جلسه 149 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
149
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
7
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 149 - شرح صحیفه سجادیه

خوب فراز چهارم را از دعای ششم صحیفه سجادیه با یک صلوات به محضر مقدس شان شروع می کنیم.

«اللهم لک الحمد علی ما قلقه لنا من الاصباح و متّعنا به من خشوع نار و بصّرتنا من مطالب الاقوات و قیتنا فیه من طوارق الافات» خوب بعد از فراز سوم که فراز سوم فوق العاده مهمی بود در انسان شناسی و خدا شناسی فراز چهارم را می خوانیم که خداوند تبارک و تعالی را حضرت شکر می کند به اینکه نعمت صبح و روشنایی روز را به ما عطا کرده و همچنین نحوه ی کسب روزی را به ما الهام کرده.

خداوند تبارک و تعالی و همچنین ما را از بلاها و حوادث روزگار حفظ فرمودند ما به جهت اینکه اسرار مان در بحث بیشتر به مباحث معرفت نفسی و انسانی هست و نگاه مان همین نگاه است که کمتر به جنبه های دیگر بحث می رسیم اما شایسته است که حداقل از فراز چهارم به بعد این توجه را داشته باشیم که طبیعت یکی از سه منبع مهم شناخت حقایق هست برای انسان چرا؟

چون طبیعت یعنی تجلیات وجود مطلق در صورتهای مختلف و شکلهای مختلف. شما وقتی که به عالم طبیعت نگاه می کنید یک حقیقت مطلق به نام الله را می بینید که به جلوه ها و صورتهای گوناگون برای ما ظهور کرده.

با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم ترا

همین که ما به طبیعت، مخلوقات، ظهورات و حتی به تعبیری که در قرآن دارد مصنوعات انسانها هم نگاه می کنیم در واقع داریم به حقتعالی داریم نگاه می کنیم، به جلوه های گوناگون از ظهورات وجود مطلق هست که متاسفانه ما چون امکانات نداشتیم، ضعف داشتیم و در طول این سالها کمتر فرصت شده که عالم طبیعت را از این منظر نگاه کنیم که طبیعت، تمام آسمان و ستاره ها، جلوه های گوناگون، ابر، رعد و برق، حالتهای ابرها، نور خورشید، ماه، ستارگان، درختان، حیوانات، پرندگان، دریا، موجودات دریایی، کانها و معادن، سنگهای کانی و میلیونها میلیون و میلیاردها میلیارد موجود را فقط به عنوان یک موجود طبیعی نگاهش کردیم.

فیلم های مستندی هم که از طریق تلویزیون پخش می شود و به ما عرضه می شود، طبیعت بدون خالق را به ما معرفی می کند یعنی نکات ریز و دقیق و محیر العقول حکیمانه طبیعت را به ما معرفی می کند اما بدون علت، بدون ریشه و قرآن صدها آیه در روایات و ادعیه هزاران قطعه و حدیث و فراز داریم که طبیعت را از منظر خداوند تبارک و تعالی به ما معرفی می کند و خدا می داند که نگاه به طبیعت از این منظر چقدر در سلامت جسم و روح انسان و در سعادت دنیا و آخرت انسان موثر است.

انسان طبیعت را یعنی ظهور را با ظاهر ببیند، مظهر را با مُظهر ببیند. صورت را با مصور ببیند یعنی یکجا نگاه کند همان طور که شما وقتی به این مبل نگاه می کنید به درخت و جنگل و شرکت سازنده و مبل فروشی و خیلی چیزهای دیگر همزمان نگاه می کنید و همه را با هم در نظر می گیرید و بعد به این مبل هم نگاه می کنید.

این نوع نگاه فوق العاده در آرامش دل ما، در اصلاح اخلاق و رفتار ما، در شادی ما موثر است. اگر این را حذفش کنیم و فقط طبیعت را ببینیم دچار تشنج، دچار غصه و غم می شویم. خیلی مهم است که انسان طبیعت را چگونه نگاه کند، از چه زاویه و دریچه ای نگاه کند که در این باره مفصل در اردو توحید اول و دوم صحبت کردیم عزیزان به همان مباحث انشاءالله مراجعه کنند.

حالا شما ببینید یک انسان برجسته، خلیفته الله که از آن بزرگتر در زمان خودشان وجود ندارد روی زمین او وقتی که می خواهد با خدا سخن بگوید این گونه سخن می گوید:

که خدایا من ترا سپاس می گویم که شب را شکافتی و من را از نور صبح بهره من کردیم، اگر دقت کرده باشید ما به صبح فجر صادق و کاذب اطلاق می کنیم موقعی که نور خورشید تاریکی را به صورت عمود شکاف می دهد که این یک نور عمود در جانب شرق زده می شود که به آن فجر کاذب می گویند.

و بعد که این پخش می شود و افق را می گیرد به آن فجر صادق می گویند. خداوند فالق هست (می شکافد) خداوند این کلمه فالق را به معنای شکافنده را هم در امور مثل انّ الله فالق الحبّ و النّوا خدا دانه و هسته را می شکافد.

وقتی که شما یک هسته را درون زمین می کارید این خداوند هست که دانه را می شکافد و استعداد های آن را به شکوفایی تبدیل می کند و به فعلیت می رساند. تمام آن نیروهایی را ه در آن هست را به فعلیت می رساند در مورد صبح هم باز حضرت این لفظ را به کار برده.

(اللهم فلک الحمد علی ما فلقت لنا من الصباح) تو به خاطر ما (این کلمه به خاطر ما خیلی اهمیت دارد) فلقت لنا یعنی اگر انسانی نباشد این خلق روی زمین و این میلیارد ها قانون و موجود و کارهایی که الان در زمین صورت می گیرد عبث است، فایده ای ندارد و ضرورتی هم نداشت که انجام شود.

این فلقت لنا خیلی مهم است که آقا یک خدای مطلق، یک خدای بی نهایت به خاطر ما روی زمین و در آسمان میلیاردها تجلی دارد می کند. میلیاردها فعل و انفعال فقط به خاطر ما صورت می گیرد و این خیلی مهم است که اگر هر اتفاقی که می افتد رعد و برقی می شود.

ابر و بادی می آید، باران و برفی می آید، هوا اشکال مختلفی پیدا می کند. کنار دریا جلوه ها و رنگهای مختلف پیدا می کند. در زیر آب میلیاردها موجود در حال زندگی هستند با روابط منطقی، در آسمان هزاران پرنده را می بینید، در جنگل هزاران موجود و هزاران گیاه را می بینید من فکر بکنم که همه اینها به خاطر من انجام می شود. برای من است ولی من برای چه هستم؟ این مهم است که اگر این همه تشریفاتی که هیچ کس جز خدا نمی تواند محاسبه کند به خاطر من انجام می شود.

پس من برای چه به این دنیا آمده ام؟ من چه کاره هستم؟ من باید در این دنیا چه کار کنم؟ هدف از زندگی من چیست؟ آیا نباید خودم را بشناسم؟ نباید بدانم که این اتفاقها برای چه می افتد برای من؟ من کیستم که این اتفاقها می افتد؟ آیا این همه اتفاق می افتد که من فقط غذا بخورم، هیکلم بزرگ شود، ازدواج کنم، چند تا بچه داشته باشم و آنها را بزرگ کنم و بعد بمیرم؟

آن اتفاقاتی که در طبیعت می افتد بسیار با شکوهتر، پیچیده تر از جریان زندگی من است که من بزرگ شوم و بچه دار شوم و بمیرم، خوب باید بفهمم که هدف این نیست که این شکل ظاهری زندگی را من انجام بدهم، ازدواجی، همسر، بچه هایی، صبحانه و نهار و شام و کار و بعد پیر شویم و مریض شویم و بمیریم یا حتی پیر هم نشویم و در همان جوانی بمیریم.

این همه جوان که دارند می میرند. باید بفهمیم که اگر کسی این را بفهمد، یک روز بفهمد یعنی 24 ساعت با فهم این مسئله زندگی بکند بعد بمیرد خوب مرده. بفهمد اقلاً برای چه این همه میلیاردها میلیارد موجود و از آن بالاتر چندین برابر این موجودات فرشته ها در کار هستند (بحث فرشته ها را در عای سوم مفصل خواندیم) به خاطر من، خوب من برای چه آفریده شده ام؟

من به این دنیا آمده ام چه کار کنم؟ هدف از اینکه من به این دنیا آمده ام و این همه تشریفات محیرالعقول برای من راه افتاده تازه این در این دنیاست و آخرت که اصلاً قابل مقایسه نیست با دنیا پس من بای چه آفریده شده ام؟ و برای چه به دنیا آمده ام؟ اگر این همه تشریفات به خاطر من است من کیستم؟ و چه کار باید بکنم در این دنیا؟

این خیلی مهم است، یعنی خیلی راحت از کنار این جمله حضرت رد نشویم (اللهم فلک الحمد علی ما فلّقت لنا) به خاطر ما شکافتی چه چیزی را؟ (من الاصباح و متّعنا به ضوء النّهار) ما را از روشنایی روز بهره مند کردی. حالا توضیحی که حضرت استاد حفظه الله را با هم بخوانیم. تفاوت دو واژه ضیاء و نور.

امام سجاد (ع) در این فراز خداوند متعال را به لحاظ حکمت دقیق در آفرینش شب و روز ممتاز ساختن آندو از یکدیگر و ایجاد فصلهای مختلف و کاستن از یکی و افزودن به دیگری و اینکه شب را برای آرامش و روز را برای فعالیت قرار داده و روز را آفرید و ما را از ضیاء آن بهره مند ساخته است ستایش می گوید زیرا تمام کارهای او بر پایه ی حکمت است.

در زبان عربی بین ضوء و نور تفاوت وجود دارد. (در دعاهای دیگر هم داریم گاهی اوقات نور می گوییم) ضوء به روشنایی حاصل از منبع نور گفته می شود حال آنکه هنور مربوط به روشنایی چیزی است که آن را از دیگری گرفته است همانند خورشید و ماه از این رو در دعای سمات نور را به ماه و ضیاء را به خورشید نسبت داده.

(الان ما در این سالن نشستیم از نور استفاده می کنیم یا ضوء؟ از نور استفاده می کنیم یعنی از یک منبع نوری استفاده می کنیم تا اینجا روشن شود) و می فرماید: (و خلقت به الشّمس و جعلت الشّمس ضیاء و خلقت به القمر و جعلت القمر نورا) (دعای سمات عصر های جمعه) خدایا خلق کردی با آن اسمت خورشید را و آنرا ضیاء قرار دادی (یعنی منبع اصلی نور) و با آن اسمت قمر را هم خلق کردی و ماه را نورانی خلق کردی.

خوب نور ماه از خودش هست؟ نه از خورشید هست پس وقتی که چیزی روشنایی اش از جای دیگری باشد می گویند نور ولی اگر مستقیم باشد ضیاء می گویند. تفضّل الهی در تعلیم نحوه ی فراهم آوردن روزی به انسانها. در ادامه دعا می فرماید: (و بصّرتنا به من مطالب الاقوات) خدایا تو به ما بصیرت دادی مطالب الاقوات.

مطالب یعنی انواع طلبها، گونه های مختلف از طلب قوت (روزی) تو ما را بصیرت دادی به اینکه چگونه از راههای مختلف روزی خودمان را به دست بیاوریم. این تعلیم تعلیم مهمی هست. اگر قرار بود خداوند بشر را همین طوری رهایش بکند در طبیعت بدون آموزش بشر از بسیاری از ابتدایی ترین مسائل زندگی خودش هم بر نمی آمد.

لذا این با تعلیم الهی انجام شده، در داستان هابیل و قابیل داریم وقتی که قابیل هابیل را کشت نمی دانست با این جنازه چه کار کند خداوند کلاغی را فرستاد آمد زمین را کند و دفن را به او یاد داد. آیه قرآن است دیگر که بعد می گوید: وای بر من که از یک کلاغ هم کمترم.

اینکه انسان چطوری روزی اش را بخورد؟ چطوری از درخت استفاده کند؟ چطوری کشاورزی کند؟ چطوری ماهی گیری کند؟ چطوری از گوشتها استفاده کند؟ چطوری آشپزی بکند؟ چطوری آتش را به کار بگیرد؟ چطوری آتشدار شود؟ قبلاً که کبریت و فندک که نبوده، حالا اگر همین نیروهای طبیعی که الان ما داریم استفاده می کنیم از ما بگیرند مثلاً کبریت و فندک را از ما بگیرند، گاز را از ما بگیرد ما خیلی راحت می توانیم به طریقه قدیم زود آتش روشن کنیم یک جا؟

چطوری بوده از وقتی که بشر بوده اینها را بلد بوده؟ همانطور که در قرآن می فرماید: ما زبانها را خودمان به بشر یاد دادیم، نحوه ی گفتگو کردن و آموزش زبان را ما به بشر یاد دادیم (علّمه البیان) سیستمهای پیچیده زندگی را هم خداوند می فرماید: که ما به شما یاد دادیم.

حضرت شکر می کند خدا را می گوید: حمد خدایی را که بصّرتنا خدایا تو را شکر می کنیم که به ما بصیرت دادی که ما بتوانیم شیوه های مختلف کسب درآمد و روزی را یاد بگیریم (و وقّیتنا فیه من طوارق الافات) خوب تو در این طبیعت و در یاد دادن اینکه ما چطوری روزی های مان را به دست بیاوریم و در زندگی دنیا ما را از آفتهای کوبنده و کشنده و از هلاکتها نجات بده.

آنهایی که بچه کوچک دارند خیلی خوب متوجه می شوند که یک بچه کوچک، یک جوجه، یک درخت، یک غنچه، یک بچه کوچک چقدر شکننده و آسیب پذیر است و چطوری این در بین این حوادث محفوظ می ماند که امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرماید: تو مرا وقتی که نطفه بودم (نطفه جانی ندارد) من را در قرارگاه مکین فرار دادی جایی که استحکام داشته باشد.

هیچ دستی به من نرسد تا من بتوانم رشد کنم، در تاریکی های سه گانه شکم، رحم مادر نگهم داشتی تا من بتوانم رشد کنم و بالا بیایم و متولد شوم بعد از تولد هم پدر و مادرم را به من مهربان کردی تا از من محافظت کنند غیر از آن قرآن می فرماید ما فرشتگانی را برای انسان قرار می دهیم که دائماً از بشر محافظت کنند.

تا به حال صدها بار یادتان می آید که حوادثی برایتان اتفاق افتاده که یاد خودتان یا همسرتان یا فرزندان تان یا پدر و مادر تان قرار بوده بمیریم ولی این اتفاق نیفتاده بعضی وقتها که شعور و معرفت نیست می گوییم شانس آوردیم، بخت با ما یار بود در حالی که نه بختی وجود دارد نه شانسی.

(لهو معقّبات) قرآن می فرماید: ما فرشتگان را برای محافظت از شما می فرستیم. چقدر روی موتور تا به حال (من چون ده سال موتور سوار بودم هم در جبهه و هم در شهر) الان یادم می آید که چه صحنه هایی برای ما اتفاق افتاده روی این موتور و یا در رانندگی های غیر موتور، در هواپیما ها و پرواز ها، در کشتی ها، اینها من فقط خودم یادم هست. که قرار بوده ما صدها بار نابود شویم.

در جنگ دهها عملیات ما رفتیم، میلیونها تیر و گلوله و صدها توپ و خمپاره به اطراف ما خورده و طوری نشدیم من خدا شاهد است در جبهه به همین صحیفه سجادیه قسم که در جبهه تغییر مسیر گلوله ها را نه تنها من اکثر رزمندگان تغییر مسیر گلوله ها را می گویند ما دیدیم.

یعنی آدم می دید که گلوله دشمن یا عمل نمی کند یا تغییر مسیر می دهد. وقتی قرار باشد طوری نشود، من که یادم هست چهار پنج بار روی مین رفتم که منفجر نشده در حالی که دو میلی متر، سه میلی متر تکان باعث انفجار می شود و آدم را تکه تکه می کند.

با شکم رفتیم، با پا رفتیم، یکی از دوستان مان را در عملیات از دوستان روحانیون مان را عراقی ها گرفتند و یک خشاب کامل تیر را روی صورت او خالی کردند که ما گفتیم که دیگر چیزی از او نمانده دیدیم سُر و مُر و گنده بلند شده آمده گفتم چه شد؟ گفت: به خدا قسم هر چه جلو من تیر اندازی کرد همه از جلو صورتم رد می شدند و یکی از آنها هم به من نخورد.

هر کدام از ما از بالای نردبان بارها شده که بیفتیم، برق دست مان را گرفته قرار بوده خشک مان کند خودمان، فرزندان مان، پدر و مادر مان، همسر مان، اطرافیان مان. اما از نظر نظام کلی هم میلیونها موجود ما را تهدید می کنند.

شیاطین ما را تهدید می کنند. شهاب سنگها ما را تهدید می کنند، میکروبهای زیادی هستند که ما را تهدید می کنند، حوادث طبیعی زیادی هست که ما را تهدید می کند و خداوند در بین همه اینها ما را نگه می دارد و حفظ می کند.

سیلها، زلزله ها، شاید اگر خاندان شهدا، خانواده شهدا، خون شهدا، دعای اولیاء الهی نبود این تهران تا به حال هزار بار سر ما خراب شده بود. بارها و بارها قرار بوده با زلزله ما کشته شویم و هیچ چیزی از ما نماند. بلاهای کوبنده که نسل و حرث را از کار می اندازد و نابود کند خداوند با دعای اولیاء خودش برگردانده.

بشر الان بی مبالاتی کرده از گاز های سمی استفاده کرده و باعث پاره شدن لایه ازن گردیده، در بعضی از مناطق زمین که لایه ازن در آنجا پاره می باشد از هر شصت نفر یک نفر سرطان می گیرد و می میرد چون آن نمی تواند جلوی اشعه خورشید را بگیرد.

این لایه ازن چقدر از ما محافظت می کند؟ اگر لایه ازن نبود تا حالا هیچ چیزی از زمین نمانده بود. این شهاب سنگها که با چه قدرتی و عظمتی می آیند و با این لایه برخورد می کنند و متلاشی می شوند یا رد می شوند. کافی است شما یک شب یک دوربین معمولی بردارید و به ماه نگاه کنید ببینید ماه تا حالا چند صد هزار و چند میلیون شهاب سنگ به آن برخورد کرده؟

ببینید چه دره های عمیقی، نه تنها ماه، به اطراف مان نگاه کنیم در منظومه شمسی ببینید چقدر تا به حال این سیارات، شهاب سنگها و انفجار ها اینها را آش و لاش کرده. اگر قرار بود کره زمین به این کوچکی در منظومه آن حوادثی که برای آنها اتفاق افتاده اینجا اتفاق می افتاد چیزی از زمین نمی ماند.

این صحنه، صحنه فوق العاده ای است یعنی ملکوت عالم، ملکوت خیلی با عظمتی است، خداوند این کره خاکی را چگونه بوسیله فرشته ها و قوای عالم از میلیونها و میلیاردها بلا حفظ کرده. حالا حضرت استاد خیلی شیرین این قسمت را توضیح می دهند.

اول از این، توضیح شان را در نحوه به دست آوردن روزی بخوانیم در مورد ایمن بودن، امام زین العابدین در این فراز به این نکته مهم اشاره فرموده است که خداوند متعال به انسان ها آموخته است که روزی خود را چگونه و از کجا تهیه کنند شاید در ابتدا این مسئله ساده جلوه کند که انسانها با کشت و زرع روزی لازم را از زمین به دستی می آورند.

ولی باید دانست که تکرار یک واقعیت هر چند مهم باشد موجب می شود که ما آن را ساده توهم کنیم، در حالی که با نگاه دقیق در می یابیم که اولاً خداوند متعال آنچه را نیاز انسان است را در مهد زمین قرار داده. آقا این یعنی چه من یک دانه را بکارم و از آن هفتصد دانه بیرون بیاید؟

شما به میوه ها، سبزیجات نگاه کنید جنس میوه از چیست؟ جنس موز چیست؟ جنس انار از چیست؟ پرتقال جنسش از چیست؟ هندوانه، خربزه، طالبی، خیار، گلابی و انواع انگورها جنس شان از چیست؟ شما یک دانه در زمین می گذارید با آب و خاک و کود وقتی این می آید هیچ کدام از آنها نیست یک چیز دیگر است، یک موجود دیگر است.

این داستان چطوری است؟ این یعنی چی؟ خیلی بد است که ما در طول 20 سال، 30 سال هزاران بار میوه خریده باشیم یکبار فکر نکنیم که این از کجا آمده و چطوری ساخته شده؟ کی آینها را ساخته و طراحی کرده؟ دور از جان، دور از جان مثل حیوان که برایش فرقی نمی کند کاه را گاز بزند یا گل را گاز بزند و بخورد مثل یک گاو برای ما هم هیچ فرقی نکند و گاز بزنیم و برویم ولی یکبار فکر نکنیم این موزی که من دارم الان با بی رحمی به این زیبایی بازش می کنم و می خورم و پوستش را هم پرت می کنم این پوست اگر قرار باشد در یکی از کرات غیر کره ی زمین ایجاد شود میلیاردها عوامل باید جمع شوند تا این پوست درست شود.

همین که ما خربزه و طالبی و نارنگی و پرتقال را می خوریم و پوستش را پرت می کنیم و اصلاً نگاه نمی کنیم این چیست؟ بعد اگر یک تکه الماسی، عقیقی، طلایی که برداریم در هزار سوراخ پنهانش می کنیم فکر می کنیم طلا و الماس از نظر حکمت و زیبایی و شگفتی از یکدانه پوست مثلاً پرتقال حیرت انگیز تر است و بهتر است.

نه این قرار داد ماست. خیلی بد است آدم هزاران بار انگور بخورد یکبار فکر نکند کی اینها را طراحی کرده و ساخته با مزه ها و طعمهای مختلف، با خواص مختلف و آثار مختلف در آنها قرار داده. (أفرأیتم ما تحرثون ءأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون)

شما این دانه ای را که کاشتید شما میوه اش کردید؟ گندم و جو می کنید یا ما؟ کی این کار را کرده خیلی راحت ما از کنارش رد می شویم. بله ما کشاورزی می کنیم خودمان و روزی مان را داریم می خوریم دیگر. لذا یک جاهایی آدم نمی فهمد. خداوند تبارک و تعالی برای آدمهایی که نمی فهمند چه ایجاد می کند؟

منتظر هستی باران بیاید و التماس می کنید به این آسمان که باران بیاید می بینید خبری نیست آن سال قحطی می خورد به شما بعد تا بفهمید که باران را چه کسی می فرستد؟ باران می آید اما رویشی در کار نیست، خدا دستور نداده به گیاه، خدا خالق است ولی باز نمی کند خدا هسته و دانه را، زمین را می شکافید و می بینید تمام این دانه ها در زیر زمین پوسیده.

آیا تا به حال نشده که بکارید و چیزی در نیاید؟ می کارید ولی هیچ چیزی در نمی آید، دانه هست، آب داری ولی خبری نیست. میلیونها زن و مرد آمیزش دارند و امناء هم صورت می گیرد ولی بچه ای در کار نیست. (أفرأیتم ما تمنون) منی را که شما امنا می کنید، (ءأنتم تخلقونه ام نحن الخالقون) شما این را بچه می کنید یا ما؟

می روید به دکتر. دکتر می گوید، والله خانم شما هیچ چیز تان نیست، آقا شما چیز تان نیست، پس چرا بچه دار نمی شوید؟ حرف می زنید مثل بلبل یک دفعه در سال یکبار، دوبار این زیانت می رود زیر دندانت گیر می کند، و یا دندانت از داخل این لپ مبارک را گاز می کند جیغت به هوا می رود که فکر نکنی حرف زدن، یک زبان گوشتی را بین 32 عدد دندان تیز بردن و آوردن و حرکت دادن کار خودت هست.

چشمت را از تو می گیرد یا یک خار به پشمت می رود تا بفهمی دیدن یعنی چی؟ شنوایی ات کم می شود تا ببینی شنیدن یعنی چی؟ و هزار تا اتفاق دیگر. نگاه بکنیم بفهمیم. اینها همه معرفت پیدا کردن است همین ماهی به راحتی بیاید کنار تور یا قلاب تو، بعد هم به آن نوک بزند و تو هم ماهی را بیرون بیاوری و ببری بپزی راحت بخوری؟

من بارها با این صیادها صحبت کردم می گویند ولله نمی دانیم اصلاً چه شده؟ اصلاً انگار نسل ماهی ها ورافتاده هر چه تور می اندازیم نمی آید. برای اینکه تو باید بفهمی که کی ماهی ها را در تور تو قرار می دهد؟

خیلی ساده هست. امام است که درست نگاه می کند و می گوید خدایا من ترا شکر می کنم که تو روزی در آوردن و روزی خوردن، راههای کسب درآمد را به ما بصیرت دادی و یاد دادی. زمین را دقیقاً تمام نیازهایی که شما در بدن تان هست از فسفر، کلسیم، آهن، منیزیوم، روی و اینهایی که نیاز دارید را تمام مواد را متناسب با بدن انسان خلق کرده.

اصلاً کل ساختار فیزیکی زمین با بدن و روح انسان تنظیم شده، آنچه را که تو می خواهی اینجا هست. پروتئین در این همه گوشت قرار داده، ویتامینها این همه سبزیجات و میوه ها برایت آماده کرده و هر چه که می خواهی آماده است.

یک گوسفند مبارک و یک گاو مبارک گذاشته که شیر و پوست و مدفوعش هم به دردت می خورد برخلاف مدفوع انسان، که بوی گند می دهد مدفوع حیوانات بهترین سوخت برای انسان، بهترین کود برای انسان، و وقتی هم آنرا می سوزانند بوی آن اصلاً نامطبوع نیست.

هیچ چیز آن دور ریختنی نیست، همه اش مبارک است، چقدر در قرآن می گوید: این مو، این پشم، این استخوانها، این شیر همه را برای شما مبارک قرار داده، یک عسل قرار داده، زنبور عسل قرار داده که چقدر برای ما خیرات دارد؟ گلها و گیاهان همه با ما و برای ما تنظیم شده اند.

رنگهای شان هم با ما تنظیم شده این نکته خیلی جالب است. رنگهای تک تک اینها براساس نیاز های جسمی و روحی، ما تنظیم شده شما میوه های سفید قسمتی از نیاز های شما را برطرف می کنند، میوه های سبز قسمتی میوه های زرد قسمتی، میوه های نارنجی هم قسمتی.

الان در علم تغذیه می گویند هر ماده ای که نارنجی باشد این کارها را در بدن می کند. شما الان می روید سبزی فروشی می بینید فلفل دلمه نارنجی، زرد و قرمز و سبز، ترب، قرمز، سیاه، سفید، هر رنگش یک کاری برای بدن انسان می کند مثل سنگها که فیروزه یک کاری با جسم انسان می کند، با روح انسان می کند که عقیق آن خاصیت را ندارد.

انواع عقیق تاثیرات مختلف در قسمتهای مختلف بدن دارد، الماسها، یاقوتها، هر کدام با عضوی از اعضای بدن انسان ارتباط دارد که ما شعور مان برسد که تمام اینها (سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الارض) آنچه که در آسمانها و زمین است.

خداوند می فرماید: ما برای شما تسخیر کردیم، خلق کردیم برای شما، تسخیر کردیم برای شما. تسخیرش خیلی مسئله است، رام شما قرار دادیم تا شما بتوانید سوار طبیعت شوید. به شما یاد دادیم که شما چطوری بر طبیعت مسلط شوید. بر حیوانات، بر کره زمین، بر جو مسلط شوید و از جو هم بتوانید خارج شوید و به فضا بروید.

هیچ نیرویی در راه شما را نگرفته. اولاً خداوند متعال آنچه را که نیاز واقعی انسان است در مهد زمین قرار داده و کیفیت به دست آوردن روزی از آنرا به انسان آموخته است و ثانیاً بین نیازهای انسان با استعدادی که در کشتزارها و معدن پرورش نباتات و گیاهان و دانه ها و میوه ها مطابقت دقیقی وجود دارد و ثالثاً کیفیت ترکیب و تهیه غذاهای متنوع از ابتکاراتی است که ما همه آنها را از دستگاه آفرینش آموخته ایم و خداوند متعال فکر و تدبیر مناسب به ما عنایت کرده و طبیعت عالم را با الگوی نیازهای ما بصورت بسیار دقیق تنظیم فرموده است.

اینها همه قابل فکر است. خیلی بد است آدم به اینها فکر نکند و نفهمد و بعد بمیرد ایمن نگاه داشتن خداوند انسان را از رخدادهای سهمگین. نکته دیگر در ای فراز آن است که خداوند ما از حوادث و بلا های گوناگون و برخورد های طبیعی نظام خاکی حفظ فرموده است چنانکه در آیات کریمه قرآن به این مضمون نیز اشاره فرموده از جمله:

می فرماید: (و القی فی الارض رواسی ان تمید بکم) الله اکبر. در زمین کوههایی را قرار دادیم که مبادا زمین به اضطراب درآید و امن و امان شما را به خطر افکند. یعنی زمین (والجبال اوتادا). کوهها را میخ قرار دادیم برای زمین تا تعادل زمین حفظ شود و نکته جالب اینجاست که زمین پنج نوع حرکت دارد حداقل و ما هیچکدام را متوجه نمی شویم.

یعنی همه ما گمان می کنیم در یک خانه ساکن در این گهواره آرام داریم زندگی می کنیم با چه سرعتی زمین به دور خورشید و دور خودش و بعد با مجموعه خورشید در فضا و حرکتهای دیگری که انجام می دهد را هیچکدام را ما متوجه نمی شویم.

همه را از آستانه شعور و درک ما کنار گذاشته که ما اذیت نشویم. شما یک تاب که بخورید رفتید پارک تاب بازی؟ انشاءالله این عبادت را کرده باشید، تاب بازی کرده باشید. یک پارک بروید و به این ترن هوایی ها سوار شوید بند دلت را پاره می کند. همین ترن هوایی مثلاً مشهد یا همین پارک ارم بروید خوب است. بزرگها هم بروند سوار شوند، حالا بنده در خارج سراغ دارم اینجا که سر ته اش را جمع کنید. هزار متر نمی شود.

15 کیلومتر ترن است می دانید یعنی چی؟ یعنی شوش تا بهشت زهرا دل و روده ات به هم می خورد خوب ما تحمل حرکت را نداریم که بالا بروند و پایین بیاورند ما را، اگر انسان حرکت زمین را می خواست درک کند چه می شد؟ تو چهار دور دور خودت بچرخی سر گیجه می گیری و زمین می خوری آن وقت با سرعت سرسام آوری می چرخی.

در این عالم و آسمان بی نهایت و همه را خداوند از تو مخفی نگه داشته تا تو بتوانی راحت زندگی کنی. کوهها را در زمین همانند میخهای بسیار بزرگ و قوی کوبیدیم تا آنکه زمین را آرام نگه دارد. از آیات فوق به دست می آید که بین قرار دادن کوهها و ایمنی و حرکت زمین و زلزله ها رابطه ویژه ای است زیرا گاهی در اثر بخارها و گازهای زیرزمینی که از گسلها خارج می شود زمین به شدت می لرزد و گاه در اثر بارانهای بسیار و پیاپی که می آید و در زمین فرو می رود آبهای جمع شده در عمق خاص به پوسته ای فشرده و محکم می رسد که آب از آن عبور نمی کند و با تراکم آب و جریان آن قسمتی از خاکها به طرف سراشیبی قرار گرفته و سطح عمده ای از پوسته زمین به حرکت در می آید.

وجود کوهها از این گونه حرکات نیز جلوگیری کرده و آب را در دل خود جای داده و به صورت چشمه های خروشان ظاهر می گرداند همچنین گاز های واقع در اطراف کره ی زمین سنگهای فضایی را که دارای حرکتی بسیار سریع هستند محترق کرده (آتش می زند و خرد می کند) و از فرود آمدن آنها که بسیار خطرناک و سهمگین است جلوگیری می کند.

(خداوند میلیاردها فرشته را گذاشته تا از ما محافظت بکنند. شما سیل پاکستان را نگاه بکنید بیست میلیون آدم یک دفعه آواره شدند طی 24 ساعت یا 48 ساعت تمام خانه و همه چیز شان را از دست دادند. ما باید خدا را شکر کنیم که خدایا ما را از طوارق، حوادث تند روزگار حفظ کردی).

و نیز چه بسیار ویروسها و موجودات بسیار کوچک که اگر سرعت رشد آنها جلوگیری نشود نسل انسانی را تهدید می کند این ویروسها با ویروسهایی که برای انسانها سودمند اند کنترل شده و از نفوذ آنها جلوگیری می شود و یا جنیّان که موجوداتی قوی و غیر قابل مشاهده اند در این جهان نیز زندگی ویژه دارند اجازه ندارند که از حد خود تجاوز کرده و برای انسانها ایجاد مزاحمت کنند.

(خوب جنها هم یک دسته از موجودات زمین هستند ولی خداوند نگهداشته که زندگی انسان با جن مخلوط شود این هم که الان بچه بازی می شود که می گویند جن دیدم، فلان کس جن می گیرد، اینها همه حرفهای مفت هست، خداوند اراده نکرده که زندگی انسان با زندگی جنها اختلاط پیدا کند الاّ آن هم در چند میلیون نفری که ادعا دارند شاید یکی راست بگوید ولی نه اینکه الان مد شده و می گویند فلانی جن دارد، موکل دارد، یکی می گوید من جن دیدم و از این نوع توهمها، انگار جنها خیلی بیکارند که بیایند زیر دست و پای ما بپلکند.

حضرت سجاد (ع) در این فراز از دعا خداوند متعال را سپاس می گوید که ما را از این سلسله تهاجمها و آنچه را که کسی نمی داند و آن بزرگوار می داند در این جهان محفوظ داشته است راستی برای انهدام نسل انسانها کافی بود که ویروسهای زیانبار را بدون هیچ مانعی بر ما مسلط می کرد.

(یعنی فکر نکنید خدا اگر بخواهد ما را نابود بکند برایش کاری دارد. با یک و با یک ایدز صد میلیون آدم را کشت. یک طاعون می آِد می کشد و صاف می کند و می برد پی کارش. اگر قل اعوذ برب الناسها، قل اعوذ برب الفلقها، صدقات، نمازها، سوره حمدها و این چیزها نبود زندگی ما ها در همین کشور نکبت گرفته بود. ما خیلی ساده از کنار اینها رد می شویم.)

مثلاً در دریاها آبزیان بسیار ریزی هستند که هر یک در هر 24 ساعت و 25 لیتر آب دریا را تصفیه می کنند اگر آنها نبودند و یا یک سلسله فعل و انفعالهای شیمیایی دیگر نبود فقط فضولات حیوانات عظیم الجثه دریایی و یا لاشه مرده آنها دریاها را فاسد می کرد و در کمترین مدت به حیات بشری خاتمه می داد.

میلیونها چیز دیگر که ما نمی فهمیم و امام سجاد می فهمد باعث شده که امام سجاد دست به دعا ببرد و بگوید خدایا من ترا سپاس می گذارم که تو ما را از این همه بلا مصون و محفوظ داشتی خوب این هم از فراز چهارم انشاءالله بماند اگر فرصتی شد فراز های بعدی.

والحمدلله رب العالمین.