جلسه 107 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
107
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1382
ماه
7
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 107 - شرح زیارت عاشورا

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه ‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

در جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی به اقتضای ربوبیت خودش که هم مؤمنین را ولایت خاص و ویژه دارد، هم کفار را ولایت خاص دارد، «اللهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمينَ بَعْضاً» هم ظالمین و هم مؤمنین را ولایت خاص دارد.@به اقتضای ولایتش آنچه که در نهاد ظالمین و کافرین هست، و آنچه که در نهاد مؤمنین هست را پرورش می‌دهد و رشد می‌دهد، تا مؤمن به عالیترین درجاتی که جا دارد، و می‌تواند برسد، برسد، و کافر و فاسق و ظالم، به پایین درکاتی که امکان دارد برسد، یعنی هر دو به خواسته‌های خودشان، طبق انتخاب و سلیقه خودشان برسند.@عمرسعد در واقعه کربلا یک آدم باظرفیت هست که جز با آمدن به کربلا و رهبری جنایتی که علیه امام حسین شد ظرفیتش پر نمی‌شود تکمیل نمی‌شود، به آنجایی که باید برسد نمی‌رسد، اصحاب کربلا هم در لشکر امام حسین دارای ظرفیتی هستند که جز با آن صحنه‌ها و اتفاقاتی که باید برای آنها بیفتد تکمیل نمی‌شوند و رشد نمی‌کنند این یک قاعده است.@بنابراین خداوند تبارک و تعالی برای مؤمنین صحنه‌های مختلفی از حوادث و امتحانات ایجاد می‌‌کند و هم برای کفار هیچ فرقی نمی‌کند، تا هر دو در برخورد با این صحنه‌ها آن که قرار است اوج بگیرد، اوج بگیرد، و آن که قرار است سقوط بکند، سقوط بکند، این قاعده است.@در یک قاعده کلی می‌فرماید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» خداوند تبارک و تعالی در سوره کهف آیه 7 می‌‌فرماید که هم موت را آفرید، هم حیات را آفرید تا شما در برخورد با این دو معلوم بشود که چه کاره هستید.@یعنی هر کس به اقتضای ذات خودش به آنجایی که باید برسد، برسد، موت مخلوق است، خداوند می‌‌فرماید: «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ» نگوییم مرگ که نابودی است، عدم هست خلق نیست، موت یعنی تولد، زایمان یک امر وجودی است، درست است نسبت به عالم رحم جنین فوت می‌کند، جنین موت دارد، به این سمت می‌آید، اما نسبت به ای سمت یک کار وجودی است دارد تولد می‌کند.@ما در رحم دنیا که هستیم لحظه‌ای که می‌خواهیم از اینجا برویم، می‌خواهیم منتقل بشویم به یک عالمی که بینهایت بزرگتر از اینجاست، به قول مرحوم میرزا اسماعیل حداقل ده میلیارد برابر اینجا است، از نظر کمالات، وقتی می‌خواهیم وارد بشویم، موت یک انتقال است، تولد یک امر وجودی است.@هم آن را آفریدیم، سر راه شما قرار دادیم، هم خود حیات را سر راه شما قرار دادیم تا معلوم بشود، «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» چه کسی بهتر می‌تواند عمل بکند، من خواهش می‌کنم روی این کلمه خیلی تمرکز بکنید، چون بعداً خیلی می‌تواند به ما کمک بکند که چرا خدا این کلمه را انتخاب کرده.@در فلسفه خلقت حیات و مرگ می‌گوید ما این کار را کردیم تا ببینیم چه کسی بهتر عمل می‌کند، «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ» بیازماید شما را، «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» چه کسی بهتر می‌‌تواند عمل بکند، این کلمه بهتر می‌تواند عمل بکند را من در بحث‌های کاربردی برایتان می‌گویم.@وقتی خواستیم تمرین بکنیم می‌گویم «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» یعنی چی، یعنی ما در هر صحنه که با آن موجه می‌شویم احسن عمل چیست، چه تصمیم‌گیری عالیترین نوع تصمیم‌گیری است و ما را بالا می‌برد و چه تصمیم‌گیری بدترین نوع تصمیم‌گیری هست ما را پایین می‌آورد این خیلی مهم هست.@این فرمولها یادتان باشد که تمام خلقت نظام آزمایشی است، یعنی ما باید دقت بکنیم آزمایش در تار و پود خلقت گذاشته شده، شما در هر صحنه‌ای از صحنه‌های خلقت بروید، نمی‌توانید از چیزی به نام آزمایش فرار بکنید، الان ما از نظر فیزیکی در این فضا توسط هوا محاصره شدیم، یعنی شما هر کاری بکنید با هوا روبرو هستی، رویت را هر جا برگردانی با هوا سر و کار داری.@مثل هوایی که ما را محاصره کرده و بلکه خیلی بالاتر از آن چیزی به اسم آزمایش، دائماً با ما هست، یعنی شما در هر چشم به هم زدن، در هر چشم باز کردن، در هر حرکت چشم، در هر تنفس کردن، در هر فکر، در هر تصمیم‌گیری، در هر اقدام، در هر ارتباط انسان آزمایش می‌شود.@یعنی ما داریم یکسره نمره آنطرف رد می‌‌کنیم، داریم آخرین موجودی‌هایمان را برای ابدیت می‌فرستیم، ببین چطوری نظام خلقت را ترسیم می‌کند، که بعد نگوییم چرا یک کسی مثل سیدالشهدا و حضرت زینب باید با یک جنایتکارها و قسی‌القلب‌هایی مثل بنی‌امیه روبرو باشند، چرا باید یک یزید سر راه امام حسین، یک معاویه سر راه امیرالمؤمنین باشد.@این کمال سیدالشهدا است، قدرت سیدالشهدا است، میزان خوبی سیدالشهدا است که باید یک کسی در نقطه مقابلش مثل معاویه قد علم بکند، مثل یزید قد علم بکند، شمر جلو بیاید اینها هست؛ پس این را دقت بکنیم ما هیچ وقت به خدا نمی‌توانیم بگوییم این سنت را از ما دور بکند، چون امکان ندارد این سنت از ما دور بشود، ذات خلقت با امتحان خلق شده.@«الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» موت و حیات هر دو برای امتحان شما است، شما اساساً آمدید در طبیعت برای اینکه شکوفا بشوید، خلقت برای شکوفایی ما است، غیر از این هم چیز دیگری نیست، تا هر کس هر طوری هست، هر ذاتی دارد آن ذات کاملاً در آخرین نقطه‌اش شکوفا بشود، اشباع شده به ابدیت منتقل بشود، هر چه قرار است بشود، بشود، تا آنجایی که جا دارد در رحم بزرگ بشود، جذب بکند، بعد منتقل بشود، این نظام کلی است.@«لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» برای اینکه ببیند چه کسی بهتر عمل می‌کند، پس ما آمدیم در خلقت که چکار بکنیم یادتان نرود، چون اگر یادتان برود در زندگی تصمیمات اشتباه می‌‌گیرید، هر کدام از ما با خداوندی روبرو هستیم و نه هیچ کس دیگر، به این نکته خیلی توجه بکنید که ما فقط و فقط هر کدام از ما یک جنین هستیم تنها در رحم دنیا، تمام این دنیا فقط من در آن تنها هستم، همه کسانی که با آنها ارتباط دارم اجزای یک رحم هستند برای من تنها.@قرآن خیلی روی این قضیه تنهایی می‌‌گوید که ما شما را تنها می‌آوریم، تنها میمیرید، تنها محشور می‌شوید، تنها باید جواب بدهید، تولدتان تنها است «وَ كُلُّهُمْ آتيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً» تک‌تک شما را قیامت محشور می‌کنیم، با اینکه یوم الجمع هست اما حشر تنهایی است.@روز قیامت میلیاردها انسان که اطراف شما هستند شما هیچ ارتباطی با آنها پیدا نمی‌کنید، فقط خودت براساس ذاتیات خودت خلق می‌کنی، در معاد توضیح دادم که حساب و کتاب قیامت تشریفاتی نیست، قلم و کاغذی آنجا وجود ندارد تمامش تکوینی است، مثل جنین است.@جنین در رحم تمام کارهایش را کرده، حساب و کتاب را اینجا شرائط زیستی دنیا برایش انجام می‌دهد، نه کسی می‌آید به او می‌گوید دستت کجاست، پایت کجاست، چشمت کجاست، سلسله اعصابت کجاست، چه چیزی آوردی، هیچ کس، خود نظام طبیعت او را محاکمه می‌کند، حسابش را می‌رسد، تنهایی هم حسابش را می‌رسد، با اینکه پنج قلو هم در رحم مادرشان بودند باز تنها متولد می‌شوند.@ما اینکه دور و برمان شلوغ باشد یا خلوت هیچ فرقی نمی‌کند همیشه تنها هستیم، به این خیلی توجه بکنید چون این خیلی می‌تواند به ما کمک بکند در تصمیم‌گیری‌هایمان و جلوی خیلی از غم‌ها و غصه‌ها و اضطرابها را برای ما بگیرد.@نکته دوم این هست که من به تنهایی در مقابل خداوند تبارک و تعالی هستم، به تنهایی باید در مقابل حق تعالی جواب بدهم، یک زمانی هیچ کس با خودم جز خودم نیست، من هستم و یک نفسی که با خودم بردم، روبرو شدم با حق تعالی «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ» من هستم و خدا، و باید من جوابگو باشم.@این باعث می‌شود چکار کنیم، در بحث کاربردی توضیح خواهم داد برای اینکه بتوانیم شادی و نشاط و قدرتمان را همیشه حفظ بکنیم آنجا توضیح خواهم داد، آن این هست که وقتی قرار است من تنها جواب بدهم، باید سطح روابطم با انسانیها دیگر به گونه‌ای باشد که من بتوانم پاسخگو باشم.@خیلی از انسانها به خاطر بد برقرار کردن ارتباطشان با دیگران جهنم می‌روند، به خاطر فراموشی ماهیت جنینی‌شان و ماهیت رحمی دنیا جهنم می‌روند، آن قواعدی که در اسلام درباره برقراری رابطه با همسر، فرزند، خانواده، پدر، مادر، استاد، شاگرد، همه وجود دارد برای این هست که تو توجه داشته باشی هیچ کدام از ای ارتباطات اصالت ندارد مگر ارتباطت با حق تعالی@و همه باید حول محور ارتباط تو با حق تعالی صورت بگیرد و الا بعداً تو را لنگ می‌‌گذارد و معطل می‌شوی، مثل یک جنینی که با خودش یک دُم اضافه آورده باشد، او را گرفتار می‌کند، یک صورت اضافه، یک سر اضافه آورده باشد او را گرفتار می‌کند، این خیلی مهم است.@کلمه این که همه ما به دنیا آمدیم چون ما تنها باید عمل بکنیم و یک روزی بین من و خدا یک ملاقات صورت خواهد گرفت، به لقاء حق تعالی خواهم رسید، جالب است قبل از هر اتفاقی در عالم برزخ، قبل از نکیر و منکر، بشیر و مبشر، و هر کس دیگری می‌فرماید پیش خود حق تعالی او را می‌برم، اگر خوب باشد که خدا ناز و نوازشش را می‌کند، خوشامدگوییش را می‌‌کند بعد می‌گوید او را به برزخ برگردانید حالا برود سر وقت حساب و کتابش، اگر بد باشد تو را پیش حق تعالی ببرند با خشم و غضب تو را برمی‌گردانند.@ اولین کسی که با او روبرو می‌شویم خود خداوند تبارک و تعالی است. حالا خدا می‌گوید من از شما چه خواستم؟ آیه چه می‌گوید؟ می‌گوید موت و حیات را برای چه قرار دادم؟ برای اینکه ببینیم کدام یک از شما بهتر عمل می‌کند، نه عمل خوب انجام می‌دهید، نه عمل خوب نه، بهتر عمل می‌کنید. این یادتان باشد تا بعد در بحثهای کاربردی به شما بگویم.@اگر من حواسم باشد در هر ارتباطی باید بهتر عمل کنم دیگر هیچ کس نمی‌تواند من را مشرک بکند، دیگر نمی‌گویم آنها با من این کار را کردند پس من مجبور شدم این کار را بکنم، فلانی اینطوری به من حرف زد من مجبور شدم اینطوری جواب بدهم، یا اجتماع باعث شد؛ اصلاً اجتماع کیلو چند است؟ اصلاً ما همچین چیزی نداریم اجتماع باعث شد.@خدا می‌گوید من از تو بهترین نوع عمل را می‌خواستم اصلاً آفریدم که بهترین را عمل کنی؛ چکار داشتی فلانی با تو اینطوری رفتار کرد، چکار داشتی فلان جامعه‌ای که تو در آن بودی اینطوری بود، چکار داری که زنت اینطوری گفت، چکار داری که شوهرت اینطوری حرف زد، چکار داری که بچه‌هایت اینطوری گفتند؟@تو باید به دنبال انتخاب بهترین نوع عمل بودی به شما هم که از اول گفته بودم آزمایش است حواست جمع باشد. ما وقتی یادمان نیست آزمایش است یکدفعه شروع می‌کنیم تصمیمهای شخصی می‌گیریم؛ ارتباطات شخصی برقرار می‌کنیم با احساسات شخصی هم زندگی می کنیم.@می‌گوید من دیدم اگر بخواهم درست عمل کنم مشروع عمل کنم به من فلان می‌گویند، فلانی سوءاستفاده می‌کند، شوهرم اینطوری برداشت می‌کند، زنم اینطوری برداشت می‌کند، اجتماع اینطوری می‌شود.@ خدا می‌گوید تو فقط و فقط موظف بودی احسن عمل بکنی بقیه به تو هیچ ربطی نداشت که چه می‌خواستند بگویند، چرا مشرک شدی چرا خودت را اینقدر پایین آوردی که فکر کردی غیر از من کس دیگری طرف مقابله با توست؟ چرا شوهرداری کردی براساس شوهرت و رفتارهای شوهرت نه براساس رضای من و چیزی که من از تو خواستم؟@چرا زن‌داری کردی و تربیت بچه کردی براساس تقاضاهای بچه‌ات و نوع رفتار زنت؟ من از تو خواسته بودم که تو از طرف من بروی قشنگ‌ترین عمل را به اجرا بگذاری و نمایش بگذاری و برگردی.@رفتی آنجا شروع کردی یک و دو کردن با زنت، آنجا بچه‌بازی کردی، یکی تو بگو یکی او بگوید، یکی مادرت بگوید یکی پدرت بگوید یکی تو بگویی، رفتی خودت را با انسانها طرف کردی به جای اینکه طرف معامله‌ات من باشم.@این اول بدبختی و اشتباه است، همین این نوع تصمیم‌گیریها شروع انواع و اقسام اضطرابها و غصه‌ها و غمها در زندگی ما هست که من فکر می‌کنم باید با دیگران به طوری زندگی کنم که جواب رفتارهای آنها را بدهم، نمی‌گوید من باید جواب خدا را بدهم.@حالا هر کس هر رفتاری کرد کرد، تو به عنوان عبد من نماینده من که تو را روی زمین فرستاده بودم کدام موضع‌گیری را کردی؟ احسن عمل برای تو چه بود؟ اگر فحش داد فحش بدهی؟ حسادت کرد حسادت بکنی؟@می‌گوید به زنم گفتم پدرسگ، او هم گفته پدرسگ خودتی، من هم حسابی کتکش زدم، می‌دانم کار بدی کردم کتکش زدم اما این نباید به من پدرسگ می‌گفت، چون پدرم مرده بود باید می‌گفت مادرسگ، به مادرم می‌گفت عیبی نداشت؛ دعوا سر چی!@من شما را خلق کردم زمین فرستادم و از شما می‌خواستم قشنگ‌ترین صحنه‌ها را نشان بدهید. اصلاً سیدالشهدا باکی‌اش نیست از اینکه حالا اینها دارند چکار می‌کنند، او رفته بود قشنگ‌ترین نوع عشقبازی را به خدا نشان بدهد بیاید. شما نگاه کنید اصلاً کسی طرف مقابل را تحویل نمی‌گیرد.@ابراهیم می‌گوید، حالا بعداً در کاربردی به شما می‌گویم خیلی غوغاست این مباحثی که قرآن آورده؛ ابراهیم به اسماعیل (علیهما السّلام) می‌گوید: «يَا بُنَيَّ» پسرم خواب دیدم که باید «أَنِّي أَذْبَحُكَ» اینکه تو را ذبح می‌کنم.@اصلاً کاری ندارد که قرار است ذبحش بکنند، پدرش است که می‌خواهد او را بکشد، اسماعیل اصلاً ابراهیم را نمی‌بیند، ابراهیم هم اسماعیل را نمی‌بیند، هیچ کدام با هیچ کدام کاری ندارند هر دو مست خدا هستند.@«يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» بکن، من صبر می‌کنم. می‌خواهید قشنگ‌تر بشود؟ دست و پایم را ببند و در صورت من نگاه نکن سرم را هم روی زمین بگذار؛ از آنطرف ابراهیم باید روی بچه‌اش کادر بکشد.@اسماعیل آمده تا ابراهیم را اوج بدهد تا بالا، ابراهیم هم آمده تا اسماعیل را اوج بدهد. هر دو. اصلاً کسی به طرف مقابل نگاه نمی‌کند که این پدرم هست الان دلش می‌سوزد و او هم بگوید که من الان بچه‌ام است راجع به من چه فکری می‌کند، کاری با این حرفها ندارند. او می‌گوید خدا از من یک چیزی خواسته من باید قشنگ‌ترین نوع حرکت را نشان بدهم.@نمی‌گوید یا رسول الله شما فرمودید جهاد بکن من می‌روم جهاد می‌کنم چشم؛ می‌گوید یا رسول الله من می‌خواهم جهاد کنم اما می‌خواهم خدا را بخندانم و بمیرم؛ أحسن العمل یعنی همین، یعنی آنقدر عمل من قشنگ باشد که خدا از کار من خنده‌اش بگیرد و همچین سیر خدا را بخندانم بعد بلند شوم بروم.@چطوری می‌شود آدم به این فکر بیافتد که خدا را بخنداند؟ حضرت هم بلد است می‌گوید لخت شو سپر و زره را کنار بگذار اینطوری برو بجنگ تا خدا بخندد. ما نه ما هزار و یک جور شرک داریم. می‌خواهیم جبهه برویم آنقدر تعلقات داریم که اصلاً نمی‌گذارد تکان بخوریم. می‌خواهیم انجام وظیفه بکنیم نمی‌شود. می‌خواهیم برای امام زمان کار کنیم وقت نداریم برای امام زمان کار کنیم، نمی‌توانیم.@همه ما گرفتار کارهای شخصی‌مان هستیم اصلاً فکر احسن عمل کسی نیست. می‌گوید من امورات زندگی‌ام، همه چیزم جور باشد، سور و سات فراهم باشد بعد حالا یک کاری هم برای خدا می‌کنیم، نماز را آخر وقت یکطوری می‌خوانیم، چهار رکعت دولاراست از ما می‌خواهد این را می‌کنیم، یک روزه می‌خواهد می‌گیریم.@همه چیز به راه باشد، آسیب نبینم، آبرویم نرود، تهمت نشنوم، فشار مالی نبینم، و جانم در خطر نیافتد کار خدا را هم انجام می‌دهم؛ این احسن عمل نیست عمل هست، احسن عمل نیست.@از ما خواستند که ما از این پوستها در بیاییم حالا جلوتر برویم می‌بینیم که چطوری باید در بیاییم. زینب نگاه کنید چطوری نشان می‌دهد. شما نگو یعنی چی زینب مثلاً باید رحلت پیغمبر و شهادت پیغمبر و شهادت امیرالمؤمنین و شهادت مادرش و شهادت امام مجتبی را ببیند و بعد هم بیاید بچه‌های خودش را جلویش تکه‌تکه کنند.@یعنی باید زینب دائم زیبایی نشان بدهد برای همین هم خودش در نهایت می‌گوید (و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم، خدا خیلی خوب امتحان قشنگی از ما گرفت.@اینها را اگر ندانید بعداً نمی‌دانید فلسفه اینکه شما سرتان را روی سجده می‌گذارید بعد از آنکه این همه هم‌آغوشی با سیدالشهدا کردی در آخرین لحظه سرت را روی سجده می‌گذاری و به خدا می‌گویی «اللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ» خدایا خیلی ممنونتیم به خاطر مصیبتی که به سیدالشهدا وارد کردی.@یعنی چی؟ «اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی» شکر خدا به این مصیبت بزرگی که به من وارد کردی. رزیه را برایتان معنا کردم. یعنی چی؟ می‌خواهم این را بگویم که هوشیار باشید باخت نکنید اگر قرار است سود ببریم عالیترین و زیباترین سودها را ببریم، خوب جمع کنیم.@ما که داریم عمل می‌کنیم ما که هزینه مسلمان بودن و مؤمن بودن و حزب اللهی بودن را داریم پرداخت می‌کنیم، قشنگش کنیم و دائم زیباترش کنیم و سلیقه به خرج بدهیم بخل نکنیم و کم نگذاریم. شما که می‌گویی من دنیا را سه طلاقه کردم خب حالا قشنگ عمل کن، تو که می‌گویی من برای دنیا حساب باز نکردم ما هم که دنیایی نداشتیم و نداریم، حالا که قرار است اینطوری باشد خب قشنگ و زیبا بکنیم و خوب و شیرین برداشت کنیم.@نشسته بودیم به پیرزنی گفتند که دومین بچه‌ات شهید شد، آخ شهید شد؟! بعد یک لحظه به خودش آمد گفت خدایا ببخشید استغفر الله این چی بود من گفتم؟! نمی‌خواهد خرابش کند پیرزن هوشیار است؛ من دادم مگر مؤمن نیستم مگر برای سیدالشهدا و خدا نفرستادم، حالا که دادم چرا بگویم آخ. آخ برای چیست؟!@اینکه در روایت داریم وقتی روی پایتان می‌زنید اجرتان از بین می‌رود اینطوری است. این حرفها کدام است. «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ» اصلاً من با خدا طرف هستم من و خدا هستیم «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» آخ مُردم و بدبخت شدم نه، «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» من هستم و خدا؛ من برای خدا هستم همه ما برای خدا هستیم پیش خدا هم برمی‌گردیم. وقتی وقتش رسید خوب تا کنیم.@حضرت نگران است همینطوری دارد قدم می‌زند، بچه‌اش مریض است یکدفعه می‌گویند آقا تمام کرد، وقتی گفتند تمام کرد، یکدفعه می‌بینند در چهره حضرت آرامش و بشاشیت آمد، می‌گویند آقا چیه آن موقع که هنوز نمرده بود اضطراب داشتید حالا که مُرد نه؟ فرمود ما وقتی بلا که نیامده اضطرابش را داریم وقتی می‌آید خوب و شیرین آن را می‌پذیریم.@چرا خرابش بکنم؟ چرا آخ بگویم؟ چرا از آن بالا بروم؟ او که رفت و مُرد، بگذار از مردن این من بالا بکشم؛ بگذار از این مصیبت و از این مالی که از من دزدیدند من بالا بکشم، حالا هر چی دزدیدند یا ضرر کردم بگذار من با آن بالا بروم، هزینه کردم شوخی نیست.@پدرم، مادرم، دوستم، برادرم مرده هزینه است پرداخت کردم، کلی به عاطفه من لطمه خورده حالا از آن بالا بکشم؛ ما نمی‌گذاریم. متقابل یک کسی تا به او گفتند پسرت شهید شده، شروع کرد به امام و قرآن و دین فحش داد، یادم هست.@ببینید یک شهادتی که می‌تواند این را بالا بکشد. پسرت سرباز بوده مثل همه سربازها، وظیفه‌اش بوده جنگ برود، جنگ هم که خیر نمی‌کنند اصلاً از اسمش معلوم است سرباز، رویش گذاشتند سرباز بوده حالا به شهادت رسیده، تمام، وظیفه‌اش را انجام داده، آمریکاییها و عراقیها و کفار هم کشته می‌شوند جنگ است.@چرا از آن استفاده نمی‌کنی اوج بگیری؟ چرا با شهادت بچه‌ات خودت را دور می‌کنی؟ این بی‌سلیقه‌گی است. این یادمان نرود که من هیچ کس جلویم نیست جز خدا، بگذار به من بگویند پخمه و ساده هستی، بگذار بگویند زن ذلیل و مرد ذلیل هستی، چکار داری بگذار بگویند، مردم اینطوری می‌گویند.@من باید درست رفتار کنم قشنگ‌ترین نوع رفتار را نشان بدهم. وقتی قرار است قشنگ‌ترین نوع رفتار را نشان بدهم دیگر با هیچ کس طرف نیستم. این را داشته باشید تا بعدا می‌خواهم یک جمله‌ای به شما بگویم از یکی از عرفا بعداً سختتان نشود که آن موقع می‌خواهید آن را بشنوید.@

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@