جلسه 154 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
154
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
10
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 154 - شرح صحیفه سجادیه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ فراز هفتم از دعای ششم را میخوانیم و فراز هشتم (و هذا یَومٌ حادثٌ جَدیدٌ وَ هُوَ عَلَینا شاهِدٌ عَتید إِن أَحَسَنا وَدَّعنا بِحَمدٍ وَ إِِن أَسَئنا فارِغَنا بِذَنبٍ اَللّهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ارزُقنا حُسنَ مُصاحِبَتِهِ وَ اَسِمنا مِن سُوءِ مُفارِقَتِه بِارتِکابِ جَریرَۀٍ أَو اِقتِرابِ صَغیرَۀٍ أَو کَبیرَۀٍ) دعای ششم از دعاهای بسیار پر برکت هست.@ مضامین بسیار عالی بحثش هم اگر دقت کرده باشید یک مقدار طولانی بود و مباحث متنوعی داشت بعد از مباحث که بیشتر به مباحث وجودشناسی مربوط بود به مباحث نفسی میپردازد.@ میفرماید که عرض میکند به حق تعالی (و هذا یومٌ حادثٌ جدیدٌ) بحث شب و روز و زمانشناسیها و تأثیر زمان و ارتباط ما با عالم را که بیان میکنند میفرماید که امروز یعنی روزی که در آن قرار داریم روز نو و جدیدی هست.@ (و هو عَلَینا شاهدٌ عَتید) که این روز جدید گواه بر اعمال ماست شاهد محاسبهگری هست که گواه هست بر کردارهای ما مراقب هست (إن أحسنا ودعنا بحمدٍ و إن أسئنا فارغنا بذنبٍ) اگر ما کار خوب انجام دهیم آدم نیکوکاری باشیم با سپاس با حمد با ما وداع میکند.@ یعنی وقتی روز تمام میشود میخواهد برود با سپاس از ما حمد از ما ما را ترک میکند (و إن أسئنا فارغنا بذنبٍ) اگر اهل زشتی باشیم اهل بدی باشیم با نکوهش از ما جدا میشود این روز، و در ادامه در فراز هشتم پس از اینکه صلوات میفرستد بر پیامبر و آلش.@ میفرماید که روزی ما کن حسن مصاحبت این روز را و ما را از جدا شدن بد نگه دار یعنی یک کاری کن خدایا ما بتوانیم با امروزمان مصاحبت خوبی داشته باشیم.@ و با خاطره بدی از امروز جدا نشویم و همچنین ما را از جدایی زشت و بد باز دار که در آن گناه صغیره و کبیرهای انجام ندهیم. یک نکته خیلی مهم در جهانبینی اسلامی این هست که همه عالم تجلی خداست.@ ظهورات خداوند حی مطلق هست ما یک خالق و یک مخلوق نداریم بگوییم عالم این گونه هست که یک خدایی هست و با مخلوقاتش، بلکه یک وجود واحد هست عالم، همه عالم را.@ عالم هستی یک وجود واحد است که حق تعالی است با ظهورات خودش و تجلیات خودش. لذا وقتی که در عالم با تجلیات حق تعالی روبهرو هستیم همه جلوههای خداوند تبارک و تعالی آیه و نشانههای خود او هستند ظهورات خود او هستند.@ لذا شما ببیند در قرآن همه چیز را نشانه و کلمه خدا میداند ظهور خدا میداند بنابراین خداوند تبارک و تعالی در تمان ظهورات خودش حضور دارد همه جا پر از خداست.@ این را هر انسانی بدون استثناء فطرتاً میفهمد که در حضور خداست خدا به او احاطه دارد در تمام وجودش خدا هست و هیچ وقت انسان از درک خدا ناتوان نیست از ادراک خدا ناتوان نیست همه جا میتواند خدا را ببیند.@ کما اینکه قرآن فرمود هر جا نگاه بکنید به من دارید نگاه میکنید همه جا ظهورات من هست (فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا روی کنید آنجا چهره خداست و جلوه خداست.@ متأسفانه ما چون عادت کردیم به نگاه کردن به طبیعت این حجاب عادت باعث شده که خوب متوجه نشویم. شما نمیتوانید دست بگذارید روی هیچ موجودی هیچ مخلوقی هیچ چیز، هر چه که اطرافتان هست.@ این یک گرد و خاک را از روی زمین بردارید و نگاه کنید مگر اینکه معجزه است بشر از ایجادش از خلقش ناتوان است حتی از شناخت کاملش ناتوان است.@ یعنی طبیعتی که شما نگاه میکنید عالمی را که مشغول نگاه کردنش هستید یک معجزهای هست که ما به آن عادت کردیم از بس عادت کردم دیگر کور شدیم مثل ماهی در آب که از درک آب عاجز است.@ شما به گُل به درخت، به برگ به یک خاک به ریگ به این فرش به آب به هر چیزی نگاه کنید معجزات عظیم الهی است یعنی شما دائماً با اعجاز با تازهگی با ظهورات نوبهنو با چیزهای شگفتانگیز در اطراف خودتان سروکار دارید هیچ چیز عادی وجود ندارد در عالم.@ یک چیزی که معمولی بشود عادی بشود انسان بگوید خوب حالا این که چیزی نیست شما میخواهید بروید نماز بخوانید یکذره گرد از این مُهر به دستتان میچسبد ببرید بگذارید زیر میکروسکوپ ببینید چقدر حرفهای ناگفته دارد با تو میزند.@ موی سرتان را، یک دانه از موهای بدنتان را بردارید بگذارید زیر میکروسکوپ ببینید الله تبارک و تعالی چقدر حضور و چقدر ظهور دارد.@ خداوند همه جا حضور دارد و همه جا به اندازه ظرفیت آن مخلوق و آن جلوه ظهور دارد برای ما، خودش را نشان میدهد به ما، یکی از چیزهایی که در همه جای عالم وجود دارد در آموزههای قرآنی ما هست شعور و حیات است.@ یعنی هیچ چیز مردهای ما نداریم در این عالم، شما نمیتوانید دست بگذارید روی چیزی بگویید این مُرده است یک خاک را بردار ببر زیر میکروسکوپ ببین چقدر حیات در این خاک هست چقدر حرف میزند، چرا؟@ چون نمیشود ظهور از مظهر و ظاهر جدا باشد ما نمیتوانیم خدای حی داشته باشیم که ظهور مُرده داشته باشد یک جا مرده ظاهر بشود به صورت یک مُرده، ما مرده نداریم مُرده و مرگ و حیات یک امر نسبی است نه یک امر مطلق.@ ما چیز مردهای نداریم هر چیزی که دست بگذارید رویش باشعور است با فهم است. حالا متأسفانه ما باید خودمان انشاء الله یواش یواش این جنایتی که صورت گرفت.@ این شد که در اثر بیعُرضهگی حاکمان اسلامی و کشورهای اسلامی مسلمانها از علوم، صنعت، تکنولوژی، و بخصوص علوم تجربی جدا افتادند.@ الحمد لله حالا در این سالهای اخیر ما داریم سرعتمان زیاد شده کما اینکه خود دنیا اعلام کرده سرعت ما الان یازده برابر متوسط جهانی است یعنی از تمام کشورهای دنیا حتی از آمریکا و اروپا ما حداقل یازده برابر سرعتمان بیشتر شده در علم، داریم یواش یواش میرویم.@ قبلاً شما هر مستندی در تلویزیون نگاه میکردید مستندهای خارجی بود الان شما میتوانید مستندهای ایرانی نگاه بکنید در تمام رشتهها میتوانید مستند نگاه بکنید ایران حرف دارد تولید علم کرده.@ در این داستان آب دیدید که دانشمند ژاپنی میگوید ما آب را مولکوهای آب را، سیدیاش را حتماً عزیزانی که نگاه کردند نگاه بکنند.@ میگوید وقتی که اسم الله یا بسم الله یا آیات الهی را بر آب ما میخوانیم شکل مولکولها با زمانی که اسم شیطان را میگوییم یا موسیقی پخش میکنیم کاملاً فرق میکند یعنی آب کاملاً در مقابل این مسأله از خودش عکسالعمل نشان میدهد.@ این را چه موقع فرموده قرآن؟ این را قرآن 1400 سال پیش این را بیان کرده برای ما که (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) سنگ شعور دارد در مقابل اسم خدا، مولکول، اتم، اشیاء، در مقابل اسم خداوند از خودشان عکسالعمل نشان میدهند چون زنده هستند.@ خداوند چون خودش حی مطلق است تجلی مرده ندارد اگر ما اشیاء را تقسیم میکنیم به جامد، مایع، گاز، جماد، نبات، حیوان، انسان مراتب حیات را دارند و الا مردهگی ما نداریم.@ یعنی نداریم مثلاً بگوییم یک جسم مرده داریم بعد یک نبات داریم که یک مقدار کمی شعور دارد یک حیوان داریم شعورش بیشتر است و یک انسان داریم نه، آن جماد آن زمینی هم که شما روی آن دارید راه میروید تمامش حی است و میفهمد.@ گناه را میفهمد معصیت را میفهمد الله را میفهمد شیطان را میفهمد تاریکی را میفهمد نور را میفهمد همه چیز را میفهمد لذا (تُحَدِّثُ أَخْبارَها) سوره زلزال داریم که زمین و هر چیزی که شما روی آن راه رفتید تمام خبرهای شما را دارد و شعور دارد و ثبت میکند و زمانی هم حرف میزند اعضاء و جوارح ما هم همینطور.@ این شعور را دارند فهم را دارند و ما اصلاً چیز مرده نداریم چیز بیشعور نداریم در عالم، یک چیزی که بگوییم این حس ندارد.@ یک تکه مثلاً جماد است بیحس و جان و بیشعور است لباست شعور دارد عینکت شعور دارد موهایت شعور دارند و عکسالعمل نشان میدهند. همه میفهمند ما اصلاً هیچ چیز غیر فهیم نداریم (يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) همین حیوانات هم که شما میبینید.@ (وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْض)هیچ دابهای نیست جنبدهای نیست بعد میفرماید (وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ) هیچ پرندهای نیست (إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ) مگر اینکه اینها هم مثل شما همه فرهنگ دارند شعور دارند.@ میفهمند گیاهان شعور دارند فرهنگ دارند میفهمند کلام دارند جمادات شعور دارند میفهمند کلام دارند همه موجودات اینطوری هستند.@ از جمله چیزهایی که فهم دارد و شعور دارد چون تمام مظاهر تجلی خداوند اینطوری هست از جمله چیزهایی که فهم و شعور دارد آیات الهی قرآن شخصیت حقیقی دارند سورهها شخصیت حقیقی دارند.@ قبلاً اینها را گفتیم ایام هم همینطور هستند ایام هم شخصیت دارند و شعور دارند و مصاحبت با ما دارند لذا فرمود به ایام توهین نکنید به روزها توهین نکنید مثلاً از دوشنبهها بدم میاید از چهارشنبهها بدم میاید مثلاً از فلان زمستان بدم میاید.@ اینطوری توهین نکنید انسان نباید چون وجود ظهور جلوه باشعور و فهیم خداوند تبارک و تعالی است. در مورد روزها چی؟@ میگوید این روزی که من در آن هستم شما وقتی که سوار اتوبوس میشوید میخواهید مسیری را بروید یک موقع هست در دنیا زیاد اتفاق افتاده فکر میکنم برای هر کدام از ما هم این اتفاق افتاده که در سفری که با یک تاکسی با یک مینیبوس در هواپیما یا اتوبوس داشتیم.@ در قطار انسان با یک نفر آشنا میشود یک مصاحبت مصاحبت خوبی میتواند باشد یک مصاحبت مصاحبت بدی میشود غروب که میخواهند از هم جدا بشوند یک موقع میبینی با یک حس خوب از هم جدا میشوند.@ گاهی وقتها که میخواهند از هم جدا بشوند آخر سفر با یک حس منفی و بد از همدیگر جدا میشوند در روز اینگونه است میگوییم که ما امروز، روز نو و جدیدی هست (و هو عَلَینا شاهدٌ عَتید) آخ آخ این روز همین امروز شاهد بر ماست و تمام لحظاتش ما را رصد کرده.@ ما را دیده و ثبت کرده همه چیز را در خودش، همه چیز را ثبت کرده (إن أحسنا ودعنا بحمدٍ) اگر ما کار خوب بکنیم موقعی که روز میخواهد از ما جدا بشود و شب بیاید این با سپاس با حمد از ما جدا میشود.@ رفیق خوبی بودی همراه خوبی بودی برای ما، مصاحب خوبی بودی ما مصاحبت تو را داشتیم مصاحبت خوبی از تو دیدیم (و إن أسئنا)اگر آدم بدکاری باشیم آدم گناهکار و معصیتکار و بداخلاق و ناهنجاری باشیم.@ (فارغنا بذنبٍ)از ما جدا میشود در حالی که میگوید اَه اَه عجب آدم بدی بود عجب آدم نحسی بود عجب آدم شری بود اوقات ما را تلخ کرد این فهم زمان را میرساند.@ حالا حضرت استاد حفظه الله میفرماید لزوم بهرهگیری از لحظه لحظه عمر یک بحثی آوردند که باطن این حیات روز را دارد برای ما بیان میکند (یوم) معانی مختلفی دارد چون بالا فرمود امروز روز جدیدی هست.@ مجموع شبانهروز فاصله طلوع خورشید تا غروب آن و مطلق زمان سه تا معنی برای روز ما داریم مثلاً بگوییم روز شنبه روز چهارم دی ماه، این به کدام معنی هست معنی چندم هست؟@ شبانهروز هست میگوییم چهارم، چهارم را رد کردیم تمام شد،شد 12 شب، چهارم رد شد شبش را هم میگیرد یک موقع هست اینطوری میگوییم. یک موقع میگوییم نه روز بیا شبها نمیشود روز باید اینطوری باشد.@ در روز معلوم است فلان چیز، در روز باید دید، منظور از روز چیه؟ همان موقع که روشنایی هست فاصله طلوع خورشید تا غروب آفتاب، یک موقع هم میگوییم مطلق زمان میگوییم.@ روز قیامت روز مرگ روز پیروزی ما خواهد رسید اینطوری میگوییم. در اینجا یوم به معنای سوم است و لحظههای زمان به صندوقچههایی تشبیه شده که باید در هر یک از آنان عمل صالحی ذخیره کرد و آن را به آن ایام سپرد.@ و در قیامت بازبینی و هر یک را استخراج نمود. چون در حدیث داریم از پیغمبر که در قیامت صندوقچه میاورند به تعداد ساعات روز در قیامت صندوقچههایی را میاورند و باز میکنند.@ علت اینکه قیامت طول میکشد پنجاه هزار سال برای اینکه تشریفات بررسی 24 ساعت خیلی زیاد است ساعت به ساعت این را بررسی میکنند اینقدر طولانی است قیامت، که میگوید انسان از نگاه کردن در بعضی از این صندوقچهها که باز میشود خیلی خوشحال میشود.@ در مورد بعضیهایش خیلی عذاب میکشد و غصه میخورد و در مورد بعضیهایش هم افسوس میخورد میگوید اَه چقدر تلفش کردم. باید دید چگونه خداوند متعال در قیامت 24 مخزن را باز میکند بعضی پر از نور و بعضی پر از ظلمت و آتش و بعضی خالی و تهی است.@ این روایتی هست که در عُده ما داریم در عدۀ الداعی مرحوم ابن فهد(ره) آوردند این را. و این مخزنها کنایه از 24 ساعت شبانهروز دارد که انسان در آن به اعمال نیک یا به معصیت و گناه مشغول بوده.@ و یا وقت خود را به بطالط و بیکاری گذرانده است بنابراین اگر روزها را به بطالط بگذرانیم خسارت دیده و قادر به جبران آن نخواهیم بود.@ چرا که دیگر باز گردانده نمیشود و هرگز آن زمان را پس از آن نخواهیم دید و تودیع زمان و حرکت آن و جدا شدن آن از ما قهری است و اگر ما در استفاده از عمر و زمان همان را استفاده کنیم که از ما خواسته شده است اسراف زمان نکردهایم.@ این حسهای قشنگی که در این دعا دارد داده میشود آدم قشنگ میفهمد که زمان چه گوهر ارزشمندی هست عمر و جوانی چه گوهر ارزشمندی هست برای انسان.@ چه رفیق همراهی هست برای انسان، آدم یواش یواش حسش میکند این حضور حقیقی زمان را. اسراف زمان نکردهایم و آن زمان با زبان حال از ما تشکر میکند.@ و تشکر آن عبارت است از اثر مفیدی که عمر پر برکت ما در نهادروح و قلب ما به جای میگذارد اما اگر عمر خود را اسراف نموده و استفاده مطلوب از آن نبریم گویی با نگرانی به نکوهش و تقبیح ما پرداخته و روح آکنده از گناه و سریره زشت ما را واگذارده و از ما به سرعت دور میشود.@ بنابراین زمان شاهد و گواه اعمال ماست و آنچه را که در آن به ودیعت بگذاریم بدون هیچگونه کم و زیاد خواهیم دید یا خواهیم یافت و اگر به بطالط بگذاریم بازتاب اعمال ما همچنان باقی خواهد ماند.@ امام صادق(ع) فرمود این حدیث خیلی حدیث مهمی است خیلی دقت و ظرافت میخواهد یک صلوات به محضر مقدس امام صادق(ع) ختم بفرمایید.@ (ما مِن یَومٍ یَعطی عَلی ابنِ آدم إلا قال لَهُ ذلکَ الیَوم یَابن آدم أنا یومٌ جدیدٌ و أنا عَلَیکَ شَهید فَقُل فیه خیرًوَ اعمل فیه خیرًوَ اشهَدُ لَکَ یَومَ القِیامَۀ فَإنَکَ لَن تَرانی بَعدَها أبَدا) هیچ روزی نیست که بر بنی آدم بگذرد.@ (إلا قال لَهُ ذلکَ الیَوم) مگر اینکه آن روز به انسان خواهد گفت و میگوید (یَابن آدم) ای فرزند آدم امروز روز جدیدی هست که من بر تو شاهد هستم.@ (و أنا عَلَیکَ شَهید) من شاهد هستم (فَقُل فیه خیرً وَ اعمل فیه خیرا) یک سؤال اینکه گفتار را از عمل جدا میکند اینجا.@ میفرماید در من خوب حرف بزن و عمل خیر بکن، گفتن هم مثل شنیدن مثل خیلی کارهای دیگر اینهم یک عمل است دیگر میتوانسته بگوید بر من عمل خیر بکن، گفتن چرا جدا میشود؟@ خوب شنیدن، مگر شنیدن، گفتار خودش یک عمل است دیگر، این اهمیت زبان را میرساند که زبان از بس اهمیت دارد اصلاً مقوله ارتباط کلامی به قدری سازنده است در شخصیت انسان که جداگانه به آن رسیدگی شده.@ یعنی زبان فوقالعاده مهم است خیلی مهم است خیلی اهمیت دارد لذا اگر یک کسی بخواهد، در روایت داریم یک کسی تا زبانش راست نشود هیچ چیزش راست نمیشود.@ زبان اینقدر اهمیت دارد حرف زدن کلماتی که باید بکار بگیریم خیلی مهم است حتی گاهی وقتها نیت انسان یک نیت خوبی هست اما کلماتش با نیتش تنظیم نیست و کار را خراب میکند و گند میزند به یک کار.@ قصدی هم ندارد اصلاً شاید آن لفظی که میخواست بکار ببرد و بکار هم برده معنیاش را هم قصد نکرده اما همین که این عفت زبان را ندارد و نمیتواند زبانش را حفظ بکند.@ یک کلمات بد زشت، دلسرد کننده و تحقیرکننده و سبککننده، میزند فاجعه درست میشود و این فاجعه فقط در شخصیت شخص نمیماند به جمع به اجتماع یک موقع به دنیا کشیده میشود.@ ما در این دنیا سابقه داشته جنگ راه افتاده، جنگ سر کلام، جنگ جهانی راه افتاده دو نفر ادب نداشتند حرف بزنند با هم، یک جنگ راه انداختند نحوه حرف زدنشان اینقدر اهمیت داشته.@ خیلی این مقوله زبان مقوله مهمی هست لذا قرآن خیلی تأکید میکند که اینقدر اهمیت دارد که خداوند میفرماید به تمام بندگان من بگو وقتی میخواهند حرف بزنند بهترین کلمات را انتخاب کنند.@ (وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) حتی خوب حرف زدن را هم خدا راضی نیست به آن، میگوید بهترین کلمات را بکار ببرند که (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) چون شیطان از کلمات آدمها استفاده میکند علیه خود آدم و علیه دیگران از آن استفاده میکند.@ لذا خیلی وقتها شما ببینید 95% طلاقها سر زبان است دیگر، جداییها، اختلافها، فتنهها، گرفتاریهایی که در مملکت ایجاد میشود همین سر حرف زدن نحوه حرف زدن این همه اهمیت دارد.@ این خیلی مهم است (قُل فیهِ خَیراً) حرف میزنی خوب حرف بزن، و این چیزی هست که ما متأسفانه اصلاً برایش کلاس و باشگاه و استاد نمیرویم یعنی حاضر نیستیم وقت بگذاریم برایش.@ میگوییم من اینطوری بزرگ شدم شخصیت من اینطوری است پدرم من را اینطوری بزرگ کرده مادرم اینطوری بزرگ کرده با همین شخصیتی که بزرگ شدم میشوم دانشجو.@ میشوم استاد میشوم طلبه میشوم شوهر یک کسی، زن یک کسی، پدر یک کسی، مادر یک کسی، برادر یک کسی، با این فرهنگ ضعیف و غلط وارد یک دریا ارتباطات میشوم و کار را خراب میکنم.@ شما ببینید یک دختر خانمی که از نظر مزایا، مزایای ضعیفی دارد یعنی بخواهی امتیاز بدهی به او به عنوان یک دختر، به عنوان یک همسر به عنوان یک عروس، مزایایش مزایای ضعیفی هست.@ اما بقدری خوش سخن است که میشود محبوبترین فرد فامیل فرد جامعه، همین بخاطر خوشسخن بودنش، ادبیات خوبی دارد و تمام ضعفهایش را این زبان زیبا این زبان خوبش میپوشاند.@ یک کسی را هم میبینید که کمالات خیلی زیادی دارد شما بروید در دادگاهها نگاه کنید میگویید حیف نیست این زن دارد از این مرد جدا میشود حیف نیست این مرد دارد از این زن به این خوبی به این زیبایی دارد جدا میشود.@ ولی وقتی نزدیک میشوی میبینی که اینها زبانشان آتش هست زبانشان درنده است نیش میزند دائما میدرد همدیگر را میدرند و له میکنند همدیگر را، تخریب دارد زبان اینها.@ میبینی که تمام خوبیها، کمالات، زیباییهای یک دختر بخاطر زبان بدش نادیده گرفته میشود یک مرد همینطور، کمالات زیادی دارد تواناییهای زیادی دارد اما زبان بدش تأثیر میگذارد روی همه شخصیتهای این آدم و حق هم اینطور است که کمالاتش واقعاً نادیده گرفته میشود.@ این زبان خیلی اهمیت دارد که انسان باید برایش استاد ببیند کلاس ببیند مطالعه بکند تمرین داشته باشد و کار بکند همین اندازه، به اندازهای که رانندگی تمرین میکند یک مقدار هم برای زبان تمرین بکند.@ مقداری که برای آشپزی برای کارهای فنی و حرفهای و هنری برای درس خواندن وقت میگذارد یک ترم، اگر مردم یک ترم وقت بگذارند، یک کسی بگوید بالأخره در این زندگیام قبل از اینکه بخواهم شوهر کنم زن بگیرم رفتم یک جایی این مهارتهای کلامی را گذراندم.@ شما ببینید چقدر طلاقها، فسادها، گرفتاریها، تباهیها، تلخیها کم میشود در اجتماع و عجیب هست که در مملکت ما با این اهمیتی که دارد که یک مملکت فرهنگی است هنوز این را اجباری نکردند.@ ژنتیک را اجباری میکنند دختر پسر باید بروند چهار ساعت دوره ببینند مسائل آمیزشی و ژنتیک و ایدز نگیرند ولی با اینکه مجلس هم تصویب کرده مجلس 150 ساعت تصویب کرده که دختر و پسر قبل از ازدواج بروند آموزش ببیند.@ ولی اجرا نمکنند دولتها ضعیف هستند اجرا نمیکنند به اندازه کافی شاید مربی ندارند مرکز ندارند دوره نمیگذارند. من اگر رئیس جمهور بودم یعنی مسئول بودم در این مملکت یک کارهای بودم امکان نداشت.@ یعنی از خانواده شروع میکردم امکان نداشت به یک دختر اجازه ازدواج بدهم یا به پسر،مگر اینکه حتماًدورههایی را طی کرده باشد.@ ارتباطات کلامی، مهارتهای اقتصادی، مهارتهای عاطفی که یکی از آنها کلامی هست و مباحث معنویشان، تا طی نشده باشد دورهاش را نشنیده باشند حداقل بفهمند که باید چکار بکنند اجازه ازدواج نمیدهم.@ این چه مسخرهبازی است که در کشوری که ادعای فرهنگ را دارد و صدور عالیترین فرهنگ را دارد و واقعاً هم عالیترین فرهنگ را دارد از هر چهار تا ازدواج سه تایش شکست میخورد یعنی چه آخه، چه کسی را داریم مسخره میکنیم.@ 25% طلاق تا بعضی از مناطق تهران 34% طلاق 25% فکر طلاق هستند دادگاه دارند الان در دادگاه هستند 25% دارند تحمل میکنند همدیگر را، به نتیجه نرسیدند اصلاً، اگر کلام را درست میکردند یک همچین چیزهایی نداشتیم.@ ولی کدام دختر کدام پسر قبل از ازدواج میرود و این مهارتها را یاد میگیرد بعضیها خودشان شعورشان میرسد کاری ندارند که کسی برایش الزام کرده یا نه.@ میگوید من از آن جهت که میخواهم وارد یک زندگی بشوم میخواهم شروع یک نسل را به عهده بگیرم و تا قیامت مسئولیت این نسل گردن من است.@ روز قیامت این بچه و نسلش، ذریهاش، مسئولش من هستم باید از نان شب واجبتر است باید بروم دوره مهارتهای کلامی ببینم ما چقدر آدمهای خوب داریم درس خواندند درس حوزه خواندند استادند آدمهای معنوی هستند اما هیچ جذابیتی ندارند.@ چقدر استاد دانشگاه داریم چقدر مهندس دکتر داریم چقدر آدمهای مؤمن داریم آدمهای زحمتکش داریم اصلاً کسی رغبت نمیکند کنار آنها کار بکند با آنها، هر کس نزدیکشان میشود فرار میکند از اینها.@ شخصیتاً نمیشود نزدیکش بشوی این شخصیت وقتی میخواهی با آن کار بکنی شیرین نیست نمیتواند حرف بزند مهارت کلامی ندارد اصلاً کسی رغبت نمیکند اصلاً با این آدم زندگی بکند.@ با این آدم حرف بزند با این آدم همکار بشود خوب این اگر مهارتهایش دوره داده بشود میدانید ما میلیاردها تومان وقت و چیزهای دیگر در این مملکت هدرنمیرود.@ همین پول، پولهایی که صرف دادگاه و ترددها و طلاق و چه و چه و چه چقدر وقت گرفته نمیشود چقدر نسلها قوی میشوند. من دو تا کشور همسایه بود رفته بودم حالا اسم نیاورم.@ در یکی از آنها از وقتی وارد شدیم ما اصلاً آدم تشنج میگیرد در این کشور وقتی وارد میشود پلیس بداخلاق، مأمورها بداخلاق، بیادب، پاسپورت را اینطوری نگاه میکند پرت میکند اینطوری، پرت میکند ولی یک کشور کنارش.@ یک کشور جنگ زده شاید الان دهها سال است درگیر جنگ است وقتی واردش میشوی اصلاً در این کشور شما آرامش میگیری سربازش را میبینی حالت جنگی کشور را میبینی واردش میشوی در آن آرامش است در آن شادی است، چرا؟@ چون دولت به ارتباط کلامی اهمیت میدهد میگوید سرباز باید سه ماه برود ارتباط کلامی دوره ببیند. شما فکر کنید ما سربازهایمان را جمع کنیم.@ طرح را هم، خدا رحمت کند شهید صیاد(ره) با آن صحبت کردیم یکی از دوستانمان که همین مؤسسه هم نقش زیادی داشت طرح قشنگی داشت طرح را برد گفت آموزش بدهید.@ من طرح ازدواج سربازها را، یعنی طرح آموزش سربازها را برای مسائل زندگی شاید حدوداً سال 74 دادم طرحش را، آن موقعها یک سری آدمهای لائیک و آدمهای به درد نخوری بودند در مراکز تصمیمگیرنده، برای سرباز باید دوره بگذارید.@ سرباز دو سال در اختیار مملکت است برایش شش ما دوره بگذار دوره نظامی میگذاری سه ماه، شش ماه، دوره بگذارید.@ حرف زدن، مسائل زندگیاش، مشکلاتش، اینها خیلیهایشان آسیبهای خانوادگی دارند آسیبهای روحی و روانی دارند بیایند در سربازی ساخته بشوند وارد این مملکت که میشوی وارد این کشور میشوی با سربازش برخورد میکنی.@ در فرودگاهش میروی در مرزش میروی میبینی آرامش به شما دست میدهد اصلاً میخواهد درخواست بکند از شما این پاسپورتت را بگیرد نگاه بکند موقعی که برمیگرداند به تو میدهد میبینی که چقدر شخصیت از سر و روی این سرباز دارد میبارد.@ کلام فوقالعاده مهم است و ما اصلاً، حالا هیچ کس هم این کار را نکرده ما خودمان نباید این کار را بکنیم.@ یعنی ما خودمان واقعاً نباید برای کلام برای بخش کلامی یک سرمایهگذاری بکنیم ویژه، یک تمرین بکنیم مهارتهایش را، همینطوری بدون مهارت ما وارد میشویم بعد فکر میکنیم پدر خوبی، پدر خوبی در نمیایی شوهر خوبی در نمیایی.@ زن خوبی در نمیایی، مادر خوبی در نمیایی، خواهر و برادر خوبی نمیشوی فرزند خوبی از تو در نمیاید، استاد خوبی، طلبه خوبی، مسئول خوبی،مدیر خوبی، از تو در نمیاید.@ با وجود همه قابلیتهایی که داری کار خراب است کار پیشرفت نمیکند کار رشد نمیکند کار تعالی ندارد برکت ندارد کار، جالب اینجاست شما اگر همین یک فرهنگ را انسان رویش سرمایهگذاری بکند.@ دین نداشته باشد خداوند به آن برکت میدهد دشمن خدا باشد کافر باشد خدا به آن برکت میدهد اگر دشمنهای خدا یاد بگیرند که چطوری با هم حرف بزنند، خدا میگوید من به این آدمهایی که اینقدر خشن با هم حرف میزنند.@ اینقدر خوبند اینقدر مهربانند، اینقدر مؤدبند، من به کار اینها برکت میدهم حتی اگر بخواهند با من هم جنگ بکنند به آنها توانایی میدهم یا برعکس اگر مؤمن باشند.@ کار خدا را هم بخواهند انجام بدهند همین که روی این مهارت بلد نیستند کار بکنند وقت نمیگذارند مهارت را کار نمیکنند تمرین ندارند خداوند میگوید من خیر و برکت را از اینها برمیدارم کارهایشان دائماً گره میخورد.@ میبینی یک نفر میرود یکجا مدیر میشود یکجا رئیس میشود میبینی 80% نیروهایش از دورش میگذارند میروند، میگویند ما با این نمیتوانیم کار کنیم، بلد نیست همه را جمع بکند.@ چند وقت پیش مدیر بود از همین مدیران کشور، در وزارتخانه مشاور یک وزیری معاون یک وزیری بود من را دعوت کرد گفت من زیرمجموعههایم همه مال آن حکومت قبلی هستند یعنی مال آن دولت قبلی هستند که اصلاً با این دولت و حتی با خود من هم رابطه خوبی ندارند من هم میتوانم آنها را دکشان بکنم و بروند.@ ولی این سیاست سیاست غلط و حیوانی است، چقدر قشنگ میفهمد این معاون وزیر، گفت یعنی چه که کسی چون با خط من یکی نیست من این را باید حذفش بکنم یا باید با آن با بیمهری حرف بزنم.@ گفتم حالا با من چکار دارید؟ گفت میخواهم یک جلسهای بنشینیم با هم بگذاریم ببینیم چکار بکنیم با اینها بتوانیم کار بکنیم و کارمان رشد بکند و برکت پیدا بکند من دوست ندارم یکی از آنها را حذف بکنم.@ بارک الله به این آدم، چقدر آدم است. سال پیش این را به من گفت شروع کردیم با هم یک کاری را، امسال میبینیم همه این نیروها عاشق این آقا هستند.@ رفتم یک موقعی همینطوری سرزده محل کارشان، هیچ کس دوست نداشت غیر از ایشان کسی بایستد نماز جماعت، یعنی همه دوست داشتند به این آقا اقتدا بکنند و با جان و دل اقتدا میکردند به این آقا، من با تکتک آنها صحبت کردم گفتند دوستش دارند.@ اینقدر مهربان با اینها مثل پدر با اینها مثل برادر، حرمتهایشان تخصصهایشان، تعهدهایشان، کارهایشان را قشنگ میدید ملاحظه میکرد زحمتهایی که کشیده بودند.@ آنها میگفتند ما اصلاً احساس طرد شدهگی و له شدهگی میکردیم این به تکتک ما شخصیت داد تکتک ما را بزرگ کرد به همه ما احترام گذاشت، حالا نگاه کنید معجزه میکند نحوه حرف زدنش نحوه خطابش، وقت گذاری که برای اینها کرده.@ ضعیفترین مدیران، بیعرضهترین مدیران، بداخلاقترین مدیران کسانی هستند که هر جا میروند اول یک عده را جارو میکنند.@ من با قبلیها که اصلاً نمیتوانم کار بکنم چهار تا از رفیقهای خودم حتما باید باشند نه، یک موقع میبینی همه رفیقهای یک نفر خودش است کمالات خودش است تواناییهای خودش است در بدترین محیط میرود و همه آن کسانی که ضدش هستند رفیقش میشوند.@ تواناییهای یک نفر همین است از همه آنها استفاده بکند. گفتم یک روز شهید دستغیب یک کمونیستی بود این همسلولی شهید دستغیب بود.@ میگفت من هیچ آخوند و روحانی را قبول ندارم جز آقای دستغیب را، بعد تعریف میکرد حالا بعد از شهادتش هم، آزاد شده بودند جلسهای بود این آقا تعریف میکرد میگفت من در زندان بودم ایشان را رژیم گرفته بود آوردند انداختند همسلولی من بود.@ میگفت این را که آوردند نصف شب آوردند کردند در سلول ما، من دیدم که این رفت یک گوشهای و وضو گرفت و رفت روی سجاده نشست عبادت کردن.@ صبح من دیگر در شیرینی خواب بودم ایشان آمد زد آهسته به من گفت عزیزم وقت نماز صبح است بلند شو من سرم را از زیر پتو در آوردم شروع کردم به داد زدن، داد زدم سرش که من کمونیستم من نماز نمیخوانم برای چه مزاحم من شدی.@ گفت اینقدر این پیرمرد عذرخواهی کرد از من، من شرمندهام، گفت نه نصیحتم کرد، ما در این زندان این یکبار ما را نصیحت نکرد که تو باید نماز بخوان و چکار بکن.@ گفت اینقدر عذرخواهی کرد از من، گفت تا فردا این از من عذرخواهی به مناسبت، میگفت این چند وقتی هم که با هم همسلول بودیم هر غذایی میوهای چیزی که یک موقع گیر میامد بهترینش را میگذاشت برای من، پستترینش را خودش استفاده میکرد و میخورد.@ میگفت من اینطوری عاشق این مرد شدم، همین چقدر تأثیر دارد این رفتار، ما الان طرف حزب اللهی است جبهه رفته است حاج آقاست حاج خانم است صاحب هیئتی است زنش قبولش ندارند بچههایش قبولش ندارند.@ شوهرش قبولش ندارند داماداش قبولش ندارند، عروسش قبولش ندارند، اصلاً هیچ کس قبول ندارد این را، بداخلاق، نحس، بدجنس، این چه دینی است این همان کس است.@ که پیامبر فرمود (هی من أهل النار)، گفتند یک زنی هست یک خانمی هست که این خانم خیلی خانم متدینی است به پیغمبر گفتند، گفتند این شبها تا صبح عبادت میکند و روزها هم روزه است همیشه کارش این است عبادت.@ فقط یک عیب دارد یا رسول الله این یکذره بددهانی دارد همسایهها از دستش، تند است آدمی تندی است حضرت فرمود (لا خیر فیها هی من أهل النار) هیچ خیری در این زن نیست این جهنمی است هر چقدر هم روزه میخواهد بگیرد هر چقدر هم میخواهد عبادت بکند.@ (هی من أهل النار) این را باید درستش بکنی خیلی وقتها آدم متدین بودنش، چهار تا درس خواندنش، چهار تا حوزه رفتنش چهار تا دانشگاه رفتن را مجوز میداند از اینکه با نخوت با تکبر با دیگران برخورد بکند دیگران را کوچک بشمارد.@ با بدجنسی با بداخلاقی با له کردن دیگران، با ندید گرفتن دیگران، فکر میکند خیلی آدم بزرگی است کمالات زیادی دارد حالا اگر هم بداخلاقی کرد به جایی برنمیخورد.@ نه اگر آدم اخلاقش خوب نباشد زبانش خوب نباشد هیچ چیزش خوب نیست (هی من أهل النار) است دیگر، جهنمی است. لذا حضرت میفرماید آن روز، روزی که ما در آن قرار داریم به ما میگوید (فقل فیه خیر) روز به ما میگوید در من که هستی خوش زبان باش.@ خوب حرف بزن در من که هستی (و اعمل فیه خیرا) در من عمل که میکنی عمل خوب بکن بد عمل نکن، چرا؟ (اشهد لک یوم القیامۀ) من شهادت میدهم روز قیامت، اینجا خیلی مهم است.@ شهادت میدهم روز قیامت (فإنک لن ترانی بعدها ابدا) امروز هم تمام بشود من بروم دیگر من را نمیبینی، یک کاری نکن با یک خاطره بدی از تو جدا بشویم روز قیامت بیاییم یقهگیری بکنیم خلاصه برایت، آنجا شهادت بدهیم حالا که قرار است ما با هم جدا بشویم از همدیگر.@ روز به ما میگوید شب به ما میگوید، میگوید حالا که قرار است جدا بشویم خوب جدا بشویم. لذا چقدر قشنگ است که در دین ما مصاحبت شب و روز طوری طراحی شده که انسان در بهترین حالتها با روز جدا میشود و در بهترین حالتها از شب جدا میشود.@ شبش نماز شب و سحر و ورود به نماز صبح، روزش هم با نماز صبح آدم به استقبالش میرود و با عبادتها و تعقیبات و چیزها و کارهای قشنگ و کمک به خانواده خرید برای خانواده.@ شما صبح زود بلند میشوید در خواب موقعی که خانواده خوابند نمازت را خواندی میزنی بیرون که بروم بایستم در صف دو تا نان تازه بگیرم برای خانواده بیارم بنشینند یک صبحانه خوشمزه بخورند.@ یک عبادت قشنگی است این کار خوب و قشنگی است مرد انجام بدهد به قول بعضیها کلهپاچه بگیرد حلیمی بگیریم کار اینطوری، یک خانم خانهدار صبح بلند میشود با یک نیت خیر برای خانواده خودش همسر خودش پدر و مادر خودش چقدر ارزش دارد.@ (اشهد لک یوم القیامۀ فإنک لن ترانی بعدها ابدا) تو دیگر بعد از این من را نمیبینی. این روایت به این حقیقت اشاره میکند که زمان پر و خالی در قیامت عبارت است، دقت کنید چقدر قشنگ استاد این را بیان میکند حفظه الله تعالی.@ زمان پر و خالی در قیامت عبارت از رویش ما در این زمانهاست، ما چقدر در این زمان رویش کردیم، یعنی تجلی ظرف زمان به صورت مظروف آن و اعمال ماست. امروز که یک ظرف بود مظروفش که ما بودیم و اعمالمان چه شکلی است این زمان آنجا تجلی میکند. کما اینکه شب قدر هم چطوری هست شب قدر به چه صورتی ظهور میکند؟@

یعنی آن شب، آدم قدری است شب قدری است این یک قدر است. شما بروید منطقه دفاع مقدس بروید جنوب بروید غرب میبینید که آن مکان هم مکان مقدسی هست وقتی برمیگردید میبینی که تو جهادی برمیگردی روحیهات روحیه جهادی شده بسیجی برمیگردی.@ با شخصیت شهید، اصلاً شهید شدی و برمیگردی آنجا، میروی و شهید میشوی و برمیگردی خیلی خوب است یک شخصیت شهید داریم.@ خیلی مهم است که انسان زمانی که دارد راه میرود روی زمین، در زندگی دارد با زنش رفتار میکند با شوهرش رفتار میکند فرشتهها و خدا او را به صورت یک شهید میبینند، الله اکبر، یک شهید، الان فعلاً حیات دارد زنده است.@ اما این شخصیتاً از اول جوانیاش، یک موقعهایی در زندگیاش این آدم شهید بوده وقتی هم میرود امیر المؤمنین میفرماید زن و مرد هم ندارد میگوید خانمها هم، در نهج البلاغه میگوید خانمها هم همینطور هستند.@ خانمها وقتی که آرزوی شهادت داشته باشند به صدق، این خانم، حضرت میفرماید این خانم شهید است همینطوری قدم میزند زندگی میکند راه میرود این خانم شهید است اصلاً.@ موقعی هم که با سرطان بمیرد با تصادف بمیرد مرگ طبیعی بمیرد سکته بکند بمیرد شهید است و با شهدا هم محشور میشود. این ظرف زمان و مکان چقدر قیمت دارد که آدم را شخصیت آدم را اینطوری میسازد که این را بحثش را در رحم زمانی و مکانی توضیح دادیم.@ چنان که زمان پر برکت به زمانی میگویند که در آن برکات بسیار و بزرگمردان تاریخ ظهور کردند. که چه تعبیری از آن داریم در قرآن؟ تعبیر قرآنیاش چیست؟ یوم الله.@ (وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَ‏آياتٍ لِكُلِّصَبَّارٍ شَكُورٍ) از این رو شایسته است در گذر عمر به پندهای لحظه لحظه زمان گوش فرا دهیم و آنها را به گوش جان بسپاریم که نادیده گرفتن این گونه نصیحتها زیان بزرگی در پی دارد که خداوند مهربان برای آماده کردن بشر به صراط مستقیم سعادت از هیچ راهی فروگذار نکرده است.@ گاهی ما را با زبان زمان گاهی با زبان مکان گاهی با زبان اعضاء گاهی با بیان تشویق و زمانی با زبان تحدید حقایق کرامت و واقعیتهای گمراهی را به ما ابلاغ مینماید تا از این تحدیدها و انظارها پند بگیریم انشاء الله.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را برای رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان شفای بیمارانمان بخصوص عزیزمان جناب آقای امیری و مریضان منظور پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَهدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@