جلسه 032 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
32
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1381
ماه
1
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 032 - شرح زیارت عاشورا

جلسه ی گذشته عرضمان به اینجا رسید که ما دستور به زیارت داریم و زیارت جزء لا ینفک فرهنگ شیعه هست یعنی اساساً روح شیعه شکل نمی گیرد و یک شخصیت اصول فکری آن شخصیت پذیرش این حقیقت وجود داشته باشد یعنی زیارت باید زیارت را بپذیرد و هم بپذیرد و هم با جان و دل باورش کند و هم اقدام عملی برای این قضیه کند در مورد زیارت عرض کردیم که ما دستورات مختلفی داریم و شعبه های مختلفی دارد زیارت و صرفاً این زیارت نیست بلکه ما وقتی به زیارت می رویم از منظور مان چیزی می خواهیم دعا می کنیم او را وسیله و واسطه بین خودمان و خداوند تبارک و تعالی قرار می دهیم اورا شفیع خودمان قرار می دهیم و سوالات زیادی در مورد این مسئله زیارت مطرح کردیم شبهات زیادی مطرح ردیم گفتیم که همه اینها هست و ما اگر بخواهیم حقیقتاً یک زیارت خوب بی دغدغه، با دل و جان با معرفت بکنیم بعد این مسائل باید برای ما حل شده باشد این که فرمودند شما وقتی به زیارت می آیید یا معرفت به زیارت بیایید یعنی من می دانم آقا این کاری که دارم می کنم حق است اینگونه نباشد که من پنج سال، ده سال به زیارت بروم بعد از این که پنج سال، ده سال به زیارت رفتم با یک شبهه یا چند شبهه در مورد زیارت مسئله برای من زیر سوال برود و خودم به حقیقت زیارت پی نبرده باشم کسانی داریم که سالهای سال به زیارت هم می روند و عرض ارادت هم می کند اما اصل مسئله برای خودشان مفهوم نیست.

عرض کردم کفر مراتب مختلفی دارد این حاکی از کفر است که یک نفر با امامش بد حرف بزند بنابراین یک موقعی شود ما زحمت مان به هدر برود ما اگر یک بار در عمرمان یک زیارت درست و حسابی یک زیارت با معرفت برویم با یقین با یقین یعنی بفهمیم کجا داریم می رویم برایمان بس است یک بار اگر این زیارت صورت بگیرد. اینکه می فرماید هر کس حضرت معصومه «سلام الله علیها» را زیارت کند «وجبته له الجنه» بهشت بر او واجب می شود یک بار زیارت بکند نگفتند چند بار، یک بار، زیارت با یک بار هم تحقق پیدا می کند.

اساساً توسل یعنی چی؟ آیا مگر غیر از این است که ما امر شدیم از غیر خداوند تبارک و تعالی متوسل نشویم و خداوند فرموده به ما که هیچ حول و قوه ای نیست مگر از طرف خداوند اینگونه هست که همه حول و قوه ها به دست خداست معصوم دیگر چه کاره است امامزاده دیگر چه کاره است حتی حضرت می فرماید شما وقتی که مشکل پیدا کردید سر قبر پدرتان بروید یا سر قبر مادرتان آنجا دعا کنید و حاجت هایتان را بگیرید. خوب حالا کسانی را داریم که می روند هر وقت مشکل دارند سر قبر پدرشان یا مادر شان حاجت شان برطرف می شود دعای اموات هم به اجابت می رسد.

خوب امشب شروع می کنیم در همین رابطه (در رابطه با همین شبهاتی که مطرح شد) توضیحاتی را عرض می کنیم. من سعی کردم شبهات را جمع کنم و یک شکل واحد به آن بدهم که شما بتوانید با یک نگاه واحد انشاءالله شبهات مختلفی را در ذهن خودتان اگر مطرح می شود حل کنید. جوابهایی که می دهیم همه جواب نیست بلکه قسمتی را گذاشتیم در بحث خود زیارت چون وقتی می گوییم زیارت زیارت دارای آثار و فوایدی است از نظر فردی و اجتماعی و مادی و معنوی. این خصوصیت زیارت چیست فایده زیارت چیست. الان بحث را در یک سطح دیگری خدمت تان عرض خواهیم کرد ایراد اساسی که گرفته اند بخصوص وهابیت، اینکه می گوییم وهابیت دقت کنید که وهابیت یعنی مکتبی که الان تسلط را در جهان اسلام گسترش داده است هر جای دنیا هم که شما بروید قرار است چیزی از اسلام و مسلمانان و تبلیغات آنها باشد می بینی که آنها پای کار سهتند جلوتر از همه کس با سرمایه بینهایت بی حد و حصر پای کار هستند. و در خود شیعیان باز بی نفوذ نبودند بخصوص در نقاط مرزی ما این ها ما را محاصره کردند. در برخی افراد ناآگاه بخصوص افراد نادانی که به مکه و مدینه مشرف می شوند تأثیر گذاشته است سوال این است که خداوند تبارک و تعالی مالک همه ی جهان است مالک و مدبر همه جهان است و همه موجودات در اصل وجودشان و هم بقای شان محتاج به خداوند تبارک و تعالی هست.

خداوند تبارک و تعالی خودش در سوره فاطر آیه 15 می فرماید: «انتم الفقراء الی الله و الله غنی حمید» همه شما فقیر هستید و فقیر خداوند هستید محتاج به خدا هستید و خدا بی نیاز است بی نیاز و ستوده هست و در جای دیگر می فرماید: «و من نصر من عندالله العزیز الحکیم» آیه 126 آل عمران یعنی اگر کسی کمکی، موفقیتی پیروزی می خواهد فقط در نزد خداست این آیه دیگر اطلاق دارد « و من نصر» هیچ یاری هیچ کمکی نیست مگی نزد خدا. پس همه چیز نزد خداوند است بنابراین اگر ما فقیر به خداوند تبارک و تعالی هستیم اگر که «ومن نصر من عندالله العزیز الحکیم» پس چرا در خانه معصوم برویم چرا حاجت را از معصوم بخواهیم این التماس و دعا گفتن چه صیغه ای است؟ یا حسین گفتن و یا علی گفتن یا زهرا گفتن این چه هست؟ ما با خداوند ارتباط برقرار می کنیم و خودش هم فرمود: «اینما تولوا فثمّ وجه اله» هر جا رو کنید خدا همانجاست. فرمود: « و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه داعی اذا دعان فلیستجیبوالی و لیؤمنوا بی و لعلکم یرشدون» وقتی بنده های من از من سوال می کنند ای پیغمبر بگو که من نزدیکم دعای هر کسی را که دعا کند استجابت می کنم. در نماز هم می گوییم« ایاک نعبد و ایاک نستعین» ما فقط از تو کمک می خواهیم وقتی می گوییم فقط از تو کمک می خواهیم دیگر علی کیست؟ حسین کیست؟

بنابراین بنا به توضیحی که دادیم کمک خواستن از غیر خدا قطعاً غلط است «لا حول و لا قوه الا بالله لا حول و لا قوه الا بک. لا مؤثر فی الوجود الی الله و بمن نصرالله من عندالله» این آیاتی را که خواندم بنابراین اساساً کمک گرفتن از غیر خدا غلط است. شرک است کفر است. توسل یعنی چی؟ استعانت یعنی چی؟ خدا در سوره احزاب آیه 17 می گوید: ای پیغمبر بگو چه کسی می تواند شما را از خداوند نجات بدهد. اگر خداوند بخواهد به شما بدی برساند بخواهد به شما آسیبی برساند چه کسی می تواند جلوی شما را نگه دارد؟ هیچ کس. و اگر بخواهد رحمتی به شما برساند چه کسی می تواند جلویش را بگیرد؟ هیچ کس. خوب اگر ما از کسی موجودی کمک بخواهیم یعنی این که او را در کمک دادن در قدرت، در توان با خدا شریک دانستیم. یعنی به خدا گفتیم تو کمک کن بعد به آن یکی هم گفتیم تو هم کمک کن خوب پاسخ این قضیه چیست؟

پاسخ این قضیه این است که اگر انسان از موجودات دیگری کمک بخواهد از پیغمبر کمک بگیرد یا معصوم یا غیر معصوم یا ابزار دیگری. فرض بفرمایید که پول پس انداز کنید برای آینده که لازم است می گویند نه که این پس انداز پول شرک به خداست یعنی من امیدم به پول هست نه من هر چه پول دستم بیاید خرج می کنم به این و آن می دهم و هیچی برای خودم نگه نمی دارم توکلم به خداست. یعنی آینده نگری نمی کنیم چون آینده نگری شرک است یعنی من خودم مستقل هستم یک فکری می کنم یک کاری برای خودم می کنم فرض بفرمایید که خدا کمکم می کند چرا من الان این کار را بکنم. اگر از الان من آینده نگری کنم یعنی اینکه من به این اسباب و علل دل بسته ام. مثلاً فرض بفرمایید اگر حضرت سلمان «س» وقتی بودجه اش را از بیت المال می گرفت می گفت من خرج یک سالم را نگه می دارم ولی بقیه اش را در راه خدا انفاق می کنم ولی برای یک سال آینده شاید زنده بودم تا بخواهم بودجه ی بعدی ام را بگیرم.

امام صادق «علیه السلام» کالاهای شان را در چند انبار قرار می داده است به ایشان گفتند چرا شما در چند انبار قرار می دهید فرمودند شاید به یک انبار آسیب رسید آتش سوزی شد، اگر در یک جا متمرکز کنم اموالم را از بین می رود. خوب این ایده امام یعنی چی؟ یعنی که به حیله خودش، عقل خودش اکتفا کرده، حیله یعنی رویش اکتفا کرده یا اگر امام صادق به خداوند توکل داشت هیچ وقت این کار را نمی کرد. ولی این خوب درست نیست.

جواب مسئله: اگر ما برای موجودی مستقلاً توان و قوه ای در اجابت خواسته های موجودات دیگر کمک به آنها رفع حاجات شان قائل باشیم این شرک به خداوند تبارک و تعالی است و درست است اما اگر نه موجوداتی باشند که خود خداوند خواسته اینها چه کار کنند، خود خداوند خواسته و اجازه داده است که مردم به وسیله اینها به خداوند نزدیک شوند وبا توسل به اینها از خداوند کمک بگیرند خود خدا گفته اینها چه کاره هستند ولی گفته من به اینها آبرو دادم عزت دادم شما اگر به در خانه این آبرومند بروید من هم کمک خواهم کرد. پیغمبر آبرومند است اگر چیزی از او بخواهید من هم به احترام و آبروی پیامبر شما را کمک می کنم. هیچ کس از خودش هیچ چیز ندارد «لا یملک لنفسه نفعا و لاضرا و لا حیوه و لا نشورا» هیچ چیز از خودش ندارد ولی خداوند به او این توان را داده است خداوند این شرافت و این آبرو را خودش داده و خواسته که او یکی از مراجعی باشد که بندگان خدا به او مراجعه می کنند از آبروی او سرمایه گذاری کنم برای نزدیک شدن به که؟ خداوند. توسل به خداوند کمک از خداوند تبارک و تعالی اگر اینگونه باشد این دیگر با توحید هیچ منافاتی ندارد چون ما تمام حول و قوه ای هم که در پیغمبر و امیرالمومنین و حضرت زهرا می بینیم از ناحیه ی کی می بینیم از ناحیه ی خدا.

«من الذی یشفع عنده الا باذنه» خداوند می فرمایند هیچ کس نمی تواند شفاعت کسی را در نزد من بکند مگر به اجازه من. یعنی من اجازه شفاعت داده ام. بدون اذن من کسی نمی تواند شفاعت کند. خداوند به بعضی از بندگان آبرومندش اجازه تصرف، ولایت داده است. اصطلاحاً به آن ولایت تکوینی می گویند. که تصرف کنند در موجودات. به اذن خودش هم این قدرت ها را داده است. حالا ما در مورد ائمه هیچ کاری نداریم می گوییم شما شیعه هستید و طرفدارا امامان تان هستید می آییم سر وقت قرآن می بینیم در قرآن آیات متعددی راجع به این قضیه داریم که خداوند به انبیاء این قدرت را داده بود ولی فرموده بود که شما به اذن چه کسی قدرت دارید؟ به اذن من. به اذن من شفا بدهید حضرت عیسی می فرمایند: به اذن من شفا بده به اذن من کور مادرزاد را بینا کن به اذن من مرده را زنده کن، به اذن من خبر بده از چیزهایی که در خانه شان است همه هم می دانستند که وقتی حضرت عیسی دارد این کار را می کند به اذن خدا می کند. با توحید منافاتی ندارد. خدا خواسته است در بحث ولایت مفصل توضیح دادیم که چرا خداوند به این افراد این قدرت و به اصطلاح این نفوذ را می دهد.

نکته بالاتر این که خداوند تبارک و تعالی در مورد معصومین نه تنها اذن داده نه تنها اذن داده بلکه اساساً یک سلسله از امور را مستقیماً واگذار کرده به اینها تفویض کرده یعنی اختیار سپرده دست آنها، اصلاً گفته هر که شما تصمیم می گیرید همان است و تصمیم با شماست. تفویض یعنی بنده که ریاست جایی را دارم می گویم اختیارات خودم را در بخش اقتصادی تفویض کردم به فلان آقا. تفویض یعنی واگذار کردن. این که هم خداوند چه چیز هایی را به انبیاء و پیامبر و ائمه داده هم یک بحث شیرینی است. وقتی توسل می کنیم به موجودات دیگر و به زیارت شان برویم اینها را چون خدا دستور داده پس اطاعت از خداست و شرک نیست و عین توحید است.

خداوند فرمودند: «أبالله أن یجری الامور الا باسبابها» خداوند ابا دارد از این که کارها را مگر از طریق و اسباب و وسیله انجام بدهد یعنی می گوید اگر هر کاری را می خواهید انجام بدهید با اسباب و عللی که من قرار دادم شما بیایید این کار را انجام دهید این که خدایا خودت این کار را بکن نه. استثنائاً در بعضی موارد اسباب و علل حذف می شوند. قاعده این است که انسان هر کاری را می خواهد انجام بدهد از طریق اسباب و عللش باید انجام دهد. پیغمبرش می گوید خدایا من اگر (حضرت موسی دندانش درد می کرد) به خداوند می گوید که خدایا من دندانم درد می کند چه کار کنم خداوند می فرماید خوب حالا برود از آن گیاه بخور خوب می شوی یعنی از چه استفاده می کند واسطه، می گوید شفا را من می دهم شفا را از آن طریق دادم. دفعه بعد که داندان درد می گیرد به خداوند هم نمی گوید می رود گیاه را می خورد خوب هم نمی شود. بعد می گوید خدایا چرا خوب نشدم می فرماید که می خواستم بدانی که اگر آن دفعه خوب کرد تو را، چه کسی به آن قدرت داده بود. یعنی من سراغ اسباب و علل بروم حواس تان باشد که این اسباب و علل وابسته به خداوند است خدا باید اجازه بدهد شما دارو را وقتی می خورید شفا دهد.

حضرت ابراهیم در آتش می افتد، آتش قاعده اش این است که بسوزاند ولی چون خدا اذن نداده نمی سوزاند. اگر خدا بخواهد آتش می آید یک نفر را خنک می کند در طبیعت هم داریم موجوداتی که وقتی می خواهند تمیز شوند در آتش قرار می گیرند تا حالشان خوب شود و جا بیاید و یا یکی می رود در آب یخ قرار می گیرد. تمیز می شود.

بعد حضرت مریض می شود به خداوند عرض می کند خدایا اگر خودت خوبم نکنی سراغ حکیم و پزشک و اینها نمی روم خدا هم میگوید اگر نروی من هم ترا شفا نمی دهم. می خواهی با توکل به من حکمت من را به هم بزنی من حکمتم به این قرار گرفته است که اگر قرار است شفایی باشد در دست چه کسی باشد طب و طبیب و طبابت ولی به اذن من. و تو باید بروی طبق قاعده عمل کنی باید بروی پیش طبیب، تا من شفا بدهم. یک وقتی اسباب و علل را رفتم و رفتم پیش پزشک ولی شفا نگرفتم و دکتر موفق نبوده بعد می گوید خدایا اسباب و علل کاری نکردند خودت یک کاری بکن. این یک بحث دیگری است.

طلبه ی خدمت ابوالفضل «علیه السلام» گریه می کرد که من باید مجتهد شوم شما به من اجتهاد بدهید تا مجتهد بشوم شب خواب دید حضرت ابوالفضل یک فلکی هم درست کرده است و حضرت ابالفضل به جان او افتاده بود می خواست او را فلک کند تو را خدا آقا من را نزن، کتک می زنم برای چی آمدی از من می خواهی که اجتهاد بدهم تو برو درست را بخوان ما هم کمک می کنیم. اگر همینطوری بخواهی به منبع بزنی بدون علل و اسباب، نابرده رنج گنج میسر نمی شود. قاعده هم فرمود: «لیس للانسان الا ما سعی» سعی کنید این شعر و اصطلاح و ضرب المثل قوی و خوب و توحیدی که همیشه سر زبانهاست از تو حرکت از خدا برکت، حتماً یک حرکت باشد.

قرآن در جای دیگر می فرماید: «وابتغوا الیه الوسیله» سوره مائده آیه 35 هر وقت می خواهید به سمت خدا بروید با وسیله بروید. «وابتغوا» یعنی بجویید. بعضی از این وسایل را خود خدا در قرآن معرفی کرده، می فرماید « واستعینوا بالصبر و الصلاه» کمک بگیرید نمی گوید از من، از صبر و نماز یا روزه و نماز اگر می خواهید به سمت من بیایید. هر وقت ضعف شما را گرفت و کم آوردید بیایید نماز بخوانید.

علی «علیه السلام» می فرمایند: «انا الوسیله» من وسیله هستم مثل حدیث «سلسله الذهب» امام رضا «علیه السلام» در نیشابور فرمودند: «کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها» کلمه ی اخلاق کلمه ی لا اله الا الله حصن من است یعنی اتکاء به لا اله الا الله حصن من است هر کس داخل این حصن بشود آسیبی نخواهد دید. در همین شرح حدیث عنوان بصری خود حضرت می فرماید: «بشرطها و شروطها و انا من شروطهام اگر کسی بدون من یعنی بدون معصوم، بدون ولایت من اساساً وارد لا اله الا الله نمی تواند شود. لازمه ی اعتقاد به لا اله الا الله اعتقاد به ما اهل بیت می باشد. خوب جای دیگر داریم نحن الوسیله در همین کتاب عترت و قرآن که توصیه کردم همه عزیزان مطالعه کنند درباره همین آیه 35 سوره مائده داریم حضرت می فرمایند ما وسیله هستیم ما وسیله ایم.

ما وقتی توسل می کنیم به حضرات که کمک بگیریم که آنها ما را به خدا نزدیک کند. حالا این وسایل که ما بوسیله آنها توسل به سوی خدا می کنیم می توانند چیزهای مختلفی باشند من دسته بندی آنها را خدمت تان عرض می کنم چه چیزهایی هستند که وسیله هستند قبل از آن من یک کتاب خیلی خوبی برایتان معرفی می کنم که من هم از همین کتاب نقل می کنم بعد از همین کتاب شبهات را برایتان خواهم خواند. به نام شیعه پاسخ می دهد. 36 شبهه را به طور مبسوط پاسخ داده است.

خوب حالا انواع وسیله ها را برایتان بگویم یکی ایمان و اعمال صالح، ایمان و عمل صالح یک وسیله است خود امیرالمومنین «علیه السلام» می فرماید: که در نهج البلاغه خطبه 110: «ان افضل ما توسل الا الله سبحانه و تعالی» بالاترین چیزهایی که متوسلین می توانند به آن توسل پیدا کنند برای نزدیک شدن به خداوند چه چیزهایی هست؟ الایمان، ایمان به خدا، و برسوله ایمان به خدا و ایمان به رسولش به این وسیله ما به خداوند تقرب می جوییم (والجهاد فی سبیله) جهاد در راه خدا این وسیله ای است که ما را به خدا نزدیک می کند (فانه زروه الاسلام) این جهاد قله ی رفیع اسلام است ( و کلمه الاخلاص فانه الفطره کلمه اخلاص لا اله الا الله) گفتن که همان کلمه فطری همه انسانهاست. (و اقام الصلوه و اقامه) این نماز بر آئین اسلام هست. (و ایتاء الزکواه) و دادن زکات (فانه فریضه واجبه) این یک فریضه ی واجب است. (والصوم شهر رمضان) روزه ی ماه رمضان (فانه بحبه من العقاب) این سپری از عقاب خداوند تبارک و تعالی است. (و حج البیت و اعتماره) حج خانه خدا و عمره ی خانه خدا (فانه ینفیان الفقر و یرحضان الضم ) این حج و عمره فقر را از انسان دفع می کنند و گناهان را ذوب می کنند (و صله الرحم) صله ی ارحام (فانها مصراه یا مصرعه فی المال) اینها موجب زیادی در مال می شوند. (و مرعه فی الاجل) اجل انسان را عقب می اندازند صله ارحام عمر را زیاد می کند و صدقه الصرف انها تکفر خفیه صدقه دادن پنهانی که گناهان انسان را می پوشاند اگر کسی صدقه پنهانی بدهد و (صدقه العلانیه) در آشکارا صدقه دادن در جلوی مردم صدقه دادن (فانها تطفع امیده السوء) بد مرد را دفع می کند کسی که در ملاء عام برای تشویق مومنین دیگر برای رضای خداوند صدقه می دهد یعنی در ملاء عام می دهد این می فرماید مردن را از انسان دفع می کند (و صنایع المعروف) کارهای معرف (فانها تقی مصارع الهوان) اینها انسان را از افتادن به ذلت نگه می دارد.

ببینید اینها وسیله هستند مانع می شوند از این که انسانها خوار و ذلیل شوند. وسیله دیگری که معرفی کرده توسل به خود انبیاء و اولیاء است که در قرآن که خداوند تبارک و تعالی این را پذیرفته اند و امر به آن کرده اند که توسل کنیم این یک کار عقلانی هم هست. ما در زندگی طبیعی هم داریم اگر مثلاً فرض بفرمایید که آقایی می رود خواستگاری دختر خانمی که او را نمی شناسد سعی می کند که از یک آشنا استفاده کند آن آشنا برود و معرفی کند این آقا پسر را آن خانواده در جاهایی که انسان احتیاج به کاری دارد کارش گره خورده است. اگر غریبه ای بیاید نزد ما از ما درخواستی داشته باشد وقتی یک آبرومندی یک آدمی که قبولش داریم تضمینش کند به راحتی می توانیم با جان و دل کمک کنیم او را. همان عقلی که خدا داده این را می پسندند. و این را غلط نمی داند. در همه امتها و جوامع هست. ضمانت، آبرو گذاشتن، شفاعت، توصیه به شکل خوبش (نه پارتی بازی) یعنی به وسیله شفاعت که حقوق دیگران ضایع نشود.

حالا دو روایت هست که از منابع اهل تسنن گفته چون بیشترین ایراد را اهل تسنن به ما می گیرند. اولین نمونه احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنیف جلد اول کتاب مسند احمد بن حنبل از کتب بسیار معتبر اهل تسنن هست چون حنبلی ها این امام شان هست خودشان میگویند: «ان رجل ضریر البصر اتی النبی صل الله علیه و سلم» چون آن ها آله ندارند.

فقط همین را گفته است «صل الله علیه و سلم فقال دعوا الله ان یعافئنی قال این شئت انت لک ان شئت ان خرت ذلت فهو خیر اخرت ذاک فهو خیر فقال ادع فامره ان یتواضع فیحسن وضوعه فوصلّ رکعیتن و یدعوا بهذه الدعا اللهم انی اسئلکه و یتوجه الیک» حالا آمد نزد پیامبر خود این رئیس اهل تسنن دارد می گوید این حدیث را از عثمان بن حنیف نقل می کند یعنی از صحابه معتبر نقل می کند می گوید که کسی آمد خدت پیغمبر کور بود نابینا بود به حضرت گفت آقا دعا کن من شفا پیدا کنم متوسل به که شد به حضرت گفت تو دعا کن، دعا کن من چه بشوم؟ خوب شوم البته این قسمت را ما می توانیم در جای دیگر هم قرار بدهیم در بخش سوم که توسل به دعای اولیاست حالا اینجا هم جا می گیرد ولی حالا متوسل به خود پیغمبر شد آقا شما این کار را بکن حضرت نمی گویدکه من که هستم برو در خانه خدا این شرک است که اگر مثلاً به من بگویی. نه حضرت این طوری نمی گوید حضرت می گوید باشد می خواهی برایت دعا می کنم اما اگر نخواهی از من برایت بهتر است ذخیره شود برای آخرتت. می فرماید اگر می خواهی الان دعا می کنم و خوب هم می شوی اما چی؟ این را به تأخیر بیندازم بگذارم برای بعد تو. برای تو بهتر است در مورد بیماری ها اینرا داریم قاعده است. که می گویند که شما شفایتان را بخواهید اما اگر خدا نداد به شما بر نخورد مطمئن باشید که برای آخرت شما ذخیره است. چون گفت در بهشت درجاتی است که انسان جز با بیماری به آن نمی رسد.

لذا حضرت می فرماید که برای آخرتت بماند. بهتر است حتی ابی بصیر هم آمد خدمت امام محمد باقر «علیه السلام» گفت آقا من کور هستم یعنی اینگونه نگفت من کورم شفا بده پرسید آقا شما شفا هم می دهید دیگر یعنی این که مثلاً شفا بدهید شما دیگر قدرت دارید حضرت گفت بیا دستی به روی او کشید و بینا شد حضرت فرمود خوب حالا چه شد خوب حالا بینا شدی مثل بقیه مردم شدی تازه هر چه مردم می بینند تو هم می بینی بهتر این است که نابینا باشی و بی حساب در بهشت بروی.

خوب به هر حال پیامبر می گوید می خواهی عقب بیاندازی؟ می گوید نه نمی خواهم. ابوبصیر به حضرت چی گفت؟ گفت باشد آقا می خواهم بی حساب به بهشت وارد شوم بعد دوباره حضرت اشاره کرد و او نابینا شد ولی این گفت نه نقد را بچسبیم آقا بهتر است همین الان دعا کن من خوب شوم حضرت فرمود خیلی خوب پس برو وضو بگیر و خوب وضو بگیر چون این مسئله خوب وضو گرفتن یک داستانی دارد وضو باید کامل باشد که اثر بخش باشد خوب وضو بگیر مثلاً رو به قبله باشد دعاهای وضو را با حضور قلب بخواند یکی از خواص وضوی کامل این است که خیالات انسان را کنترل می کند دفع خواطر می کند فکرهای بد، آلوده که به سر انسان می زند یک وضوی کامل خیلی قدرت دارد که برطرف کند خیالات انسان را برای دفع خواطر. و دو رکعت نماز بخوان، بعد از آن که نماز را تمام کردی این دعا را بخوان، پیغمبر این گونه فرمودند: «اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنیک محمد «صلی الله علیه و آله» نبی الرحمه یا محمد انی اتوجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه فتقضی لهم، فتقطی لی اللهم شفّعه فیه» یعنی پیغمبر چگونه به او یاد می دهد؟ می گوید این گونه دعا کن خدایا. اللهم انی اسئلک و اتوجه بک خدایا من از تو می خواهم و متوجه هستم به سوی تو توجه دارم به سوی تو، بوسیله ی نبی تو توسل می کنم بعد دعا را بر می گرداند از خداوند به سمت خود پیامبر این پیامبر من متوجه تو هستم الی ربی به طرف پروردگار خودم بوسیله تو دارم توجه می کنم فی حاجتی هذه در این حاجتی که دارم فتقضی لی تو حاجت مرا بده.

این را خوب دقت کنید بعضیها اشتباهی فکر می کنند که ما وقتی به معصوم می گوییم معصوم شما حاجت ما را بدهید. یا شما از خدا بخواهید نه از خدا بخواهید چیست؟ حضرت خودش مستقیماً این قدرت را دارد لازم نیست از خداوند بخواهد از جوابهایی که بعداً برایتان عرض می کنم که خداوند به معصومین تفویض نموده است همین است اصلاً نه اینکه تو از خداوند بخواه خودت بده. پیامبر هم به او یاد می دهد می گوید تو این گونه بگو. بگو پیامبر تو حاجت من را بده فتقضی لی بعد می گوید (اللهم شعفه لی) خدایا این پیامبر را شفیع من قرار بده یعنی واسطه بودنش را برای من می پذیرد. بعد احمد حنبل می گوید که این را خواند و چشمهایش هم بینا شد خوب روایت دوم را هم می خواهم بگویم می ترسم خسته شده باشید.

بماند برای جلسه بعد که بحث مان را ادامه می دهیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علیه و آله الطاهرین.