بحث مان در جلسه ی گذشته به اینجا رسید که همیشه برای عروج و تکامل فطرتگراها و طبیعت گراها وجودشان ضروری است. یعنی شیطان باید باشد که در روایت داریم که «المومن بین خمس شدائده» مومن بین پنج شدت هست. که گرفتار می شود این پنج شدتی که در روایت آمده مومن بین این پنج شدت هست در واقع به این معنا هست که مومن زینتش، زیورش، کمالش در این هست که این پنج شدت باید پنج شدت یعنی پنج سوخت برای اوج گیری مثل یک موشک، یک موشک وقتی می خواهد برود هر چقدر بخواهد اوج بگیرد باید سوخت بیشتری داشته باشد یعنی ما اینجایی که هواپیما سوار می شویم راحت پرواز می کنیم سی و سه هزار پا می رویم در آن با کمال راحتی وآرامش تا به یک جایی می رسیم از یک کشور به کشور دیگر یک جای این هواپیما مثل موتورش دارد آتش از آن بیرون می آید داخل هواپیما شما راحت نشستی اما این خنکی و آسایش معلول چی هست معلول آن موتور با حرارت خیلی زیاد با سوخت خیلی زیاد است یک آتشی آن جا هست که آرامش اینجا هست همیشه همین طوری است ما برای رسیدن به حق تعالی احتیاج به سوخت داریم.
اما سوخت طبیعت نه سوخت فطرت، طبیعت هی باید سوخته شود تا هی اوج بگیرد آدم، هر چقدر طبیعت ما تحت فشار قرار بگیرد باز دارم توضیح می دهم تذکر دفعه ی چندم هست خودمان نه خدا این کار را می کند خودمان نباید خودسر برای خودمان برنامه درست کنیم اگر ریاضتی هم هست هر چه هست باید زیر نظر مربی و استاد و یک استاد الهی باشد که انسان بتواند این کار را انجام بدهد هر چقدر طبیعت ما بسوزد فطرت ما اوج بیشتر می گیرد. اصلاً قاعده اش این است. این پنج شدت را بگویم از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «المومن بین خمس شدائده» اولی اش که سخت ترین نوع شدت است فرمود: «مومن یحسد» مومن گرفتار یک مومن ها و حزب اللهی های حسود شود یعنی فتنه انگیزی که مومنین و حزب اللهی ها و دوستانی که همسنگری تو هستند هم جبهه ای تو هستند فتنه ای که آنها می توانند بکنند و فشاری که از آن ناحیه به ما می آید از ناحیه ی این چهار گروه بعدی نمی آید.
این چهار گروه چی ها هستند: و منافق یبغض مومن یحسد و کافر یقاتل نفس تنازع و شیطان یذل. منافقی که با او بغض او را به دل دارد این زینت ماست مومن اگر با منافق برخورد نداشته باشد هیچ وقت اوج نمی گیرد اصلاً منافق باید باشد تا مومن برود جلو. مومن حسود باید راه انسان قرار بگیرد حزب اللهی ها امام فرمود خون دلی که پدر پیر تان از این طایفه خورده از هیچ طایفه ای نخورده کدام طایفه؟ طایفه ی روحانیت ببینید امام با آمریکا درگیر بوده با منافقین درگیر بوده با نفسش درگیر بوده با شیطان درگیر بوده با همه درگیر بوده یعنی میگوید خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه، روحانیت خورده از هیچ طایفه ای نخورده. شما اگر دقت کردید در سراسر اسلام ضربه ای که چهره های مقدس به اسلام زدند هیچ چهره ای نزده هیچ کس نتوانسته بزند. همیشه شیطان در صراط مقدس جلو برده کار الانش هم همینطوری است شما بروید به مقام معظم رهبری بگویید می گوید خون دلی که روحانیت به من یا پیشکسوتان خون و جهاد دادند اینقدر روحانیت ها همه حزب اللهی اند هیچ کس به من نداده واقعاً بیشترین کسانی که مقام معظم رهبری را اذیت می کنند موجهین هستند.
مومن حسود تحمل مومن را نمی کند شروع می کند به فتنه انگیزی علیه مومن. این هم زینت مومن، مومن اگر بخواهد رشد کند نباید بگوید که خدای من چرا باید آدمهای به این خوبی باید علیه من اقدام کنند اصلاً این زینت توست. منافق اگر نباشد ما اوج نمی گیریم. با ما بغض به خرج نده کینه به خرج نده. کافر یقاتل. کافری که با اینها مقاتله می کنید و نفس تنازغ، نفس اماره آنی که باید درگیر بشویم با آن، نفس را در دشمن شناسی داریم می گوییم در بحث شیطان یذل آن شیطانی که گمراهش می کند نفس و شیطان را در دشمن شناسی داریم می گوییم و همین بحث های روز شنبه انسان گاهی اوقات با نفس خودش درگیر است نفس اذیتش می کند می خواهد یک راهی برود می بیند نفس نمی گذارد اذیت می کند کلنجار با خودش زیاد دارد این شدت خیلی خوب است ما اگر فرصت کلنجار رفتن با خودمان را نداشته باشیم بعضی ها مثلاً می خواهند بیایند در راه سیر و سلوک اسلام و مسائل سیر و سلوک می خواهند راحت بیایند در این کار خوب نمی شود اصلاً این درگیر ها باید باشد.
خدا چرا شیطان را آفریده خدا به خاطر ما شیطان را آفریده خدا لطف کرده در حق ما شیطان را بیافریند تا شیطان به ما دائماً تمرین بده ما قوی شویم برویم جلو زمین خوردی چی خدا ما را می بخشد عیب ندارد. بلند شو ادامه بده. بدبختی ما همین است که ما فکر می کنیم دین خدا معطل ماست امام زمان لنگ ماست خدا هیچ کس را جز ما ندارد منم که یک نیروی بسیار با عظمت برای اسلام و مسلمین هستم حالا بدبختی اسلام این هست که من مریضم اصلاً هدایت همه مردم لنگ مانده. مثلاً ما مریضیم خدایا اگر تو من را شفا بدهی اصلاً خدایا چرا تو متوجه نیستی خدایا من اگر شفا پیدا کنم بابا بهتر است که حج بروم نماز شب بخوانم سینه بزنم نمی دانم اسلام و مسلمین خدمت کنم.
امام زمان سرباز می خواهد که چه کار کند امام زمان چه کار می خواهد بکند امام زمان می خواهد که ما آدم شویم این مهمتر است. طلبه ای خدمت حضرت رسیده بود نشسته بودند صحبت می کردند با حضرت، گفت من مظلومم من چنینم، آنهم خیلی گریه می کرد بعد گفت آقا می دانم خیلی مظلوم هستی ولی من کاری از دستم بر نمی آید حضرت فرمود چرا؟ تو درست را بخوان خودت را بساز تزکیه کن این می شود کم به من. بعضی ها می خواهند به قیمت سربازی برای اسلام خودشان دوئل کنند می خاهد یک سرلشگر یک سرباز قوی شود فرمانده گردان شود همه فعالیت های اینطوری تا از چی راحت شوند از خودسازی راحت شوند خودش را با اسلام و امام زمان سرگرم می کند این به درد امام زمان نمی خورد.
شما نگاه کنید حضرت ابوالفضل عباس ما نشستیم می گوییم ای خدا حیف نبود نیروی ابوالفضل و علی اکبر از بین رفت. خود عمر سعد می گوید من از لشکر امام حسین علیه السلام از دو نفر می ترسم یکی عباس یکی هم علی اکبر. همان دو تا که بیشترین زور را دارند خدا می گوید نه تو آب بیاور. این چه سنت خداست نگاه کن این نیروی قوی شهید شد. یک امیرالمومنین یک تنه به دوازده هزار نفر حمله می کند باید طناب بیندازند گردن او ببرند دستش را بگیرند ببرند همین است خوب حالا بیایم سر وقت این بیایم سراغ این مسئله که ما در طول شبانه روز با چیزهای خوب و لذیذ و چیزهای بد و ناملایم روبرو می شویم همه ی اینها برای این هست که در این برخوردها طبیعت باید کم شود و ظرفیت فطرت زیاد شود.
برای یک آدم گردن کلفتی مثل معاویه مثل یزید مثل شمر باید یک امام حسین خدا جلویش علم کند تا این تا انجایی که می تواند برود جهنم. شمر قاعده است اگر خدا امام حسین را به شمر و یزید مبتلا کرده یزید را هم به امام حسین مبتلا کرده همیشه منافق و کافر می آیند مبتلا می شوند تا ما برویم بالا ما هم عامل ترقی آنها در کارشان هستیم. ترقی در طبیعت گرایی شان.
حالا آیه را برایتان می خوانم: «نبلوکم بشر....» سوره ی انبیاء آیه ی 35 شما ها را هم به شر امتحان می کنیم هم به خیر چون قرار است سازندگی ایجاد شود. یکبار ثروت می دهیم یکبار فقر، هر دو برای اوج توست. ایوب را نگاه کنید در اوج ثروت محبوبیت دارندگی همه چیز را از و می گیرد. بلا با مصیبت فرق می کند. بلا آنچه باعث امتحان ماست به یک کسی صدای خوش می دهد، خوشگلی می دهد، پول می دهد وجاهت می دهد از همین ها می رود ته جهنم.
خدا بنده اش را از تاریکی حرکت می دهد تا به نور برسد. قاعده است. «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» تو هر وقت تحت ولایت خدا هستی گرفتار ظلمات خواهی شد گرفتار تاریکی می شوی «و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و انفس و ثمرات و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا» من می خواهم پرواز کم همه اش بهانه ای بود برای پرواز. «قالوا انا لله و انا الیه راجعون» این طوری نیست که روابط انسان به خدا آبکی باشد خدا اینقدر بی مهر باشد که بگوییم خدا ول مان کرده.
قرآن چی می گوید: می فرماید: انسان این قدر نادانی می کند سوره ی فجر. می فرماید: انسان اینطوری هست «فلها الانسان اذا مبتلاه ربه .....» اولش خدا دارد قضیه را لو می دهد یعنی می گوید من دارم چه کار می کنم. ادبیات قرآن عجب ادبیاتی است می فرماید وقتی که انسان مبتلاه ربه پروردگارش بخواهد امتحان کند حالا به او نعمت می دهد می گوید فیقول ربی اکرمن. پروردگارا به من خیلی اکرام کرده الحمدلله رب العالمین. روزی مان جور است بدن مان سالم هست الحمدلله عزت داریم. تا یک ابتلایش می کنیم یک ذره تنگ می گیریم می گوید خدا ما را ول کرده قبلاً دعاهایم مستجاب می شد.
با پیغمبر چه کار کرد وقتی بچه بود مادرش را گرفت و پدرش را هم گرفت حالا به انبیاء شما نگاه کنید فقر هم به او داد. این آیه قرآن یادتان نرود سوره انبیاء شما را هم با چیزهای خوب امتحان می کنیم هم بد. بعداً که پیغمبر شد گفت حالا که پیغمبر شدی فکر می کنی من درهای آسمان و زمین را باز می کنم نه باید بروی شعب ابی طالب در گرما ده نفر یک خرما بخورند... برو اسارت در عراق. آیه قرآن فرمود ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم چقدر هم عجیب می گوید خدا یا حسره علی العباد ما یعطیهم من رسول الی کانو به یستهزئون» افسوس به این بندگان هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر اینکه مسخره اش کردند قشنگ از حضرت ابراهیم هستید بهتر از پیغمبری که مسخره اش کردند گفتند دیوانه است. آیت الله جواد آملی می گوید اگر مسخره نشویم هیچ ارثی از پیغمبر نبردیم. آبروی مان برود باید مسخره شویم بلا سرمان بیاورند.
یک از دانشمندان بزرگ هست در دنیا همه قبولش دارند ایرانی هست یک کارهایی کرد در اینجا گفت من می خواستم بگویم شعاری که نمی شود کار کرد دروغی بیش نیست. نمی شود کار کرد امکانات نیست. یک آیه برایتان بخوانم «ما کان الله لیزرالمومنین علی ما انتم علیه حتی خبیث من الطیب خدا ما کان الله» کلمه ی کان را که می آورد می گوید اصلاً سنت خدا این طوری نیست که رهای تان کند. یعنی خدا بر این نیست که رها کند مسلمین را به همان حال که هستند حتی یمیز الخبیث من الطیب. یعنی باید کاملاً ناب بشوی سنت ما ناب سازی است یعنی معاویه باید یک علی مقابلش باشد تا در کفر ناب ناب شود. جلوی علی هم باید یک معاویه بیاید تا حضرت علی هم امیرالمومنین بشود لقبی که باید بگیرد که به هیچ یک از ائمه جایز نیست برده شود امیرالمومنین یک کاری کرد وقتی کشتند او را گفتند در محراب کشته شد همه می گفتند مگر علی نماز هم می خوانده؟ باید همین طور باشد خبیث باید از طیب روشن شود ما هر چقدر هم طیب باشیم باید برویم سراغ طیب تر.
فرمول های معادلات را ببین چقدر زیباست در این «ان یمسسکم قرهن فقد مسّ قوم قول مثله و تلک ایام نداولها بین الناس و لیملله الذین آمنوا و یتخدت شهدا والله لا یحب ظالمین و لیمحصّ الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین ان حسبتم ان تدخل جنت .... » ببین چقدر حرف در این دو آیه هست دو تا جمله بکار برده. اگر به شما زخم و زحمتی رسید نگویید ما که پیرو پیغمبر بودیم چرا در جنگ شکست خوردیم چرا این همه شهید دادیم این همه جنازه. «فقد مثل قوم مثله» آنها هم اینطوری شدند اگر این شما را بردند بهشت شما هم اینها را تا جهم بردید دیگر چرا ناراحت می شوید. حضرت می فرماید: آنی که هی دارد غیبت تو را می کند هی دارد پشت سرت حرف می زند یک سره دارد در حق تو لطف می کند یک سره دارد به تو خدمت می کند خیلی زیبا فرمودند حضرت آیت الله حسن زاده می گوید بدها هم به گردن ما زیاد حق دارند چون اینها باعث می شوند من به بهشت بروم اگر این سوخت من نشود من کی می توانم بروم. یکی غیبت یک نفر را کرده بود برایش هدیه فرستاد گفت سپاس گزارم غیبت ما را کردی لطف کردی. چرا چون سوخت می شود لطف کردی من را بالا بردی این رمز آرامش معصومین بود.
اگر علی علیه السلام 25 سال تحمل کرد اصلاً وزیر ابوبکر شد سه تا خلیفه 25 سال با آنها همکاری می کرد می خندید می گفت کما این که زنش را جلوی چشمش کشتند چون حضرت علی می دانست چه کولی دارند به او می دهند حضرت علی به اینها می خندید. سه تا سوخت قوی می خواست تا حضرت را به آنجا ببرد. که بگوید «فزت و رب الکعبه» حضرت علی علیه السلام باید بسوزد دیگر ائمه هم این امتحانات را دارند. فقط برای معصوم نیست. غیر معصوم هم سختی هست. حضرت زهرا هم باید بکشد این ها را. خدا می گوید چه تان است چهار تا کشته و مجروح دادید اسیر دادید فقط شما دادید آن هم طرف هم کفار دادند. این روزگار را میان مردم به نوبت می گردانیم «تلک الایام نداولها بین الناس..» برای پیغمبر تان این بود برای شما هم همین است غیر از این نیست. این نیز بگذرد، این نیز بگذرد. می گذرد.
حالا گوش کنید «فلیمن الله الذین آمنوا یتخذت شهدا....» تا اینکه خداوند بداند نه این که خداوند نمی داند یعنی برای خودتان مشخص کند مومنون شعار و یتخذت شهدا، شهدا آنهایی که شاهد بودند. زن می گوید من خوشگل و زیبا بودم حیف بود محجوب باشم باید بی حجابی می کردم آخر این زیبایی را چطوری در چادر بگذارم مجبورم بروم سراغ فساد. آقا هم می گوید که من خوشگل بودم حیف بود با این هیکل با این مو نروم خودم را عرضه نکنم خدا هم یوسف را می گذارد جلویش، برای زن مریم را می گذارد جلویش، می گوید تو زیباتر بودی یا مریم، تو زیباتر بودی یا یوسف. خودنمایی می کنی می روی سراغ فساد. تا اینکه شما مبتلا شوید به این گرفتاری در جنگ ها بمب اتمی می زنیم چنین تان می کنیم شیمی می زنیم. زدند دیگر اینهمه شیمیایی در تکه تکه شدند بچه ها ذوب می شدند. ما داشتیم حرف می زدیم با طرف دو کلام اختلاط می کردیم دو ساعت دیگر دیدیم یک اسکلت جلوی مان است. وقتی گلوله به او می خورد از بالا تا پایین ذوب می کرد من دیدم داشت حرف می زد در یک ثانیه چندتا استخوان جلویت ایستاده یک ثانیه یک آتش وحشت ناک آمد ذوبش کرد انداخت پایین. این حرف را از من نشنوید آیه ها را که می خوانم توجه کنید.
«ولیمن الله الذین آمنو و یتخذت من کل شهدا» الگوهایتان را بیاورید بیرون محمد حسین فهمیده را بیاورد که فردا بگذارد جلوت حجت باشد. ادواردو آنیلی را بیاورد با شصت میلیون سرمایه نگوید مجبور شدیم پول نزول کنیم. مجبور شدم پول نزول کنم به خدا داشت آبروم می رفت بهره گرفتم. خدا می گوید از همه شما روز قیامت از همه خانواده ها شهید می کشم بیرون، شهید یعنی شاهد و گواه مگر سرت را در همین بالش نمی گذاشتی بخوابی مگر هم چادری ات نبود مگر هم کلاسی ات نبود کجا رفت تو کجایی.
«فالله لا یحب الظالمین و لیهل الله الذین آمنو» فرمول را داشته باشید «یمحز الله یحضها» یعنی محض کردن ناب کردن خدا می خواهد مومنون را ناب ناب کند قاعده ناب کردن نگو عاشورا چرا این قدر مصیبت سنگین است مصیبتی که عظمت خدا می گوید عظمت فی السموات. امام حسین باید برسد آنجایی که روز قیامت ابدیت باشد نود و نه درصد شفاعت مال امام حسین است گفتند ده درصد شفا می دهد مگر شوخی است این مقام همین طوری نمی رسد قاعده است اصلاً باید اینطوری برود امام حسین. حالا هی عافیت طلبی کن. فرار کن از خدمت به امام زمان. امام خیلی قشنگ فرمود: آنهایی که از جبهه دور نگه داشتند آنهایی که ماندند برد کردند واقعاً می گفتند چقدر زرنگند به آنهایی که رفته بودند جلوی می خندیدند فرمود خود را برای جواب روز واپسین آماده کن، تو خیلی عرضه داشتی رفتی خارج از کشور ماندی سربازی بچه ات را خریدی با پارتی بازی بچه ات را معاف کردی فکر می کنی خیلی برد کردی یک خانه گرفتی خارج از تهران، شمال تهران که زیر موشک باران نباشی آنهایی که ماندند برد کردند تو باخت کردی.
سنت ها را قرآن یادتان نرود قاعده است استثنا هم ندارد خدا می گوید «مومنین را یمحق الکافرین» تو اوج هلاکت نابودشان کند. بقیه اش بماند برای هفته بعد در بحث های کاربردی می گوییم.