در دعای چهارم، آخرین فراز که فراز ششم دعاست، حضرت تابعین را این گونه دعا کردند:
«اللهم و صلّ علی التابعین من یومنا هذا الی یوم الدین و علی ازواجهم و علی ذریاتهم و علی من اطاعک منهم صلاه تأسمهم بها من معصیتک ) تا آخر. حضرت سجاد (ع) برای تابعین از خداوند درود خواست درودی که آثار مختلفی دارد.
توضیح دادیم صلوات خدا هم مثل حمد ما دارای آثار است. خداوند بر بندگانش صلوات می فرستد. (یصلّی علیکم و ملائکه) و این صلوات در یک کلام کارش خروج از ظلمت به نور هست. ولی خوب که مراتب و جلوه های گوناگون دارد که حضرت در اینجا چند نمونه از آثار صلوات حق تعالی را بر بندگان ذکر می کند.
(صلاه تعصهم بها من معصیتک) صلوتی که مانع معصیت می شود. (تؤمنها علی مستعانوک و علیه من برّ) کمک به کار های خیر و خوب می کند و (تقیبهم تبارک اللیل و النهار) این صلوات ناگواریهایی را که ممکن است در طول روز بر انسان وارد شود را دور می کند. و آثار دیگر که حضرت بیان می کند به اینجایی که این صلوات (تحبب علیهم عمل العاجل) صلواتی بفرست بر آنها بر عملی که آخرت را برای آنها محبوب می کند (الاستعداد لما موت) این صلوات آمادگی برای بعد از مرگ در وجودت ایجاد می کند.
(و تهوّن علیهم کل کرب یحل بهم یوم خروج من انفس من ابدانها) و این صلوات سختی ها و گرفتاری ها را آسان می کند. (یحل بهم یوم الخروج من انفس من ابدانها) که هر سختی را موقع جدا شدن نفس از بدن، جان دادن و موقع رها شدن وخارج شدن انفس از بدن آسان می کند.
خدایا یک دردی به آنها بفرست که همه ی سختی های هنگام جان دادن را بر آنها آسان کنی این هم یکی از آثار صلوات حق تعالی است که اگر این صلوات مخصوصش را بر بندگانش بفرستد بر تابعین یعنی کسانی که واقعاً اهل تبعیت هستند.
از آثارش این است که هر سختی را موقع جان دادن برای انسان آسان می کند چه صلوات مبارکی است. چه صلوات خوبی است. که انسان موقع جان دادن مشمول صلوات حق تعالی قرار بگیرد و آسان جان بدهد. (و تعافیهم مما تقع بهم فتنه ممن محضوراتها و تبت نار و تولل حلول فیها و تعسیر هم الی امنن من مقیل متقین) یک صلوات درودی بر آنها بفرست که از آزمایشهای سنگین و نتایج آن و آزمایشها و رسوایی ها و سختی ها و شکست خوردن های بعد از آن سختی ها آنها را معاف کنی.
یعنی وقتی انسان اهل تبعیت شد خداوند با صلوات مخصوص که بر انسان می فرستد انسان را از آزمایشهای سخت و نتایج آنها معاف می کند. اینقدر مبارک است که هم این دنیا و سختی هایش را آرام می کند و هم سختی های آخرت را.
در این صلوات می فرماید: « و کبّت نارو تولل خلود فیها) از اینکه در آتش جهنم بیافتند و جاودانه بمانند با این صلوات آنها را نجات بدهید و این صلوات همان ولایت است. ولایت حق اهل بیت (ع) صلوات ویژه ی خداست که انسان بوسیله ی ولایت اهل بیت (ع) از خلود در جهنم نجات پیدا می کند و این خیلی مهم است که ولایت این اثر را دارد که ما را از جهنم و جاودانگی در آتش نجات دهد نیز از افتادن در جهنم و خلود در آن رهایش شان می نماید.
آخرین اثری که ذکر می کند این است که می فرماید: « و تصیّر هم الی أمن من مقیل متقین) آنها را به جایگاه امت متقین منتقل نمایی. تصیر هم با صاد هست یعنی در نفس آنها چنان تحول دهید که از نظر ساختار روحی و درونی به خودمان برسانی به محل امن متقین برسانی.
تصیرهم یعنی صیرورت و شدن هست یعنی به گونه ای اینها تربیت شوند که تحول پیدا کنند و در جایگاه امنِ متقین بروند. التقوا چی بود؟ اجتناب، در اجتناب انسان آسیب نمی بیند وقتی اجتناب کنید آسیب ندارید. جایگاه تان امن است. اصلاً تقوا و متقینی که می گوییم اصلاً آسیب نمی بینند. خدایا با صلوات اینها را گونه ای دگرگون شان کن و تحول درون شان ایجاد کن که با این دگرگونی و تحول به سمتی بروند که دیگر آسیبی نرسد به آنها نتوانند صدمه بزند دست گناه به آنها، در واقع دست گناه به آنها نرسد.
عرض کنم خدمت تان که شرح استاد (حفظه الله تعالی) را بخوانیم که بحث تمام شود. ایشان در شرح فقره ی ششم می فرماید: که یکی از اسرار دعای بر امت امید واثق بر جاودانگی آن امت است این دعا هایی که حضرت می کند اگر دقت کنید بیشتر مربوط به حیات ابدیت و آخرت انسان است.
زیرا اگر در بقای امت تضمینی نباشد هرگز نسبت به پیکره آن امید خیر و یا هدایت و سعادت نمی توان داشت. پس باید اول امت بقا و جاودانگی داشته باشد تا به امید خیر برایش بتوان دعاهای این گونه کرد. پس امید به جاودانگی اساس دعای خیر نسبت به آنان می باشد.
یعنی حضرت اول امت را جاودانی دیده تا قیامت بعد برای شان، برای تابعین دعا کرده است چرا؟ می فرماید: «اللهم و صلّ علی التابعین من یومنا هذا الی یوم الدین» خدایا تابعین را تا روز قیامت درود بفرست. درودی که این خواص را دارد. پس معلوم است که این امت تا روز قیامت می ماند و نابود نمی شود. دعاهایی که شخص در حق خودش می کند همین طور است یعنی انسان وقتی خودش را جاودان می بیند ابدی می بیند.
تمام دعاهایش فرق می کند، تا این که خودش را یک موجود فانی ببیند که با مرگ تمام شود یک کسی دعا می کند الهی عاقبت بخیر شوی الهی چنین و چنان باشی دعاهایی که مربوط به حیات ابدی هست نشان دهنده ی امید و اعتماد به حیات ابدیست و ایشان در ادامه می فرماید که گرچه این دعا خود می توان گفت مژده خیری از امام معصوم، امام سجاد (ع) است که این امت تا روز قیامت باقی و برقررا می ماند. چرا؟
معلوم است الحمدلله دین تا قیامت با قی می ماند پس این خودش یک مژده ی بزرگی برای اهل دین است که هیچ وقت شکست در کار شان وجود ندارد هیچ وقت عاملی نمی تواند بیاید دین حق را نابود بکند و از بین ببرد چنانکه قرآن هم می فرماید: «لیظهره علی الدین کله ارسله رسول بالهدی و دین الحق» رسولش را با دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غلبه کند.
این یک مژده ی خیلی بزرگ است که دین داران متدینین با خیال راحت به تلاشهای خودشان ادامه دهند اول وظیفه آنها تلاش هست که هیچ وقت هم شکست ضربه نمی خورند. ممکن است بخورند ضربه های سنگین ولی هرگز شکست به طور کلی هیچ وقت شکست نمی خورند بالاخره خداوند تبارک و تعالی دین خودش را همیشه نگه می دارد کما اینکه حضرت می فرماید: اگر دینش را با أمهای فاسق نگه دارد نگه می دارد (ان الله یعید هذالدین الرجل الفاسق).
شما در طول تاریخ نگاه کنید که آدمهایی بودند که خودشان خیلی اهل گناه و معصیت بودند اما از قدرت شان برای بقای این دین استفاده شده حتی دشمنان دین را به ایران می آورد تا نگذارد موفق شود ولی همین آمدن امام باعث شد نور ایشان همه کشور را بگیرد.
و تا الان هم این نور درخشش دارد. شما ببینید در طول سال حدود 20 میلیون نفر می روند زیارت و در این حرمها احیا می شوند توبه می کنند پاک می شوند ارتباط برقرار می کنند و گذشته را جبران می کنند ارتقاء مقام پیدا می کنند اگر می دانستند که قرار است امام چنین جایگاهی بیابد، هیچ این کار را نمی کردند.
قطعاً ایران بدون امام رضا (ع) با ایران با امام رضا (ع) متفاوت هست ایران با یک معصوم و ایران بدون خیلی متفاوت است این معصوم چقدر قدرت داشته و چقدر در این مملکت کار کرده است. اگر می دانستند می آید این مملکت که سلطنت بکند اصلاً برای اینکه آنجا سلطنت نکند و به دست شان نیافتد به اینجا یک کشور غریب آوردند در واقع سلطنت را دو دستی به ایشان دادند ایشان الان بیش از هزار سال است که حکومت می کنند به دلهای این مردم و مردم را هدایت می کنند امورات شان را اصلاح می کنند.
چنانکه مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) فرمود: مشهد چیست؟ مشهد پایتخت جمهوری اسلامی است پایتخت معنوی این جمهوری اسلامی است، سلطانش هم امام هشتم (ع) است. و جالب آنکه آن بزرگوار مهمترین احتیاجات امت را در نظر گرفته و دعا فرموده و نسبت به سایر حوادث ضرورتی برای دعا ندیده آنچه را از خدا خواسته جملگی در نظام ابدیت و جاودانگی انسان هست که قرآن نیز زندگی حقیقی انسان را مربوط به آخرت می داند خیلی خیلی این مهم است که حضرت آمده دعا کرده برای تابعین اما دعا هایی که کرده هیچ کدام شان مربوط به امور دنیای شان نبود.
البته یک چیزهای امنیتی برای دنیا خواسته بود ولی همه در راستای آخرت و ابدیت بوده است. این به ما آداب دعا کردن و آداب برنامه ریزی در زندگی و اصول انتخابها ارتباطها رفتارها و افکار را یاد می دهد که ما اگر چینشِ فکر بکنیم چینشِ آرزو کنیم چه آروزیی بکنیم به چه چیزهای فکر کنیم چه انتخابهایی داشته باشیم چه ارتباطاتی داشته باشیم رفیق، رشته ی تحصیلی، همسر، محل زندگی (هر چی را می خواهیم انتخاب کنیم اصل را آخرت قرار بدهیم).
لذا حضرت جاودانگی و زندگی حاودانه ای ما آنجاست. اینجا ما چند سال در رحم دنیا هستیم بعد از اینجا وفات پیدا می کنیم اصل حیات ما اصل زندگی ما بعد از نجات از دنیا است. خود قرآن هم می فرماید: «انّما الدنیا متاع وانّ الدار الاخره لهی الحیوان» این آیه خیلی تکان دهنده است می فرماید: که دنیا به متاع یک بهره ی خیلی اندک هسات و خانه ی جاودانگی و سرای باقی حیات حقیقی است.
دوران اصلی زندگی ما بعد از وفات شروع می شود لذا اگر کسی بخواهد بهترین دعا ها را برای خودش کند بهترین انتخابها و ارتباطها و بهترین رفتار ها و افکار را داشته باشد همه ی اینها منوط به این است که توجه به آخرت داشته باشد. ابدیت و جاودانگی و حیات باقی را در نظر بگیرد و الا اینجا ما مگر چند روز زنده هستیم شما حساب کنید عمر طبیعی 60 سال الان است بالای 60 سال قاچاقی است.
اگر کسی 60 سال عمر کند اصلاً 100 سال زندگی کند حالا این کجا مسئله ی جاودانگی کجا اصلاً صدسال و یک میلیون و یک میلیارد سال نیست که تا خدا خدایی می کند انسان جاودانه کنار خداوند است در کنار خدا می خواهد زندگی کند یک مسئله ای هست که خیلی باید ذهن مان را متوجه آن کنیم خیلی تمرکز کنیم تا این در قلب ما وارد شود که ما باور کنیم ما جاودانه هستیم.
لذا شما نگاه کنید مهمترین انتخابها و ارتباطها و دعاها برای آخرت است برای ابدیت. نوع دعاها را دیدید که برای چه بود. خدایا اینها را گونه ای صلوات بفرست که گناه نکنند به طاعت و کارهای خیر موفق شوند جهنمی نشوند رغبت به عمل آخرت رغبت برای عمل به ابدیت داشته باشند. چطوری حضرت دارد دعا می کند که اصل را حیات آخرت و ابدیت قرار بدهیم.
دنیا را هر طور بگذرانی می گذرد بالاخره. هر طوری می گذرانی، می گذرد باید محصولش یک چیزی شود که حیات ابدی شاد و پایدار برای انسان شود. شما الان بروید خدمت امام سجاد (ع) بگویید آقا در یکی از خانه ها و کوچه ها هست برای من چه خوب است چی صلاح می دانی شما دعا کن در حق من دعای تان مستجاب است حضرت همین دعا ها را می کند. بگو من چه دعاهایی کنم می گوید همین دعا ها را بکن.
همه ی اینها حول محور تعبیت است اگر تبعیت باید همه ی اینها را با خودش می آورد تمام این صلواتها و درود ها را می آورد. در واقع می خواهد بگوید که امام معصوم دعایش که رد خور ندارد که معصوم دعا می کند در واقع خبر می دهد می گوید خدایا بر تابعین آنها درود بفرست.
(اللهم و صلّ علی التابعین من نومنا هذا الی یوم الدین). در خانواده های شان هم همین طور (و علی من اطاعک منهم) در واقع می خواهد خبر بدهد نه اینکه خدایا فلانی را ببخش بیامرز فلانی را من در حقش دعا می کنم نه. در تمام آثاری که گفتم آثارش به تابعین می رسد اصلاً اگر کسی تابع شد اینها را با خودش دارد.
همه این آثار را دارد. پس ما به همه این خیرات و برکات برسیم خود را به این مقام نزدیک کنیم. ما باید خود را به مقام تابع بودن نزدیک کنیم (تعبیت) حرف گوش کنیم به هر میزانی که ما مطیع شویم از این دعا بهره مند می شویم. دعای که امام سجاد (ع) می کند در حق ما مستجاب است.
(انّما الدّنیا متاع و انّ الدار الاخره لهی الحیوان) (به به) لهی الحیوان. انحصار را می رساند، اگر حیات به معنای حقیقی را می خواهید فقط و فقط در آخرت گیر شما می آید. حیات معنای نظام آخرتی و ابدی برای شماست. اینجا زندگی نیست زندگی ما مثل زندگی جنین است دنیا یک رحم و ما جنین هستیم. همانطور که ما در جنین هزاران محدودیت را داشتیم نسبت به دنیا دست داشتیم نمی توانستیم استفاده کنیم پا داشتیم نمی توانستیم چشم و عقل و مغز و.... داشتیم و نمی توانستیم استفاده کنیم از هیچ کدام از قوایی که داشتیم نمی توانستیم استفاده کنیم. محدود بود.
آدم دست و پا گیر بود نمی توانست استفاده کند یک زندگی محدود. دنیا هم همین طور است ما هم نمی توانیم به آن چیزهایی که می خواهیم برسیم بسیاری از چیزهایی که آرزوهای انسان است اصلاً در دنیا جای آنها نیست. چون خیلی خیلی کوچکتر از آن است که بخواهد جواب انسان را بدهد. همه ی دنیا نمی تواند جواب یک آدم را بدهد چه برسد هشت نه میلیارد که روی زمین است و میلیارد ها انسان قبلش بودند و رفتند.
اصلاً جای این نیست که دنیا نمی تواند جواب خواسته های نسان را بدهند محدودیت دارد خیلی دغدغه هایش آرزوهایش بزرگ است و دنیا نمی تواند جواب بدهد کوچک است جواب یک نفر را نمی تواند بدهد جواب دهها میلیارد نفر را چگونه می تواند بدهد. یک رحم تنگ و کوچک جوابگو نیست ما باید با وفات به آخرت متولد شویم انشاءالله.
خواسته های اصلی مان برسیم و در آنجا دغدغه ها و کمالات انسان انشاءالله به فعلیت و اوج برسند. لذا امام معصوم در این فراز از خوف و رجاء که سرمایه ی اصلی انسان است شروع کرد و به نذور امر متقین دعای که خود ختم فرمود درست آن چیزهایی که ما لازم داریم حضرت برای ما بیان کرده و در طول دعا از خداوند متعال برای رهرو طلب آمادگی برای سفر و آسان شدن مشکلات وفات و محفوظ ماندن از آفات لغزنده را می کند کمتر کسی می تواند از خلال آن به سلامت عبور کند.
یعنی کار سختی است اینکه انسان خودش را یک سالک بداند یک مسافر سالک بداند باید از منازلی عبور کند و در دنیا هم باید از این منازل عبور کند چون همه ی منازل آخرت منازلی هستند که در آخرت وجود دارند قبر در دنیاست فشار قبر در دنیاست، عذاب قبر در دنیا، آتش قبر در دنیاست جهنم همین جاست.
پل صراط و بهشت همین جاست همه اینجا هستند اینجا اگر کسی توانست، دائماً ما سر نماز می گوییم (اهدناالصراط المستقیم) ما الان روی صراط هستیم. دائماً ما این صراط را می خواهیم برای اینکه همه ی آن منازلی که در آخرت باید طی شود از شب اول قبر به بعد همه در دنیا وجود دارد قبلاً هم این را توضیح دادیم در درسهای قبلی که نفس ما قبر ماست.
الان در روح ما هر وضعیتی که باشد قبر ما هم همان وضعیت را دارد. اگر در روح ما آشفتگی و غم و غصه و فشار و عصبانیت و تکبر و زود رنجی و حساسیت و این چیزهاست، قبرمان هم یک قبر شلوغ و گرفتاری خواهد بود. قبر تنگ و تاریک و چرا؟ چون نفس ما نفس تنگ و تاریک است. زود له می شود زود به جوش می آید زود عصبانی می شود زود می بُرد زود تنگ می شود ضیغ پیدا می کند.
کسانی که در زندگی این طوری هستند قبر شان این طوری است. نفس آنها دائماً در فشارهاست یعنی در قبرش هم این وضعیت است آدمهایی که زود کینه می گیرند زود دل چرکین می شوند زود قهر می کنند زود حسادت به سراغ آنها می آید و با همین مسائل تحریک می شوند معلوم است که ظرفیت ندارد و قبرش تنگ است.
با کوچکترین علل و عواملی به هم می ریزد کسانی که ساختار نفس شان این طوری است براساس تلنگر ها و حوادث خیلی راحت به هم می ریزد اینها قبر محکمی ندارند چون نفس و شخصیت مستحکمی ندارند زود ناامید و پژمرده می شوند، زود می بُرند، زود دل چرکین می شوند این اصلاً شخصیت ضعیفی دارد پس قبرش همین الان همین طوری هست نفس او که قبر اوست الان همین طوری هست.
همین الان نفسش قبرش این گرفتاری ها را دارد اگر آدم بخواهد مقامات را طی کند این مقامات را حضرت فرمود: در دنیا باید طی کنید در دنیا انسان باید قبرش را وسعت بدهد نورانی کند و قوی کند یعنی چی؟ یعنی شخصیت و روح خود را خودسازی کند. روی خودش کارکند. به راحتی به هم نریزد و عصبی نشود، پرخاشگر و ناامید نشود. سست نشود و روی خودش کار کند. ترس و دلهره و اضطراب به سراغ او نیاید. حساس و زودرنج و حسود نشود.
خدای ناکرده براساس یک عاملی، تکبر به سراغش نیاید عجب نگیرد او را، آدم کم ظرفیتی باشد، خوبی، عبادت، کمال پیدا می کند یک دفعه ادعاهای عجیب و غریب پیدا می کند خیلی قبر کوچکی دارد خیلی قبر بی ظرفیتی هست، در طول سفر برای رهرو طلب آمدگی برای سفر، ما واقعاً دغدغه های دنیایی مان آقدر زیاد است واقعاً کمتر آدم پیدا می شود خودش را سالک بداند مسافر و رهرو بداند.
یعنی بگوید آقا من باید یک سلوکی انجام بدهم مسیری را بروم که دنیا و ارتباطات دنیایی من همه ابزاری هست برای سیر و سلوک من همسر من یک وسیله هست برای امتحان من، گاهی وقتها با یک همسر توسعه ی نفس پیدا می کند و عرضه دارد با همسرش چطوری برخورد کند گاهی وقتها له می شود عصبی می شود پرخاشگر می شود و داد می زند. محدود می کند همسرش را، با بچه ها نمی داند چه کار کند.
اخلاقهای ناجور درخانه پیدا می کند غر می زند نق می زند ادعاهای گنده می کند تحقیر می کند اینها به علت کوچک بودن قبرش یعنی نفس او کوچک است. یعنی و الا آدمهای بزرگ هیچ وقت دیگران را کوچک نمی دانند. هیچ کس را تحقیر نمی کنند حتی اگر طرف هم گناهکار باشد هیچ وقت خودش را از آن بهتر نمی دانند.
لذا حضرت می فرماید: «ما اکرم نساء الا الکریم و ما احا نحن الا اللّعین» ببین چقدر رابطه وجود دارد زن در اینجا یک مصداق است در مورد زنان صحبت می کند حضرت می گوید: کسی که احترام به زنها نمی گذارد و آنها را اکرام نمی کند مگر آدم های پست. این کسی که اهل تحقیر دیگران است اهل له کردن دیگران است کوچک می بیند و خود را بزرگ و مهم می داند. و لو در خانواده ی سه نفره یا چهار نفره... دائماً اُرد می دهد و رئیس بازی در می آورد خودش را مالک همه می داند این آدم بیچاره ای است. قبرش کوچک است.
هر چه بگوییم باید بشود، هر چه می گویم درست است. هر چه می گویم، فکر می کنم، می بینم شما هم باید همان گونه باشی، باید آن کار را بکنی غیر از این من راضی نیستم. حلال نمی کنم من چنین و چنان می کنم، تهدید می کنم، این یک آدمی است که خیلی کوچک و پست است اهانت به دیگران، تحقیر دیگران مال کوچکی نفس اوست. مال قبر کوچک اوست.
فشار قبر زیاد پیدا می کند کسی که تحمل یک همسری را ندارد که رای او با رأیش موافق نیست نمی تواند کنار همسری باشد که از خیلی جهات نظرش با نظر او یکی نیست اصلاً نمی تواند دوستش داشته باشد این آدم کوچک است.
بزرگ کسی است که بتواند آدمهایی زیادی را اطرافش تحمل کند. و نظرات شان با او یکی نیست را تحمل کند. اگر مثل من کر نکنی مبنای تو خودت هستی. خیلی کوچولو هستی بزرگ کسی هست که نظرات افراد مختلفی که اطرافش هست و یا حتی با خود او مخالف هست را می تواند با شیرینی رفتار کند.
بزرگ امیرالمومنین (ع) است که با قاتلهای همسرش 25 سال رفاقت کرد آنها خودشان فرمودند که آنها سلطانش بودند و من هم وزیر شان بودم در وزارت هم در نهایت صداقت با آنها کار کرده بزرگ ایشان هستند اگرما بخواهیم قبر مان بزرگ شود که همان نفس ما است. باید یاد بگیریم که مخالفت و مخالف را تحمل کنیم نظرش با نظر من یکی نیست افکارش با افکار من یکی نیست همسرم یک جور فکر می کند من هم یک جور فکر می کنم اصلاً مومنی همین است.
المومن یأکل بشهوه بأهل. یعنی آدم بزرگ یعنی آدم به میل خانواده اش است. و میلش را به خانواده اش تحمیل نمی کند کجا برویم چی بخوریم می گوید هر چی شما بخواهید هر چی درست کردید ما می خوریم هر جا شما راحت تر هستید. ما هم همان جا می رویم نه آنجایی که من می گویم برویم کسی که هی من من می کند در خانواده در فامیل در محل کار در ارتباطاتش پر از من است این یک آدمی هست که قبرش خیلی کوچک است. آدمی که حقیر است آدمی که پست است.
محل کا من، محل آزمایش است کار اقتصادی من کار معاملاتی من، من رهرو و سالکم، همسرم، فرزندم، شغلم، دوستانم، زیردستانم همه وسیله ای هستند که من سلوک بکنم همه وسیله ی امتحان من هستند ولی کمتر آدمی هست که خودش را سالک بداند.
یعنی بگوید قرار است من این مقامات را در دنیا طی کنم و بزرگ شوم قرار است این اسمها را بدست بیاورم این کمالها را بدست بیاورم قرار است روحم و نفسم را بزرگ کنم ظرفیتم را بالا ببرم. درونم را زیبا کنم در درونم یک بهشت داشته باشم.
قرار نیست که آدم در نفس خود آلودگی و تنگی و گرفتاری و عذاب و سختی داشته باشد آن موقع بهشت اصلاً معنا ندارد. مثل اینکه بزرگان می گوید بهشت در نفس است جهنم هم در نفس است، نفس تو بهشت و جهنم به همین معناست. اگر در نفست بهشت داری الان در بهشتی، اگر در نفست جهنم هست الان در جهنمی. مدام داغانی و حساسیت و زودرنجی و حسادت و بریدن و تکبر و نخوت و قهر و غر و یکسره افکار منفی و یک سره احساس پوچی و بریدن و .... اگر از این چیزها است قبرت قبر تنگ و تاریکی است.
مهم این است که انسان خودش را سالک بداند باور کند که سلوک دارد و باید این مقامات را طی کند همه ی دنیا آمدن ما به روی زمین ازدواج ما، غذا خوردن ما، پدر و مادر ما، تحصیلات ما، کار کردن ما، با مردم بودن ما، همه یک بهانه است برای این که اخلاق خدا را پیدا کنیم و بزرگ شویم. و کرامتهای انسانی و کمالات انسانی در ما تحقق پیدا کند و ما بزرگ شویم.
نکته ی چشمگیرتر آنکه امام به ما آموزش می دهد که اهمّ حوائج انسان در این عالم چیست؟ بیشترین چیزهایی که ما به آن احتیاج داریم د این دنیا چیست؟ اینکه حوائج مان را تقسیم بندی کنیم. بیشترین چیزی که ما احتیاج داریم چیست؟ می گوید آقا ما بهداشت، مسکن، ازدواج، تغذیه، و به دولت هم می گوییم راجع به همین ها سرمایه گذاری کن ما به کسی رأی می دهیم که بهداشت بیشتر، جاده های بیشتر، تلفن بیشتر، مسکن، تغذیه ازدواج از این کار ها بیشتر برای مردم بیاندازد. بیشتر مردم به این رأی می دهند.
فقط دولت وظیفه اش همین است حکومت وظیفه اش همین است نیاز های ما چی است؟ مهمترین و ضروری ترین نیاز های ما چی است؟ حضرت برای ضروری ترین نیازهای ما دعا کرده است. شما در این دنیا به چی احتیاج دارید؟ این چیزهایی که یک آدم در دنیا احتیاج دارد چیست؟
بدن سالم و یک شغلی داشته باشد همسری داشته باشد خانه ای داشته باشد. امام سجاد (ع) می گوید نه چیزهایی که آدم به آن احتیاج دارد این است که بفهمد سالک است اعتقاد به ابدیت داشته باشد اگر اعتقاد نداشته باشد خودش را آماده نمی کند. مهمترین چیزی که جنین احتیاج دارد چی است؟
غذاست. جای امن است؟ مهترین چیزی که جنین از لحظه ی که نطفه اش تشکیل می شود این است برای تولد برنامه ریزی داشته باشد باور داشته باشد که روزی از رحم مادرش متولد می شود و بیرون می آید چون اگر از لحظه ی اول این را باور نداشته باشد وقتی شکل گیری می کند چیزهایی که برای دنیا لازم دارد را تهیه نمی کند.
لذا اولین چیزی که خدا اسپرم و تخمک را مسلح کرده این است که اینها به محض لقاح کردن باور دارند که روزی متولد می شوند. لذا نوع پیوند شان نوع حرکات و تقسیم بندی هایی که می کنند اندام زایی هایی که می کنند عضو هایی که لحظه به لحظه ثانیه به ثانیه ساخته می شود همه براساس این باور است که من قرار است نه ماه دیگر از اینجا بیرون بیایم.
و جایی بروم که باید چیزهایی که لازم دارم را همین جا تهیه کنم. و هیچی اش را به من نمی دهند مطلقاً چشم، دست یا گوش یک بند انگشت کم بیاورم، نمی دهند حتی یک ناخن، می داند به آنجا هیچ خبری نیست هر چی هست باید در رحم مادر تهیه کرد. واقعاً جدی باور کرده است واقعاً مهمترین چیزی که احتیاج داریم در دنیا این است که باور کنیم. ما قرار است با وفات با آخرت متولد شویم. همه ی چیز هایی که برای نظام ابدی احتیاج داریم باید از همین جا تحصیل کنیم. اگر آن وقت این را باور کنیم نوع روابط مان انتخاب ها و رفتار های مان و افکار مان همه تغییر می کند نوع برنامه ریزی های مان برای زندگی تغییر می کند نوع قیمت گذاری برای کارها ارتباطها و انتخابهای مان تغییر می کند.
یک کسی با مبنای آخرت انتخاب می کند یکی دیگری که انتخاب دیگر می کند. براساس مبنای ابدیت یکی یک ارتباط فکری دارد یک چینشی دارد و مهندسی آرزو دارد و براساس نگاه به حیات غیر ابدی نوع ارتباطاتش و چینش فکرش مهندسی فکرش فرق می کند. ما مهمترین چیزهایی که نیاز داریم همین هایی است که در دعای امام سجاد (ع) است.
صلاه خدایا به اینها درود هایی بفرست که صلاه تأسمهم بها من معصیتک گناه نکند و این مهمترین نیاز انسان است یعنی قبرش تنگ نشود مرگ قرار نیست شما بروید در بهشتی که اندازه ی آن به اندازه ی تمام آسمان و زمین است این آیه قرآن است و دو بار هم آمده در قرآن (جنه ارضها السماء و الارض جنّته السماوات و الارض) این بهشتی که به اندازه ی آسمان و زمین است باید روحی هم به اندازه ی آن داشته باشید.
اگر یک نفس نداشته باشد به اندازه ی آسمان و زمین وسعت نداشته باشد شخصیت ضعیف و ذلیل و خوار داشته باشد یک شخصیتی که حساس و زودرنج است و سر هر چیزی غصه دار می شود و ترس و اضطراب و بی حالی و بی رمقی به سراغ او می آید. از خدا و معنویت زده می شود و عبادات را رها می کند دنیا برایش تنگ می شود احساس پوچی می کند این آدم اصلاً نمی تواند به بهشتی که به اندازه آسمان و زمین است برود.
اصلاً وسعت ندارد مهمترین چیزی که او احتیاج دارد این است که وسیع و بزرگ شود اگر کسی می خواهد ساختمان، یا بیمارستان بسازد بهترین مهندس کشور را انتخاب کنیم و بگوییم برای ما یک بیمارستان بساز، می گوید زمین کجاست؟ می گوییم فلان جا و می رویم صد متر زمین را به او نشان می دهیم. اولاً حسابی به ریش ما می خندد بعد هر چی از دهانش در بیاید به ما می گوید. مرد مسلمان من را مسخره کردی می خواهی در صد متر زمین بیمارستان بسازی در صد متر زمین می خواهی دانشگاه بسازی، بیمارستان چند هکتار زمین می خواهد دانشگاه چند هزار متر زمین می خواهد.
ما با این نفسهای کوچک و له، با این روحهای داغان و حساس و زودرنج که نمی توانیم به بهشتی که به اندازه ی آسمان و زمین است برویم اصلاً چه نسبتی دارد این با ما؟ یک آدم بی ظرفیت؟ یک آدم کوچک ، یک آدم حساس، آنقدر باید تو وسعت داشته باشی که این دعا ها را حضرت دانه دانه می گوید و ما هم اینجا باز می خوانیم باز این فرمایش حضرت استاد را : انسان در این عالم و عالمها چه نیاز هایی دارد؟ آنچه که از خدای متعال باید درخواست کرد چه قسم حاجاتی می باشد؟ به چه چیز هایی نیاز داریم الان ما را رها کنند و از مسجد، از حرم بیرون برویم دغدغه های مان و نوع آنها زمینی است.
وقتی می گویی آرزوهایت چیست برنامه هایت چیست فکر و افکارت چیست؟ مربوط به زمین است یا ازدواج خودمان و فرزندان مان است و یا مشکلات مالی یا مسئله جسم و بهداشت یا مسئله لباس یا مسائل شغلی یا بورس تحصیلی یا درس خواندن است. گرفتاری های این طوری داریم، واقعاً چقدر از فکر ما دغدغه های ما روح ما وقت ما صرف این است که ما به بزرگترین انتخابهای آخرتی برسیم به تحصیل بزرگترین نیازهای آخرتی مان برسیم.
به نیا های ابدی مان چقدر فکر می کنیم چقدر وقت ما صرف اینها می شود؟ ما واقعاً اینها را جدی نمی گیریم و واقعاً جدی نیستیم. حضرت با این دعا به ما آموزش می دهد که ای عزیز من تو باید بدانی مهمترین نیازهایت این نیازهاست مهمترین دغدغه ها باید این دغدغه ها باشد. غصه ها و شادی هایت را براساس آخرتت تنظیم کن خواهش می کنم دقت کنید.
نکات جالب در این فرایند: 1- درود خداوند متعال یکی از آثارش نگاهداری مومنان از گناه (مهمترین نیاز) و گشودن راه برای بهشت است. شما آرزو دارید بروید سفر مکه، مشهد بروید اولین نیاز شما این است که پول داشته باشید راه هم باز باشد ویزا داشته باشید ویزا نداشته باشید چگونه می خواهی بروی باید به شما ویزا بدهند قدیمها می گفتند برات کربلا بدهند دستت بعد می گویند اما می توانی خارج شوی و زیارت کنی وقتی به شما ندادند یعنی چی کجا می خواهی بروی؟
ما هم مهمترین چیز برای مان این است که راه بهشت جلوی ما باز شود یعنی مجموعه ارتباطها انتخابها و رفتار ها و افکار مان و چینشهای افکار مان و آرزو های مان براساس بهشت باشد اگر تو انتخابی کردی و این وقتی برایت تنگی می آورد که رفیق و همراهی را انتخاب کردی که ریز و کوچک است. و تو می خواهی کنار همچین رفیقی له شوی این چه انتخابی است که کردی؟
همیشه آدم باید دست به انتخابهایی بزند که آن انتخابها راه را برایش باز کند. مسیر بسته نشود. آقا ما دختر به شما می دهیم ولی شب عروسی بزن و برقص داریم مجلس مختلط داریم این راه بسته است آقا ما می خواهیم زن بگیریم با او برویم بهشت نه زن بگیریم که جهنم برویم. بعد هم من مرد هستم و زنم را می خواهم به بهشت ببرم اجازه نمی توانم بدهم.
الان مصیبتی که بچه حزب اللهی ها دارند این است که می گویم به خانمم می خواهم بروم بهشت تو هم بیا برویم بهشت، می گوید نه نمی آیم. من می روم جهنم تو هم باید با من به جهنم بیایی این گرفتاری است. می گوید خانمم اصرار می کند برویم مجلس مختلط شرکت کنیم می گویم این مجلس یک سره جهنم است من آنجا بروم می دانی چند هزار سال برایم عذاب می نویسند.
یک عروسی که دو ساعت بروم آن طوری بنشینم من آنجا گرفتار می شوم. تو نفس من یک عالم عذاب ذخیره می شود قبرم تنگ می شود اصلاً به من فشار می آید می گوید: نه. باید تو هم با من بیایی در آن جهنم می گویم نمی شود می گوید پدرم می خواهد یک عروسی بگیرد در عروسی در کارهایش فضولی نکنی. خودم هر جور دلم خواست می گیرم نمی شود. عزیز من.
بابا جان اصلاً زن نمی گیرم می خواهی زن بگیری وظیفه ی واجبت این است که زن بگیری مثل نماز که واجب است برای دخترش که باید شوهر بگیرد این برای پدر و مادر است دیگر شرعاً می خواهی انجام بدهی انجام بده ولی من جهنم نمی آیم. راه بهشت باید باز باشد دیگر به باز بودن راه بهشت احتیاج داریم.
بچه می گوید مامان من را آزاد بگذار هر غلطی که دلم خواست انجام بدهم. الان چقدر از بچه ها از پدر و مادر شان باج می گیرند، بچه می خواهی چه کار؟ بچه دار شدی هر غلطی دلش خواست کرد، آقا نمی شود بچه یک حریمی دارد اگر از این به بعد خواست پایش را از گلیمش آن طرفتر بگذارد پدر و مادر باید جلوی او را بگیرند و بایستند.
ناراحت می شود به او بر می خورد. قهر می کند خوب می شود خوب به این عنوان که من را جهنمی کند بدبخت کند حدیث داریم که خدا لعنت کند پدر و مادری که بچه به آنها توهین کند بی ادبی کنند اگر بچه خواست تند نگاه کند بی ادبی کند برخورد خوب بشود از اول جلویش گرفته بشود نباید این حرفها را بزنی نباید این طوری نگاه کنی یک تو دهنی بخورد بچه دفعه بعد جرأت نمی کند در روی پدر و مادر به همین راحتی بیاید.
یکی از بزرگان ظلمهایی که در حدیث داریم والدین به بچه های شان می کنند آنها را لوس و بی ادب و پر توقع بار می آورند باج بگیر بار می آورند این بچه فاسد می شود بچه باید حرمت بابا و ننه را رعایت کند هتب شان در دلش باشد بفهمد باید اجازه داشته باشد برای هر کاری خود سر نباشد. شما بچه را این طوری بار آوردی محبت زیاد مثل آب زیادی است که به گل می دهی چی می شود؟ آب که بد نیست گل هم که به آب احتیاج دارد اگر یک کم بیشتر بدهی چی می شود خراب می شود. پژمرده می شود.
بچه ها از والدین باج می گیرند پسر شوهر زن پدر و مادر باج می گیرند همه باج می گیرند همه باج بگیر شده اند دنیا سر گردنه شده است. اگر کسی می خواهد برود باید باج ندهد باج بگیر نباشد این خیلی بد است انسان باج بگیر باشد خیلی ظلم است و به کسی باج هم ندهد. این چیزی که تو می خواهی یعنی جهنم.
دخترم همسر عزیزم، اینها همه که جهنم است. تو می خواهی من با آن به جهنم بروم. این دوست داشتن نیست و نیز نگاه داری از لغزشهای شیطانی و قدرت یافتن بر انجام کار های نیکو از آثار آن باشد. یک کاری یک انتخابی یک چینش فکر یک ارتباطی یک رفتاری که شیطان دائماً به من حمله کند حمله از جلو، عقب، راست و چپ آن چهار حمله که در دشمن شناسی مفصلاً در باره آن گفتیم.
یک شغلی که قرار است دائماً در آن به من حمله شود این به چه درد من می خورد این شغل کثیف است درآمدش یک میلیارد تومان باشد به چه دردم می خورد. آقا شغل خوبی است پول خوب می دهند بابتش، وقتی قرار است در باره آن انواع حمله ها صورت بگیرد قرار است یکسره وسوسه شوم در این شغل به چه درد من می خورد این چهار تا ارتباطها انتخابها رفتار ها و چینش فکر باید یک طوری باشد که آدم موفق به کار خیر باشد.
کار های خیر بتواند انجام دهد دست دیگران را بتواند بگیرد به دیگران کمک کند. نه اینکه خودش محتاج کسی شود کسی بیاید دستش را بگیرد. این مسیر ها را ببین چقدر قشنگ مهندسی کرده اند طراحی کرده اند مهندسی را نگاه کنید مهندسی بی نظیری را که امام سجاد (ع) می کند برای حیات ابدی مهندسی آن چقدر دقیق است. محضر مقدس شان یک صلوات بفرستید.
2- امام کلیه ی امت را دعا می کند که در بین آنان سوء ظن به یکدیگر و متهم نمودن به همدیگر راه پیدا نکند. امت و جمع و گروهی که به یکدیگر می پرند. اعضای خانواده مرد یکسره ایراد می گیرد و اتهام وارد می کند زن یکسره ایراد وارد کند و اتهام وارد می کند. در محیط کاری در محیط هایی که افراد دائماً نسبت به هم اتهام وارد می کنند. دائماً به هم بپرند . بپرند به جان همدیگر این جهنم است. این اصلاً وسعت ندارد. ذیغ.
در یک کشور آدم زندگی می کند ولی احساس تنگی می کند یک مرد بهشتی و یک زن بهشتی و یک بچه ی بهشتی کسانی هستند که در محیط خانه تشنج ایجاد نمی کنند. هیچ چیز را تنگ نمی گیرند اذیت نمی کنند یکی چی می گوید مومن با میل خانواده اش می خورد چون وقتی می گوید من هر چی من گفتم، تنگ کرده، این قدر بزرگ است که می گوید هر چه شما بگویید فقط حرام نباشد.
چون حرام تنگی است خدا راضی باشد هر چی شما می گویید فقط خدا راضی باشد. هر چی شما میل دارید فقط خدا راضی باشد، نه زن سالاری باشد نه مرد سالاری. زن سالاری تنگی است مرد سالاری تنگی است نه زن سالاری، نه مرد سالاری، خدا محوری است.
خدا هم وسعت دارد. عظیم و بینهایت است انسان تا رفت سمت خدا بزرگ می شود، بهشتی که به اندازه ی همه ی آسمان ها و زمین بزرگ است. خدا هر چی می گوید راضی باشد. هر چه شما می گویید باشد، تا می گویی من، خودت، قبر خودت را تنگ می کنی. آدمها به خاطر خود خواهی می خواهند به میل شان برسند. فکر می کنند با خودخواهی روی روای بیافتند تا شما گفتی من چه کار کردی؟ تا گفتی من چه اتفاقی می افتد؟ تنگ می شود چرا من و چرا من آره چرا من نه. تنگ می شود و فشار می آید.
تو اگر وسعت داشته باشی من نمی گویی. و من من نمی کنی. حضرت علی می فرماید: من در کوچه که می روم به من فحش می دهند می گویم با یک علی دیگر هستند. راهش را می گیرد و می رود. اصلاً به او بر نمی خورد این فحش ها. اگر به او می خورد که تنگ بود. کوچک بود آدمهایی که حساس هستند زود رنج هستند عصبی اند پرخاشگر اند، حسود اند، متکبر اند، آدمهایی که هر چیز را برای خود می خواهند فقط من، فقط من، فقط من، تحمل هیچ کس و هیچ چیز را ندارند این ها آدمهای ریزی هستند.
آدمهایی اند که فشار قبر زیادی دارند و نشانه ی قبر آنها این است که دنیای شان هم بد می گذرد. دنیای آنها هم پر از غصه و دلتنگی می گذرد. در اوج برخورداری از نعمت ها بد می گذرانند. در اوج الطاف الهی همیشه غصه می خوردند. خدا رحمت کند شهید مطهری را می فرمود: بعضی ها برای اینکه مجبور نشوند یک زمانی نان و پنیز بخورند یا نان و سبزی بخورند یک عمر نان و پنیر می خورند.
خوب این بیچاره از اول افتاده در این. آدمهای بخیل این طوری اند آدمهای خسیس این طوری اند. آدمهایی که وسعت، زن و بچه شان نمی دهند و می ترسند که هزینه کنند مدام حساب کشی شدید می کنند مو را از ماست بیرون می کشند اینها آدمهایی اند که راه رزق و روزی را روی خود و زن و بچه ی شان می بندند.
آدم هایی اند که فشار قبر دارند آدمهای خسیس و بخیل فشار قبر دارند. آدمهایی که می ترسند هزینه کنند و به خانواده سخت می گیرند موقعی که می توانند سخت نگیرند. این آدم، آدم بدبختی است آدمی هست که فشار قبر دارد. زیرا سوء ظن به خلایق یک نوع اشتغال فرا گیر ذهنی می سازد دو راه رشد را بر تفکر بسته و مانع بسیاری از خیرات می گردد.
ما یکی از ضروری ترین نیاز های مان این است که اهل سوء ظن نباشیم. مدام به آدمها نگاه نکنیم ریز نگاه نکنیم آدم ها را کوچک نبینیم تحقیر نکنیم. چون هر سوء ظنی، هر کوچک دیدن، هر بد دیدن، هر تحقیر کردن در واقع کوچک کردن خودت است له کردن خودت است خراب کردن قدر خودت است فشار به خودت می آید.
خدا شاهد است آدمهای مستعدی ما داشتیم که می توانستند از اولیاء خدا شوند از بزرگان شوند از سرباز های قدرتمند امام زمان (ع) باشند، بخاطر حسادت ها تنگ نظری ها، سوء ظنها، حساسیت های بی جا، مو شکافی های بی جا، فضولی های بی جا، زندگی را بر خود تنگ گرفتن. و خود را از رشد ها محروم کردند.
و راه رشد را بر تفکر بستند و مانع از بسیاری از خیرات می گردد. همین بد دیدن، ضعیف دیدن دیگران، له دیدن دیگران، کوچک دیدن دیگران مانع خیر به خودت می شود، راه را می بندد. می توانستی با یک همسری ازدواج کنی که با او تا کجا ها پرواز کنی و بخاطر همین بدبینی هایت با یک همسری ازدواج کردی که له می شوی می توانستی یک شغلی پیدا کنی که با آن آخرت را بسازی، الان به شغلی رسیدی که در آن دائماً گناه و ریز شدن و له شدن است.
می توانستی رفیق هایی پیدا کنی که با آنها خیلی اوج بگیری، الان مجبوری با ریز هایی سر و کار داشته باشی که مدام تو را پایین بکشند. برای اینکه خودت این طوری خواستی. شجاعت و جگر پرواز را نداشتی مدام چرتکه انداختی مدام حساب کتاب کردی، فضولی کردی، سوء ظن داشتی، حساسیت داشتی، خوب این طوری می شود.
3- آنکه امام دعا می کند امت اسلامی در این جهان استعداد برای جاودانگی و ضایع نشدن در آن عالم را پیدا کند چه بحث جامع شناسی مهمی است. عزیزانی که با کارهای سیاسی و اجتماعی سر و کار دارند باید به این نکته توجه کنند. که مهم ترین چیز در یک جامعه این است که جامعه راه آخرتش بسته نشود جامعه به سوی آخرت و بهشت باشد. یک جامعه، جامعه ای باشد که استعداد آخرتی افرادش بیشتر از هر جای دیگر شکوفا شود.
علامت خوبی یک جامعه ی نظامی، اجتماعی یا نظام سیاسی خوب کدام نظام است؟ نظامی است که استعداد آدم ها برای بهشتی شدن بیش از هر جای دیگر کره ی زمین فراهم باشد. و خدا می داند که انقلاب اسلامی این را به مردم هدیه داد. هیچ وقت در روی کره ی زمین از زمانی که حضرت آدم (ع) آمد تا الان هیچ جا روی کره ی زمین به اندازه ی ایران با انقلاب اسلامی ایران وسعت و راه سعادت و ثروت آخرتی باش نشد برای کسی.
هیچ وقت در زمین این قدر آدم به بهشت نفرستاد هیچ وقت در روی زمین این قدر آدم خوب تربیت نشد. این ها را از برکت حضرت امام داریم که چقدر به او مدیونیم. از برکت انقلاب اسلامی و از برکت ولایت فقیه داریم که باید خیلی قدر او را بدانیم. آنهایی که با ولایت فقیه موافق نیستند اینها معیارهایی که برای خودشان دارند معیار های کوچکی اند. خود را خیلی ریز می بینند.
آدمهایی اند که خودشان را از تولد تا مگر می بینند می گویند ولایت فقیه به چه درد ما می خورد. ولایت فقیه ضامن آخرتی یک جامعه است. ضامن ثروت ابدی یک جامعه است. جامعه ی ما باید یک جامعه ای باشد که استعداد برای جاودانگی داشته باشد و بدون ولایت فقیه استعداد ها کور می شود ولی فقیه است که جامعه را مستعد برای حیات ابدی می کند.
برای جاودانه شدن می کند، باید خیلی قدر این را از نظر اجتماعی و سیاسی بدانیم والحمدلله رب العالمین.