نیمه شعبان 17/05/1388
سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
تبریک عرض میکنم میلاد مسعود آقای امام زمان علیه السلام را خدمت همه فرزندان و شیعیان حضرت و شما حضار گرامی هدیه به محضر مقدسشان یک صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خب مسئله مهدویت و آقا امام زمان علیه السلام مهمترین مسئله زندگی ماست. اینکه می گویم مهمترین مسئله زندگی ماست به این جهت هست که ما یک ارتباط وجودی ناگسستنی با حضرت داریم و رابطه وجودی ما یک رابطه بسیار بسیار عمیق و آسمانی است. شناخت هر چیزی از مسائل دین حتی کوچکترین مسئله از مسائل دین چه مسائل فقهی چه مسائل اخلاقی و چه مسائل عقیدتی بسته به شناخت انسان هست. تا انسان با ابعاد وجودی خودش شناخته نشود، ما هیچ یک از مراتب دین را نمیتوانیم بشناسیم.
درباره مسئله مهدویت و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام هم مسئله همینطور هست. ما اگر بخواهیم این مسئله را عمیق بشناسیم و جایگاه این مسئله را خوب بدانیم باید یک نگاهی به خودمان بیندازیم که چرا آقا امام زمان علیه السلام مسئله مهدویت اینقدر مهم هست و ما متاسفانه از کنار این مسئله با یک تبریک و جشن رد میشویم و انگار هیچ مسئله دیگری اتفاق نیفتاده و ما کار دیگری هم نداریم. درباره انسان عرض کردیم که انسان دارای دو ریشه است: یک ریشه آسمانی و یک ریشه زمینی. ریشه زمینی او که همان آب و خاک و گل و نطفه هست و ریشه آسمانی او که همان روح خداوند هست یا نور محمد صلی الله علیه و آله و سلم.
در اصول دین ما یک اصل هست که مثل همه اصول اعتقاد به آن واجب هست و هرکس آن را انکار بکند کافر محسوب می شود. آن اصل عبارت است از اصل معاد. معاد یعنی بازگشت بازگشت ما به نزد خداوند. اینکه میگویم بازگشت توضیح دادیم به این معنی هست که ما قبلا پیش خدا بودیم و بعداً به زمین آمدیم و بعد از مدتی در زمین به نزد خدا میرویم یعنی برمیگردیم. بازگشت زمانی درست است که ما قبلا رفتی راانجام داده باشیم .الان من به شما بگویم شما کی برمیگردید خانه، سوال درست است. شما میگوید مثلا بعد از کلاس برمیگردیم. این لفظ بازگشت و معاد، میگوید معاد شما کیه به خانه تان؟ معاد شما به خانه تان کیه؟ میگوید یک ساعت بعد از کلاس. بازگشت درست است اما اگر بگویم که کی برمیگردید مثلاً مشهد؟ میگوید خب این سوال غلط است الان. شما باید بگوید کی میروید مشهد؟ چون ما از مشهد نیامدیم که بخواهیم برگردیم. پس ما معاد داریم؛ کسی میتواند واقعاً معتقد به معاد باشد که بپذیرد قبلا پیش خدا بوده .این را خوب باور بکند. تمرینات را هم که گفتیم. هم در مباحث انسان شناسی گفتیم ، هم در مباحث معنوی که آن تمرینات را انشالله اگر خوب انجام بدهید با تمرکز انشالله انجام بدهید، کاملاً یادتان می آید که قبلا کجا بودید. ما شروعمان زمین نیست. زمین، شروع جسمانی و بدندار ماست. شروع جنسی ماست. اینکه ما اینجا شروع کردیم با بدن به عنوان یه زن یا یه مرد شروع دنیایی ماست؛ اما ما همانطور که قبلاً گفتیم سه مرحله حیات داریم: یه مرحله قبل از دنیا، یه مرحله دنیا، یه مرحله هم بعد از دنیا و گفتیم که علی علیه السلام فرمود: رحمت خدا شامل حال کسی می شود که خودش را در سه مرحله بشناسد: از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود. پس ما در واقع دو ریشه و اصل داریم، دو جایگاه داریم: یک ریشه و اصل آسمانی که قبل از زمین هست و یک ریشه و اصل زمینی داریم که بدن ما را به وجود می آورند .در واقع میخواهم بگویم چی؟ میخواهم بگویم ما دوتا پدر مادر داریم و دو خانواده داریم. دو اصل داریم. دو خانواده و دو اصل داریم. یه پدر و مادر زمینی داریم که با ازدواجشان زمینههای به وجود آوردن بدن ما را برای حیات دنیایی ایجاد میکنند و اصل ما ریشه ما که پدر حقیقی ماست و عزیزتر از پدر زمینی ماست و مادر حقیقی ماست، بزرگتر از مادر حقیقی ماست امری فراتر از دنیاست. حقیقت همه ما از نور محمد صلی الله علیه و آله و سلم ساخته شده. آن حیات ابدی ما، آن که به اصطلاح جاودانه هست و با وفات از بین نمیرود. با وفات از بین نمیرود. من حالا باز برای اینکه تاکید بیشتری بشود برای بار کمتر از صدم این نمودار را میکشم که باز به نمودار عزیزان خوب توجه بکنند. خب ببینید گفتیم وقتی که خداوند تبارک و تعالی اولین تجلی کرد، همان نور پیغمبر را خلق کرد و از آن بقیه عوالم را به وجود آورد: عالم عقل عالم ملکوت و عالم چی؟ ناسوت. ناسوت که همان عالم، کلمه نسیان هست؛ یعنی عالمی که ما اینجا فراموش کردیم. عالم فراموشی. چرا؟ چون ما در عالم دنیا یادمان میرود که قبلا کجا بودیم؟ قبلا همین نور بودیم که با خدا زندگی میکردیم اینجا. کنار خدا بودیم. اینجا چون این نور عوالمی را طی میکند به نطفههای مختلف تعلق میگیرد، ساختار بدنی مادی پیدا میکنیم. با بدن شروع میکنیم ، دیگر اصلاً فراموش میکنیم که کجا بودیم. فکر میکنیم که از همین جا داستان شروع شده. در حالی که میگوید ما به نزد خدا چیکار میکنیم؟ برمیگردیم «انا لله و انا الیه راجعون». ما برمیگردیم پیش خدا. پس قبلا آنجا بودیم، از اینجا آمدیم، این قوس نزول ما، این هم قوس صعود ما که ما برمیگردیم پیش خداوند تبارک و تعالی.
خب نمودار خطی به این شکل بود. نمودار خطی این مسیر برگشتمان را فقط میکشم من دیگر. این را که در قالب یه خط میتوانیم ارائه بدهیم. اینکه حضرت میفرماید: خدا رحمت میکند کسی را که بفهمد قبلاً کجا بوده ؛ یعنی اینکه ما قبل از اینکه بیایم اینجا نطفهمان تشکیل بشود به صورت یک بدن به وجود بیایم؛ این وضعیت ماقبل خودمان را خوب بشناسیم. خوب کار بکنیم که ما در چه وضعیتی قبلا بودیم. چون این خیلی مهم است. علی علیه السلام میفرماید: کسی که نمیداند از کجا آمده چگونه بفهمد به کجا می رود. مهم این هست که اگر کسی بخواهد بداند به کجا میرد، اول باید بفهمد چی؟ از کجا آمده. این خیلی مهم است.
خب ما نمودار خطی اش به این شکل بود که ما مسیر خدا تا دنیا را اینجوری میگیریم قبل از دنیا، اینجا چی بود؟ اینجا بدن گلی بود که ما بدن میگرفتیم و چی پیدا میکردیم به دنیا؟ تولد. خب. اینجا هم که زندگی دنیا بود. اینجا چی بود؟ وفات بود. باز اینجا چی بود؟ برزخ بود یا همان قبر .اینجا چی بود؟ قیامت، بعد هم که حیات ابدی بعد از قیامت. خب این هم سه مرحله شد. کل این شد آخرت. این شد دنیا. این هم شد قبل از دنیا. پس سه مرحله حیات داریم: مرحله قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا که آخرت هست. مجموعه اش میشویم ما دیگر. کلش را گفتیم می شود چی؟ انسان می شود. به این سه مرحله باید خیلی ما توجه داشته باشیم. در مورد خودمان که داریم صحبت میکنیم میگویم ما دو ریشه داریم، یه ریشه آسمانی داریم یه ریشه زمینی داریم، در واقع یعنی ما یک خانواده آسمانی داریم، یک خانواده چی داریم؟ زمینی داریم. یک جایگاه ما در آسمان هست، یک جایگاه ما در زمین هست. خوب تعلق ما موقعی که داشتیم الان چون خوب مسیر را دقت بکنید، اینجا که این نیست. ببینید اینجا که روح خدا در ما دمیده شده می آید به اینجا، الان ما در ناسوت در طبیعت روح داریم یا نداریم؟ داریم. با وفات با چی ادامه حیات میدهیم بازم ؟ بازم روحمان. جسم ما که اینجا می ماند؛ یعنی جسم ما در دنیا می ماند که این هیچی. این جسم پس اینکه می گویم وفات پیدا میکند منتقل می شود و تولد پیدا میکند که جسم که نمیرد آن طرف میریم در قبر، قبر که بدن اینجاست. اینجا قبررا میکنند، میگذارند این آخر. پس ما که در قبر نمیرویم در قبر خاکی که نمیرویم. جای ما که آنجا نیست. این عالمی که به آن قبر یا برزخ میگویند، غیر از این قبر و گور خاکی هست که ما میرویم درش. منتقل میشویم؛ یعنی این در واقع این اتفاق فقط با چه اتفاق میفتد؟ با نفس ما اتفاق میفتد. خب پس مسیر برزخ تا قیامت ۵۰ هزار ساله تا مسیر اصلی که خیلی ماجراها هست. درواقع اینجا چیزی محسوب نمیشود. خیلی چیز زیادی ندارد دنیا، ۵۰ ۶۰ سال اصلاً عددی محسوب نمیشود که. زندگی نیست که اسم را بگذاریم زندگی کردیم. این مسیری را که ما طی میکنیم، میرویم، این مسیر، مسیری هست که انتها ندارد. مسیر جاودانگی است. مسیر بسیار با عظمتی هست که ما میخواهیم طی بکنیم و بسیار شورانگیز است. شما اگر یه موقعی پوچی، احساس بدی در زندگی بهتون دست داد، یه ذره وضعیت دنیا اذیتتان کرد، آدم ها ارتباطاتشان، غصه ای آمد سراغتان؛ مشکلی آمد سراغتان، حواستان باشد که چند لحظه باید فکر بکنید که من دقایق دیگری اصلاً وارد عالمی میشوم که دیگر هیچ خبری از این دنیا نیست و من قرار است تا خدا خدایی میکند، زندگی کنم آنجا. در شرایط جدید در وضعیت بهتر، در وضعیت پیشرفته تر، در یک وضعیت بسیار آبادتر. این خیلی مهم است که ذهن ما را درگیر بکند. آن هم در کنار خانواده آسمانی خودم. خانواده زمینی مثل مادر، پدر همسر فرزند اینها اینها فقط یک رحم هستند برای ما؛ یعنی یه مقدماتی هستند برای اینکه ما در این ارتباط با این خانواده زمینی برای ملحق شدن به خانواده چی آماده بشویم؟ خانواده آسمانی. آن وقت برای اینکه ما اصلاً فراموش نکنیم که ما یه خانواده آسمانی داریم خداوند تبارک و تعالی در ساختار دین، آن اصل ما را ریشه ما را پدر ما را یا مادرمان خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را دائماً در معرض ارتباط ما قرار داده. یعنی گفته شما باید اگر میخواهید واقعاً مسیر انسانیت را طی کنید، باید در کنار کی باشید؟ در کنار خانواده آسمانی خودتان باشید. انقدری مسئله مهم است که میگوید شما وقتی که با خانواده آسمانی خودتان هم روبرو میشوید، عشق بازی های فرزندان خودتان را با آنها انجام بدهید. شما نگاه کنید به امام حسین می گویید: بابی انت و امی. پدر و مادرم به فدای تو باشد. برای اینکه امام حسین نسبتش به تو از نسبت پدر و مادر نزدیکتر است یا به ائمه میگویی: پدر و مادرم و همه کسم، خانوادهام، مالم، تمام خاندانم فدای تو باشد .کی دارد این حرف را میزند؟ آن شخصی دارد این حرف را میزند که خودش قبلا پیش امام حسین بوده. از نزد امام حسین آمده به اینجا و حالا دارد با پدر و مادر حقیقی خودش عشق بازی میکند، حرف میزند. میگوید من یه مدتی در اینجا گرفتار هستم، یه بدنی دارم یه پدر و مادری یه زن و مردی ازدواج کردم با همدیگر، بدن من را به اینجا آوردند، بدن من را؛ پس من غیر از بدنم هستم، بدن من را به اینجا آوردند. این همه ما احترام پدر و مادر و جایگاه پدر مادر در روایات داریم و رضایت خدا در رضایت والدین هست، همه برای این است که ما با احترام به پدر و مادر زمینیمان توجهمان به چه جلب باشد؟ به پدر مادر آسمانی مان و خانواده آسمانیمان. اینکه دائم میگویند شما زیارت بکنید، زیارت بروید، ارتباط داشته باشید و به اینها سر بزنید ، مسئولید، دین شما بدون ارتباط با اینها اصلاً قبول نیست. شما نگاه بکنید در آموزشهای دینی ما شما اگر قطع رحم بکنید، صله رحم نکند انسان. صله رحم را باز معنا کردم بارها. صله یعنی ارتباط، رحم یعنی خویشان. صله رحم یعنی ارتباط با خویشان. اگر با خویشان خودتان ارتباط نداشته باشید. میفرماید بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه میرسد ولی قاطع رحم بوی بهشت را استشمام نمیکند. کسی که قطع رحم میکند ارتباطش را قطع میکند. خب حضرت درباره آیه قطع رحم و صله رحم میفرماید که بزرگترین رحم شما ما اهل بیتیم؛ یعنی وجود مقدس آقا امام زمان، بزرگترین رحم ما در روی زمین است. بزرگترین خویش ما. چون پدر اصلی ما اوست. پدر اصلی و حقیقی ما آقا امام زمان علیه السلام است. ما چون گفتیم ریشه قبل از زمینی مان داریم .ریشه قبل از زمینی که بابا و مامان ما نبودند که. بابا و مامان ما ریشه کجایی دارند؟ ریشه دنیایی دارن.د ریشه قبل از آخرت ما اهل بیت علیهم السلام هستند، خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها. لذا ما باید خیلی توجه به خانواده آسمانی مان داشته باشیم. قطع رحم با خانواده آسمانی همه را بدبخت میکند. شما ببینید نماز بخوانی ولی با خانواده آسمانی در ارتباط نداشته باشی، نماز بخوانی ببینید اینجوری برایتان بگویم. میفرماید: «يُقالُ لِلعاقِّ : اِعمَلْ ما شِئتَ فإنّي لا أغفِرُ لَكَ» خیلی مهم است. خواهش میکنم دقت کنید. میفرماید میگوید کسی که عاق والدین میشود یعنی پدر مادرش را به خشم می آورد، هر کاری انجام بدهد قبول نیست. آقا شهید بشود در راه خدا، میگوید قبول نیست. نماز بخواند قبول نیست. روزه بگیرد، قبول نیست. آخر سر از جهنم در می آورد بدون رضایت پدر و مادر. خوب توجه بفرمایید .انقدر پدر ومادر جایگاهشان مهم است. حالا پدر این پدر مادر زمینی یا آسمانی است؟ زمینی. حالا پدر مادر آسمانی چی؟ کدامشان اهمیتش بیشتر است؟ بله؟ پدرو مادر آسمانی بیشتر، اهمیتش بیشتر است برای ما. بنابراین برای همین دین بدون ولایت اهل بیت یعنی ولایت خانواده خودت، اصلاً پذیرفته شده نیست .دین بدون ولایت اهل بیت پذیرفته شده نیست. چون شما با خانوادت قحطی. قطع رحم هستی. آن هم رحمی که جدای از اینکه رحم توست خلیفة الله هم هست؛ یعنی باید بدانی پدرت کیه، پدر تو و اصل تو خلیفة الله است، مظهر خداست. تمام تخصصها و علوم لازم را برای در هر سه مرحله دارد. این سه مرحله را توجه کنید خواهش میکنم. سه مرحله «قبل از دنیا دنیا و بعد از دنیا » اطلاعات علمی و تخصصی که چند دسته بود؟ هفت دسته بود. آن هفت دسته اطلاعات تخصصی مربوط به این سه مرحله را دارد. پدر تو آدم کمی نیست. اصل تو و ریشه تو کسی است که خداوند همه این سه مرحله را هم از روح او به وجود آورده. خیلی مهم است. خوب دقت کنید. من سندهای قرآنیش هم میخواهم بگویم. توجه کنید. تمام این سه تا عالم از نور پدر ما و خانواده ما خلق شده. هر سه عالم با تمام مکانیزمهای ریاضی اش؛ یعنی مهندسی هر سه عالم با میلیاردها موجودش بر اساس از این نور خلق شده. لذا قرآن میفرماید: «وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ» چی؟ چی؟ میگوید «فِي إِمَامٍ مُبِينٍ». همه چیز در امام ثبت شده است. حساب شده است. امام به تمام مراحل سه گانه تسلط دارد. هیچ چیز در مراحل سه گانه این عوالم نیست که از احاطه امام چی باشد؟ خارج باشد. برای همین میفرماید: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» ما روز قیامت هر کس را با امامش محشور میکنیم، بت امامش محشور میکنیم؛ یعنی با نوع ارتباطش با پدر حقیقیش. پدر زمینیش که بماند . محاسبه سر جای خودش. یکی از ۵۰ تا سوال قیامت پدر زمینی است، پدرو مادر زمینی هستند؛ ولی مهمترین سوال قیامت پدر مادر چیاند؟ آسمانی هستند. لذا میفرماید: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم» اصلاً ما روز قیامت افراد را بر اساس اینکه ارتباطشان با امامشان چگونه بوده، محشور میکنیم. میگویند آقا امام زمان امام شما بوده ،شما زیر نظر چه کسی پرورش پیدا کردید؟ زیر کدام پرچم بزرگ شدید؟ ما برویم بگوییم زیر پرچم آمریکا بودیم. زیر پرچم طاغوتها بزرگ شدیم! اینجاست که راه ما از خانوادهمان چی میشود؟ جدا میشود. راه ما از خانوادهمان جدا میشود؟ چرا؟ در دنیا اینجوری اتفاق افتاده. بنابراین مهمترین مسئله در زندگی انسان ارتباطش با خانواده آسمانیش است. امام مجتبی میفرماید: ما خانواده آسمانی شما هستیم، شماها باید ارتباطتان با خانواده آسمانی و دینی تانن مهمتر از خانواده زمینیتان باشد. حضرت مجتبی علیه السلام و بیشتر اهمیت بدهید به خانواده آسمانیتان تا خانواده زمینتان. حالا ما نگاه کنید در برنامه ریزی های روزانهمان در زندگیمان چقدر جایگاه خانواده آسمانی مان ضعیف است، چقدر ضعیف است. یعنی تعلق ما به خانواده آسمانیمان خیلی تعلق ضعیفی هست. ما اصلاً یادمان رفته که بچه کی هستیم. توجه نمیکنیم که بچه کی هستیم، ریشهمان کجاست، ما اول می آییم خودمان را حیوان معنا میکنیم یعنی انسان زمینی با بدن، می گوییم: من یه زنم و یه مرد هستم، بعد مسلمان هستم. حالا یه سلسله مقدسات دینی داریم که یکی اش هم امامت هست. خیلی خب حالا با توجه به اینکه من روی زمین تعلقاتی دارم مثل پدرو مادرم؛ خواهر وبرادرم؛ همسرم؛ فرزندانم؛ اموالم و چیزهای دیگر، حالا در ضمن اینکه دارم زندگی میکنم روی زمین، خب حالا مثلاً یه وقتی هم برای دینم میگذارم، یه سرمایه گذاری هم برای دینم میکنم ، یه کاری برای دینم انجام میدهم. برای همین هم پیغمبر میفرماید: ده گروه از امت من در روز قیامت به صورت حیوان محشور میشوند و موجودات دیگر. برای اینکه ما اصالتاً یک حیوان مسلمان هستیم؛ یعنی در زندگیمان اول شوهرمان زنمان بچههایمان، عرض کنم خدمتتان که خانوادهمان، خانواده زمینی مان و تعلقات زمینیمان برایمان اهمیت دارد، بعداً به چیزهایی مثل اصل خودمان که خداست، ریشه اصلیمان که خداست، اله مان که خداست و خانواده آسمانی مان که اهل بیت هستند، حالا یه توجهکی هم داریم، یه رفت و آمدی هم داریم، یه وقتی هم ممکن است بگذاریم. ممکن است این را بگذاریم. اینکه سیدالشهدا میفرماید: « اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا» مردم بنده دنیا هستند و «وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ» دین یک لقلقه زبان آنها هست، «يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ» دنبال دین مردم -سیدالشهدا میگوید. میگوید مردم- به دنبال دین تا جایی میروند که با معیشتشان سازگاری داشته باشد، با دنیایشان. «فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ» موقعی که با بلا آزمایش میشوند دینداران خیلی کم اند. دینداران یعنی چی؟ یعنی اصل و نسب دارها، ریشه دارها، کسانی که خانوادهشان را فراموش بله نکردند. ما الان در خود شهر خودمان در کشور خودمان میگویم مثلا این طرف خیلی آدم خوبی هست، سر سفره چی نشسته؟ سر سفره پدر ومادرش نشسته. حرامزاده نیست، بی اصل و نسب نیست، بیریشه نیست. بالاخره آدم سالمی هست. بابا و ننه دارد. پدر ومادر دارد. حالا شما نگاه کنید ماها چقدر ارتباطمان با ریشههایمان ضعیف است. چقدر آدم می آید روی کره زمین، سر سفره خانواده آسمانیش چیه ؟ نمینشیند. اصلاً از سفره خانواده آسمانیش غذا نمیخورد. غذا نمیخورد شما در همین مملکت شیعه شما دیدید در دوره قبل، در این روزنامهها چه جوری علیه ائمه فحش مینوشتند. همین بچههای شیعه. علیه اصل و نسب خودشان. پول دولت، پول بیت المال، پول مردم را میگرفتند میدادند روزنامهها آقایان مینشستند از حضرت زهرا و امام زمان و تمام معصومین را زیر سوال میبردند. این آدم واقعا سر سفره بابا و ننه اش بزرگ نشده. سر سفره بابا و ننه زمینی اش هم بزرگ نشده که اینجوری میتواند علیه اهل بیت بنویسد، بقیه هم تایید بکنند. اگر درست بزرگ شده بود، لقمه درست حلال خورده بود که نمیآمد علیه معصوم چیزی بنویسد که، علیه خاندان خودش و ریشه خودش بنشیند اینجوری حرف بزند و چون حشر همه انسانها بر اساس ارتباطشان با پدرشان هست، با پدر و مادر آسمانیشان هست، تمام خوشبختی یه نفر این است که در زمین چقدر با خانواده آسمانی اش رفت و آمد برقرار کند و انس داشته باشد. شما وقتی زیارت عاشورا میخوانید، زیارت عاشورا را جز با بحث خانواده آسمانی نمیتوانی حل کنی بسیاری از مسائلش را. نگاه کنید میگوید بزرگترین آرزوی یه فرزند بودن با کیه؟ با پدرو مادرش. لذا شما نگاه کنید آرزوهایی که در زیارت عاشورا می آید، ماها خیلی وقتها نمیفهمی همین است. مثلاً میگوید من زیارت عاشورا میخوانم ۴۰ تا زیارت عاشورا با صد تا سلام و صد تا لعنش نذر کردم زن گیرم بیاید، مریضی ام خوب شود، نمیدانم خانه ام فروش برود، بعد شما خود زیارت عاشورا را که میخوانی، میبینی اصلاً خبری از زمین نیست، خبری از بدن نیست، خبری از یه زن و مرد نیست. یه انسان است، انسان غیر از بدنش، دارد با اصل و ریشه خودش حرف میزند و آرزوها را نگاه کنید در آن چیه؟ بزرگترین آرزوهایی که در زیارت عاشورا مطرح شده، آرزوهای یک انسان است، اصلاً هیچ کدام آرزوهای این قسمت نیست؛ یعنی آرزوهای زمینی نیست. شما در زیارت عاشورا میگوید: «اسئله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» من میخواهم در دنیا و آخرت با خانواده خودم باشم. این هر بچهای دوست دارد همه جا. ولی چرا ما نمیفهمیم این را و چرا تبدیل به آرزو برای ما نمیشود؟ درحالیکه در مورد زمین میفهمیم آرزوها را، در مورد زمین، کنار هم بودن با هم بودن سر سفره بودن، با هم زندگی کرده را میفهمیم. با اهل بیت چرا ضرورتش را درک نمیکنیم؟ چرا مثلاً برایمان دغدغه نیست یه آرزو نیست این مسئله؟ یه شادی نیست که من الان رسیدم به امام حسین، خب به بابای خودم رسیدم، حالا که رسیدم به او چی بخواهم ازش؟ ما چی میخواهیم وقتی میرسیم به امام؟ کربلا میرویم چی میخواهیم؟ وقتی به کربلا میرویم، میگوییم که ای امام حسین تو یه کاری کن من تو را فراموش کنم، خانواده آسمانی را فراموش کنم. اصلاً کاری با شما ندارم. تو فقط یه کاری کن من دنیایم آباد شود، مشکلات دارم، ببین انقدر مشکلات دارم بابام مریض هست، ننه ام مریض هست، خودم زن می خواهم، یکی میگوید من شوهر میخواهم. مشکلات اقتصادی داریم اینها. اصلا کسی وقتی پیش امام حسین میرود، میگوید: آقا امام حسین یه کاری کن من با پدرم امام زمان ارتباطم برقرار شود. بابام را گم کردم، دلتنگش هستم، دارم میمیرم، یه یتیم دور افتاده از پدرو مادر هستم. کسی اصلا این حرفها را در ارتباط با امام حسین ندارد. چرا در زیاد عاشورا قبل از اینکه امام زمان به دنیا بیاید چند بار اسم امام زمان آمده؟ چرا شما در زیارت عاشورا بدون اینکه ارتباط با امام زمان داشته باشی، اصلاً زیارت نمیکنی امام حسین را؟ زیارت امام حسین بدون زیارت عاشورا اصلاً بدون زیارت امام زمان بدون پیوند با امام زمان اصلاً مقبول نیست. خب ما اصلاً باید فکر کنیم به عنوان یه آدم. اینجا کلاس انسان شناسی است. ما آمدیم خودمان را بشناسیم. ما تا خودمان را نشناسیم اصلا خیلی از چیزهای دین را نمیفهمیم؛ یعنی همه چیز را از نگاه زن یا یه مرد یا حیوان معنا میکنیم. لذا اصلاً جایگاهش برای ما مفهوم نیست. دغدغهها را شما نگاه بکنید. شما دغدغه ات این است «ان یبلغنی المقام محمود لکم عند الله» من میخواهم آن مقام شما را در نزد خدا داشته باشم. واقعا خداوکیلی یه کسی در دنیا بگوید آقا سوال کنم ازش بزرگترین مشکل تو این است؟ تو بزرگترین غصه که تا حالا برایش خوردی چی بوده؟ مثلاً خانم دکتر آقای مهندس خانم مهندس آقای دکتر شما آقای فلانی شما. می گوید: من بزرگترین دغدغه و مشکلی که برایش که دیگر خیلی نذر کردم و حرص و جوش بخورم کنکورم بوده مثلا ، دانشگاه قبول شدم یا کنکور بچهام بوده مثلاً یا عروسی مان بوده چیزهایی که خیلی حساس و نقاط حساس زندگی هست ما. موقع ازدواجمان بوده، موقع نمیدانم کنکور بچهام بوده و همین چیزها دیگر، دیگر دغدغهای نداشتیم ما. این برای این هست که ما واقعاً خودمان را نمیشناسیم. با خودمان خیلی بدرفتاری میکنیم. وقتی نمیشناسیم خیلی ضعیف زندگی میکنیم، بد زندگی میکنیم و همین عاملی که ما خانواده خودمان را نمیشناسیم و اصل و ریشه خودمان را نمیشناسیم و تلاشی نداریم برای اینکه با خانواده آسمانی مان زندگی کنیم، باعث شده ۱۱ تا امام کشته بشوند و دوازدهمیش هم ۱۱۷۵ سال تقریباً در آوارگی در تنهایی و در طرد شدگی و اضطرار است. چه واقعیت تلخی هست این. آیا اینها اتفاق افتاده؟ امیرالمومنین یه بار کشتنش؟ بله کشتند. امام حسن را کشتنش با زهر؟ بله. کی؟ همسرش. شما باورتان میشود بابایتان امام حسین را سر بریده باشند! تصور کنید بابای زمینیتان جلوتون سر ببرند. چی میشود؟ آدم یک فکر بکند امام حسین واقعاً سر بریدند. آره سر بریدند، تیکه تیکه کردند؟ آره. تکه تکه اش کردند. آدم وقتی خودش را نمیشناسد خیلی جنایت میکند. امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم علیه السلام بیندازند آقا را زندان هفت سال در زندان. اینها پدران ما بودند، اصل ما بودند که ما اصلاً برایشان اگر روضه هم میخوانیم با طمع روضه میخوانیم. ده روز خانه مان روضه میگیریم هم گریه میکنیم بعد هم میگوییم خب حالا مزدمان را بدید. ما بی مزد هم گریه نمیکنیم. اگر عزاداری و سینه زنی و نمیدانم خانه مان ۱۰ روز مجلس میگیریم، حاجت میخواهیم بگیریم. یه سره همه اش حاجت است. سفره هم که میندازیم حاجت است. حلیم هم که میخواهیم بدهیم، شله زرد هم که میگذاریم میگوییم همه بیایند یه ذره هم بزنند حاجت بگیرند. ما اصلاً خود خانواده آسمانی مان حاجتمان نیست و این به خاطر این هست که ما خودمان را نمیشناسیم. ما نمیتوانیم واقعاً. ما اگر یه بار یه کسی بتواند زیارت عاشورا رو از اول تا آخر راست بخواند، خیلی آدم بزرگی هست. به عنوان فرزند امام حسین زیارت عاشورا بخواند که هیچ دغدغهای نداشته باشد جز خود امام زمان علیه السلام. آرزوها هوسها آرمانها متمرکز در امام زمان علیه السلام شده باشد. ما در همه ابعاد ارتباط ما با خانواده آسمانی مان ضعیف هست متاسفانه. آنها ببین چه جوری ما را تحویل میگیرند! میگوید امام حسین میگوید من انقدر دلتنگ تو هستم که تو وقتی میایی زیارت من جز اینکه با من باشی، از خدا نخواه. جز این که مقام من را بخواهی. شما در مقامهای دنیایی اگر کسی مقام داشته باشد حاضر نیست کسی به مقامش برسد؛ ولی این چه جوری با سخاوتمند دارد مقام خودشان را به ما میدهند. میگوید وقتی با من حرف میزنی فرزند عزیزم، من دوست دارم تو در مقام من باشی. به خدا بگو، به خود من هم بگو. این را بخواهید و بیاید مسیر را. «ان یبلغنی المقام محمود لکم عندالله» کی اینجوری حرف میزند با ما ! چقدر اینها با ما مهربانند و ما چقدر بی ادب و خشن با اهل بیت زندگی کردیم و زندگی می کنیم. چقدر بیخیال نسبت به خانم فاطمه زهرا هستیم و دستورات و منشهایش. فکر می کنیم خانم فاطمه زهرا یه زن قدیمی ۱۴۰۰ سال پیش عرب است. آن بدن حضرت زهرا ست. حضرت زهرا یه حقیقت جاودانه است. ما چه ارتباطی با حضرت زهرا داریم؟ چه پیوند و شباهتی با حضرت زهرا داریم؟ انقدر ما را دوست دارند که عرض کردم در وضع صلوات حضرت گفت که آمد خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته»، باباست نمیتواند تحمل کند چنین وضعیتی را. گفت: آقا نگو اهل بیت. اهل بیت ما ۱۴ نفریم. اینجوری بگو. بگو، صلوات را اینجوری بفرستید. بگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» که شما شیعیان با ما باشید. شما آل محمد هستید همه تان. اینکه انسان شرافت خودش یادش بیاید که آل محمد خودش است. اگر ما با شخصیت آل محمدی زندگی بکنیم، با شخصیت آل محمدی همدیگر را دوست داشته باشیم، با شخصیت آل محمدی انتخابهایمان را انجام بدهیم، ارتباطاتمان را انجام بدهیم، رفتارهایمان را با شخصیت به عنوان آل محمد انتخابات، ارتباطاتمان را انجام بدهیم، رفتارها و تفکراتمان، تفکرات آل محمد باشد؛ این قیمت است. این زندگی انسانی است. والا که ما یک حیوان بیشتر نیستیم. «اللهم اجعل محیای محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» ما خیلی فاصله گرفتیم. آل محمد کجا با این زندگیهای طبیعی ما! زندگیهای زمینی ما کجا! متن را شما نگاه کنید. اینها نصه است، متن است، سند است که برای ما گذاشتند. آن از زیارت عاشورا، آن از جامعه کبیره، آن از آیات بسیار با عظمت قرآن.
خب ما واقعاً وقتی خودمان را نمیشناسیم خیلی پست زندگی میکنیم، بد زندگی میکنیم. ما همه اصالت را به خانواده زمینیمان دادیم. بسیاری از خوار شدنها، له شدنها، تنها ماندنها، تحقیرشدنها، افسردگیهای ما مال این است که ما با خانواده آسمانیمان زندگی نمیکنیم. فقط و فقط چسبیدیم به خانواده چی؟ زمینی. حقمان هم هست تنها بمانیم؛ حقمان هست جدا بشویم؛ حقمان هست اختلاف بینمان باشد؛ حقمان هستا که به خون هم تشنه بشویم؛ حقمان هست که رو در روی هم باشیم؛ حقمان هست خیلی بدبختی ها و تنهایی و بی کسیها را بکشیم. آنها میگویند ما که شما را تنها نگذاشتیم. خدا میگوید من از زمانی که تو را زمین فرستادم خودم باهات بودم کنارت بودم. «هو معکم» من باهات بودم، اهل بیت هم که برایتان فرستادم. هرجا هم بخواهید که باهاتون بودند، همه جور دوست داشتند و علاقه هم که بهتون داشتند. شما چرا اصلاً انقدر بد زندگی کردید، شما چرا تمام اصالت را به زمین دادید و خانواده زمینی تان! ما با این تعابیر متاسفانه از ته دل ما نمیاید. وقتی شما خدمت 12 امام می رسید و زیارت جامعه کبیره میخوانید، میگویید «بابی انتم و امی و اهلی و مالی و اسرتی» من پدر و مادرم و همه خانواده ام را مالم و خاندانم فدای شما باشد. ما اینجوری نیستیم. ما نه در سبد اقتصادی ما ائمه جایگاه درست حسابی دارند، نه در سبد عاطفیمان جایگاه درست حسابی دارند که ما مثلاً از نظر عاطفه با اینها روابط عاطفی خوبی داشته باشند، دلبستگی های بزرگی داشته باشیم، رفت و آمدهای جدی داشته باشیم با امام زمان با فاطمه زهرا با اهل بیت نه کارهای اقتصادی مان اجتماعی مان. من یه مثال بزنم. من الان یه نمونه را برای شما مثال بزنم در مسائل اجتماعی سیاسی مان که هی هم هر بار از من نپرسید که شما مثلاً به کی رأی میدهید! چرا ؟ به کی رأی میدهید؟ چرا اینجوری؟ یه نکته همین محور بخوانم برایتان از امام امت که امام امت میگوید: اگر حکومت اسلامی اصل خودش را که امام زمان هست، فراموش بکند، خدمتکارترین مردم در جمهوری اسلامی خائن است. شاید در نظام اقتصادی، همین چند تا خط را شما یاد بگیرید، بینش سیاسی که در چهار خط امام به ما میدهد تا هیچ وقت شما انحراف سیاسی پیدا نمیکنید. نه اشتباه رأی میدهید، نه اضطراب میگیردتان در مسائل اجتماعی سیاسی. شورای شهر میخواهی رأی بدهی، مجلس میخواهی رأی بدهی، ریاست جمهوری میخواهی رأی بدهی، آدمها را میخواهی بشناسی احزاب و گروهها را میخواهی همه آنها را بشناسی، اصلاً به جای اینکه ما الان بیایم اینجا ۲۰ جلسه برای شما جریان شناسی بگذاریم، می خواهید از جریانات روز جریانات سیاسی روز احزاب خبردار شویم ۲۰ جلسه ما بخواهیم بیایم برای شما جریانشناسی بگذاریم، نمیخواهد. ۵ دقیقه به این جمله نگاه کنید شما، شما میفهمید باید به کی رأی بدهید در زندگیتان. شورای شهر. اصلا در اداره است میخواهی یه نفر را انتخاب کنی، رفیق میخواهی انتخاب کنی، دوست میخواهی انتخاب کنی، میخواهی فعالیت سیاسی بکنی، فعالیت اجتماعی بکنی، آدمها را میخواهی بشناسی، نوع شعارهایشان را نگاه بکنی میتوانی بفهمی. دقت کنید میفرماید که این را امام میگوید دیگر. امام که خودش انقلاب را کرده. میفرماید که مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداست. یعنی این انقلاب، انقلاب مقدماتی برای رسیدن به خانواده اصلی مردم است. مردم همه به خانوادهشان به امام زمان به پدرشان نیاز دارند. جامعه جهانی به پدرش نیاز دارد. امام زمان هم پدر من شیعه فقط نیست. پدر من ما سنیها فقط نیست. پدر کیه؟ پدر همه آدمهاست. یه امام متخصصی که تمام علوم مورد نیاز را برای خوشبختی بشر دستش هست و بشر به خاطر بی لیاقتی و خودنشناسی و نشناختن امام، او را طردش کرده. حالا دقت کنید «که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد». حالا نگاه کنید شما الان بگویید آقا الان یه نفر میخواهد عضو شورای شهر بشود، نماینده مجلس شود، رئیسجمهور بشود، بالاخره یه چیزی از خودش میدهد دیگر شعارهای تبلیغاتی میدهند که ما میخواهیم چیکار بکنیم در این مملکت؟ من میخواهم رئیس جمهور شوم نماینده مجلس بشوم عضو شورای شهر بشوم استاندار بشوم نمیدانم رئیس شورای محله بشوم میخواهم چیکار کنم؟ الان شعارها چیه؟ شعار اقتصادی هست. می فرماید: « مسائل اقتصادی و مادی اگر» بزرگترین ظلمی که بعد از جنگ شد، این بود که بلافاصله بعد از جنگ و ارتحال امام هرکس آمد شعار توسعه اقتصادی داد، عمران و آبادی و توسعه اقتصادی بدون امام زمان. «مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولان را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند خطری بزرگ» خوب دقت کنید. این در ذهنتان باشد. میخواهی رأی بدهی علامت خطر بزرگ را بشناس «و خیانتی سهمگیر را به دنبال دارد» یعنی شما میتوانید بفهمید کسی که کاندید شده، خطرساز و خائن است. کدام کس خطرساز و خائن نیست. قشنگ میتوانی تشخیص بدهی؛ یعنی ما در حیطه حکومت و نظام مدیریتی با دو دسته مدیر روبرو هستیم: مدیران که خطرساز و خائن اند و مدیرانی که خطرساز و خائن نیستند. حالا خوب دقت کنید.
«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید» یعنی مشکل اقتصادی، مسائل اقتصادی مسائل مهمی است. باید هم دولتها برای رفاه اقتصادی مردم چیکار کنند؟ بله؟ تلاش کنند. این تردیدی در آن نیست اما این هدف است از انقلاب از زندگی کردن در زمین از حکومت تشکیل حکومت از چند صد هزار تا شهید دادن، این هدف بوده؟ میفرماید که «ولی این بدان معنا نیست که آنها را» یعنی مسئولین را «از اهداف عظیم انقلاب که» چیه آن؟ «ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند ». ما دنبال ایجاد حکومت جهانی اسلام هستیم. دنبال این هستیم که آقا امام زمان علیه السلام بیاید بالای سرمان . برای چی ما یه روز بدون امام نفس بکشیم؟ برای چی ما راضی باشیم پدرمان بالا سرمان نباشد؟ ما دلمان را به کی خوش بکنیم، بگوییم که آقا ما در این مملکت دلمان خوش است، امام زمان هم هر وقت خواست بیاید بیاید. اصلا این خیانت بزرگی به امام زمان است. امام زمان از ما روز قیامت سؤال بکند، بگوید شما چه جوری راضی شدید من این همه آواره بشوم، این همه تنها باشم، این همه در اضطرار باشم، شما به کارهای خودتان برسید. به شما میگویند فرزند! آخه کدام فرزند هست به فکر باباش نباشد! به فکر خانواده آسمانی خودش نباشد! نماینده مجلسی که اصلا آرمانهای مهدویت ندارد اصلاً به درد ما نمیخورد. رئیس جمهوری که آرمانهای مهدوی ندارد به چه درد ما میخورد. رئیس جمهور یه خائن است، یه خطرساز است. هرکس میخواهد باشد. آخوند میخواهد باشد، غیر آخوند باشد، آدم نفهمی هست. آدمی هست که حتماً در حق ملت خیانت میکند. هرکس میخواهد باشد: نماینده مجلس میخواهد باشد، عضو شورای شهر میخواهد باشد. یه پدر در خانواده اگر بچه اش را به پدر اصلیش معرفی نکند، فکر کند بگوید تو فقط بابات من هستم، همین. کس دیگری نیست و دست امام زمان و دست بچهش را در دست امام زمانش نگذارد، خیانت کرده. یه مادر اگر دست بچه اش را در دست امام زمان فاطمه زهرا نگذارد، خیانت کرده. این که در روایت دارد هیچکس برای نظام تربیتی بچهها، میفرماید هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند روز قیامت، برای اینکه یه پدر وظیفه دارد بچهاش را با امام زمانش و خانم فاطمه زهرا آشنا بکند. دست او را در دست آنها بگذارد. به او بگوید آقا من بابای زمینی ات هستم. تو اصلت و ریشه ات مال کسی دیگری هست. من اینجا یه ماموریت دارم تو را تربیت اینجوری انجام بدهم؛ والا تو اصلاً آدم زمین نیستی، تو مال آسمان هستی. وظیفه تربیت دینی تربیت مهمی است، تربیت مهدوی تربیت مهمی است. الان ما به دخترو پسر میگویم آقا تو میخواهی ازدواج بکنی،- بحث ازدواج در ازدواج خانواده مهدوی ازدواج مهدوی باید باشد. اصلاً متوجه نیست جوان ما، ما داریم چی باهاش صحبت میکنیم. بعضی از خانوادهها من اصلاً واقعاً تعجب میکنم. آمده، می گوید که برای دخترم خواستگار آمده پسر خوبی هست واقعا، من دیدمش خیلی پسر خوبی هست، درس خوان، کارش هم خوبه. اینها. خب حالا خوبه، درس خوان هست، کارش هم خوب هست. اینها خصوصیات زمینی هست. فقط نماز نمیخواند، یه ذره مشروب میخورد. ای بابا. یک کمی. گاهی با دوستاش یه موقعهایی. چیکار کنم . آمده از من مشورت کند که چیکار کنم دخترم بهش بدهم یا نه! ای بابا این مشروب میخورد، به زنا دادی دخترت را اگر داده باشی. اصلا عقدشان منعقد نیست. تو به زنا دادی بچهات را. سؤال میکنی که نماز نمیخواند دختر بهش بدهم یا ندهم! نمیدانم مشروب میخورد یا چنان و چنین. اصلا دختر تو تنها تا آخر زندگی کند خیلی بهتر است. در روایت داریم انسان تنها زندگی کند بهتر است با یه قرین ناجنس زندگی بکند. اقلاً تنها مسلمان زندگی میکند. می خواهد برود تحت نفوذ یک کسی که، می خواهد نفطه حرام تشکیل بدهد، می خواهی بچه ات را آلوده بکند، چه شوهری میتواند باشد! ما اصلا سیستم زندگیمان خیلی سیستم غلطی هست، یعنی ما ارتباطاتمان وارونه داریم زندگی میکنیم. این مسائل اجتماعی سیاسی بود که خدمتتان عرض کردم.. نمونه بسیار م.هم در مسائل هنری ما داستان یه چیز دیگر است. ما آنجا هنرمندان هالیوود مینشینند صد و خوردهای فیلم علیه امام زمان درست میکنند، اینجا هنرمندان ما می نشینند، سریالهایشان را شما نگاه کنید، فیلمهایشان را نگاه بکنید چی میسازند. ما الان چند تا موسیقی خوب ساختند برای امام زمان؟ باز شکر خدا الحمدالله در زمینه موسیقی یه مقدار پیشرفت کردیم بعد از انقلاب، یه تعداد موسیقیهای فطری ساخته شده برای امام زمان علیه السلام، برای اهل بیت که انسان وقتی گوش بکند این سازها را این موسیقیها را اوج بگیرد باهاش تا بالا برود. این خوب است. حالا در قسمتهای دیگر هنر نه ، خیلی کار جدی صورت نمیگیرد متاسفانه.
در مسائل اقتصادی ما اصلاً هزینه نمیکنیم برای نهضت انتظار. اصلاً نمیفهمیم که باید چیکار بکنیم. خارجیها؛ آنهایی که تربیتشان کردند علیه امام زمان، فیلم هایشان را هم اینجا دیدید یا ندیدید در این اینجا آوردن نشان دادن بهتون لااقل این فیلم گمراهان مغضوب که خودمان داریم را بگیرید خانه نگاه بکنید. طرف انقدر اعتقاد دارد به این مسئله که باید امام زمان را نابود بکند، برای آمدن مسیح انقدر به مسیح علاقه دارد ، میگوید من به خاطر مسیح این پسر پیغمبر اسلام. در کلهاش کردند که این پسر پیغمبر اسلام مزاحم مسیح است. باید کشته بشود. این طرف میرود میلیاردی پول میگیرد، دهها و صدها میلیون پول وام میگیرد، اسرائیل میفرستد بعد خودکشی میکند. من به کسی طلبکار نیستم. پول را لااقل رسانده باشم به آرمان خودم. برای آرمان مقدسم صرف میشود خودکشی هم میکند. انقدر اینها جدی هستند در مبارزه با امام زمان در دین خودشان. در کله شان اینجوری کردند. ماها چی؟ ما خیلی ضعیفیم. ما برای تبلیغ دینمان تبلیغ امام زمان، برای آشنا شدن ایتام امام زمان با امام زمان میخواهیم هزینه بکنیم که این خواهرو برادر ایرانی خودمان، آنهایی که در خارج هستند، بندگان خدا، جدا افتادند از ایتام- حضرت فرمود: اینها ایتام ما هستند. دعا میکند در حق کسی که ایتام آل محمد را به آل محمد آشنا بکند. ما میخواهیم هزینه بکنیم جانمان بالا لبمان می آید میخواهیم هزینه بکنیم. صدقه میدهیم به پدر آسمانیمان اما همه هزینهمان مال خانواده زمینی مان است. بدبختی ما این است. ما همه هزینههایمان مال خانواده زمینی مان هست میریم خانواده زمینی بخورد بعد برای خانواده آسمانیمان ما صدقه میدهیم. طرف خمس بهش تعلق میگیرد، نمیدهد. سال خمسی ندارد. الان ۴۰ ساله درآمد دارد هنوز سال خمسی ندارد. فکرم میکند وقتی میگویند این خمس مال آل محمد هست، مال سادات فقیر هست میخواهد صدقه بدهد به اینها. زکات بهش تعلق میگیرد، نمیدهد. چه برسد بخواهد داوطلبان از مال خودش برای بابای خودش خرج کند. برای خانواده آسمانی خودش هزینه بکند. ما در این ابعاد هم ضعیف هستیم. مدیر در یک شرکت کار میکند، میلیاردها تومان زیر پوشش هست میتواند کارمندان خودش را با امام زمان آشنا بکند، لازم هم نیست یه قرون دست جیبش بکند، هزینه فرهنگی دارد ، میتواند عرض کنم خدمتتان که کار بکند، زورش می آید. بعد مجلس میگیرد برای امام زمان ۵ میلیون تومان هزینه میکنند برای امام زمان، ۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانش ساز و آواز می آورد میخوانند برای امام زمان، دایره و دنبک، ساز آواز و دیگر نمیدانم ، شیرینی و شربت و شام و بخور بخور محتوا هیچی. ۱۰۰ تومانش هم هزینه محتوا میخواهند بکنند که آن هم هیچی. شما برنامههایی که برای امام زمان ساخته میشود نگاه بکنید ببینید چقدرش واقعا ما را پیوند میدهد با امام زمان؟ اصلا ما جدی نیستیم در این پیوند. حالا نیمه شعبان هم بیاید رد شود، دوباره ما روز از نو، روزی از نو. به چه درد میخورد، به چه کاری می آید. فقط به همدیگر تبریک بگویم، بابا ماها باید یه فکری بکنیم. اگر ما و مردم توجه به خانواده آسمانیمان داشته باشند، همه مردم ایران توجه به خانواده آسمانیشان داشته باشند امام زمان اینقدر در آوارگی تنها نیست. انقدر در اضطرار نیست. امام زمان انقدر حرص و جوش نمیخورد. انقدر غصه نمیخورد. تک تک ما ولی ما چون اساساً این مسئله هنوز جزء باورهایمان نیست و باهاش تربیت نشدیم بدون امام زمان راحت داریم زندگی میکنیم. اصلاً مهم نیست برایمان. چون دغدغههای زندگی ما نیست که. ما هر چی دغدغه داریم مال طبیعت و بدنمان هست، مال همینجاست. ما حتی عرضه نداریم با خانواده آسمانیمان شادی بکنیم؛ یعنی رفت و آمد برقرار بکنیم .
شما نگاه کنید بسیاری از درگیریها طلاقها غصهها مال این هست که من را یه آدمی بهم کم گذاشته برایم: شوهرم به من محبت نکرده یا مثلاً مادرم محبت نکرده یا مامانم مرده یا بابام مرده یا مثلاً فرض بفرمایید که فلان نامزدم تحویلم نگرفته، نمیدانم چیکار کرده. همه اش عقدههای محبتی. چقدر عقدههای محبتی در زندگی مردم هست. من اگر با خانم فاطمه زهرا شنگول بشوم و ارضا بشوم. از نظر عاطفه به هیچ وجه به عاطفه کس دیگر احتیاج ندارم. با امام زمانم من ارضا بشوم، چه احتیاجی به عاطفه کسی دیگری. ما انقدر بدبخت و گدا زندگی کردیم از نظر عاطفی، یعنی همه اش گدای عاطفه این و آن هستیم. گدای عاطفه زمینیها هستیم. زمینیها به او محبت بکنند، بابا تو آسمانی هستی، اینجا چیکار میکنی! محبت کردند، کردند؛ نکردند، نکردند. امام سجاد علیه السلام میفرماید: اگر پدرم پیغمبر دستور داده بود که -قرآن هم دستور داده دیگر. قرآن میگوید: «لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» من هیچ اجری از شما نمیخواهم که به خاندانم مودت داشته باشید. خدا چقدر سفارش کرده. پیغمبر چقدر سفارش کرده. امام سجاد میگوید اگر خدا و پیغمبر هر دو گفته بودند اجر رسالت من این هست که بیشترین جنایت ها را در حق خانواده من کنید، اینها بیشتر از این که کردند نمیتوانستند بکنند دیگر. آن خانم زینب کبری سلام الله علیها خیر دید؟ از کسی محبت دید روی زمین؟ بچه کوچولو چهار سالش هست، مادرش را جلوی چشمش میکشند. ۲۵ سال بعد باباش را میکشند، چند سال بعد، ۱۰ سال بعد تقریبا امام حسن جلوش می کشند. یکی دو سال بعد امام حسین را جلوش میکشند. نه امام حسین بعد از امام حسن با صلح معاویه ۱۰ سال ماند. ۱۰ ۱۲ سال ماند بعد امام حسین را کشتند، بچههایش را جلوش کشتند. یه خانمی که هرچی چشم باز کردند اینجوری بهش مودت داشتند امت پیغمبر ولی وقتی که اسیرش هم میگیرند، کتکش هم میزنند، با چه وضع در جلسه اسارت می برند، می فرماید: «و ما رأیت الا جمیلا» جز زیبایی هیچی ندیدم. چرا؟ کی میتواند اینجوری حرف بزند. بابا این خانم زینب کبری اصل ماست، ریشه ماست، کی میتواند اینجوری حرف بزند! برای اینکه خانم زینب سلام الله علیها تمام عواطف را از کجا جذب کرده؟ از آسمان میگیرد. ماها بدبختیم که گدای زمینی هستیم. یه زمینی کافیه به ما نگاه نکند، یه ذره کم به ما محل بگذارد، میمیریم اصلاً. اصلا زندگی جلو چشممان بی معنا می شود. تمام دنیا بی معنا میشود. خدا بی معنا می شود. میگوید: من شوهرم دیگر چون طلاقم داده دیگر نماز هم نمیخوانم؛ یعنی من خدا و خانواده آسمانی ام را همه چی به این هست که این شوهر من را بخندد یا نخندد. اگر تحویلم گرفت که هیچی. اگر تحویل هم نگرفت هیچی دیگر، برایم معنا ندارد. چقدر آدم باید بدبخت باشد، چقدر باید بدبخت باشد، از وقتی بچهام اینجوری شده من دیگر دارم نماز نمیخوانم. از وقتی که کنکور قبول نشدم نماز نمیخوانم. از وقتی که در عقد طلاق گرفتم، زنم طلاق گرفته، اصلا حال و حوصله هیچکس را، خدا را هم ندارم. فلان کس مرده نمیدانم ای بابا، ای بابا ای بابا ما چقدر خود نشناسیم، چقدر گدا داریم زندگی میکنیم، چقدر ذلیل داریم زندگی میکنیم. اصلاً این بنده، این چنین آدمی میتواند به خدا بگوید: خدایا من میخواهم مثل تو بشوم! خدا می گوید: بابا ت انقدر بیچاره هستی که اگر کسی به تو محل نگذارد، دق می کنی. دو روز تلفنت زنگ نخورد، یه کسی بهت زنگ نزند، احساس بدبختی و دلتنگی بهت دست میدهد. تو میخواهی صمد بشوی مثل من! بعد هم می آییم زیارت عاشورا میخوانیم «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» من می خواهم به مقام شما برسم. بابا خانم زینب سلام الله علیها میفرماید: من از بچگی جلوی من کس و کارم را تیکه تیکه کردند جلوم، یه ذره غصه نیامد روی دلم بنشیند. وقتی جلوم بچههایم را میکشتند، بچههای خودم را جلوی من میکشتند، داداشم را کشتند، خواهرزادههایم را کشتند، برادرزادههایم را کشتند، همه را وقتی داشتند می کشتند، یه ذره غم دنیا نشست روی دلم «وما رأیت الا جمیلا» همه اش قشنگ میدیدم. ذلیل نشدم. وقتی مجلس یزید می رود. به یزید میگوید: «انی اصتغرک» من تو را پستت میکنم، خیلی تو کوچیکی پیش من یزید. ماها بچههای چنین آدمهایی هستیم. انقدر گدا داریم زندگی میکنیم، انقدر ذلیل و خوار داریم روی زمین زندگی میکنیم .حقمان هم هست. برای اینکه ما از خانواده آسمانی مان بریدیم. ماها از خانواده آسمانی مان بریدیم. از اصل خودمان، ریشه خودمان سابقه خودمان یادمان رفته. وطن. اینجا چقدر ما داستان شاه و طوطی را خواندیم! اینجا چند جلسه شد شاه و طوطی؟ یادتان هست دیگر اینجا. طوطی پیش شاه آمد. چی بهش گفت شاه؟ یادتان هست بزرگترین موعظه شاه چی بود؟
یاد ما کن یاد دیگر کس مکن یاد گل کن یاد خار و خس
مکن یاد ما کن یاد ما شیرین بود راحته هر خاطره غمگین بود
آدمی یاد اصلش میکند، دیگر هیچ وقت غصه سراغش نمی آید. یاد ریشش را میکند، اصلاً غصه سراغش نمی آید. شما تا یه ذره آمد دلت بگیرد، بلند شو مشهد برو پیش بابات. چقدر کیف هم دارد. خدا رحمت کند میرزا را، می گفت: شما حرم که می روید، گاهی وقتها احساس گناه به شما دست میدهد؛ چون چرتتان میگیرد و میخوابید در حرم، بعد می گویی: ای بابا خوب نبود من خوابیدم .میگوید: نه بابا، خانه بابات هست، خودش خواباندنت. خودش میخوابوندت که تو خستگیت در برود آنجا. بچهاش هستی، میبینی از سفر آمدی میگوید: بچهام یه ذره بگیرد بخوابد. اصلاً حضرت دارد میگوید خودش می آید دنبالت، تا مشهد می آوردت و خودش هم برمیگرداندت تا خانه. یه بابای انقدر مهربان. خودش در یه حدیثی دارد- آوردم در کتاب آشتی با امام زمان آوردم- میفرماید که اگر پیدا بکنم میفرماید امام از مادر و پدر هم مهربونتر است برای ما. ما پیش امام رضا میرویم غریبه میرویم پیش امام رضا. میخواهیم حرف بزنیم حرفهای غریبانه هم میزنیم؛ یعنی نمیرویم پیش امام رضا که بگویم: آقا دلم تنگ شده بود، آمدم به خودت سر بزنم. آقا انقدر حاجت آوردم اینجا که نگو. اگر بچهام را شفا ندهی، سنگ میزنم شیشه هایت را میشکنم. اینجوری دیگر. واقعاً یه کیسه سنگ برده آنجا، یا بچه ام را شفا بده یا همه شیشه هایت را می شکنم. خیلی غریبانه حرف میزند. خب ما اینجوری زندگی کردیم دیگر. اینجوری شناختیم خودمان را. متاسفانه. نگاه کنید رسول خدا چی میگوید به خطاب به امیرالمومنین؟ «ای علی من و تو پدران این امت هستیم و از حقوق پدران و مادران به این فرزندان این است که در اوقات مقتضی بر پدر و مادرشان رحمت آورند» یعنی یه موقعهایی که پدر و مادرها احتیاج به رحمت دارند –الان پدر ومادر ما احتیاج به رحمت داشته باشند، به پدرو مادر زمینی ما، ما رحمت نمیکنیم. این بیرحم ها هستند که می روند خانه سالمندان می گذارند. آنهایی که رحمت دارند، با باباو ننه شان چنین کارهایی نمی کنند. «بر پدر و مادرشان رحمت آورند تا ادای حقوقشان نموده باشند». ما چه رحمتی به امام زمان داریم واقعاً! امام زمان احتیاج به نگاه ما دارد! احتیاج. خودش در نامه فرموده حالا: من به خاطر خودتان میگویم. خودم که احتیاجی ندارم که. من که همه دنیا از من خلق شده، من که به شما احتیاج ندارم ولی شما بچههای من هستید، من دوستان دارم، دوست دارم کمکم بکنید که من بالا سرتان باشم، لااقل بیایم کمکتان بکنم. ما هی میگوییم نمیخواهد بیایی. اصلاً کاری نداریم تو بیایی .
بی همگان به سر نشود /بی تو به سر شود.
ما شعر را خرابش کردیم. به امام زمان این جوری میگوییم. بقیه نباشند، مشکل است؛ ولی تو بودی، نبودی اصلا فرقی نمیکند. حالا این 1150 سال، 1170 سال نبودی، بقیه اش هم نباشد. مگر ما نمی توانیم بدون تو نفس بکشیم! چرا. داریم بدون تو نفس می کشیم دیگر، داریم زندگی میکنیم. میگوید آخه عزیز من این زندگی که تو داری میکنی، زندگی زمینی است. من میخواهم بیارم زندگی یادت بدهم چه جوری است، چه جوری مثل خدا بشوی، چهجوری مثل خودم بشوی؛ من میخواهم به تو زندگی و حیات یادت بدهم. تو دیروز روز تولد حضرت بود، روز جمعه هم بود روز حضرت هم بود. مصادف شده بود با همدیگر. در زیارتش می گوییم چی؟ «السلام علیک یا عین الحیاة» چشمه حیات. حیات آنجاست. حیات واقعی امام زمان است. زندگی واقعی با امام زمان است. اصلاً حضرت وقتی بیاید تازه زندگی کردن را به ما یاد میدهد. یه روز اگر کسی در حکومت امام زمان زندگی بکند، معادل میلیونها سال بدون امام زمان زندگی کردن است. یک روزه ما را به یه جاهایی میرساند که ما بی نهایت جلو میافتیم. یه روز. خب ما اصلاً هیچ توجهی نداریم. حضرت میفرماید بابا وظیفه تان هست. ما خانواده شما هستیم. بالاخره شما بچه های ما هستید، باید به ما نگاهتان را درست کنید، وظایفی دارید که باید نسبت به ما انجام بدهید. باز در یک روایتی از امام عسکری علیه السلام هست، بابای امام زمان، میگوید: یکی از وظایفی که شماها نسبت به ما دارید از قول پیغمبر، نقل میکند، این هست که به حرفهای ما گوش بکنید تا ما شما را از جهنم نجات بدهیم. من دوست ندارم شما بچههای ما هستید ، دوست نداریم شما به جهنم بیفتید. لااقل بیاید پیش خودمان که بهشت باشد. به ما ملحق بشوید، اطاعت ما را بکنید. ما در همه کار میخواهیم نافرمانی بکنیم، در همه کار بی ادبی و بی توجهی بکنیم. خیره سری بکنیم، هی مقاومت بکنیم، تربیت بچههایمان، در ازدواجهایمان، در روابطمان، در کار اقتصادیمان، در اخلاقیاتمان، همه اش بی ادبی و بی توجهی. خب این دیگر چهجوری میتوانیم ملحق شویم به خانواده آسمانی مان؟ اگر کسی بخواهد با خانم فاطمه زهرا ملحق بشود، چه جوری باید زندگی کند؟ ما باید ارتباط با حقیقت و خانواده آسمانی مان حتی ارتباط با پدر و امام زمانمان را از خانم فاطمه زهرا یاد بگیریم. این همه حرف زدم من در مورد شخصیت حقیقی امام زمان بود که بابای ماست. امام زمان یه شخصیت حقوقی هم دارد. آن چیه ؟ غیر از شخصیت حقیقی اش که بابای ماست، چیه؟ شخصیت حقوقی اش این است که امام به ما نسبت به اماممان یه وظایفی داریم. شما به خانم فاطمه زهرا نگاه بکنید ببینید وقتی به مقام امام زمان خودش میخواهد توجه بکند، میبیند امام زمانش تنهاست، چند تا چیز دارد، دارایی هاش هست همه را فدای امام زمانش میکند، جوانی اش را، یه زن است، خانم فاطمه زهرا یه زن است؛ یه زن جوان باردار با ۴ تا بچه قد و نیم قد. اصلاً نه توجه دارد که زن است، نه توجه دارد که باردار است، بچهاش را، جنینش را سقط میکند. نه توجه دارد که چهار تا بچه دارد. آنها را هم فدای امام زمانش می کند. فدای امیرالمومنین میکند. نه به خاطر شوهر بودن. اصلا اینجوری نبود. دفاع از امام زمانش اینجوری اقتضا میکرد. همه چیزش را فدای امام زمانش میکند. اگر واقعاً مادر من فاطمه زهرا روز قیامت چشم در چشم من به من بگوید من همه چیزم را فدای امام زمانم کردم، تو چیکار کردی؟ ما چی جواب بدهیم. ما چیکار کردیم برای امام زمانمان! از زندگیمان چه چیزی برای امام زمان سرمایه گذاری کردیم! ما چه حرفی داریم بزنیم! ما وقتمان کو! کو وقتمان اصلاً! ما در این جدولهایی که الان من مینویسم برایتان، من مال هزاران نفر را نوشتم، هزاران دانشجو، هزاران طلبه، هزاران کارمند، هزاران زن خانه دار، هزاران دانش آموز نوشتم برنامههایشان را، استاد دانشگاه ها، نمیدانم آدم های مهم، مدیرکل ها، سفیرها، رایزنهای فرهنگی، خیلی نوشتم. آدمهای همه برنامههایشان را نگاه کنید. در جدول برنامهریزی به ندرت من یک کسی را دیدم انگشت شمار، شاید به تعداد انگشتان یه دست باشد. دیدم یه کسی نوشته باشد من وقف امام زمانم، دو ساعتم برای امام زمان است، واقعاً ما زندگی نمیکنیم. ما اگر با خانواده آسمانیمان آشتی بکنیم، انقدر دنیا به ما خوش میگذرد که نگو. اصلاً ما تمام خوشیها آرامشها در ارتباط با خانواده آسمانی است. اینکه مؤمن نشاطش دائمی است، اینکه خداوند میفرماید: «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» نه ترسی دارند، نه غصهای دارند، همه اش برای این است که خانواده آسمانی خیلی شادی می آورد برای من. من اگر با بابام، امام زمانم رفت و آمدم را شروع کنم، با خانم فاطمه زهرا رفت و آمدم را شروع کنم، پیوند صمیمی شخصی برقرار کنم ،با این همه امامزادههای عالی که اطراف ما هستند، با رفیقهای اصلیمان ما ارتباط برقرار بکنیم، ما اصلاً سرمایه آخرت و آسمان را از دست دادیم. این همه رفیقهای عالی داریم ما. اگر با اینها روابطمان را شروع بکنیم، با اینها زندگی مان را شروع بکنیم و در اینها با اینها رفت و آمد داشته باشیم، اصلاً ما غصه نمیخوریم. ما همه بدبختی مان این هست که همه غصههایمان آمده روی زمین. اگر شما انسان غصههایش را، دغدغههایش را به آسمان ببرد، دنیا خیلی خوش میگذرد بهش. غصهتان این باشد امام زمانتان بالا سرتان نیست، پدرتان بالا سرتان نیست، آواره است، طردشده است، تنهاست. اگر برای این غصه بخورید و گریه بکنید، دعای ندبه را اصلاً برای چی گفتند که شما دعای ندبه بخوانید؟ دعای ندبه؟ ندبه یعنی گریه دیگر. دعای ندبه دعای فراق از امام زمان است. اگر کسی اهل ندبه باشد به معنای واقعی، او خیلی دنیا را خوش میگذراند. دنیا خیلی شاد برایش می گذرد. چون غصههای آسمانی برخلاف غصههای زمینی شادی آور است. این یادتان باشد. فرمول یادتان نرود در انسان شناسی. غصهها هر چقدر آسمانی بشود چی می آورد؟ شادی و آرامش می آورد. وقتی زمینی میشود، هر چقدر زمینی بشود چیه؟ غلظت غصهها، خفه کنندگی، تاریکی اش ترسناکیش بیشتر است. هرچقدر شما به سمت آسمان بروید؛ در گوسفند را شما نگاه کنید. در گوسفند شما وقتی میخواهید خوشمزهترین جایش را بخورید، قد بگیرید، متر سانتی متر بگذارید، ببینید کجاش با زمین بیشتر فاصله دارد! کجاش فاصله دارد؟ گوشت گردن خوشمزهتر است یا گوشت ران! هرچی از زمین فاصله داشته باشد، بهتر است، مفیدتر و بهتر است. در آدم هم اینجوری است. آدم هرچی از زمین فاصله میگیرد، شیرینتر آرامتر شادتر راحتتر زندگی میکند. هرچی غصههای ما دغدغههای ما ناراحتیهای ما رنگ آسمان بیشتر داشته باشد، تولید شادی بیشتری میکند. دغدغه های ما . هرچی دغدغههای ما زمینی بشود، فشاری که می آورد به قلب و روح ما، بیشتر است. بیشتر غصه برای ما ایجاد. ما باید یاد بگیریم با آسمان شاد بشویم، با آسمان شاد کنیم. لذا آنهایی که زیرکند، تا غصه سراغشان می آید، زود پرواز میکنند آسمان میروند. معتادها را دیدید! معتادها چرا تا غصه به او می آید، پرواز میکنند؟ یه تریاک میزند اوج میگیرد. یه کراکی میزند یه قلیونی میزند اوج میگیرد. برای چی اصلاً سراغ این میروند؟ برای اینکه فراموش کنند مشکلاتشان را، اصلاً یادشان میرود روی زمین هستند، میروند آسمان، هپروت هاولی خب این خیالی هست. فرار خیالی هست. دوباره برمیگردند، میبینند که مشکل چند برابر شده؛ ولی مومن نه، مومن یه چیزهایی، شرابهایی دارد میزنهد «و سقاهم ربهم شراب طهورا» فرمود: قرآن شراب مومن است. مومن شراب میزند. این همه راجع به شراب در اشعار آمده، راجع به می آمده در اشعار عرفانی ما، برای چی؟ این همه آمده راجع به می و شراب و اینها، برای اینکه واقعاً حضرت فرمود: قرآن شراب است؛ یعنی انسان قرآن میخواند واقعاً اوج میگیرد. غصهها یادش میرود. فرمود: هر وقت غصه زیاد سراغتان آمد، سه تا چیز را زیاد یاد بکنید: یکی موقع مردنتان را زیاد بکنید یکی قبرتان را؛ موقعی که از قبر میخواهید به قیامت بیاید. یکی هم آن لحظهای که میخواهید جلو خدا بایستی و جواب بدهی. دیگر مصائب دنیا یادتان میرود. اینها مصیبت است که آدم باید یادش باشد. جهنم مصیبت است، فشار قبر مصیبت است. تنهایی مردن و بعد مردن مصیبت است. قیامت ۵۰ هزار ساله مصیبت است. آدم حواسش به این مصیبتها باشد. دیگر از چیزی در خانه ناراحت میشود؟ سر ظرف و ظروف و شام و مهمانی و خاله خاله بازیهای دنیا! عمراً. اگر برای اینها ناراحت بشود. مگر اینکه خیلی آدم کوچکی باشد، ناراحت بشود. کی من را میخواهد، کی من را نمیخواهد، کی به من محل گذاشت، محل نگذاشت، اصلا. شما بهشت را یاد کن. یه مدتی سفر در بهشت بکن. آیات الهی را بخوان، باهاش دلت را پرواز بده، ببین اصلا تمام وجودت را شادی میگیرد. چقدر مگر ما باهاش فاصله داریم! چند روز دیگر مگر ما فاصله داریم با اینها؟ فکر میکنیم خیلی دور است «انه یرونه بعیدا و نره قریبا» خدا میگوید شماها خیلی دور میبینید این را ولی ما خیلی نزدیک میبینیم. نگاه کنید نزدیکترین اعضای خانواده ما مردن رفتند. خیلیهایشان الان در برزخ اند. از ما جوانترش در برزخ اند. یه سری به قبرستانها بزنید. مگر ما چقدر فاصله داریم با آنها؟ هر چقدر با خانواده آسمانی بیشتر پیوند برقرار بکنید شادتر خواهید شد. یادتان نرود. نتیجه بحث ما.
منشأ همه شادیها و آرامشها پیوند با خانواده آسمانی است، منشأ غصهها افسردگیها پوچیها دردها حتی دردهای جسمانی، فراموشی خانواده آسمانی است. انشالله در سالگرد تولد امام زمان علیه السلام یه چند روزی تا ماه مبارک رمضان که ماه امام زمان هست، بیشترین عشق بازیها با امام زمان در شعبان نیست که تولدش هست، در کجاست؟ در ماه مبارک رمضان است. دعاهایی که آمده در ماه مبارک رمضان همه دعاهای متمرکز به مهدویت است که در بحث مراقبتهای ماه مبارک توضیح دادم دیگر، اینها را وقت نمیکنیم دیگر توضیح بدهیم. آنها که کار نکردند سی دی مراقبتهای ماه مبارک را حتماً قبل از ماه مبارک کار کنند. یاد خدا و صلوات و مباحث معنوی. این چهار تا را کار کنند که این ماه عظیم دارد می آید، کور واردش نشویم، و کور خارج بشویم.
توضیح دادم آنجا که ماه رمضان چقدر پیوند با امام زمان دارد، اصلاً ماه رمضان همه چیزش از روزه اش بگیر تا سحرش و شب زنده داری اش تا احیایش، تا شبهای قدرش، همه اش برای امام زمان و پیوند با امام زمان است. انقدر اهمیت دارد که میفرمود: یه دعای فرج هست بعد از نمازهایتان هست، نه این دعای فرج «اللهم کل ولیک...» یه دعای فرج هست بعد از هر نماز، هر کس بخواند گناهان گذشته و حال و آیندهاش آمرزیده میشود. اینقدر پیوند با امام زمان مبارک است. آنها را یاد بگیرید انشالله و باهاش عمل بکنید انشالله، روحتان را باهاش پیوند بدهید و در عمل هم بیاورید این را انشالله.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد .