بحث در جلسه قبل مطرح شد که سنت الهی این است که خداوند تبارک و تعالی برای ما صحنه و افرادی قرار داده که ما با برخورد با آنها فطرت گرایی و طبیعت گرایی هایمان معلوم می شود انسان بمانند یک کپسول بسته است که تا امتحان نشود و تکان نخورد داخلش معلوم نمی شود و فرمول این است «فی تغلب الا حوال علمه جواره الرجال» در تقلب جوهره انسان شناخته می شود. خداوند دلیل این که با افراد زیادی برخورد می کنیم یا با افراد مختلفی روبرو می شویم با دشمن های زیادی رو در رو قرار می گیریم دشمن اذیت می کند خداوند می فرمادی من می توانستم همه ی این ها را نابود کنم من می خواهم که شما رشد کنید.
خداوند اگر می خواست همه را یاری می کرد ولی خداوند می خواهد در برخورد با یکدیگر رشد کنید و به بالا بروید. بنابراین سیدالشهدا «علیه السلام» اگر تنها می آمد امت بنی امیه را به آن عذابی که باید می رسیدند نمی رسیدند. چون یک امام بیشتر نبود هر توهینی که بود کردند. ولی این کافی نیست چون باید آنها تمام لئامت و پستی شان مشخص شود پس حضرت با خانواده می آید و آنها نشان می دهند لئامت و پستی شان را باید علی اکبر علیه السلام، حضرت رقیه علیه السلام حضرت زینب سلام الله علیها باید بماند تا آنها را رسوا کند واز آن طرف که حضرت سیدالشهدا علیه السلام یک فطرت گراست صحنه ای جز کربلا نمی تواند حضرت را به جایی که باید برسد برساند یا حضرت زینب سلام الله علیها این باید باشد. شهدا ذخایر عالم بقا هستند.
هر صحنه ای که در عاشورا اتفاق می افتد در ما یک حس و یک عکس العمل را می طلبد که اگر ما این عکس العمل را درست انجام بدهیم برد می کنیم. امام حسین علیه السلام می فرماید هیچ اصحابی مانند اصحاب من نیستند و نخواهند بود و نخواهند آمد. زیرا آنها با بیشترین حجم طبیعت روبرو بودند زیرا مسافت زیادی را در طبیعت توانستند طی کنند قدرت می خواهد که در آن شرایط به حضرت بگوید چشم. خیلی آدم های گردن کلفت و مدعی بودند که در آن صحنه حضرت را تنها گذاشتند تا حضرت گفت کمک بکنید نیامدند کمک کنید یعنی تجلی امام مثل یک انسان مضطر تنها مظلوم که محتاج یار است و هل من ناصر ینصرنی حضرت کمک می خواهد. حر کار کمی نکرد که امام می فرماید به ابی انت و امی خیلی کار است. که در یک شب حر بتواند طبیعت 40-50 ساله را کنار بزند و آن هم چطور بیاید. آمد گفت ما می خواهیم بیاییم یاری کنیم آیا قبول می کنید حضرت فرمود بله. حر تمام طبیعتش را به لجن کشید دستش را بست و یک سرلشکر شوخی است مگر یک عمر کنار آمده خواری کند خود را و یک دفعه طبیعت را دست بسته تحویل دهند چشم ها را بسته کفش ها را بسته و انداخته روی گردن، این طور می آید که بتواند اوج بگیرد. می توانست که این طور نیاید ولی فهمید که چه غلطی کرده.
آمد خدمت حضرت امام کاظم علیه السلام اجازه می خواست که امام را ببیند دوست امام بود امام اجازه ملاقات ندادند اصرار می کند اجازه نمی دهند و مثل این که مقامی داشت در بنی عباس، به او گفتند که تو کار فلانی را انجام نداده ای خودش را ذلیل کرد رفت آن مرد را پیدا کرد و عذرخواهی کرد. حلال می کند مشکل را حل می کند ولی میگوید من راضی نشدم می خوابد میگوید با پاهایت روی صورت من برو آن طرف تفره می رود و این کاررا می کند و بعد خدمت امام می رسد می گوید امام راضی شدید می فرمایند بله و می پذیرد. معشوق این طوری است بهترین چیز هدیه معشوق است. هابیل و قابیل را ببینید هابیل بهترین چیز را هدیه خداوند می کند قابیل ولی کم و کندیوه ها را تحویل می داد معشوق این طوری است که باید بهترین ها را ببریم و هدیه کنیم. طبیعت را اسیر کنی و تحویل بدهی. لا یملک لنفسی نفع و لا ضراً و لا موتاً ولا حیات ولا نشورا. دست خالی این طور با خداوند حرف بزنیم. الهی من اله و لا تتغضب. خداوند من کی هستم که بخواهی تو برای من غضب کنی.
پس این رمز است که چرا اصحاب عاشورا بهترین بودند و چرا ما این همه لعنت می کنیم بنی امیه را و خداوند این همه اول لعنت می کند و بعدی ها را هم لعنت می کنیم و من اتباعهم و اشیائهم چرا زیرا آنها بهترین تجلی ها را داشتند و بد عمل کردند و درست تصمیم نگرفتند. اگر آنها مشمول لعن می شوند زیرا امام حسین علیه السلام روبروی آنها بود. پشت کردند به آن حضرت امام با تمام مظاهر با آنها برخورد کرد و آنها با تمام مظاهر امام به برخورد کردند با هر مظهر امام درست رفتار نکردند. چند مثال بزنیم خداوند دائماً افراد متفاوتی را مقابل ما قرار می دهد و ما هم در مقابل این افراد باید درست ترین کار را انجام بدهیم. اگر من مغازه دار هستم و مردم زیادی به من مراجعه می کند حال یک برادر مسلمان دیگر بغل مغازه من یک مغازه می زند اگر گفتم خدا روزی می دهد انشاء الله خداوند روزی هر دو ما را می دهد. برد کردم ولی نه اگر گفتم این آمده اینجا نان من را آجر کند باخته ام. خراب شد. یا استادی یک استاد دیگر را می فرستد. یا اینکه حرم می خواهی بروی می بینی جمعیت زیادی است نمی روی و می گویی یک روز خلوت شد می روم امام امت می فرمود در این شلوغی ها چیز گیر آدم می آید در این شلوغی ها رحمت خداوند بیشتر است. امام معصوم علیه السلام به یک نفری که سیدی را رد کرده بود فرمود آیا فکر می کنی که ما لیاقت نداریم که بچه های خودمان را اداره کنیم می خواهیم که شما به یک جایی برسید.
چرا گربه غذا می خواهد تو در خانه گوشت می بری آن یک موجود روح دار است موجود خداست آمده غذا می خواهد حضرت یک لقمه می خورد یک لقمه می انداخت به سگ می فرمود من حیا می کنم از این که یک ذی روح من را نگاه کند و من بخورم پرنده که آمد نمی شود بگوییم به من چه. اگر غذا داریم باید بدهیم. شهید اشرفی اصفهانی گربه ای آمده بود شیطنت کرده بود و شهید با عصا او را فراری داده بود بعد شهید ناراحت می شود می رود گربه را پیدا می کند و با آن رفیق می شود همیشه با ان شهید بود و شهید جبران کرد. می گویند که بعدا زشهادت هم چند روزی گربه بود و گریه می کرد و بعد هم گذاشت رفت. عابد دارد نماز می خواند و در اطرافش سگ به خروسی حمله می کند و عابد بی اهمیت به این قضیه نماز می خواند و خروس می میرد خداوند امر می کند که آن مرد را زمین ببلعد. ما امتحان می شویم. شوهر ها را با زنها و زنها را با شوهرهایشان امتحان می کنیم. «لبعضهم لبعض» دو تا بچه کوچک دارد کارهای دیگر، زن خسته می شود و شوهر با بی حیایی می گوید ناهار من چی شد. شام من چی شد.
یکی از رمزهای که سیدالشهدا علیه السلام و یا حضرت زینب سلام الله علیها بارها سخنرانی می کردند و حرف زدن ها برای چی بود حضرت هر جا می خواست برود و حرکت کند می فرمود من حسین علیه السلام هستم و حرکت ربوبی خداوند را تکمیل می کرد و می فرمود می دانید من پسر پیغمبر صلی الله علیه و آله هستم چرا امام این حرف را می زد زیرا با تجلی پسر پیغمبر صحبت می کرد تا شاید کسی دست از این کار بردارد و دست به این خیانت نزنند و می فرمود می دانید من پسر امیرالمومنین علیه السلام هستم آنها بدتر می شدند. چرا امام این طور مطرح می کرد در مورد اول با تجلی پیغمبر به بهشت می روند و در مورد دوم با کینه ای که دارند با گفتن من پسر امیرالمومنین علیه السلام هستم به انتهای جهنم بروند. حضرت باید این کار را بکند و نقشه کاملی است. یا می فرمود می دانید من فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیها هستم یعنی از پیغمبر کینه نداشتند ولی از امیرالمومنین کینه داشتند می فرمایند من پسر دختر پیامبر هستم با آن که کینه ندارید. حر را نگاه کنید حضرت تا می فرماید مادرت به عزایت بنشیند حر می فرماید چه کنم که مادر شما حضرت فاطمه زهرا است و حر درست زد به خال و حضرت هم درست زد به خال یعنی با تجلی پسر فاطمه به او نگاه می کند و برد می کند. وقتی با تجلی فرزندی نگاه می کنی می بینی که یک دفعه قلب باز می شود راه باز می شود و می روی جلو پس حضرت با یک تجلی نمی رود جلو، یک جا با تجلی پسر پیغمبر یک بار با تجلی امیرالمومنین علیه السلام و یک بار با تجلی این که فرمود مگر نشنیده اید که پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند الحسن و الحسین سید شباب اهل الجنه و دائماً جلوه ها را عوض می کند تا کسی که دلش قرار است بسوزد و توبه کند برود و توبه کند. حضرت احتیاج به اینها ندارد می خواهد این ها را تکان بدهد حضرت هزار جلوه می کند تا هر کس با یکی از جلوه با بگیرد و نجات پیدا کند. کسی نمی تواند کنار بیاید با پسر امیرالمومنین علیه السلام زیرا کینه دارد از حضرت زیرا همه ی گردن کلفت های عرب را از دم تیغ گذرانده است. ولی حضرت با تجلی های دیگر ظهور می کند. یک جای دیگر کار تمام است تیر را زده اند و رمق دارد می رود نگاه کنید که چطور شکار می کند حضرت یک دفعه می فرماید هل من ناصر ینصرنی ایا حضرت احتیاج داشته، خیر جن ها آمدند حضرت فرمودند بروید ملائکه آمدند و مرخص کردند آنها را. زیرا می خواهد جگر انسان بسوزد که بفهمد امامش این طور شهید شده و هم امتحان برای آینده است. انسان احتیاج دارد به این سوز اگر رقیه سلام الله علیها سیلی نخورد ما چه انرژی داشتیم برای زندگی کردن و رقیه سلام الله علیها باید برود باید حضرت علی اصغر علیه السلام باشد و تیر به گلویش بخورد و دست و پا بزند در بغل پدر و رباب باید باشد و ببیند فرزندش را و لازمه کار است.
دو برادر هستند در لشکر عمر سعد حضرت هر جور تجلی کرد دل آنها به رحم نیامد یک لحظه حضرت فرمود هل من ناصر ینصرنی. یک لحظه به خود آمدند دیدند که جدی پسر فاطمه سلام الله علیها است که دارد این جمله را می گوید و تنهاست. می روند و نجات پیدا می کنند. اگر حضرت این جمله را نمی گفت نجات پیدا نمی کردند. ما از این جمله حضرتدر طول تاریخ داریم نیرو می گیریم عیه جبهه کفر آن دو نفر تنها نبود که شنیدند و هدایت شدند. یا کتک خوردن حضرت رقیه را به یادگار گذاشت چون بعضی ها با این کتک خوردن ها جذب می شوند و می آیند. دست های ابوالفضل علیه السلام را با آن صحنه که رفت آب بیاورد برای بچه ها و اول هم تیر بخورد به مشک زیرا این تجلی قشنگ است و حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام می داند که چه می کند و دستش را می برد در آب و می آورد بالا و نمی خورد و یاد تشنگی بچه های حضرت می افتد باید باشد تابلوی عاشورا و این تابلو تابلوی کاملی است.
امیرالمومنین علیه السلام هم همین کار را کرد صحنه ساخت و خواست تمام کسانی که قرار است به ته جهنم بروند ، بروند حضرت زهرا سلام الله علیها را سوار الاغ کرد و شبانه در خانه همه می برد و حسنین علیهم السلام دستشان را می گرفت می برد و می فرمود می دانید اینها چه کسانی هستند این دختر پیغمبر صلی الله علیه وآله است و یا حضرت زهرا بیکار بود که بیاید به خاطر فدک و در کوچه سیلی بخورد کار دارد و مظهر خداست و می آید در مسجد هم صحبت می کند. پشت در هم می آید. یک کلمه بیهود از دهان حضرت زهرا سلام الله علیها بیرون نیامد و آن ناله تا الان هم دارد کار می کند 1400 سال کار می کند.
حال برویم سراغ خودمان که چه کار کرده ایم و امام زمان علیه السلام تک تک تجلی های امام زمان علیه السلام را باید ما جواب بدهیم یک تجلی می کند به عنوان نماینده و مظهر خداوند می فرماید هر کس می خواهد به آدم علیه السلام به نوح علیه السلام به عیسی علیه السلام موسی علیه السلام به محمد صلی الله علیه و آله نگاه کند به من نگاه کند به حسن علیه السلام به حسین علیه السلام می فرماید همه را و این طوری تجلی می کند که بدانیم با چه کسی طرف هستیم. 124 هزار پیغمبر و 13 معصوم شده است امام زمان علیه السلام به غیر از این هر چه اولیا خدا دارند هم دارد و از آن طرف می فرماید «یوم ندعوا کل اناس بامامهم فمن اوتی کتابه» هر کس با امامش محشور می شود حال صحنه قیامت را نگاه کنید ما می خواهم با این امام با این عظمت روبرو شویم «لیبلوا بعضکم له بعض» تو را با امام زمانت امتحان می کنند یک امام دارد این طور و بعد از ما می پرسند تو چه کار کردی با امامت وظیفه هایت را انجام دادی 40 سال عمر کردی چه کار کردی یک بار از خودت سوال کردی که چرا غائب است. جواب می دهیم خدا خواسته ولی خداوند نخواسته 1000 سال پیش حضرت نامه می نویسد به شیخ مفید اگر شیعیان می خواستند من می آمدم. تمام شیعیان وفادار نبودند هم دل نبودند نه دور هم جمع شدند برنامه بریزند نه اینکه خودشان وفادار بودند. یک تجلی دیگر این است که می فرماید من پدر شما هستم فرزند های بی وفا از خود حضرت هم نقل شده است. همه رفته اید دنبال زندگی کار خودتان و به فکر نیستید که من در تنهایی اضطراب چه کار می کنم. یکی حضرت را ملاقات کرده بود و یک لیوان آب به حضرت داده بود و حضرت فرموده بودند شیعیان ما، ما را به اندازه یک آب خوردن هم تحویل نمی گیرند به اندازه ای که یک لیوان آب دستمان بدهند.
از یک طرف پدر ماست از طرف دیگر امام با شخصیت عظیم حضرت یک تجلی دارد با تمام تنهایی خیلی تجلی بدی است ما برای تنهایی حضرت چه کار کرده ایم. حضرت سیدالشهدا در لحظات آخر مناجاتی دارد که جگر می سوزاند می فرماید یا غیاث المستیغیثین خدایا اینها ظلم کردند در حق من و نیرنگ کردند و غصب کردند. نامه اعمال هر دو شنبه و چهارشنبه به حضرت عرضه می شود در دعا داریم اللهم نشکوا فقدان نبینا. خدایا ما شکایت داریم از نبود نبی مان. یعنی ما متوجه باشیم که یک تکان به خودمان بدهیم. کسی می تواند دعای افتتاح بخواند که تکانی خورده باشد و زحمتی کشیده باشد حال ما پرچم می چسبانیم شربت و شیرینی می دهیم و شکم چرانی می کنیم مانند کسی که پدر و مادر را در سالمندان می گذارد و سالی یک بار سری می زند. ما هم هر سال یک سری می زنیم یک سال حضرت را در تنهایی خود رها می کنیم می رویم دنیال کاسبی و درس و بحث و اجتهاد و دکترا و استادبازی و کار دیگر. امام زمان علیه السلام هر 24 ساعت یکبار صدا می زند هل من ناصر ینصرنی چی کار می کنیم و چه کار کرده ایم.
امام باقر علیه السلام فرمود مصداق کامل «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» امام زمان علیه السلام است. با یک عاطفه آسمانی بینهایت نسبت به ما. چقدر سختش است که نمی تواند بیاید و دست ما را بگیرد ما گرفتاریم، هم دل نیستیم، همدلی این نیست که بنشینیم و گریه کنیم هم دلی آن است که به قول امام صادق علیه السلام شب ها نقشه بکشیم و روز اجرا کنیم. آیا امام زمان علیه السلام ارزش این را ندارد که ما کارهایمان را رها کنیم و برای حضرت کار کنیم. و ما کار نمی کنیم و بعد می گوییم چرا به کار ما گره افتاده یا چرا دعای ما مستجاب نمی شود. چرا نماز های مان اثر ندارد چرا روزه ها بی اثر است چرا قرائت قرآن بی اثر است چرا زیارت ها کار نمی کند. فرمود اگر مردم یک بار دیگر جمع شوند من ظهور می کنم جمع شویم و از یک جا شروع کنیم و انقلاب بالاخره از یک جا شروع می شود.
و یک فریادی بزنیم تا شاید بعضی ها تکانی بخورند عده ای از دانشجویان برای ملاقات آمده بودند گفتند ده فیلم در هالیود علیه امام زمان علیه السلام ساخته شده، آنها بیشتر از ما کار می کنند امیرالمومنین علیه السلام گفت دشمن بیشتر عمل می کند و حضرت در نهج البلاغه فرمودمن حاضر هستم ده نفر از شما را بدهم و یکنفر از سربازان معاویه را بگیرم آنقدر که اینها در باطن قوی هستند. حضرت مردهای زمان خود را تشبیه می کند به زنهای خانه نشین. حضرت خانم ها را قصد ندارد تحقیر کند. «یا اشباه الرجال و لا رجال» ای کسانی که شبیه مردید ولی اصلاً مرد نیستید. در اینترنت دوازده هزار حرف دارند در این مورد. محافظه کاران می گویند نباید بگذاریم بیاید. امام امت «ره» فرمودند که خود را هر چه زودتر آماده کنید برای دیدن مهدی علیه السلام. دشمن باورش جدی است و خوب کار می کند بوش یک آدم احمق می گوید این یک تکلیف شرعی است کاری ندارم که دارند آمریکا را محکوم می کنند و هرگز عقب نمی نشینند شهردار نیویورک می گوید آمریکا خداست و بوش پیامبر خداست و هر کس مخالفت کند کافر است. امام امت با چه کسانی انقلاب را درست کرد حال ما نمی توانیم برویم بابای الهی مان را بیاوریم. باید باور کنیم که کارهای مان موثر است. الان ما در اینترنت وقتی حرکتی می کنیم می بینیم خیلی ها آن طرف 1000 سوار راجع به امام زمان دارند. الان چهل طلبه از پاکستان آمدند می گویند می خواهیم تبلیغ کنیم راجع به امام زمان.
در همه حال، و در هر حال جنگ و مبارزه تا لحظه آخر، سوء برداشت نشود هر وقتی سر جای خودش همسر و زندگی به جای خودش، ولی در این زمینه هم باید وقت جدی گذاشته شود. حضرت تنهاست و تا نیامده نباید آرام بنشینیم حرام است آرامش. ما اگر برکت می خواهیم سواد می خواهیم باید سراغ قطب عالم امکان برویم همه در دست امام زمان علیه السلام است و آیا ما می ترسیم که برای او خرج کنیم کم می شود. این همه تجلی های مختلف ما باید جواب بدهیم در مقابل امام زمان علیه السلام می فرماید من مظلومیت نیاوردم تنهایی، غربت، شخصیت آسمانی نیاوردم. با کدام تکان می خورید. به قول استاد مان که در معرفت که نقص داریم در تبلیغ هم که عرضه نداریم نه می شناسیم نه عرضه داریم که برویم و درست صدا بزنیم. اسم حضرت هم که می آید به آرامی صلوات می فرستیم که به شخصیت مان لطمه نخورد بلد نیستیم معرفی اش کنیم و بدتراز آن یادش هم نمی کنیم در طول 24 ساعت به فکر همه چیز هستیم ماده، دنیا، دریغ از 5 دقیقه یاد بابا حتی ما یاد اولیاء خدا را می کنیم یاد آیت ا... فلانی و ... ولی دریغ از امام. شده یاد طاووس بهشت را بیاوریم و زیبایی اش را بگوییم و لذت ببریم که می خواهیم با این محشور شویم و کیف کنیم از این که می خواهیم تا ابدیت کنارش باشیم این ها همه مال بی باوری هاست توجه نکردن هاست.
والحمدلله رب العالمین.