جلسه 152 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
152
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
9
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 152 - شرح صحیفه سجادیه

دعای ششم بودیم که مقداری از فراز پنجم باقی ماند، که در باره ی بحثی شد در بارهی آسمانها به این مناسبت هم بحث ملائکه پیش آمد که چند چیز را در مورد ملائکه عرض کردیم و قبلاً هم در باره ی ملائکه در دعای سوم مفصل بحث شده بود، حضرت می فرماید، اینجا از قول امیرالمومنین (ع) استاد فرمایشی می آورند که امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «ثم فتق ما بین السموات العلی فملأهنّ اطوار من الملائکه منهم سجود لا یرکعون و رکوع لا ینتصبون و الصّافون لا یتضایلون» که این را هم توضیح دادیم، این فرمایش را.

بعد ایشان می فرماید: در آیات شریفه نیز به برخی ماموریت فرشتگان اشاره شده است، از جمله «الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائمه عن لا تخافوا و لا تحزنوا» صبر و تقوی باشد نظام عالم، قوای عالم ماموریت دارند از طرف خداوند تبارک و تعالی به او کمک بکنند، قوای عالم به انسان کمک کند، دوباره چی، «تعرج الملائکه الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه» ملائکه و روح در روزی که اندازه آن به اندازه ی پنجاه هزار سال است بالا می روند، حالا این ترجع به چه معنا هست و به چه منظور هست این بحث دیگری است، حالا نکته خیلی مهمی که حضرت استاد اینجا تاکید دارند، که ما به آن توجه کنیم این است که هرگز نباید ملائکه الله را مانند انسان تصور کرد. و آنگاه اشکال نمود که چگونه ممکن است آنها برای همیشه در حال سجده و یا دائماً تسبیح بگویند و یا پیوسته در حال قیام باشند. هرگز خسته نشوند، چه ملائکه موجوداتی هستند که در تصور غالب افراد نمی گنجد و هرگز قدرت فهم واقعی آنها را ندارند.

زیرا آنها در منظر چشم و دسترس لمس و سایر حواس ظاهری قرار نمی گیرند، اینکه خود امام صادق (ع) می فرماید: اگر به مورچه بگویند خدا چه شکلی است مورچه می گوید دو تا شاخک دارد یعنی از دریچه محدودیتهای وجودی خودش نگاه می کند هر کسی از دریچه محدودیتهای وجودی خودش می بیند. یعنی زور بزند، عقلش را، ادراکاتش را، محدودیتهای وجودی خوشد را وقتی می گویند خدا، مثلاً روی کرسی نشسته، مثل پادشاهان و برایش صورت و قیافه و این طور چیزها در نظر می گیرند، فرشته ها هم همین طور هستند.

اینکه خیلی جاها شما در کتاب ها می بینید یا در آثار هنری می بینید در سنگتراشی ها می بینید، درجاهای دیگر می بینید که ملائکه را مثل انسان کشیدند برایش بال گذاشتند، یک مقدار خوشگل تر، تر و تمیز تر از انسان بال دارد، می بینید که در دادگاهها دیدید که فرشته ها آنجا، برای شان بال گذاشتند، ترازو و شمشیر هم دست شان هست خوب البته به صرف اینکه آنها در دسترس حواس ما نیستند. نمی توان انکارشان کرد. چرا که ندانستن و نفهمیدن هرگز مجوز انکار نیست در این رابطه ما قبلاً صحبت کردیم به خصوص در اردوی اسماءا...، که ما چگونه بتوانیم ملائکه را حس کنیم، حتی این خیلی مهم است که انسان بتواند آنقدر نزدیک کند خودش را و لطافت ایجاد کند که ملائکه و حرکات شان، و کارهای شان را ببیند و حس کند چرا که ندانستن و نفهمیدن هرگز مجوز انکار نیست. و منکر آن جز ظاهر بینان نادان نیستند، چرا که در داستانهای اساطیر و یا آثاری از قدما همانند کاشی کاری ها دیده شده است که اشکالی را به صورت انسان های بسیار زیبا ترسیم می کنند و با قرار دادن دو بال در دو طرف ایشان به خیال خودشان فرشته ای را تصویر کرده اند، که در حقیقت جز ترسیم دهنیت های شخصی خودشان نیست، اساساً فرشته موجود خاصی است که شکل و شمایل آن قابل تصور نیست. این خیلی مهم است.

فرشته موجودی هست که موجود خاصی است که شکل و شمایل آن قابل تصور نیست هیچ کس نمی تواند بگوید فرشته این شکلی هست، به طور اجمال می توان گفت ملائکه، یک مقدار دارد مبسوط تر می گوید که برای ما بعضی از چیزها جا بیفتد، ملائکه قوا و مجریان نظام خارجی عالم هستند که از نزول وحی بر ارواح طیبه انبیاء گرفته تا روییدن گیاهان از زمین و باریدن باران تا امداد جهادگران و خلاصه در خرد و کلان این جهان دخالت تمام دارند. هر جایی در عالم دارد تحولی اتفاق می افتد، حرکتی دارد ایجاد می شود، فرشته ها هستند، در دعای سوم سوم خاطر شریفتان هست، رعد جزء فرشته هاست، برق جزء فرشته هاست، می گوید چی، بادها، بادها فرشته هایی که گفتیم چه کار می کنند، مسئول باد هستند، بنابراین، شما وقتی که باید می وزد نیسمی می وزد، کاملاً اینکه فعالیت یک فرشته را وقتی رعد وبرقی دارد اتفاق می افتد، و حتی بارانی دارد به سمت پایین می آید، وقتی هر نوع تحولی، هر نوع حرکتی کمی و کیفی دارد اتفاق می افتد ملائکه الله کار می کنند و عمل می کنند دارد اتفاقاتی، کسی یا کسانی دارند کارهایی را در نظام خلقت انجام می دهند.

جالب این جاست آثار دخالت و حرکات ملائکه الله را همه مان می بینیم، شما فرشته ها، نزول باران را می بینید، نزول برق را می بینید، تقسیم بندی را می بینید، شکل دادن شان را می بینید، چند ضلعی هستند، نقاشی شدند دانه دانه آمدند پایین، طراحی شدند دانه دانه آمدند پایین، رعد و برق و حرکت و خیلی چیزهای دیگر، کره ی زمین مثلاً حرکات مختلفی که دارد، همه ی اینها به وسیله ملائکه الله انجام می شود یعنی چی، یعنی به وسیله قوای عالم دارد اتفاق می افتد پس اینکه می فرماید در خرد و کلان این جهان دخالت دارند یعنی شما عالم ماده، عالم ملکوت، برو عالم جبروت، هر جا که می روی ملائکه الله حضور دارند در همه ی عوالم مشغول کار هستند.

ما کارهایشان را هم در همین دنیا می بینیم وقتی می گوید غنچه دارد می شکفد، این را کی دارد انجامش می دهد همان لحظه کی دارد بازش می کند ملائکه الله دارند باز می کنند و سایر حرکات دیگر را که در طبیعت ما داریم می بینیم، از حرکت کرات و اجرام آسمانی و حرکات گوناگون شان گرفته، تولید شب و روز، چه و چه، تا سایر فعالیتها همه را ملائکه الله دارند انجام می دهند. خوب یک صلوات ختم بفرمایید.

در تتمه ی این فراز امام سجاد، قدرت، علم و حکمت الهی در سراسر هستی، حاکم و ساری و نافذ دانسته یکی از چیزهایی که شاه کلیدهایی که انسان را به سمت مسائل معنوی می کشاند و محکم می کند فهم همین یک خط است نگاه کردن به عالم از این منظر، همین طور، به همین سادگی که حضرت دارد می گوید نیاز به پیچیده شدن و پیچیدگی و کار فلسفی نیست انسان به هر چیزی که دارد نگاه می کند، به هر چیز مثل اینکه شما وقتی به یک قالی نگاه می کنید چی را می بینید وقتی به این قالی نگاه می کنید به این فرش دارید، همین چندتایی که ایشان دارد می فرماید قدرت، علم، و حکمت به یک آمپلی فایر نگاه می کنید به یک لباس نگاه می کنید به یک کتاب نگاه می کنید اما وقتی به این قالی نگاه می کنید به یک لباس نگاه می کنید به یک کتاب نگاه می کنید اما وقتی به این قالی نگاه می کنید هم قدرت بوده برای این کار، هم علم بوده و هم حکمت بوده. که این تولید شده.

انسان وقتی به همه عالم نگاه می کند می بینید که همه عالم حتی یک اتم، یک الکترون، یک نوترون، یک پروتون، ریزتر از آنها، محل تجلی علم، قدرت و حکمت الهی است. بنابراین وقتی شما وقتی به عالم، اینکه بزرگان فرمودند جهان علم انباشته شده روی هم است یعنی شما دست روی هیچ موجودی نمی توانید بگذارید، که وقتی که مطالعه اش می کنید یک تکه گل از کف کفشت بکَن، یک اتمش را بردار زیر میکروسکوپ ببر، می بینید که بینهایت علم، حکمت، قدرت در آن ظهور دارد، نمی شود دست روی چیزی گذاشت از این قاعده استثنا باشد لذا شما دائماً با مظاهر علم، قدرت، حکمت الهی سر و کار دارید دائماً دائماً دارد خودش را به شما نشان می دهد. دارد با شما حرف می زند اینکه قرآن را خداوند و در لسان دین جهان، کلمه ی خدا و کلمات خدا، جهان لوح، که چیزهایی رویش نوشته شده، معرفی می کنند. برای این هست چون با ما حرف می زند این لوح، این عالم با ما چه کار می کند. سخن می گوید حرف می زند، دائماً دارد به ما معرفی می کند خودش را.

پس ما وقتی به دنیا نگاه می کنیم، به هر چیزی نگاه می کنیم این هست قدرت و علم و حکمت و در سراسر هستی حاکم و ساری و نافذ دانسته و می فرماید «و ما علی فی الهوای و ما تحت الثّری» یعنی خدایا آنچه در فضا شناور و یا در خاک و گل این آدم مدفون است، همه و همه از آن توست، و این کنایه از سیطره ی خداوند بر هستی است که اگر پر کاهی در جهان حرکت کند، و یا در دل خاک هر گونه فعل و انفعالی صورت می پذیرد چه در معادن و کشتزارها و چه در فضا هر گونه اتفاقی بیفتد، همگی در سیطره ی قدرت توست، به خواست الله واقعی عالم است، و هر طور که او بخواهد تحقق می یابد. و خلاصه آنکه قانون مندی در نظام موجودات، ثابت و نیز هر حرکت و سکون نظام هستی، چه در ظاهر اشیا یا در نهاد آنه تحت ضابطه ی حکیمانه و دقیق است که از تدبیر و حکمت حضرت مولا «جلۀ علی» ناشی شده است پس شما هر چی که نگاه می کنید دارید می بینید که یک قدرت یک تدبیر و حکمت دارد این جهان را اداره می کند دائماً با این سر و کار داریم، و این معنای سریان و حکمت او می باشد و پیش از این اشاره شد که قانون مندی هستی عبارت است از رابطه های گوناگون موجودات هست که خداوند متعال با نظمی بسیار دقیق جهان را بر اساس آن تنظیم و تدبیر فرموده، و مدیریت تکوینی را در دست قدرت خویش دارد. و هیچ چیز از آن حاکمیت قانونمندی و نظم الهی خارج نیست شما الان یک کاغذ را اینجا بسوزانید، این کاغذ، این کاغذ مقداریش تبدیل به گرما می شود مقداری اینجا موادی می شود و این مواد می ماند، این مواد بعداً دوباره جذب طبیعت می شود و در خود طبیعت هست. از طبیعت هم خارج نمی شود.

مقداری اش به عنوان گرما، مقداری اش به عنوان مواد دیگر این مواد هم خودش با مواد دیگر فعل و انفعال شیمیایی انجام می دهد بنابراین هیچ موجود و هیچ اتم و هیچ الکترونی در این عالم نیست که بلاتکلیف باشد هیچ چیز ما بلاتکلیف نداریم. همه چی تحت سیطره ی خدا، تحت قدرت خدا، تحت علم و حکمت خداوند تبارک و تعالی است در مورد نکته ای که خدمت تان عرض کردم، در مورد شهود ملائکه الله، فهم ملائکه الله، این نکته خیلی مهم است که بعد از این توضیح که الان عرض کردم، و استاد فرمودند، ما احتیاج به چی داریم، برای اینکه این قشنگ کاملاً جذب جانمان شود، کی این را می گوید چطوری می توانیم این باور را جذب کنیم کاملاً، که حس مان در این جهت قوی شود نه الان اطلاعش را بدست آوردیم، اطلاعاتش را به ما گفت، که شما هیچ حرکت، تدبیری در این عالم نمی بینید مگر اینکه ملائکه الله دارد این کار را انجام می دهد، هیچ چیز، از یک دانه شما می گیرید بالا می آید، یک نطفه که کاشته می شود رشد پیدا می کند، تا بچه می شود، تا بزرگ می شود، تا پیر می شود، تا می میرد، تا استخوانهایش می پوسد، جذب می شود در طبیعت، همه ملائکه الله دارند کار می کنند، از باد و باران و برف و حرکت زمین و کرات و اینها، همه دارند ملائکه الله کار می کنند و همه چیز تحت علم و حکمت و قدرت الهی دارد انجام می شود. خیلی این باشکوه است.

نگاه کردن به آن، چه کار باید بکنیم، آفرین جناب استاد اسکندری، تمرین تمرین، تکرار تکرار یعنی ما باید تمرکز بگیریم در طبیعت برویم در طبیعت مدتی تمام حرکات را زیر نظر داشته باشیم یک گل را نگاه کنیم، شکفتن آن را نگاه کنیم کارهایش را بینیم وقتی دارد تکان می خورد نگاهش کنیم تمام این حرکتها. چون چندین حرکت دارد همه ی حرکاتش را بینیم و درختان را ببینیم گیاهان را ببینیم و حیوانات را ببینیم آسمان را ببینیم زمین را ببینیم چرخش را ببینیم اینها را خوب دقت کنیم تمرکز کنیم. اگر عادت به این تمرکز کنیم اتفاقات فوق العاده جالبی برای ما خواهد افتاد یعنی پرده هایی از ما کنار خواهد رفت و ما یقین های بالایی پیدا خواهیم کرد اینکه امام علی (ع) چند ساعت در شبش را مشغول این فکر کرده، این مطالعه بوده، این تمرکز بوده برای این هست ما احتیاج به یک خلوت داریم این خلوت را آدم همه جا می تواند برای خودش درست کند شما وقتی پای تلویزیون نشستید یک سریال را خوب نگاه می کنید یا در اتوبوس نشستید دارید حرکت می کنید در جاده، در تاکسی نشستید و می روید، همه این تمرکزها را می توانید داشته باشید. با کسی انسان حرف نزند فکر کند و تمرکز بگیرد، همینطور راجع به همه چیز هر چیزی که دارد در اطراف ما اتفاق می افتد قابل مطالعه هست. هیچ چیز نیست که بگویی نه من باید بلند شوم بروم جای خاصی. یک فضای خاصی.

شاید انسان احتیاج به خلوت داشته باشد اما جای خاص دیگر نمی خواهد با توجه به همین فرمولهایی که خواندیم، هیچ احتیاج به جای خاصی ندارد هر جا می تواند این تمرکز را بگیرد هر جا می تواند این تعمق را بکند، ولی به قول حضرت چی، «ادمان التفکر» ادامه بدهد فکرش را نگوید، خوب خسته شدم حالا چی می شود خسته نشود فکر را ادامه بدهد ادامه بدهد باز تجدید قوا می خواهد بکند این کار را انجام دهد تجدید قوا کند انجام دهد و این ادمان تفکر هست که باب را روی انسان باز می کند و من به شما بگویم محال می دانم کسی این کار را انجام بدهد و برایش خیلی چیزها روشن نشود. مشهود نشود برایش. امکان ندارد شما تمرین کنید کما اینکه اگر کسی روی خط تمرین کند خطاط می شود روی اتومبیل تمرین کند تعمیرکار می شود راننده ی خوبی می شود در هر صنعتی در هر مهارتی کار کند ملکه اش می شود گر کسی در ادمان فکر کار کند و فکرش را همین طوری بگذارد، بگذارد تمرکز بگیرد و تعمقش را استمرار بدهد، در یک لحظه می بینید که چه اتفاقات قشنگی دارد می افتد، یعنی می گوید من اینقدر وقت گذاشتم فکر کردم تعمق کردم تمرکز کردم اگر می خواستم بروم درس بخوانم دنبال این باشم، شاید سالهای سال طول می کشید ولی نه. با این تمرکز مختصر با این تمرکز خوب، چیزی را که من باید دهها سال بدست می آوردم و طول می کشید تا بدست بیاورم تا دلم آرام شود با یک مدت خیلی کوتاه بدستی آوردم.

دقت کنید به این مضامینی که اینجا دارد می فرماید: از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هست، این در باز شود، خوب توجه کنید این در باز شود، یک شکاف بخورد در دل ما، یک شکاف بخورد یک ذره چشم باز شود مزه اش بیاید زیر دندانهای روح آدم، بعد دفعه ی بعد می بینید، مثل تیراندازی، مثل گلدوزی مثل خیاطی، مثل آشپزی، مثل هر کار دیگری دفعه ی بعد من راحت تر می توانم این مهارت را انجام بدهم خیلی راحت تر می توانم انجام دهم.

بعد کم کم با زمانهای کوتاهتر، تمرکزهای کوتاهتر، این اتفاق مبارک برای انسان می افتد، آن موقع هست که انسان اصلاً راه پیدا می کند به کانون شادی، کانون آرامش، به کانون نور، راه پیدا می کند. پس بینید مسیر خیلی طولانی نیست، از نظر معرفتی خیلی طولانی نیست. با توجه به مقدماتی که گفتیم حداقل دعای سوم نکاتی که در دعای سوم گفتیم و همین مقدار، حالا کسی می خواهد بیشتر کار کند، معرفت بیشتری کسب کند مباحث اردوی اسماءا...، با همین مقدار کافی هست.

اگر تمرکز را شروع کند تعمق را شروع کند، خیلی اتفاقات جالبی برای او می افتد، اتفاقهای قشنگی برایش می افتد، آن اتفاق چی است، آن اتفاق این است که انسان از ظلمت در می آید، از لجن در می آید، کَنده می شود، و به یک فضای دیگر، به یک عالم دیگر انشاءا... راه پیدا می کند. همین بابش باز شود خیلی هنر است، بابش باز شود انسان دفعات بعد خیلی بهتر می تواند این کار را انجام دهد خوب فراز پنجم هم به حول و قوه ی الهی تمام شد رسیدیم به فراز ششم، مباحث مان همانطور که مقداری که کم کم جلو می رود خیلی شیرین تر و جذابتر می شود این مباحث.

حتماً عزیزان کتب داشته باشند کتاب با خودشان داشته باشند نه فقط برای درس بلکه این برای اینکه به فهرست مطالب نگاه کنند اگر بتوانند قبل از آمدن کتاب بحث را یکبار بخوانند برای خودشان خیلی بهتر است یا نتایجی که می گیرند چیزهای جدید تری می گیرند، الان من دارم می خوانم اگر ذهن شما بسته باشد، دفعه اول من دارم می خوانم بخواهید بفهمید، بیست سی درصد آن را بیشتر جذب نمی کنید. اما اگر نه کتاب را عزیزان داشته باشند مطالعه کنند قبل از آمدن به کلاس جلسه بعد بحث برایشان اتفاق بیفتد خیلی نکات مهمی هست خوب دیگر ما کلاس و جلسه و بحثی مهمتر از صحیفه نداریم. چون با اطلاعات یقینی و قطعی روبرو هستیم معصوم برای ما حرف می زند. ما سر کلاس معصوم نشسته ایم درس می خوانیم اینجا همه مان، مباحثه می کنیم بنابراین حتماً عزیزان کتاب را داشته باشند، قبل از جلسه سعی کنند پیش مطالعه کنند، بعد استفاده های بهتری انشاءا... خواهند کرد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.