الحمدلله رب العالمين و اياه نستعين و صل الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين و لعنه الله علي اعدائهم اجمعين من الآن الي قيام يوم الدين.
بحثمان درباره صلوات بود- در اين جلسه درباره معني صلوات مطالبي را عرض مي كنيم- اينكه در روايت آمده: صلوات معادل سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر است، حكايت از اين مطلب مي كند كه باطن صلوات و پيوند با پيامبر (ص) و آل ايشان راه توحيد است- من ارد الله بكم هر كس بخواهد به خدا برسد و اراده حق تعالي را داشته باشد بايد از پيامبر و آل ايشان شروع كند يعني شما نمي توانيد پيامبر و آل ايشان و ارتباط با آنان را نديد گرفته و الله برسد- اصلاً امكان پذير نيست- به همين علت خداوند تبارك و تعالي در هيچ چيز به اندازه مسئله ولايت نسبت به انسان سخت نگرفته است- چرا كه توضيح داديم، طبق اصل اصالت تخصص (كه يك اصل فطري و عقلي است) اگر بخواهيد با يك دستگاه و مجموعه اي كه نظام مند است ارتباط داشته باشيد در 4 مرحله تعريف، راه اندازي، بهره برداري و اصلاح و تعمير بعد از خرابي، بايد يا به سراغ سازنده برويد و يا متخصص(متخصص، كسي است كه از طرف سازنده اجازه دارد) – حال در مورد حق تعالي ، اساساً كسي كه خواستار ارتباط با حق تعالي است نمي تواند مظهر خدا را كه از طرف خداوند براي ما فرستاده شده، نديد گرفته، حذف كند و به خدا نيز برسد- ساختار زندگي مادي و طبيعي در دنيا به اين گونه است كه براي اينكه به خدا برسيم بايد همه تجلي و مظهر خدا را در زمين ببينيم و لمس كنيم- بنابراين وقتي شما بخواهيد از اين تجلي صرف نظر كنيد هيچ ارتباطي با حق تعالي نخواهيد داشت- پيامبر و آل ايشان، رحمي هستند كه شما بدون ورود به آن هيچ گونه امكان رشد به سوي ابديت، آخرت و حق تعالي نداريد- كسي كه با پيامبر و آل ايشان ارتباط ندارد، سقط شده است و هيچ رحم ديگري نيز به كار او نمي آيد- بك موقع است كه شما در رحم پيامبر و آل ايشان قرار مي گيريد و رحمهاي ديگر را (كه در شرح حديث عنوان بصري بيان شده و عبارتند از: رحمهاي زماني، مكاني، رحم استاد و .....) در اين رحم انتخاب مي كنيد كه با رحم اصلي نيز تناسب دارند- چنين چيزي خوب است- اما يك زماني است كه شما از رحم اصلي خارج هستيد- در اين هنگام اساساً سقط مي شويد و انتخاب استاد، روش و مكتب هيچ كمكي به شما نمي كند- لذا توجه كنيد كه وقتي خداوند تبارك و تعالي براي ما صحبت مي كند و ولايت را اصلي ترين مسئله براي انسان قرار مي دهد و حتي براي ما شرط مي گذارد كه امكان ندارد بدون ولايت به من دسترسي پيدا كنيد، اين مسئله كاملاً رياضي و حكيمانه است و عبث نيست- خداوند نخواسته 14 نفر را عزيز خود بداند و بعد تعارف كند-اين امر، اعتباري نيست بلكه حقيقت است- بخاطر داشته باشيد كه اولاً هيچ گاه نمي توانيد از آنها جلو بزنيد و ثانياً : بدون آنها نيز نمي توانيد به خداوند برسيد- امام سجاد (ع) در صلوات ماه شعبان مي فرمايد: المقدم لهم مارق و المأخره عنهم زاهق- در هر دو صورت هلاك مي شوي- بايد پيوند داشته باشي- لذا جايگاه صلوات، جايگاه بسيار مهمي است- (دقت كنيد) هر سه عالم رحم، دنيا و ابديت، عوالم رياضي است و پيچيدگي بسياري دارد بطوريكه بشر هنوز نسبت به آنها شناخت كافي ندارد- در مورد آخرت كه هيچ شناختي ندارد، در مورد دنيا نيز كه شناختش بسيار كم است و در مورد عالم رحم نيز هنوز شناخت كافي ندارد- حال با توجه به اين سه رياضيات است كه تو بايد در رحم دنيا حركت كني و متناسب با ساختار زيستي ابديت به آن متولد شوي كه آنجا نيز كاملاً رياضي است- با توجه به همه اينها يك اسلحه هم به نام صلوات به شما داده اند- يعني به اين صورت نيست كه شما به سراغ افراد مختلف برويد و فرمولها و اذكار عجيب و غريب درخواست كنيد- ما فكر كرده ايم كه مثلاً اسم اعظم، يك اسم خاصي است- در حاليكه اسم اعظم، رسيدن و بلوغ توست- تو بايد خود را به اسم اعظم برساني- فرمل نهايي را به شما داده اند- شما با صلوات مي رسيد- بسم الله الرحمن الرحيم، اسم اعظم است- بين او و اسم اعظم فرقي نيست، يعني يك حقيقت هستند در دو تجلي، بايد با آن اتصال داشته باشي يعني با ولايت همراه باشي و در رحم اصلي حركت كني- حال يك زماني است كه انسان در رحم اصلي حركت مي كند ولي بيمار است بهر حال اين حالت بهتر از اين است كه خارج از رحم باشد چرا كه اساساً در آنجا هيچ رشدي صورت نمي گيرد و انسان سقط مي شود- لذا شكوفايي به معناي حقيقي فقط در پيوند با مظهر كامل خداوند امكان پذير است يعني آن متخصصي كه تمام علوم مورد نياز تو براي پرورش به سمت ابديت و ايجاد شباهت بت خداوند را دارا است- لذا توجه كنيم كه وقتي صلوات را به ما مي دهند، بالاتر از آن چيزي نداريم و بايد با همين به سمت جلو حركت كنيم ولي بايد در مراتب صلوات سير كنيم يعني افراد با درجات مختلف معرفتي، صلوات مي فرستند- حال ببين تا چه ميزان متخصص را تعيين و باور داري و چقدر به ارتباط با او افتخار مي كني؟ و به چه اندازه به متخصص التزام داري؟- در روايتي است از نبي اكرم(ص) : اِرفعوا ا صواتكم بالصلوه علي فانها تذهبوا بالنفاق صدايتان را به صلواتهاي من بلند كنيد چون نفاق را از بين مي برد- صلوات بلند يعني ابراز وابستگي، پيوستگي، هم گروه و هم حزب بودن- صلوات نشان دهنده مودت است – مودت يعني من اينان را دوست دارم و آماده به خدمتم، بنده و عبد اينان هستم، (همانطور كه حضرت علي(ع) اين را بيان مي دارند) و مطيع اينان هستم- اين اعلام مودت است- كسي كه نمي تواند بلند صلوات بفرستد و خجالت مي كشد يا اينكه آن را خلاف شان خويش مي داند، در واقع عضويت در گروه را باور نكرده است- در حديثي از حضرت امام صادق(ع) است كه مي فرمايند: اللهم صل علي محمد و آل محمد، آل محمد اهل بيت نيستند بلكه خودتان هستيد- بنابراين وقتي شما نمي توانيد صلوات را بلند بفرستيد يعني نمي توانيد عضويت در اين گروه را بپذيريد- خجالت مي كشيد اعلام كنيد كه عضو اين گروه هستيد- در واقع وقتي نمي تواني به گروه پيامبر و آل ايشان كه در آن جا مي گرفتي افتخار كني و اعلام كني كه من عضو ابن گروه هستم و در دنيا نيز شعارت همين باشد يعني عضو اين گروه نيستي- با گروههاي طبيعي كاري نداريم- گروه ورزشكاران، پزشكان، مهندسين، نجارها و ......... هيچ كدام ارزش ندارد- ممكن است يك شخصي رئيس جمهور باشد، باز هم ارزش ندارد چرا كه مقام، جزء كمالات حيواني است و قيمت و اعتبار ندارد- ولي از نظر فطري، قيمت آدم به گروهش است- به اين است كه به كدام گروه و حزب تعلق دارد- زير مجموعه كدام مجموعه ولايتي است- آيا زير مجموعه شيطان است يا زير مجموعه الله؟ زير مجموعه نور است يا ظلمت؟ در بحث ولايت توضيح داديم كه شما يا تحت ولايت خداوند هستيد يا شيطان و غير اين نيست- قرآن كريم در مورد دفاع از شعائر و فرياد زدن و تعظيم آنها مي فرمايد: و مَن يُعظم شعائر الله فانما مِن تقوي القلوب- تعظيم شعائر الله يعني بزرگداشتن و به رخ كشيدن اين مطلب كه من عضو گروه پيامبر و آل ايشان هستم يعني عضو گروه متخصصين هستم و زير نظر متخصص رشد مي كنم، استاد، مربي و كسي كه براي من تعين تكليف مي كند پيامبر و آل ايشان هستند و غير از اينان ، همه بي سواد و امي اند ( حال مي خواهد ابن سينا باشد يا ملاصدرا ) – در حركت به سمت ابديت فقط پيامبر و آل ايشان تخصص كافي را دارا هستند، (حداقل 7 متخصص را دارا هستند)- در مقابل اين مطلب، قرآن كريم كسي كه نمي تواند تعظيم شعائر كند را بي تقوي مي داند- بنابراين وقتي نمي تواني بلند صلوات بفرستي و عضويت خود را اعلام كني و در عين حال كه مي گويي: من شيعه هستم و اظهار ارادت و عشق و محبت مي كني، خجالت مـي كشي كه عضويت خود را در اين گروه بيان كني، در حقيقت دو چيـز را با هم خلط
كرده اي- گاهي مواقع انسان مجموعه فطري را با مجموعه طبيعي قاطي مي كند و تكليف خود را مشخص نمي كند كه عضو حزب خداست يا شيطان در چنين حالتي براي سر پا نگه داشتن شخصيتش در برابر عوامل تحقير كننده عضويتش در زير مجموعه هاي طبيعي را مطرح مي كند- به عنوان مثال مي بيني يك نفر از نظر حركت به سمت ابديت ساقط است واي دلش به اين خوش است كه نماينده مجلس يا رئيس جمهور و يا دكتر، مهندس، مدير كل و ..... شده است و متوجه نيست كه همين اموري كه مايه دلخوشي شده در موقع مردن و تولد هيچ ارزشي ندارد- پس بايد تكليفت را در گروهت مشخص كني اينكه آيا در رحم استقرار پيدا كرده اي و به سمت تولد سالم حركت مي كني يا نه؟ اين بايد مشخص باشد- لذا كسي كه نمي تواند بلند صلوات بفرستد به فرموده حضرت، از نوعي نفاق برخوردار است- ممكن است خودش نيز نداند يعني زماني كه مطرح مي كني مي گويد: نه، ما و منافق بودن! ولي باطن قضيه را حضرت نفاق مي داند- اگر تو نتواني سينه بزني، مشكي بپوشي، در عزاداري شركت كني، پزچم به دست بگيري، در هيئت هاي عزاداري كاري انجام دهي، خانه خود را مشكي پوش كني يا در خانه ات پرچم بزني و .... يعني منافقي- همه اينها علامت عضويت و افتخار است- تو كه نمي تواني افتخار كني يعني درونت، چنين چيزي را نمي پذيرد- نمي تواني در صلح باشي- اگر نمي تواني در مراسم روضه شركت كني يا اينكه در خانه ات چنين مراسمي برگزار كني همه اينها نشانه است براي نفاق- برخي افراد شركت در عزاداري و بزرگداشت مقام اهل بيت(ع) كاري براي عوام مي انگارند و شأن خود را بالاتر از شركت در اين مجالس مي دانند و از آن طرف حاضرند در انواع و اقسام ميزگردها و سمينارهاي علمي و تخصصي شركت كنند- اينها بخاطر اعتباريات طبيعي است كه باعث مي شود به مرور زمان ارتباطشان با عوام و مجالس عوام كم شود- اينها نشانه خط كردن دو مجموعه فطرت و طبيعت است- كسي كه حاضر است بخاطر زنده نگه داشتن نام پدر و مادر طبيعي اش ميلياردها تومان خرج كند ولي حاضر نيست براي بزرگداشت نام پيامبر و آل ايشان كاري انجام دهد و حتي مانع دگران نيز مي شود مشخص است كه اصلاً عضويت در اين خاندان نارد خانمي با من تماس گرفته بود گفتم : مجالس حضرت معصومه (ع) را چكار كردد گفت : خيلي خوب و با بركت برگزار شد ( اينها خانواده موفقي هستند – در بين دوستان و اقوام برنامهاي داررند كه مراسمهاي جشن و عزاداري براي اهل بيت (ع) را به نوبت در خانه هايشان برگزار مي كنند) گفتم : حواستان باشد شما مجالس اهل بيت (ع) را در خانه هايتان نمي گيرد بلكه اهل بيت (ع) مجالس خود رادر خانه هاي شما ميگيرند آنها هستند كه انتخاب ميكند چرا كه اشراف هستند يعني بعد از خداوند اشراف عالم اينان هستند در زيارت جامعه است طأطا كل شريف لشريفكم هر شريفي در مقابل پيامبر و آل ايشان ذليل است و شرفتي ندارد . خيلي مهم است كه امام حسين حضرت زهرا (س) و ... خانه اي را انتخاب كنند و مجلسشان را در آن بگرند البته هر كس را هم انتخاب نمي كنند زوري هم نيست كه مثلاً كسي بگويد من هم بروم مجلس بگيرم تا ضايع نشوم چنين چيزي فايده ندارد يعني بايد با باور باشد به دست بيايد به شوق و افتخار برسي پس از آن است كه انتخاب شده اي حضرت علي (ع) در ركوع انگشتري خود را به فقيري دادند ايه اي در حق ايشان نازل شد يك شخصي گفت من چندين بار در ركوع انگشتر دادم يك آيه هم برايم نايل نيامد اين مسئله زوري نيست – پيامبر (ص) نگاه نمي كند كه تو درخانه ات مجلس گرفته اي يا اهل بيت (ع) هم همين طور با اينكه ما مجلس بگيريم كه به پيامبر (ص) و آن ايشان (ع) نزديك شويم اين يعني تحميل يعني دنبال ثواب بودن يك موقع است كه خودت را عضو گروه اهل بيت ميداني و مثلاً مي گوي وفات حضرت معصومه (س) اتس حيف اتس مجلس نگيريم يعني با حس عضويت است كه كار مي كني اين يعني انتخابت كرده اند نوع ابراز محبت نشان مي دهد كه شخص عضو است يا نيست عوام بخاطر اينكه سر از دانشگاه و دكترا و رياست و مديريت و ثروتمندي و .... در نياورده اند حجابهاي طبيعيشان كمتر است و به همين دليل به عضويت خود در گروه پيامبر و آل ايشان خوب مي چسبند و هميشه جلوتر از خواص هستند يعني توده مردم هميشه در توسل كردن ، بزرگداشتن مقام اهل بيت د اد و فرياد كردن تعظيم شعائر الهي ، ساختن حسينيه ومسجد ،الم زدن و ... جلوتر از بقيه هستند اينكه ما را دعوت كرده اند كه امي باشيم يعني همين اينكه بيان شده عليكم بين العجائز شما دين پيرزنها را داشته باشيد يعني همين چرا گفته اند دين پيرزنها را داشته باشيد به خاطر اينكه بي غل و غش است صاف است و حجاب ندارد گاهي وقتها رگ عوامي خيلي خوب است آيت الله بروجردي امام ره اينگونه بوده اند آقا مصطفي تعريف ميكردند كه امام هر شب به مجالس امام حسين و روضه و اين طرف و آن طرف مي رفتند حرم هم مي رفتند شلوغ بود و هيچ يك از مراجع نمي رفتند ولي امام مي رفت وسط دسته جمعيت و سينه مي زد گاهي وقتها عمامه شان هم مي افتاد ولي اهميت نميدادند يك شب حالشان خوب نبود گفتم هوا ناجور است ، حالتان هم خوب نيست بيرون نرويد گفت ، مصطفي اين رگ عوامي را از من نگير الته عوام بودن به معني بي سواد ، بي معرفت و احمقانه عمل كردن نيست عوام بودن يعني نمي گذارد حجابهاي طبيعي بر رويش عمل كند چرا كه براي خودش شأنيت طبيعي قائل نيست سر از رئيس جمهوري ،دكترا ، مهندسي ، 4 تا سفر خارجه و ... در نياورده و يك آدم كاملاً معمولي است خوشا بحال كسي كه هر چه از لحاظ طبيعي بالا مي رود عوام بودن خود را حفظ مي كند چنين چيزي به اخلاص و معرفت نياز دارد لذا اگر اين گونه نيستي بلند صلوات نمي فرستي راحت به حرم نمي روي دير به دير به امامزاده هاافتخار ميدهي و به حرمشان مي روي ومدام مي گويي مشغله دادم فرصت ندارم و...... مشكل تو مشغله زياد نيست بلكه مشكلت اين است كه نمي تواني در قلبت ماايشان صاف باشي وگرنه هفته اي لااقل يكبار به سنما مي روي نقد و بررسي فيلمها را مي بيني برنامه هاي تلوزيون راتعقيب مي ني ولي وقت براي خواندن دعا و قرآن نميگذاري ، چنين چزي جز دروغ نيست اساساً صحبتهايي مثل كار دارم ، نمي رسم ،وقت ندارم و ..... در اين ارتباط فطري و عاشقانه اي كه ميخواهي برقرار كني دروغ محض است دقت كنيد كه عضويت مسئله بسيار مهمي است معناي صلوات بسيار مهم است شما وقتي كه دلتان با اين مجموعه همراه نيست و عضو نيستي يعني نفاق داري – نفاق به معني دو چهره بودن دو رو بودن است ظاهراً ابزار محبت ميكني ولي باطناً پيوند نداري ، عشق نداري ، نمي تواني به آنها افتخار كني ، نمي تواني با آنها سر مست باشي ، این گونه نیستی که وقتی حالت خوب نیست با فرستادن 100 صلوات مثل اینکه چند جام شراب خورده باشی سرمست می شوی همه اینها بخاطر این است که دلت با آنها همراه نیست و به زور و استدلال می خواهی خود را بکشانی عرض ادبی داری احترام داری – ولی بحث احترام با عضویت بسیار متفاوت است عضو بودن مثل ادب داری ، احترام داری – ولی بحث احترام با عضویت بسیار متفاوت است عضو بودن مثل آن رویات است که شخصی به امام صادق می گوید آقا چرا شما قیام نمی کنید ؟ حضرت می فرماید: یار ندارم – می گوید : چرا می توانیم وانجام می دهیم می فرماید : (اگر یار هستی) برو داخل تنور – نمی رود و وا می ایستد و استدلال می کند (بر عکس او یار امام آن است که) می آید و حضرت می فرماید : بیا برو داخل تنور – کفشهایش را زیر بغل می گذارد و می رود داخل تنور و در راهم می بنندد و اصلاً فکر نمی کند بنابراین این مسئله ،مقوله استدلال نیست بلکه مقوله عشق ، محبت و رفیق بازی است- خدا رحمت کند شهید حسن واعظیان را با او مصاحبه کردند که انگیزه شما از رفتن به جبهه چه چیزی بود ؟ گفت : هیچی ، اما گفته بود بروید من هم رفتم ، این مسئله خیلی متفاوت است تا اینکه استدلال بیاورد که اسلام در خطر است باید دفاع کرد و ........ انگیزه نداشتن (در اینجا) خیلی قشنگ است – محبوب ، معشوق و امامم را ببینم و عمل میکنم – در ارتباط عاشقانه وقتی که منیت ، مواد ، رفاقتها دوستیها سوابق و ....... می آید وسط آدم را بدبخت می کند شیطان 6000 سال عبادت می کند ولی در آخر سجده نمی کند .چرا که نگاه نمی کند کسی که به او فرمان میدهد خداوند است بلکه به سابقه اش نگاه می کند کسانیکه حرف گوش کرده اند و بحث و استدلال نکرده اند رشد کردند استادی به شاگردش می گوید از این به بعد هر عملی که انجام می دهی نیتت این باشد که فقط برای ثواب کار می کنم شاگرد نادان می گوید : نه آقا ما فقط برای قرب الی الله کار می کنیم نه ثواب ببینید چقدر نادان است می داند که استادش این راه را رفته و احاطه دارد ولی باز هم حرفش را قبول نمی کند این مسئله ،مقوله دل است وقتی پیامبر اکرم و آل ایشان می فرمایند : لباس را با (فلان) رنگ بپوشید یا انگشتر عقیق بدست کنید باید یا باور ، آنرا پذیرفت نه اینکه بگویی : نمی توانم ، به کلاسم نمی آید و.... من به یکی از کشوهای خارجی رفته بودم تسبیحم را درآوردم که ذکر بگویم – یکی از همراهان گفت : شما را به خدا تسبیحتان را در جیب بگذارید ، آبرویمان می رود گفتم : چقدر بدبخت هستی ، نگاه کن هندیها، عربها ، افغانی و .... را که با همان لباس کشور خودشان دراینجا هستند آنوقت ما باید با مدل اروپایی بگردیم ما که در جبهه ها برای همین ارزشها جنگیدیم آن موقع تو خود را در اینجا باخته ای .
بنابراین ، فطری بودن مسئله مهمی است – امور طبیعی – از قبیل تحصیلات ، کسب مدرک دکترا ، رسیدن به ریاست و ... همگی امور وهمی هستند و چیزی نیستند که در قیامت ارزش داشته باشند یعنی در حرکت جنینی شما هیچ فایده ای ندارد و چه بسا وزر و بال هم هستند بنابراین اگر به محض مسخره کردن دیگران ، عقب کشیدی و همه چیز را کنار گذاشتی معلوم است که از اول نسبت به این امور ، باور وایمان نداشتن واین مسائل رانپذیرفته بودی به فرموده قرآن کریم کسی که به ایمان رسید عمل می کند وهیچ گاه دچار رشد نمی شود یعنی یک لحظه هم عقبگرد نمی کند چرا که جنین عقبگرد ندارد – بخاطر اینکه عقبگرد فاجعه است یعنی به محض اینکه دچار شک و تردید شدی ، ساقط هستی ، مؤمن کسی است که وقتی دید حرکت می کند (آنهم با سرعت) نه حرکتش کند می شود نه توفق دارد و نه عقبگرد می کند – در روایتی امام صادق معنی صلوات را توضیح می دهند که : من صلی علی النبی (ص) فمعناه انی انا علی المیثاق و الوفاء الذی قلبت حین قوله تعالی است بربکم قالوا بلی ، کسی که بر پیغمبر صلوات بفرستد (باطن و) معنای آن (این است که ) من بر آن پیمان و وفایی که حین قول خداوند که فرمود : الست بربکم و همگی گفتند : بلی ، هستم (یعنی وفادار هستم) معنای بلی را دقت کنید اینکه عالم زری وجود دارد که ما قبلاً با مین شخصیت فعلیمان در آنجا بودیم و گفتیم بلی اینگونه نیست بلی را فطرت می گوید یعنی اصل ما که دمش الهی است بلی را گفته است و در فطرت هراسانی وجود دارد به همین خاطر همه مااین میثاق را بسته ایم – میثاق امری فطری است و کسی نمی تواند آنرا انکار کند – صلوات یعنی من به آن میثاق وفادار هستم این مسئله بسیار مهم است از میان همه اسمها گروهها ، دلخوشیها ، و معشوقها شعار من این است : اللهم صل علی محمد و آل محمد همین که می گویم اللهم صل علی .... مشخص است که : لا حبیب الا هو واهله ( در آل یاسین می خوانیم) اصلاً حبیبی جز پیامبر اکرم و آل ایشان وجود ندارد یعنی هیچ کسی جز پیامبر و آلش ارزشی ندارد که من بخواهم وابسته و دلداده او شوم این امر خیلی مهم است یعنی هیچ شخصیتی در دل من ، بزرگتر از پیامبر و آل ایشان نیست نه همسر ، نه فرزند ، نه والدین ، نه استاد و نه هیچ کس دیگری – چرا که اگر چنین شود ، ساقط شما باشند یعنی اگر لازم باشد عزیزترین کسانم را در راه شما فدا می کنم و من دراین عهد و اینکه عضو حزب شما هستم هیچ گونه تردیدی ندارم در مفتیح الجنان پس از دعاء ، عالیه المضامین ، زیارت وداع بسیار زیبایی آمده ، وداع جانسوزی است چرا که می خواهی از عزیزترین کست دل بکنی می فرماید : رزقنی الله العود ثم العود خدایا روزی من کن دوباره بیایم دوباره بیایم دوباره بیایم ، برخی میگویند : ما وداع نمی خوانیم چون وداع یعنی خداحافظی ، در حالیکه چنین چیزی نیست ، وداع ، نوعی سلام است ، یعنی آقا مرا این دفعه آوردی ، دوباره ، دوباره ، دوباره بیاور (بعد قسمت زیبایی دارد) تصور کنید مقابل امام رضا (ع) ایستاده اید امام رضایی که میلیاردها برابر والدینشان به شما علاقه دارد- هیچ حجابی بین تو و او نیست حرف مستجابی می زنی که اگر راست بگویی امام نیز سریعاً از تو می پذیرد اجعلونی من هممکم آقا به من توجه کنید و مرا نیز جزء هم خودتان قراردهید فراموش نکنید که من هم هستم (این مسئله بسیار مهم است بیشترین جائیکه نیاز داریم فراموشمان نکند در قیامت است در شب اول قبر و روی صراط است ) تو این حرف را می زنی و امام رضا (ع) نیز پاسخ می دهد اجعلونی من هممکم چرا که زیارت است و ملاقات دو طرفه (یک طرفه نیست که فقط تو حرف بزنی ) در زیارت شهادت میدهیم که تو مرا می بینی - .... و صرونی فی خرجکم آقا اسم مرا درحزب خودتان بنویسید اسم نوشتن در حزب مسئله مهمی است یعنی من می خواهم در گروه شما باشم و به هیچ جای دیگری نمی خواهم بروم فمنعکم معکم لا مع غیرکم هیچ کس هیچ گروه هیچ دسته ای را دوست ندارم و فقط می خواهم در حزب شما باشم آنوقت ما فکر می کنیم که در قیمت باید بدبختی زیادی را تحمل کنیم تا بتوانیم دستمان را به پیامبر و آل ایشان برسانیم یا شب اول قبر چقدر باید سختی بکشیم و با این طرز تفکرشان می دهیم که به چه میزان از آنها دور هستیم در حالیکه در روایات داریم که پیامبر (ص) امیر المومنین (ع) حضرت زهرا (س) و ... در قبر به سراغمان می آیند پس باید در هیمن جا توجهمان به آنها باشد . در روایت داریم که امام زمان در صحنه قیامت می دود یعنی این 14 نفر خسته تین اشخاص قیامند شوخی نیست ، یک طرفش جهنم است امیر المومنین قسم الجنه و النار است که دم در جهنم ایستاده و افراد را جدا می کند برخی را میگوید : هذالی یعنی این مال من است و جهنم نجات میدهد و در مورد برخی دیگر می گوید هذالک یعنی خطاب به جهنم می فرماید این مال توست ، و پیامبر نیز دم در بهشت می ایستند تو باید خودت را به این وضعیت برسانی تا بهشتی شوی انسان وقتی این روایات را میخواند واقعاً خجالت میکشد شما نگاه کنید هاجر را برای اینکه کمی آب برای فرزندش پیدا کند بین صفا و مروه را 7 بار طی می کند و می دود حال در قیامت ائمه (ع) بدتر و شدیدتر از این برای شما می دوند در روایت است که بیشتر از همه امام زمان (عج) است که می دود و شفاعت می کند . اواخر ماه مبارک رمضان بود رفتم داخل حرم گفتم : حقیقتاً این بزرگان چقدر ما را تحویل گرفته اند مگر ما کی هستیم که خیلی راحت سرمان را پایین می اندازیم و می آییم داخل بارگاه فکر می کنیم که اینجا فقط یک قبری است به خدا قسم این طور نیست اینجا یک دستگاه عظیم سلطنتی است که اگر چشم آدم باز شود و ببیند که اولیای الهی و ملائکه با تشریفات کامل رفت و آمد می کنند متوجه می شود که به محضر چه بزرگانی وارد شده است به یکی از رفقا گفتم آیا درقیامت هم به همین راحتی اجازه ورود به خانه ها و کاخهایشان را می دهد (خود قیامت ماجرایی دارد 50 هزار سال حقیقتاً واویلا است کسی که بتواند دستش را به حضتر عبدالعظیم برساند واقعاً برد کرده است خواجه عبدالله کلام زیبایی دارد میگوید خدایا همه می گویند ما را عاقبت بخیر کن ولی من می گویم ما را اول بخیر کن چیزی که اولش خیر است آخرش نیز خیر است دوستمان گفت : مشخص است وقتی اینجا راهمان می دهند آنجا هم راهمان می دهند دقت کنید که وقتی که دم در حرم می آیید به فرموده بزرگان هر چه را بخواهند دمِ در می دهند ببین آیا توجه داری که به کجا وارد می شود ؟ ایا توجه به اذن دخول داری ؟ بسم الله الرحمن الرحیم باذن الله با اجازه خدا و اذن رسوله و الائمه المعصومین داخل هذا البیت با اجازه اینان وارد بیت می شوم در زیارت حضرت معصومه (س) می خوانیم فکونوا ملائکه الله اعوانی و انصاری ملائک کمک کنید (شوخی نیست وارد محضر شدن تان زیادی می خواهد اگر یک لحظه چشم انسان باز شود می فهمد که قدرت ورود ندارد ) حتی ادخل هذه الروضه المبارکه فی العقبه المبارکه تا من به این روضه مبارک وارد شوم و ادعو الله بفنون الدعوات و خداوند را با فنونهای دعا بخوانم و دعا کنم .... و اعتراف بالله بالعبودیه اعتراف می کنم به عبودیت خداوند و لبنی و الائمه - پیوندم را در همین جا می بندم که آقا من عضو گروه شمایم و مطیع شما هستم امروز داشتم به حرم می آمدم دم در مجدداً این حال را احساس کردم ناگهان چشمم به در بالای حرم نوشته بود ادخلوها بسلام آمنین به سلامت و امنیت کامل داخل بیایید همه دلبستگی ها و پیوستگی ها همین جاست این همان آیه ای است که بالا در بهشت نوشته شده است صلوات را نگاه کن که امام (ع) چگونه معنا می کند می فرماید : وقتی صلوات می فرستی یعنی من قول میدهم که به آن عهد و میثاق وفادار باشم الست بربکم قالوا بلی ، یعنی انت ربی ، الله جل جلاله ربی – صلوات یعنی الله جل جلاله ربی یعنی تو با پیامبر و آل ایشان است که می توانی اعتراف به عبودیت خداوند کنی و اساساً بدون آنها عبد نیستی .
تقوا یعنی از هر چیزی که به تولد سالم تو ضربه می زند پرهیز کنی تقوا یعنی اول در رحم باشی و ثانیاً چیزی که مسقطت می کند انجام ندهی ( یعنی سوار بر کشتی شوی و کاری که باعث غرق شدن است انجام ندهی حال اگر هم کمی شیطنت کردی اشکالی ندارد ) پس صلوات یعنی اعتراف به عبودیت خداوند روایتی است از امام صادق (ع) در مورد این آیه شریفه : ان الله الملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلو علیه و سلموا تسلیما فقال الصلوات من الله عز و جل رحمه : و من الناس دعاء ( صلوات از جانب ) مردم دعا است و اما قوله عز و جل و سلموا تسلیماً یعنی التسلیم له فیما ورد عنه : یعنی هر چه از جانب پیامبر رسیده باید درمورد آن تسلیم بود نه اینکه صلوات بفرستیم و تسلیم نباشیم هر کسی دنبال کار خودش باشد هر کسی یک مرجع استاد و الگویی داشته باشد در حالیکه اسوه تو پیامبر است قرآن کریم می فرماید : و لکم فی رسول الله اسوه حسنه – حال اگر شباهت یافتن به پیامبر و حضرت زهرا (س) را کسر شأن خود می دانی بدان که اساساً عضو این مجموعه نیستی کسانیکه عضو یک مجموعه اند عاشق یکدیگرند به همین علت قرآن کریم شرط عضو بودن را مودت میداند یعنی اگر بگویی : عقلاً قبولشان ندارم اعتراف می کنم که پذیرفتنشان برایشان کتاب نوشته ام و .... اینها فایده ندارد بلکه باید بپذیری که به مقام مودت برسی مقام مودت یعنی خودت را برایشان به زحمت بیاندازی و تلاش کنی حال مبنای مودت در زمان ما امام زمان (عج) است اگر در رحم حضرت هستی و با ایشان پیوند داری حرکتت صحیح است در غیر این صورت اطمینان داشته باش که ساقط هستی هر چند که شبها عبادت کنی و روزها روزه بگیری مبنا در مودت ایشان این است که به چه میزان قبولشان داری و از خودت می دانی مثل خانواده ات که آنها را از خود می دانی و برایشان خرج می کنی .
و الحمد الله رب العالمین