زیارت عاشورا 8/5/1383
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم االدین.
در جلسه گذشته که دربارهی این فقره صحبت می کردیم، که «اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور»، چون در این فقره هم تکرار شده «اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری مع امام هدی» من اشتباهاً بعد از فقره دوم را توضیح دادم،که بحث مقام محمود بود. فاصله ی بین «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» تا «ان یرزقنی طلب ثاری مع امام هدی» را جا انداختم. متاسفانه از میان این جمعیت هیچ کس هم متوجه این اشتباه بزرگ ما نشد. هیچ کس هم به ما تذکر نداد. بنابراین من بر میگردم به این فقره از زیارت که این فاصله پر بشود.
قبل از اینکه وارد فقره بعد بشویم «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور » یک«مِن اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله » داریم. این صلی الله علیه و آله جزء زیارت است. مثل صلوات هایی که، در بسیاری از ادعیه های جزء دعا آمده،چون بحث صلوات،بحث بسیار بسیار بسیار مهمی است، باید حتماً عنوان شود ولی اگر ما وارد ش بشویم،بحث زیارت عاشورای ما خیلی طول میکشد. بنابراین من تصمیم گرفتم که اول از این بحث صلوات اصلاً نگذرم، چون نقش زیادی در سعادت دنیا و آخرت انسان دارد. بحث صلوات، مفهوم صلوات، خود صلوات، و از این طرف هم اگر بخواهیم مستقل بشود چون بحث خیلی شیرین و دلکشی هم است، جلوی خودمان هم نمی توانیم بگیریم دیگر، یک موقع دیدید که یک سال فقط همین بحث صلوات شد. چون می طلبد واقعاً یک سالی صلوات بحث می طلبد،برای همین من تصمیم گرفتم که ضمن اینکه فقره های دیگر را توضیح میدهم هر جلسه یک چند دقیقه اول را راجع به صلوات یک بحثی بکنم. عرضی بکنم مطلبی را، بعد فقره دیگری توضیح بدهیم این اصلاً خود میمنی و مبارکی صلوات تا آخر شهر برایمان بماند. خود این هم یک زیبایی و حکمتی دارد.
بنابراین این بحث من اهل بیت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را بعدا توضیح میدهم. «مع امام منصور»، امام منصور یعنی امام یاری شده،امام یاری شده یعنی امامی است از اهل بیت پیامبر، این امام که بعدا در فقره بعد معرفی میکند، امام مهدی، یاری شده است، یعنی خداوند او را برهمه ی قدرت های شیطانی و استکباری و همه ی دجال ها و سفیانی ها غلبه می دهد، و یاری می شود، این امام، با قدرتی می آید که هیچ مستکبری در هیچ جای دنیا توان مقابله با ایشان را ندارد،همه ی ظلمه، فساق، ائمه کفر را نابود می کند ایشان وجهان را، به یک آخرت نازل،تبدیل می کند، یعنی یک بهشت از زمین می سازد، برای همین یک تعبیری که هست. این هست که زمان امام زمان(علیه الاسلام) اساساً انسان ها در زمان حکومت ایشون با آخرت ارتباط پیدا می کنند،یعنی به قدری قدرت ها پیدا میشود برای انسان ها که، برایشان ارتباط برقرار کردن با ماوراء طبیعه کار راحتی میشود، آسانی میشود، انقدر زیبا میشود این عالم خدا یاریشان میکند، به هر حال امام زمان می آید، و در زمان کمی،هشت ماه، شمشیر میزند حضرت و همه دشمنان خودش را منکوب می کند. بنابراین، این معنای منصور است،البته توضیحات های دیگری هم دارد که حالا ضرورت ندارد.
این امام منصور از اهل بیت پیامبر است که مشخصات ایشان را ما می دانیم، چرا تاکید کرده اند که باید این امام منصور از اهل بیت پیغمبر باشد؟ برای اینکه ما در بحث مهدویت مباحث مفصلی داریم که دشمنان اسلام، مطرح کردند که اساساً مهدی از فرزندان پیغمبر نیست، یا از فرزندان امام عسکری نیست،بعضی از متأصبین در اهل تسنن،به خصوص طایفه وهابی ها بحث را کاملا منحرفش کرده اند،گفته اند که مهدی عبارت است از یک سنبل، یک شخص نیست. بعضی از علمای ما هم در مباحث عرفانی،بحث ظهور را این گونه خراب کرده اند،گفته اند ظهوری ما نداریم که فکر میکنید یک شخصیتی،مثلا بچه ی پیغمبر اسلام،پسر امام عسگری،آن پسر نرجس خاتون،فکر کنید ظهور میکند همچین چیزی نیست، ظهور یک امر سنبلیک است، ظهور حضرت یعنی اینکه انسان ها در طول زمان یواش یواش با حضرت دوست میشوند، آشنا میشوند،حضرت در آن ها ظهور میکند،حضرت در آن ها تجلی میکند،این میشود ظهور،در حالی که اینجوری نیست،این با نص آیات و روایات سازگاری ندارد،بعضی از عزیزانی که این مباحث را مطرح کرده اند آدم های بسیار بسیار موجهی هستند ضمن احترامی که به آنها قائل هستیم،این نظریه کاملا مردود هست که،ما واقعا زمان خاصی را داریم که پسر نرجس خاتون،پسر امام حسن عسگری،ظهور خواهد کرد،پس هم به آن دسته از علمایی که در بین خودمان بحث های انحرافی را مطرح می کنند،از علمای شیعه، هم به آن دسته از اهل تسنن متعصبی که میخواهند بحث مهدویت را کلا به انحراف بکشانند،اینجا جواب میدهد،میگوید این امام منصور،دقیقا از کدام خانواده است؟از من اهل بیت محمد (صلی الله محمد و آل محمد)است،این برای این است که یادمان نرود در زیارت عاشورا پنبه ی اون دوتا عقیده را میزنیم،که این را خدا زده در واقع،واقعا یک شخصی است می آید،مشخصه،پدرش مشخصه،مادرش مشخصه،اینکه در روایات ما گفتن خال لبش اینجوریه،خال رو گونش اینجوریه،قدش اینجوریه،صورتش اینجوریه،ابروهاش اینجوریه،چشش اینجوریه،برای اینکه اون خیالات دیگه سراغ کسی نیاید،اینکه از زمان غیبت صغری تا الان،صد ها و هزاران نفر،از افراد مسلمان،شیعه،سنی،مسیحی،حضرت را ملاقات کردنند،برای این است که آن تفکر دیگر سراغ کسی نیاید،حضرت برای تمام اقوام،ظهورات و ارتباطات فیزیکی داشتند،مسجد جمکران را میدهند بسازند،و ارتباطات دیگر،تا همه بفهمند که واقعا یک شخصی وجود دارد به نام مهدی موعود،که کسی نگوید که امام مهدی یک امر سنبلیک هستش،یک امر کلی است یک امر جزئی فردی نیست،و بعضی از علمای شیعه هم یک موقع یک حرف های ایجوری بزنند،به هر حال درست نیستش،تأکید من اهل بیت هستش، مشخص است، بحث صلوات را انشاالله همینطوری ذره ذره ادامه میدهیم،برای هفته های بعد که تبرکاً تا آخر داشته باشیم،بحث خیلی مهمی هستش،فقره ی بعدی -اللهم اجعلنی عندک وجیها با الحسین(علیه الاسلام)-،خدایا من راآبرومند کن،وجیه کن،در نزد خودت به امام حسین، قسم نیست یعنی به وسیله حسین،من را آبرومند کن،این فقره از فقره های زیارت عاشورا، بسیار کلیدی است برای همین من تصمیم گرفتم که یک مقدار روی آن تامل کنیم، تا این قضیه خوب حل شود،در اینجا مقصد را مشخص کرده،که مقصد انسان خداست،وجیه باشیم در نزد خدا،در واقع معشوق اصلی ما،اونی که باید دلش را به دست آوریم،اونی که باید با او رفیق شویم،اونی که اله ما است،خداست(لا اله الا الله،لا اله الا هو،لا تدع مع الله الهً آخر) -لا اله الا هو-همراه خدا دنبال معشوق دیگری نباشید،کسی دیگری را نخواهید همراه خدا، نیست اساسا آن کسی که بتواند شما را ارضاء بکند،واشباع بکند،در واقع روح بی نهایت طلب تو را هیچکس جزء بی نهایت ارضاء نمیکند،بنابراین بی خود دنبال این نگرد که با یک شخص دیگر بتوانی خود را ارضاء کنی،نمیشود،این خیلی حرف در آن است،آن وقت وسیله هم مشخص میکند،مقصد هم مشخص میکند،از میان وسیله ها بهترین وسیله را معرفی میکند،خدایا اگر قرار است من پیش تو عزیز شوم،بهترین وسیله برای عزیز شدن امام حسین است،حضرت فرمود:(کُلنا صَفینة نَجاه و صَفینة الحسین اَسرع)،ما همه ی ما کشتی نجات هستیم اما کشتی حسین سریعتر است،زود تر میرساند به مقصد،این ماهیت خیلی مهم است که چرا امام حسین میتواند این کار را بکند،و سرعت او بیشتر است،که اگر این فهمیده نشود،با الحسین اگر در این فقره زیارت عاشورا فهمیده نشود،ما اساسا چیزی از شب عاشورا یا از امام حسین و قیام ایشان و فلسفه قیام ایشان نفهمیدیم که یعنی چی.این کلمه بالحسین خیلی حرف درش هست. من می خواهم خیلی فشرده این را برای شما عرض کنم که بدانیم. اما برویم سراغ مطلب اول اینکه ما باید پیش خدا عزیز باشیم همه شرافت انسان این است که پیش خدا عزیز باشد یعنی مبنا برای اینکه یک نفر انسان است بسته به میزان تقربی است که نسبت به خداوند تبارک و تعالی دارد. مبنا،اصل ریشه خداوند تبارک و تعالی است. این را دارد به ما می گوید بعد بالحسین را هم میگوید با همین یک کلمه اللهم جعلنی عندک وجیه بالحسین تمام مکاتب انحرافی که الان در شیعه و سنی و مکتبهای دیگر هست با همین یک کلمه از بین می برد. می خواهد بگوید که مواظب باشید مقصد شما خداست یادتان نرود فراموش نکنید امام حسین نیست پیغمبر نیست فاطمه زهرا نیست اینها فقط وسیله هستند حتی عشق اهل بیت هم عشق حقیقی نیست یعنی مستقلا اگر کسی بگوید من به اهل بیت عشق می ورزم به عنوان اله خودم کفر گفته. این مداحهای احمقی که میگویند لا اله الا حسین،لا اله الا علی ، لا اله لا زینب میگویند اینها بویی از عقیده ناب اسلامی و توحید نبردند. اله فقط خداست.ما از نفخه خدا هستیم دمش خدا هستیم و به خدا هم برمی گردیم -انا لله و انا الیه راجعون- بر میگردیم پیش خدا. ائمه و پیامبر فقط وسیله هستند، -و بِحُبِّکم وبِقربِکم اَرجوا نَجاةً مِن الله -فکونوا وسیلتی عند الله- شما وسیله من باشید- وَبتَقوا الیه الوسیله- با این وسیله باید بیایید پیش من اما توی این وسیله نبای بمانید. حضرت آیت الله جوادی آملی بهترین مثالی که می زنند مثال نردبان است. میگوید شما هر جای نردبان گیر کند بالاخره به سقف راه پیدا نمی کنی به آنجایی که باید برسی نمی رسی نردبان باید همیشه باهات باشد از نردبان هم باید بالا بروری برای ارتفاع راه دیگر نداری پرش نمی توانی بکنی. وقتی می گوید پرش نمی توانی بکنی یعنی کسی نمی تواند غیر از مسیر اهل بیت به خدا برسد. -مَن اَرادَ الله بَدَءَ بِکم- هر کس بخواهد به خدا برسد شروعش باید با اهل بیت باشد یعنی باید با اهل بیت آشتی بکند سر کلاس اینها باید بیاید تا برسد به آنجا، نمی توانی قال بگذاری اهل بیت را و به عرفان برسی. ما لان تو تهران و قم جاهای دیگر زیاد داریم مکاتب عرفانی از علمای سنی و شیعه و درویشها و کسان دیگرکه خیلی تکیه روی توحید میکنند اما وقتی می خواهند سراغ ولایت بیایند از وسیله ولایت استفاده نمیکنند نمی شود به این توحید برسیحتما باید باشند اینها -بدئَ بکم- نردبان باید باشد جهش ما نداریم اثبات ریاضی این بحث وبحث معرفت نفسی در معرفت نفس بحث شده ما چیزی به نام پرش نداریم آنجا توضیح داده شده. هر مرحله باید تی بشود تا شما برسید به آنجا نمی شود سیزده سالگی را شما تمام نکردید آثار چهارده سالگی در شما بروز بکند. کسی که سیزده سال را نگذراند به بلوغ نمیرسد،اگر می خواهی بالغ بشوی باید از این سن رد بشوی.اهل بیت ارتباطشان با شما همین است یعنی شما نمی توانی ارتباط با آنها نداشته باشی باید با اهل بیت باشیاین نردبان باید همیشه زیر پایت باشد همیشه به این وسیله احتیاج داری همدر دینا هم در آخرت در آخرت هم که شما میروی بالا باید با اهل بیت بروی بالا، به هرمقامی که می خواهی برسی باید با همراهی و شفاعت اهل بیت بروی با حذف اینها شما سقوط کردی آقای جوادی آملی خیلی زیبا فرمودند-حفظة الله تعالی علیه-میگوید شما اگر به پشت بام هم برسید اگر نردبان از زیر پایت در برود سقوط میکنید ما به اهل بیت تو همه ی شرایط احتیاج داریم یعنی بشر به هیچ جایی نمی رسد اگر بخواهد پیغمبر را حذفش بکند حضرت زهرا را حذفش کند امام زمان را حذف بکند بخواهد به خدا برسد با این وسیله ها باید بیاید چون اصلا اهل بیت یعنی تجلی خود خدا، نمی توانی از آن استفاده نکنی .میگوید من می خواهم به شما کمک کنم که شما از اینجا تا آنجا بیایید این هم وسیله. وقتی برای شما یک چراغ روشن می کنند که شما جلوی پایتان را ببینید این نور که می آید که شما دویست متر جلوتر را ببینید در واقع آن نور همین نور است شما نمی توانید آن نور را ندید بگیرید، چشمهایت را ببندی و به بعد به این نور برسید. این امکان ندارد. اهل بیت یعنی تجلی خود خدا ، خلیفه یعنی همین، مظهر یعنی همین، شما نمی توانی مظهر را رها کنی برسی به آنی که تجلی کرده. امکان ندارد. لذا در همه شرایط ما به اهل بیت احتیاج داریم این یک، دو اهل بیت -من این را در بحث امام حسین قبلا توضیح دادم- اهل بیت مطلوب به ذات ما نیستند. معشوق حقیقی ما نیستند، لذا پشت اهل بیت هم شما نمی توانی سنگر بگیری علیه خدا. خیلی ها این حماقت را کردند این اشتباه را می کنند یعنی هر وقت می خواهند با خدا درگیر بشوند میروند پشت امام حسین قایم میشوند. یعنی مظلومتر از امام حسین را برای روبرو شدن با خدا پیدا نکرند- حالا من این بحث را در عزادار حقیقی کامل گفتم الان نمی توانم وارد بشوم به آنجا مراجع کنید- امام حسین وسیله ای برای گناه کردن ما نیست. خیلی ها به خاطر اینکه اهل گریه هستند، اهل هیئت هستند اهل امام حسین هستند خیلی روحیه های لوس و نونور و پرتوقعی دارند یعنی راحت انواع معصیتها، کثافتکاری ها،مخالفتها با خدا را می کنند پشت سنگر امام حسین، اصلا ما همچین چیزی نداریم امام حسین می گوید من برای امر به معروف جهاد می کنم«اَلاَ تَرَونَ انَّ الحقَ لا یُمَرُ بِه و اَنَّ الباطلُ لا یُتَناهی عَنه» اصلا همه حیثیت و شخصیت امام حسین برای تقواست. برای این است که برای اقامه حدود الهی کشته شده، برای احیای دین کشته شده نمی توانیم ما بیاییم پششت امام حسین سنگر بگیریم بعد همه چیز را له بکنیم برود به هوای اینکه ما گریه کردیم برای امام حسین، مداح امام حسین هستیم خادم امام حسین هستیم. اول از این این کلمه خییلیی کلمه بزرگی است مگر کسی می تواند به همین راحتی بگوید من جزء نوکرای امام حسین هستم خادم امام حسین هستم خیلی مقام بزرگ است اوحدی اولیاء آن اولیائی که توی صد سال یک دانه از اینها پیدا می شود وقتی برزخشان را دیدند مثلا دیدند دربان امام حسین هستند دربان هستن آنجا دم در وقت، تو نه، بغل امام حسن نه، کاگزار امام حسین نه، دفتردار امام حسین نه، دربان شده آنجا، یک کسی که میگوید من نوکر امام حسینم، خیلی حرف بزرگی است. و پشت این اسم هر غلطی دلمان بخواهد بکنیم. این را شما پنبه اش را از گوشتان بیاورید بیرون که گریه برای امام حسین توجیح کنده گناه است ، نه اصلا توجیه کنده گناه نیست اگر این طوری فکر کنید بدانید فقط شیطان گولتان زده- که در بحث شیطان و صور مقدس من مفصل توضیح دادم که شیطان بسیاری از حالتهای معنوی، گریه، اشک،آه و ناله را برای ما می آورد تا ما پشت این حالتهای معنوی راحتر بتوانیم گناه کنیم. لذا حضرت می فرماید( لا تَقُرَّنَکَ بُکاءُهُم) مواظب باشید گریه آدمها شما را فریب ندهد طرف آدمی است که خیلی گریه میکند آدم بکایی است فربیتان ندهد( فَاِنُّ تقوی فی القلب) تقوی تو قلب آدمهاست این مهم است. در میزان عمل مشخص میشود کی تقرب دارد کی تقرب ندارد. این اشتباه برای اکثر ما اتفاق می افتد که ما با هیات با جلسه امام حسین با گریه با سینه زنی بیمه شدیم. این جوری نیست. اگر به دستورات و وظایف عمل نکنی با تکیه بر امام حسین به هیچ جا راه پیدا نمیکنی منفور امام حسین هستی برای همین هم در روایت حضرت فرمود( لا تَقَروهُم بِنا) مردم را به ما مغرور نکنید که جلوی خدا بایستند به وسیله ی ماها، مغرورشان نکنید یعنی فریبشان ندهید که امام حسین هست اگر من غرق گناه هم باشم چون نوکرر توام عزادار توام ، این جوری نیست عزیزمن ، غرق گناه باشی برای گناهانت جزا داده می شوی. گریه برای امام حسین جاهای خاصی این یک قطره اشک می تواند کار بکن -فرمولهایش را من در آشتی نوشته ام دیگر الان فرصت نمی کنم بگویم در عزادار حقیقی- اینجوری نیست که فکر کنی هر کاری دلت بخواهد بکنی بعد گریه کنی تمام بشود برود پی کارشف وظایفت را انجام ندهی ، نمی شود. ما وظایف خیلی زیادی داریم که باید انجام بدهیم بعد اگر گریه کردیم این گریه کمک میکند به ما، امام حسین در حل مسائل و معذلات بیشتر از هر کس دیگری می تواند به داد ما برسد ولی اگر تو برنامه و وظایف واجب خودت را تعطیل بکنی وظایفی که داری انجام ندهی مستقلا به سراغ امام حسین بروی امام حسین باز بشوی فایده ای ندارد این یک حیله ی شیطانی است که آمده سراغت. ما همین چین چیزی نداریم که ما را با خدا کاری نیست با امام حسین حال می کنیم، با امیرالمومنین حال میکنیم نمی شود، اگر فردا فرشته ها آمدند یقه من را گرفتند، قیامت چنین و چنان شد میروم پشت سر حضرت زهرا قایم می شوم اصلا اینجوری نیست شما به هوای هیات امام حسین نماز اول وقت را قطع کن به تاخیر بیفتد معصیت کردی صددرصد آنهم معصیتی که از هر گناه کبیره ای به فرموده پیغمبر بالاتر است به عشق امام حسین جلوی خدا بایستی.در اذان حی داریم یعنی بشتاب شش بار خدا در اذان می گوید حی بشتاب آن وقت شما بگویی با امام حسین هستم وقت ندارم. این یک دروغ است امام حسین یک وسیله ای نیست برای اینکه تو در مقابل خدا بایستی امام حسین وسیله ای نیست برای اینکه تو اخلاق را زیر پا بگذاری. پدر من گفت نرو هیئت چشم ، رفتی میری جهنم معصیت کردی، خود امام حسین تنبهت میکند خیر نمی بینی مادرم گفت نرو هیئت نرو معصیت می کنی اگر نماز مستحبی می خوانی مادرت صدا کرد نمازت را قطع کن برو پدر نه چون مادر واجبتر است چهار درجه مادر یک درجه پدر،نمازت را قطع کن ببین مادر چه می گوید روزه مستحبی اگر پدر و مادر راضی نیستند نگیر اگر بگیری حرام است از خدا دور می شوی، هیئت تو نباید پدر و مادرن را آزرده بکند نه پدر و مادرت را هیچ کس را نباید آزرده بکند یعنی شما همسایه ات را آزرده بکنی گناه است نمی توانیی شما صدای بلندگویت را آنقدر بلند بکنی که مردم را اذیت بکنی آزار مردم حرام است چون به عشق امام حسین است هر کاری دلمان خواست بکنیم اصلا نمی شود همچین چیزی، عاشق امام حسین ،دیوانه امام حسین، ما خیلی وقتها به هوای همین دیوانگی خیلی کارهای نابه هنجار، زشت انجام میدهیم میگیم دیوانه امام حسینیم، اصلا ، تو دیوانه ای، دیوانه امام حسین کدام است؟ دیوانه امام حسین کسی است که بیشترین رعایت و تقوا را دارد، بیسترین لطافت و عاطفه را دارد، اصلا آدم خشن نمی تواند دیوانه امام حسین باشد.
خانم شما مریض است خسته است، احتیاج به یک کمکی دارد در منزل، ولش میکنی در همان وضعیت که بروی هیئت- حالا خانمها هم سوء استفاده نکنند ما هر وقت اینها را میگوییم خانمها خودشان را مریض میکنند- به هر حال باید رعایت بشود. خانمها همین طور، خیلی از خانمها هستند دخترش بهش نیاز دارد، بچه اش بهش نیاز دارد، شوهرش بهش نیاز دارد می خواهم بروم روضه، روضه بازی، از هشت صبح روضه بعد هم خانه شهین خانم و مهین خانم و.... بعدش چی شوهر بیچاره افتاده به خانه. اینکه نمی شود که، بچه مدرسه اش دیر شده درسش دیر شده مهمان آمده مرد اصلا نمی داند چی به چی هست نه می تواند پذیرایی کند خانم نیست اصلا کجاست؟ روضه بازی یا آقایون خانم مریض است کار دارد فکر میکند اگر بایستد ظرف بشوید کمک بکند، بچه را نگه دارد، نرود مجلس امام حسین فسق کرده. این احمقی ها زیاد هست تو ماها. یک آقایی بود .
اصلا من تعجب کردم با چه افتخاری هم میگفت-میگفت بچه ام مریض بود خانم هر چی گفت بیا این بچه را ببر دکتر نبردم گفتم هیئت دارم بچه مرد، واقعا کیف هم میکرد که من مثلا این قدر عاشق امام حسین هستم احمق چقدر احساس تقرب هم می کند. داریم یکی از عبادت کننده ها یک خروسی را یک بچه ای داشت میزد پرهایش را میکند این مشغول عبادت بود تا اینکه این خروس مرد خداوند دستور دادبه زمین تا این را فرو برد. یک موجود جاندار جلوی تو دارد جان میدهد تو داری عبادت میکنی.این خیلی حرف است، ما زمانی می توانیم عبادت را ادامه بدهیم وقتی ضرر باشد که آن ضرر فقط متوجه خودم باشد بگویم خدایا به خاطر تو تحمل میکنم مثل عمار مثل رفیق عمار که وقتی تیر را دشمن به قلبش میزند دلش نمیاید عمار را بیدار کند هر دوشون نگهبان لشگر بودند دشمن می بیند یک چیزی ایستاده نمی داند چوب است آدم است ،درخت است یک تیر میزنند می خورد به قلبش تکان نمی خورد حتی رفیقش را هم بیدار نمی کند تیر بعدی را که می زنند بی رمق می شود می زند به او و او را بیدار می کند و دشمن فرار می کند بهش می گویند چرا تیر اول را زدنند بیدار نکردی؟گفت اینقدر از این نماز کیف می بردم که حیفم آمد کیفم را بگذارم نیمه تمام بماند ولی بعد گفتم شاید خیانت بشود به لشگر اسلام تو را خبر کردم. عرضه داری از خودت مایه بگذار نه از زن و بچه ات. حقوق خانواده حقوق شوهر تعریف شده است. شما شب قدر چدرت، مادرت، دخترت، پسرت مریض است میگویی می خواهم بروم احیاء مگر دیوانه ام بایستم خانه مریض است یک کاریش میکنیم این عین جنایت است تو باید بایستی مریض داری بکنی این عین عبادت است. گفت آمدم مسجد بچه ام را زدم بغل بچه خیلی اذیت می شد بعد گفتم خدایا تو که راضی نیستی این بچه اذیت بشود من عبادت کنم میروم خانه به خاطر بچه، رفتم خانه دیدم حضرت صاحب نشسته خانه منتظر من،این قشنگ است که تو خانواده ات را مراعات بکنی زنت را مراعات بکنی، بچه ات را مراعات بکنی، بچه درد بکشد که تو هیئت داری این شهوتی بیشتر نیست. کی گفته ما همچین وظایفی داریم؟ نداریم . دعواها و حسادتها و چوب چوب کشی به خاطر هیئت، داستانی دارد این هیئتها، من اگر بخواهم تاریخچه این گرفتاریها را بگویم برایتان فکر کنم یک ده جلسه ای داریم از آفتشناسی عزاداری ها، چه مصبیتهای در این عزاداریها چه گناهانی در این عزداریها اتفاق نمی افتد به اسم امام حسین حسادتها، دعوا کردنها، چشم روهم چشمی کردن، کینه به دل گرفتن و خیلی شهوتهای وحشتناک که تو این ماجرا هست، باید بدانیم که هیچ وقت این دستگاه امام حسین برای ول شدن ما نیست، برای بی تقوایی مانیست، برای بی ملاحظه گی ما نیست. مجلس امام حسین با یک احکام رساله جور در نیاید مجلس نیست دیگر خراب می شود، وظیفه ات را انجام بده. شب عملیات به یک بنده خدایی گفتم- عملیات هم نبود اطلاعات عملیات بود یعنی ما باید می رفتیم شتاسایی می کردیم در دل دشمن بعضی وقتها باید شصت کیلو متر میرفتیم نود کیلومتر می رفتیم تا مسیر ار شناسایی کنیم خب هر کسی هم حاضر نبود بیاید این کار را بکند یک بنده خدایی آمد دو شبی را با ما بود بعد شب سوم بهش گفتم بیا ، ما بهت نیاز داریم گفت نه بابا فلان مداح معروف آمده می خواهم بروم آنجا. ما اینجا بهش احتیاج داشتیم می خواست برود پشت جبهه سینه بزند یا مثلا شب عملیات احتیاج داشتیم بعضی ها می گفتند مثلا الان حاج منصور ارضی تهران مراسم دارد محرم است حیف است ما برویم آنجا همه این حسین حسین گفتن ها شمشیر زدن است تو آن موقع شمشیر زدنها می خواهی بروی سینه بزنی، جور درنمی آید، وظیفه نباید ترک بشود. اگر گریه است، اشک است، ناله است آه است سینه است وسیله است برای اینکه تو ده برابر این عزاداری و سینه و گریه باید شمشیر بزنی.
عرض کردم تقسیم بندی مصیبتها شد. گفتیم مصیبت عظیم عزاداری می پذیرد اما مصیبت اعظم شمشیر زدن می طلبد اگر به ما گفتن برای مصیبت عظیم گریه بکنید مراسم بگیرید، عزاداری بکنید برای اینکه نیرو بگیریم که ده برابر آن برای مصیبت اعظم شمشیر بزنیم، کار بکنیم، وقت بگذاریم، فعالیت بکنیم.
به یک آقایی گفتم آقا شما نمی دانی الان امام زمان مظلوم است؟ گفت چرا.گفتم می دانی تنهاست؟ گفت می دانم. گفتم استعداد داری پس چرا وقت نمی گذاری از یان استعداد استفاده بکنی. گفت نمی رسم هیئت داریم. تا کار هیئت هست من بیایم کمک امام زمان چی کار؟ این همانی است که ما آن حسین را ترجیح می دهیم به این حسین زمان حی که به ما احتیاج دارد (هل من ناصر ینصرنی) اش مربوط به ماست. آن (هل من ناصر ینصرنی)اش مربوط به ما نبود مربوط به آن زمان بود این هل من ناصر ینصرنی هر بیست و چهار ساعت دارد می گوید- هل من ناصر ینصرنی - کو؟مرد هستی بیا برای این حسین کار کن. عزادار حقیقی کسی است که نمی گذارد در مجلس امام حسین یک معصیت اتفاق بیفتد. تو اگر عزاداری سر هر چیزی دعوا نکن سر غذا دعوا نکن آبروی صاحب هیئت را نریز که غذا به ما نرسید، کوچک نشو اگر واقعا عزاداری خودت هم صاحب مجلسی برای پدر و مادر خودت است امام حسین مگر کیه؟ فاطمه زهرا مگر کیه؟آدم تو مجلس پدر و مادر خودش چیزی نرسد داد و بی داد راه می اندازد؟ دعوا میکند سر اینکه کجا قرار بگیرد کجا قرار نگیرد؟چی بخورد چی نخورد؟ چی بهش برسد چی بهش نرید؟ این بی معرفتی ها خیلی کار دست آدم می دهد. برای همین خداوند آمده تو قلب زیارت عاشورا یک جمله ای را قرار داده که تو بفهمی که باید چی کار بکنی «اللهم جعلنی عند وجیه» هدف فقط خداست امام حسین با همه عظمتش وسیله ای است برای اینکه ما با خدا آشتی بکنیم امام حسین و حضرت زینب و حضرت عباس و روضه و کربلا رفتنی که ما را از کعبه از توحید از ذوب شدن در خدا دور بکندهیچ فایده ای ندارد. به کی میی گویند عزادار؟ من پنج مرحله عزاداری نوشتم مرحله ششم اش همین بحث است که در جلد دوم عزاداری است بحث عشق اساسا آن هم چون نمی خورد به بحث اجتماعی -سیاسی یک جلد جدا گذاشتم که مرحله ششم عزاداری است. کی عزادار است؟ کسی که بیشتر عاشق خداست معلوم است پیام عاشورا را خوب گرفته چون حضرت زینب بعد از همه ی آن مصائب فرمود: «وما رایت الا جمیلا» ما این همه روضه می خوانی برای ایام فاطمیه برای ایام مظلومیت حضرت علی، یک صحنه دارد تو ایام فاطمیه بیشتر بیان می شود حضرت زهرا در لحظات آخر گریه می کند امیرالمومنین (علیه السلام) سوال می کند چرا گریه می کنی؟می گوید نگران تو هستم که بعد از من با تو چی کار می خواهند بکنند. حضرت علی می گوید به خدا قسم این مصایب برای من در راه خدا خیلی آسان است. این پدر همان زینبی است که خود خدا می گوید (عظُمَت) مصیبت عظیمی است در آسمان. حضرت زینب فقط مصیبت کربلا را که تحمل نکرده قبلش مصیبت امام حسن بوده قبلش مصیبت پدرش بوده قبلش مصیبت مادرش بوده مصیبت از دست دادن پیغمبر بوده خیلی مصیبت کشیده ولی فرمود: «وما رایت الّا جمیلا» تو اگر عرضه داری خودت را عزادار می دانی با خدا درگیر نشو، تو اگر واقعا عزادار هستی عاشق امام حسین هستی توی هیئتی که سی سال بانیش هستی-دیدم من اینها را- اگر شفای بچه ات را خواستی شفا نگرفت و مرد تو دلت آب تکان نخورد راضی باش نگو که سی سال در خانه ات گدایی کردم از ات خواستم بچه ام را شفا بدهی بچه ام مرد از ات خواستم فلان مشکلم را برطرف بکنی نکردی از ات خواستم شفام بدهی ندادی آخه من چرا باید سرطان بگیرم؟ من چرا باید فلان حادثه برای من اتفاق بیفتد؟ من چرا باید چکهایم برگشت بخورد؟ این حرف خیلی حرف بدی است بی ادبی است. در ذات خدا تحمل این صحنه ها برای من آسان است فاطمه، آسان. از امام حسین ما باید این را یاد بگیریم از واقعه کربلا ما باید زینب بودن را یاد بگیریم نه اینکه تا یک حادثه ای برایت اتفاق افتاد بامعشوق اصلی بزنی بهم زنت مرد نماز خواندن را بگذاری کنار یک تصادف برای فلان کس افتاد با خدا اول قهر کنی. همه ما مصیبت مان بدبختی مان همین است که تا اولین مصائب تو شهوتهای دنیا اتفاق می افتد رابطه مان با خدا کدر می شود. دیگر حال نماز خواندن را نداریم می گوید من این قدر چک برگشتی و بدبختی دارم کو زیارت؟ کو حال برای زیارت مانده برای من؟ این قدر گرفتاری اقتصادی دارم که وقت نکردم یک آیه قرآن بخوانم.
عزادار کسی است که مثل امام حسین شب عاشورا فرصت میگیرد- امام حسین که زیر بار ذلت نمیرود رو نمی اندازد، می گوید چونمی خواهم با خدا باشم رو می اندازد. رو می اندازد که خلوت کند قرآن بخواند نماز بخواند .کو نماز خواندنت؟ کو نماز با کیفیتت؟کو نماز اول وقتت؟ برای همین می خواهم این را بگویم پشت ائمه سنگر نگیرید. علیه خدا، مبنا برای اینکه شما عزدار خوبی هستید این است که چقدر با خدا رفیقید وآشتی هستید. این یادتان نرود. چقدر رساله احکام را عمل می کنید.
یکی از عزیزان ما را دعوت کرده بود یک جلسه ای رفتیم مجلس سیصد چهارصدتا خانم نشسته بودند دیدیم یک سری همین جور ولنگ و وار نشستند برای مجلس حضرت زهرا آمده بودند نه حجاب درست نه هیچی اینها آمده بودند برای مجلس حضرت زهرا آخه می شه؟ حضرت زهرا پیامش حجاب است. پیامش عفت است تو چه جوری می گویی آمدم مجلس حضرت زهرا مجلس امام حسین. پس مواظب باشید اهل بیت را وسیله گناه و در مقابل خدا قرارگرفتن قرار ندهید «اللهم جعلنی عندک» این عندک خیلی مهم است «وجیه» حالا برویم سراغ وجیه من وجیه را چند دقیقه توضیح بدهم چون خیلی گرم هم است عزیزان دارند اذیت می شوند زودتر خاتمه بدهم انشاالله برویم برای جلسه بعد وجیه یعنی من عزیز شوم پیش خدا. راه عزیز شدن پیش خدا چیست؟این مهم است انشاالله جلسه بعد توضیح خواهم داد.
هدیه به محضر امام زمان صلوات ختم کنید.
سوال است.