جلسه 138 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
138
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
10
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 138 - شرح صحیفه سجادیه

فراز ششم از دعای پنجم هستم. توضیحی را حضرت استاد حفظه الله تعالی در باره ی فراز پنجم داده اند که خودتان مطالعه بفرمایید. فراز ششم:

اللهم انّما یکتفی المکتفرن بفضل قوّتک، فصلّ علی محمد و آله و اکفنا و انّما یعطی المعطون من فضل جدتک، فصلّ علی محمد و آله، و اعطنا، و انّما یهتدی المهتدون بنور وجهک فصلّ علی محمد و آله و اهدنا.

بخش اول در فراز ششم تا حدودی اقتصادی است و نقش خیلی زیادی در دنیا و آخرت انسان دارد. به طوری که اگر انسان نتواند در مسائل اقتصادی نتواند رابطه اش را پول و ثروت و شغل و درآمد تنظیم کند به کمالات دیگر هم نخواهد رسید.

مسئله اقتصادی مسئله ای اساسی و ریشه ای است که احتیاج به یک آگاهی ویژه دارد. ما در مسائل مهارت های زندگی که 46 جلسه بود، به خاطر اهمیت مسائل اقتصادی 20 جلسه را به مهارت های اقتصادی پرداختیم. رابطه ی ما با پول و ثروت و مال باید چگونه باشد. الان می خواهیم شرح دهیم که حضرت بهترین شیوه اقتصادی را داشتن در حد کفایت معرفی می کنند. نه کمتر و نه بیشتر. چون اگر انسان پیش از کفایت داشته باشد، مسئولیت او خیلی سنگین می شود، و به مسائل بالاتر نخواهد رسید.

آدم های خاص با توان خیلی بالا هستند که اگر ثروت آنها زیاد شود خیلی خوب است و آسیب نمی بیند. مثل کارگری که هر روز بنّایی می کند و اگر هر روز تخم مرغ و گوش و کباب بخورد چون کار بدنی می کند و جذب دارد به او ضربه نمی زند. اما کارمندی که هر روز آب گوشت و تخم مرغ بخورد، خیلی سریع مشکل کبد، چربی و اضافه وزن پیدا می کند چون مصرف کالری زیادی ندارد. پشت میز نشسته و تحرک زیادی ندارد و انرژِ زیادی نیاز ندارد. بعضی ها هستند که قدرت بالایی از استفاده از ثروت دارند و اگر ثروتمند شدند، آسیب که نمی بینید هیچ به خیلی از ثواب ها هم می رسند.

البته فقط بعضی این طورند و در باره ی سایر انسانها بهترین روش در مسائل اقتصادی اکتفا است. یعنی کفایت کردن، یعنی بتواند زندگی خود را بچرخاند در حدی که محتاج دیگران نشود و فرزندان و همسر چشم شان به دنبال مال کسی نباشد و عقده ای نشوند. نیاز های لباس و غذا به اندازه شایسته داشته باشند. سفری بروند، زیارتی بروند چه واجب چه مستحب و همین مقدار بس است.

بیشتر از آن وقت تلف کردن، عمر تلف کردن، و ضرر هایی دنیایی و آخرتی است مثل چربی و قند و نمک که هم خوب است هم لازم. شیرین و چرب و شور خیلی خوش مزه اند. اگر به اندازه ای که بدن نیاز دارد واجب است و کمک به بدن است اگر چربی و قند و نمک خون و فشار خون پایین بیاید، انسان شکل پیدا می کند اما اگر همین سه تای واجب از حدی بگذرد آسیب می زند یا انسان را می کشد. اگر نباشد انسان ضعف دارد اگر هم می خورید، به حد تعادل می رسید و بدن سر حال اوست و بیشتر از آن ضربه می زند.

کلّا آ و مال این طور هستند. آسایش به طور کلی و مال به طور جزئی. از حدی که بالا می زند مثل خواب و تفریح و خنده و پول و خودت از حدی که بالا می زند نتیجه عکس می دهد.

هم عمر را و هم وقت را تلف می کند تمرکز انسان را می گیرد و بیشترین ضربه همین است. چون کثرات و دارایی ها و مشغله ها که زیاد می شود، ذهن ما به آن چیز هایی که داریم پخش می شود. در نتیجه مدیریت آنها ما را از مدیریت خویشتن، و به سمت ابدیت رفتن باز می دارد.

بسیاری از کسانی که به مقامات بالای علمی و معنوی نمی رسند، آدمهای بدی نیستند بلکه چون مشغله و کثرت آنها زیاد است غفلت می کنند. همین غفلت می آورد و استعداد ها را کور می کند. ثروت اصلی آخرت را از بین می برد. شب اول قبر، کفن که باز می شود می بیند ای وای، چقدر در مادیات می خواسته مثل بقیه باشد و وقت بگذارد ولی خیلی از ثروت های آخرتی را از دست داده و تلف کرده است.

اما کسی که مدیریت دارد و می توان از مال آخرت بسازد: نعم العون فی مال علی التقوی غنا و مال دو یار خوبی برای تقوا است. یعنی بر اثر فقز به بی تقوایی نیفتد. و می تواند کمک کند اما از حدی که بگذرد وقت تلف کن و استعداد تلف کن و علم تلف کن است. انسان را از معنویت می اندازد و ضعیف تر و شکم چران تر و پر خواب تر، و پر توقع تر و کم آرامش تر می شود. پس اکتفا خیلی مهم است. حدی که حضرت برای ما ترسیم می کنند و به عنوان کمال مطرح می کنند اکتفا است.

اللّهم انّما یکتفی المکتفون بفضل قوّتک. خدایا آنانکه به حد اکتفا رسیده اند و زندگی در حد کفایت دارند. به فضل و قدرت تو به اینجا رسیده اند و تو آنها را به این حد رسانده ای. هر چه دارند از تو دارند. حضرت اینجا صلوات ذکر می کنند زیرا گفتیم صلوات مثل صدقه از واجبات دعا است. دعایی کخه صدقه و صلوات همراه آن نباشد به اجابت نمی رسد. برای همین وقتی دعایی خیلی واجب و مهمی دارید قبل از آن صدقه ای بدهید، صلوات هم بفرستید که اول و آخر آن که باشد حدیث داریم که خداوند حیا می کند از اینکه صلوات ما را اجابت کند و دعای وسط را اجابت نکند.

حضرت دعا کرده اند و صلوات اول را فرستاده اند. حالا هم دعا می کنند و دوباره می فرمایند: اللهم صلی علی محمد و آله و اکفنا. آنها که به کفایت رسده اند با فضل تو رسیده اند، پس تو درود بفرست بر محمد و آل محمد و ما را کفایت برسان.

ما چقدر کمک به بچه ها کنیم. چون پدر هایی هستند که برای نسل خود و بازمانده های خود زیاد باقی می گذارند و برای بچه خود خانه، اتومبیل میگیرند. بچه ای دانشجو، طلبه، کارمند است وقتی که بزرگ شود خانه و اتومبیل او آماده باشد. برای چه تلاش کند، آدمی که دیگران تلاش کردند و مفت به او داده اند، او بعداً روحیه تلاش و ساختن زندگی را ندارد. قدیمی های ما اکثر به انفاق، قرض زندگی ها را شروع کردند.

برای ازدواج مشکل داشتند، وام داشتند با مستاجری شروع کردند بعد زندگی را مرحله به مرحله ساخته اند جلو رفته اند تا به اکتفا رسیده اند. قدر زندگی را و نعمتهای خدا را می دانند و از زندگی خیلی بیشتر از کسی که پولش آماده است لذت می برند.

آنکه خانه اش، پولش، اتومبیلش، آماده است و زجری نکشیده است اصلاً قدر نعمت نمی داند و از زندگی هم لذت نمی برد. الان بیماری خطرناک فرزند سالاری که در کشور ماست. به علت این است که بچه ها خیلی لوس شده اند. بی درد سر به خیلی از خواسته ها رسیده اند. و طلب و توقعات آنها از والدین خیلی بیشتر است و هیچ وقت هم شاکر نیستند. بار ها شده است که پدر ها می گویند پسرم فشار می آورد که تو ماشینت را بفروش و برای من ماشین بخر. خانه ات را بفروش و برایم ماشین بخر تا جلو دوستانم کم نیاورم.

توقع آنها از پدر و مادر وحشتناک است. چون نه سختی کشیده و چشم که باز کرده هر چه می خواسته داشته و پدر و مادر ها می گویند به بچه ها برسیم. این یکی از تربیت های واژگون و غلط است که بچه ام زجر نکشد. معطل نشود. خراب نشود به سختی نیفتد. او هم ناسپاس و ضعیف و لوس و کم ظرفیت نسبت به خدا و نسبت به پدر و مادر می شود. می گوید وظیفه ات است.

در ارتشی های قدیم، افسران، سرهنگ ها و سرگرد ها، آنان که عقل شان می رسید و خیلی راحت با یک امضا و نگاه و تلفن بچه معافیت می گرفت. اما آنها بچه های خود را معاف نمی کردند. چون تا سختی سربازی را نکشند آدم نمی شوند. مرد نمی شوند. مرد شدن مهم است.

آنانکه سربازی نرفته اند یا سربازی آنان را خریده اند، فرار کرده اند. تا آخر عمر در وجود شان یک ذلت را احساس می کنند. دوره ی نظامی و محرومیت ها و سختی ها را نکشیده و شب بیداری و حرف کشیدن، جان به خطر افتادن را نداشته اند. آنها حتی جلو زن و بچه هم از نظر شخصیتی کم می آورند. و احساس خردی می کنند. بچه به آنها می گوید: بابا جنگ رفتی؟ سربازی رفتی؟ نمی تواند سرش را بالا بگیرد. سختی ها سازنده است. یعنی پدر های عاقل و فهمیده خیلی مفت برای بچه ها هزینه نمی کنند. نه اینکه بخل بورزند، یک هدف بالاتر دارند و با آنها راه نیاید اما بی خود در وضعیتی بچه را بگذارند که بعداً سختی نکشد قدر زندگی را نمی داند و آدم ضعیف النفسی بار می آید.

چقدر پدر ها داریم که خودشان سخت کوشند با سختی زندگی را رشد دادند و به ثروت رسیده اند. می بینی که برای بچه ها خیلی راحت هزینه می کنند و بچه ها بی ادب و ناسپاس و پرتوقع بار آمده اند. پدر باید زیر بال و پر بچه را بگیرد مثلاً در امر ازدواج یکی از وظایفی که قرآن و معصوم قرار داده است برای پدران، زن دادن هزینه پدر است. اینکه انتظار داشته باشید خود بچه ها بتوانندن هزینه ازدواج و تحصیلات را بدهند.

(و زوّجوه) او را باید زن بدهد. برای دختر هم همین طور. اما چگونه؟ یک حداقل هایی را برای جهیزیه تهیه کند نه فاخر، در حد کفایت، خانه هم حتمی نیست کمک هزینه دارید تا قدر. بداند، سر پا بایستد و خودش از پس هزینه ها برآید خوب است. اما مفت خوری نه. به تجربه ثابت شده است که اکثر قریب به اتفاق بچه ها که پدر ها برایشان هزینه ویژه ای می کنند توقع آنها بالا می رود. بعد با هر مشکلی که روبرو شوند نمی توانند حل کنند. زود به قرض گرفتن می افتند یا هزینه می کنند و چک برگشت می خورد و بابا باید بدهد. که اصلاً خوب نیست.

انّما یکتفی المکتفون بفضل قوتک. انّما که می آورد یعنی آنانکه به حد کفایت رسیده اند فقط به فضل تو به حد اکتفا رسیده اند. بنده خدای که همه وجودش از خداست و هیچ ندارد. ما عین ربط و فقر به حضرت حق تعالی هستیم. وجود ما آن به آن با فیض حق تعالی ادامه حیات می دهد. اقتصاد ما هم همین طور. لذا درس بزرگی است که خدایا هر که به هر کجا رسیده با کمک تو رسیده است.

پس تو هم درود فرست بر پیامبر و آلش و ما را هم به کفایت برسان. اگر پایین تر است چقدر به بچه ها باید کمک کرد، باندازه ای که راه بیفتند و به کفایت برسند. کمیته امداد سالهای پیش چند سال اول کمک می گرفتند بعداً این کار را قطع کرد و حداقل به ناتوان ها داد ولی بقیه اگر ناتوان هستند بیایند کار را یاد بگیرند. ماهی گیری یاد می دهیم و ماهی دست کسی نمی دهیم.

لذا بحث خود اشتغالی را مطرح کردند. جان خودم آنجا مشغول بودم دیدم که قالیبافی، صنایع دیگر را یاد دادند، مثل زندان ها که مدتی باید کاری را یاد بگیرد از قبیل نجاری، آهنگری، صاف کاری، ریخته گری، که وقتی بیرون آمد کلّ بر جامعه نباشد و زن و بچه هم لنگ نباشند. کار می کند و پول را به زن و بچه اش می دهند. به حد کفایت باید کمک کرد. چگونه می توانیم یک نفر را به حد کفایت برسانیم. این شمار کار اقتصادی و کار خیریه ها و بخش مالی باید باشد.

چقدر جا دارد که کمک کنیم. ایا اول می توانیم کاری کنیم که خودش به کفایت بیفتد. در حدیث داریم قرض دادن 18 برابر ثواب دارد، اما بخشیدن ده برابر ثواب دارد. جود این طور است. یک میلیون تومان را که می بخشی ثواب دارد ولی اگر قرض دهی بهتر است. زیرا تنبل نیست، زحمت می کشد و تولید می کند و بر می گرداند. و پول در چرخش می افتد. گاهی کسی حقش است که به او پول را بدهید چون فقیر و نیازمند است. اما همین را هم طوری کمک کنید که به فعالیت و اکتفا بیفتد خیلی بهتر است.

لذا حضرت سجاد علیه السلام از کفایت بعنوان ارزش ذکر می کنند. بعد هم از خداوند می خواهد که ما را به کفایت برسان و دعای ما نیز باشد که خدایا به اندازه کفایت به ما بده بیشتر باشد خطرناک است مگر برای آدمهای خاصی که ظرفیت دارند اما اگر ظرفیت نباشد و بیشتر بدهند تلف می شود.

خدا نکند کسی ظرفیت نداشته باشد و بیشتر بدهند، اگر به ثروت و دارای و وضع خوب افتاد، نمی فهمد که دارد از آخرت کم می شود. و خیلی چیز ها را از دست می دهد.

جان به هر میلی که دل خواهی سپرد از تو چیزی را در نهان خواهند برد

بعداً می فهمند پولها به ضرر او بوده است. لذا بر حسرت ترس آدم ها روز قیامت چند نفرند. 1- کسی که پولی را از راه حرام به دست آورده و افزایش ثروت داشته است که البته در مورد حلال هم همین طور است. بعد برای ورثه گذاشته است. ورثه اگر پول را در حرام استفاده کنند گناهش برای او هم هست که جان کنده و پول به دست آورده است.

اگر در حلال و طاعت استفاده کنند باز هم حسرتش برای او است. می گویند تو از حرام به دست آورده ای او در اطاعت استفاده کرد اما گناهش مال تو. جهنم را تو برو. بهشت را او برود. و این را با چشم خودش می بیند. یکی از چیز هایی که خداوند در قیامت و بعد از قیامت نشان می دهد این است که بهشت های از دست داده را نشان مان می دهد. به یک جهنمی که عذاب می کشد بهشت هایش را نشان می دهند که مال تو بود و از دست دادی.

لذا آدم عاقل که کار اقتصادی می کند، مثل حضرت علی علیه السلام پر تولید ترین مرد زمان خودش بود ثروت مندترین مردان زمان خود بودند، هیچکدام از ائمه ما فقر نبودند. تولید زیاد داشتند. حضرت علی علیه السلام چقدر باغ و نخلستان و ... تولید داشت اما تمام را به حداقل اکتفا می کرد و همه را برای آخرت خود می فرستاد. یعنی حضرت علی علیه السلام به خاطر امام بودن شان، خلیفته الله بودن شان..... هم خداوند سبحان به او بهشت ندهد او خودش کار کرده است.

آنقدر زمین و قنات و نخلستان داده و بخشیده است. لذا اینان زیرک هستند که قبل از اینکه از دنیا بروند ورثه بخواهد بخورد، برای ورثه هم اندازه نیاز بگذارد اما تا می تواند تا زنده است اندازه کفایت جدا کند و بقیه را برای آخرت خودش بفرستد. حضرت استاد حفظه الله تعالی فرمودند: به حد کفایت در زندگی داشتن به معنای داشتن ثروت و ذخیره های زر و زیور نیست. زیرا آنکه بیشتر از همه در سر خود پرورانده است و باور کرده است که باید در پناه پول و زور به آسایش رسید پس از گذراندن دوره های سختی و رسیدن به خواسته ها می داند که آرامش در پناه اوهام تهی او نبوده است و اگر هزاران برابر این قدرت فیزیکی و اندوخته چنین و چنان شود اما امنیت روحی و آرامش جان نداشته باشد هرگز سر به بالین آرامش نخواهد گذاشت.

خودم یادم هست که یکی از کارخانه داران بزرگ به یک کارگر نگاه کرد و سر ظهر بود که درو تا آجر زیر سرش گذاشته بود و خوابیده بود. با حسرت به او نگاه می کرد. گفت: یک عمر است که در حسرت یک همچنین خوابی هست. یک خواب شیرین و بی دغدغه. نمی توانم بخوابم. غالباً فشار خون ها بالاست.یکسره کابوس و ناآرامی است. دو گروه هستند که آرامش بر آنها حرام است و خیلی از زندگی لذت نمی برند. یکی اهل سیاست و مقام، ریاست و ... و یکی هم ثروتمندان آسایش دارند اما آرامش ندارند.

همان آسایش باعث ناآرامی آنها است. لذا امام فرمودند: انّما یکتفی المکتفون یفضل قوتک. یعنی در آرامش زیستن و در پناه کفایت حضرت ربوبی بودن خیلی مهم است. در پی کفایت خدا باشید. خدایا آنقدر که خودت کافی می دانی، و کفایت ما را می کند به ما همان قدر بده.

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: من توکّل علی الله ذلّت له الصّواب و تسهّلت علیه الاسباب و تبوّا الخفض الکرامته. من توکّل لهم یهتم. هر کس توکل بر خدا کند سختی ها بر او آسان شود و هر کس توکل بر خدا کند اندوده نخواهد خورد یعنی تقوا به دنبال کفایت بودن و توکل به حق تعالی در همین رابطه.

در جمله حضرت امام سجاد علیه السلام که این طور می فرمایند: و انّما یعطی المعطون من فضل جدتک فصلّ علی محمد و آله و اهدنا.

فقط آنها که عطا می کنند، فقط به فضل و جود تو عطا می کنند. کسی که به دیگران عطا می کنند از داده های تو عطا می کند پس تو هم درود بفرست به محمد و آل محمد و تو هم به ما عطا کن. یعنی، خدایا کاری کن به جای این که چشم مان به دست دیگران باشد به دست تو باشد خدایا هر که هر چه دارد تو دادی، تو هم به ما عطا کن، و اگر خداوند در کسی ظرفیت ببیند و حرص و ولع نبیند. عطا خواهد کرد.

لااقل به اندازه اکتفا عطا خواهد کرد. بعضی ها را که خداوند به اندازه اکتفا نمی دهد و لنگ می گذارد یعنی آدمهای خوبی هستند اما به اندازه اکتفا ندارد و باید بداند. او اگر به اندازه ی اکتفا بدهم طغیان می کند. آدم خبیث خطرناکی می شود. همین که به اندازه ای برسانم که صاحب خانه شود و اتومبیل دانسته باشد و اوضاع او خوب شود، دیگر خدایی را بنده نسبت و بی ظرفیت است. چون دوستش دارم و نمی خواهم جهنمی شود و کمی کمتر می دهم که بیشتر بدود اما معنویت او حفظ شود و روحیه او حفظ شود. توجه او به من حفظ شود و مرا فراموش نکند. اگر به او بدهم مرا فراموش می کند. معنویت و خدا خدا کردن و مسجد او خراب می شود.

قدیمیها بیشتر یادشان است و این رسم هم هست که کسانی که یک مقدار وضع مالی آنها خوب می شود یا تحصیلات آنها بالا می رود یا شغل های آنها اوج می گیرید دیگر نه هیئت می روند و نه نماز جماعت و نه مسجد. در دفتر شان نماز می خوانند و سرشان شلوغ می شود. اگر بخوانند در محل کار شان می خوانند. از صبح تا شب سرشان شلوغ است و وقع هیئت و مسجد ندارند. نه احیا و نه شبی و نه سحری و نه نماز جمعه ای، نه دعایی، نه ندبه ای، نه کمیل، نه حرم و..... خدا هم می گوید من اینها را دوست دارم کمی کمتر می دهم تا همیشه در خانه من باشند.

ظرفیت انسان داشته باشد خداوند به حد اکتفا می دهد. خداوند می گوید به حد اکتفا به او داده ام اما اصلاً روحیه اش خراب نمی شود. این گریه و نماز شب، و سحرش، حرم و دعا و نماز جمعه و هیئت و قرائت قرآن و معنویت و ذلت و خواری و تواضع او خوب بوده و به کسی هم فخر نمی فروشد و با کسی هم مسابقه نمی گذارد به کسی هم پُز نمی دهد.

یک مقدار ظرفیت که بالاتر باشد بیشتر می دهد و حلال است اینها که می بینید ثروتمند هستند و بدون خمس و چیز های دیگر پولدار می شوند آنهایی هستند که خدا با آنها خیلی هم کار ندارد. و به آنها داده است که اصلاً این طرفی نگاه نکنند. چون از او بدم می آید. به او می دهم که به طرف من نگاه نکند و برود و مشغول شود خدایا آنها که الان دست به جیب هستند و به این و آن می دهند از جیب تو خرج می کنند تو هم به ما بده.

خداوند هم چه می گوید؟ می گوید اگر بدهم خراب نمی کنی؟ تو هم که پول دلت می خواهد اول می گویی من خراب نمی کنم و بنده خوبی هستم، بعد که به تو می دهد می بینی که غفلت ها، طغیان ها شروع می شود. لذا در سوره ی علق به عنوان یک اصل می فرماید: انّ الانسان لیطغی، ان راه استغنی. انسان حتماً طغیان می کند وقتی که به نیاز می شود. تا بی نیاز شد طغیان می آید. آنها که تعطیلات خود را به جای حرم امام رضا در دُبی و کیش می گذرانند یک موقع هایی جمکران و آقا علی و عباس و قم و حرم حضرت معصومه و حرم امام رضا می رفتند.

وقتی وضع آنها خوب شد دیگر نگاهی به آن سمت نکردند و تعطیلات آنها کجاست؟ کیش و دبی و آن طرف آب.... . لیطغی ان راه استغنی. تا ببیند که مستغنی شده است، خراب می کند تا ببیند وضع او خوب شده است طغیان می کند. خدایا اگر ظرفیت نداریم ظرفیت بده و اگر نداریم به حد کفایت بده. محتاج نباشیم و چشم مان به دست این و آن نباشد. زیادتر هم نمی خواهیم و به حد کفایت می خواهیم ولی آنانکه دارند هزینه می کنند از جیب تو خرج می کنند.

یعطی المعطون بفضل جدتک. از فضل جود تو هزینه می کنند. فصل علی محمد و آله و اهدنا. تو هم به ما عنایت کن تو به ما بده که چشم مان دنبال کسی نباشد و به کسی نگاه نکند و به کسی طمع نداشته باشد و به کسی به خاطر پول او به او احترام نگذارد. یکی از صفتهای بد که جهنم دارد این است که به پولدار به خاطر پولش احترام بگذارد و به تملق و چاپلوسی و تواضع و باج دادن بیفتیم. این خوب نیست که شخصیت خود را بفروشم، از او آویزان شوم.

حضرت استاد می فرمایند: هر دست بخشنده ای از مایه جود و معدن غنای حضرت ربوبی جل و علی می بخشد. در قرآن آمده است که : یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید. ای مردم شما فقیر به بارگاه خداوند هستید و فقط خداوند است که غنی حقیقی است. از آن جا که حقیقت وجودی هر شخصی از خالق متعال است و الله متعال است و در اصل هستی خود به خداوند وابسته می باشد معلوم می شود که در مزایای زندگی نیز به همان خدای تعالی وابسته است. حال که اصل وجود من از خداست ثروت و مال من هم از خداست. اگر این را از خداوند بداند خیلی خوب است. به همین دلیل رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی به سر سفره می نشستند حالت نشستن شان مثل غلامی بود که بر سر سفره ارباب نشسته است.

چون پیامبر می فرمودند: موقع نشستن بر سفره که خدایا اگر تو نمی خواستی این ها را نداشتیم و گیرمان نمی آمد. الان در دنیا یک نفر از هفت نفر از گرسنگی در حال مرگ است. می توانستیم ما از گرسنه ها باشیم. شما می دانید میلیون ها، میلیارد ها آدم بزرگترین آرزوی او یک وعده سیر خوردن غذاست. و خداوند به فضل خود ما را از این حاجت ها دور کرده است. آنها حتی نان خالی گیرشان نمی آید که سیر بخورند. در کشور ما مردم به اندازه ی یک قاره غذا می خورند و اسراف می کنند. میلیارد ها تومان غذا را دور می ریزند. برنج و نان و گوشت و سبزیجات و میوه ها . یک نیم زیادی از زباله های ما غذاست و نان است. چه کسی پاسخ گو است اسراف است اسراف است.

و چه خوب که انسان به جای اینکه چشمش را متوجه دست دیگری کند این چشم را به کرم همان کسی داشته باشد که جمله ی هستی ها و همه ی نعمتها و تمام ثروت ها از آن اوست و همان کسی است که به آن شخص ثروتمند عطا کرده است می تواند به ما هم عطا کند.

بخش سوم از آخرین بخش از فراز ششم دوباره حضرت مطلب دیگری را می گویند که با صلوات همراه است. فانّما یهتدی المهتدون بنور وجهک و صلی الله علی محمد و آله و اهدنا. خدایا هر کس که هدایت شد به نور وجه تو هدایت شد یعنی جلوه ای از تو را دید و هدایت شد تو او را هدایت کردی. چه کسی می تواند بگوید من خودم عرضه داشتم و خودم را هدایت کردم. خودم را به هدایت رسانم.

الحمدلله الذی هدانا لهذا ما کنّا لنهتدی لو لا ان هداناالله. اگر خدا نبود ( ما کنّا لنهتدی) ما نمی توانستیم هدایت کنم ( لو لا ان هداناالله) اگر خدا هدایت مان نمی کرد. لا املک لنفسی نفعاً و لا ضراً و لا موتاً و حیواتهً و لا نشورا. هیچ از خودم ندارم. حیات، موت، نفع، ضرر. هر چه هست تویی. هر کس به هر کجا رسیده است به فضل تو و هدایت تو رسیده است. خدایا تو هم ما را هدایت کن. ما را کمک کن، دست ما را بگیر.

اکثر قریب به اتفاق آنها که دعا ی کنند و نماز می خوانند. مغرور هایی هستند که هدایت را از خداوند نمی دانند. یعنی 50 سال نماز خوانده و گفته است اهدانا الصراط المستقیم اما ترس این را ندارد که از هدایت منحرف شود. هدایت را از خدا نبیند. خدایا پایم نلغزد. خدایا تو کمکم کن. الان نگاه کنید از صدر اسلام تا کنون چه آدمهایی به کجا ها رسیدند. نزدیک ترین اصحاب پیامبر سر از جهنم در آورده است.

نزدیک ترین اعضا و خانواده پیامبر از او دور شدند. در دعای دوم در باره ی رسول الله آن را خواندیم. ما با ترس و لرز و دلشوره از خداوند هدایت را نمی خواهیم. انسانی که هدایت را برای خودش ثابت و فرض می داند مثل آدمی است که فکر می کند همشه سالم است یا همیشه پول دارد. نهایت احمقی انسان است که فکر کند همیشه جوان و سالم و پولدار است همیشه زیبا و عزیز می ماند و آفت ها را نبیند. همیشه حزب اللهی می ماند. همیشه در راه است.

الان با چشم خودمان حوادث و فتنه های اخیر را به چشم خودمان می بینم، از مجتهد و مرجع تقلید و علما و مدرس و حوزه و محقق و امام جمعه و امام جماعت و یار امام و عضو خانواده امام و پدر شهید و همسر شهید و فرزند شهید .... در این فتنه ها ریزش کردند و سر از یاری اسرائیل و آمریکا در آوردند آن وقت ما نباید لوس پاشیم و فکر کنیم این هدایت برای ما است. چه کسی می تواند فکر کند من از آنها کمالات بیشتری دارم از آنها بیشتر برای اسلام زحمت کشیده ام یا بیشتر از آنها علم دارم، سابقه دارم.

شیطان با شش هزار سال عبادت که علی علیه السلام می فرمایند معلوم نیست از 6 هزار سال دنیاست یا آخرتی. وقتی به خودش واگذاشته شد دیدید که چه کار کرد. انسان یکی از مهمترین دعاهایی که دارد همین اهدناالصراط المستقیم را که در نماز می گوییم با ذلت بگوییم. خداوند رحمت کند حضرت آیت الله بهجت را وقتی به این جمله می رسید چه ضجه ای داشت و چه ناله ای داشت و چه آتشی می گرفت. خدایا هدایتم کن. پایم نلغزد. اشتباه نکنم. آلوده نشوم. کمالاتم و سابقه ام مرا بدبخت نکند. امام جماعت بودن مرجع تقلید بودن، عالم و مجتهد بودن، معروف و مشهور بودن، سواد مرا بدبخت و بیچاره نکنند.

ریاست و مدیریت و محبوبیت مرا از خدا دور نکند. چقدر آدمها با همین کمالات از خدا دور شدند. چون خودشان را دیدند و به خودشان نگاه کردند. لذا امام سجاد خداوند را قسم می دهد که خدایا پس از درود بر محمد و آل او که واهدنا. تو ما را هدایت کن. دست ما را بگیر. ما اصلاً نگران هدایت مان نیستیم. جز دغدغه های مان نیست. جز دل ترسی های مان نیست. اگر بگویند سرطان داری به ترس می افتیم. اگر بگویند یک سال دیگر می میری، به ترس می افتیم. اگر ماشین را بدزدند یا تصادف کرد به اضطراب می افتیم. اما چند بار تا حال ترسیدم که نکند پای مان بلغزد؟

از هدایت خدا جدا نشویم؟ دستمان از هدایت اهل بیت قطع نشود؟ و شما می بینید که خیلی از آنها از مسجد و هیئت دور شدند و دست شان از دامن خدا و اهل بیت دور شد کسانی بودند که خیلی مغرور بودند و فکر می کردند همیشه همین طور است. با غرور شان به همه جا سر کشیدند و پا های شان هم خیلی لغزش داشت. قساوت های عجیبی دارند. آدم های داغ در مسائل معنوی را دیده ام که می گفتند ما چقدر ساده بودیم که نماز می خواندیم. کسانی که در جبهه خط می شکستند و در عملیات بودند الان ببین چه وضعیتی دارند. حواسمان جمع باشد.

یکسره التماس خدا کنیم که خدایا هدایت مان کن. خدایا کفایت مان کن. آنقدر این مسئله مهم است که جز نماز مان آمده است و با آن همه مقدمات. اذان بگو، اقامه بگو، نماز را شروع کن به خواندن بعد از بسم الله الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین تازه دعا می شود که اهدناالصراط المستقیم. همه را گفتی که خدایا ما را هدایت کن ما را به راه راست بیاور. اگر راه راست هستم استمرار داشته باشد.

مراتب بالاتر و بالاتر بروم. می توانیم یا دلشوره و جدیت بگوییم. روح مان و نیت مان خراب نشود. انگیزه ها از بین نرود. سرد نشدیم. بد فکر نکنیم. خیلی اهمیت دارد که انسان بتواند بماند و خودش را نگه دارد. اطراف مان را نگاه کنیم که افراد ریزش می کنند دنیا را ببینید چه وضعی دارد. اگر خداوند به لطف پدر و مادر، به لطف اساتید، به لطف یک جامعه اسلامی، به لطف امام امت و رهبری و خون شهدا و ... به ما چیز هایی را عطا کرده است اگر قدر ندانیم همین جا از ما میگیرد. در همین فطری ترین جوامع آن را از ما می گیرد و ما ساقط می شویم.

این از فراز ششم که انشاءالله به آخرین فراز می رسیم تا به دعای پنجم برسیم.

والحمدلله رب العالمین.