جلسه 164 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
164
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
11
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 164 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا 164 29/11/83

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ*بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِين َوَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.

بحثمان در برائت از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بود و بحث انتقام گیری. در کتاب عزادار که در دست همه هست توضیح دادیم که عملیات انتقام که پنجمین مرحله عزادار است دارای سه مرحله است که مراحلش را هم اینجا توضیح دادیم تا یک حدودی، اما چون بحثمان در زیارت عاشورا به مرحله سوم رسیده یک مقداری در این رابطه ما توضیح خواهیم داد. عملیات انتقام و بدست آوردن روح انتقام مرحله صداقت یک شخص است. یعنی شخص تا وقتی که در محبتش نسبت به اهل بیت صادق نباشد قدم صدق نداشته باشد، فقط ادعا باشد هرگز به مرحله چهارم و پنجم عزاداری راه پیدا نمی کند. رسیدن به مرحله چهارم و پنجم عزاداری که میتواند با رسیدن به او ادعاهایی بکند و آرزوهایی بکند. ادعاها و آرزوها را بعد از این فقره که داریم می خوانیم شروع می شود به ادعاها و آرزوهای یک عزادار حقیقی، بدون رسیدن به مرحله چهارم و پنجم عزداری نه کسی می تواند از آن ادعاها بکند و نه صادقانه آرزو بکند اگر آرزو هم بکند فقط یک هوس است یک آرزوست اما اینکه به آن برسد یا اینکه نسبت به این آرزو موفق بشود عملیاتی را انجام بدهد برای تحقق این آرزویش همچین چیزی نیست. مفصل این مسئله را در بحث عزادار حقیقی در عملیات انتقام نوشته ام که مرحله سوم عملیات انتقام عبارت است عملیاتی شدن و حالت حربه گرفتن به خود یعنی اینکه وجود شخص یک وجود نافعه می شود برای امام زمان یعنی منتقم اصلی ، چون سیدالشهدا (علیه السلام )یک شخصیت حقیقی دارد و یک شخصیت حقوقی شخصیت حقیقیش به عنوان یک فرد است که وقتی خونش ریخته شد مختار انتقام خون سیدالشهدا را گرفت شخصیت حقیقیش به عنوان ثارالله است یعنی خون خدا نه به عنوان اینکه یک شخص است امام حسین، به عنوان ثارالله یعنی حضور روح خدا در جامعه انسانی که این هنوز همچین اتفاقی نیفتاده یعنی اگر هم آمد دفعش کردند- ولعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و اذالتکم عن مراتبکم التی رتبتکم الله فیها-سیدالشهدا از نظر شخصیت حقیقیش کشته شد خونش ریخته شد انتقامش هم گرفته شد اما از نظر اینکه ثارالله است و از آن مقام دفع شده مقامش انتقام گیرندگی دارد، مقامی که سیدالشهدا دارد یعنی کاری که می توانست در جامعه بدهد به عنوان متخصص معصوم نگذاشتند انجام بدهد لذا حذفش کردند دشمنان، وقتی حذفش کردند این جایگزین ندارد جبرا ن ندارد یعنی متخصص معصوم فقط متخصص معصوم می تواند کارش را انجام بدهد و کس دیگری نمی تواند کارش را انجام بدهد مثل یک پزشکی است که دارد یک عمل جراحی را انجام می دهد فقط متخصص است که می تواند بیاید آن عمل را انجام بدهد کس دیگری نمی تواند، برای همین در زیارت عاشورا ما علاوه بر اینکه با شخصیت حقیقی سیدالشهدا ارتباط داریم با شخصیت حقوقی سیدالشهدا هم ارتباط داریم وقتی میگوید - - ولعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و اذالتکم عن مراتبکم- مقام و مراتب امر حقوقی است مربوط به جامعه جهانی است برای همین انتقام گرفته نشده - والوتر المتور- متور یعنی کسی که انتقامش گرفته نشده که داستانش را مفصل در عزادار نوشته ام. وقتی انتقام گرفته نشده باشد پیوند یک شیعه حقیقی که موالات دارد- ما چون بحث موالات را به خاطر اینکه در گذشته زیاد کردیم الان وقت رویش نگذاشتیم ولی انشاالله حتما یک بحثی هم درباره موالات و اینکه چرا سیتم موالات می تواند ما را به جایی برساند که بتوانیم آرزوی بودن با پیامبر و آل را در دنیا و آخرت بکنیم توضیح خواهم داد- موالات چی کار می کند که آدم به اینجا می رسد که می تواند در دنیا و آخرت با پیامبر و آلش باشد خیلی موالات قدرت دارد کنندگی زیادی دارد که درباره این مطالبی را انشاالله عرض خواهم کرد مطالبی را که در کتاب هم نگفتیم آنها را یا کم به آن پرداختیم ولی بحثمان فعلا در برائت است اگر برائت صادقانه باشد و کسی به مقام صدق رسیده باشد-اینقدر مهم است این قضیه که وقتی همچین مسئولیتی را خداوند متوجه ما میکند یک همچین تعریف عجیبی از انسان می کند که خون تو خون حسین است و ما درمرحله دوم به سیدالشهدا نمیگوییم می خواهم انتقام خون تو را بگیرم می گوییم می خواهم انتقام خون خودم را بگیرم( اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری) انتقام خون خودم را بگیرم ولی تعریف این جوری خدا دارد بهت می دهد رسیدن به این بینش و اینکه مطابق این تعریف تو آدم موفقی باشی وعمل بکنی احتیاج به صبر و قدرت و تلقین، مقاومت زیاد و راستگویی دارد برای همین ما قدم صدق را می طلبیم یعنی میگوییم- ان یثبتنی قدم صدق- راستگو باشیم،صدق داشته باشیم در محبت، در دشمنی هم صدق داشته باشیم لذا وقتی که صحبت از مولات و برائت می شود به مرحله سوم که میرسد دقیقا خط را به ما میدهد که شما اگر صدق داشته باشید حتما به مرحله سوم راه پیدا میکنید مرحله سوم عملیات انتقام یا مرحله چهارم و پنجم عزادار حقیقی که پیدایش روح انتقام است و در مرحله پنجم عملیات برای انتقام، این فقرات را که خواندیم بعد دوباره به مناسبتهایی برمیگردیم - یا اباعبدالله ان یتقرب الی الله تاآخر- چندبار مودت را بیان میکند بعد از این میرسد به مرحله سوم - انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والکم و عدوا لمن عاداکم- این مرحله سوم عملیات انتقام است. کلمه (انَّ) زمانی است که شخص می خواهد راست بگوید یعنی حقیقتش همین است یعنی به درستی که این جوری است که من این جوری هستم. خب شما وقتی می خواهی به معصوم حرف بزنی خطاب به سیدالشهداء که در مقابلش نشستی عرض میکنی(اِنّی) یعنی آقا دارم راست میگویم، دروغ تو کارم نیست، من این جوری هستم. که چی؟ که- سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم- من این هستم راستش را می گویم من این هستم آقا خطاب به شما دروغ نمیگویم. زشت هم است که ما ادعای محبت بکنیم بیفتیم تو این دستجات عزاداری و سینه زنی ولی باطن قضیه دروغ بگوییم .علائم دروغ گفتن را چندتایش را هفته قبل گفتم احادیث هم که در این کتاب عزادار هم آوردم که حضرات به راحتی ادعاهای ما را قبول نمی کنند اصلا کلمه (کَذَبَ) چندبار آمده دروغ می گوید کسی که ادعای محبت ما را می کند «و لم یَتبرء مِن عَدوَنا» تبری ندارد. ادعای دروغ است. لذا زشت است که آدم یک عمری را بگذراند آخرش هم دلش نسبت به اهل بیت صاف نشود. صادق نباشد در محبت نسبت به آنها، به مقام صدق در محبت نرسد. زشت است ما شب اول قبر به محض اینکه داریم متولد می شویم روحمان به آنجا امیرالمومنین می آید با سرمان دیگر «مَن یمُت یَرَنی» خیلی این صحنه قشنگ است صحنه ملاقات با امیرالمومنین، ببینید آن طرف چی قرار است اتفاق بیفتد که شروعش با ملاقات امیرالمومنین است. اولین ملاقات شما در آنجا می خواهد با امیرالمومنین صورت بگیرد چشم تو چشم، همین که حس کنی اینها را از صمیم قلب دوست نداشتی وعمرت را صادقانه برای بودن با اینها نگذراندی اصلا تمنایی برای این قضیه نداشتی این قدر دغدغه و بدبختی و بیچارگی برای خودت درست کرده بودی که اینها جزء آرزوهایت نبوده ، جزء دغدغه هایت نبوده، این خیلی شرم آور است یعنی از هر جهنمی برای انسان بدتر است. حالا فرض بگیرید ما را بردند بهشت اما خودت یک خورده کلاهت را قاضی کن فکر بکن ببین که خدا وکیلی تو مقام مودت و برائت صادق بودی تو. یعنی این حسهایی که به عنوان یک شیعه داشته باشی این حسها را داشتی نسبت به اهل بیت؟ می توانستی بگویی «سِلمٌ لِمَن سالَمکُم، حَربٌ لِمَن حارَبَکُم وَ وَلیٌ لِمَن والاکُم وَ عَدوٌ لِمَن عاداکُم» این بوده یا نبوده؟ این خیلی بد است که ما دروغ بگوییم یا وقتی چشممان به چشم حضرت می افتد تصدیقمان نکند. خب شما می خواهید پیش کی عزیز باشید؟ عینی انسان محبوبیت، مشحوریت می خواهد داشته باشد، یک کسی دوستش داشته باشد، اگر ما واقعا احتیاج داریم به اینکه محبوب باشیم و دوستمان داشته باشند همه مردم هم بیایند ما را دوست داشته باشند ،شما نگاه کنید آدمهایی بودند که میلیونها انسان برایشان دعا میکردند ولی الان همان میلیونها انسان دارند لعنتشان میکنند الان مغبوض هستند هیچ قیمتی ندارد محبوبیت پیش مردم وقتی که خدا ازاش خوشش نیاید خیلی مزه دارد که انسان حتی منفور دیگران هم باشد ولی مثلا مادرمان فاطمه زهرا دوستمان دادشته باشد سیداشهدا دوستمان دادشته باشد علی اکبر دوستمان داشته باشد رقیه سلام الله علیها دوستمان دادشته باشد دوستی اینها خیلی قیمت دارد اولیای الهی دوستمان داشته باشند آدم پیش اینها عزیز باشد خیلی می ارزد. بسته به این که چقدر برات قیمتی است قدم برمی داری در این راه وتلاش میکنی خودت را به مقام صدق برسانی راست بگویی در برائت در محبت، چقدر برایت مهم است که پیش خدا عزیز باشی، اهل بیت دوستت داشته باشند اگر قیمت داشته باشد برایت به هیچ وجه اسیر موهومات دنیا نمیشوی، من تضمین میکنم برای شما، خدا لعنت کند من را، انبیاء الهی لعنت کنند فرشته ها لعنت کنند اگر من دروغ بگویم تو این مسئله یا یک ذره مبالغه کنم که من تضمین میکنم شما دغدغه تان محبوبیت پیش خدا باشد و پیش اهل بیت و تو دنیا به شادی نرسید به آرامش نرسید شادی و آرامش ثابت و همیشگی، اواقعا یک زندگی آرام اگر واقعا یک زندگی آرام و شاد و قدرتمند می خواهید یک مردن قشنگ می خواهید دغدغه تان باشد که آنها دوستان داشته باشند یا خاصیت این را که بعدا بهتان توضیح می دهم که موالات چه میکند با انسان. حضرت فرمود موالات بیست کار میکند ده کار در دنیا، ده خاصیت هم در آخرت دارد اولین چیزی که در مورد موالات می گویند می دانید چیست؟ اثر دنیایش را بگذریم که بعدا بهتان میگویم اولین اثری که در آخرت دارد موالات، میگویند وضع میزان نمی کند برای شخص. یعنی اساسا از حساب کتاب نجات است. کسی که موالات داشته باشد راست بگوید نه اینکه دروغ بگوید. میگوید اصلا آنجا اهل بیت عارشان میاید یک همچین کاری بکنند یعنی یک کسی رفیقش باشد بعد بگویند بیا بنشین اینجا خب حالا بگو ببینم چی کار کردی تو دنیا؟ اصلا همچین کاری را نمی کنند خیلی با تجلیل و احترام ردشان می کنند میروند تو جایگاه هایشان تو بهشت، اصلا معطل نمی کنند اینها را، میزان را برمی دارند برای شخصی که موالات داشته باشد این یکی از آثار آخرتی است حالا بعدا بقیه اش را میگویم که اگر انسان به مقام صدق درموالات برسد اهل بیت خیلی رفیق باز هستند آنها بلد هستند با محبوبهای خودشان چه طور باشند تو بندگی به گدایان به شرط مزد نکن / که خواجه خود روش بنده پ روری می داند آنقدر اکرامت بکنند آنقدرعزت و احترام بهت بگذارند که نگو خود اهل بیت، چهارده معصوم، خدا چه کارها می کند برای انسان، اگر انسان برسد به موالات، یعنی به این روحیه موالات اگر برسد و روحیه برائت اگر برسد و روح انتقام و عملیات انتقام بیاید سراغش هم تو دنیا کیف میکند آرام است هم آخرت. این مقام مقام مهی است حیف است نخواهی، بالاخره ماها میگردیم تو دنیا یک جایی دلمان بند میشود بالاخره یک عاشق میشویم یک جا مأنوس می شویم می خواهیم تخلیه کنیم خودمان را یک چیز بهتان بگویم توی آدمها نگردید دنبال یک کسی که بخواهید دلدادگی نسبت بهش داشته باشید به این عنوان که فکر کنید این عشق من است با این زنده هستم بدون این مرده ام جزء محمد و آل محمد علیهم السلام، دوست داشتن های بقیه را -یکنفر از من سوال کرده بود بقیه را دوست نداشته باشیم ؟ نه- اتفاقا یک نفر وقتی می تواند به دیگران دوستی حقیقی داشته باشد که اول نظام محبتش را با آن ور تنظیم کرده باشد.امام صادق علیه السلام می فرماید من گمان نمی کنم یک نفر ایمانش یعنی محبتش،مودتش،ولایتش تنظیم بشود، ایمانش زیاد بشود ولی علاقه اش به همسرش زیاد نشود. اگر کسی بی عاطفه است در روابطش با همسرش و دیگران معلوم میشود ایمان درست و حسابی ندارد نمی توانی دوست داشته باشی با همه عیبهایش، با همه ضعفهایش فقط ضعفها و عیبهایش را میبینی و ضعفها و عیبهای خودت را می بینی مال مریضی خودت است. یک زنی آمد نزد پیامبر عرض کرد یا رسول الله من می خواهم همسرم خیلی دوستم داشته باشد چی کار کن؟ حضرت فرمود نماز شب بخوان، یعنی رابطه عشقت راباید اول با معشوق اصلی حل بکنی تا محبوب باشی قرآن هم میگوید میگوید کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجامم میدهند( سَیَجعَلُ لهم الرحمن وُدا) خدا محبوبشان میکند پیش دیگران. شما اگر محبوبیت پیش دیگران را می خواهید اول پیش خدا محبوب بشوید . امام صادق علیه السلام می فرماید کسی که است بدون سبب مردم دوستشان دارند نه پولی برای دیگران میکند نه تبلیغاتی میکند ولی همه دوستش دارند. مثل امام امت امام را کی می شناختش اول انقلاب؟ ولی چطوری شد که عشق این مرد افتاد دردل سی وشش میلیون رفتند انقلاب کردند برای اینکه امام برای مردم کار نمی کرد بلکه برای خدا کار میکرد و مردم هم به خاطر خدا دوست داشتند. بنابراین ما اگر واقعا دنبال مودت حقیقی هستیم چه می خواهیم محبوب بشویم چه می خواهیم محبت بورزیم به دیگران آن هم به صورت خالص اول باید نظام ولایتی مان را و ارتباطیمان را با خدا حل بکنیم اول با خدا، با اهل بیت، والا هر محبتی که ازغیرطریق محبت خدا و اهل بیت به هر کس دیگر ورزیده بشود یا دیگران به خاطر غیر خدا و اهل بیت دوستت داشته باشند در نهایت ظلم است درنهایت خیانت می شود آخر خراب می شود، پایدرا هم نیست اثر بخش هم نیست. (یادتان باشید) اگر می خواهید محبوب بشوید از طریق خودش محبوبیت جذب کنید اگر می خواهید دوست داشته باشید دیگران را که به مقام دوست داشتن مردم برسید چون مقام دوست داشتن مردم خیلی مقام بلندی است اگر کسی بتواند مردم را دوست داشته باشد و دیگران را خیلی پیش خدا عزیز است.چرا؟ چون به صفت رحمن و رحیم دارد نزدیک میشود یعنی خدا دارد توی این تجلی میکند که این میتواند مخلوقات خدا را دوست داشته باشد دارد، تشبه به خدا پیدا می کند که دیگران را دوست داشته باشد برای خودشان نه برای خودش چون «الخَلق عِیال الله» خلق عیال خدا هستند فرمود نزدیکترین انسان ها نزد خدا کسانی هستند که بیشر به عیال خدا خدمت می کنند و بیشتر دوستت شان داشته باشد. بنابراین چه می خواهید نظام دوست داشتن تان را تنظیم کنید چه دوست داشته شدن، باید اول از ریشه مسئله را درست بکنید. همه شکستها که ما در محبت ها می خوریم، انسانها می خورند سرشان کلاه می رود شکست می می خورند، له میشوند، تحقیر میشوند، حقشان است. برای اینکه اساسا رابطه محبت را چه محبوبیت چه دوست داشتن را از طریق اصلی و حقیقی خودش انجام نداند.

شما وقتی یک مسیر تخصصی را طی نمیکنی حقت است که شکست بخوری هر چیزی مسیری دارد اگر می خواهی محبوب باشی مسیر تخصصی دار و ریاضیات خاص خودش را دارد. اگر می خواهی دوست داشته باشی مردم را هم مسیر تخصصی دارد با حق بازی و کلک نمی شود کاری کرد با گریه کردن و عرفان بازی نمی شود کاری کرد چون مقلب القلوب کیست؟ خداست همه قلبها هم دست خداست. لذا این نظام باید اول درست شود. بنابرین اصلی ترین چیز برای ما باید این باشد که آنها ما را دوست داشته باشند اگر تو آن قضیه را حل بکنی بقیه قضایا را خدا حل کرده در روایت داریم هر کس بین خودش و خدا را اصلاح بکند خدا بین او و مردم را اصلاح می کند. ولی ماها می آییم رابطه با خدا را خراب میکنیم تلاش میکنیم با مردم روابط متعادل داشته باشیم و خوب که به نفع مان تمام بشود دوست مان داشته باشند بنوانیم روابطه موفق داشته باشیم اصلا نمیشود چون از ریشه خراب است. می گوید اگر می خواهی روابطه با پدرت، مادرت، برادرت، خواهرت، با دیگران تنظیم باشدف اصلاح بشود- کلمه اصلاح آمده- بین خودت و خدا را اصلاح بکن رابطه ات با بقیه درست میشود. یعنی همه چیز وضعیت طبیعی خودش را پیدا میکند، کسی رابطه مودتیش و محبتیش با خدا حل نشده و درعشق با حق تعالی شکست خورده است این دیگران را برای خودش دوست دارد تمام محبتها احساس نیاز است محبت نیست استخدام دیگران است در جهت کارهای خودش، اصلا نمی شود اسمش را عشق یا محبت گذاشت امکان ندارد برای همین له می شوی شکست می خوری در نهایت و ضربه میزنی و ضربه می خوری لذا مهمترین کار ما در دنیا این باشد که دنبال این نباشیم که رابطه مان با مردم به اینجا برسد دبال این باشیم که اول رابطه مان با خدا تنظیم باشد . می ارزد دیگر، درکتاب لاهوتیان داستان اصغر بی نماز را خواندید. اصغر بی نماز از نظر مردم بی نامز است یعنی هیچ کس دوستش ندارد ولی اصغر بی نماز اصلا برایش مهم نیست کسی دوستش داشته باشد یا نه، چون اون برایش محبوبیت پیش امام زمان مهم است برای همین حضرت راهش می دهد که سه وعده باهاش نماز بخواند چون او این دغدغه برایش مهم است ولی حال ما را نگاه کنید غالب مان عقده ها داریم این که مادر به من محبت نکرد پدر من را کتک زد با همسرم رابطه ام خوب نیست همسرم من را طلاق داد بچه هایم به من فحش دادند همش درگیر اینها هستیم می خواهیم این عشقها حل بشود خیلی مهم است حالا دوستت داشته باشد چی شد آخرش؟ یک فکر کن ببین خدا دوستت داشته باشد بهتر نیست امام زمان دوست داشته باشد خیلی بهتر است محبوب فاطمه زهرا باشیم خیلی بهتراست -رضی الله عنه و رضی عنه-خدا از اینها راضی است و اینها از خدا راضی هستند. شکر ایزد که میان من و صلح افتاد. ا ینجا رقص داردخودتان هم می دانید شما هر وقت خراب می کنید رابطه تان را با خدا می بینید که هزار نفر هم اگر دوستان داشته باشد دیگر فایده ای ندارد هر چقدر هم می خواهید مهرورزی بکنید می بینید باز رابطه تان خراب است ولی تا با خدا آشتی می کنید می بینید خیلی قشنگ می شود همه چیز، می بینید همه چیز طبیعی است نفس می توانید بکشید راحت، آن موقع نمی توانستید همه چیز قشنگ می شود. لذا بیاییم دست از این معشوقهای قلابی بر داریم. دل به این و آن نده ای بُل هوس / دل به آن ده کان دل داده است و بس از این بچه بازی ها توهمات دست برداریم بیاییم به طورجدی برایمان مهم باشد دغدغه ما باشدکه آنها دوستمان داشته باشند و ما هم دوستشان داشته باشیم آخه ما فقط ادعا میکنیم که دوستشان داریم این جوری نیست که هر قلبی را بهش اجازه بدهند

امام زمان را دوستش داشته باشد فاطمه زهرا را دوستش داشته باشد باید کار کرده باشی تا به مقامی برسی که بگویی- انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم- آنها می گویند راست میگویی باید جون بکنی که موقع تولد وقتی میروی تو آغوش امیرالمومنین قشنگ بروی فاطمه زهرا را ملاقات میکنی به عنوان کسی که دوستش داشتی ملاقات کنی تصدیقت کند دلت را به عنوان کسی که دوستش داشتی این خیلی مهم است. خدا هم تضمین کرده گفته تو از این عشق و عاشقیهای دنیا بگذر، از اینکه پیش مردم محبوب باشی از اینکه مردم را دوست داشته باشی از اینکه مردم دوستت داشته باشند از این بگذر بیا با من رابطه را تنظیم کن من هم تضمین میکنم رابطه ات با دیگران خوب باشد اگر کسی بخواهد دشمنت هم باشد برات ککت هم نگزد ازمهرت ای خورشید جان چون ذره ام هرسو روان / مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم پس یادمان نرود این را در کتاب عزادار هم نوشته ام عزاداری یک سیر و سلوک است بر رویجلد کتاب هم نوشته شده مراتب پنجگانه سیر و سلوک عزادار، عزاداری یک مکتب است که خودش سازندگی دارد یعنی پله به پله میبردت وقتی می افتی تو عزاداری، از همان مرتبه اول که شروع میشود می بردت تا مرحله پنجم اگر درست بروی حواست باشد می توانی طی بکنی خودش اونی که باید تو را بکند میکند آن شکلی که باید بهت بدهد بهت می دهد خود عزاداری، ببینید چقدر قشنگ برای ما این زیارت عاشورا را چیدند دقیق چیده شده. همه این حرفها را که زدی تازه رسیدیم به مرحله سوم عملیات انتقام- انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم و ولی لمن والکم وعدو لمن عاداکم-یک بحثی دارد که راجع به بحث ولایی است که الان ما به خاطر توصیه هایی که مقام معطم رهبری کردند ما وارد این بحث نمی توانیم نمی شویم. در روایت داریم که پیامبر چشمش خورد به امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین- این روایت را اهل سنت هم نقل کردند- تا چشمش خورد به اینها -عجیب است بسیاری از این روایتها که راجع به محبت علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها است از طریق اهل سنت نقل شده، عایشه یکی از کسانی است که تعداد بسیار زیادی از احادیث را راجع به عشق پیامبر به فاطمه زهرا به حسنین به امیرالمومنین را نقل کرده ولی بیشترین کسی که اذیت کرد اینها را خود عایشه بود- تا چمشش خورد به اینها فرمود( انّی حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم) تکلیف را روشن کرده یعنی همه چیز دیگر شفاف می شود یک موقع شما بخواهید تاریخ را تحلیل بکنید با همین شاه کلید می توانید تحلیل بکنید که پیغمبر خطاب به امیرالمونین و حسنین فرمود انشاالله دراین باره بعدا صحبت می کنیم. اما برویم سراغ داستان داستان سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم. من در سلم هستم با هر کی که با شما در سلم باشد این را در فقره قبلی توضیح دادیم - انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم الی یوم القیام یعنی عملیات و سلم داستان سلم و حرب زمان دار نیست سال 57 نیست. امروز داشتم به یک عزیزی میگفتم زمان جنگ بچه ها این جوری بودند گفت خب حالا اینها برای بیست سال پیش بوده گفتم بیست سال پیش پنجاه سال پیش ندارد شیعه تاریخش همیشه همین بوده و این هم تا امام زمان هم بیاید همین است بعد از امام زمان همین است الی یوم القیامه. در مورد سلم توضیح دادم در بحث مهرورزی، در مورد حرب، حرب لمن حاربکم این هم در موردش زیاد توضیح دادیم که این حالت حرب باید ظهور داشته باشد یعنی واقعا تو در برنامه ریزی های روزانه ات یک جوری باشی که هم خودت را در درجه اول هم مردم را دارای روح انتقام بکنید در مرحله پنجم عزاداری گفتیم که یکی از دغدغه های عزادار حقیق این نیست که بیفتد قاطی مردم و گریه کند چون گفتیم گریه را یهودی ها و مسیحی ها و سیکها وبودایی ها هم دارند در خیلی جاها از ما هم جلوتر هستند ما مثلا خیلی احترام بگذاریم برای سیدالشهدا میرویم ظرفهای یک بار مصرف میخریم خورشتی کبابی می دهیم دست مردم، یهودی دو هزازتا ظرف تفلن می خرند با ظرف تفلن غذا را برای امام حسین میدهند. پس وضیفی ما این نیست که هی گریه و زاری بکنیم کسی که می رسد به مقام چهارم و پنجم دغدغه اش علاوه بر اینکه خودش گریه بکند روح انتقام را دردیگران زنده بکند یعنی تلاش میکند عزاداران را به مرحله چهارم و پنجم برساند این وظیفه اصلی ماست کاری که ما داریم همین است رسالتی که به عهده ماست همین است. مثل زینب کبری، زینب کبری یک جایی درگیر مصیبت عظیم است یعنی وقتی که سیدالشهدا می خواعد برود می بینی که قضیه قضیه عاطفی است «مهلا مهلا یا ابن زهرا» آقا یک چند لحظه ای صبر کن اینقدر با عجله از ما دور نشو. بعد در آغوش گرفتن این خواهر و برادر، بعد وداع جانسوز تو اینجا این جوریست. یک جا می آید بالاسر جنازه برادر آنجا می بینی عاطفه است «اِلیّ اُخیّ» نمی تواند جنازه ها را تشخیص بدهد، بدن بی سر می گوید بیا خواهرم آنجا آن صحنه ها را می بیند میگوید -انت اخی- تو برادر منی؟ نگاه می کند می بیند از این بدن چیزی نمانده، تو برادر منی، تو پسر مادر منی؟ اینها عشق بازی است. بوسیدن رگهای بریده خیلی حرف است. اینها زمان هایی است که فرصت دارد یک رابطه عاطفی خوب با سیدالشهداء برقرار کند. فرصت دارد گریه کند، فرصت دارد یک نگاهی بعد از اینکه سوار اسب ها شود بیندازد. -امام زمان یک جملهی دارد در همین زیارت ناحیه- خدا رحمت کند آمیز اسماعیل را-می فرمود هیچ کس از علما جرأت نکرده این یک قسمت را توضیح بدهد. یعنی از کنارش رد شدند. خیلی سخت است. می گوید خانم های محترمی که بعد از عمری با لذت زندگی کرده بودند به ذلت افتاده بودند. یعنی با بی احترامی با اینها برخورد می شد. یک عمر با احترام با اینها برخورد می شد آنجا سخیف با آنها برخورد شد. خانمی که وقتی می خواهد پیاده بشود ابالفضل و علی اکبر و دیگران دورش ریختن تا با احترام بیارندش پایین اما چند ساعت بعد وقتی می خواهد سوار بشود هیچ کس را ندارد باید با بی احترامی و تازیانه برود بالا، آن لحظاتی که دشمن اجازه میدهد همین طوری هست اما موقعی که به وظیفه اش که می رسد می بینی که اصلا کم نمی آورد« و ما رایت الا جمیلا» همه اینها را قشنگ می بیند یک جایی دارد سخنرانی میکند وظیفه سخنرانیش را خوب انجام میدهد بعد می خواهند جلویش را بگیرند سر بریده را می آورند جلوی زینب دیگر رویش را بر میگرداند از مردم و شروع میکند با این سر حرف میزند-یا هلالی- ای ماه من، باید همین جوری که حضرت زینب سلام علیها عمل کرد عمل بکنیم یعنی آنجایی که بایید عشق بازی بکنیم وقتی را برای مصیبت عظیم قرار بدهیم. مصیبت عظیم همان طور که امام فرمودند آدم باید فقط گریه بکندجا گریه است جای نوحه است جای تو سینه زدن است جای تو سر زدن هست اما این کافی نیست اصلا کافی نیست. ما پدر و مادرهای طبیعی مان را فدای پدر و مادرهای معنوی مان میکنیم یعنی پدر و مادرهای طبیعی و موقتمان را که بدن ما را با ازدواجشان بوجود آوردند فدای اهل بیت میکنیم میگوییم- بابی انتم و امی- در زیارت جامعه میگوییم -بابی وامی ونفسی و مالی و اُسرتی - پدر، مادرم، جانم، مالم،خانواده ام همه کسم فدای شما بشوندوقتی همه کست فدای آنها میکنی باید رابطه ات با آنها قشنگتر و طبیعی تر باشد درستر باشد صادقانه تر باشد . شما اگر پدرت، مادرت، خانواده ات را یک کسی بهش اهانت بکند بکشد یک جناتی در حقش بکند فقط گریه نمیکنی که بعد از گریه چی کار میکنی؟خونت آرام نمیگیرد تا انتقام بگیری. شیعه بی غیرت دروغگواست به درد امام حسین نمی خورد که بگوید آقا مافقط وظیفه داریم در مصیبت عظیم گریه بکنیم اما به امام زمان بگوییم آقا ما متأسفیم ما درمصیبت اعظم هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. این خیلی زشت است. نه اینکه آن گریه ثواب ندارد. در کتاب عزادار من توضیح دادم یک یهودی، مسیحی هم گریه می کند ثواب می بره این کارها خیلی با ارزش است ولی واقعا در قاعده مودت نیست، ثواب دارد، فقط مزدوری است گریه می کنیم مزد می گیریم آنها هم مزد می دهند ولی مگر ما دنبال پاداش هستیم؟ دنبال این هستیم با اهل بیت معامله بکنیم؟ از اهل بیت چه مزدی می خواهیم؟ مثلاً به ما چی بدهند؟ دنیا به ما بدهند؟ مزد ما این نیست. شما نگاه بکنید بعد از «انی سلم لمن سالمکم» داریم «و اسئل الله الذی» این خیلی مهم است تا «ان یجعلنی معکم فی الدنیا والآخرة» آقا مزد من این است. من خودتان را میخواهم. می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. عزاداری نمی کنیم که مثلا بچه مان شفا بگیرد چک مان پاس بشود، زن گیرمان بیاد شوهر گیرمان بیاد اینها آخه چیه؟ اینها را باید تبرکاً انجام بدهیم وظیفه مان است توسل بکنیم ولی رابطه یمان که با اجابت نشدن این مسائل که نباید خراب بشود با اهل بیت بگوییم. بیست روز خانه مان عزاداری برگزار کردیم بجه ام خوب نشد و مرد. یعنی چی؟ بچه ات مهم تر است یا دوستیت با اینها؟ یعنی چی بچه ام مرد حالا سرد بشویم. نشد که نشد. ما مزد که نمی خواهیم که، این عبادت بردگان است. به درد ما نمی خورد. فرمود: عبادت بردگان نکنید دنبال مزد نباشید. عبادت بردگان از ترس، یا عبادت تجّار به خاطر مزد، این جوری نباشد. خداوند سخن از صدای عشق میگوید:

ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار است

حالا استاد مجاهدی که شروع کنند انشاالله از شرح گنجینة الاسرار، گنجینه را باید همه داشته باشند برای درس آنجا متوجه می شوید. عشق یعنی چی. شیفتگی یعنی چی؟ ما هم اگر می خواهیم با آنها باشیم باید خدا را دوست داشته باشیم باید بجنگیم مثل آنها به خاطر خدا بجنگیم به خاطر زندگی بکنیم. قرآن می گوید: «قل اِنَّ صَلوتی و نُسکی و مَحیای و مَماتی لله رَب العالمین» عبادتم، نمازم، زندگیم، مردنم برای خداست. برای خدا دارم این کار را انجام میدهم. چیز دیگری ازش نمی خواهم. فقط خودشان. اگر این جوری است گریه کافی نیست. ما رویمان می شود به امام زمان بگویم تو 1160 سال منتظر باش تا شاید چهارتا شیعه باغیرت (زن و مرد) پیدا بشوند که تو را کمک کنند در عملیات انتقام. الان شعیه 1160 به اهل بیت گفته آقا ما متأسفیم. یک جمله خیلی عجیبی دارد «فرزدق » وقتی سیدالشهداء ازش سوال می کند کوفه چه خبر؟ حال و روز ما را میگوید میگوید: « قلوب الناس معک و سیوفهم علیک» دلهای مردم با شماست اما شمشیرهایشان علیه شماست. یعنی دوستتان دارند اما حاضر نیستند برایتان بجنگد و کاری براتون بکنند. فکر میکنید اینها برایتان کاری می کنند این جور نیست آنجا هیچ کس نمیاید برای شما شمشیر بزند. وضعیت شیعه این جوری بوده جزء یک عده قلیلی راست گفتند بقیه فقط گفتند ما دوستان داریم بله اینها گریه میکنند سیاه می پوشند اصلا اگر نپوشیم ارضا نمی شویم چون احساس گناه می کنیم برای اینکه احساس گناه نکنیم سیاه می پوشیم به نفع خودمان، پرچم میزنیم، شام میدهیم، ناهار میدهیم، برای اینکه یک ذره ارضا بشویم. اما اینکه من بخواهم دست به شمشیر بشوم برای شما و زیر بار مبارزه بروم؛ امام زمان متأسفم. برای همین هم در جمکران یکی از اولیای خدا وقتی خدمت حضرت رسید یک ظرف آب داده بود گفت دادم به دست حضرت حضرت فرمود: شیعیانم من را به اندازه همین ظرف آب هم دوست ندارند. تنهاتر از من مظلومتر از من نیست. اگر برای امام زمان حسین باید نزدیک 1400 سال گریه کرد برای امام زمان که 1160 سال تو تنهایی و غربت است « اَ شریدُ تَریدُ فریدُ وحید» ترد شده آواره، تنهای، یگانه خیلی باید گریه کرد اگر برای یک بار هل من ناصر ینصرنی گفتن امام حسین هر تا الان داریم گریه میکنیم برای هر روز هل من ناصر ینصرنی امام زمان خیلی باید گریه سر بدهیم ما نمی گوییم عزاداری نباید سر بکنیم ولی برای چی؟ حسین ما کیه؟ یزدی ها کجاهستند؟ به خدا قسم این قدر که امام زمان سیلی خورده فاطمه زهرا نخورده امام زمان ضربه خورده هیچ کدام از ائمه نخوردند اینقدر که امام زمان اذیت شده هیچ کس اذیت نشده واقعا اهل گریه هستیم بیاییم برای امام زمان گریه بکنیم ولی نریم به امام زمان بگوییم آقا ما متأسفیم ما فقط می توانیم گریه بکنیم ولی کمک نمی توانیم بکنیم خرجی نمی توانیم بکنیم وقت نمی توانیم بگذاریم از درسمان نمیتوانیم بزنیم از کارهای دیگرمان نمی توانیم بزنیم آقادوستت دارم اما روح انتقام ندارم دغددغه ای ندارم بروم انتقام تو را بگیرم کسانی که نو را 1160 سال تو غربت نگه داشتند. ببینید زیار عاشورا حرف میزند تو فقره قبلی گفتم -ومن اشیائهم و اتباعهم-من بیذارم منتفرم برائت مب جویماز اتباع و اشیاء اینها، تبعین اینها کیا بودند؟ صدام میگوید من از اینها بودم من از آن خاندان هستم وقتی می خواهد علماء شیعه را باندازد تو چرخ گوشت،علماء را چرخ میکرده می گفن اجداد من این کارها را میکردند من هم این کارها را میکنم یعنی خودش را جزء خاندان ابوسفیان میداند کیف میکند از این آمریکایی ها صهیونیسم واقعا خودشان را انتساب عجیب و غریب میدهند و به آن انتقام دارند این کارها را میکنند امام صادق می فرمماید اینها به خاطر اَحقادَ البَدریة والخیبریة و الحُنینیه آمدند عاشورا را راه انداختند اینقدر کینه از امیرالمومنین علیه السلام داشتند با اینکه امام حسین را می شناختند باهاش جنگیدند تا تکه تکه اش کردند به خاطر حقدها و کنیه هایی از علی برای جنگ خیبر و حنین و اینها داشتند دشمنان ما خیلی در راه خودشان محکم هستند افسر اسرائیلی وقتی می آید فلسطین را میگیرند میگوید این به انتقام جنگهای صلیبی، یعنی صلاح الدین ایوبی بعداز هفتصد سال جنگ وقتی قدس را گرفت دست مسلمانان بود می گوید به خاطر آن جنگها انتقام گرفتیم.

بوش میگوید ما جنگ مقدس صلیبی را علیه مسلمانان اعلام می کنیم سخنانش را خواندید؟ میگوید من از طرف خداوند مأموریت دارم که جنگ مقدس صلیبی علیه مسلمانان راه باندازم. هزار و صدو شست سال. آقا ما متأسفیم ما نیستیم. مثل زمانی که امام حسین را تنها گذاشتن. همه آمدند گفتند آقا ما دوستت داریم شما ابن عباس را نگاه کنید کسای دیگر را نگاه کنید خیلی ها به امام حسین گفتند آقا نرو. چقدر خوبها به حضرت گفتند نرو از اصحاب پیغمبر، یک سخنرانی دلخراش دارد من یک قسمتش را در کتاب عزادار آوردم، دو سال بعد از مرگ معاویه یعنی هنوز هشت سال مانده به قضیه کربلا جمع می کند اینها را میگوید شما اصحاب رسول الله هستید چرا این کارها را انجام می دهید، میگذارید دشمن بهتان غلبه کند شما همه تان میدانید ما خاندانی هستیم که فقط شایستگی خلافت را داریم، معادن علم خدا ما هستیم، چرا دنیا باشما یک کاری کرده که نوامیس الهی بهشان توهین میشود صدایتان بخاطر پول در نمی آید. همه جزء یاران پیغمبر بودند میگوید( اَ لا ترونَ) این همه نمی بینید شما که حق عمل نمی شود، از باطل نهی نمی شود. چرا کاری نمی کنید؟ ما هم همین طوری هستیم. ما به امام حسین می گوییم آقا ما مخلص شما هستیم ناهار بخواهید می دهیم شام بخواهید می دهیم گریه بخواهی میکنیم گوسفند بخواهی می کشیم از این کارها میکنیم اما اینکه عملیاتی بشوم بیام جنگ بروم، نه،امام زمان تو نامه اش گفت شیعه این جوری (جُهَلاءُ شیعَه) شیعه جاهل و احمق، فرمود وفادار نیستید همدل هم نیستید. صد وشست سال امام زمان صبر کرد هیچ کاری نشد نامه نوشت نیستید شما.ببیند چه خون دلی شیعه داده به امام زمان برای همین من از شما شاگردان کلاس زیارت عاشورا انتظار دارم که فقط دنبال این نباشید که برویم گریه بکنیم و عزاداری بکنیم این کارها را باید انجام بدهیم ولی ما وظیفه مان تواین کلاس که وقت گذاشیم آمدیم کلاس باید جواب بدهیم نسبت به چیزی که می فهمیم این است که دست عزاداران را در مرتبه اول بگیریم بیاوریم ما باید این هیئتهای عزاداری را و مردمی که هستند به نفع امام زمان سازماندهی شان کنیم زودتر، تا کی می خواهد طول بکشد؟ تو خانه هایتان را نگاه کنید چقدر غصه هست جوامع اسلامی را نگاه کنید دنیا را نگاه کنید بس نیست ما باید عزادارها را ببریم به این سمت که بیایید وفادار باشیم به امام زمان بیایید همدل باشیم به امام زمان بس است بی وفایی دیگر، اینکه ما هیئت راه باندازیم دسته راه بیاندازیم هزار نفر شام و ناهار بدهیم که نشد وفاداری که، وفاداری یعنی که تو بتوانی کمک امام زمان باشی یک باریی ازاش برداری تصدیقت هم کند، وفاداری یعنی اینکه تو راه او قدم برداری، وفاداری یعنی اینکه برای دشمن امام زمان آدم خطرناکی باشیم ادم مضری باشی وفاداری یعنی اینکه دشمن از تو متنفر باشد این می شود وفاداری. ما هر کدام مان وظیفه داریم در کتاب هم نوشته ام عزادار به تنهایی هم اقدام نمی کند عزادار از روح جمعی استفاده میکند وظیفه دارد به تنهایی اقدام کند توضیح هم دادم که عزادار منتظر اقدام هیچ شخصیتی واینمی ایستد تأیدیه از هیچ کس نمی خواهد اصلا عاشق تشویق کسی نیست انتظار هم برای تشویق کسی ندارد که یک کسی تأییدش بکند پدرشف مادرش، شوهرش، فک وفامیلهایش، شما اگر بخواهید انتقام بگیرید از کسی که به پدر و مادرت جسارت کرده منتظر این می مانی که کسی بهت بگوید باریک الله این کار را بکن؟ خودت سوز داری اگر نسبت به امام زمان همچین حسی نداری برو روی دلت یک تجدید نظر کن آخه این چه دلی است که حس انتقام گیری ندارد غیرت انتقام گیری ندارد خیلی بد است. بنابراین ما باید هم تنهایی عمل بکنیم یعنی منتظر این نباشیم که کسی ما را تأیید بکند به به، به به بگوید کمکمان بکند هر کاری می توانیم بکنیم و بعد خیلی شیعیان پاکدل وجود دارند خیلی آمهای مستعد وجود دارد باید روحجمعی را هم ازاش استفاده بکنیم سربازهای امام زمان را دانه به دانه جمع بکنیم سربازانی پاکارند جمع بکنیم و سازماندهی شان بکنیم قدرتمندشان بکنیم لشکر بسازیم برای امام زمان لشکری که عرضه داشته باشد که از امام زمانش دفاع کند دربرابر استکبار جهانی، لشکری که وقتی دشمن حمله میکند با آن سطح هجوم عظیم برای امام زمان، صد و خورده فیلم از هالیود می سازد و به زبانهای مختلف بر علیه امام زمان تو دنیا پخش میکند بتوانیم دفع بکنیم این حمله را نه اینکه خودمان هم بشینیم نگاه بکنیم کیف بکنیم حالیمان هم نشود. اصحاب عاشورا هیچ کدامشان این جوری که ما هستیم نبودند همه شان قدر بودند،قدرتمند بودند شیر بودند هیچ کدام ضعیف، ذلیل، بی خاصیت نبودند اُسرایشان در عین اسارت همه را می ترساندند زنهایشان از هزارتا لشکر قوی تر بودند بچه هایشان همین جور. شیعه این جوری به درد امام زمان نمی خورد شیعه ضعیف،جاهل، احمق، بی خاصیت، مفت خور، به قول آیت الله جوادی آملی ما شیعیان عادت کردیم مصرف کننده نهصت امام حسین باشیم فقط مصرف کردیم از نهصت امام حسین بهره برداری کردیم امام خودمان برای این نهصت هیچ کاری نکردیم و مهمتر این این است که اول افکار را عوض کنیم مردم فکرشان عوض بشود. براساس فکر عمل می کنند فکرهایشان را عوض بکنیم تلاش بکنیم هرجا هستید برای مردم بگویید صحبت بکنید عزاداری را تأیید بکنید تشویق بکنید خودتان هم عزاداری تشکیل بدهید. حتما عزاداری و روضه و گریه و هیچ کس از عزادارها را تحقیر نکنید با نگاه کوچک به آنها نگاه نکنید ذلیل می شود اگر یکی از عزاداران امام حسین را با تحقیر بهش نگاه بکند یا خودش را بهتر از آنها بداند این خیلی بد است. حتی اگر درجه پنجم هم هستی باید بیشتر از همه به خودت بدبین باشی تا به آن کس که در درجه اول است با محبت برادرانه، خواهرانه مادرانه پدرانه دسستشان را بگیر کمکشان کن.والحمد الله رب العالمین