در جلسه گذشته بحث مان درباره ی توسل بود و شبهاتی که به مسئله توسل وارد شده است کتاب مفید شیعه پاسخ می دهد را خدمت تان معرفی کردیم. خود خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم امر فرموده است که اگر می خواهید به من تقرب پیدا کنید از وسایل کمک بگیرید بعد توضیح دادیم که ما در امور روزمره مان هم یک امر معقولی هست که اگر بخواهیم یک مقام شریفی مقام، منیع و بزرگی تقرب پیدا کنیم معمولاً از واسطه ها برای این کار استفاده می کنم که اگر در آن مقام آبرو دارند، وجه و حیثیت دارند استفاده می کنیم تا ما را به آن مقام بالاتر معرفی کنند و این یک امر معقول است که عقل آن را تأیید می کند.
علت اینکه چرا از وسیله استفاده می کنم مگر خداوند به ما نزدیک نیست مگر خدا مشکلات ما را نمی داند مگر نزدیکتر از او به ما چه کسی هست مگر افراد دیگر از خداوند به ما مهربانتر هستند مگر امام زمان بیشتر از خدا ما را دوست دارد مگر پیغمبر بیشتر از خدا ما را دوست دارد که حالا فرض بفرمایید برویم به پیغمبر بگوییم که چون پیغمبر بیشتر از خداوند ما را دوست دارد بیاید شفاعت کند می شود به اصطلاح خدا ما را کمتر بخواهد این رمز دارد چون واقعاً یعنی هیچ کس به اندازه خدا ما را دوست ندارد خداوند تبارک و تعالی می فرمایند من گناهانی را از شما پنهان می کنم که حتی هیچ کدام از معصومین هم نمی گذارم آنها را متوجه شوند. علت اینکه ما را احاله به وسیله می دهد برای اینکه در رفتن به سراغ وسیله با وسیله ارتباط داشتن خیراتی برای که هست؟ برای خود ما هست تربیتها و خیرات کثیری برای مسلمین و مومنین و جامعه ی اسلامی نهفته است به سراغ وسیله رفتن یعنی خط را گم نکردن یعنی رهبری یعنی بدون امام نبودن یعنی معلم بالا سر اشتن یعنی استاد بالای سر داشتن یعنی اینکه با تجلی خدا ارتباط برقرار کردن اینها را ما برای ولایت توضیح داده ایم باز هم من توضیح خدمت تان عرض خواهم کرد به هر حال خداوند فرموده است که شما از وسیله استفاده کنید برای وسیله چند مصداق عرض کردیم از فرمایشات امیرالمومنین «علیه السلام» که گفتیم حضرت اعمال صالح، ایمان و اعمال صالح را وسیله می داند برای ما و خطبه 110 نهج البلاغه راالبته مفصل مقدار زیادی از آن را برای شما خواندم از خطبه صد و ده در نهج البلاغه دومین مصداق از مصادیق وسیله توسل به خود انبیاء و اولیاء خدا بود که در نزد خداوند آبرو دارند مثالهایی را از اهل سنت برایتان نقل کردم که دو نمونه را اینجا نوشتم یک نمونه اش را خواندم داستان آن نابینایی که آمده بود خدمت پیغمبر به پیغمبر عرض کرد. عرض کرد به پیغمبر که من را شفا بده و به اصطلاح دعاکن که خداوند مرا شفا بدهد حضرت به او دعایی تعلیم کرد و در آن دعا توسل به خود پیغمبر کرد و شفا گرفت مثال دومش را امشب قرار بود برایتان بخوانم که می خوانم و خود این هم از منابع اهل سنت هست اولی از مسند احمد بن حنبل یعنی از همین کتاب شیعه پاسخ می دهد من برایتان نقل می کنم و دومی هم همین طور. عبدالله بخاری، در صحیح خود (گفتم اهل تسنن شش تا کتاب دارند که بعد از قرآن آنها را صحیح ترین کتابها می دانند به آنها صحاح سته می گویند یعنی صحیح های شش گانه. و دوتا از این صحیح ها را از همه معتبر تر می دانند یکی صحیح مسلم یکی صحیح بخاری و این بخاری که الان گفتم عبدالله بخاری این از آن دو کتابی است که از آن شش کتاب معتبر هست) .
ایشان از عمر نقل می کند که آن عمر بن خطاب رضی الله عنه کان اذا قحطوا استسقی بالعباس بن عبدالمطلب فقال اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا و تسقینا و انا نتوسل الیک بعم نبینا فسقنا قال فیسقی» جالب این که به اصطلاح از عمر نقل کرده است یعنی از کسانی که آنها به اندازه یک معصوم قبولش دارند و به هر حال. احترامش را واجب می دانند و برایشان احترام شان واجب است و خیلی عمر برای اینها بزرگ است می گوید عمر کال اذا قحطوا، یعنی هر وقت که قحطی می گرفت این را می کردند نمی خواهد بگوید یک بار این کار را می کردند میخواهد بگوید که عمر عادتش بوده این کار را انجام بدهد هر وقت گرفتار می شدند این کار را می کرد استسقا بالعباس بن عبدالمطلب توسل میکرد به عموی پیغمبر. توجه فرمودید توسل می کرد به عموی پیغمبر دعا را اینگونه می خواند خدایا ما توسل می جستیم به سوی تو بوسیله پیامبر مان در زمان حیاتش هر وقت آب نداشتیم قحطی می شد به پیغمبر توسل می کردیم و تو برای ما آب می فرستادی و آنا نتوسل الیک ولی الان که پیغمبر در بین ما نیست توسل می کنیم به عم نبینا به چی کسی؟ به عموی پیغمبر مان فسقنا آب به ما برسان. بخاری می گویند فیسقون خداوند دعایشان را مستجاب می کرد و برایشان آب می فرستاد در این رمز و رازهایی هست آنها متأسفانه این اعتقاد را نداشتند این خودش بی اعتقادی عمر را می رساند که برای پیغمبر کسی ارزش قائل بود؟ زمان حیاتش. و آنها معتقد نبودند اصلاً از همین هم ریشه گرفته الان کارهای ما را شرک می دانند که اینها ممات و حیات شان یکی هستند حالا آنها که هیچی شما الان این امام امت «ره» به امام امت که همه ما درکش کردیم زمان حیاتشان بارها مریضها را شفا می دادند شما زندگینامه ایشان را بخوانید با اسم و آدرس و مشخصات پیارهن آقا را می پوشیدند قبلاً یکی می گفت آقا پیراهن شان را برای ما بفرستید مثلاً فلان کس مریض است آقا می فرمودند لباس من را به آنها بدهید بروند بپوشند لباس ایشان را می پوشیدند شفا می گرفتند بعد از رحلت شان هم باز دارد الان مرقد شان شفا می دهد. اینکه به اصطلاح یکی از نوکران اهل بیت «علیهم السلام» است یکی از شاگردان اهل بیت بود حالا پیغمبر بعد از وفاتش ما نمی توانیم به او توسل پیدا کنیم این هست موارد دیگری داریم از علما اهل سنت یکی از بزرگترین دانشمندان علماء اهل سنت چندتا داریم حالا فرصت نیست اینها را برایتان نقل کنم که داریم می آید دمشق در یک مرکزی که کفشهای پیغمبر را نگه می دارند کفشهای پیغمبر آنجاست روی کفشهای پیغمبر می افتد و گریه می کند و توسل می کند و استشفا می کند با آن کفشها، کفش پیغمبر عالم درجه 1 اهل تسنن زیاد داریم که علما اهل تسنن این کار را می کردند جدیدی ها که به مرور زمان آمده است این قضیه وهابیت آمد برای اینکه بتوانند کلا مسئله توسل را و مسئله قدرت، این مسئله مسئله بسیار مهمی بود مسئله ای نیست که کسی بتواند انکارش کند الان در کشور ما مثلاً کسی بگوید اینها خرافات است باید آدم احمق و دیوانه ای باشد چون شما بروید حضرت عبدالعظیم «علیه السلام» بروید امام رضا «علیه السلام» اصلاً دفتر دارد دفتر شفا یافتگان آنجا ثبت است. یکی دو تا ده تا که امام رضا «علیه السلام» شفا نداده است که آدرس دارد بابا این، این خانم نابینا بود در این تاریخ شفا پیدا کرد برو پرونده پزشکی اش هم نگاه کن و دکترهایش را هم ببین فلانی سرطان داشت خوب شد فلانی نمی دادم فرض بفرمایید که مشکلش چه بود و چطوری شد انواع و اقسام بیماری ها فلج بود شفا پیدا کرد داریم در همین جلسه خودمان الان کسانی هستند که تا حالا دوباره از امام رضا «علیه السلام» شفا گرفتند. دو بار یک بار از فلج و یک بار هم از مرگ قلبی قطعی دکترها گفتند آقا شما برو خانه تمام دکترها هم دیدند گفتند که بروید خانه و تمام است شما دیگر بیشتر از بیست روز برایتان کاری نمی شود کرد مهمترین دکترهای ایران اورا دیدند گفتند که تمام دیگر حتی گفتند دیگر به عمل هم نمی ارزد و دیگر عمل هم نمی کنیم شما را شما دیگر تمام می کنید از اعضای همین مجتمع خودمان شب در مرقد پدرشان توسل زیاد کردند شب خواب می بیند حضرت «علیه السلام» آمد و قلبی به او نشان می دهد و مقداری آب به این قلب می پاشد و گفت این قلب خیلی سیاه و کدری بود یک دفعه سفید و روشن شد حضرت فرمود این گونه می شود نگران نباش خلاصه رفتند دکتر و گفتند آقا ما ضمانت می دهیم عمل کنید اگر مرد ما شکایتی نداریم ما داریم تضمین می کنیم عمل کردند و تمام شد و رفت پی کارش خوب خوب خوب تمام شد بنابراین این که دیگر قابل انکار نیست آنها هم انکار نمی کنند آنها خودشان گفتند و در منابع شان آورده اند ما هر وقت توسل کردیم جواب گرفتیم مرحوم علامه امینی رحمت الله علیه در الغدیر شان موارد زیادی حالا من انشاءالله اینها را آدرس می دهم خدمت شما اینها در این کتابها نیامده است منابع زیادی از این توسلات را ذکر کرده اند. در الغدیر که علما تسنن توسل داشته اند خود علامه امینی حالا ما چرا دور برویم و چرا بگوییم امیرالمومنین «علیه السلام» علامه امینی یک کسی بود که مردم به او توسل می کردند و ایشان عرض کنم خدمت تان که کرامت داشت شفا می داد مشکلات حل می کرد و زیر عراق یکی از وزراء عراق بچه اش در حال مرگ بود هیچ کاری هم نمی شد بکند و علامه می گوید این امامتان کاری از او بر می آید که بکند اگر می تواند این همه ادعا دارد بیاید بکند ایشان می گویند بله امام ما این کار را می کند برو حرم بچه ات شفا می گیرد می رود که بچه اش شفا بگیرد اینها یک مورد دو مورد ده مورد هزار مورد و صد مورد نیست که اتفاق افتاده است اصلاً نمی شود که حسابش کرد یک اتفاق افتاده است یعنی یک چیزی نیست که پنهان بشود ولی چون این قدرت زیادی دارد و به هر حال این توسل به وسیله عشق به وسیله را زیاد می کند ارتباط قلبی به وسیله را زیاد می کند راه وسیله را در درون ما باارزش نشان می دهد پیروی از وسایل الی الله را در دل ما مستقر می کند برای وهابیت که یک مکتب سنی ساختگی انگلیسی هست سخت است تحملش آنها شدیداً شما سابقه این قضیه را باید مطالعه کنید حالا انشاءالله از یکی از بزرگواران دعوت کردیم که بیاید اینجا که برایتان در یک سه جلسه انشاءالله اسم داریم شاید برایتان فرمودند سابقه کینه ای که استکبار نسبت به تشیع و ائمه دارد خیلی کینه عجیبی دارند به خصوص انگلیسی ها. از زمانی که در ایران بودند آن زمانی که ابرقدرت بودند و استعمارگر بودند شدیداً کینه داشتند و به هر حال تلاش زیادی کردند که بتوانند این قدرت را بگیرند به هرحال هر کاری کردند بتوانند شیعه را تضعیف کنند از دستشان بر می آمده است دریغ نکردند این دو نمونه، دهها و صدها نمونه ما داریم از خود علما اهل سنت با عوام اهل سنت کار نداریم عوام اهل سنت الان می روند. دیشب چهارشنبه بود دیگر خدمت یکی از علما بودیم با بعضی از رفقای اینجا ایشان می فرمود که یکی از دختران امیرالمومنین «علیه السلام» که او هم اسمش حضرت زینب «سلام الله علیها» هست در قاهره (مصر) دفن است فرمود آنجا تمام آنها سنی هستند همه اینها می روند و به او توسل می کنند ایشان این گونه می گفت حالا به ندرت ممکن است که یک زاهد شیعه داشته باشد می فرمود که از حرم حضرت معصومه ما شلوغتر است اینها همه مردم عوام آنجا اعتقاد دارند پا می شوند و می آیند می روند قبر حضرت رضا «علیه السلام» بلند می شوندو می آیند می روند قبر حضرت معصومه «سلام الله علیها» ما هم خودمان اینجا می بینیم که الا بماشاءالله به قبر ائمه توسل می کنند آنها نمی توانند این اعتقادات را از دلشان بیرون کنند ولی بحث روی خواص اهل سنت است علما آنها الا بما شاءالله ما آمار داریم رقم داریم که علما آنها توسل کرده اند بنابراین این یک امری نیست که قابل انکار باشد و بشود روی آن پرده گذاشت و آنرا پوشاند و مثلاً با چهار تا مقاله در روزنامه با حمله کردن به تشیع، مسخره کردن عزاداران و مسخره کردن سینه زنان و مسخره کردن سیاه پوشان و مسخره کردن نمی دانم اینگونه مثلاً بشود جلوی نورش را گرفت. والله متمّ نوره این نوری نیست که بشود با دهان خاموشش کرد نمی شود این کار را کرد جز وجودی است جز ذاتی مردم دنیا هست خداوند این را در مردم دنیا قرار داده است و نمی شود آن را جدا بکنی نکته ی سوم توسل به در مورد نکته دوم این را من عرض کنم که وسیله هستند این وسیله بودن شان به چه خاطر است آیا ما توسل می کنیم به اهل بیت «علیهم السلام» به معصومین به امام زاده ها برای این که آنها دعا کنند یا نه برای این که خودشان مستقیماً اقدام کنند و شفا بدهند بله کدام مورد این که آنها دست به دعا بردارند یا این که نه آنها مستقیماً هر کاری ما داریم انجام بدهند این اجازه را از سمت خدا دارند.
که خودشان مستقیماً این کار را بکنند هر دو مورد هست یعنی هم این هست که آنها اجازه دارند از طرف خداوند خودشان تصمیم می گیرند عمل می کنند خداوند به آنها اذن داده است امور دست خود آنهاست همه امور دست خود آنهاست اجازه داده شده است این هم هست که یک مواقعی ممکن است آنها هم دعا کنند برای ما ولی مقدر خیر اساسی این است که ما فکر نکنیم مسئله این است که ما از معصوم می خواهیم و معصوم دعا می کند و از خدا می خواهد و بعد خداوند شفا می دهد نه اتفاقاً اکثر قریب به اتفاق موارد اینگونه نیست اکثر قریب به اتفاق موارد همین گونه است که ما به معصوم می گوییم خودش از قدرت خودش استفاده می کند و شفا می دهد خداوند به اینها اذن داده است که اینها این کارها را انجام بدهند حالا مقداری درمورد این قدرت معصومین امشب برایتان صحبت کنم مورد سوم را می گذاریم برای بعد این که اینها چگونه این قدرت را دارند و این قدرت منابعش کجاست؟ مدرک شما چه هست در مورد این قدرتی که اهل بیت «علیهم السلام» دارند صحبت بکنید. از منابع خودمان عرض می کنم خدمت تان مدارکی را که شما می توانید مراجعه کنید ببینید که خداوند تبارک و تعالی به اینها اذن داده است اینها اجازه دارند که خودشان تصرف بکنند این که قاعده تصرف در طبیعت چی هست؟ بحث ولایت تکوینی این را هم در معاد توضیح دادیم که انسان چگونه می تواند (کاری با معصومین نداریم) بله خودمان چگونه می توانیم یک کاری را بکنیم که تصرف در طبیعت بکنیم ما الا بماشاءالله این را دیدیم من خدمت یکی از اولیاء خدا شاید حدود 17 و 18 سال پیش یکی از دوستان ما مریضی داشتند خدمت شان رسیدیم یکی از دوستان ما گفتند آقا ایشان درد خیلی زیادی دارند این بنده خدا گفت من دائماً در درد هستم این ولی خدا فرمودند که چی است کجایت درد می کند گفت اینجا و اینجا و اینجایم درد می کند گفت باشد من از این به بعد می گویم که درد نگیرد تمام شد می گویم درد نگیرد این عین کلام او. همین شما زندگی نامه مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را بخوانید خودش تصرف می کرد آمده می گوید آقا خانه ما موریانه همه چیز ها را خورده است می گوید بیا این را بنویس بگذار در کاغذ و آنرا تا می کند و می گوید بازش نکن بگذار در دیوار خانه ات می گوید گذاشتم در دیوار خانه ام همه موریانه ها رفتند بعد گفتیم حالا ببینیم چه نوشته بود همه موریانه ها رفتند باز کردیم دیدیم نوشته موریانه برو تمام. موریانه برو.
اینها که دیگر شوخی نیست که الان هم هستند ایشان گفتند چرا دیگر ناراحتی من می گویم درد نگیرد تمام می گویم درد نگیرد یکی از دوستان بود که موج انفجار به قدری اثر بد گذاشته بود که تشنج های شدید می گرفت مثلاً در خیابان جلوی کامیون می افتاد زمین هر آن ممکن بود او را له کنند خوب هر بار تشنج هم قسمتی از مغز را آسیب می زند دکتر گفت این یک ماه بیشتر زنده نیست او را تحمل کنید دیگر تشنج خیلی زیاد بود دیدم دوباره یکی از رفقای ما بردند خدمت یکی از آقایان گفت یک لحظه دست گذاشت روی سرش گفت خوش آمدی تمام. این تصرف است به این ولایت تکوینی می گویند چه می شود که انسان این گونه می شود در بحثهای هم معرفت و هم معاد مفصل توضیح دادیم قانونش را که چگونه آدم می شود این کار را کند و می تواند اگر کسانی که به این مباحث علمی علاقه دارند می توانند به جهان مباحث مراجعه کنند باز ما خدمت یکی از اولیای خدا بودیم گفتیم فلانی مریض هست و نمی توانیم او را اینجا بیاوریم مشکل است یک دانه حبه قند برداشت و به من داد و نگفت که حالا مثلاً من دعا می خوانم به این تو رسیدی به او بده گفت به او رسیدی خودت بخوان از طرف من یک سوره حمد و به او بده همین هم شد چون ما خدمان اگر بخواهیم سوره حمد بخوانیم هیچ اتفاقی نمی افتد هیچی ولی او گفت تو از طرف من آنجا یک سوره حمد بخوان و به طرف بده همین گونه این هست این ولایت تکوینی هست حالا می خواهیم ببینیم سطح ولایت تکوینی ائمه چه چیز هایی هست و نسبت به چه چیزهایی اجازه دارند در این که برایتان می خوانم زیارتی توقیعی هست که خود امام زمان «علیه السلام» فرمودند هر روز ماه رجب بخوانید هر روز ماه رجب بخوانید وجود مقدس امام زمان «عج» فرمودند این گونه با خداوند او نه صحبت کنید «أسئلک بما نطق فیه ممن مشیتک فجعلتهم معادن کلماتک و ارکان لتوحیدک و ایاتک و مقاماتک التی لا تعطیل لها فی کل مکان بها عرفک من عرفک لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک خلقک فتقها و رتقها بیدک بدهامنک و أدعها الیک أعضاء و اشها مناه و ازواه و حفظه و رئوات فیهم اعتصم سمائک و ارضئک حتی ظهر ان لا اله الا انت» چقدر زیباست اینگونه انسان باید امام شناسی بکند و بفهمد وقتی خدمت امام می رود دارد سراغ چه کسی می رود وقتی می رود حرم بداند دارد با چه کسی حرف می زند این کیست؟ این معصومی که من دارم با او حرف می زنم کیست؟ «أسئک» خدایا از تو می خواهم به آنچه که «نَطق فیهم من مشیتک» نطق کردی تو در آنها از مشیت خودت یعنی مشیت خودت را در آنها قرار دادی «فجعلتهم معاذن کلماتک» خیلی حرف بزرگی است مشیت خدا. یعنی مشیت خدا دست شما هست «ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها» خدا با غضب فاطمه غضب می کند و راضی است به رضای فاطمه «سلام الله علیها» مادر شما ها یک چنین زنی است خودتان را فرزند یک چنین زنی بدانید سرتان را بالا بگیرید و افتخار کنید کسی حق ندارد با داشتن فاطمه زهرا «سلام الله علیها» احساس بی هویتی و بی کس بکند احساس بکند که کم دارد و یک بابایی مثل امیرالمومنین «علیه السلام» که ما داریم و یک مادری مثل فاطمه زهرا «سلام الله علیها» که ما داریم ما حق نداریم کوچک باشیم حق نداریم پست باشیم حق نداریم خودمان را دست کم بگیریم حق نداریم خودفروشی کنیم این هستی و خداوند این قدر تو را تحویل گرفته است این را گذاشته ما در تو و او را گذاشته پدر تو «انا و علی ابوها فی الامه» چقدر این قشنگ است من و علی پدران این امتیم ببین خداوند چه باباهایی برای ما گذاشته است قربان خداوند بروم که یک باباهایی این گونه برای ما گذاشته است قرباناین باباهای مان.
آدم با داشتن یک پدر و مادر این گونه برود سراغ کار خلاف برود سراغ معصیت برود سراغ بی هویتی برود سراغ چیزهایی که نباید برود خیلی جفاست خیلی جفاست بعداً به شما می گویم و قبلاً هم یک تذکراتی داده ام فکر نکنید که مادرانی که الان شما دارید اینها را باید مادرتان بدانید اینها سر جای خودش ولی آن کسی که مادر تر هست و حقیقت مادر شماست فاطمه زهرا «سلام الله علیها» آن که پدر شماست و پدر حقیقی شماست بیش از این پدرها امیرالمومنین «علیه السلام» است بله شعار نیست دارم به شما می گویم این حقیقت انسانیت است. این گونه است قبلاً اینها را کاملاً روی تخته ترسیم کرده ایم برایتان ما اصلاً از همان متولد شدهایم حقیقت ماست فاطمه زهرا «سلام الله علیها» امیرالمومنین «علیه السلام» حقیقت ماست در زیارت جامعه می خوانیم جامعه می خوانیم که «و عناصر الابرار» شما عنصر وجودی ابرار هستید یعنی مردم از شما تشکیل شده اند «انفسکم فی النفوس» نفسهای شما در نفس های مردم هست آن وقت کسی که مادرش فاطمه زهرا «سلام الله علیها» باشد پدرش امیرالمومنین «علیه السلام» باشد اگر خودش را کوچک بگیرد و ذلیل بکند و ضعیف کند و احساس حقارت بکند و جایی دیگر احساس کم آوردن کند جایی اگر کسی خواست او را قال بگذارد احساس کند باخته است یک جا احساس کند که یک کسی او را تحقیر کرده است اصلاً آدم اینقدر با داشتن مادری مانند فاطمه زهرا «سلام الله علیها» بزرگ است که چه کسی می تواند دستش به آدم برسد و آدم را تحقیر کند بدبختی ما این هست بابا و مادرمان را گم کرده ایم و بابا و مادرمان را گم کرده ایم و یتیم هستیم یتیم هایی که دستمان به پدر و مادرمان نمی رسد گمشان کردیم برای همین خودشان فرمودند و عظمت علماء و دانشمندان اسلامی گفتند چون اینها ایتام آل محمد «صلی الله علیها و آله» را کفالت می کنند چرا علماء اینقدر در ساختار دین مهم هستند ساختار احکام دینی و مقررات دینی و بحث ارزشی چرا اینقدر علماء بزرگند حضرت می گویند چون علما بچه های ما را به ما می رسانند دست بچه های گم شده ما را در دست ما می گذارند این زحمت را آنها می کشند این کار اینقدر اهمیت دارد ما بابا و مادرهای مان را دیگر گم کرده ایم اساتید بزرگان، علما امام امت زحمت کشیده اند و پدر و مادرهای ما را به ما معرفی کرده اند بفهمیم اصلاً که هستیم و شجره نامه مان کیست به کدام خانواده وصل هستیم به کدام خاندان متصل هستیم بدانیم از کجا آمده ایم بد است آدم پدر و مادرش را نشناسد یک عمر زندگی کند نفهمد پدر و مادرش کی هستند.
فرمود تو باید بدانی از کجا آمده ای «رحم الله عمر علم من عین و فی عین و الی عین» خدا رحمت کند بداند از کجا آمده و درکجا هست و به کجا می رود بدانیم از کجا آمده ایم. وقتی شب اول قبر می پرسند از کجا آمده ای شب اول قبر دیگر شجره نامه می پرسند شجرنامه از کجا آمدید. از کجا آمدی «انا لله و انا الیه راجعون» آقا من پدرم حضرت امیر هست مادرم فاطمه زهرا «سلام الله علیها» است از اینجا آمده ام و اینجا هم هستم بعد می خواهم برگردم پیش آنها و می خواهم با آنها زندگی کنم بدانیم اول می خواهیم چه کار کنیم خودمان را بشناسیم اگر به کمتر از این خودت را بفروشی خیلی حماقت کرده ای سیدالشهدا «علیه السلام» در عاشورا وقتی رجز می خواند خیلی عجیب است می گفت شما ها می خواهید من را ذلیل کنید می دانید من از کدام پستان شیر خورده ام می دانید من که هستم من فرزند فاطمه زهرا هستم من فرزند امیرالمومنین هستم مگر شما می توانید و مگر دستتان به ما می رسد حضرت زینب جلوی ابن زیاد کم نمی آورد و می گوید تو خیلی پستی به یزید می گوید من تو را تحقیر می کنم تو خیلی کوچولو هستی اصلاً پستی مصیبت من عاشورا نبود مصیبت من کشته شدن برادرم نبود من «رأیت الا جمیلا» من جز زیبایی هیچ چیز ندیدیم.
مجبورم با یک آدم پستی مانند تو حرف بزنم چند دقیقه بایستم با یک آدم بدبخت و پستی مثل تو حرف بزنم یابن الطوات صلوات را ببینید پیامبر وقتی وارد مکه شدند ندانستم الطلوات یعنی آزادتان کردم بخشیدم شما را به ابوسفیان گفت به همسر ابوسفیان گفت به خاندان ابوسفیان گفت و کسان دیگر یعنی آزاد شده من هستی حضرت زینب می گوید شما ها آزاد شده ی بابا من هستید شما که خون تان حالا بود که بابا ی من خون شمارا بریزد شما آزاد شده ای یزید تو خودت را گم کرده ای و نمی دانی که هستی تو فرزند همانی هستی که بابای من تو را آزاد کرد. این توجه به اصل به آدم عزت می دهد و جلوی گناه را میگیرد آدم می خواهد برود سر گناه یادش می افتد که مادرش راضی نیست این کار نمی کرد آنها هم گفته اند شما در موقع گناه به این توجه کنید پدرم دوست ندارد مادرم دوست ندارد من بعداً می خواهم بروم پیش پدر و مادرم با من روبرو می شوند بعداً می فهمند دیدید بچه هارا بچه ها مثلاً به مادرشان بگویند یا به کسی دیگر. به پدرم نگویی ها، به مادرم نگویی ها نفهمند ها از کتک خوردن هیچ نمی ترسد از خجالتش می ترسد اینها اگر بفهمند من این کار را کردم خیلی بد می شود خیلی بد می شود.
بدانیم ما که هستیم یک ذره توجه کنیم «فجعلتهم معادن لکلماتک» خدایا تو اینها را معادل کلمات خودت قرار دادی کلمات می دانید یعنی چی؟ یعنی آفرینش مخلوقات کلمه یعنی مخلوق یعنی مخلوقات یعنی تمام مخلوقات از اینها خلق شدند ریشه همه مخلوقات اینها هستند همه مخلوقات از اینها گرفته شدند و ساخته شدند این بحث زیبایی است که چطور خداوند از پیامبر سایر مخلوقات را خلق کرده است «وارکان لتوحیدک» اینها رکن توحید تو هستند این کاش فرصت بود اینها را می شد دانه به دانه توضیح بدهیم هر کدام از اینها که بحثهای شیرین و دلکشی دارد که در جامعه ی کبیره انشاءالله خدا عمری بدهد باید به آن برسیم انشاءالله خود امام زمان «عج» بیاید و برای ما همه ی حقایق روشن شود « و ایاتک » رکن آیات تو اینها هستند و مقاماتک بله خیلی حرف است می گوید خدایا اینها ارکان مقامات تو هستند خودت اینگونه اینها را قرار دادی «التی لا تعطیل له» مقاماتی که هیچ وقت تعطیل نمی شوند یعنی ظهور خدا هیچ وقت قطع نمی شود «فی کل مکان» در همه مکانها هست «یعرفک بها من عرفک» هر کس تو را نشناخته است بوسیله اینها تو را شناخته است هر کس که تو را شناخت قبلاً در شرح حدیث امام رضا «علیه السلام» توضیح دادیم که اساس خداشناسی بدون معصوم عقیم هست اگر کسی خدا را بشناسد به معصوم نرسد قطعاً در خدا شناسی اش باید شک کند و توحیدش توحید ضعیفی هست امکان ندارد کسی خدا را بشناسد و معصوم را نشناسد و معصوم شناسی هم که دست ما را در دست خدا نگذارد باز هم غلط بوده و درست نبوده است معصوم شناسی ما، این را داشته باشید.
«لا فرق بینک و بینها لا انهم عبادون» امام رضا «علیه السلام» دارد به ما می گوید بله می گوید اینگونه به ما خطاب کنید و بگویید هیچ فرقی بین تو ای خدا و اینها وجود ندارد حمله را داشته باشید خدایا هیچ فرقی بین تو و این چهارده نور مقدس وجود ندارد «الا انهم عبادون» مگر که اینها بنده ی تو هستند یعنی اگر فقط جنبه ی مخلوق بودنش را بگیری از همه جهت شبیه تو هستند این آن کسی هست که تو داری ملاقاتش می روی. این آن کسی هست که تو داری می روی به ملاقاتش به زیارتش امام رضایی که داری می روی زیارت او بدان سراغ چه کسی داری می روی.
بدان چه کسی آنجا زیر آن ضریح خوابیده است و چه کسی دارد تو را نظاره می کند آنجا پا در حرم چه کسی می گذارید آن وقت دیگر تکبر نمی کنی که بخواهی بروی ببوسی بگویی که این مال این دهاتی ها و روستایی ها هست از دهات می آیند اینجا می افتند آن پایین و آن سنگها و روی زمین را بوس می کنند صورت شان را به زمین می مالند یاد می روند ضریح را می بوسند در و دیوار آنجا را می بوسند او خیلی خوب می فهمند که دارد چه کار می کند او امام شناسی اش خیلی بهتر از ما هست آن روستایی درست شناخته است. دیگر و درست هم دارد عمل می کند من بدبخت هستم که حجابهای مختلف نمی گذارد ارتباط برقرار کنم با او می خواهم اتو کشیده آنجا بروم و همان گونه هم برگردم.
«لا فرق بینک و بینها الا انها عبادک و خلقک بعد فتقها و رتقها بیدک» همه چیز آنها به دست تو هست «بدعها منک» آغاز آنها و «او دعاها الیک» ابتدای آنها شروع آنها و انتهای شان به تو ختم می شود. «اعضاد» کاشکی فرصت بود اینها را دانه توضیح می دادیم. «اعضاد» پشتیبان ها و «اشهاد» گواهان «و مناط ممتحنان و ازواد» یعنی مدافعان. مدافع دین خدا هستند و «حفظه» حفظ کنندگان «و روّاد بهم ملأت سمائک و ارضک حتی ظهر ان لا اله الا انت» ای کاش اینها را یک زمانی بفهمیم این امام شناسی است و خیلی هم حیف است عزیزان من دوستان من که ما نفهمیده بمیریم یعنی بعداً ممکن است ما انشاءالله به بهشت برویم بعداً هم ممکن است در جوار اینها قرار بگیریم اما زشتی این که ما نتوانستیم در دنیا درست اینها را بفهمیم چه هستند یک عمر در کنارشان بودیم و آنها را نشناختیم خیلی زشتی هست که آنطرف ما را اذیت می کند دنیا قشنگی دنیا و ارزش دنیا در این هست که در دنیا می شود این کارها را کرد دیگر در برزخ و آخرت نمی شود این کارها را کرد اینجا می ارزد زیبایی دنیا این هست اینکه می گویم کسانی می روند برزخ حتی خوبان آرزو می کنند پنج دقیقه به این دنیا برگردند بلکه دراین دنیا خیلی کار می شود کرد با پنج دقیقه آن خیلی کار می شود کرد اینجا را توجه کنید «فبهم ملأت سمائک و ادمنک حتی ظهر ان لا اله الا انت» تو بوسیله اینها تمام آسمانها و زمینت را پر کردی در معاد توضیح دادیم که این یعنی چی؟ که امام یک شخصیتی نیست که مربوط به مشهد مقدس باشد اینجا بگویم کهامام من را نمی بیند من باید بروم در مشهد مقدس آن هم اطراف ضریح تا مثلاً امام بر من احاطه داشته باشد نه «ملأت سمائک و ارضک» امام شخصیتاً در آسمانها و زمین یک حضور دارد و برای او یکی هست علی «علیه السلام» در نهج البلاغه فرمودند از آسمان و راههای آسمان درباره من بپرسید من به راههای آسمان واردتر هستم تا راههای زمین آگاه تر هستم به راههای آسمان تا راههای زمین از آنجا از من بپرسید مرحوم سید هاشم حداد، سید هاشم حداد یک حداد است دیگر یک آهنگر است جز علما هم نیست جز کسانی نیست که رفته باشد درس خوانده باشد یک آهنگر است این کتاب روح مجرد را بخوانید زندگی نامه ایشان یکی از این دور و بری های ایشان یک خطایی می کرد ایشان محکوم می کرد به او گفت تو داری چه از من مخفی می کنی می خواهی از آسمان چهارم فلان چیز را بیاورم ببینی حاضر کنم اینجا؟
یعنی من آنجا هستم من همه اینها را طی کرده ام چه می خواهی از من مخفی کنی بخوانید این زندگی نامه حاج شیخ رجبعلی خیاط را بخوانیم کتاب زندگی نامه «لاله ای از ملکوت» زندگی نامه مرحوم آقا شیخ جعفر مجتهدی را. ببینیم که اینها چگونه خیر می دادند چگونه مطلع بودند که تو در بیست سال پیش چه کار کرده ای بیست سال پیش چه کار کرده ای الان مثلاً گرفتار فلان مسئله هستی چگونه خبر دارند این راهها برای کسی بسته نیست و فقط مخصوص آنها هم نبوده است «ملأت سمائک و ارضک» پر کردی همه آسمان و زمینت را از اینها. اینها اینقدر روح شان وسیع هست و همه جا حضور دارند همه جا حضور دارند لذا شما اینجا توسل کن، اینجا توسل کن به امام رضا می بینی که همین جا هم جوابت می دهد بروکره ی ماه هم توسل همانجا هم جوابت می دهد همه جا هست امام رضا که یک جا نیست یکی از این فامیلهای مرحوم آقا شیخ جعفر مجتهدی می گویند من در اتریش بودم یا در آلمان. هر دو جایش هم هست حالا نمی دانم کدامشان اول بود می گفت حالا مثلاً در آسمان بودم ودر یکی از شهرهای آسمان بودم بله هم آسمان بود آمدم خانه دیدم که با یک رنگ سبزی یادداشت برایم گذاشته شده است که من آمدم آسمان کار داشتم آمدم یک سری هم به تو بزنم و تو را ببینم اگر خواستی بیا فلان منطقه من را ببین چه کسی نوشته است آقا شیخ جعفر کجا؟
در آلمان گفت من تعجب کردم آقا شیخ جعفر درقم و مشهد و کجا و آلمان برای چه آمده است گفت رفتیم در یک کوهی. بالاخره رفتم در یک منطقه کوهستانی در این کوهها برف پر بود رفتم دیدم آقا شیخ جعفر آنجا نشسته کنار یک کلبه ای یک خانمی هم از همان خانمهای آلمانی هم آنجا هست خانم مسنی هست آنجا دارند با هم صحبتی می کنند و گپی می زنند و اینها گفتم حاج آقا سلام و نشستم. اینجا چه کار می کنی؟ آقای مجتهد بعد خانم شما آقا مجتهدی را از کجا می شناسید چه هست؟ گفت بله من پسرم مریض بود و خوب نشد و دکترها جوابش کردند توسل کردم به حضرت مریم «سلام الله علیها» و حضرت عیسی «علیه السلام» به خواب من آمد و فرمود که پیغمبر آخرالزمان یک فرزندی دارد یک دختری دارد به نام فاطمه و آن فاطمه یک پسری دارد به نام مهدی تو به پسرش قسمش بده و توسل کن که بچه ات را شفا بدهد گفت من همیشه کارم همین بود می گفتم یا محمد یا فاطمه یا مهدی همین توسل می کردم که این آقا آمد چند روز است این آقا آمد به او گفتم شما حضرت مهدی هستید گفت نه من غلامش هستم و اینجا آمدم هیچی دست زد و بچه من خوب شد تمام.
امام رضا یک جا که نیست شما بروید و ببینید چقدر در این اروپا بچه هایی هستند از خانواده های اروپایی که واقعاً اولیای خدا به اینها سر می زنند و اینها را دارند از نظر معنوی تغذیه می کنند تقویت می کنند خیلی انسانهای بسیار برجسته صاحب مقامات معنوی در دل اروپا دارند زندگی می کنند ارتباط شان بسیار عالی یا اهل بیت «علیه السلام». اهل بیت که یک جا نیستند که بگوییم اینجاست همه جا حضور دارد خودتان می فهمند شما فرض بفرمایید وقتی که می روید در اروپا و بگویید امام زمان «عج» می فهمد امام زمان نزد تو هست مثل صدا کردن بابایت نیست که بگویی که حالا بابایم صدای من را کجا می شنود می گویی یا امام رضا می بینی نزد توست هیئت دارند آنجا می بینی که پرهیبت است از دل واشنگتن بگیر حالا تا هر جای دیگر عالم هیئت هست آنها که توسل می کنند حاجات شان را همانجا می گیرند همانجا می گیرند ارضک پر کردی زمینت را بوسیله آنها یعنی زمین کلاً محل حضور اهل بیت «علیهم السلام» است «سمائک» یعنی تمام آسمان یکی هست برای آنها من بنا داشتم شرح نکنم این فقرات را دلم نمی آید گاهی اوقات کشیده بشوند به این مباحث «حتی ظهر ان لا اله الا انت» تا اینکه ظهور کرد «لا اله الا انت» ظهور کرد و مشخص شد که این هیچ الهی جز تو وجود ندارد اینها ارکان توحید هستند بوسیله اینها ثابت می شود که هیچ الهی جز تو وجود ندارد عشق را اینها تفسیر می کنند و اینها ارکان عشق هستند خیلی حرف بزرگی است «حتی ظهر ان لا اله الا انت» یعنی اگر «لا اله الا انت» به حقیقت توحید ظهور دارد روی کره زمین به برکت اهل بیت «علیه السلام» است شما حالا از من همین طوری عنوان را می شنوید اینها عناوین زیبایی است که آدم به دنبالش برود و فهم کند خیلی مزه دارد چون شما این عناوین غیر از فیزیک و شیمی و ریاضیات و نمی دانم چیزهای دیگر هست این عناوین را اگر شما بهفمید با شما اتحاد روحی پیدا می کند موقع مردن اینها خیلی به شما کمک می کردند در برزخ فهم این معارف شما را میلیاردها سال جلو می اندازد میلیاردها سال جلو می اندازد شما را اگر کسی اینها را درک بکند با وجودش ارتباط برقرار کند اینها وقتی این زیارت را می خواند درمورد اهل بیت بفهمد دارد چه می خواند وقتی جامعه کبیره را می خواند جامعه کبیره از وجودش بیاید نه بگوید حالا چون جامعه کبیره اینگونه نوشته من بخوانم آنرا نه آنرا بفهم و بخوان همه تلاشمان هم برای همین است که قبل از اینکه وارد زیارت عاشورا نشده ام دوست دارم که شماها به یک معارفی دست پیدا بکنید که وقتی صبحها به زیارت عاشورا می آیید بدانید دارند چه می خوانند هی لق لقه ی زبان تان نشود خسته بشوید بگویید حالا چه هست حوصله مان سر رفت دیگر ما خواندیم حالا دیگر مثلاً چه بخوانیم بدانید که زیارت عاشورا آب است برای شما به آن احتیاج دارید نمی توانید آن را کنار بگذارید بدون آن ما مردیم فطرت می میرد فقط حیات طبیعی و حیوانی می ماند این را باید بفهمیم خوب زیاد وقت تان را گرفتم نرسیدیم به اینکه آن قسمتهای را که واگذار شده به اهل بیت را برایتان بخوانیم جلسه بعد راجع به اینکه چه کارهایی واگذار شده به اهل بیت در این نظام خلقت چه کاره هستند چه توان و قدرتی دارند و خداوند با اینها چه کار کرده است.
چه اموری را به اینها سپرده است انشاءالله بحث خواهیم کرد که بعد بحث توسل را خاتمه بدهیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.