جلسه 165 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
165
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
12
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 165 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا 6/12/83

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمین من الان الی قیام یوم الدین.

بحثمان درباره ی این بود «اِنی سَلمٌ لِمن سالمکم و حربٌ لِمن حاربکم و ولیٌ لمن والاکم و عدوٌ لمن عاداکم» چون بحث محبت و مهرورزی راهم در ولایت و هم در مباحث آغازین زیارت عاشورا به خصوص در بحث مهرورزی قبلا خدمت عزیزان عرض کردیم ترجیح دادیم که اول بحث درباره سلم و حرب و عداوت و براعت را مطرح کنیم و بحث جدیدی درباره ی مبالات و آداب آن تقدیم عزیزان خواهیم کرد

جلسه ی گذشته درباره ی این صحبت کردیم که ما در عملیات انتقام که خداوند تبارک و تعالی از ما خواسته که به عنوان یک فرزند اهل بیت و دو شیعه و پیرو اهل بیت باید غیرت داشته باشیم یعنی کسی که این حس را ندارد در باطن بریدگی درون او ایجاد شده که نسبت به اهل بیت این حس را ندارد که نسبت به جسارت ها و جنایت هایی که در حق او انجام شده آنقدر متأثر باشد که روح انقام بر او حاکم باشد این که دارم این را تکرار میکنم بر این است که بتوانیم یک ارزیابی صحیحی از خودمان داشته باشیم. زیارت عاشورا یک کتاب انسان شناسی است علاوه براینکه منشور زندگی است یک کتاب انسان شناسی است که شما در آیینه ی زیارت عاشورا می توانید حد و حدود خودتان را، قیمت خودتان را بشناسید یعنی بدانید چه کسی هستید؟ و چقدر قیمت دارید؟ الان بعد گذشت سی سال چهل سال پنجاه سال از عمر خودتان در چه وضعیتی به سر میبرید؟ برای شناخن خودتان خیلی مؤثر هست وقتی کلمه ی انتقام به کار برده میشود و بعد به شما میگوید خون شما خون حسین است (* اَن یرزقنی طلب ساری ...)انتقام خون خودم را میخواهم بگیرم به شما هویت فرزندی را داده و میخواهد ببیند شما چقدر از عاطفه و محبت فرزندی برخوردار هستید ؟این قید را چرا در طیارت عاشورا آوردند؟ (* باَبی اَنتَ و اُمی) در جامعه ی کبیره هم داریم ( بِاَبی اَنتم و اُمی) پدر و مادرم فدای تو یا پدر و مادرم ، جانم ، مالم فدای شما یک مقیاس گداشته که شما بتوانید با این مقیاس حدود رشد خودتان را تشخیص دهید چون برای ما قیمتی ترین چیز در زندگی این است که همیشه آخرین قیمت ها و اطلاعات رو از خودمان داشته باشیم در حرکت به سمت ابدیت چون فعلا ما در رحم دوم هستیم تا یر نشده باید خودمان را برای شرایط زیستی آخرت آماده کنیم ، وقتی که جنینی در رحم دوم زیارت عاشورا را در کنار خودش دارد ، جامعه ی کبیره را در کنارش دارد ، دعای ندبه را دارد دائماً میتواند مشخص کن در این مدتی که در جنین قرار گرفتد چقدر نسبت به شرایط زیستی آخرت آمادگی کسب کرده ، به کجا رسیده . در زیارت عاشورا دائما به شما قیمت و شاخص میدهد ، شاخص ها را معین کرده خیلی قشنگ هم رسم شده تا شما بتوانید دقیقا تشخیص بدید که در رحم دوم کجا هستید ؟ و بااین شاخص های تولد سالم چقدر فاصله دارید ؟ برای اینکه یک موقع اشتباه نکنیئد که مسئله ريال مسئله ی اهل بیت است ، مسئله ی آخرت است مأورای طبیعی است ، اهل بیت را که ما هنوز ندیدیم و ارتباط فیزیکی با آنها نداشتیم ظاهراً برای اینکه بتوانند حس های شما را نزدیکتر کند میگوید بگو پدر و مادرم فدای تو باشد ، پدر و مادری که با آنها زندگی کردیم حس هایی که نسبت به پدر و مادر داریم مشخص است که بگو پدر و مادرم فدای شما باشد پدر و مائر طبیعی ما فدای پدر و مادر اصلی ما میشوند ، پدر و ماد رابدی و حقیقی ما میشوند این مبنا میخواهد به تو بگوید که اگر جنایتی در حق پدر و مادر تو شد فقط گریه میکنی یا به عملیات انتقام دست میزنی ، پدرت را یک کسی کشت ، مادرت را یک کسی کشت خواهرت را و یا ناموست را کسی جسارتی مرد فقط گریه میکنی ؟ گریه کردن صرف فقط ذلت است ، ححضرت زینب به کوفه میرود و به آنها میگوید گریه میکنید ؟حقتان باشد ، حقتان هست که گریه کنید و بعد نفرین میکند یعنی میخواهد بگوید گریه کردن بدون غیرت و صرف گریه ، شما نگاه کنید عمر سعد هم گریه میکرد ، شمر هم گریه میکرد حتی یزید گریه کرد ، ابن زیاد گریه کرد این که زیاد گریه کردن فایده ندارد هرچند ثواب دارد چون کاری است برای اهل بیت ثواب دارد اما این را خوب دقت کنید ما بچه های ائمه هستیم نمیخواهیم ثواب بگیریم که مزدور نیستیم که ثواب بگیریم ما نیومدیم که پاداش بگیریم ما بچه هایشان هستیم . اگر یک کسی بیاید مجلس مادرتان ، مجلس پدرتان ، مجلس دوستتان که عزیز هست برای شما گریه کند پاداش دارد تشکر میکنید بعدا هم اگر لزومی داشته باشد میرید تشکر میککنید یا جبران میکنید اون زحمت کشید شما هم تشکر میکنید اما صاحب مجلس که نمیتواند از کسی پاداش بخواهد من برای بابام گریه کردم برای کادرم کریه کردم این خوب نیست اگر در حق پدر شما ، مادر شما ، خواهر شما ، برادر شما که میگویید فدای اهل بیت بشوند جسارتی شود انتقام میگیرید یا نمیگیرید ؟ روح انتقام دارید یا ندارید ؟لعن میکید طرف را یا نه ؟ براعت از او دارید یا نه ؟ جبران میکنید ؟ انتقام میگیرید ؟ حالا که میگویید پدر و مادر فدای اهل بیت باشد برای اهل بیت که بالاتر از پدر و مادرت هستند و بالاتر از هر کس دیگری هستند دارای روح انتقام نیستی و فقزط یک عمر گریه کردی بدون اینکه ضربه ای به دشمنانش بزنی و براعتی از آنها داشته باشی اینجا حضرت میفرماید دروغ میگوید هر کسی که میگوید ما را دوست دارد ، محبتش هم دروغین است چون مبنا دارد دست تو میدهد ، آیینه است میگذارد تو خودت را در این آیینه نگاه کنی صرف گریه فایده ندارد باید آن سه مرحله ی عملیات انتقام را جلو بروی لعن ، براعت ، حرب ، حرب عملیات است یعنی باید حتما گوش دشمن را بگیری و ضربه به آن بزنی از دست تو لطمه بخورد و احساس ترس کند از تو از شما بترسد ، حیبت داشته باشد در دلش از شما ها ولا اگر کسی حس انتقام نداشته باشد و صرفا بخواهد گریه کند باید همین حرف هایی را که حضرت زینب زد را به او بگوییم هزار و صد و شصت سال برای امام زمان داریم گریه میکنیم چه فایده ای دارد ؟ تازه برای امام زمان هم گریه نمیکنیم کاش برای او گریه میکردیم اگر این چیزی که زیارت عاشورا به ما درس داده بود درست جا می افتاد گریه ها به جای حسین شصت و یک میرفت روی حسین الان این گریه ها هدف دار و بهتر میشد ولی موضوع این است که ما اصلا دلمان برای امام زمان نمیسوزد حقیقتاً و هیچ آتشی در دلمان نمی افتد نسبت به تنهاییش هم ناراحت نیستیم . هزار و صد و شصت سال تنهایی چیز کمی نیست. این نشان میدهد که امام زمان چقدر دارد از این تنهایی اذیت میشود یکی فرمایشاتی که دائما به بزرگان کرده ، هر کدام از بزرگان ، اولیا و مراجع خدمت حضرت رسیدند حضرت این شکایت اینجوری داشته نامه ام که نوشته چند بار برایتان خواندم دائماً از این مسئله ی تنهایی نالیده که من تنها هستم ، غریب هستم ، شیعیان کاری با من ندارند ، شیعیان من را فراموش کردند ، شیعیان فکر من نیستند این مسئله خیلی حرف است . به هرکس رسیده حضرت گفته از ما یاد کنید ف ما را یاد کنید ، به یاد ما باشید امام زمان رحمی هست که متقین و مؤمنین از آن متولد میشوند اگر از با آن رحم ارتباطشان قطع شود سقط میشوند حرف قرآن است دیگر وقتی ارتباط نداشته باشیند سقط میشوند برای همین در اعمالی که میکنید بیشتذ از گریه برای امام حسین ، بیشتر از گریه برای حضرت زهرا امیرالمؤمنین و پیغمبر و بیشتر از نماز شب ، بیشتر از قرآن خواند و بیشتر از هر چیز دیگری یاد امام زمان ثواب دارد ، یاد خودش ، یاذد تنهایی اش ، یاد انتظارش ، یاد غربتش ، یا، یاد مظلومیتش ، یاد طرد شدگی اش ، یاد آوارگی اش این خیلی ارزش دارد و اینکه بالاخره ما به یک وضعیتی برسیم که این حالت انتظار در ما ایجاد بشود یعنی چشم به راه باشیم و یک تلاش هایی هم بکنیم (* اَفضل العبادهَ انتظارٌ فَرَج) بالاترین عبادت است یعنی آنقدری که توجه به امام زمان ، حرف زدن برای امام زمان ، گریه برای امام زمان ، گفتگو درباره ی امام زمان سازندگی می آورد شما را حالت طبیعی در رحم دوم یعنی دنیا میدهد هیچ کدام دیگر از قسمت های معارف نمیتوانند در شما این چنین سازندگی بیاورند شما اگر بخواهید میانبر ترین راه را بروید و زود به نتیجه برسید از نظر شخصیتی ، از نظر تطبیق با شرایط زیستی آخرت بیشترین تلاشتان را بکنید که رابطه یتان با حضرت تنظیم بشود یعنی از اینکه سال ها نماز بخوانید نماز شب بخوانید ، عرفان بروید ، قرآن بخوانید بهتر است این حفظ رابطه و تنظیم بودن رابطه با امام زمان به همه ی اینها اولویت داردیعنی شما دائما به فکر رابطه ی خودت با امام زمان باش ، مختصات تو با امام زمان این را در ذهنت دائما مرور کن و احتیاج به کار دارد اینجوری نیست که من میگویم و شما اینجوری میشوید نه زحمت دارد تا انسان به جایی برسد که این حالت که همه ی کار هایش را تنظیم کند با غربت پدرش ، مظلومیت پدرش ...دیدی یک نفر میگوید بیا دانشگاه ما مادرم مریض است نمیتوانم برم یا به شوهرش میگوید باید به مادرم سر بزنم ، به بچه اش نمیرسد با مادرش تنظیم میکند یا مشکلی که می آید براساس آن تنظیم میکند طول میشکد تا شخص باور کن این قضیه را ، تا باور کند نسبت را ، باور کند وضعیتی را که باید نسبت به اما زمان داشته باشد ، باور کند در قیامت مسئول است نسبت به امام زمان تا کم کم به این فکر برسد که رایطه ی شخصیش را از این حالت های جمعی و عمومی دربیاورد تا خودش شروع کند به برقراری یک رابطه ی شخصی و تنظیم رابطه با امام زمان ولی تکرار آن مؤثر است ما باید بگوییم و بگوییم تاتک تک به این فکر باشند و بقیه فعالیت هارا براساس این تنظیم کنند نباید ارتباط با امام زمان یک کاری در عرض کار های ما باشد یعنی ما بگوییم ما یک سلسه کار هایی داریم و یکی از آنها کار برای امام زمان است ،برقراری را بطه با امام زمان است ، تنظیم رابطه با ایشان است ما فقط یک کار داریم که خودمان را در رحم نگه داریم و سقط نشویم بقیه کارهابا حفظ در رحم بودن حل میشود وگرنه کسی که سقط بشود چه فایده ای دارد یعنی محور باید امام زمان باشد بقیه کار ها در اطراف آن . اول همه ی کار ها راذ تنظیم کنیم با امام زمان بعد برای بقیه برنامه هایمان با اذن امام زمان برنامه ریزی کنیم و بریم سراغ آنها و با آن جهت که امام خمینی فرمود روح خدمت در انتظار یعنی مبنا و زمینه و بستر اصلی انتظار هست. این حالت منتظر بودن. برای اینکه وضعیت را بهتر متوه شوید من یک مثال می زنم. زمان شاه مردم ما تحت ولایت طاغوت عبادت خدا را می کردند یعنی تن به ولایت طاغوت داده بودند، نماز می خواندند، روزه می گرفتند، حج می رفتند، اعزاداری می کردند اما تحت ولایت طاغوت ما برای ولایت توضیح دادیم که انسان به هیچ وجه تحت ولایت شر نمیتواند باشد. یک عده انسان های روشن و فهمیده آن زمان مظلومانه، غریبانه، تنها مثل فداییان اسلام، مرحوم اندرزگو، مثل امام، مثل مقام معظم رهبری اینها فقط تعدادی بودند که زندگی نباید تحت ولایت طاغوت باشد برای همین می جنگیدند، مبارزه می کردند ضمن اینکه در آن وضعیت زندگی خودشان را حفظ میکردند و روابط خودشان حفظ بود اما برای سرنگونی وضعیت موجود و نارضایتی از وضعیت موجود شرط اصلی انتظار است، این نارضایتی را داشتند و فعالیت می کردند که وضعیت را تغییر بدهند تا حاکمیت عوض بشود بقیه مردم د در کار خودشان بودند گوگوش و حمیرا و هایده را داشتند عزاداری داشتند عروسی داشتند یک عده ی خاص فقط پیوند با امام زمان داشتند بقیه ی مردم عوام بودند و مسئول کار خودشان بودند تا اینکه آن تحول اساسی وخرق عادت و انفجار نور از بین این عده ی قلیل که اخلاص داشتند و در رأس آنها امام امت بود حاصل شد این انفجاری کهاز ناحیه ریخته شدن خون اینها در زندان ، چون خون خیلی غوغا میکند هیچ چیز به اندازه ی خون انفجار نور ایجاد نمیکند یعنی هر جاکه شما احتیاج به نورانیت وتحول داشته باشید بیش از هزاران سخرانی خون کار میکند مظلومیت و خون . امام حسین (علیه السلام) میتوانست بکشد کنار وبرود کار تبلیغاتی کردن ولی چقدر موفق میشد اگر کار تبلیغاتی میکرد مثل بقیه ائمه امام حسین مگر میتوانست مثل امام صادق باشد هرگز نمیتوانست مثل اما صادق عمل کند ، امام صادق چهار هزار تا شاگرد داشت غصه های بزرگ همین است زمان امام حسین کسی همچین اجازه ای نمیداد کسی بخواهد شاگرد پروری کند حالا اگر امام حسین کار نمیکرد و میرفت شاگرد پروری میکرد میرسید به امام صادق (علیه السلام) که امام صادق (علیه السلام ) گفت در اینها بیست نفر یار ما نداریم ، بسیجی نداریم ولی اینها قشنگ ترین راه را انتخاب کردند راه مصیبت عظیم را انتخاب کردند که بیایند خون بریزند آن هم با بدترین شکل خون بریزند یعنی امام حسین میتوانست زن و بچه را بگذارد باشند م ولی مخصوصا علی اصغر را می آورد ، مخصوصا راباب را می آورد ، مخصوصا علی اکبر را می آورد ، مخصوصا سکینه را می آورد ، مخصوصا رقیه را می آورد ، بقیه اصحاب مخصوصا حضرت زینب (سلام الله علیها ) و دقیقا راهی را انتخاب میکند که الان ما بعد از هزار و سیصد و خرده ای سال وقتی یادش می افتیم منفجر میشویم دقیق انتخاب کرد حضرت یعنی میدانست چه کاری کند هیچ چیز به اندازه ی مظلومیت و خون کار نمیکند برای پیام رسانی ، مخصوصا زن ها زا آورد و حضرت زینب هم تجهیزش کرد که این بقیه ی مصیبت را کش دهد چون قرار است این مصیبت عظیم تا قیام امام زمان انرژی ایجاد کند در مبارزین و مجاهدین ، روح انتقام و کینه ی مقدس ایجاد کند از این هایی که میگویند (*سِلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم) لذا حجم مظلومیتی که باید ایجاد میشد باید خیلی ززیاد می بود نباید فقط در کربلا میماند ، کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود ، زینب آمد کربلا را برد درکوفه ، شام که الان شما میروید آنجا میبینید که در شام چه غوغایی است اگر مشرف بشود میبینید که آنجا چه آثاری دارند حضرت زینب (سلام الله علیها) باعث شد که کربلا در تاریخ بماند سید الشهدا شروع کرد ولی حضرت زینب (سلام الله علیها) تکمیلش کرد این نیاز هست ، خونریزی ، شهادت این خون هایی که قبل از انقلاب ریخته شد ، خون های پاک که ریخته شد باعث شد که آن انفجار حاصل شود الان هم مثل زمان شاه میماند نسبت به حاکمیت امام زمان طاغوت الان ما آمریکا و استکبار جهانی هست ،صهونیسم بین الملی هست . من و شما الان حکم آن مبارز های قدیم را داریم الان هر کدام از ما مثل آن هفتادو دو تن هستیم خیلی شرافت است اگر الان بجنبید ملحق میشوید به آن هفتاد و دو تن خیلی شرافت است یعنی اینکه وقتی میبیند میلیون ها انسان در کشور خودمان باز صد ها میلیون شیعه در بیرون از اینجا دارن با غفلت با هدر دادن بالای نود درصد امکانات عزاداری ، عزاداری ها را خراب میکنند نمیتوانند ، عرضه ندارند عملیات انتقام را سازماندهی کنند شما ها که عقلاتان میرسد معرفت دارید باید مظلومانه کار کنید از در خانه یتان باید کار کنید مبارزین در خانه ی خودشان امنیت نداشتند باباش میرفت لوش میداد مامانش میرفت لوش میداد همه با او مخالف بودند الان ما حکم اون موقع را داریم یعنی مردم ایران اهل معرفتاش حکم آن هفتاد و دو تن را دارند جامعه ی جهانی حکم وضعیت آن موقع حکم مردم ایران زمان شاه را دارد که باید کم کم کار کنیم ،موج گیری کنیم ، ناامید نشویم علما ما و روحانیت معظم ناامید نشد زمان شاه با چه مظلومیتی .... میگفتند دو گروه را سوتر ماشین نکنین یکی فاحشه ها یکی آخوندها اینقدر تبلیغات بر علیه آنها بود شاه میگفت روحانیت را باید بریزی در توالت سیفون را بکشی روی آنها ولی اینها در غربت و مظلومیت ممیدانستند پیامشان فطری است و نابود شدنی نیست یعنی اگر در اهل کفر و اهل فسق و فجور هم چیزی بگویند این تخم کاشته میشود و یک زمانی شکوفا میشود ناامیدی کفر است ، این همه امکانات امام زمان در اختیار ما گذاشته ما خیلی خوب و راحت میتوانیم جو جامعه ی جهانی را بهم بریزیم و شروع کنیم به عنوان بچه های سید الشهدا یک تهاجم فرهنگی جانانه به سمت جهان کنیم و جهان هم آمادگی دارد چون خود سید الشهدا قبلا حکومت خودش را در همه ی قلب ها در کل کره ی زمین تثبیت کرده خداوند تبارک و تعالی مردم را از سید الشهدا خلق کرده ( نحنُ صَنایعُ ربنا و الخلقُ بعد صنایعنا)هیچ آدمی حتی شمر ، عمر سعد ، هیتلر ، بوش وجود ندارد که پرتویی از سید الشهدا در وجودش نباشد پرتوی سید الشهدا است که مختاری که زمان امام حسن به عمویش میگوید بیا این را برداریم ببریم و تحویل معاویه و یک پولی از معاویه بگیریم زمانی که سید الشهدا به شهادت میرسد میرود و تمام دشمن های سید الشهدا را به قتل میرساند و انتقام بدنشان را میگیرد انتقام خون و حقیقیشان نه انتقام حقوقی و شخصیت الهیشان را ، پرتوی سید الشهدا است که رسول ترک و کسای دیگری بودند که صفاکان رژیم شاه میگفتند که یک چیزی راجب حضرت زینب حضرت زهرا حضرت کاظم میگفتند که میشستند و گریه میکردند صفاکان که مسلسل آورده بودند که نگذارند دسته های عزاداری بیرون بیاید وفتی به او میگفتند که داریم به تشبیع جنازه ی امام کاظم میرویم اسلحه را میگذاشت و مینشست به گریه کردن پرتو دارد از سید الشهدا بنابرین شما پایگاه دارید در دورترین نقاط دنیا و پایگاه تان قوی است اگر نخواهید از این پایگاه استفاده کنید و جهت دهی کنید ، از داخل خودمان که قوی تر هست شروع کنیم چون هر چقدر مرکز قدرت قوی تر عمل کند شعاع آن به جاهای دیگر بیشتر کشیده میشود پیغمبر هم یک نفری شروع کرد شما هم مظلومانه و تنها شروع کنید والله قسم کارتان میگیرد خود امام زمان برکت میدهد به شما اصلا خود آنها می آیند سراغ ما که این کار ها را بکنیم ، خود آنها این لیاقت ها را به شماها میدهند شما نگاه کنید هندوستانی که یک میلیارد جمعیت دارد ،جمعیت آن بیشتر غیر مسلمان هستند ، دویست و پنجاه میلیون مسلمان دارد شصت میلیون آن فقط شیعه هستند بقیه هندو و بودای این ها هستند ولی تنها کشوری یک میلیاردی است که روز عاشورا تعطیل رسمی اعلام میشود ،ذ تعطیل رسمی اعلام میشود هیچ کس هم گله ای ندارد یعنی شیعیان عزاداری میکنند ، اهل تسنن عزاداری میکنند ، بودایی ها عزاداری میکنند چون نسخت وزیر آن میگوید من با پیروی از سید الشهدا ، گاندی ، میگوید من با پیروی از سید الشهدا امام حسین هندوستان را آزاد کردم ، هندوستان مدیون امام حسین هست در آزادی خودش باید روز شهادت امام حسین هندوستان تعطیل باشد ما خیلی قدرت داریم ولی الان باید مظلومانه عمل کنیم مظلومیت الان ما و تنهایی الان ما به اندازه ی مظل.میت و تنهایی مبارزان زمان شاه نیست ها الان ما در اوج عزت داریم کاریم میکنیم ولی آنها در اوج ذلت کار میکردند ما باید یاد بگریم که تنها کار کردند یعنی چه؟ باید یاد بگیریم که خداوند فرمود به شما نصیحت میکنم که ( قُل اِنّی اَعِظُکم بالواحِدةَ)یک موعظه بیشتر شما را نمیکنم (اَن تَقُومواُ لِله مَثنی و فُرادا) بخاطر خد اقیام کنید یک نفره با دو نفره و دست مردم را بگیریم از این مرتبه ی سوم عزاداری به مرتبه ی چهارم و پنجم برسونیم اگر این بشود دیگر فاصله ای بین ما و امام زمان وجود ندارد حداقل فایده ای که دارد یک فایده ی فردی است این هست که امام زمان شهادت میدهد در زمانی که بقیه از او قافل بودند تو به یادش بودی . یک دعایی هست بعد زیارت عاشورا دعای خیلی تکان دهنده ای است به نام دعای علقمه کاملا معتبر است دعای علقمه خطاب به امیرالمؤمنین و سید الشهدا عرض میکند که آقا من زمانی به سراغ شما آمده ام وبه یاد شما بودم و به زیارت شما می آیم که مردم از شما روی گردانده باشند در حال غفلت بقیه به سراغ شما می آیم هنرم همین است که بقیه در حال سکون به قول قرآن حزب قائدین هستند تو جزء حزب الله و مجاهدین هستی (فضل اللهُ المجاهدین علی القائدین اَجراً عظیما) خیلی فاصله است میان مجاهد و قائد بین کسی که شور در سر دارد مثل سید الشهدا و فاطمه ی زهرا با کسی که هیچ انگیزه ای ندارد و فقط میخواهد زندگی اش را بگرداند خیلی فرق میکند برای همین شما باید همینجوری باشید. خیلی کیف دارد وقتی امام زمان را ملاقات کنید با نگاهی به تو نگاه کند که وفاداری خودت را به او تأیید کند. خیلی مهم است. خجالت آور ترین صحنه این است که ما در غفلت از امام زمان باشیم و امام زمان بیاید. این خیلی شرم آور است یک لحظه تصورش را بکنید که هر کسی مشغول امورات زندگی خودش است مشغول پیچ و خم مسائل زندگی خودش هست. فرمود: امر ما ناگهانی است یک دفعه امام زمان می آید ناگهان می آید. حالا خوشبختانه ما گرا داریم ما مثل زمان شاه نیستیم که ندانیم واقعا چی هست،ما آخرین اطلاعات را با توجه به اینکه خود معصومین گفتند داریم آنهایی را که امام خمینی فرمودند ائمه فرمودند یعنی می دانیم که چیزی نمانده به آن لحظه حساس . بنابراین خیلی افتخار بزرگی است برای یک نفر که زمانی که بقیه می گویند بی خیال برو دنبال عشق و حال خودت، یک شخص دغدغه داشته باشد برای امام زمان،دلش بسوزد واقعا برای امام زمانف حالا اگر نسوزد چی میشود؟ باید عرضه کنی به زیارت عاشورا جوابت را می دهد عرضه کن به جامعه کبیره جوابت را می دهد اگر دلت نسوزد تو هیچ کاری نکنی برایش ببین قیمتت دستت مس آید چون قیمت انسان مساوی است با دغدغه هایش - بحث دغدغه را قبلا گفتم باز هم انشالله بلافاصله بعد از این فقره توضیح خواهم داد- ما برسیم به این جا هر کدام ما واقعا این دغدغه و ترس و دلشوره را داشته باشیم ببینیم که اگر در خانه خودمان غمی هست غصه ای هست اگر فسادی است دل نگرانی است دردسری است این برای این است که بابا بالا سرمان نیست، یتیم هستیم بفهمیم که هر نکبتی دارد به سرمان می آید از کجاست تا تو اجتماع خودمان و تا تو سطح جهان. خوشبحال کسانی که اهل این کارند مثل زمان انقلاب اهل مبارزه بودند من یادم است یک خاطره است که هزار بار شاید بهتان گفتم بازم می خواهم بگویم یک خاطره هم هست شاید نگفتم شاید جدید باشد عملیات والفجر مقدماتی بود من آمده بودم تهران برای استراحت، با رفقا توافق کرده بودیم که موقع عملیات همدیگر را مطلع کنند من چون وضعیت بدنی مناسبی نداشتم نمی توانستم زیاد بمانم هم چون فعالیت علمی زیادی داشتم باید به کارهای علمی مان هم میرسیدیم به نفع جبهه هم بود تماس گرفتند گفتند عملیات است بیا، من رفتم دوکوهه دیدم چند هزار نفر اعزامی وارد دوکوهه شدند ما تخریچی بودیم فرمانده ما یک سخرانی کرد برای این چند هزار نفر گفت شما همه تان آمدید جانتان را فدای اسلام بکنید آمدید جانتان را فدای امام حسین کنید گفت ولی در این قسمتها جبهه بعضی جاها هست که از بعضی جاها خطرناکتر است یک ازآنها تخریب است ما احتیاج داریم به کسانی که به راحتی تو میدان مین قلت بزنند دغدغه نداشته باشند یعنی هر وقت لازم شد میدان را باز کنند اگر باز نشد خودشان را بیاندازند روی مین و میدان را باز کنند هر جوری شد بعد گفت کیا می آیند؟ یک چیزی حودو زیر صدنفر آمدند خیلی با شور آمدند یعنی وقتی تو چهره هایشان نگاه می کردی می فهمیدی راست می گویند چون می توانستند هیچی نگویند می رفتند تو گردانها دیگر تقسیم می شدند اما تشریح کردیم که ما این را می خواهیم یعنی کسی را می خواهیم که خودش را بیاندازد روی میدان مین، شوخی شب عملیات شان این بود وقتی به همدیگر نگاه می کردند می گفتند فلانی پاهایت نورانی شده چون اولین جایی که قطع می شد پاها بود. این یک خاطره که یک عد ای ه آمدند از آن چند هزار نفر، که یک کار خاص بکنند. الن همان موقع است که نترسی محاسبه گر نباشی چرتکه نیندازی در ارتباطت با امام زمان در مورد امور دنیاییت، در مقامت، پستت ، خانه ات، ماشینت ار اینها را هی چرتکه نیندازی. خاطره دوم که برایتان زیاد تعریف کردم عملیات کربل یک بود- چون به موضوع مان ربط دارد تکرار میکنم این را ، که من رفتم میدان را باز کردم دشمن آتش سنگینی ریخته بود هیچ کس نیامد دنبال من یعنی من تنها رفته بودم میدان را باز کرده بودم و هر چی داد میزدم بیایید کسی نمی توانست بیاید یک تعدادی که توانسته بودند کشته شده بودند حتی قرار نبود من میدان را باز کنم تصادفی شد من همین جوری ایستادم صحنه را نگاه می کردم شما نگاه کنید من میدان مین را باز کردم همین طوری نشستم دشمن هم دارد از همه جا آتش میریزد از آن ورهم خمپاره می آمد همه چیز می آمد من همین جوری نگاه می کردم بچه ها را نگاه می کردم که یک مقدار عقب تر خوابیده بودند نمی توانستند بیایند خیلی جگر می خواست آنجا کسی بلند شود هر چی می گفتم بلند شوید بیایید اصلا توان می خواست یک کسی بتواند بیاید یک بچه بسیجی شاید حدود نوزده بیست سالش بود بلند شد اسلحه اش را پرت کرد علامت پرت کردن اسلحه اش معنادار بودیعنی نمی خواهم با اسلحه بروم دشمن را بکشم یا از خودم دفاع بکنم حمایلش را هم باز کرد انداخت کنار همه را ابز کرد فشنگ و قمقمه و هر چی بود انداخت کانر با یک لباس بسیجی یک نارنجک برداشت تو دستش داد زد این را که گفت همه بلند شدند یعنی دیگر هیچ کس شک نکرد که باید بلند نشه یک نفر هم روی زمین نماند گفت زیارت عاشورا خوانها کیا بودند؟ همین یک کلمه را که گفت -فرَجَعَهُ الی انفسهم- قرآن خیلی قشنگ می گوید همه برگشتند به باطنهای خودشان گفتند ما آمدیم اینجا چی کار کنیم پس؟تیر هست ترکش هست کشته شدن هست اصلا ما برای همین آمدیم دیگر، معنا دارد ما معطل باشیم اینجا؟ دیگر معنایش را ازدست داد مردن تکه تکه شدن معنایش را ازدست داد چرا؟چون تو زیارت عاشورا می خوانند« انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» معنا دار بود این« ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة» ما می خواهیم با شما باشیم« اللهم جعلنی محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» من می خواهم زندگی و مرگم مثل آنها باشد وقتی قراراست زندگی و مرگت مثل آنها باشد. پس چه معنایی دارد. بچه بسیجی ها می نوشتند یا امام حسین یک کاری بکن که ما هم مثل علی اکبرت تکه تکه بشویم یا تو بعضی عملیاتها میگفتند ما دوست داریم از پهلو کشته بشویم اصلا سفارش می دادند نوع شهادتشان را. بعضی ها واقعا من می دیدم میگفتند یا امام حسین ما می خواهیم مثل تو بدون سر باشیم. خدا شاهد است. ترکش میزد سر را قطع می کرد. همین جوری. این کلمه خیلی مسئولیت می آورد. وقتی گفتی من زیارت عاشورا می خوانم یا ندبه می خوانم ندبه خیلی زیارت خطرناکی است. دعای ندبه دوتا جمله در مورد مصیبت عظیم دارد بقیه اش همه اش گریه زاری برای مصیبت اعظم است. « وقتل من قتل و سبی من سبی» همین، دیگر از اینجا شروع می شود مصیبت اعظم، امام صادق علیه السلام میگوید کجایند کجایند کجایند. همه اش دنبال اهل بیت می گردد اول می گوید اَین الحسن اَین الحسین یعنی تو باید دنبال متخصص معصوم بگردی، متخصص معصوم بالا سرت نباشد بد بخت هستی تو جامعه حس اش را ایجاد می کند بعد می گوید: « اَین طالب بدم المقتول بکربلا» کجاست انتقام گیرنده کشته کربلا، بعد کم کم این شخصیت را باز میکند دانه به دانه اگر کسی صادقانه بخواند می داند باید چی کار بکند لان، شماها این زندگی را قبلا تجربه کردید نگذارید از دستتان برود شما زمان جنگ تجربه کردید اکثر شما زمان جنگ مادرهایتان پدرهایتان برادرهایتان این زندگی را دیدید از نزدیک، یک عده ای برای جنگ کار کردند بقیه رفتند عافیت طلبی کردند عده کمی زحمت کشیدند حدود یک میلیون دو میلیون اینها همش تکرار می شدند دستش قطع خیلیی شد می رفت پایش قطع می شد می رفت یک چشمش قطع می شد می رفت دوتا چشمش قطع می شد دوباره میرفت اینها یک میلیون اون جلو حماسه آفریدند و در مقابله تمام استکبار جهانی ایستادگی کردند و روی همه را سیاه کردند و یک وجب خاک هم به کسی ندادند بقیه هم که بیرون بودند ولی آن بقیه هم که پشت بودند خیلیهایشان داشتند کمک می کردند اگر نمی توانست بیاید کمک مالی می کرد کار تبلیغاتی می کرد مخصوصا خانمها، حالا من می خواستم یک بحثی راجع به نهضت زنان بگویم اگر برسیم این خیلی مهم است نقش زنها به قول امام کمتر از مردها که نبود بیشتر هم بود. این باید یادتان باشد اولین کسی که مبارزه در راه امام زمان را به ما یاد داد به ائمه بعدی هم یاد داد کی بود؟ فاطمه زهرا سلام علیها بود تنها بادار با بچه کوچولو می رودبه جنگ دشمن، جنگ فیزکی برای حنایت از امام زمانش، برای جلوگیری از مصیبت اعظم،هیچ کس به اندازه فاطمه زهرا به ما درس یاد نداده، الان متاسفانه بعضی از مردها من می بینم نمی فهمند شرایط را، سوال می کنند مثلا خانمها اگرتو اجتماع شرکت کنند چه جوری است یا مثلا اگر خانمها تو راهپیمایی شرکت کنند چه جوری است؟ بهتر است نروند، مقدس بازی در می آورند والله قسم مسولست دارد تو راهپیمایی شرکت نکردند، جهاد است الان، شما تو راهپیمایی شرکت نکنی برائت نکنی مگر میشود؟ ائمه آنجایی که پای مصیبت عظیم بود ناموس خودشان را می کشیدند وسط، مداح می آمد بخواند می گفتند خانمها همه بیایند تازه مصیبت عظیم، مصیبت اعطم یعنی ناموس من از ناموس امام حسین عزیزتر است؟که نیاید تو جنگ، راهپیمایی نرود تو اجتماع شرکت نکند شمشیر نزند آنجا که می تواند کار کند کار نکند. این هم شد دین؟ خب فردا به امام حسین چی می خواهیم بگوییم؟می خواهیمبگوییم به خاطر رعایت شئونات اسلامی نگذاشتیم نوامیسمان شمشیر بزنند؟این چه جور شئونات اسلامی است که امام حسین باید زینب را بیاورد آنجا، سکینه و همسرهایش را دخترهایش را بیاوردکه جلو مصیبت اعظم گرفته بشود به خاطر ما آورده اند. این یادمان نرود که تمامی مصیبتهایی که در کربلا اتفاق افتاده تک تک به خاطر من وشما بوده والا آنها که احتیاجی نداشتند تمام سنگهایی که تو سر حضرت زینب میزدند به خاطر من وشما بوده، آن وقت ما بگوییم وظیفه نداریم ما یا مثلا خانمها نیایند فعالیت بکنند خلاف شرع است بیایند اینجا؟ این از کجا درامده؟این چه برداشتی است؟ خب اگرقرار است نوامیس ما برای امام زمان، پدر خودشان کاری نکنند برای پدر طبیعی شان بیرون نمی آیند؟ برای بچه شان بیرون نمی آیند؟برای امام زمان کار نکنند تلاش نکنند؟زحمت نکشند از کار خانه شان از جاهای دیگر نزنند باری امام زمان کار کنند؟ می شود همچین چیزی؟ یک ذره کلاه مان را قاضی کنیم ببینیم اصلا این معقول است؟ خیلیل از این مقدسین خودشان هم حال ندارند تو راهپیمایی شرکت کنند. نمی رون برائت ،حتی به لعن هم راضی نیستند.اینقدر آقایونمقدس این جوری هستند نماز شب خوان،اهل معرفت به قول خودشان، اهل گریه وعرفان از این جور مقدسهااما حاضر نیستند یک مرگ بر آمریکا بگویند، کسر شأنشان می آید اصلا خلاف عرفان می دانند که بروند بگویند مرگ برآمریکا الان این جوری مد شده دیگه. کسی که می خواهد مرگ بر آمریکا بگوید چرا برای امام حسین سال شصت و یک پرچم بزند بگوید خدا لعنت کند آنها را اما اگر بخواهد یزیدهای الانی را لعنت کند این خلاف معرفت و عرفان است. ما نباید این کار را بکنیم نباید برویم داد بزنیم مرگ بر آمریکا بگوییم. یعنی چی امام گفته مرگ بر آمریکا ثوابش کمتر از نماز نیست. این حرف چه حرفی است؟مرگ بر آمریکا اصلا چه ربطی دارد؟ خیلی از کسانی که ادعا داشتند تشکیک کردند در این مسائل اصلا در حقانیت مرگ بر آمریکا گفتن، مرگ بر اسرائیل تشکیک کردن یادتان هست هست که چه کسانی میگفتند مرگ بر آمریکا نگویید؟ یادتان هست که صریحاً در سخرانی یشان نگویید مرگ بر آمریکا؟ عرفان های قلابی ، عرفان های دم خروسی ، عرفان عافیت طلبانه . به علی (علیه السلام) گفتند آقا این جنگیدن شما روحیه من را کسل میکند بگذارید من بروم و یک گوشه ای بنشینم و عبادت کنم و ذکر بگویم آدم ها تنبل و مفت خور که بقیه باید برای این ها خون بدهند که این ها در امنیت باشند ، یک ذره مرد حسابی ، نادان تویی که ادای عرفان و علم مرادی میکنی برای دیگران ، دیگران را دور خودت جمع میکنی یک ذره فکر کن تو الان اگر سر راحت رو بالین میگذاری و میخوابی به برکت چه کسی هست که راحت میخوابی؟ شما که دیدی این یزیدی ها آمدند در افغانستان برای کسی ناموس گذاشتند ؟ آرامش گذاشتند که کسی شب راحت بخوابد ؟ یک خونه شما سراغ دارید در افغانستان که مردم سرشان را با آرامش زمین بگذارند ؟ یک خونه در عراق سراغ دارید ؟ مگر آنها شیعه نیستند ؟ از آنها که سیلی نخوردند از ما سیلی ها خوردند فکر میکنید اگر آمریکایی ها اینجا باشند چه کاری میکنند؟ سوسنگرد ندید عراقی ها آمدند اینجا چه کار کردند ؟ تازه آنها مسلمان و شیعه بودند و با نوامیس شیعه این کار را کردند هجده نفر به یک دختر کوچک تجاوز کنند به مرد ها هم تجاوز کردند آمریکایی ها بیایند چه کار میکنند ؟ آمریکایی که شما دیدید با جنازه ها چه کار کردند عراقی را لخت مادرزاد کردند در سرمای زمستان کتک زده اب ریخته گلوله زده خونش روی جنازه اش میرقصد دستور دارند این کار را کنند خودشان هم میگویند حقد داریم حقد کینه ی مقدس مسیحی نسبت به مسلمانان واقعا شما الان به برکت چه کسی سرتان را آرام میگذارید روی زمین؟ به برکت مبارزه ی چه کسانی میتوانید راحت بخوابید ، عروسی بگیرید ، عقد یگیرید ؟ چه کسی خون دادند؟ چه کسانی بیوه شدند؟ چه کسانی بی پدر شدند؟ چه کسانی دست و پایشان قطع شد؟ چه کسانی شیمیایی شدند ؟ که شماها سرتان را راحت میگذارید؟ آمریکا از چه کسانی میترسد که نمی آید اینجا را غارت کند؟ دو هفته پیش یادتان نیست چه میگفتم رئیس جمهور ، وزیر دفاع ، وزیر خارجه همه تهدید کردند گفتند حمله به ایران دو تا راهپیمایی کردید با غیرت بوش دیروز میگفت حمله به ایران مسخره است نخست وزیر شارون میگوید ما قدرت داریم ولی حد و حدود خودمان را میشناسیم . اگر قرار بود این راهپیمایی ها نباشد مرگبر آمریکا نباشد این حضور نباشد بسیجی ها مانور نداشته باشند به خدا قسم اگر ما میتوانستیم خواب راحت داشته باشیم هیچی نداشته باشیم الان عراقی ها ببین چه بلایی به سرشان می آید آدم یه ذره غیرت داشته باشد شما به برکت یک مشت بسیجی یک مشت آدمایی که پیشکسوت خون و جهاد هستند یک مشت کسایی که کسانی که الان دارند مظلومانه فعالیت میکنند آرامش داری آن وقت چطور می آیی و اینها را محکوم می کنید؟ چطوری میگویی مرگ بر آمریکا نگوییم؟ چطوری اینقدر نق میزنی؟ خانم ها وظیفه یشان سنگین است و فرقی هم با آقایون ندارند. باید زحمت بکشند همان طور که حضرت زینب زحمت کشید، همان طور که فاطمه ی زهرا زحمت کشید، همان طور که فاطمه ی زهرا هیچ شأنی برای خودش برای دفاع از امام زمانش قائل نبود. می دانست امام زمانش احتیاج به کمک دارد کار کردند، هرکس به اندازه ی توان خودش، هر کس به اندازه ی وسع خودش کار بکند. هر کاری که می تواند بکند. می دانیم هم باید چه کاری کنیم کسی نیست که نداند باید چه کاری کند هر کسی که می تواند باید کار کند وای به حال آقایون که بخواهند عافیت طلبی کنند و خدای نکرده جزء حزب قائدین باشند. به امام حسین بگویند ما معذوریم به امام زمان بگویند آقا ما حاضریم تا دلت بخواهد برایت گریه کنیم قلاده می اندازیم گردنمان و اینجوری عو عو میکشیم و چهار دست و پا راه میرویم، میکرفون در سرمان خرد میکنیم، سرمان را به دیوار میکوبیم مسجد و حسینه را نجس می کنیم از این کارها بخواهید ما بلدیم برای شما انجام دهیم، عو بکشیم، پاپ بخوانیم براتون.. اما از ما نخواهید که ما اهل جهاد باشیم و (سِلمٌ لمن سالمکم حربٌ لمن حاربکم ) این کار ما نیست متأسفیم . شیعه همین کار را کرده دیگر.

شیعه هزار و صد و شصت سال به امام زمان گفته متأسفم. یادتان نرود شیعه فاطمه ی زهرا را فرستاد پشت در و دیوار، شیعه طناب انداخت گردن امیرالمؤمنین دست بسته بردند آنجا ، شیعه به قول امام امت ظلمی که دوستان امام حسن به او کردند و ضربه ای که امام حسن از دوستان و شیعه خورد از دشمنان نخورد شیعه امام حسن را تنها میکند و امام حسن را تنها به شهادت میرساند. تیر بارانی که به جنازه امام حسن می شود بستر سازی آن را شیعه انجام میدهد. دو تا پیر مرد قراضه ی ترسویی که هر وقت پیامبر به آنها میگفت بروید و جهاد کنید نمی رفتند، هر وقت پیغمبر به این ها گفت بروید جلو نرفتند بجنگند، دو تا پیر مرد با چهار تا لات فکر می کنید میتوانستند طناب بیاندازند گردن امیرالمؤمنین؟ نه امیرالمؤمنین (علیه السلام) میگوید دوستام و به خود عمر میگوید خودت هم میدانی تو عددی نبودی که این کار را کنی حیف که دوستان دست و پای من را بستند و دورمن را خالی گذاشتند ، شیعه امام حسین را می آورد کربلا و او را میکشد و مینشیند برای او گریه میکند مثل همین داستان کوفیان دیگر کوفیان کافر بودند؟ سنی بودند ؟ نه شیعه بودند قوی ترین شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کوفه بودند بقیه ائمه را هم شیعه به کشتن داد خیلی رسم بدی دارد این شیعه ، دیگر امام زمان مان برای ما نامه نوشته بی وفا بدون هم دلی این مارکی هست که زده به روی پیشانی اصحاب خودش بی وفا ، بی خیال ، هم دل هم نیستند عرضه ندارند چهار تا از آنها دور هم جمع بشوند تا جمع میشوند می افتند به جان هم دیگر ، عرضه ندارند اختلاف ها یشان راکنار بگذارند و پشت هم دیگر بایستند مثل جبهه کار کنند این مصیبت ما است

از هفته ی بعد میخواهیم بپردازیم به چند تا روایت برایتان بخوانم و یک مقدار درباره ی باطن ولایت و برویم سراغ موالات که موالات فرمولش چیست؟ بگذارید یک فرمول براتیان بخوانم. این را برایتان بخوانم حضرت کاظم فرمود هر کس به ولایت و دوستی ما نزدیک شود از دوزخ دور گردد. این مکانیزم دارد بایدبرایتان توضیح بدهم و هر کس از دوستی و ولایت ما دورشود به دوزخ نزدیک خواهد شد. این چه جوری است که جلسه ی بعد میخواهیم راجع به این صحبت کنیم که اصلا آیا ما موالات داریم یا نداریم؟

والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین