در جلسه گذشته بحث مان به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی به اقتضای ربوبیت خودش که هم مومنین را ولایت خاص و ویژه دارد هم کفار ولایت خاص دارد «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و کذالک نُوَلی بعض الظالمین بعضاً» هم ظالمین و مومنین را ولایت خاص دارد به اقتضای ولایتش آنچه که در نهاد ظالمین و کافرین است و آنچه که در نهاد مومنین است را پرورش می دهد و رشد می دهد تا مومن به عالی ترین درجاتی که جا دارد و می تواند برسد.
کافر و فاسق و ظالم با پایین ترین درجاتی که امکان دارد برسد یعنی هر دو به خواسته های خودشان طبق انتخاب وسلیقه ی خودشان برسند عمر سعد واقعه ی کربلا یک آدم با ظرفیت است که جز با آمدن به کربلا و رهبر جنایتی که علیه امام حسین مرتکب شد ظرفیتش پر نمی شود تکمیل نمی شود به آنجایی که باید برسد نمی رسد. اصحاب عاشورا هم اصحاب کربلا هم در لشکر امام حسین دارای ظرفیتی هستند که جز با آن صحنه ها و اتفاقاتی که باید برایشان بیفتد تکمیل نمی شوند و رشد نمی کنند این یک قاعده است بنابراین خداوند تبارک و تعالی برای مومنین صحنه های مختلفی از حوادث و امتحانات ایجاد می کند و هم برای کفار هیچ فرقی نمی کند تا هر دو در برخورد با این صحنه ها آنی که قرار است اوج بگیرد آنی که قرار است سقوط کند این قاعده است.
در یک قاعده کلی می فرماید: «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا» خداوند تبارک و تعالی در سوره ی کهف آیه 7 می فرماید که هم مرگ موت را آفرید هم حیات را آفرید که شما معلوم بشود که در برخورد با این دو چگونه اید هر کس به اقتضای ذات خودش به آنجایی که باید برسد، برسد. موت مخلوق خداوند است. «خلق الموت و الحیات» مرگ که نابودی هست عدم از خلق نیست یعنی تولد زایمان یک امر وجودی هست. درست نسبت به عالم هم جنین فوت می کند.
جنین موت دارد می آید به این سمت اما نسبت به این سمت تولد دارد. موت انتقال تولد یک امر وجودی است هم آن طرف آفریدیم سر راهتان قرار دادیم هم خود حیات را سر راه تان قرار دادیم. تا معلوم شود که (ایّکم احسن عملاً) کی بهتر می تواند عمل کند. روی این کلمه خواهش می کنم خیلی دقت کنید که چرا خدا این کلمه را انتخاب کرده یعنی در فلسفه ی خلقت حیات و مرگ می گوید ما این کار را کردیم تا ببینیم کی بهتر می تواند عمل کند (الذی خلق موت و الحیات لیبلوکم) بیازماید شما را که (ایکم احسن عملاً) کی بهتر می تواند عمل کند. یعنی ما در هر صحنه زندگی (که من صحنه های مختلف زندگی را در همان بحث کاربردی میگویم) که ما با آن روبرو می شویم احسن عمل چی هست. چه تصمیم گیری عالیترین نوع تصمیم گیری است و ما را بالا می برد. چه نوع تصمیم گیری بدترین نوع تصمیم گیری است. تمام خلقت نظام آزمایشی هست ما باید دقت کنیم آزمایش در تار و پود خلقت گذاشته شده.
الان ما از نظر فیزیکی توسط فضا، هوا احاطه شدیم هر کاری کنید به هوا روبرو هستید آزمایش مثل هوایی است که ما را احاطه کرده دائماً آزمایش با ما هست. یعنی شما در هر چشم به هم زدن در هر چشم باز کردن درهر حرکت چشم در هر تنفس انسان آزمایش میشود.
یعنی ما هی یکسره داریم نمره رد می کنیم آن طرف داریم هی آخرین موجودی های مان را می فرستیم برای ابدیت ببین چطوری ترسیم می کند نظام خلقت را که بعد نگوییم چرا کسی مثل سیدالشهدا مثل حضرت زینب باید با جنایتکار قصی القلب ها مثل بنی امیه رو به رو باشن چرا بنی امیه باید سر راه امام حسین و معاویه سر راه امیرالمومنین باشد این کمال سیدالشهدا است قدرت سیدالشهدا است میزان خوبی سیدالشهدا است. که باید یک کسی در نقطه مقابلش مثل معاویه قد علم کند مثل یزید قد علم کند. این یک قاعده است. ذات خلقت با امتحان خلق شده گذاشته شده «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا» موت و حیات هر دوتایش برای امتحان شماست. خلقت برای شکوفایی ماست.
هر کدام از ما با خداوندی روبرو هستیم و نه هیچ کس دیگر این یادتان نرود خواهش می کنم به این نکته خیلی توجه کنید که ما فقط و فقط هر کدام مان از ما یک جنین هستیم تنها در رحم دنیا تمام این دنیا فقط من در آن تنها هستم. همه کسانی که با آنها ارتباط دارم اجزای این رحم هستند برای من تنها.
قرآن خیلی روی این قضیه تنهایی تأکید دارد که شما را ما تنها می آوریم تان. تنها می میرید تنها محشور می شوید تنها باید جواب بدهید. تولدتان تنهاست «کلما آتیه یوم القیامه الفردا» تک تک قیامت محشور می کنیم با اینکه یوم جمع است ولی حشر تنهایی. اصلاً روز قیامت که میلیارد انسان اطراف شما هستند شما هیچ ارتباطی با آنها پیدا نمی کنید فقط خود براساس ذات خودت خلق می شوی. در معاد توضیح دادم که حساب و کتاب قیامت تشریفاتی نیست. قلم و کاغذ آنجا وجود ندارد تمامش تکمیلی است مثل جنین. جنین در رحم تمام کارهایش حساب کتاب کرده. شرایط زیستی دنیا نه کسی می آید به او می گوید که دستت کو، پایت کو، کو چشمت، نه کسی می آید به او می گوید کو سلسله اعصابت، چی آوردی، هیچ کس. خود نظام طبیعت محاکمه اش می کند، حسابش را هم تنها می رسد. 5 قلو هم در رحم مادر بودند باز تنها متولد می شوند. ما اینکه دور و بر مان شلوغ باشد یا خلوت هیچ فرقی نمی کند. همه اش تنهایی. این خیلی می تواند کمک مان کند در تصمیم گیری های مان و جلوی خیلی از غمها و غصه ها و اضطراب ها را برای ما بگیرد این یادتان نرود.
نکته دوم این است که من به تنهایی در مقابل خداوند تبارک و تعالی هستم به تنهایی باید در مقابل حق تعالی جواب بدهم به زبانی هیچ کس جز خودم با خودم نیست. من هستم و یک نفسی که با خودم بردم و روبرو شدم با حق تعالی. «کل نفس بما کسبت رهینه» این یادمان نرود من و خدا و من باید جوابگو باشم. برای اینکه نشاط و شادی و قدرت را همیشه حفظ کنیم در بحث کاربردی توضیح کافی خواهم داد به گونه ای باشد که من بتوانم پاسخ گو باشم. خیلی از انسانها به خاطر بد برقرار کردن ارتباط شان با دیگران می روند جهنم، به خاطر فراموشی ماهیت جنینی شان و ماهیت رحم دنیا می روند جهنم آن قواعدی کهدر اسلام درباره برقرار رابطه با همسر و فرزند خانواده پدر، مادر، استاد شاگرد همه وجود دارد برای این است که تو توجه داشته باشی که هیچ کدام از این ارتباطات اصالت ندارد. مگر ارتباط تو با حق تعالی و همه باید حول محور ارتباط با حق تعالی صورت بگیرد. و الا گرفتار می شوی مثل یک جنینی که با خودش یک دوم اضافی آورده باشد یک صورت اضافه آورده یک سر اضافه آورده.
کلمه بعد اینکه همه باید یادتان باشد همه ما به دنیا آمدیم که تنها عمل کنیم و یک روزی بین من و خدا یک ملاقات صورت خواهد گرفت به لقاء حق تعالی خواهم رسید جالب است قبل از هر اتفاقی در عالم برزخ قبل از نکیر و منکر بشیر و مبشر و هر کسِ دیگر می فرماید می برند او را پیش خود حق تعالی. اول پیش حق تعالی. اگر خوب باشد خدا ناز و نوازشش می کند خوش آمد گویی می گوید بعد می گوید برید او را به عالم برزخ حالا برود سر وقت حساب و کتابش. اگر بد باشد با تشر برش می گردانند با خشم و غضب برش می گردانند. حالا خدا می گوید من از شما چی خواستم؟ می گوید موت و حیات برای چی قرار دادم برای اینکه ببینیم کدام تان بهتر عمل می کنید کدام تان عمل بهتر انجام می دهید نه عمل خوب انجام می دهید ها نه. عمل خوب نه بهتر عمل می کنید بهتر عمل می کنید این یادتان باشد.
در بحث های کاربردی به شما می گویم که اگر ما حواسمان باشد در هر ارتباطی بهتر عمل کنم دیگر هیچ کس نمی تواند من را مشرک بکند دیگر نمی گویم آنها با من این کار را کردند پس من مجبور شدم اینطوری جواب بدهم نمی دانم اجتماع باعث شد. خدا می گوید من از تو بهترین نوع عمل را می خواستم. اصلاً آفریده که من بهترین نوع عمل را انجام بدهم. تو چه کار داری که اجتماع با توچه کار می کند تو باید به دنبال بهترین نوع انتخاب عمل باشی. باید از اول آزمایش یادمان باشد وقتی یادمان نیست که در حال آزمایش شدن هستیم یک دفعه تصمیم های شخصی می گیریم ارتباطات شخصی برقرار می کنیم. بعد میگوییم که اگر اینطوری عمل می کردم اجتماع این طوری می گوید، فلانی سوء استفاده می کند خدا می گوید تو فقط موظف بودی احسن عمل کنی.
بقیه به تو هیچ ربطی نداشت که به تو چی می خواستند بگویند چرا مشرک شدی چرا خودت را اینطوری پایین آوردی. کی غیر از من طرف معامله ی توست؟ من از تو خواسته بودم که بروی قشنگترین عمل را به اجرا بگذاری و به نمایش بگذاری و برگردی رفتی آنجا شروع کردی یکی به دو کردن، با زنت، بچه بازی کردی آنجا. رفتی خودت را با انسانها طرف کردی بجای اینکه طرف معامله تان من باشم این اول بدبختی و اشتباه همین است. این نوع تصمیم گیری ها و انواع و اقسام اضطراب ها غم ها و غصه ها در زندگی ما است.
ما فکر می کنیم که با دیگران طوری زندگی کنیم که جواب رفتارهای آنها را بدهم نمی گوید من باید جواب خدا را بده. تو حالا هر کس هر کاری کردف تو به عنوان عبد من نماینده ی من که فرستاده بودم تو را روی زمین کدام موضع گیری را کردی. احسن عمل ی بود برای تو. اگر فحش داد باید فحش می دادی؟ حسادت کرد باید حسادت می کردی؟ من خلق تان کردم فرستادم تان زمین که شما قشنگترین صحنه را نشان بدهید. این مباحثی که در قرآن آورده: ابراهیم به اسماعیل می گوید (یا بُنَی) پسرم خواب دیدم من در خواب دیدم که تو را (انی اذبحک) ذبح می کنم اصلاً کاری ندارد که قرار است ذبحش کنند. اصلاً هر دو مست خداوند هستند ابراهیم اسماعیل را نمی بیند یا اسماعیل ابراهیم را نمی بیند با همدیگر کاری ندارند مست خداوند هستند. می گوید من صبر می کنم دست و پایم را ببند به صورتم هم نگاه نکن سرم را هم بگذار روی زمین. اسماعیل آمد تا ابراهیم را اوج بدهد تا بالا، ابراهیم هم آمده تا اسماعیل را اوج بدهد. اصلاً کسی به طرف مقابل نگاه نمی کند که این پدرم الان دلش می سوزد. یا از آن طرف ابراهیم بگوید که این بچه حالا راجع به من چی فکر می کند کاری به این حرفها ندارند.
پدر می گوید خدا از من یک چیزی خواسته من باید قشنگ ترین نوع حرکت را نشان بدهم نمی گوید یا رسول الله شما فرمودید باید بروید جهاد کنید من می روم جهاد می کنم چشم می گوید من می روم جهاد می کنم اما می خواهم خدا را بخندانم و بمیرم. احسن عمل یعنی این دیگر. یعنی آنقدر عملم قشنگ باشد خدا خنده اش بگیرد از کار من. ما نه. ما هزار جور شرک داریم می خواهیم جبهه برویم آنقدر تعلقات داریم که نمی گذارد تکان بخوریم می خواهیم انجام وظیفه کنیم نمی شود می خواهیم برای امام زمان کار کنیم وقت نداریم برای امام زمان اصلاً کار بکنیم نمی توانیم همه مان گرفتار کارهای شخصی خودمان هستیم. می گوید من همه چیزم جور باشد سور و ساتم هم فراهم باشد بعد یک کاری هم برای خدا می کنیم حالا نماز را هم آخر وقت می خوانیم چهاررکعت دولا راست می خواهد از ما یک روزه می خواهد می گیریم همه چیز براه باشد آسیب نبینیم. این احسن عمل نیست، عمل است. از ما خواستند که از این پوست ها دربیاییم حالا می رویم جلوتر می بینیم که باید چطوری باید دربیایم زینب نگاه کنید چطوری نشان می دهد حضرت زینب باید حتماً رحلت پیامبر را ببیند شهادت امیرالمومنین را ببیند شهادت مادرش را ببیند شهادت امام حسن را ببیند بعد هم بیایند بچه های خودش را جلو خودش تکه تکه بکنند بعد یعنی زینب باید زیبایی نشان بدهد. برای همین هم خودش در نهایت می گوید «ما رأیت الا جمیلاً» جز زیبایی چیزی ندیدم. خدا خیلی امتحان زیبایی از ما گرفت این هم اگر ندانید بعداً نمی دانید شما سرتان را می گذارید روی سجده بعد از اینکه آن همه هم آغوشی با سیدالشهدا کرده در آخرین لحظه سرت را می گذاری رو سجده می گوییم «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم الحمدلله الذی» خدایا خیلی ممنونیم بخاطر مصیبیتی که به سیدالشهدا وارد کردی یعنی چی الحمدلله علی عظیم رزیّتی شکر خدا به این مصیبتی که به من وارد کرده می خواهم این را بگویم هوشیار باشید باخت نکنید. اگر قرار است سود ببرید عالیترین سودها را ببرید. خوب جمع کنید ما که داریم عمل می کنیم ما که داریم هزینه مسلمان بودن و مومن بودن را پرداخت می کنیم خوب قشنگش کنیم. سلیقه به خرج بدهیم بخل نکنیم کم نگذاریم. می گوید من دنیا را سه طلاقه کردم می گوید من برای دنیا حساب باز نکردم ما هم که دنیایی نداشتیم و نداریم حالا که قرار است اینطوری باشد خوب قشنگ بکنیم خوب برداشت کنیم.
اینکه در روایت داریم می زنید روی پای تان در هنگام مصیبت، اجرتان از بین می رود اینطوری این حرفها کدام است. «الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون» آخ مردم بدبخت شدم انا لله و انا الیه راجعون. من هستم و خدا. من مال خدایم همه ما مال خداییم پیش خدا هم بر می گردیم وقتی رسید وقتش دیگر خوب تا بکنیم حضرت نگران است همین طور دارد قدم می زند بچه اش مریض است یک دفعه می گویند آقا تمام کرد تا گفتند تمام کرد یک دفعه می بینند که در چهره آرامش و بشاشیت آمده گفتند آقا چی شد اولاً موقع که نمرده بود اضطراب داشتید حالا که مُرد فرمود ما وقتی بلا نیامده اضطرابش را داریم وقتی می آید خوب شیرین می پذیریم آن را. چرا خرابش کنیم بگویم آخ. چرا از آن بالا نروم.
پسرت سرباز بوده مثل همه ی سربازها وظیفه اش بوده برود جنگ. در جنگ هم که خیر نمی کنند از اسمش معلوم است سرباز اسمش را گذاشتند سرباز بوده به شهادت رسیده تمام. وظیفه اش را انجام داده در حمله آمریکایی ها هم می آیند کشته می شوند عراقی ها هم می آیند کشته می شوند. جنگ است دیگر چرا از آن استفاده نمی کنی. اوج بگیری. چرا دور می کنی خودت را با شهادت بچه ات این بی سلیقگی است این یادمان نرود. که من هیچ کس جلوم نیست جز خدا بگذار به من بگویند پخمه ای بگذار به من بگویند ساده ای، بگویند زن ذلیلی، مردم این طوری می گویند، من باید درست رفتار کنم قشنگترین نوع رفتار را باید نشان بدهم. وقتی قرار است قشنگترین رفتار را نشان بدهم دیگر با هیچ کس طرف نیستم.
دعا و ذکر خواستند که به اصطلاح روحمان به اصلاح خسته است قلبمان در انحصار آلودگی دنیاست آن را نجات بدهیم. دعا تابع معرفت است. اینجا تو اینطور موارد سه تا چیز هست می تواند خیلی کمکت یکی استغفار است یکی لا حول و لا قوه الا بالله. که برای شادی و دفع غم است یکی هم صلوات بر محمد و آله محمد است.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.