«بسم الله الرحمن الرحیم»والبرائه مِن اشیاعِهم واتباعِهم انی سِلم لِمن سالِمَکُم وحَربُ لِمَن حارِبَکُم وولی لِمَن
والاکُم وعدو لِمَن عاداکم
یکی دوتا در مورد برائت از اتباع واشیاع ودشمنان اهل بیت علیه السّلام .از امیرالمومنین (ع)است که میفرماید:از دوستی با دشمنان خدا ومحبت ورزیدن به آنها بپرهیزید،زیرا هرکس،گروهی را دوست دارددرروز قیامت باآنها محشور خواهد شد.این هشدار مهم است که در نظام عشق تففرش دقت کند.اگر تعلق به یک گروه داشته باشد و اماطرف مقابل را دوست داشته باشدخداوند با آنها محشور میکند.با کدام گروه محشور میشویم؟با همان گروهی که دوستش داریم.حدیثی در باره (اِنی سلمُ لِمَن سالِمَکُم و حربُ لِمَن حارِبَکُم )که خواندم.قبلا این فقره را خواندیم از نبی اکرم صلوات الله علیه وآله: (علی وفاطمه وحسن وحسین فقال اناحَربُ لمن حارِ بَکُم وسِلم لِمَن سامَلکم.)پیامبرصلوات الله علیه و آله :حضرت علی وفاطمه وحسین را دید وقتی به آنها نگاه کردفرمود:(أنا حرب لِمَن حارِبَکم وسلم لِمَن سالِمَکُم)تعبیری که درزیارت عاشورا داریم و پیامبر آن را به کار میبرد. در جنگم باکسی که با شما درجنگ باشد ودر سلمم با کسی که با شما درسلم باشد. این در منابع اهل تسنن آمده است .کسانی که با اهل بیت علیه السلام دشمنی کردندو غصب خلافت کردندوهیچ کدام جاهل به کاری که میکردند نبودند. همه دقیقا میدانستند که چه کار میکنند .از روی ناآگاهی نبود .همه میدانستند که دارند حق میخورند. بحث سلم را در سلام توضیح دادم.السلام علیک یا ابا عبدالله .اینجا خیلی معطل نمیشویم.بحث حرب راهم آن قسمتی را میگوئیم که آنجا نگفتیم. چندتا روایت درمقوله حرب که جا بیافتند. مسئله شاید در نگاه اول بدهی باشد که اگرحرب باشد ما جنگ میکنیم. جامعه شیعه که رشد زیادی کرده است. از نظر فکری ،علمی،اعتقادی، ایمانی رشد زیادی کرده است.که اینها در مردم ایران تبلور کرده است. که پیامبر میفرماید:اَعظم النّاس یقینا . یقینشان از همه بالا تر است وسهمشان در اسلام از همه بالا تر است. این پیامبر واهل بیت فرمودند. من در آشتی با امام زمان در بخش سوم در مورد اینکه چرا ایرانیان افضل الناس هستند توضیح دادم.به جامعه ی خودمان نگاه کنیم. در جامعه ایران در مراحلی که طی شد دیدیم در دفاع مقدّس همه ی مردم به جنگ نیامدند .خیلی ها از جبهه طفره رفتند.عده ای به جنگ رفتند عده ای دیگر هم انصافا کمک کردند. پیامبر میفرماید: اگر کسی از جنگ میترسد لاقل هزینه ی مبارزه ی مجاهد را تأمین کند.بعضی از نظر شخصیتی میترسند. ما در جبهه یک راننده ای داشتیم که این واقعاً خودمان به اومامان میگفتیم.یعنی این جوری به بچه ها میرسیدیک موقع آب، غذا کم نیاورند.خیلی کمک میکرد واز دل وجان زحمت میکشیدند.وقتی ما اینها را اینجوری می دیدیم واقعاً شرمسار میشدیم.میگفت من دوست دارم که اینجا آمدم ،من نمی توانم به خط بروم.
من اگراینجا هر حمالی داشته باشد انجام میدهم.همه که نباید بجنگند. اگر پشت جبهه رزمنده نباشد که نمیشود .حضرت میفرماید اگر کسی نمیتواند برود هزینه ی مجاهدان را بپردازد.ولی به هر حال همه درگیر مسئله جنگ نشدند.این یک جامعه ی شیعه ی رشد یافته است که این طور است.در خود رزمنده ها هم مفهوم (سلم وجهاد) خوب جا نیفتاده بود.یعنی خیلی ها به جبهه و جنگ امده بودند. آسته تحریکشان،تحریک شده بود .یعنی به جایی رسیده بود که دشمن آمده به کشوردر شهرها،خرابکاری وفساد میکندوبا نوامیس شیعیان وپیر مرد ها،بخاطر همین یک عده به جنگ رفتند. جنگ که حالت فیزیکی داشت،خیلی ها این حالت برایشان این طور بود که باید بجنگند ودر جبهه باشند. من یادم است که این اواخر جنگ ما خیلی امکانات کم داشتیم . خیلی ها کمک کردند،هزینه دادند،جنگ کردن ، ولی بسیاری از مردم نفهمیدند جنگ چقدر هزینه میبرد.که بیشتر از این باید کار میکردند.ماواقعا از لحاظ سلاح ،مخارج جنگ در مزیقه بودیم. اسلحه که مورد نیاز بود نداشتیم. مردم نه آنچنان جهاد مالی کردند. آنها که اخلاص داشتند درحد اعلا کردند. خیلی ها به این فکر نبودند . اگر خیلی ها هم کمک کردند وظیفه شان اگر صد برابر بود یک درصد کمک کردند. دررزمنده ها هم این طور بود که اگر پا کار بودند ومیجنگیدند برای این بود که آن حالت کشنده وفیزیکی را داشت.من یادم قبل از مرصاد قبل از پذیرش قطع نامه به منطقه رفتم. بد ترین روز عمر من بود در دفاع مقدس جنگ ،تلخ ترین روز های زندگی من بود. من رفتم دیدم نیرو نداریم تو خط خالی ،امکانات نیست؛آب نیست ،غذا نیست،توپادگان دو کوهه یک تیپ نیرو بود. آن هم مثل اینکه تیپ عمار بود.نیرو کم بود وعراقی ها فهمیده بودند. یک حملۀ خیلی گسترده کردند. یک دفعه ما در پادگان بودیم که گفتند عمار برود. یک تیپ باید کنار یک لشگر می ایستید. کم بود نفرات ونیرو بود بچه ها ی ما آن چند تایی که درگیر شدند از تشنگی شهید شدندچون آب به آنها نرسید.سیستمی که ما به آنها آب برسانیم نبود.
بچه هانمی توانستند تکان بخورد.به اندازه ای که بخواهد بمیرد وقت داشت که چفیه اش را روی صورتش بکشد وبمیرد.از شدت عطش این جوری شدند.عراقی ها حمله کردند وبه خط زدند.در این موقع مردم فهمیدند جنگ است ویک دفعه اعزام زیاد شد.کسانی هم که تاآخر جنگ نیامده بودندبه غیرتشان برخورد وآمدندبه آنجا.با لاخره اینهارا از جنوب بیرون کردند وبه سر خط رسیدند.اگر همین حساسیت را در طول جنگ داشتند ما خیلی موفق بودیم. ولی مردم این حس را نداشتند.بعد ازاینکه جنگ تمام شد حالت فیزیکی از بین رفت و حالت فرهنگی به شدت خونین تر وخطر ناک تر شد.چون هیچ موقع دشمن در جبهه وپشت جبهه وقتی حمله میکرد ایمان مردم وحقیقت مردم را نمیتوانست کاری کند.بدنشان را از آنها میگرفت اماحقیقت انسانیت روشن تر و قدرتمند تر میشد.در جنگ بعد از فیزیکی همان رزمنده هایی که میجنگیدند ،خانواده هایشان، همسر شهید ، برادر شهید، پدر شهید ،خود جانباز، خود رزمنده،بعد ها دراین جنگ متهاجم قرار گرفتند و جداً دشمن سنگر های زیادی را درهمین گروه ها گرفت علیه خود نظام. در این جنگ اگر دشمن تیر میزد فرد به بهشت نمیرفت بلکه به جهنم میرفت وهمه را آلوده میکرد .ولی در جنگ فیزیکی همه به بهشت میرفتند. خیلی ها بعد از جنگ تحمیلی ،متوجه نشدند که آن جنگ بسیار خونین تر ،طراحی شده وانجام میشود طوری که مقام معظم رهبری فرمودند: شبیه خون یعنی از جنگ یک چیزی بالا تر.شبیه خون یعنی همه در خواب غفلت بودن. یک عده ی خاصی واقعا هشیار بودند که سنگر بندی کردند،جبهه های فرهنگی را کار کردند، شروع به سازمان دهی کردند،در مسائل تولیدی ... ولی برای همه در خواب بودند حتی رزمنده هایی که آنجا سردار بودند.انقدر خواب بودند که آقای سر دار یک موقع دید دخترش را فاسد شد،پسرش را فاسد شد،دشمن طوری به دخترش و پسرش زده بود که همه مرده بودند.
زیارت عاشورا نمیگذارد آدم گل بخوردزیارت عاشورا به تو میفهماند که توباید همیشه مواظب کید ،کینه ی دشمن باشید. قرآن میفرمایدآنها اصلا دست از سر شما بر نمیدارندو تا آخرین بار با شما میجنگند.نا امید هم نمیشوند. آنها برای نبرد نهایی سازمان دهی کردند. افغانستان را گرفتند. عراق را گرفتند دور تا دور مراکز شیعه را محاصره نظامی کردند.تمام کشور های عربی وترکیه و...دریای خزر که پایشان باز نشده بود،که باز شد.آنها کاملا دارند نیرو میچینند از آن ور دارند درلبنان کار میکنندو سوریه را تحت فشار قرار میدهند وبرای عربستان برنامه دارند. خیلی خوب،خیلی با غیرت انجام میدهند.به قول علی(ع)میفرماید :آنها درباطنشان محکم هستند . شما شیعیان در حق خودتان ضعیف هستید. حضرت علی علیه السلام می فرماید:(من از این حالت شما شیعیان میخواهم دق کنم وبمیرم .شما همدلی ندارید)عین همین مطلب را امام زمان فرمود.امام زمان هزار سال پیش فرمود اگر شیعیان همدلی داشتند تا الان ظهور کرده بودم.الان هم شیعه شل،سهل انگار است. هشدار مارا جدی نمیگیرد.عده ای خاصی از شیعیان هستند که آستانه تحریکشان طبیعی است.میفهمن که کجا باید حساس باشند،کجا باید دست به شمشیر باشندو کجا نباید بخوابند.
علی علیه السلام میفرماید: هرکس بخوابد . دشمنش نخوابیده است.آنهابیدار بیدار هستند.اما ما میبینیم بعداز جنگ خیلی از پیشکسوت خون وجهاد بودند .در بحث شبیه خون باختند.شکست خوردند.بعضی ها تیر خوردند،بعضی ها مجروح شدند، بعضی هاکشته شدند،بعضی ها گفتند بر عکس،ما غلط کردیم به جبهه رفتیم.اگر کسی زیارت عاشورا رادرست بخواند باعث میشود همیشه انسان متعادل باشد.همیشه آستانه تحریکش درمقابل دشمن واقعاً واقع بینانه ودقیق باشد.برای همین در اسلام یک چیز را برای همیشه واجب کردند.یک موقع انسان میخواهد به حج برود میگویند حج برای تو واجب است آن هم یکبار.خمس واجب است آگر به تو تعلق گرفت بده،اگر نگرفت نده.نماز همیشه واجب است. روزه سالی یکبار واجب است .بعضی چیز ها همیشه واجب است مثل امر به معروف ونهی از منکر،تولّی وتبرّی.جهاد از جمله چیزهایی است که همیشه واجب است.شما نمیتوانید مؤمن باشی ،پیرو اسلام باشی ،در لحظات عمرت بی خیال جهاد ومعاف جبهه وجهاد باشی اما این طور نیست.چرا شکل نظامی این جور است. گاهی کار نظامی انجام میدهد، گاهی نمیدهد.اما شکل جهاد وحرب ومبارزه با دشمن، این همیشه واجب است که ما همیشه دشمن داریم و هیچ وقت نشده دشمن نداشته باشیم.هرگز یهود ونصاری از تو راضی نمیشوند.مگر اینکه تو تابع آنها باشی.این فکر را از سرتان بیرون کنید که آنهادست از خباثت بردارند.
قرآن میفرماید:(ولایزالون)یعنی همیشه دائما وهمیشگی تا قیامت برای همین زیارت عاشورارا خدابرای ما تدوین کرده وفرستاده.میگه وقتی شما با اهل بیت میخواهید حرف بزنید روی غفلت حرف نزنید باآگاهی حرف بزنید.یک شیعه ؛خوش فکر ،فهمیده وآگاه باش.
انی سِلم لِمن سالِمَکُم وحَربُ لِمَن حارِبَکُم الی یوم القیامة یعنی جنگ همیشگی است.
اگر کسی عنصر جهاد درزندگی نباشد،سیلی خوردن،دل خون خوردن؛ وقت گذاشتن ،پول خرج کردن،حضور داشتن در زندگی اش نباشد.حضرت فرمود این منافق است.مؤمن نبینید کسی که عنصر جهاد در زندگی اش نیست.این مومن نیست منافق است.این طور نیست که من هشت سال جنگیدم والان کاری نکنم وزندگی را ادامه بدهم.امام امت از همین مسئله میترسید.می فرمود:پیشکسوتان خون وجهاد در پیچ وخم مسائل زندگی.آنها نباید گرفتار شوند.یعنی پیچ وخم زندگیمان را از پدرمان امام زمان که حالت آماده داشته باشیم وظیفه جنگیدن و حرب داریم نباید غافل شویم.چون جنایتی که اتفاق افتاده است این است.هزار صدو هفتاد ویک سال امام زمان در غیبت است.یا مخفی بوده ،یا در غیبت صغری بوده یادرغیبت کبری بوده. یعنی در این زمان شیعه همدلی لازم را پیدا نکرده است.اگر راجع به امام زمان سوال کنی ،جواب خوبی ندارد ،اکثرا جواب ندارد.خیلی سخت است که پبرسند شما درمورد چکار کردی،ما جواب نداشته باشیم!ما خوابی در روز های آخر جنگ دیدیم که من را به جهنم بردند.جنگ تمام شده بود.من را درخواب به جهنم بردند وگفتند در حق امام زمان کوتاهی کردی .دارند به ما میفهمانند ،فکر نکنید روی مین ،عملیات کردی!تمام شد. الان جنگ تمام نشده است. امام در قطع نامه فرمود: کمربند هایتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.مادرصدد نابودی امپرلیسم و کمونیسم هستیم.ما تا زمانی که امام زمان نیاد وتثبیت نشود در جنگیم.تا قیامت در جنگیم.امام زمان هم بیاید ما در جنگیم.بنا براین اگر کسی ،زنی ،مردی،عنصر جهاد از زندگیش بیرون برودو بی خیال به جهادشود.حضرت فرمود: این منافق است .دلش مریض است.سر بحث مهدویت من سراغ خیلی از آدم های قدری رفتم اما باور کنید انگار با دیوار حرف میزنید.میگفتند :(ما کارمان راکردیم .آن موقع جنگ کردیم.الان کار داریم)یا کار اقتصادی داشتند یا کار دنیایی داشتند...
یعنی ما هنوز حالت حربی به خود نداریم. حالت حربی یعنی چه؟
به سراغ روایت برویم .از نبی اکرم صلوات الله و علیه:جاهِدوافی اللِه غریبا و بعیدا فی الحضر والسَفَرفَاِّن الجهادبابَ من البواب الجنه واَنّهُ یُنجی صاحِبَه مِنَ الهَّم والغم.
یک کلمه اش است که خیلی دل آدم را شاد میکند.در دعای مناجات شعبانیه میگه:خدایا من را از کسانی قرار بده که من را صدا میکنی. برای کمک به خودت می دود به سوی تو. ماالان نمیفهمیم یعنی چه؟ما خدا برای ما خیلی گنگ است.نمی فهمیم خدا یعنی چه؟همه بدبختی های ما از این است.امام زمان یعنی کی؟الان میگه من به تو احتیاج دارم بیا به من کمک کن؛یعنی چه؟همه ی ما ناز میکنیم. بپه بسیجی هاخوب فهمیدند.وقتی به آنها میگفتند به عملیات نیا، آنها زار زار گریه میکردند.من در جبهه درس میدادم.،شبها تفسیر میگفتم،بچه هارا معقول نگه میداشتیم.یک روز فرمانده گفت:نیا.فردابا پشتیبانی بیاید.رفتم و آمدم وبه فرمانده گفتم اگر راهی دارید مارا هم ببرید. گفت نه همین که هست.من هم مدت ها شناسی رفتم کارم را کردم وآماده بودم.گفتم تو رو خدا لج نکن.گفت :نه.یک دفعه مثل بچه ها گریه کردم .آن هم با حالت تحقیر به من نگاه کرد.واقعا مثل بچه گریه کردم.هشتاد کیلومتر با ماشین رفتم درب فرماندهی قرارگاه اجازه کتبی گرفتم که این میتواند برود.بعد نامه را دادم خوند ولی حرسش گرفت بالاخره رفتم.اصلا نمیشد نری.شب اول قبر دست خالی.والله به این قرآن در خواب شب اول قبرم را دیدم دست خالی بودم .فقط ما توهم داریم که یک کاری کردیم.این یک توهم است.خواب دیدم یک شب داخل قبر گذاشتند بعد آنها به من گفتند چیزی برای عرضه داری؟به قرآن قسم هیچ چیز برای عرضه نداشتم.فهمیدم قاضیه را باختم.کدام نماز ؟ کدام حضور قلب؟کدام عبادت ؟ کدام اخلاص؟کدام تقوا؟چی میخواهیم ببریم ما؟حالا نگاه کنید آنجا می گویند جهنمی هستید.قرآن میگوید:بدون استثناء همه آنها آرزو دارند برگردند.
یکی از آقایان چتد وقت پیش تعریف میکرد از یکی از ا مراجع که اسمش را نمی آورم.سکته کرده بودم. خواب دیدم درد شدیدی داشتم،دیدم از پا راحت شدم.دیدم پام درد نمکند یواش یواش آمد بالا دیدم رسید به گلوم.دیدم واقعا دارم از درد میمیرم.به من گفتند حضرت آیت الله آماده شو که جای تو وسط جهنم است. گفتم یعنی چه جهنم.سوابق انقلابی راگفتم،در این نظام چه کار گردم؟در این جمهوری چه کار کردم....گفتند صبر کن،آنها رفتند پرسیدنداما گفتند به درد نمیخورد.باید جهنم بروی.گفتم من چقدر کار عبادی کردم ،چنان بوده ،چنان بوده.اینهمه جماعات عبادات.گفتم لاقل به من یک فرصت بدهید. رفتند پرسیدند وآنها هم قبول کردند.همه ما این وضعیت را داریم. من رفتم جهنم ودیدم برای همین من سوزش دارم.
ائمه هزار صد وهفتاد یک سال است که مارا دنبال کار خودشان میبرند.اما نمیرویم. آن موقع که جهنم رفتیم میفهمیم چقدر کار برای امام زمان میتوانستیم بکنیم...از آن قشنگتر خدای عزیز ،اله ما ،محبوب ما،مارا دعوت کند به خدمت خودش. مناجات شعبانیه مگه:خدایا من را از کسانی قرا ده که به خدمت خود خواندی.از تو یک اشاره ازمن به یک سر دویدن .خدا ما را آوره که کمک کنیم.مَن ذَالَذی قرض حسنا.کی است به خدا قرض دهد. غنی مطلق مگه چه کسی به من قرض میدهد. از آن چه که روزی کردیم انفاق دهید. بشر این کار رامیکند؟!ما در انفاق چقدر بخل می ورزیم. در انفاق علم، در انفاق شادی، در انفاق پول، بخل داریم به خدا حاضر نیستیم بدهیم.حضرت میفرماید: جاهدو ا فی الله. در راه خدا جهاد کنید. چه افتخاری است؟این چه انتسابی است ما الان نمیفهمیم. من کارم به سربازی خدا رسیده است.این خستگی آدم رادر میکند.کیف دارد . بنابراین حضرت فرمود: تفریح امت من جهاداست.شما این شیرین کاری هارا میکنید . تیر خوردن ،مجروح شدن همه آنها در مقابل معشوق انجام میشود.وما رایت الا جمیلا .جز زیبایی هیچ چیز نبود. شب عاشورا همه شادی میکنند.سید بن الطاوس میگویند: اگر از عرف نمی ترسیدم . دستور می دادم همه جشن بگیرند. تفریح امت ام جهاد است. ما با این فکر خیلی فاصله داریم. ما خستگیمان و بی حوصلگیمان مال خداست. با عشق وذوق برای خدا کار نمیکنیم. برای امام زمان لذت نمیبریم از اینکه کار میکنیم. تفریح را نمی دانیم فقط دفاع مقدس این را بچه میدانستند.در راه خدا با دور ونزدیک در حال حضر وسفر پیکار کنید.زیرا جهاد دری از درهای بهشت است.جهاد شخص را از غم واندوه میراند. پیامبر میفرماید: جبرئیل به من خبری داد من شاد شدم. جبرئیل گفت :کسانی که در راه خدا جنگ میکنند یک دانه بارون بهش نخورد. یک ذره درد سر نمیکشند. مگر اینکه تمام اینها روز قیامت به نفع اینها شهادت میدهند.
روایت بعدی از نبی اکرم صلوات الله وعلیه است. میفرماید:مَقامُ اَحَدُکُم یوم فی السبیل الله اَفضَلُ مِن صلاته بَیتَهِ سبعین عامه و یوم فی سبیل الله خیر من اَلف یوم فی ما سواء.
یک روز ایستادگی شما در راه خدا بالاتر از این است که شما هفتاد سال در خانه تان نماز بخوانیدنماز مقبول برای خدا. این نقش را میخواهد بگوید .اگر شیعیان این را میفهمیدند امام زمان هزار و صد وهفتاد ویک سال تنها نمیماند. ،غصه بخورد وآواره شود ولی شیعیان همه نماز خواندند ،خمس دادند ،حج رفتند،روح جهاد نداشتند.ما خیلی گرفتار خاله خاله بازی های زندگی هستیم و یک روز در راه خدا بالاتر از هزار روز است بدون جهاد. حالا راهپیمایی میشود ،بشین خونت تلوزیون نگاه کن!ببین چه خسارت های عظیمی میبینی.در روز راهپیمایی مهمانی بدهی،یا مهمان دعوت کنی.چه گناه بزرگی میکنی.راه پیمایی مستحب نیست دشمنت حساب میکند به جمعیت. مثل جبه است.جالب است در مورد نماز جمعه این را گفتند ما خیلی ها نماز جمعه نمیرویم.من عذر شرعی دارم نمیروم.پشت میز نماز میخوانم.یک موقعه ای نمی خوانم اذیت میکشم.اصلا روی زمین نمیتوانم بنشینم.باید حتما روی صندلی بنشینم.عجیب است که فرمود ثواب نماز جمعه با جهاد یکی است. چون نماز جمعه این حالت ایستادگی را دارد.بنابراین هر موقع نماز جمعه میروید اگر این حالت به شما دست نداد به من بگویید این حالت به من دست نداد.اگر بعد از نماز جمعه سبک نشدید ،شاد نشدید، حضرت می فرماید : هر کس به نماز جمعه میرود بالافاصله تمام گناهانتان میریزد.خیلی ظلم است اگر راه پیمایی شرکت نکنیم.گرفتار میکنند اگر نرویم. چون ما الان جنگ نظامی نداریم.باید اعلام برائت کنیم. امام خمینی برائت را در جنگ اعلام کرد. چهار صد تا شهید در اعلان برائت دادیم.باید اعلان برائت شود. باید داد زده شود.ما میگوییم جوانان بسیجی احساساتی هستند رفتند راه پیمایی راه انداختند.آنها جها د میکنند ما بی خیالیم. باید راهپیمایی شود. حضرت علی علیه السلام: اَلجهد فرض علی جمیع المسلمین لِقول تعالی کتب علیکم القتال جهاد بر جمیع مسلمین واجب است . چرا؟چون جهاد برای شما واجب است ولی بدتان
می آید در حالی که برای شما خوب است. اگر همه مردم این حدیث را رعایت میکردند
چه اتفاقی می افتد؟آنچه میدیدیم با آنچه شاهد آن بودیم قابل مقایسه نبود.علیکم باالجهاد فی السبیل الله مع کُل امام.اگر شیعه پا کار بود امام حسن مظلوم وتنها شهید می شد؟امام حسین تنها شهید می شد؟علی علیه السلام غصه می خورد. حدیثی از پیامبراکرم صلوات الله علیه می فرماید :قسم به آن کس که زندگیم دست اوست ،اگر بر اهل ایمان سخت نمیدیدم هیچگاه پس ازفوج ولشگری که در راه خدا میجنگیدندنمی نشستم.بعد از جنگ از اسب پیاده نمیشدم
ولی من وسایل لازم گسترده ای را نمی بینم که آنهارا به جنگ ببرم و آنان نبز هم وسایل جنگی ندارند که از من فرمان ببرند .این را درست نبینید که بعد از من بنشینید. ولی شیعه نشست تاوقتی که پیامبر از دنیا رفت کشیدند کنار. طناب به گردن حضرت علی علیه السلام انداختند ،حضرت زهرا را کشتند،با امام حسن وامام حسین را کشتند.همه مسلمانان بعد از پیامبر نشستند.حضرت میفرماید : بر شما واجب است که با هر امامی در راه خدا جهاد کنید . چرا؟چون بابی از در هایی از بهشت است.دقت کنید حضرت میفر ماید : بهشت همین جاست. اگر در هشت سال دفاع مقدس مردم نمیرفتند. آمریکا وصدام کجا بود؟الان نمیتوانیم جشن بگیریم وبا امنیت کامل هستیم.مال خون آنهاست.هیچ عبادتی ، علمی ، عرفانی تولید نمیشودمگر به برکت خون شهداء.همه مدیون بسیجی ها هستند. هر کس مؤمن رزمنده ای را به زشتی یاد کند و غیبت او را کند وآزارش برساند و در خانواده اش از او به زشتی یاد کند ، روز قیامت ترازوی قیامت اعمالش نهاده شود،تمام خوبیها از بین رفته و واژگون در آتش است. هفته دفاع مقدس کوه خزر نمایشگاه گذاشته بودند. من سه بار رفتم. ابتکار جالبی کرده بودند . نوشته بودند چادر دوست یابی.شما آنجا میرفتید یکی دوتا شهید معرفی میکردند. مثلا در بهشت معصومه، در قطه فلان، بااین شهید رفیق باشید. شما هم این کار را بکنید ، با یکی دوتا از آنها دوست شویدوبا آنها حس بگیرید . واقعا در زندگی ا ثر دارد. برای آنها فاتحه دهم ،خیرات ویژه دهم. شب اول قبر به بعد معلوم میشود. ما الان کسانی راداریم که با کمال بی غیرتی ، بی حیایی ، جنگ را زیر سوال میبرند.دایی لابلی بی غید به خواهر زاده اش میگوید: چشمت کور چرا به جبهه رفتی؟ مگر ما با چه کسی معامله کردیم؟ قشنگی این بود برویم وکسی به ما محل نگذارد. شما حتما زندگی نامه شهداء را بخوانید . خاطرات شهید اندرز گو ،چمران، شهید همت را بخوانید. یک حدیث بخوانم : از نبی اکرم صلوات الله وعلیه : الخیر کل فی الصیف.تمام خوبیها در شمشیر است . همه خوبیها امام زمان است بخاطر اینکه ما حاضر نشدیم دست به شمشیر بزنیم امام زمان در غیبت .است. در زیر سایه شمشیر است و مردم جز به شمشیر راست و استوار نمیشوند. خداوند در کل این قرآن یک موعظه نکرده است. به همه مردم بگو من خداشماراموعظه میکنم .بخاطر من یک نفری یا دو نفری قیام کنید. آیا حالت حرب در زندگی دارید یا ندارید؟ همه مردم اهل قیام باشند وهیچ کس محل به او نگذاردباید بفهمد یک لحظه از عمرش را به غیر خدا نفروشد.اگر کسی این را بفهمد امام زمان ظهور میکند. پیام این درس (اِنی سلم لِمَن سالمکم و حرب لِمَن حاربکم)