جلسه 130 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
130
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
3
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 130 - شرح صحیفه سجادیه

فراز چهارم را از دعای چهارم می خوانیم: « اللهم و اوصل الی التابعین لهم باحسان الذین یقولون ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان خیر جزائک الذین قصدوا سمتهم و تحرّوا وِجهتَهم ومضوا لی شاکلتهم لم یثنهم ریبٌ فی بصیرتهم و لم یختلجهم شکٌ فی قفو آثارهم و الائتمام بهدایته منارهم مکانفین و موازین لهم یدینون بدینهم و یهتدون بهدیهم یتّفقون علیهم و لا یتّهمونهم فیما ادّوا الهیم.

خدایا بهترین پاداش خود را بر پیروان صحابه نازل بفرما که پیوسته در حق گذشتگن یاد خیر داشته و دعا می کردند و می گفتند خدایا ما و برادران ایمانی ما را که بر ما پیشی گرفته اند مشمول رحمت و مغفرت خود قرار بده هم آنان که در راه صحابه قدم گذاشته و از سیره ی حسنه ی آنان پیروی کردند و آنچه را آنان انتخاب کرده بودند انتخاب نمودند و مانند ایشان رفتار کردند و هیچگاه در بصیرت و بینایی آنان شک نداشتند و در پیروی و اقتدا به آثار آنها تردیدی به خود راه ندادند. با آنان هماهنگ و مساعد بوده و به دین آنان معتقد و همچنان در راه مستقیم آنان حرکت نموده و شک در صدق و درستی آن نداشتند.

این فقره از دعا مطالب بسیار مهمی دارد که ما همه آن مطالب را نمی توانیم بگوییم. خیلی‌هایش از مباحث کلامی و اعتقادی است و مباحث کلام جدید است که من بعضی از آنها را به اشاره خدمت عزیزان عرض می کنم. در این فراز همانطور که شنیدید حضرت برای کسانی دعا می کند که تابع صحابه بودند یعنی بعد از صحابه رسول خدا آمدند و راه آنها را طی کردند.

نکته ای که هست در اینجا یکی مسئله زنده بودن تاریخ است که تاریخ یک موجود کاملاً زنده است و گذشته و حال و آینده ی آن به هم کاملاً مرتبط اند و هر اتفاقی در هر جایی بیفتد این تاثیرش را از نظر عرضی در کل کره زمین می گذارد و در طول زمان هم در آینده تا قیامت آثار دارد و همانطور که در سوره مبارکه یس خدمت تان عرض کردیم.

نحنُ نکتبُ ما قدّموا و آثارهُم ما آنچه که مردم انجام می دهند و جلوتر می فرستند و آثار آنها را می نویسیم یعنی هر چی که بماند از یک نفر از یک مجموعه، از یک گروه، حزب، از یک دسته از یک جریان، یا از یک فرد بماند آثار کار آنها هم قابل نوشته شده و محاسبه است.

گاهی وقتها انسان تصمیمی می گیرد آثاری از خودش می گذارد چه بد چه خوب این اثر تا وقتی تاثیر گذار هست چه آثار خوب چه آثار بد این نامه اعمالش باز است و در نامه اعمال او می رود. گاهی وقتها یک مجموعه یک آثاری را ایجاد می کنند. یک موسسه یک گروه یک خانواده یک جامعه یک هیئت یک حزب یک آثاری دارد آثار خوب یا آثار بد، این هم تا طول تاریخ هر جا که اثر این قابل محاسبه است مسئولیتش به عهده آن گروه هست.

پس وجود یک نفر یا وجود یک جمع به اجساد آنها نیست. اینکه من مُردم وجود من تمام نمی شود یا مُردن من. اینکه بدن من بین مردم نباشد وجود من تمام نمی شود کل آثار خوب یا بدی که از من بجا مانده در نامه ی عمل من، در قبر من و قیامت من مؤثر خواهد بود یعنی با من هست. در یک مجموعه، در یک جمع هم همین طور اگر افراد آن جمع از بین بروند گروهی بودند، دسته ای بودند، سلسله ای خاندانی بودند مثلاً خاندان پهلوی، آمدند و رفتند الان دیگر چیزی از خاندان پهلوی نیست اما آثار آنها در کشور ما هنوز موجود است.

گناهان آنها، انحرافاتی که ایجاد کردند، آثار و تبعاتی که ایجاد کردند بنابر این عقاب این کار ها هنوز هم برای عاملین وجود دارد. بنی امیه مرده اند از بین رفته اند ولی هنوز آثار شان در جامعه جهانی وجود دارد و بنابراین گناه و آثار کار زشت آنها کماکان برای آنها دارد می رود. آنها به واسطه ی آثار شان زنده هستند آن چیزی که می خواستم خدمت تان عرض کنم همین فرمول مهم است که انسان با آثارش زنده است. هر کس یا هر گروهی با آثارش زنده است. اثر می گذرد. و خداوند آثار را کار دارد.

اصحاب عاشورا از دنیا رفته اند اما آثار شان مانده است کار هایی که کرده اند. یکی از چیز هایی که در دعای چهارم داریم این است که انسانها برای کسانی که قبل از آنها بودند و دین را نگهداشتند و ایمان و مظاهر مذهبی و دینی را به آنها رسانده اند دعا بکنند. ببینید ما الان در مسجدی نشسته ایم که کسانی قبل از ما دهها سال قبل از ما به فکر تاسیس این مسجد بودند، خوب ما الان داریم در این مسجد استفاده می کنیم آنها ممکن است از این دنیا رفته باشند اما این مسجد آثار آنهاست.

باقی مانده و دارد کار می کند. ما هر کار خیری بکنیم اگر به بهشت برویم مدیون گذشتگان خودمان هستیم گذشتگان ما بودند که دین را نگهداشتند و بدست ما رساندند مبارزین، مجاهدین، علما، مراجع اینهایی که جهاد کردند، رزمندگان اسلام، قبل از آن مبارزین زمان انقلاب، مبارزین زمان قبل از انقلاب، و علما همین طور که برگردیم می بینیم که آثار افراد باقی می ماند.

ما اگر الان چیزی گیرمان می آید از دین از حقایق، علوم و معاف و موفقیم که راه خدا را طی بکنیم به برکت گذشتگان ما است. لذا قرآن می فرماید که مومنین حقیقی گذشتگان خودشان را دعا می کنند. ربّنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان برادرانی که نسبت به ما سبقت ایمانی داشتند از ما سبقت گرفتند و ما هم نان خور آنها هستیم، مدیون آنها هستیم ما در واقع خودمان آثار گذشتگان هستیم از جمله آثار گذشتگان هستیم و باید گذشتگان مان را دعا کنیم چون سر سفره آنها نشسته ایم.

یک عده زحمت کشیدند یک عده شهید شدند یک عده به اسارت رفتند یک عده کتک خوردند یک عده نقص عضو شدند یک عده ده، بیست سال در بیمارستان بودند، سوختند، شیمیای شدند، موج انفجار گرفته بود، یک عده یتیم شدند یک عده بیوه شدند یک عده گرسنگی و تشنگی کشیدند تا به شهادت رسیدند، غربت کشیدند تا این دین به دست ما رسید پس ما مدیون گذشتگان خودمان هستیم، باید به یاد آنها باشیم البته خداوند خودش آنها را در اعمال سهیم و شریک خواهد کرد اما وظیفه ما این است که از آنها تچلیل کنیم و دعا کنیم در حق شان چون اگر آنها این شکنجه ها را نمی دیدند این مجاهدتها را نمی کردند این زحمتها را نمی کشیدند الان معلوم نبود من و شما کجا بودیم.

اگر امام امت نبود ما الان کجا بودیم واقعاً؟ آدم یک وقت فکر بکند که اگر امام نبود اگر مبارزین و مجاهدین همراه امام نبودند علمایی که همراه امام بودند بسیار شان به شهادت رسیدند نبودند الان وضع و حال ما چه بود؟ کشور ما در چه وضعیتی بود الان؟ ما اگر بخواهیم خوب بفهمیم که اگر آنها نبودند چه وضعیتی سر ما می آمد باید به کشور هایی نگاه بکنیم که آنها امثال امام و امثال علما ما را و امثال مبارزین و مجاهدین ما را نداشتند چه در کشور های اسلامی چه در کشور های غیر اسلام.

این یکی از وظایف ماست که گذشتگان مان را دعا بکنیم که نانخور آنها هستم باید تشکر بکنیم وظیفه داشته باشیم و دائماً به قدیمی ها نگاه بکنیم. نزدیکترین کسی که ما واجب است به آنها دعا بکنیم پدر و مادر ما هستند که دین ما را به ما دادند خوشبختی را زحمت کشیدند و برای ما تحصیل کردند و به ما دادند. پدر و مادران مان اجداد مان تشیع را پذیرفتند، کسانی که در نسلهای قبل در ایران بوند و تشیع را پذیرفتند. کسانی که عامل شیعه شدن ایران شدند حتی پادشاهی که در کشور ما، مکتب تسنن را رها کرد شیعه را پذیرفت، شیعه را در ایران رواج داد و علمایی که این کار را کردند آنها را تحریک کردند و نسلهای قبل از آنها تا برسد به خود شخص نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم.

دو تا نکته دیگر هم هست که من شرح استاد حفظه الله تعالی را می خوانم در شرح توضیح خواهم داد« ارتباط استوار گذشته و انگیزه ی جامعه ایمانی» البته این اختصاص به جامعه ایمانی ندارد. هر جامعه ای گذشته و آینده اش با هم یک ارتباط استوار و ناگسستنی دارد. لذا شما می بینید که مسئله تاریخ را امام صادق در دعای ندبه خیلی مباحث تاریخی مهمی در دعای ندبه وجود دارد و اصلاً نگرش تاریخی انسان را دعای ندبه عوض می کند.

اصلاً مبنای تاریخ و نگرش تاریخ را دعای ندبه کاملاً تغییر داده و یک مکتب جدید و یک روش جدید در مطالعه تاریخ و روابط بین حوادث تاریخ در دعای ندبه وجود دارد که بسیار پیشرفته است افسوس که هنوز ما خودمان را باور نکرده ایم و هنوز داریم. در بحث تاریخ تقلید می کنیم و تاریخ نگاری، مباحث تاریخ و فلسفه تاریخ داریم به روشهایی که افراد غیر شایسته در تاریخ و تاریخ نگاری بنیان گذاشته اند اهمیت می دهیم. و این روشی که «معصوم» در بحث تاریخ گذشته را رها کرده ایم.

در دعای ندبه شما می بینید وقتی که حضرت به کشته شدن امیرالمومنین و جنگ هایی که با حضرت می شود اشاره می کند می فرماید اینهایی که با علی جنگیدند گرفتار احقاد و کینه های بدر و حنین و خیبر بودند احقاد البدریته و الحنینیته و الخیبریته گرفتار اینها بودند.

ببینید تاریخ را به هم وصل می کنند که ببینید روابط وصلند بعد از زمان حضرت آدم داستان تاریخی را حضرت شروع می کند ارتباط این حلقه ها را تا زمان امام زمان علیه السلام بیان می کند در دعای ندبه. که مباحث بسیار شیرینی دارد من امید دارم یک شرایطی فراهم بشود که در موسسه خودمان همت کنند انشاءالله مدیران موسسه دعای ندبه ای انشاءاله ایجاد بشود یک شرح دعای ندبه آنجا برای علاقمندان خیلی مفید و لازم است.

خوب می فرماید نکته قابل توجه در این فراز از دعای امام سجاد علیه السلام، یاد خیری است که از تابعین صحابه انجام گرفته است. کسانیکه خود به تمام وجود در خط سلف صالح بوده اند ( سلف صالح یعنی گذشتگان) و در طریق زندگی خود هیچ گونه شک و ریبی به خود راه نداده اند. قرآن کریم این افراد را ستوده و سخن آنان در مورد گذشتگان را این چنین نقل می کند ربنااغفرلنا و لا خوانناالذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلاّ للذین آمنوا.

البته همه این دعایی که در شرح آورده، در متن نیست. تا سبقونا بالایمان هست. خدایا ما و برادران ما را ببخش همانان که در ایمان بر ما پیشی گرفتند. ادامه ی دعا که حضرت استاد آورده اند و لا تجعل فی قلوبنا.... یک فراز بسیار بسیار مهم است که مومنین از خداوند می خواهند چون یکی از بزرگترین سد های پیشرفت انسان، راه سیر و سلوک خدا، وجود کینه است در دل انسان. انسان نباید در دل خودش هیچ نوع کینه ای به کسی داشته باشد بخصوص به مومنین.

البته کینه ی مقدس ما داریم. کینه مقدس نسبت به دشمنان خداست. دشمنان خدا و دشمنان اهل بیت علیهم السلام آن یک بحث دیگر هست. اما نسبت به مومنین و مسلمین انسان نباید کینه در دلش باشد چون به هیچ وجه اجازه ی رشد نمی دهد. یک غده ی سرطانی است که اگر آمد در دل کسی، کینه آمد در دل کسی او را کاملاً فلج می کند و دیگر نمی گذارد رشد بکند. هر اجتماعی با گذشته و آینده خود پیوند دارد و قطعات تاریخ هرگز گسسته از یکدیگر نمی باشد گرچه این رابطه ی دقیق در دست هر کسی نیست و توهمات غلط در این مورد بسیار است ولی نمی توان انکار کرد که تاریخ به معنای چیزی که در خارج جاری است یعنی مجموعه ی ماجرا ها نه آنچه که یک مورخ تحلیل می کند زیرا تاریخ همانند روح در واقعیت جهان ساری است که مسیر حوادث را تعیین می کند و گذشته ها پیوسته حالت آماده سازی برای حوادث آینده را دارد و بعبارت دیگر دوران گذشته در بستر تاریخ آبستن پیدایش پدیده های بعدی است که در فلسفه از آن به « علتِ اِعدادی» تعبیر می شود یعنی علتهایی که مقدماتی هستند.

یعنی اگر سقیفه اتفاق نمی افتاد عاشورایی هم نبود امام حسنی هم کشته نمی شد. پس روابط با هم ربط دارند. برای همین هم آن منادی فرشته خداوند در عاشورا که روز جمعه است فریاد می زند قُتل الحسین یوم الاثنین حسین روز دوشنبه کشته شد یعنی چی؟ یعنی به قول آن مورخ بزرگ یک تیری از سقیفه شلیک شد، از کمال پرتاب شد روز عاشورا خود به قلب مبارک سیدالشهدا پس هر حادثه ای که الان اتفاق می افتد حادثه ای برای انگیزه را رقم می زند. شما دیدید دیروز در خطبه های بسیار حیاتبخش دیروز، مقام معظم رهبری فرمودند که این طور نیست که کسی حادثه ای ایجاد بکند، گرفتاری ایجاد بکند مسئولیت نداشته باشد.

اگر اینجا یک اتفاقی افتاد بعداً ممکن است اصلاً کسی نتواند جمعش کند و همه مسئول حوادثی هستند که ایجاد می کنند.

ما نمی توانیم یک نطفه ای را بکاریم یک خطری را ایجاد کنیم یک حادثه ای را ایجاد کنیم و بعد بگوییم تبعاتش به ما ربطی ندارد هر چی هست گردن کسی است که .... جزء آثار می شود طبق فرموده ی حضرت، طبق فرموده ی قرآن کریم آثار انسان، آثار یک مجموعه آثار یک گروه باقی می ماند. و دامنگیر او خواهد بود اعم از خوب، آثار خوب یا آثار بد.

از این رو صحت عمل و رفتار گذشتگان موجب شده است که دعا بر مومنان گذشته مورد امضاء قرآن کریم و امامان هدایتگر علیهم السلام قرار گیرد و نسل بعد پا جای پای آنان نهاده و با هدایت آنان با خطر جمع و اطمینان تمام حرکت کنند. حالا برگردیم به اصل دعا، یکبار دیگر من این قسمت دعا را بخوانم می خواهم یک نتیجه بگیرم بحث خیلی مهمی است البته به صورت اشاره رد می شوم.

ایشان می فرماید همانها که در راه صحابه قدم گذاشته و از سیره ی حسنه ی آنان پیروی کردند یعنی چی؟ یعنی یک ادراکی از صحت یا عدم صحت رفتار گذشتگان، منش و دین شان داریم « و آنها را تبعیت می کنیم و آنچه را که آنان انتخاب کرده بودند انتخاب نمودند» این فرمایش امام سجاد است و مانند ایشان رفتار کردند و هیچ گاه در بصیرت و بینایی آنان شک نداشته و در پیروی و اقتدا به آثار آنان تردیدی بخود راه ندادند مثل اینکه الان ما می رویم مناطق جنگی شهدا را می بینیم. و با آنها ارتباط داریم روش و منش شهدا را پیگیری می کنیم و تعقیب می کنیم برای همین هم در نماز می گوییم: اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم یعنی راه گذشتگان را ما پیروی می کنیم اما گذشتگانی که مشمول نعمت شما بودند که چهار دسته هستند خود قرآن می گوید انعم الله علیهم کیانند؟

نبیین و صدیقین و شهدا و صالحین. همه کس نه. پس ما یک ادراکی از درست بدن روش گذشتگان، دین شان، منش شان داریم حالا می خواهد انبیا باشد، صدیقین، شهدا یا صالحین باشد بعد راه اینها را می گوییم درست بوده راه شان را ادامه می دهیم. الان متاسفانه در جامعه ما بعضی دانشمندان که نمی دانم اسم دانشمند را بشود روی اینها اتلاق کرد نظریه صراط مستقیم را مطرح کرده اند بحث قرائت های مختلف از دین را مطرح کرده اند، بحث هرمنوتیک را مطرح کرده اند بحث تفسیر متون دینی مطرح شد، که آقا ما اصلاً نمی توانیم ادراک کنیم حقیقت الهی چیست؟

و هر کس به اندازه ی فهم خودش می فهمد و حقیقت برای هر کس نسبی است. اینجا حضرت دارد این نظریه ای که الان مطرح است را رد می کند که این طوری نیست که گذشته ها را ما نتوانیم تشخیص دهیم که درست عمل کرده اند یا غلط ما بخوبی می توانیم بفهمیم که گذشتگان روش شان درست بوده اقتدا کنیم به آن روشها و آن روشها را پیگیری کنیم متن قرآن دارد این حرف را بما می زند.

ما ادراک درستی از صحت ایمان آنها داریم. این طور نیست که ما صراطهای مستقیم و قرائتهای مختلف از دین داشته باشیم. نه.

همان قرائتی که آنها از دین کردند مال ماست. ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان نسبت به ایمان قرائت واحد داریم نسبت به اصول ایمانی قرائت واحد داریم و اینکه گذشتگان درست عمل کردند ما قرائت آنها را قبول داریم که می توانیم در حق شان دعا کنیم و اینکه می گوید از آن قرائت اینها دست نکشیدند، از آن روش اینها دست نکشیدند پس معلوم می شود که حرف، حرف خیلی بیجایی است، حرف حرف غلطی است قرائت های واحد، قرائت های فردی، هر کس یک قرائتی داشته باشد از این برای خودش هم مجاز باشد این حرف حرف بسیار غلطی است که این البته بحث مفصلی دارد من فقط اسناد را ذکر کردم که اینجا در گوش مان باشد یک وقت به گوش مان خورد غریب نباشد.

برویم به سراغ فراز پنجم ( یک صلوات ختم بفرمایید) اللهم و صلّ علی التابعین من یومنا هذا الی یوم الدین ( به به ببین چه دعایی می کند امام سجاد) و علی ازواجهم ( چقدر این منش، منش قشنگی است) و علی ذریاتهم و علی من اطاعک منهم صلواته تعصمهم بها من معصیتک و تفسح لهم فی ریاض جنتک و تمنعهم بها من کیدالشیطان و تعینهم بها علی ما استعانوک علیه من برّ و تقیهم لوارق اللیل و النهار الاّ طارقاً یطرق بخیر و تبعثهم بها علی اعتقاد حسن الرجاء لک و الطّمع فیما عندک و ترک التهمته فیما تحویه ایدی العباد.

« خداوندا درود بفرست» ببینید وسعت روح را و بزرگی روح را انسان از اینجا یاد می گیرد هم بزرگی روح هم بزرگواری روح را که انسان از خودش خارج شود و همیشه انسانهای دیگر را ببیند، آثار شان و خوبی های شان را ببینید و از این خوبیها لذت ببرد. بیماری حسادت، یک بیماریی است که از کفر و معرفت غلط ناشی می شود، ببینید ما نفخه ی خدا هستیم آمدیم به روی زمین عاشق خداوند هستیم اله ما خداست و ما عاشق « کمال بی نهایت» و « بی نهایت کمال» هستیم هر جا اثری از آثار خدا دیده می شود آنکسی که عاشق خداست خوشحال می شود در هر کسی که می خواهد باشد.

حالا شما نگاه کنید انسانهایی که نسبت به هم حسادت می کنند چقدر از خدا دورند چرا؟ چون وقتی من نسبت به کمالی که در یک نفر هست نسبت به یک موفقیتی که در یک نفر هست، نسبت به یک دارایی که در یک نفر هست حسادت می ورزم، فشار روانی به من می آید، در واقع با آن کمال دارم مخالفت می کنم با تجلی خدا دارم مخالفت می کنم.

اگر من حسادت را بگذارم کنار و بفهمم کمالی که در آن شخص هست آن کمال هم مال معشوق من است خداوند همه ان کمال را هم به من می دهد و مرا در همه ی آن کمال سهیم می کند، چرا من یک نفر را که موفق به نماز شب هست، موفق به مسائل معنوی است موق به مقامات معنوی است وقتی می بینمش ناراحت بشوم؟ چرا یک عالم یک دانشمندی که موفق به هدایت مردم است، توفیقات الهی و معنوی، خدمات به مردم دارد ما نارحت شویم از او مگر غیر از این است که او هم دارد برای معشوق من کار می کند او هم دارد اسم معشوق مرا صدا می کند او هم برای دین معشوق من که دین من است دارد زحمت می کشد چرا ما زحمات مردم را نبینیم، چرا قشنگی های مردم، کمالات مردم، استعداد های مردم، الاهیت مردم را نبینیم و از آن لذت ببریم؟ چرا؟ چرا به آنها حسودی بکنیم؟ چرا به یک نفر تنگ نظری بکنیم؟ چرا تحمل رشد و موفقیت دیگران را نداشته باشیم؟ اگر کسی تحمل رشد و موفقیت دیگران را نداشته باشد اگر تحمل بسط مهرورزی و عشق و محبت را بین انسانها نداشته باشد این آدم با تجلی اسماء الهی مشکل دارد در واقع، برای همین هم حسادت کفر است.

تنگ نظری کفر است. من ببینم یک استادی بهتر از من، قوی تر از من می تواند بیاید این صحیفه سجادیه را درس بدهد یا جای دیگر است، استاد خود من است چه اشکالی دارد که من به بچه ها و شاگردانم بگویم آقا بروید سر درس ایشان چون اگر ما واقعاً طالب کمال هستیم طالب پیشرفت هستیم آنجایی که بهتر هست را باید توصیه کنیم دیگر.

چرا بگوییم بیا سر کلاس من نه حتماً باید سر کلاس من باشید سر کلاس استاد ما نروید؟ آخر این چه حسادت خطرناکی است؟ چه تنگ نظری است؟ که ما یا خودمان یک کلاس خوب و جلسه ی خوب و استاد خوب داشته باشیم و به دیگران نگوییم یواشکی مثلاً بگوییم برویم جایی که بقیه نفهمند خصوصی باشد. این خصوصی بازی چیست؟ من می خواهم از بقیه جلو بیفتم. یک موقع هست استاد می گوید کسی نیاید آن یک بحث دیگر است یک موقع است من خودم دوست ندارم کسی بیاید این یک حسادت و تنگ نظری است چرا نیایند. خوب بیایند استفاده کنند همانطور که من استفاده می کنم آنها هم استفاده کنند اگر تازه آنها بیایند استفاده کنند، استفاده ی آنها هم به نام من ثبت می شود.

من چرا باید تنگ نظری کنم؟ اگر اینها به هر بهشتی برسند به هر رشدی برسند ثوابش به من می رسد. من ممکن است خودم پای درس استاد پیشرفت زیادی نکنم یا بعداً چپه کنم، گناه و معصیت بکنم اما صد نفر را که آورده ام سر کلاس. خوب این صد نفر را که من آورده ام سرکلاس اینها به هر توفیقی رسیده باشند روز قیامت خداوند به من هم خواهد داد توفیق آنها را چون « نحن نکتب ما قدّموا و آثارهم» آثار ما را هم می نویسند چرا ما آثار را اضافه نکنیم؟

چرا هر کس از معشوق ما از امام ما دارد حرف می زند کمکش نکنیم؟ چرا همه اش بگویم خودم، خودم! ما، مجموعه ی ما، موسسه ی ما، جمع ما، کشور ما، گروه ما، حزب ما، شهر ما، هیئت ما بسیج ما پایگاه ما.... این چه فکر خطرناکی است؟ آقا اگر یک جا کسی می تواند کمالی معنویتی، اسمی از اسماءالله رواج بدهد و بتاباند کمک بکنیم ما این تنگ نظری ها چیست؟ مسابقات الکی چیست می گذاریم ما، رقابتهای بد و جهنمی.

شما می روید می بینید یک جایی کار خیری هست، مسجدی هست خودت هم مسجد داری و یک مسجد دیگر هست می توانی به آن یک مبلغی کمک کنی، کمک کن، یک روزنامه ای یک مجله ای هست احتیاج به مساعدت داردشما خودت هم کار فرهنگی می کنی به آنها هم کمک کن. خدا به شما هم برکت بیشتر می دهد. شما نگاه کنید تمام بزرگواری را در این دعا، این فراز پنجم می بینید. ببینید چقدر عاشقانه حضرت دعا می کند چقدر روح باید بزرگ باشد چقدر این انبساط روحی باید وجود داشته باشد که یک نفر این طوری دعا بکند در حق دیگران می گوید خدایا درود بفرست بر تابعین ( یعنی کسانی که از صحابه اصلی پیغمبر تبعیت کردند) من یومنا هذا الی یوم الدین از امروز تا قیامت به آنها درود بفرست. وسعت روح را می بینید آدم وقتی انبساط پیدا می کند اخلاق الهی پیدا می کند مثل خدا بینهایت می شود.

نوع دعا های شان تغییر می کند دیده اید یک موقع کسی می رود یک کیلو خرمان می خرد سر قبر مرده ی خودش فقط می گذارد یا مثلاً نگه می دارد می گوید برای بابای من یک فاتحه بخوانید خوب حالا مامانت را هم بگو چه اشکالی دارد بگو پدرم و مامانم عموهایت را هم بگو دایی هایت را هم بگو چه اشکالی دارد؟ چرا اینقد تنگ می گیری؟ فاتحه کم نمی آید خیالتان راحت باشد.

نه این یکی فقط برای بابایم است. نه وسعت بدهید بعد بگو خدایا هر کس تو صلاح می دانی از بد وارث ها، بی وارثها، خدایا ما این خرما را داریم می دهیم برای میت خودمان و هر کس تو صلاح می دانی ثوابش را به او برسان. اصلاً ما چه کاره ایم که تعیین کنیم به چه کسی، چه چیز برسد چه چیز نرسد.؟!

خدایا هر کس صلاح هست خودت دوست داری تشخیص می دهی بفرست برایش. به ما چه؟ ثوابش را من بدهم به .... نه. یک موقع هست برای یک کس خاصی می خواهی نیت کنی که یک ثواب خاصی به او برسد او را نیت بکن ولی راه نبند برای بقیه انسان وسعت بگذارد، بزرگ شود مثل خداوند، رحیم شود رحمن شود کریم بشود وسعت داشته باشد نه اینکه من فقط خودم از این موضوع استفاده کنم من فقط خودم..... هیچ کس دیگری نباید بیاید. یک استادی بود می رفتیم خدمت شان درس می خواندیم بعضی از شاگردان ایشان نمی گذاشتند کسان دیگر بیایند یک سال یک نفر را می دواندند نگذارند بیاید سر کلاس.

گاهی وقتها با استاد هم درگیر می شدند شما چرا اجازه می دهید فلانی بیاید سر کلاس ما می خواهیم کلاس مان خصوصی باشد. این چه کیفی است که ما فیض را روی دیگران ببندیم؟کسانی هستند که از خوردنی ها خیلی بهتر درسها را می فهمند بیشتر می توانند رشد کنند ما بگذاریم شاید چند نفر بهتر از ما بفهمند بیایند سرکلاس به اینها هم خیری برسد از ما بیشتر رشد می کنند این چه فکر غلطی است.

حالا ببینید حضرت وسعت نگاهش چقدر زیباست: و علی ازواجهم خدایا به همسران اینها هم درود بفرست. نگاه را ببینید چقدر قشنگ است اگر این مرد.... ما الان مثلاً از یک استادی استفاده می کنیم شما فکر می کنید واقعاً همسر این استاد در کمالی که دارد نصیب شما می شود تاثیر گذار نیست؟ چرا بابا این استاد بسیاری از توانمندی هایش، آرامش هایش قدرتهایش شدن هایش مدیون همسرش است.

حتی مدیون خانواده اش است. اصلاً مگر می شود انسان استاد را دوست داشته باشد از خانواده اش خوشش نیاید. از همسرش، از بچه هایش خوشش نیاید. خوب اینها همه سهیم هستند. شما از یک آدمی از یک رفیقی خوشت می آید این رفیقت خیلی آدم دوست داشتنی است مگر می شود انسان خانواده رفیقش را دعا نکند آنها را سهیم نکند آنها را دوست نداشته باشد. چرا اینها هستند که این رفیق به این خوبی الان سرپاست به آنها تکیه دارد.

پدر و مادر رفیق من، آنها هم همین طورند. یک رفیق دارم مسلمان است پدر و مادرش مسیحی اند آدم باید برای آنها هم دعا بکند چون بالاخره آن پدر و مادر این بچه را ایجاد کرده اند این بچه در خانواده آنهاست تکیه دارد هنوز به آنها.

و علی ازواجهم و علی ذریاتهم چقدر نگاه قشنگ است. چقدر وسعت دید به آدم می دهد که آقا فرد را این طوری نیستند مثل این عروس خانمهای تنگ نظر هستند می روند با پسری ازدواج می کنند بعد فکر می کنند فقط همین داماد است باید داماد را ببینند. بابا پشت سر این داماد که شوهر توست تو دوستش داری پدر و مادر هست یک خواهر برادر هست بالاخره اینها سهیم بودند در اینکه این، این شده.... نمی شود بگویی فقط این پسر را می خواهم نمی خواهم با خانواده اش ارتباط داشته باشیم یا دختر را می خواهم، بابا این دختر که الان دوستش داری، همسر شماست.

پدر و مادر این خانم، خواهر برادر این خانم نقش داشته اند تا این، این شده، مگر می شود ما خانواده ی همسر مان را دوست نداشته باشیم مثل خانواده، احترام به آنها نگذاریم، رفت و آمد نکنیم، محبت نکنیم خیر نرسانیم خدمت نکنیم به آنها مگر می شود. یا بچه های شان حتی، فرزندان کسانی که ما دوستشان داریم، و علی من اطاعک منهم به به خدایا تا روز قیامت (می گوید) بر اینها درود بفرست و بر همسران و فرزندان و بر همه پیروان آنان خدایا همه کسانی که از تابعین پیروی کردند به همه آنها درود بفرست.

خدایا به همه کسانی که ... (ما هم باید بگوییم) به همه کسانی که پدر مادر های مان خواهر برادر های مان، کسانی که علماء سلف، مراجع گذشته را اطاعت کردند و دین را بما رساندند خدایا به همه آنها تا قیامت درود بفرست. دعای شان بکنیم. به خودشان خانواده های شان، فرزندان شان« آنچنان درودی که ... » ببینید درود چه کار می کند؟ چه صلاتی؟ اینها دیگر بحثهای خیلی تخصصی است الان خیلی نمی توانیم وارد شان بشویم کلمه خودشان یک شاخه مستقل دارد: صلواته ، این را در دعای اول خوانده ایم « حمداً» حمد ها ... انواع حمدها را در دعای اول خواندیم که هر کدام از حمد آثار مختلف و شعبه های مختلف دارد.

حمد هایی که کار های مختلف از آن بر می آید اگر یادتان باشد در دعای اول خواندیم. حالا اینجا صلوات ها را می خواهد بگوید یک قسم از صلواه ها را می خواهد بگوید می گوید خایا صلواتی بفرست که این صلوات و درود تو چه کار کند؟ قرآن می گوید هوالذی یصلّی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور. اوست خدایی که با فرشتگانش بر شما صلوات می فرستد. که با این صلوات شما از تاریکی ها به نور بروید.

حالا اینجا یک صلوات خاص می گوید. نگاه کنید چقدر قشنگ است: صلواته خدایا طوری درود بفرست تا این صلواته تو این آثار را داشته باشد. تعصمهم بها من معصیتک یک درودی بفرست که این درود دیگر نگذارد اینها گناه بکنند به به پس ما یک صلوات داریم. .. بگوییم خدایا از آن صلوات هایت به ما بفرست از آن درود هایی بفرست که ما را چه کار کند؟ ما را معصوم از گناه بکند : تعصمُهُم بها من معصیتک با این صلوات تو اینها از معصیت تو دور بشوند.

« و تفسح لهم فی ریاض جنتک« به به ما شاءالله چقدر قشنگ است یک درودی به آنها بفرست که با این درود باغهای بهشت برای اینها وسیع شود. یک درود خاصی بفرست خدایا به اینها ببینید چقدر دست و دل باز دعا کرده. که اینها گناه نکنند به باغهای بهشت وسعت بدهی برای اینها فی جنتک (در بهشت خودت) و تمنعهم بها من کیدالشیطان خدایا یک درودی بفرست با این درود منع شان کنی از کید شیطان، ایمن شان کنی از کید شیطان، ببین صلوات چقدر تاثیر دارد. درود چقدر تاثیر دارد.

درود خدا صلوات خدا، « و تعینهم بها علی مااستعانوک علیه من برّ خدایا تو کهکشان کنی بها خیرش بر می گردد به صلوات، با این صلوات تو به اینها کمک کنی علی ماستعانوک علیه من برّ ما در نماز می گوییم از ایاک نعبد و ایاک نستعین از تو کمک می خواهیم می گوید خدایا اینها وقتی از تو کمک می خواهند یک صلواتی بر اینها بفرست که با این صلوات تو، هر چه کمک از تو می خواهند کمک تو برسد به آنها.

کمکشان بکنی در آن جا هایی که از تو کمک می خواهند یعنی قدرت یعنی توانایی یعنی رفع مانع یعنی شدن یعنی شکوفایی یعنی حرکت. چقدر این صلوات موثر است چقدر قشنگ. وتقیهم طوارق الیل و النهار الا طارقاً یطرق بخیر. تقیهم یعنی تو نگهشان داری اینها را. ( ماده ی وقی، یقی) نگهشان داری آنها را با این صلوات طوارقٌ اللیل و النهار از حوادث... طارق یعنی حادثه ی خیلی سخت، تکان دهنده می گوید خدایا یک صلواتی بر اینها بفرست تا این گذشتگان ما به خانواده های شان به فرزندان شان به آینده هایی که می آیند بعد از اینها از تابعین پیروی می کنند، به تمام پیروان تابعین خدایا یک درودی بفرست که اینها را در حوادث سختی که در زندگی شان اتفاق می افتد، طوارق اللیل و النهار.

طارقهای شب و روز خدایا اینها را از این دور نگه داری الاّ طارقاً یطرُقُ بخیر به به مگر حوادثی که به خیر منتهی می شود یطرقُ طریقش به خیر می رسد، حوادثی که به خیر می رسد غیر از اینها. از حوادث سخت و بد اینها را نگه دارد. گاهی وقتها آدم می بیند که آدمهای مهمتر از خودش با سوادتر و مومنتر از خودش، فاسد می شوند. استاد خودش پاهایش می لرزد. کسانی که دست آدمها را گرفته اند و در این راه آورده اند خودشان از این راه رفته اند، آدمهایی که یک زمانی سخت مربیگری و استادی ما را داشتند در روشهایشان اشتباه کردند در شخصیهای اجتماعی سیاسی شان در رای دادن شان، مثلاً اشتباه کردند بعد تو می بینی که خدا تو را نگه داشته تو نه آن سواد را داشتی نه آن سابقه را داشتی... چطوری شده که تو را نگه داشت، آنها یک دفعه لغزیدند؟ ببینید یک مرجع تقلید می خورد زمین مقلدینش نمی خورند زمین.

چطوری می شود؟ این دعا ها خیلی دعا های مهمی است. دعا پشت سر مان هست. خیلی وقت ها ما راه جهنم بروی مان باز بوده قرار بوده خیلی سقوط کنیم یک دعایی از پیشینیان، اجداد مان بزرگان، علما، اولیای الهی، امام زمان علیه السلام پشت سرمان بوده بالاخره نگه مان داشته... و الا اگر آن دعا ها نبود ما خیلی جا ها پا های مان می لغزید و دچار انحراف و جهنم می شدیم.

دچار اختلاف و جهنم می شدیم و تبعثُهم بها علی اعتقاد حسن الرجاء لک و الطمع فیما عندک و ترک التهمته فیما تحویه ایدی العباد. خدایا آنها را به حسن اعتقاد و طمع بر عطایای تو و بدبین نبودن به آنچه نزد مردم است وادار نما. یعنی دوردی که این آثار را داشته باشد چه باشد؟ آنها را به حسن اعتقاد به تو وادارد به طمع بر عطایای تو وادارد. به بدبین نبودن به آنچه نزد مردم است وا دارد. به این کار ها وادارد.

چند دقیقه وقت داریم شرح را می خوانیم تا سر فراز ششم. « به دلیل قطعی و روشن عقلی صحابی بودن و یا تابع بودن به تنهایی برای محبت ورزیدن و دعا کردن در حق آنان کافی نیست.» یعنی می بینیم یک کسی یک زمانی یار پیغمبر بوده دعایش کنیم نه صحابه ی پیامبر بوده دعایش کنیم. نه. جز تابعین بوده دعایش کنیم نه کافی نیست. حضرت می فرماید علی من اطاعک منهم آنهایی که اهل طاعت تو بودند ما درود مان را مخصوص آنها داریم می فرستیم آن کسی که صحابی بوده ولی معصیت پیغمبر کرده با پیغمبر درگیر بوده توطئه کرده علیه پیغمبر، علیه خانواده پیغمبر صحابه بوده ولی ا ین همه جنایت کرده و آثار آن جنایت ها تا الان باقی مانده. « زیرا آنها که دشمنی امیرمومنان و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را پس از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم در دل و جان خود جای داده و دست به هر جنایت و خیانت زدند قطعاً در تبعیت از رسول خدا پایدار نبودند و نه تنها شایستگی هیچ گونه دعایی را ندارند بلکه مورد لعن ائمه اطهار علیهم السلام بودند.

لذا باید مورد نفرت مسلمانان باشند. راستی چگونه ممکن است امثال معاویه و ولید بن عقبه را که قطعاً فاسق بوده اند و یا حبیب ابن سلمه و عوث بن عنات که از خبیث ترین دشمنان خدا بودند صحابی رسول خدا بدانیم و آنان را دعا کنیم بلکه به قرینه ی فراز های قبلی کسانی مورد دعای حضرت سجاد علیه السلام هستند که اهل تقوا و ترک هوی و انجام کار های بسیار سخت بوده و در کمک به رسول خدا و مجاهده در راه اسلام بسیار تلاشگر بودند و از نوادر بندگان الهی به حساب می آمدند و از این رو دعا و درود در حق این گونه افراد موثر بوده و راه باغستانهای بهشت را بر آنان هموار می سازد و از کید شیطان در امان می دارد و به حسن رجاء و امید به رحمت حق موفق می دارد نه آنکه هر فردی که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود احترام بر او و پیروی از او واجب و لازم باشد هرگز چنین نیست.»

متاسفانه در اهل سنت یک چنین روشی هست که ما حق نداریم مکه هم که شما می روید یک کتابهای کوچکی پخش می کنند بین حاجی ها یکفرون و هم لا یعلمون. کفر می ورزند و خودشان نمی دانند که کافرند. منظور شان ماها هستیم بعد آنجا چیز هایی را حرام و چیز هایی را واجب می دانند از جمله چیز هایی را که حرام می دانند این است که انسان حق ندارد هیچ یک از صحابه پیغمبر را کافر بداند فاسق بداند می گویند صحابه پیغمبر همه شان بهشتی اند و خوب هستند.

کسی حق ندارد به اینها چیزی بگوید از جمله چیز هایی را که باعث کفر ما می دانند می گویند شما یکی از دلایل کفرتان و انحراف تان همین است که صحابه پیغمبر را تقسیم به خوب و بد می کنید می گویید بعضی های شان خوب بودند بعضی هایشان بد بودند در حالی که ما اصلاً بد نداریم.

هر که به پیغمبر وصل بوده هر که زمان پیغمبر بوده، اینها این طوری فکر می کنند شرافت زمانی، ارتباط بدنی و فامیلی پیش خداوند شرافت می آورد در حالی که هیچ ارزشی ندارد. انّ اکرمکم عندالله اتقیکم. ارزش آدمها به تقوای شان است به فامیلی نیست.

خوب فراز ششم که آخرین فراز از دعاست بماند برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.