه به آن فکر کنید آن لحظه الان است. ما بدبختیم نمی بینیم. ای بهترین کسی که آدمهای تنها با او خلوت می کنند امام سجاد می فرماید: تو بهترین کسی هستی که می توانم با تو خلوت کنم. امیرالمومنین و امامان دیگر ادای آن کسانی را در می آوردند که بی کس هستند. شب پا شدند این است. که ما بی کسیم، زرنگ ها می گویند خدایا، نکند من را با زن و بچه رفیقها تنها بگذاری.

دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد

سعادت آنکسی دارد که از تن ها بپرهیزد

آن قدر خدا مهربان و خوب است که ادای گداها را درآورده است. پدر و مادرهای خوب نه پدر مادر های زمخت. پدر و مادر های فهمیده کسانی هستند از درآمدشان پول می دهند به بچه ها، که بچه ها بتوانند روز پدر یا مادر برای آنها هدیه بدهند. تا بچه ارضا شود بچه احساس می کند از پولی که مال خودش است به مادر و پدر خود هدیه ای بخرد. این خدا آنقدر خوب است ولی ما بخل می کنیم آن چیزی که او داره صرف او نمی کنیم. هر کس بخل کند از خودش کم گذاشته است. ما تا پدر و مادر، بچه می میرد سر خدا داد می زنیم بی ادب می شویم. مالمان طوری می شود نماز نمی خوانیم. زمانی خدا را زیر سوال ببریم که از ما چیزی کم کند اگر خودش را به تو نداد آن موقع بگو خدایا کم لطفی کردی. به تو نیاز داشتیم چرا خودت را از من گرفتی؟ چرار اه نداری؟ چرا در راه بستی. شب جمعه فرشته ای است که ندا می کند آیا کسی حرف بزند تا من با او حرف بزنم کسی است توبه است؟ چه می شود ما سر دنیا غرغر نکنیم. اگر کسی ادمیت اش شکوفا شود خوب می خواند دوست دارد خودش را قربان فقرا کند. حضرت فرموداگر فقرا نبود چگونه شما می توانید به خدا نزدیک شوید. بنابراین با منت با آنها حرف نزن، با تحقیر به فقیر نگاه نکن. او سر تو حق دارد. خوش باش. منت سر کسی نگذار. انفاق کنید قبل از اینکه روزی بیایید نتوانی این کار را کنید. جبهه فرصت خوبی بود که کسی برادر، شوهر، همسر بدهد. این چند سال عمر را فرصت کنید هر چه دارید بدهید خسته کنید خودتان را. ارزش دارد خودتان را خسته کنید. عاشقانه زندگی کنید. عاشق کسی است که برای خدا هزینه کند.

والحمدلله رب العالمین.