بسماللهالرحمنالرحیم
بحث ما درباره جهل بود، بهعنوان یکی از عواملی که زمینه مصائب عظیمی که بر همه رهبران الهی، از جمله امام حسین علیهالسلام وارد شده بود.
درباره جهل صحبت کردیم که جهل اصل هر شری است و بهترین تکیه گاه طبیعتگرایان و طاغوتها در مبارزه با فطرت گراها و رهبران الهی است. جهل مردم باعث میشود که دشمن بتواند هر لباسی را بپوشد و هر نوع خودعه ای که میخواهد علیه فطرت مدارها و رهبران الهی بکند، تاثیر می کند. در طول تاریخ ما موارد بسیار بسیار زیادی داریم که طبیعت گراها با تکیه بر جهل مردم، پشت و کمر فطرت گراها را شکستند و آنها را شکست دادهاند.
در نهجالبلاغه اگر مراجعه بفرمایید امیرالمؤمنین علی بسیار از جهل و حماقت اطرافیان و لشکریان خودش ناله می کند، تا آنجا که فرمود دو گروه کمر مرا شکستند: یکی از آنها جاهلهای عبادتکننده هستند. یعنی مردمی که اهل عبادت هستند، اهل نماز و شهادتین هستند، اما اهل فکر نیستند، معرفت ندارند. ایشان میفرماید کمر مرا شکستند این خیلی حرف است که امیرالمؤمنین میفرماید جاهلها کمر مرا شکستند.
امام زمان علیهالسلام دارند که حتماً ما را اذیت کردند و میکنند جاهلان شیعه و اهل جهل شیعه بعد توضیح میدهد کسانی که ایمانشان از بال یک مگس هم سبکتر است و بی وزن تر است، یا بال مگس محکمتر از ایمان اینهاست بال یک پشه محکمتر از ایمان اینها است، اینها کمر مرا شکستند. اینها ما را اذیت می کنند.
درواقع عاشورا شما نگاه بکنید عمر سعد تیر را به کمان میگذارد و شلیک میکند به سمت حرم امام بعد میگوید ای جنود خدا به سوی بهشت شتاب کنید.
خیلیها گرفتار این تزویر هستند. خیلیها باور میکردند که واقعاً برای خدا دارند این کار را میکنند، یا از آنها بدتر خوارج را داریم. یک مشت عابد خرفت احمق که به جنگ امیرالمؤمنین می روند. همه روزه بگیر، نماز خوان، نماز شب بخوان، پیشانی ها و زانوهای پینه بسته آمده بودند به جنگ امیرالمؤمنین، با استناد به چی؟با استناد به آیات قرآن. ولی مجموعاً هیچکس به اندازه امام زمان تابحال از جهل شیعه آسیب ندیده است. هیچکس بیشتر از صاحب الزمان از جهالت شیعه خون دل نخورده است، چون هزار و صد و شصت و چند سال است که امام دارد خون دل میخورد از دست جهل شیعیان. برای همین هم میفرماید خیلی اذیت شدیم ما از دست این شیعیان جاهل احمق، اذیت شدیم.
تازه مظلومیت امام زمانبه این هم نیست، فقط، امام صادق علیهالسلام میفرماید امام زمان بعد از ظهور هم مظلوم است. میفرماید بعد از ظهور ایشان، عدهای از علما با استناد به آیات الهی کارهای امام زمان را زیر سؤال میبرند، می گوید این شرعی نیست کارهایش دین جدید آورده است از قرآن کار نمیکند. بشدت امام زمان توسط خیلی از مدعیان مورد انتقاد قرار میگیرد. حضرت فرمود برای امام زمان سختتر از پیغمبر است. میفرماید در اطراف پیغمبر آدمهای جاهلی بودند که وقتی یک نفر آیات الهی را میخواند اینها حرفی برای گفتن نداشتند. راحت تسلیم میشدند. ولی امام زمان اینگونه نیست. در زمان امام زمان کسانی می آیند برای مبارزه با او و انتقاد از او که آیات الهی را حفظ هستند. مفسرند و با قرآن سالها کار کردهاند. اینها به نقد امام زمان می آیند، مظلومیت فقط در الان نیست از الان هست تا بعد از ظهور.
ما وظیفهمان این است که لااقل از آزار امام زمان علیهالسلام دست برداریم. مهمترین کاری که ما می توانیم بکنیم بهعنوان خدمت به امام زمان این است که دست از آزار حضرت برداریم. در آشتی آورده است که جزء اولین وظیفه شیعیان این است که شر خودش را از امام زمان کم بکند یعنی نگذارد جهالت اش به دین و جهالتش به احکام الهی او را تبدیل به یک سنگر علیه امام زمان بکند. باید خودش را به دشمن وا ندهد و تسلیم دشمن نکند. حداقل کاری که یک نفر برای امام زمان علیهالسلام میکند، این است که سنگر دشمن نشود، سنگر دشمن نشود. به خصوص -باز تأکید میکنم- که دشمنان امام زمان در زمان حاضر و همانطور که امام صادق میفرماید بعداز ظهور امام زمان هم برای مبارزه با امام زمان به چی استناد می کنند؟ به آیات الهی استناد می کنند.
یعنی شما باید حواستان باشد که سر راه شما برای رسیدن به امام زمان پر از آدمهای مقدسی هست که عالم به قرآن و احکام هستند تا نگذارند دست شما به دست امام زمان برسد. اینگونه نیست که کسی که دشمن امام زمان است بیاید برای شما فساد و فحشا ومنکرات را تبلیغ کند. کمااینکه این هست و این کار میشود ولی خیلیها در لباس دین دارند دست شما را از امام زمان جدا میکنند و در تلاش هستند که نگذارند شما به امام زمانتان برسید. در قالب کلاسهای عرفان در قالب کلاسهای دینی نمیگذرند. در این چند شب که من در مؤسسه خودمان سخنرانی دارم چند گروه آمدند به من معرفی شدند. تعدادی از جوانها آمده بودند و میگفتند که یا عضو هستیم یا برادرم و یا عمویم در این گروه عضو است. گروههایی که تحت عنوان عرفان و یا جلسات قرآنی جوانها را منحرف میکنند. حتی در یکی از گروهها رئیس آنها ادعای رسالت کرده است که من رسول خداo هستم. بعد از این احمقتر این است که به آنها گفتم قرآن شما استنادتان به چی است و آیات تان را برای من بخوان. مگر قرآن نمیگوید که رسولالله میگوید من خاتمالنبیین هستم. می گوید بله قرآن می گوید خاتمالنبیین اما نگفته خاتم رسولان است خاتم نبین بودهاست نبی با رسول فرق دارد رسول می تواند از طرف خدا بیاید، اینگونه سر مردم را کلاه گذاشتم با استفاده از قرآن دیدم که دو سه ساعت برای من آیاتی را خواندند که چه قدر مبتذل از آیات برداشت کرده بودند خیلی مبتذل. جوانها را اینگونه سرشان را کلاه میگذارند. آن وقت جالب بود این کسی که آمده بود عقاید آنها را برای من بخواند بلد نبود قرآن را درست بخواند و از روی ترجمه میخواند. بعد چند جا من گفتم که اصلاً این ترجمه از آیات غلط است. تفسیر به رأیهای زیاد. لذا این زمان خیلی حساس است. این را توجه بفرمایید. هر جا عَلَمی به اسم اسلام و دین زده شد ما بگوییم برویم دین است دیگر قرآن است تفسیر است نه ،کلاسهای خودسازی کلاسهای اخلاق کلاسهای ذکر همین طور مثل قارچ دارد درمی آید. خیلی باید هوشیار باشیم که در دام نیفتیم.
ما شعارمان در زیارت عاشورا که بعدها مفصل به آن خواهیم پرداخت، این است که انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم. هر دو لنگه این ارتباطی که ما باید با امام زمان داشته باشیم و از امشب میخواهیم این بحث را برای شما شروع کنیم، هر دو لنگه میگوید ما باید دست از اذیت حضرت برداریم اول اینکه با آزاردهنده ها و دشمنان باید مبارزه بکنیم، یعنی شیعه و عزادار بدون مبارزه به درد نمیخورد ،نمیتواند ادعا کند که شیعه حقیقی و عزادار حقیقی است. امکان ندارد که کسی در زندگیش مبارزه با دشمن امام زمان نداشته باشد. ادعای شیعه گی و عزاداری واقعی برای امام حسین بکند و یا برای امام زمان هرگز.
باید در نامه اعمال یک شیعه تاریخ مبارزه وجود داشته باشد، سابقه مبارزاتی با استکبار و دشمنان امام زمان وجود داشته باشد، والا وقتی محشور میشود و میمیرد نمیتواند برود و به سیدالشهدا بگوید من جزء کسانی بودم که جزء زیارت خونهای واقعی بودم. نه، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، سابقه مبارزاتی میخواهد هم سابقه مبارزاتی میخواهد و هم سابقه سلم با امام زمان می خواهد، سلم یعنی چه یعنی آزار ندادن حضرت.
یکی از آنها این است که دست از جهالتهایمان برداریم اهل مطالعه باشیم اهل فکر باشیم اهل عقل باشیم. سیدالشهدا روز عاشورا به مردم میگفت شما عقل ندارید برگردید به شعورتان، برگردید به عقلتون، عقلتون رو کار بندازید. مگر من را نمیشناسید؟ آنها حرف میزدند و یک استدلال میکردند، به قول شهید مطهری ره فرمود امام حسین کشته قربانی فراموشکاری مردم زمان خودش بود. خیلی راحت فراموش می کنند. مثل مثل الان خیلی چیزهایی که اول انقلاب بود و زمان جنگ بود دارند به دست فراموشی میسپارند در فاصله خیلی کم، یک آدمی میآید میگوید شعار مردم استقلال آزادی سازندگی بوده. استقلال آزادی نمیدانم توسعه بوده. در همه جای دنیا توی بوق و کرنا می کنند هیچکس هم صدایش درنمیآید. شعار ما استقلال آزادی توسعه نبود. ما میگفتیم استقلال آزادی جمهوری اسلامی این شعار همه مردم بود.خیلی راحت این چیزها را حذف میکنند و خیلیها دارند ارزشهای اول انقلاب جنگ و دفاع مقدس را بهراحتی فراموش میکنند. اینگونه میشود که ما باید حالا حالاها شهید بدهیم. خیلیها قربانی میشوند و خیلیها به شهادت میرسند. شما فکر نکنید این باب بسته می شود شما خواهید دید که در این مملکت خیلی از مظلومها خیلی از سربازان خوب امام زمان بازهم به شهادت میرسند بازهم به دست نفاق به شهادت میرسند این هست قطع نمیشود و ما به این خونها احتیاج داریم. چون اگر این خونها نباشد روشنگری نمیشود. خون هست که خیلی چیزها را روشن میکند باید باشد.
بهرحال خیلی باید حواسمان جمع شود حداقل کاری که میکنیم این است که جاهل نباشیم. چون شکار میشوی. دست خودت هم نیست. ندانی یکجا دام است شکار میشوی. ما باید دام را بفهمیم و بشناسیم که شکار دشمن نشویم. دشمنی که مقدسترین لباسها و مقدسترین کلمات و مقدسترین مفاهیم را به استخدام درمیآورد تا ما را به زمین بزند و نگذارد وظیفهای را که داریم انجام دهیم. با استناد به آیات قرآن می گویند که مرگ بر آمریکا نگویید، زیارت عاشورا نخوانید، لعن نکنید، خیلیها هم راحت میپذیرند، با جهالت.
یک کسی فکر نمیکند اگر قرار بود ما لعن نگوییم، مرگ نگیم و برائت نگیم، این همه آیات الهی این همه احادیث این زیارت عاشورا معتبر که حدیث قدسی است چیست، نعوذبالله خدا و معصوم نمیفهمیدند و این را آوردند امام زمان نفهمیده که گفته است همیشه عاشورا بخوانید، خداوند تبارک و تعالی نمیفهمیدهاست که گفته است سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم .تا کی، الی یوم القیامه. شما فهمیدی که این نباید باشد. این را خیلی دقت بکنید خیلی.
شیعه یکی از علامتهایش، عزادار حقیقی یکی از علامتهایش، آگاهی به زمان است، زمان خودش را میشناسد. من الان خیلی از خوبان را میبینم که مثلاً تحت تأثیر افکار مذهبی و معنوی میافتند در یک سری مطالعات قرآنی و مطالعات اخلاقی و مطالعات عرفانی، بعد که میگوییم آقا باید مواضع سیاسی هم داشته باشی یک پوزی هم شده است که اخبار هم گوش نمیکنند، روزنامه هم نمیخواند، گویا با تقدس شان روزنامه دست گرفتن و روزنامه خواندن، این یک نوع اتلاف وقت است. یک نوع عمر تلف کردن است که کسی مثلاً مسائل مهم روزش را بداند و یا اخبار گوش کند به نوعی انگار کوچک میشود دخالت نکند در خیلی از مسائل حرف نزند در مورد خیلی از مسائل، یه پوزی شدهاست. یک پز مذهبی که شیطان خوب به انسان عرضه می کند، شما الان اهل سیر و سلوک شدهای دیگر با این چیزها کار نداشته باش اینها کثرات هست،شما باید به وحدت فکر بکنی و خیلی از این حرفها که، کلمه الحق یراد زهل باطل.
ما به هیچ وجه معذور نیستیم اگر جاهل به زمانمان باشیم دشمنانمان را نشناسیم و در دام بیفتیم به هیچوقت قیامت معزول نیستیم .خدمتتون هفته گذشته عرض کردم خداوند جاهلها را روز قیامت نمیبخشد آنها را دو برابر هم عذاب می دهد.
شدیدترین برخوردها روز قیامت با افراد جاهل است. کسانی که میتوانستند بفهمند و خودشان را آگاه نگه دارند .مخصوصاً خودشان را جاهل نگه داشتند. چه جاهل اجتماعی چه جاهل سیاسی چه جاهل اعتقادی چه جاهل فقهی. جاهل نگه داشتند، خداوند اصلاً نمیگذرد از اینها به هیچ وجه اگر کسی جاهل بماند از او نمیگذرد ما موظفیم مثل غذا، که تهیه میکنیم و برایش تلاش می کنیم اطلاعات تهیه کنیم، آگاه بار بیاییم. بخصوص آقایان خانمها در درجه بعد هستند .
مرحوم ملامحسن فیض کاشانی ره فرمودند ، جزء آفت های تشکیل خانواده این را آوردند میگویید: بعضیها ازدواج که می کنند ظرفیت ندارند اساساً مناسب برای ازدواج نیستند. چرا؟ چون توان اداره خانواده را ندارند. رسول خداo فرمودند خدا لعنت کند کسی را که خانواده تشکیل بدهد و خانواده را ضایع کند. یکی از مراتب ضایع کردن خانواده این است که انسان خانوادهاش را نتواند از لحاظ علمی اداره بکند. خوراک علمی و خوراک معنوی خانواده را نتواند فراهم کند. فکر می کند یک حمالی است که صبح باید بلند شود برود سر کار دو شیفت کار کند و هی پول دربیاورد. مکانیکی. وظیفهاش همین است با بقیه مسائل دیگر کاری ندارد.
نه مردها فکر میکنند که همچین وظیفه ای دارند؛ نه زنها وقتی میخواهند یک مردی را ارزیابی کنند اینگونه فکر میکنند که اصلاً این مرد هست یا نیست. مرد بودن به چیست؟ مرد بودن به این است که عرضه تامین خانواده را در سه جهت مادی، عاطفی و معنوی داشته باشد. و الا مرد نیست. هم باید بتواند تولید محبت بکند. خانواده را با محبت و گرم نگه دارد، هم باید بتواند، چکار بکند، خوراک مادی تهیه کند و هم خوراک معنوی.
برای همین این حدیث را مرحوم فیض در محجه البیضاء که هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و اهل بیتش ملاقات نمیکند.
مرد فقط وظیفهاش این نیست که پاشد برود کار کند وظیفهاش این است که خانوادهاش را با اطلاعات درست تربیت کند اطلاعات مذهبی اطلاعات احکام اطلاعات اخلاق اطلاعات تربیتی اطلاعات اجتماعی اطلاعات سیاسی که بعدها بچهات به دبیرستان رفت یک معلم دیوانه منحرف نتواند بچهات را منحرف کند، آقا من پانزده سال برای بچهام زحمت کشیدم دخترم به این نازی به این پاکی، چهار روزه رفته سر کلاس آمده، حالا میبینم حرفهایی میزند که اصلاً قیافهاش تغییر کرده حجابش تغییر کرده عقایدش تغییر کرده. یک استاد یک هفته زیر پایش نشسته است. تو موظف بودی بچهات را قوی بار بیاوری که راحت تحلیلگر باشد. یک کسی نتواند این قدر زود او را منحرف کند. شما فکر بکنید مثلاً فرض بفرمایید رفتی دخترت را یک نفر به فساد و فحشا کشاند خیلی کار بزرگی کرده. ولی اگر عقیده اش را از او گرفت کار مهم و بزرگی نیست. خیلی کار مهمی کسی عقیده بچه ما را از او بگیرد. میگوید دختر من خیلی معتقد و خوب بود. حالا چند وقتی جایی رفته دیگر نه زیارت عاشورا میخواند. او میگوید اینها همهاش حرف و خرافه است خیلی چیزها و دری وری های دیگر، یکجوری بچه را تربیت میکردی که که وقتی رفت دانشگاه چهار تا استاد منحرف به تورش خوردن نتوانند منحرفش کند. زحمت باید بکشی همانطور که اگر واکسن اش را نزنی عذاب وجدان داری و خودت را مسئول میدانیم. همانطور که اگر مدرسه نفرستی اش، خودت را مسئول میدانی. همان طور که اگر لباس نداشته باشد، مینشینی گریه میکنی که بچهام امسال یک لباس بیشتر نتوانسته بپوشه و احساس سرشکستگی می کنی و همان طور که اگر غذای خوب نتواند بخورد احساس سرشکستگی می کنی برای این مسائل عاطفی بیشتر باید گریه کنی برای مسائل معنوی اش خیلی بیشتر باید گریه کنیم.
لذا به هیچ وجه خداوند از اعضای خانواده جاهل نمیگذرد. ما موظفیم برای همه اعضاء خانواده تلاش علمی داشته باشیم، وقت بگذاریم با هم گفتگو داشته باشیم. حرف بزنیم. اطلاعاتمان را رد و بدل کنیم. در خانه باید جلسات باشد زن و شوهر با هم جلسه داشته باشند. پدر و فرزندان جلسه داشته باشند. جلسات خانوادگی داشته باشیم، به مراکز علمی وصل باشند. اساتید خوب را شناسایی کنند. همان طور که رستورانهای خوب را شناسایی میکنند، رستورانهای خوب که مثلاً فلان جا فلان غذای خوبی دارد همین طور اساتید خوب کتابهای خوب پارچههای خوب را شناسایی میکنند ظروف خوب را شناسایی میکنند، اما کتابهای خوب را شناسایی نمیکنند. ما موظفیم. این هم در بحث بچهها من از قبل از انعقاد نطفه تا چهاردهسالگی توضیح دادهام. شرایط علمی که باید برای یک بچه فراهم بکنیم. این در نوار تربیت هست. آنهایی که بچهدار هستند مراجعه بکنند از چهارده سال تا بیست و یک سال را هم هنوز شروع نکردیم که انشاءالله آنها را هم بعداً خدمتتان ارائه میکنیم. اگر فرصتی باشد به امید خدا این کار را خواهیم کرد ولی باید باشد برای خودمان هم که من توضیح مفصلی دارد آموزش دادم.
ما باید آگاه بار بیاییم و خائن به امام زمان نشویم یه موقع ضربه به امام زمان نزنیم از پشت به حضرت خنجر نزنیم یه موقع ، سنگر دشمن نشویم. از رأی ما سوءاستفاده کنند فردا ولایت دین و حیا و حجاب و مقدسات و قرآن و معصومین را بهش حمله بکنند. نشد در این مملکت ،شد دیگه.
همه چیز را به مسخره گرفتهایم همه چیز را ،زهد و تقوا و همه چی را به مسخره گرفتیم. با رأی مردمی که نباید این کار را میکردند جاهلانه رای دادند باید میفهمیدند به کی رای بدهند. من در بین شما باشم یا نباشم نگذارید انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیفتد. وصیت امام است. باید مواظب باشیم. نمیتوانیم بگوییم من وقت برای کسب اطلاعات نداشتم، حال نداشتم، وقت نداشتم، گرفتار کار بودم، فرصت نداشتم، فرصت نکردم مطالعه کنم، فرصت نکردم بشناسم من چه میدانم باید به کی رای بدهم هیچوقت خدا نمیبخشد شما یک دندانتان درد می کند پنج تا تلفن میزنید که کدام دکتر خوب است که دندانم رو دست کی بسپارم چشمم را دست کی بسپارم که عمل کند. کدام تعمیرگاه برای ماشینم خوب است. کدام تعمیرگاه بروم ماشین لباسشویی را تعمیر کنم یک کار اینجوری.
چطور برای شناختن کسانی که قرار است خوراک روحی بدهند یا برتو تسلط حکومتی داشته باشند وقت نداری همت نداری وقت بذاری و تا وقتی اینجوری هستیم حقمان هست که لطمه بخوریم حقمان است که به ما ظلم شود. چون پیغمبر میفرماید مردم هر جوری باشند حکومتها هم همانگونه می شوند، هر گونه باشید به شما همان گونه حکومت می شود.
شما هستید که رهبرانتان را بالا میبرید به لیاقت شما. آنها بالا می روند هر گونه باشید، با شاه کنار بیایید شاه بالا می رود. شاه را نمیخواهید لیاقتتان امام امت می شود. میشود امام امت. خودمان هر گونه باشیم. بنابراین این قصه باید تلاش بکنیم.
امروز مقدمه یک بحث مهمی را انشاءالله عرض میکنیم تا جلسات بعد به آن بپردازیم و آن بعد معرفت نفس زیارت عاشورا است. رسیدیم به ابی انت و امی، یعنی از اینجا یک بحث خیلی مهم شروع می شود بحث انسانشناسی در زیارت عاشورا، دیگر یک مدتی باید راجع به همین بحث کنیم بحث عشق رابطه عاطفه و روابطی که بین ما و خداوند ما و اهل بیت برقرار هست.
من کی هستم که میتوانم به سیدالشهدا بگویم که پدر و مادرم به فدایت یا از این قشنگتر هم ما داریم. در جامعه کبیره بابی انت و امی و نفسی و مالی.
بین انسان و خدا و انسان و معصومین چه رابطهای وجود دارد که با همه آن جلالت قدر، انسان میتواند به خدا در درجه اول، چون انسان وقتی با یک بزرگی روبرو میشود، نمی تواند به راحتی بگوید که فدایت شوم، با بزرگ خطابات چی میکند، خطابات بزرگ گونه میکند.
ولی چگونه میشود که انسان در رابطه با خدا به یک جایی میرسد که مثل امام سجاد ،عرض میکند، فدایت شوم. تمام تعارفها کنار رفته است جلالت و بزرگی و عظمت خدا را در نظر بگیرید یک کسی بهراحتی بگوید فدایت شوم.
این چه حسی است چه نیازی هست که انسان به یک جایی میرسد که بخواهد به یک نفر بگوید فدایت شوم در زیارت عاشورا این به رسمیت شناخته شدهاست، در ادعیه در صحیفه سجادیه ما مفصل داریم، فقیرک به فداک، بندهات عبدت،عبد کوچکت فقیرت به فدایت شود. چه جوری میشود که آدم اینجوری میشود.
از اینجا باید وارد یک بحث معرفت نفس بشویم که اصلاً دو لنگه کیا هستند در ولایت من درمورد این دو لنگه ولایت توضیح دادم .حالا اینجا مختصر میخواهم یک توضیح بدهم و بحث جدید را برایتان بگویم.
بحث انسانشناسی در زیارت عاشورا بحث مجهولی هست، بحثی هست که ،یا اصلاً به آن توجه نشده بعد از هزاران سال یا اگر کسی درمورد آن صحبت کرده است خیلی خیلی گذرا از کنار این بحث رد شده است، که انسان اساساً کی هست در آینه زیارت عاشورا، انسان کی هست؟ مقاماتش چی هست؟ مراتب سیر و سلوکش چی هست؟
اینها در زیارت عاشورا کامل قرار داده شده است. من چون نمیخواهم مبسوط وارد بشوم، یک چند جلسهای فقط دراینباره حرف میزنیم و درباره کشف نوع روابطی که بین ما و معصوم D و خدا وجود دارد.
مهمترین علمی که یک بشر میتواند کسب بکند شناخت و معرفت خودش است.
علی علیهالسلام میفرماید: پرسودترین، پرسودترین معامله برای انسان معرفت و شناخت خودش است.
هر کس خودش را نشناسد هیچ چیز را نشناخته است. هیچ چیز را، جاهل به همه اشیاء است. کسی که خودش را بشناسد همه چیز را شناخته است.
معرفت نفس باعث میشود که انسان قیمت خودش در دستش باشد. این را بدانید عزیزان من همه ماهها براساس قیمتی که از خودمان سراغ داریم، به برقراری ارتباط و انتخابهای مادی و معنوی اقدام میکنیم. یادتان باشد. یعنی اگر دیدی فلانی یک نفر را بهعنوان همسر انتخاب کرده است ازخودش یک قیمتی داشته این را بهعنوان همسر انتخاب کرده است. اگر دیدیم یک نفر مثلاً یک لباس انتخاب کرده است در حد قیمت خودش این لباس را انتخاب کرده است. اگر کسی یک کتاب برای مطالعه انتخاب کرده است براساس ارزشی که برای خودش قائل است این کتاب را انتخاب کرده، اگر کسی چشم می دهد و پای یک فیلم می خواهد بنشیند قیمتی که از خودش سراغ دارد تصمیم میگیرد که بنشیند پای این فیلم یا ننشیند. شما اگر امشب برایتان در این حرم یک فیلم سرگرمکننده مثلاً یک فیلم سینمایی الکی بگذرند مینشستید اینجا این وقت عزیزتان را صرف کنید. چون قیمت از خودت داری نمینشینید. بعضیها که پیش خودشان قیمتشان پایین هست یک موقع میبینی وقت میگذراند مثلاً دهها ساعت از وقتشان را پای چیزهایی که به هیچ دردشان نمیخورد میگذارند،در قیامت هم نمیتوانند جواب دهند.
کسی که دل به یک کاری می دهد یک انتخابی می کند همیشه این را شما بدانید بر اساس قیمتی است که انسان از خودش سراغ دارد. اگر کسی گفت من این رشته را نمیروم، آن رشته را میخواهم بروم یعنی قدر و قیمت خودش به اندازه همان رشته ای میداند که انتخاب کرده است. این را نمیخواهم آن را میخواهم، یعنی قیمت من این نیست. این را نمیخورم. آن رو میخورم این را نمیپوشم آن را میپوشم اینجا نمیرم اونجا میرم این را نمیشنوم آن را میشنوم این رو نمیبینم آن رو میبینم ،تمام انتخابها و تصمیمگیریها برای حوزه بدن.
امام باقر علیهالسلام یک همسری میخواست یک کسی به حضرت اشتباهی داشت اطلاعات میداد به ایشان گفت این همسری که شما میخواهید ، حضرت یک همسری را میخواستند با خصوصیات ظاهری و بدنی خاصی. یک کسی گفت من همچین همسر سراغ دارم. گفتند فلان کس است. فلان خانم هست که اینگونه است. بعد حضرت فرمود از کدام قبیله است؟ گفتند از قبیله فلانی، اینها با اهلبیت جور نبود. حضرت فرمود من بدنم را به بدن یک زن جهنمی نمیزنم، یعنی قیمت من این نیست که بدنم به بدن یک زن جهنمی بخورد.
از ارتباط بدنی، نگاه، چون انسان ورودیهایی اش هست که ابدیت را میسازد این را خوب دقت بکنید. بعد اهمیت معرفت نفس به دستتان می آید که میخواهیم بعد وارد معرفت نفس در زیارت عاشورا بشویم. خوب دقت بکنید که قیمتهایی که در زیارت عاشورا خداوند می دهد چه قیمتهایی هست.
ببینید عزیزان ما یک مرحله حیات دنیایی داریم یک مرحلهای داشتیم که قبل از طبیعت ما بوده اون قیمت ما رو خیلی معین میکند یه مرحله حیات دنیایی داریم، که مدتی در دنیا هستیم. «ولکم فی الارض مستقر الی حین» یک مدت موقتی در زمین مرکزیت خواهیم داشت و اقامت خواهید داشت. بعد چهار مرحله دیگر داریم.
یک. مرحله تولد به برزخ است یا همان عالم ملکوت، یا عالم قبر که می رویم ما به عالم ملکوت که میلیاردها برابر بزرگتر از این عالم این جاست با کمالتر از اینجاست و زیباتر از اینجاست و قویتر از اینجاست، منتقل می شویم به آنچه موقع تولد.
پس یکی نحوه ی تولد که ما چگونه از رحم دنیا متولد میشویم به اینجا.
دو: مدت عمر برزخی ماتا قیامت،
سه: قیامت پنجاه هزار ساله
چهار: زندگی بعد از قیامت، زندگی ابدی بعد از قیامت که پایان هم ندارد که انتهاپذیر نیست ابدیت است جاودان است.
این چهار تا مرحله ما مربوط است به اینکه ما دنیا را چگونه گذراندهاید آنی که قراره متولد بشود از دنیا به ملکوت، عبارت است از جنین ما، جنین ما چیست؟ روح ما که از طریقه جفت یا بدن ما با چی در ارتباط است؟ با عالم طبیعت در ارتباط است که رحم ماست.
بنابراین، شما اینکه چگونه متولد شوید؟ چگونه برزخ را بگذرانید؟ چگونه قیامت پنجاه هزار سال را بگذرانید؟ و چگونه قیامت را می گذرانید؟ بستگی به این دارد که نفس شما از طریق بدن اولاً، از طبیعت چه چیزهایی را درک می کند. «ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان مسئولا»
سوال می شود دیدنیها چه دیدی شنیدنیها خوردنیها لمس کردنیها بوییدنی ها مسئول هستیم. سوال می شود. ورودی ها سوال می شود .همه باید حلال و طیب باشد.
تفکراتت، فؤاد، اندیشه، خیالات، افکار و معقولات و ارتباطات فوق عقلی که آن بحث دیگری دارد. این چند مرحله، اینها مجموعاً چیزی را میسازند به نام شاکله که همان کودکی است که متولد میشود به کجا، به عالم برزخ.
حالا اینکه چه کسی از دنیا چه چیزهایی را برداشت میکند و این شاکله را چگونه شکل می دهد؟ متناسب با شرایط زیستی برزخ هست یا نیست؟ با ابدیت سازگاری دارد یا نه؟ با شرایط زیستی بهشت میخورد یا نمیخورد؟ بستگی به این دارد که شخص از خودش چه قیمتی داشته باشد. شما هر غذای جلویتان بگذارند مگر میخورید؟ برای غذایتان شرایط دارید. چون از خودتان قیمت دارید میگویید من دست به این غذا نمیزنم.
حضرت یک ظرفی به او داده بودند در جنگ، کوزهای بود ترک داشت، فرمود من از این آب نمیخورم. یعنی چی؟ یعنی این آلوده است از راه ترک میتواند آلوده شده باشد، فرمودند ظرفی که تا صبح درش باز بود را از آن آب نخورید. برایت ضرر دارد. الان شما میروید خانه یک چیزی هست نباید بخورید، مهمانی میروید، میگذرند جلویتان و میبینید، برای شما خوب نیست. میگویید برای من خوب نیست. من عزیزم محترمم بدنم مقدس است چه برسد به روح باشد.
بدن اینقدر مقدس است که روزهای که انقدر مقدس است اگر برایش ضرر داشته باشد خدا میفرماید بدنت را بچسب روزه نگیر بدنت را بچسب وضو نگیر بدن خیلی مهم است.
گفت من قیمتم این است نمیتوانم بخورم نمیتوانم بشنوم. یه موقع یک کسی یک حرفی میزند میگوید بابا این شرو ورهاچیه من وقتم را تلف نمیکنم با این حرفهای بیهوده یعنی چی یعنی من قیمت دارم نباید پیش گوش من هر حرفی را بزنی، نمیشنوم اینها را هر چیزی را نمیخوانم شما مگر هر کتابی را میخوانیم هر روزنامهای را مگه میخوانید ما وقتمان را هدر نمیدهیم با هرکسی مگر آدم ازدواج می کند با هر کس مگر آدم رفیق می شود سر کلاس هر کسی مگر آدم می رود باید قیمتها مشخص شود، نه قیمت من این نیست.
بنابراین هرچقدر قیمت که شما از خودتان سراغ داشته باشید بالاتر باشد نوع انتخابتان هم چی هست؟ دقیقتر و بالاتر است. نوع انتخابتان دقیقتر و بالاتر است.
وقتی قیمت تان پایین باشد نوع انتخاب تان چی می شود؟ پایین می آید. این را توجه کنید که اصل مهمی است.
آقا حالا همین را در همین بحث از آن استفاده میکنیم. من قیمتم خیلی بالاست. باید بالاترین علم را بدست بیاورد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود که علم وسیعتر از آن است که شما بخواهید همه آن را بدست بیاورید. وقتتان را بگذارید روی مهمترین و پرسودترین علم. بعد خودش فرمود پرسودترین علم چیست؟ معرفت نفس است که معرفت نفس مساوی است با شناخت عظیمترین و باارزش ترین موجود عالم یعنی حق تعالی، چون من عرف نفس فقد عرف ربه. ربش را شناخت.
قیمت اینگونه میاد دست من که من کی هستم که شناخت خودم مساوی است با شناخت خدا یعنی وقتی خودم را شناختم خدا را هم شناختم، کیم من.
آن وقت وقتی که به قیمت خودم پی بردم نمیگویم هر رشتهای را می روم درس میخوانم، می ارزد هر رشتهای بروم دانشگاه درس بخوانم میارزه هر کتابی را بخوانم میارزه سر کلاس هر استادی بروم نه میارزه هر چیزی را در خانه که تلویزیون پخش می کند نگاه کنم. میارزه هر کار خوبی را بکنم؟ نه. خیلی کارها خوب است ولی قیمت ما آن نیست و خیلی کارها خوب است ولی قیمت ما آن نیست.
شما وقتی میخواهی بروی یک ظرفی بخری همه ظرفها هیچکدام بد نیستم ولی شما از دم در که می روی هر چیز را انتخاب میکنی؟ نه، هر یخچال یا هر فرش یا هر ساعتی را انتخاب میکنید؟ نه.
ما یک شأنی داریم. شأن ما اینجوری اقتضاء می کند. لذا اصل معرفت نفس است که ما چقدر خودمان را میشناسیم و براساس این تا به الان هر کاری کردیم براساس قیمتی بود که از خودمان سراغ داشتیم .اگر گناه کردیم برای اینکه قیمتمان را پایین گرفتهایم یعنی میارزد که گناه کردیم ،میارزد خشم خدا را برانگیزیم میارزد با امام زمان درگیر بشویم کردیم، اگر هم نکردیم که برای اینکه قیمت مان این نبود قیمتمان بالا است .
اگر الان به ما توصیه کنند که مشروب بخورید میخوریم آدم بکشید میکشیم قمار بکنید میکنیم. چون قیمت مان بالاست دیگر. در سایر امور هم همینگونه است.
زیارت عاشورا یک منشور کامل است یک دستورالعمل کامل است که مراتب مختلف زندگی انسانها را با قیمتهای مختلف دارد بیان میکند. اگر کسی زیارت عاشورا را درست بشناسد درست بخواند کاملاً قیمتها دستش می آید کاملاً قیمت به دستش می آید. آن وقت میداند که چگونه باید زندگی کند. اینکه میگوییم زیارت عاشورا منشور زندگی است همین است که متأسفانه خیلی مجهول مانده است این زیارت عاشورا ما متأسفانه سالها عادت کردهایم که بخوانیم، دهها سال اما یک ساعت درباره آن فکر نکنیم، اندیشه نکنیم، وقتی امام زمان سفارش میکند که عاشورا عاشورا عاشورا خیلی مهم است که مظهر خدا بیاید یک چیزی را اینگونه تاکید کند عاشورا عاشورا عاشورا. خیلی مهم است.
بنابراین بحث جلسه آینده مان این است که ما کی هستیم؟ ما کی هستیم؟ خدا ما را چگونه معرفی میکند در زیارت عاشورا؟ قدر و قیمت ما چی هست و به کجاها می توانیم برسیم؟ به کجاها می توانیم برسیم؟این خیلی مهم است. چون اگر به این قیمت ها دست پیدا کنی و به این قیمتها یقین پیدا کنیم، بسیاری از مسائل زندگی ما حل میشود خیلی سریع حل می شود.
دو سه جلسه راجع به این موضوع صحبت میکنیم این خیلی کم است ولی اگر دو سه جلسه را خوب بگیرید و با وجودتان ارتباط برقرار کند، من قول بهتان می دهم که حجم عظیمی از دغدغههای زندگی شما و خطرات از سر راه شما برداشته میشود. اگر خوب یاد بگیرید، خوب بفهمید و بپذیرید این را، حجم عظیمی از مشکلات که گرفتاریها و مصائب سر راه شما برداشته میشود. یعنی شما از آنها عبور میکنید دیگر با آن درگیر نمیشوید، دیگر درگیر نمیشوید. اگر هم دغدغهای پیدا بکنید مشکلی پیدا بکنید دغدغههای مقدس و متعالی است نه دغدغههای پست و حیوانی دغدغههای متعالی است که انشاءالله خداوند ما را به معرفت نفسمان موفق بفرماید.