جلسه 202 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
202
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
9
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 202 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا جلسه (202) 24/9/84

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ// الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

اول چند تا روایت درباره‌ی عظمت پیامبرصلی الله علیه و آله و آل علیهم السلام می‌خوانیم:

یادتان باشد ما چند تا امالی داریم، امالی یعنی کتاب‌هایی که املاء شده و مرحوم صدوق یا مرحوم مفید که ایشان هم امالی دارند، این روایت را املاء می کردند و از معتبرترین روایت‌های ما هستند. از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: خداوند تبارک و تعالی به موسی چنین فرمود: یا موسی نماز را قبول نمی‌کنم مگر از کسی که به عظمتم تواضع کند. توجه بفرمایید. خیلی مهم است. ساعت قبل هم در مورد اهمیت این‌که انسان باید با اسم عظیم خدا محشور باشد و در مورد این اسم فکر کند و سعی کند که با تجلیات عظمت حق تعالی جانش را پاک و آرام کند صحبت شد. این خیلی خیلی مهم هست و نقش بسیار بسیار مهمی در ساخته شدن انسان دارد.

گاهی وقت‌ها هستش که شماها می‌روید از یک استادی سلوک بگیرید، راه و روش زندگی بگیرید، دستورالعمل بگیرید که رشد کنید. اکثر قریب به اتفاق موارد اساتید یک سیری را و یک روندی را، یک راهی را برای شاگردان باز میکنند، در نظر می‌گیرند و می‌گویند شما باید این مراحل و مراتب را طی کنید. گاهی وقت‌ها شاگرد می‌گوید استاد یک چیزی را به من بده که من خیلی خیلی زود به نتیجه برسم و می‌خواهد سرعتش خیلی زیاد باشد، هوله و می‌خواهد زود به یک نتیجه برسد، می‌خواهد گذشته را خوب بتونه جبران کند و می‌خواهد پرواز کند. ممکنه استاد برای بعضی از شاگردان یه همچین چیزی را قائل باشد یعنی یک مسیر و سیری را مشخص کند یا چیزی را بهش بدهد یا بگوید که او با قدرت و سرعت مسیر را طی کند و خیلی خیلی زودتر از آن‌ چه که فکر می‌کرد به نتیجه برسد.

من امشب می‌خواهم به شما همچنین چیزی را بگویم، یعنی جدای از برنامه سیرتون اگر آن چیزی را می‌گویم خوب رعایت کنید مطمئن باشید که راه چند ساله را می‌توانید در چند ساعت طی کنید آن هم همان توصیه‌ای که ساعت قبل کردم می‌باشد که سعی کنید با اسم عظیم حق تعالی حشر داشته باشید، مأنوس بشوید. این اسم اعظم است یعنی مسیری که به شما گفتم مسیر فوق العاده مهم و نزدیکی هست و خیلی هم قویه. اگر صد ساعت در کارهای خوب و مسائل معرفتی سرمایه‌گذاری کنید شما را خیلی می‌رساند، خیلی خوب است ولی آن صد ساعت به اندازه‌ی یک ساعت تمرکز در اسم عظیم حق تعالی ما را به مقصود نمی‌رساند. یادتان باشد. چون شما سال‌هاست دارید میاید من امشب این را به شما گفتم با اسم عظیم حق تعالی محشور می‌شوید. این یکدفعه و ناگهانی شما را از یک جایی برمی‌داره می‌بره می‌گذارد یک جایی که اصلاً فکرش را نمی‌کنید و خیلی برای انسان کار می‌کند. یعنی آن‌قدر به تو اوج می‌دهد که بعداً و قتی این تمرکزها را می‌گیری، این حشر و نشر را با اسم عظیم خدا داری بعداً اصلاً جای قبلی‌ات را نمی‌بینی از بس اوج می‌گیری و اصلاً نمی‌فهمی کجا بودی و الآن کجا هستی.

این را فراموش نکنید و از من هدیه‌ی تولد امام رضا علیه السلام داشته باشید که با این اسم محشور باشید و تمرکز و فکر و مطالعه‌تان روی این اسم باشد. این خیلی مهمه، از بیماری‌ها به سرعت نجات پیدا می‌کنید، روحتون به شدت و سرعت قوی می‌شود، زود شاد می‌شوید، زود قوی می‌شوید. از افسوس‌ها، افسردنی‌ها، از غصه‌ها، از گذشته‌ها کاملاً نجات پیدا می‌کنید اگر با این اسم محشور شوید. سعی کنید روی آن تمرکز بگیرید. می‌فرماید یا موسی نماز را قبول نمی‌کنم مگر از کسی که به عظمتم تواضع کند. نماز را فرمود معراج مؤمن هست. معراج، یعنی می‌برد بالا، آدم را عروج می‌دهد اما کلیدش چیه؟ اگه کلیدش را بخواهید باید به یک چیز وصلش کنید تا شما را بالا ببرد، آن اسم عظیم است یعنی اگر شما با اسم عظیم خوب ارتباط برقرار کنید، نمازتان خیلی خوب برای شما تحول ایجاد می‌کند. ذکرهایتان برای شما خیلی تحول ایجاد می‌کند.

چند دقیقه ذکر معادل چند سال عبادت برای شما کار می‌کند، خیلی کار می‌کند. این را فراموش نکنید چون بعداً پشیمون می‌شوید اگر می‌خواهید همه گذشته عمرتان را جبران کنید و چندین برابر عمرتون جلو بیافتید. باز دارم می‌گویم با این اسم محشور باشید و کار کنید.

و قلبش از من بترسد می‌گوید نماز همچنین کسی را قبول می‌کنم و روزها در ذکر من باشد و او را برخطا نکند (یعنی خطا نکند) و حق دوستان و احباء ام را بشناسد.

حالا حضرت موسی دارد گوش می‌کند. کلیم الله است دیگه، یعنی خدا مستقیم با او حرف می‌زند. بعد حضرت موسی علیه السلام عرض می‌کند:" قصدت از اولیاء ابراهیم و اسحاق و یعقوب است؟ ندا رسید آن‌ها دوستان منند. یا موسی ولی قصدم آن است یعنی کسی است که به سبب او آدم و حوا را خلق کردم و آن که برایش بهشت و دوزخ را آفریدم. موسی گفت او کیست؟ ندا رسید محمد صلی الله علیه و آله که نامش را از نامم مشتق کرده‌ام زیرا که من محمودم." خوش به حال کسی که پیغمبر را دوست دارد، خوشا به حال کسی که محبت پیغمبر در دلش است. ما نمی‌فهمیم که پیامبر ما چقدر عظمت دارد. خوش به ‌حال کسی که با پیغمبر رفیق است، با او انس دارد، دوستش دارد.

کسی کمی شناخت از پیامبر داشته باشد متوجه می‌شود هیچ جهنمی برای انسان دردناک‌تر و عذاب‌آورتر از دوری پیغمبر نیست. الآن ما نمی‌فهمیم، وقتی رفتیم آن طرف پیغمبر را دیدیم بعد متوجه می‌شویم که بدترین جهنم، انسان را هیچ عذابی نکنند ولی انسان وقتی پیغمبر را بشناسد از پیغمبر دورش کنند. دیگر نمی‌تواند مثل مرغ سرکنده است.

رسول الله اینجوریه، نه فقط من این را با شناخت خودم می‌گویم، بقیه‌ی اهل بیت هم نسبت به پیغمبر همین‌جوری هستند یعنی همه‌شان این‌جوری شیفته پیغمبر هستند. امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی پیامبر از دنیا رفت گریه‌ی خیلی شدیدی کرد بعد عرض کرد صبر خوبه و حقه اما نه در فراق مثل تو.

شنبه‌ها می‌خوانیم «أُصِبْنَا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ» مصیبت دوری از تو خیلی بزرگه. «وَ حَيْثُ فَقَدْنَاكَ» ما تو را از دست داده‌ایم. «حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ» آن‌قدر این مهم است که امام زمان علیه السلام در زیارت آل یاسین می‌گوید شهادت می‌دهم، خدایا تو ببین که من دارم شهادت می‌دهم که «لا حَبیبَ إِلّا هو» هیچ محبوبی مثل پیغمبر نیست، «لا حَبیبَ إِلّا هو» هیچ‌کس مثل پیغمبر نیست. سعی کنید إن شاء الله قبل از اینکه از دنیا بروید با آن حضرت رفیق شوید. شما فکر نکنید که روز قیامت فقط کفار ناراحتند، مؤمنین هم خیلی ناراحتند، از اینکه می‌توانستند با پیغمبر چقدر دوست شوند. « يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا» میگوید دست‌هایش را از حسرت گاز می‌گیرد که ای کاش من با این رفیق می‌شدم، ای کاش من با این رفت و آمد می‌کردم، آن هم پیامبری که چقدر تک تک شماها را دوست دارد، چقدر دلشوره‌ی شماها را دارد.

خدا شاهده که خیلی سختمه از پیغمبر حرف بزنم چون واقعاً لکنت پیدا می‌کنم، برایم بسیار سخت است. ما در مورد عظمت رسول خدا چه بگوییم؟ در مورد زیبایی پیغمبر، درباره‌ی جذابیت پیغمبر، درباره‌ی شیرین بودن ایشان.

«فَمَا أَحْلَي أَسْمَاءَ‌كُمْ وَ أَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ» (اکرم انفسکم) می‌دانید یعنی چه؟ یعنی نفس تو، نفس شماها چقدر گرامیست، نفوس شما چقدر کرامت دارد. خدا می‌گوید من آدم و حوا را بخاطر این آفریدم، بهشت و جهنم را برای این آفریدم. بدترین دردها همین غریب بودن با پیغمبره، غریب بودن با رسول الله است. ما گاهی وقت‌ها با سید الشهداء علیه السلام خیلی رفیق می‌شویم با بعضی از اهل بیت علیهم السلام اینجوری هستیم ولی نمی‌دانیم تمام آن‌ها دیوانه پیغمبر هستند. تک تک‌شان دیوانه پیغمبرند. شما نگاه کنید، مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها در رسای پیغمبر چه‌کار کرد؟ فکر می‌کنید چون باباش بود؟ نه. پیغمبر یک کسی است که اگر انسان لحظه‌ای درکش کند، حالا شما ببینید قساوت کسانی که در خانه پیغمبر با او زندگی کردند و از او فاصله داشتند چقدر زیاد بوده است و اذیتش می‌کردند یعنی چه؟

اگر شما 5 دقیقه، دقیقه‌ای با پیغمبر مأنوس باشید امکان ندارد بتوانید دوری‌اش را تحمل کنید. اهل بیت همه نسبت به پیغمبر همینجوری بودند. یکی از چیزهایی که یک مؤمن را همیشه شاد نگه می‌داره، شاد و قوی نگه می‌دارد که دنیا را بتواند سرکند و در دنیا خیلی غصه نخورد این است که هر چه از عمرش می‌گذرد و یادش می‌افتد که قرار است پیش پیغمبر برود. اصلاً همه‌ی غم‌های عالم یادش می‌رود «وَ إنّا إنْ شاءَ اللهُ بِكُمْ لاحِقُونَ» ما می‌رویم پیش کی؟ بفهمه آدم پیغمبر چیه. بفهمه چیه. علامه حسن‌زاده آملی در الهی نامه‌اش خیلی قشنگ می‌گوید، می‌بیند و می‌گوید، شما هم ببینید و بگویید. یعنی آدم باید برسد به اینجا که بفهمد: خدایا حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله بر ما عظیم است. اللهم صل علی محمد و آل محمد

خدا نصیب کند ما یکبار صلوات درست بفرستیم. اولیاء خدا، اولیاء بزرگ وقتی که با سخت‌ترین حوائج و مشکلات روبرو بودند با یک صلوات تمام آن مشکلات را از بین می‌برند. با یک صلوات. یکی از قشنگی‌های خلقت همین است که ماها به رسول خدا ملحق شویم. اصلاً وقتی انسان بفهمد قراره به رسول خدا ملحق شود و پیش پیغمبر برود، اگر بهشت را ببیند، بهشت را نمی‌بیند. دیگر بهشت را هم نمی‌تواند ببیند. انقدر لذیذ است. می‌دانید همسایگی با پیغمبر یعنی چه؟ می‌دانید رفت و آمد با پیغمبر یعنی چه؟ می‌دانید در خانه‌ی آقا بودن یعنی چه؟ به خدا ماها خیلی بدبختیم. با داشتن این‌ها حقمون هم هست اینجوری باشیم، کوریم.

یک کسی فکر کند که قرار است برود پیش رسول الله چقدر دنیا برایش قشنگ می‌شود. اصلاً آدم با پیغمبر سختی‌های دنیا را می‌بیند؟ چقدر دنیا برایش قشنگ می‌شود. یکی از زیباترینِ زیبایی‌های دنیا همین است که ما آمدیم و پیامبر را شناختیم، نسبت به پیامبر معرفت پیدا کردیم آمدیم و فهمیدیم می‌توانیم پیش حضرت برویم و از همه قشنگ‌تر چیه؟ این‌که خداوند تو را از پیغمبر خلق کرده و نفخه و روح او در تو هست، این را به تو هدیه داده‌اند. چطوری خدا به تو بگوید تو برای من عزیزی؟ چطوری خدا به تو بگوید دوستت دارم؟

گوهر تو را از پیغمبر خلق کرده است،‌ یک کاری کرده است که «لا حَبیبَ إلّا هو» امام زمان می‌گوید هیچ محبوبی جز او نیست. حالا ببین دلت عاشق چه می‌شود؟ دلت چه چیز می‌خواهد؟ یک نگاهی به دلت بیانداز

موسی عرض کرد مرا از امت او قرار بده. چقدر موسی شیفته شده بود وقتی این را از خدا شنید. مثل ما نیست که بشنود و هیچ تأثیری بر روی قلبش نگذارد،کلیم الله است. موسی بی‌نهایت لطافت است. ببین چقدر لطیف بوده از میان این‌همه انبیاء خدا برای حرف زدن او را انتخابش کرده است. کلیم الله. شوخی نیست کلیم الله، یک چیزی ما می‌گوییم یک چیزی می‌شنویم. موسی علیه السلام خیلی لطیف بوده خیلی سوز داشته است. خود خدا می‌گوید موسی من تو را برای این انتخاب کردم، که تو یک سوزی داشتی، تو با همه فرق داشتی.

چقدر کیف دارد ما می‌آییم زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها و به پدران خودمون سلام می‌دهیم. «السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ» چه کیفی دارد انسان به حضرت آدم سلام می‌دهد «السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ، عِيسَى رُوحِ اللَّهِ»

تا این را برایش گفت موسی گفت چی؟ مرا از امت او قرار بده، من از آل محمد بشوم. ندا رسید تو از امت او هستی چون او را شناختی و منزلت او و اهل بیتش را شناختی. این آرزوی موسی است. حیفه عزیزان تا زنده هستید پیامبر را بشناسید، تا زنده هستید عاشقشون باشید، تا زنده هستید سعی کنید جانتان را با رسول خدا آرام کنید. حیفه، قشنگی‌های دنیا این است. بعضی‌ها نمی‌دانند، خیلی نادانند که می‌گویند ما زودتر بمیریم. علی علیه السلام می‌فرمایند من دوست نداشتم می‌مردم و می‌رفتم بهشت، تا باشم و خدا را بشناسم.

بله اگر کمالات جمادی و نباتی و حیوانی است که انسان از آن خسته می شود و از آن زده می‌شود ولی عمر قشنگی‌اش همین است که انسان می‌تواند چند ساعت با پیغمبر زندگی کند با محمد و آل محمد علیهم السلام زندگی کند، به آن‌ها شناخت پیدا کند، قیمت عمر به این است. ما بعد میمیریم، می‌رویم آن‌طرف آنقدر حسرت می‌خوریم، هیچکس به اندازه شیعیان حسرت نمی‌خورد چرا؟ کافران هم انقدر حسرت نمی‌خورند. آن‌ها محروم هستند دیگر. شیعه وسط جریان است یعنی پیغمبر در آغوشش است و نتوانسته با او ارتباط برقرار کند. این که دست‌هایش را گاز می‌گیرد خیلی عذاب بزرگی است که انسان دستش را گاز بگیرد و بگوید «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا» ای کاش من با این یک راهی داشتم، راه خصوصی. سعی کنید تک تکتان الآن با پیغمبر این راه را برقرار کنید. راه شخصی. من بالأخره با همسرم، با فرزندم، با دوستام، با کسان دیگر یک ارتباطی دارم. بین ماها یک روابطی هست با شاگردم، با استادم. سعی کنید یک راه خصوصی بین شما و پیغمبر برقرار شود. راه خصوصی

خدا مرحوم شهید مطهری رحمة الله را رحمت کند، ایشان به پیغمبر خیلی ارادت داشت. در توصیه‌ی خود می‌نویسد پسرم همیشه در روز پنجاه آیه قرائت کن و به رسول خدا هدیه کن. خانم شهید مطهری می‌گوید دیدم نصف شب از خواب بلند شد، ارادت را شما نگاه کنید، ارادت با آدم چکار می‌کند. می‌گوید دیدم همین‌طور در حال قدم زدن است می‌رود می‌آید، می‌رود می‌آید، گفتم چه شده است؟ گفت خواب پیغمبر را دیده‌ام. گفتم چه دیدی؟ گفت خواب دیدم با امام خمینی(ره) آنجا هستیم، یک جایی ایشان آمد لب‌های من را بوسید، رسول خدا. بعد من گفتم آقا من چرا؟ ایشان هست، امام خمینی(ره) هست. فرمود با شما کار داریم. ایشان برای ما عزیز هست ولی ما لب‌های شهید مطهری را پیش امام بوسیدیم. می‌گفت ایشان خیلی مضطرب قدم می‌زد، گفتم مگر چه شده حالا؟ فرمود من می‌دونم قراره یک خبری بشود و یک تحولی در زندگی من ایجاد شود. خانمش می‌گفت گفته من گرمای لب‌های رسول الله هنوز روی لبهام هست. فردایش یا پس‌فردایش یا چند روز بعد به شهادت رسید.

من یک مشکل بزرگ، شاید بزرگترین آرزوی زندگیم بود می‌خواستم به آن برسم، همین کار را کردم، همین دستور شهید مطهری را اجرا کردم خواب امام زمان علیه السلام را دیدم، امام زمان علیه السلام فرمود بهش نمی‌رسی. خیلی برام مهم بود، به حضرت گفتم حضرت گفتند نه خیلی قاطع، سفت. هیچ کاری نکردم قرآنم را خواندم و هدیه کردم فقط بخاطر عشقی که پیغمبر داشتم بعد دیدم حضرت آمد گفت برایت درستش می‌کنیم، آن را بهت می‌دهیم. پیغمبر اینه، هر کاری بخواهد می‌کند. هر کاری بخواهد می‌کند. خدا تمام اختیارات آسمون و زمین و بهشت و جهنم و قیامت را، همه را داده دست ایشان داده است. این پیغمبر است، همه کاره‌ی عالم است، همه کاره‌ی دنیا و آخرت است. «کنتُ نبیّاً و آدمَ بین الماءِ و الطّین» من پیامبر بودم، هنوز داشتند گل آدم را درست می‌کردند. ما چه می‌فهمیم پیامبر حقیقتی است که قبل از همه خلقت بوده؟ چه می‌فهمیم پیامبر نوری است که همه چیز از او خلق شده؟ فکر می‌کنیم یعنی محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله پسر عبدالله و آمنه که 1400 سال پیش به دنیا آمده.

مردی خدمت حضرت علی علیه السلام آمد و عرض کرد به شما امیرالمؤمنین گویند؟ چی تو را بر آن‌ها امیر کرده؟ بعضی‌ها وقتی گفتند امیرالمؤمنین خیلی زورشان آمد. پیغمبر فرمود از این به بعد به علی بگویید امیرالمؤمنین. 80 روایت داریم سنده درباره‌ی این که علی علیه السلام در زمان پیامبر توسط پیامبر به امیرالمؤمنین معرفی شد. از این 80 تا سند 42 تای آن مربوط به برادران اهل تسنن است. در غایت المرام نگاه کنید 42 تا، آن‌ها از ما در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام بیشتر حدیث دارند و 38 تای آن برای شیعه است. حضرت امیرالمؤمنین چی فرمود؟ فرمود: الله جل جلاله مرا امیر آنها قرار داده. این امام شماست. آن مرد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد، گفت یا رسول الله علی راست می‌گوید که خدا او را امیر بر خلقش کرده؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خشم شد و فرمود به راستی علی علیه السلام به ولایت از خدای عز و جل امیر بر خلق است. از بالای عرش خود، آن را منعقد نموده و ملائکه را گواه گرفته که علی خلیفة الله و حجة الله و امام مسلمین باشد، طاعتش قرین طاعت خدا و نافرمانی‌اش نافرمانی خداست.

خود پیغمبر وقتی در مورد امیرالمؤمنین دعا می‌کند، خیلی این دعا عجیبه، خیلی تکون دهنده است. پیامبر با آن عظمتش دستش را بالا می‌برد برای حضرت علی دعا می‌کند. اول می‌گوید «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ» علی با حق است و حق هم با علی است. بعد دعا می‌کند: «اللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ علی» می‌خواهد این را برساند: نمی‌گوید خدایا علی را تابع حق قرار بده، دنباله رو علی قرار بده، می‌گوید خدایا حق را دنباله رو علی قرار بده. به دعای پیغمبرتان دقت کنید، «اللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ علی» خدایا حق را بگردون ببر به دنبال علی وحدت حق و علی را دقت فرمایید «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ» می‌دونید یعنی چی؟ یعنی یک چیزه علی این است که پیامبر سال‌ها قبل از اینکه به پیامبری مبعوث شود. فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین است، درد زایمان گرفته‌اش. مگه این حرف‌ها شوخی است بروی در مسجد، نص قرآن است، قرآن را کسی نمی‌تواند در آن شک کند. می‌گوید مریم از معبد برو بیرون. مریم، قدیسه، مقدس، پاک، معصوم، قراره عیسی که غیر از آمیزش جنسی بوجود آمده، از نور «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً» در رحم مادر بزرگ شده است را می‌خواهد زایمان کند. خدا می‌گوید از معبد برو بیرون، معبد جای این کار نیست برو کنار آن درخت، آنجا زایمان کن.

خدا فاطمه بنت اسد می‌آید می‌کشاندش به مسجدالحرام، دیوار باز می‌شود، می‌کشاندش در کعبه. برای وضع حملش کی می‌آید؟ مریم می‌آید، آسیه می‌آید،‌ این‌ها می‌آیند. برای وضع حمل علی در خانه‌ی خدا. آیه‌ی آن را هم خداوند روی دیوار گذاشته است، هیچکس هم نمیتونه انکار کنه. روی خانه‌ی خدا هنوز آن شکاف است و هیچ‌کس نتوانسته آن را پر کند. این حضور است. یکی از ظریف‌ها می‌گفت. می‌گفت شما وقتی می‌روید هر حرمی سلام می‌دهید اما وقتی به کعبه می‌روید روبروی کعبه ایستادید بگویید السلام علیک یا امیرالمؤمنین چرا؟ چون اونجا متولد شده است. خانه‌اش آنجاست. خدا دارد با تو حرف می‌زند می‌گوید این کعبه، باطنش علی است. توحید، باطنش علی است. برای همین هم حضرت می‌فرماید که «اللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ علی» خدایا حق را به دنبال علی ببر. یعنی شما توحید بدون ولایت که نمی‌توانید، کعبه بدون ولایت که نمی‌توانید.

یک ذره فکر بکنیم، هی عادت نکنیم. یعنی چی می‌کشانش در خانه و در آن‌جا وضع حمل می‌کند، مردم همه در حال نگاه کردن هستند، هیچ‌کس از اهل تسنن این را انکار نکرده است، همه می‌دانند علی علیه السلام آن‌جا متولد شده است و مولود کعبه است. شوخی است؟ همه مردم می‌بینند این خانم رفت و در هم بسته شد و دیگر خبری نشد. بدو، گریه کن، بزن تو سر خودت. این کجاست؟ رفت تو، چه کسی می‌تواند درش بیاورد؟ در باز نمی‌شود، در خود کعبه باز نمی‌شود، کلید داشته دیگه، باز نمی‌شود، دوباره با یک بچه بیرون می‌آید، . قربان امیرالمؤمنین بروم. بچه چشم بسته، چشمش را هم روی هیچکس باز نمی‌کند، همه می‌آیند این بچه را نگاه می‌کنند پیغمبر در آن موقع بغلش می‌کند. سال عام الفیل بوده، پیغمبر در آن موقع پیغمبر نبوده، قرار بوده سال‌ها بعد بشه پیغمبر شود، سال‌ها بعد قراره این مبعوث شود. بغلش‌ می‌کند. چشمش رو بر روی پیامبر باز می‌کنند: السلام علیک یا رسول الله، حرفه‌ها حضرت به او سلام می‌کند. بر پیغمبر عرض می‌کند زبور بخوانم برایت؟

اول زبور حضرت داود علیه السلام را می‌خواند بعد تورات می‌خواند. سؤال می‌کند، اجازه می‌گیرد پیامبر می‌گوید بخوان. انجیل بخوانم برای شما؟ بخوان. بعد چه؟ قرآن بخوانم؟ هنوز قرآن نیومده.

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1).الَّذِینَ هُمْ فىِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ(2)»

این امیرالمؤمنین است. تا این را نفهمی نمی‌فهمی این دعا یعنی چه «اللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ علی» اسم اعظم آقای مجتهدی علی بوده. می‌دانید که، هر کسی یک اسم اعظمی دارد. اسم اعظم ایشان یا علی بود با علی و یا علی کارهایش را می‌کرد. همیشه هم به همه می‌گفته، با یا علی درست می‌شود، یک یا علی بگو درست می‌شود. "طاعتش قرین طاعت خداوند و نافرمانی‌اش نافرمانی اوست هرکه او را نشناسد." این را دقت کنید در نظام معرفتی این خیلی مهم است هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند من پیغمبر را می‌شناسم ولی علی را نمی‌شناسم. اصلاً پیغمبر این را قبول ندارد همان‌طور که در مورد خدا هم همین‌طور هست. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند من خدا را شناختم، علی را نشناختم. امکان نداره. اصلاً نمی‌شود یعنی این‌ها با همدیگر تلازم دارند. اگر کسی به خدا شناخت پیدا کرده باشد حتماً دستش در دست امیرالمؤمنین است. اگر کسی ادعا کند من خداشناسم، خدا را شناختم ولی تبعیتی نداشت، و ارتباطی نداشت معلومه خدا را نشناخته است چون نمی‌توانی. خدا مگه شوخیه، این خدا بالأخره باید یک طوری با تو تماس بگیرد، یک جوری با تو ارتباط برقرارکنه، یک جوری برای تو تجلی.

این علی است و الا خدا یک ذات غیب الغیوبی است. چه کسی به او دسترسی دارد. هیچکس دسترسی ندارد. "هر که او را نشناسد مرا نشناخته و هر که او را بشناسد مرا شناخته، هر که منکر امامت اوست منکر نبوت من است، هر که امیری او را انکار کند رسالت مرا انکار کرده است. هر که فضل او را دفع کند مرا کاسته، هر که با او نبرد کند با من نبرد کرده و هر که او را دشنام دهد مرا دشنام داده زیرا که او از من است،‌ از گل من خلق شده و او شوهر فاطمه سلام الله علیها دخترم و پدر دو فرزندم حسن و حسین است. این شوهر بودن را نمی‌خواهد بگوید، شوهر بودن برای حضرت زهرا سلام الله علیها تا کسی حضرت زهرا را نشناسد که حضرت زهرا یعنی چه؟ و باطن لیلة القدر بودن یعنی چه؟

حضرت زهرا حجت خدا بر همه معصومین است. در روایت امام عسکری علیه السلام فرمود: ماحجت خدا بر مردم هستیم و فاطمه سلام الله علیها حجت خدا بر ماست.

فاطمه سلام الله علیها عظمت و وجود قبلی نسبت به همه‌ی ائمه دارد. آن قدر هست که ائمه می‌گویند ما گرفتار می‌شویم در خانه مادرمان می‌رویم. شوهر حضرت این بودن خیلی مهم است. ما فکر می‌کنیم فقط جنبه زناشویی دارد. خود پیغمبر می‌گوید اگر علی نبود کُفّی برای فاطمه وجود نداشت. کسی باید فاطمه را بشناسد تا بفهمد شوهرش یعنی چه؟ من و علی و فاطمه و حسن و حسین و 9 فرزند حسین حجت‌های خداییم بر خلقش. دشمنانمان دشمنان خدا و دوستانمان دوستان خدایند." برای همین تو اذکار هیچ ذکری مهم‌تر از صلوات نیست. صلوات رو فرمودند هم لا اله الا الله است، هم سبحان الله است، هم الحمدلله است، هم الله اکبر. هر کس بخواهد پیامبر و آل او را دور بزند نمی‌تواند به خدا برسد. «مَن أَرادَ الله بِدَأبِکُم» هر کس ذات خداوند را بخواهد باید از پیغمبر و آل شروع کند. فقط از این مسیر می‌‌تواند برود، راهی وجود ندارد از راه پیامبر و آل باید برود.

با حذف این‌ها فقط شیطان هست که در خیال تو خدا می‌شود و نقش خدا را برایت بازی می‌کند و تو فکر می‌کنی داری به خدا نزدیک می‌شوی. خیال خود توست که تو اسمش را خدا می‌گذاری. خیال خودت است. نمی‌دانم چرا صدا و سیما این کار را نمی‌کنند باید حتماً این کار را بکند.

قرآن می‌فرماید ما کشتی نوح را برای آیندگان حفظ کردیم. این نص قرآن هستش. این کشتی در مسکو هست. بروید ببینید دانشمندان خارجی، بی‌خداها کشفش کرده‌اند. بروید آن دعایی که نوح روی کشتی‌اش نوشته، توسلی که کرده، ببینید چه توسلی کرده است؟ اولاً این که یک پنجه روی کشتی خود گذاشته است. همین پنجه‌هایی که ما می‌زنیم یک پنجه زده است بعد روی آن نوشته است: محمد (ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین. این‌ها را ما نمی‌گوییم، این‌ها را دانشمندان بی‌خدایی که این‌ها را ترجمه کرده‌اند برای ما دارند می‌گویند و در موزه نگه داشته‌اند. این‌ها مسلمان و شیعه نبوده‌اند. این کشتی را آدم برود ببیند، من عکسش را دیدم، این پنجه را هم دیده‌ام.

نوح توسل می‌کند می‌گوید خدایا به حق این‌ها ما را نجات بده. این‌ها را خدا گذاشته است ماها، هیچ‌کس فردا عذری نداشته باشد بگوید من نمی‌دانستم، من نفهمیدم. هیچ منکری، هیچ کافری فردا نمی‌تواند انکار کند.

اَنَسِ بن مالک می‌گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاهی به حضرت علی علیه السلام کرد و فرمود: یاعلی هر کس تو را دشمن دارد خدایش بر مرگ جاهلیت بمیراند و بدانچه کرده است روز قیامت از وی حساب بگیرد. خود امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود دروغ گوید آن‌که گمان کند حلال‌زاده است و حال آنکه مرا و امامانِ از فرزندانم را دشمن می دارد.

پیامبر فرمود: بهشت حرام است بر کسی که به اهل بیت من ظلم کند و بهشت حرام است بر قاتل ایشان و بر کسانی که بر قاتل ایشان کمک کنند و کسانی که بر ایشان ناسزا گویند، بر این افراد در آخرت بهره‌ای نیست. « أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ" آیه‌ی قرآنه پیامبر از آنجا گرفته، اینجوری داره میگه. با قرآن داره درباره‌ی علی علیه السلام صحبت میکنه "وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ" خدا روز قیامت با ‌آن‌ها سخن نخواهد گفت. "وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ" نگاه هم بهشون نمی‌کنه "يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ" پاکشون هم نمی‌کنه " وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»

یک کمی فکر کنید ببینید که قراره روز قیامت این اتفاق‌ها بیافته، نه این اتفاق‌ها همه‌اش الآن دارد می‌افتد. قیامت فقط چیزی که اتفاق افتاده نشانش دهند. همین الآن به اینجوری است. کسی که با پیغمبر و علی علیه السلام راه ندارد، همین الآن این بدبختی‌‌ها را دارد. پاک نیست، خدا به او نگاه نمی‌کند. همین الآن اینجوری‌ست، همین الآن اونی که دشمنی، اونی که بغض دارد، اونی که قبول ندارد، کسی که بی‌اعتقاده، اونی که فحاشی می‌کند همین الآن این بلاها سرش آمده. الآن نمی‌فهمد، آن موقع تصویر کنار می‌رود، حجاب برداشته می‌شود و ظاهر می‌شود. مثل چی؟ مثل جنینی که در رحم مادر است، جنینی که در رحم مادر، در رحم مادر کور است، بی دست و پا است ولی دردی در آن‌جا احساس نمی‌کند چون چشم برای شرایط زیستی دنیا به کار می‌آید. دست و پا برای شرایط زیستی دنیاست، در رحم به دردش نمی‌خورد که اگر نداشته باشد دردش بیاید.

اعتقاد به علی اینجوری است،‌دوست داشتن‌شان اینجوری است. نه که در دنیا به کار ما می‌آید، در رحم همه‌اش به کار می‌آید و باید آن را داشته باشی چون باید با خودت ببری. در آن‌جا کسی به تو چیزی نمی‌دهد ولی وقتی انسان آن‌جا متولد می‌شود تازه می‌فهمد چه چیزی با خودش برده است و این ولایت در آن‌جا چه کاری می‌کند، محبت در آن‌جا چه کار می‌کند تازه در آن‌جا معلوم می‌شود و معلوم می‌شود کسی که آن را نداشته چقدر در زندگی‌اش بدبخت بوده، چقدر بیچاره بوده است.

جلسه بعد یک مقدار در مورد قدم صدق صحبت ‌کنیم و برویم سراغ فقره بعدی. «أَسْأَلُ الله» و راجع به مقام محمود صحبت ‌کنیم.

سؤال کردند اسم عظیم حق تعالی چیست؟ اسم آن عظیم است دیگه. یا علی و یا عظیم

اگر شما بفهمید که این یا علی و یا عظیم یعنی چه سال بعد که می‌خواهید در ماه مبارک یا علی و یا عظیم بگویید می‌بینید ماه مبارکتان خیلی فرق دارد.که یک کسی جلوی خدا بایستد و به خدا بگوید یا علی و یا عظیم. اینجوری حرف بزند اگر خدا ببیند که تو داری درست نگاهش می‌کنی و به او یا علی و یا عظیم می‌گویی هیچ حجابی بین تو و خدا دیگر نیست، دیگر مشکلی نخواهی داشت. اگر بفهمد، ببیند که تو درست داری یا علی و یا عظیم می‌گویی. حالا یک مقدار شما فکر کنید. یک سؤال می‌کنم، یک ذره فکر کنید، ببینید ما تا به حال یک بار درست یا علی و یا عظیم گفته‌ایم یا نه؟ یک بار توانسته‌ایم بگوییم یا علی و یا عظیم؟ زندگی برای این قشنگ است که آدم زنده باشد این‌ها را بفهمد، یکی از این‌ها را انسان بفهمد و بمیرد.

چند روز پیش وقتی که مشغول یکی از اسماء حق تعالی بودیم، با یکی از اساتیدمون نشسته بودیم نشسته بودیم در مورد یکی از اسامی حق تعالی همینجوری قعده می‌کردیم و لذت می‌بردیم. بعد گفتم خدایا من به مرگی جز شهادت فکر نکرده‌ام حتی یک لحظه و تا الآن هم هرگز آمادگی‌ام را برای این از دست نداده‌ام ولی شکر می‌کنم که در جنگ شهید نشدم و ماندم و این‌ها را فهمیدم. این بهشت است. اگر غیر از این بود سر ما خیلی کلاه رفته بود که شهید نشده بودیم. حیف هم هست که آدم به مرگی غیر از این بمیرد ولی اگر قرار است شهید نشود، ما یک چیزی می‌گوییم خدا ما را ببخشد این کلمات را همین‌جوری به زبان می‌آوریم و می‌گوییم شهید. شهید یعنی چه؟

چند دقیقه این را برای شما می‌خوانم، آن را با صدای خدا بشنوید، گوشتان را نسبت به صدا و صوت من کر کنید. فقط الآن گوش‌هایتان را آماده کنید این آیات می‌خواهد به شما وحی بشود با صدای خدا این آیات را چند لحظه بشنوید، تمرکز بگیرید، صدای من را حذف کنید. «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»

از مقام غیب الغیوب صدایش می‌آید و می‌گوید که: گمان نکنی این‌هایی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند. زنده‌اند و پیش پروردگارشان – نزد یعنی چه؟ خدا رحمت کند آقای نجفی را، می‌گفت من اسفار خواندم، عرفان خواندم، کلاس رفتم، سال‌ها از این حرف‌ها، هیچ وقت دلم آرام نشد ولی وقتی پسرم شهید شد یک شب در خواب به او گفتم باباجون کجایی تو؟ گفت پیش خود خدا. پیش خود خدا

یرزقون می‌دانی یعنی چه؟ شما فکر نکنید شهادت مقام کمی است «عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»، واقعاً اگر قرار است آدم شهید نشود فقط برای همین باید زندگی کند و الا زندگی نمی‌ارزد برای اینکه باشد و بفهمد علی کیست؟ عظیم کیست؟ پیامبر و آل که هستند؟ نماز چیست؟ برای این‌ها زنده باشد، برای معرفت. کتاب‌هایی که معرفی کردم حتماً بخوانید. فضائل پیامبر و آل در کتاب‌های اهل سنت، "فضائل الخمسه فی صحاح سته" به خصوص کتاب عترت در قرآن را حتماً مطالعه بفرمایید تا معرفتتان زیاد بشود.

گاهی وقت‌ها ممکن است انسان نسبت به پیامبر و آل حسودی کند، این حسودی مال نفهمی است. یعنی می‌گوید چرا خدا آن‌ها را عزیز کرده است؟ این مال نفهمی است. یادتان باشد. هیچ مادری از این که پسرش قهرمان بشود حسود بچه‌اش نیست، هیچ بابایی از این‌که بچه‌اش به عالی‌ترین درجات رشد برسد ناراحت نمی‌شود. نسبت به بچه‌اش حسود نیست، اگه بچه‌اش پادشاه بشه کیف هم میکنه.

علت این که ماها حسادت می‌‌آید سراغمان چون نسبتمان را با پیامبر و آل علیهم السلام از دست می‌دهیم. یعنی متوجه نیستیم آن‌ها خود ما هستند. متوجه شدی چجوری شد؟ عظمت خودت را باید در پیامبر ببینی. ما نمی‌توانیم ببینیم بدبختی ما هم همین است شما اگر فقط بفهمی که وقتی علی علیه السلام را می‌بینی یعنی خودت را نگاه می‌کنی، فاطمه زهرا سلام الله علیها خود تو هستی. در زیارت عاشورا داری می‌گویی دیگر « أَسئَلُ الله اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي» از خدا می خواهم که انتقام خودم را بگیرم با امام زمان، فقره قبلش چه بود؟ «أَسئَلُ الله أَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاِرک» می‌خواهم انتقام تو را بگیرم، ولی بعدش تو دیگر نمی‌گویی می‌خواهم انتقام تو را بگیرم، تو می‌گویی می‌خواهم انتقام خودم را بگیرم. تو یعنی کی؟ یاد بگیر خودت را درست نگاه کنی.

فاطمه زهرا سلام الله علیها هم حقیقت خود توست، پیامبر خودتی.

خدا مرحوم میرزایی را رحمت کند. می‌فرمود هی به ما گفتند «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» اما نگفتن هر کدوم از شما خودتون یک حسین بن علی علیه السلام هستید تا بفهمی خودت یک حسین بن علی علیه السلام هستی. این را گذاشتند خودت بفهمی. پیامبر یک شخصیت غریبه‌ای نیست، از نظر بدنی و فیزیکی بله یک سالی متولد شده است اما این که حقیقت بدنی پیغمبر است. این که می‌گویم شما همه‌تان بچه‌های فاطمه زهرا سلام الله علیها هستید، دقت کنید، وقتی ما حقیقت بدنی‌مون را به سادات و غیر سادات تقسیم می‌کنیم. سادات و غیر سادات بدن‌هایشان است ما اصلا با این اصل و نصب کاری نداریم.

حقیقت ابدی و انسانی تو فاطمه زهرا سلام الله علیها است. همه هم همین هستند، خدا هم همه را از یک نور خلق کرده است «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» امام زمان فرمود: «نَحنُ صَنائِعُ رَبِنا و الخَلقُ بعدُ صَنايِعُنا»

تو حسودیت می‌شود؟ به چه کسی حسودیت می‌شود؟ به خودت حسودیت می‌شود؟ پیامبر خودتی، حقیقتِ خودته. پدرته، آدم به پدرش حسودی می‌کنه؟ به مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها ممکن است حسودی بکند؟ نه، وقتی مادرت هست یعنی تو هم پیش آن هستی.

«أنْ يَجْعَلَني مَعَكُمْ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ» یعنی چه؟ این همه ما حرف زدیم. آن‌ها آن‌قدر شیفته تو هستند می‌گویند در دنیا و آخرت با ما باش.

با ما باش یعنی در مقام ما باش. دقت کنید، با ما همراه باش. علی علیه السلام فرمود: اگر کسی به مقام انتظار برسد با من و هم درجه من در قیامت است. شما با امام زمان عجل الله تعالی رفیق شو اگر از علی علیه السلام تونستی فاصله بگیری؟ اصلا با او فاصله نداری.

ما هنوز نفهمیده‌ام رفاقت با امام زمان عجل الله تعالی یعنی چه؟ سرباز امام زمان بودن یعنی چه؟ وقف کردن خودمون با امام زمان چیست؟ یعنی شما فکر می‌کنید که امام زمانی که مظهر مهربانی خداست، میلیاردها میلیارد بیش‌تر از پدر مادرهای همه‌ی عالم تو را دوست دارد. تو اگر خودت را وقفش کنی فردا بدون تو پایش را در بهشت می‌گذارد؟ یا اصلاً می‌رود جایی که تو را با خودش نبرد؟ بابا پدر مادرهای طبیعی که با بچه‌شان کلی اختلاف دارند، کلی هم دعوا بینشان شده است. وقتی می‌روند جایی صفایی بکنند می‌گویند جای بچه‌ام خالیه است. آن وقت تو فکر می‌کنی امام زمان بدون تو جایی می‌رود؟ بدون تک تک شماها به او خوش می‌گذرد؟ ما بدبختیم می‌گوییم تو برو ما نمی‌آییم. ما همیشه به پیغمبر، به امام زمان گفتیم شما بروید ما نمی‌آییم، ما نیستیم. آن‌ها که اینگونه نیستند آن‌ها بر ما گفته‌اند بخواهید. «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره»

شما فکرمی‌کنید خودتان خودتان را آورده‌اید تا اینجا، تا اینجاها الآن نشسته‌اید؟ آن‌ها شما را تا اینجاها آورده‌اند. عشق معشوقان ولی افزون‌تر است، لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است. تو را تا اینجا آورده است، با عرضه‌ی خودت آمدی؟ مشکل این است ما نمی‌خواهیم با آن‌ها به بهشت برویم. همیشه به آن‌ها گفته‌ایم شما بروید ما کار داریم، ما در جهنم کار داریم.

دارد ما را صدا می‌کند، در زیارت عاشورا حرف در دهن تو گذاشته شده است، می‌گوید تو بیا با من باش، با من و هم درجه‌ی من باش. راجع به شفاعت خیلی بحث مهم است، در روایت داریم روز قیامت چهارده معصوم همه مقام عظمت شفاعت دارند و شفاعت هم می‌کنند ولی می‌گویند امام زمان فقط می‌دود، در محشر دنبال شفاعت این و آن می‌دود، عرق ریزان دنبال شفاعت کردن بچه‌هایش می‌دود. این امام زمان ماست که چقدر هم ظلم در حقش می‌کنیم، چقدر هم جنایت در حقش می‌کنیم.

*******