جلسه 125 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
125
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
1
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 125 - شرح صحیفه سجادیه

به حول و قوه الهی در سال جدید که ان شاءالله خداوند به حق سیدالساجدین (ع) برای ما خیر و برکت قرارش بدهد. دعای چهارم را آغاز می کنیم، در فراز اول از دعای چهارم امام سجاد(ع) برای پیروان انبیاء دعا می کند از زمان حضرت آدم تا خاتم(ع) ایشان دعا می کنند برای کسانی که در طول این زمان پیروان انبیاء بوده اند.

انبیاء‌ را کمک کرده اند فطرت گرا مانده اند و موجب شده اند که این حق پا برجا بماند و تا این زمان به دست ما برسد. قبلا مفصل توضیح داده ایم که آدمها از نوع دعا کردن شان شخصیت شان هویدا است. ببینید این خیلی ظرافت می خواهد که یک نفر آن هم به بزرگی امام سجاد (ع) در مقابل خداوند تبارک و تعالی بنشیند و برای همه ی فطرتگرا های تاریخ و مسلمین تاریخ دعا کند.

چون دین انبیاء از آدم تا خاتم دین اسلام بود و یک دین بیشتر نیست که تطوّرات و تکامل در تاریخ داشته و الا حقیقتش همان اسلام است. پیروان های همه ی انبیاء مسلمان بودند مسلم بودند. امام سجاد برای اینها دعا می کند که این دعا ها لطافتها و ظرافتهای خیلی زیادی دارد که انسان بداند سر سفره ی چه کسانی نشسته و دارد نان می خورد. و این طور نیست که حال ما بریده ای از گذشته باشد. در نظام شخصی حال ما بریده ای از گذشته نیست. یعنی انسان همین الان که خودش را ارزیابی می کند، هر آدمی که باشد خوشبخت یا بد بخت موفق یا نا موفق، شاد یا غمگین، افسرده یا با نشاط، این محصول گذشته ی اوست. که حالا ظهور کرده یعنی چهار چیز در گذشته انسان وجود دارد که این چهار چیز حال ما را می سازد.

یکی انتخابها، یکی ارتباطها و یکی رفتارها و دیگری افکار ما. ما الان هر کسی هستیم اینجا نشستیم هر آدمی خوب، بد، بهشتی، جهنمی، مومن، فاسق، گذشته ی ما، ما را ساخته. پس ما همین الان که نشستیم اینجا سر سفره چه کسی هستیم این طور نیست که فکر کنیم اگر الان یک اتفاقی بیفتد ما یک آدم بدی می شویم یا آدم خوبی می شویم یا مثلا حالا ما عوض می شود. الان هر چی که دارد گیرمان می آید.

هر چی داریم کسب می کنیم چه کسب خوب، چه منفی! هر چی هست ما یک شخصیتی از گذشته ساخته ایم که الان شده ایم،این. مثل یک درخت می ماند. شما یک درخت را نمی توانی از گذشته اش جدا کنی. یک تخمی در جایی کاشته شده به نحو خاصی آبیاری شده، تغذیه شده، حال اگر این درخت 200 سال است 500 سال است 100 سال، 50 سال است هر چی که هست این درخت یک گذشته ای دارد که این گذشته را با خودش دارد.

همین الان با خودش دارد آدم می تواند بفهمد که این چه دورانهایی را گذرانده ثبت شده دارد مثل بدن ما می ماند بدن ما یعنی اگر این است مثلا من الان ناراحتی چشمی دارم، ناراحتی قلبی دارم، ناراحتی مغزی دارم، دستم سالم است، پایم سالم است، گوشم سالم است، هر چه که هست مجموعه ای از مریضی ها، درد ها و برخورداری ها و سلامتها، این طور نیست، که ناگهان یک دفعه همچنین اتفاقی افتاده باشد حالا با تصادفات کاری نداریم ولی وضعیت عمومی بدن ما یک چیزی است که از دوران جنینی ما در رحم مادر شروع شد الان هم ما همینی هستیم که هستیم.

پس ببینید که ما هیچ وقت نمی توانیم حال را از گذشته جدا کنیم همین طور که ما آینده را نمی توانیم از حال مان جدا کنیم آینده چی هست. آینده یعنی حال مان، مجموعه تصمیمها و انتخابها و ارتباطها رفتار ها و افکاری که ما از گذشته تا حال و از حال تا آینده داریم آینده ی ما را می سازد.

خوب آینده چی اتفاقی می افتد قرار است گلی به سر خودمان بزنیم چی می شود می گوید تو همین الان که این طوری هستی همین جور ادامه بدهی آینده هم همین است هیچ اتفاقی نمی افتد هیچ فرقی نمی کند تا الان چگونه گذشته، بقیه اش هم همین طوری می گذرد، مگر این که انسان تصمیم های جدید در زندگی اش بگیرد روشهای جدیدی اتخاذ بکند این چهار چیز را دستکاری کند یعنی انتخاب بهایش را، ارتباطهایش را، رفتارش را و افکارش را دستکاری بکند یک انتخاب و ارتباط و رفتار و افکار جدیدی پایه گذاری کند تا بتواند یک آینده جدیدی متفاوت با حال خودش داشته باشد پس این در نظام فردی.

جامعه هم مثل یک فرد دارای حیات است یعنی ما هیچ جامعه ای نداریم که زنده نباشد حتی یک خانواده، یک جامعه است که حیات دارد زندگی دارد و تاریخچه دارد و یک گذشته ای خانواده را به وضعیتی به عنوان وضعیت فعلی می رساند، هر جامعه ای زنده است اجل دارد. مرگ دارد.

کل امه اجل و اذا جائهم اجلهم لا یستاخرون ساعته و لا یستقدمون. اجل دارد حیات دارد جامعه یک چیز مرده نیست مثلا جمهوری اسلامی یک عده ای تصمیم گرفتند انقلاب کنند یک حکومتی را بر پا کنند و یک کار هایی در این مملکت بکنند یک چیزی الان به نام جمهوری اسلامی ایران متولد شده 30 سال است در روی کره زمین است که حیات دارد و شخصیت دارد برای خودش.

خوب الان جمهوری اسلامی را ما چگونه ارزیابی می کنیم خوب است بد است پیشرفته است عقب مانده است چه طوری است این مربوط به تمام تصمیم گیری هایی است که اعضای جامعه در طول این سی سال انجام داده اند. کما این که پیامبر می فرماید: کما تکونوا یبلا علیکم. هر جوری شما باشید حاکمان شما هم همان طوری هستند.

آقا حاکم نقش زیادی در جامعه دارد روسا مدیران، حاکمان نقش زیادی در یک جامعه دارند ولی مجموعه روسا و حاکمانی که می آیند بالا و حاکم می شوند بر مردم حضرت می فرماید از مجموعه برآورد روحی یک جامعه، یک حاکم می آید بالا. اگر یک جامعه حاکمش شاه است برای این است که لیاقتش شاه است. اگر رضا شاه است. لیاقتش رضا شاه است. اگر ناصرالدین شاه است لیاقتش ناصرالدین شاه است اگر امام خمینی است لیاقتش امام خمینی است اگر صدام است لیاقتش صدام است. اگر اوباما است لیاقتش اوباماست. اگر بوش است لیاقت شان همین است.

یعنی مجموعه ی لیاقتهای یک جامعه، این حاکم را می آید می رساند به نقطه ی حاکمیت، پس جامعه، یک مجموعه زنده مثل بدن مثل فرد می ماند که حیات دارد برای خودش.

دین و دینهایی مختلف که قرآن همه را سهم ما یک دین می آورد ما حالا دینهای غیر آسمانی هم می گوییم مکاتب غیر آسمانی. هر چه که می خواهد باشد مثل بودیسم، مثل هندویسم، مکاتب مختلف که میلیارد ها پیرو در طول تاریخ داشتند و دارند هنوز. اینها همین طور هستند یک دین وضعیت یک دین از نظر تعداد پیروان، موفقیت، حاکمیت، پویا بودن، خمود بودن، چه طور هست. می گوید بسته به مجموع تصمیم گیری های پیروان آن دین دارد.

حال دقت کنید امام سجاد (ع) دارد به ما آموزش مهمی می دهد در این دعا، که ما توجه کنیم که هیچ وقت من به عنوان یک فرد بریده ای از گذشته و تصمیمهای گذشته و دیگرانی که در مورد من تصمیم گرفتند نبودم. یعنی نقش آنها را اصلا نمی شود انکار نقش مجموعه انتخابها، ارتباطها، رفتار ها و افکار خودم، به اضافه مجموع انتخابها، ارتباطها، رفتار ها، و افکار دیگران که در من تاثیر گذار بود.پدر من برای من یک تصمیمی گرفته، مادر من برای من یک تصمیمی گرفته، مثلا پدر و مادر ما تصمیم گرفته اند در یک منطقه فطرت گرا خانه انتخاب کنند. نوع تربیت من در منطقه فطرت گرا فرق می کند اگر پدر من و مادر من بروند در منطقه طبیعت گرا خانه انتخاب کنند من هم طبیعی بار می آیم به جای این که فطری بار بیایم.

ببینید خانه مشخص است کدام منطقه انتخاب کرده اند. آن انتخابی که اینها کرده اند در انتخاب خانه در روی من هم تاثیر دارد مدرسه من، معلم های من، دوستان من، مدیران من، همه اینها تاثیر گذار بوده اند. پس ما بریده ای از گذشته ی خود نیستیم.

این درس بزرگ و خیلی مهمی است که امام (ع) می فرماید: وقتی می خواهید حال یک فرد، یک دین، یک جامعه، یک مکتب، یک موسسه هر چیز یک جمع را یک خانواده را، یک جامعه را، چه کوچک، چه بزرگ ارزیابی کنید ببینید یک گذشته ای قبلا شروع شده و وضعیت را به کجا رسانده؟ به زمان حال، رسانده.

امام (ع) الان در یک وضعیت خاصی قرار دارد که وضعیت خاص و شیرینی است که امام دارد دعا می کند برای کسانی که در گذشته تصمیمهای قشنگی گرفته اند. تصمیم های قشنگ شان چی بوده؟ این که اینها پیرو انبیاء شده اند و موجب شده اند که انبیاء در کار های شان موفق بشوند.

شما نگاه کنید انبیاء در طول تاریخ موفق ترین آدمها بودند. هیچ کس به اندازه انبیاء موفق نبوده همیشه در روی زمین تعداد آدمهای فطرت گرا، سران و رهبران فطرت گرا، شخصیت های فطرت گرا، همیشه بیش تر از سران کفر و طبیعت گرا ها بود. همیشه همین طوری است. تعداد موحدین، تعداد کسانی که خدا را دوست دارند، قبول دارند پس این پیروزی انبیاء را در طول تاریخ می رساند.

قرآن هم در طول تاریخ وعده کرده که ما انبیاء را کمک کنیم لذا شما می بینید انبیائ همیشه موفق میدان بودند و طاغوتها شکست خورده بودند غالبا و عقب افتادند همیشه سران ایمان، سران فطرت گرا، افراد فطرت گرا در جامعه همیشه بیشتر بودند. تا سران کفر، با مقاطع استثنایی کاری نداریم ولی همیشه این طوری بوده، همیشه فطرت گرا ها بیشتر بوده اند، حقگرا ها بیشتر بوده اند. این یک نکته، نکته بعد از نظر حقی که دیگران به گردن ما دارند، این دعا جایگاه خاصی دارد آدم نباید نمک نشناس باشد آدمی که کفور بود نسبت به یک نعمت، خداوند تبارک و تعالی برای آدمهای کفور عذابهای خاصی می فرستد.

محرومیتهای خاصی می فرستد که در بحث کفر و شکر، الان در زیارت عاشورا داریم توضیح می دهیم. آقا اگر یک نفر تاثیر مثبتی در شما دارد کار مثبتی برای شما کرده واجب است، واجب است، واجب است، از او تشکر کنید، قدر او را بدانید، بسته به نوع تاثیرش، بسته به نوع کاری که با شما کرده وظیفه ما شکر گزاری، تشکر، جبران است.

متاسفانه چون ما روحیه ی کفر مان همیشه قویتر است چی کار می کنیم، ما خوبی های دیگران، تاثیرات دیگران، زحماتی که دیگران در حق کشیدند، نقشی که دیگران در زندگی ما داشته اند، آدمهایی مثل پدر های ما مادر های ما، پدر بزرگ ما، مادر بزرگ ما و کسانی دیگر، اساتید ما، مراجع علما، روحانیون، پیش نماز مسجد و مداحان، کسان دیگر، معلم مان، هیچ وقت نقش های اینان را خوب نمی بینیم، یاد نمی کنیم، مثلا یکی بگوید الان، معلمهای من خدا رحمت کند دوران دبستان به من سواد یاد داده اند.

کسانی که تاثیر گذار بودند در من، دوران راهنمایی، یادی بکند انسان از معلم های خودش از گذشته های خودش از کسانی که به نحوی در او تاثیر گذار بودند. ما معمولا این کار را نمی کنیم یک ادب بزرگ است که امام سجاد نشسته و می گوید خدایا همه ی فطرت گرا های که در طول تاریخ بوده اند در گردن ما حق دارند. از حضرت آدم، مادر مان حضرت زهرا (س) هابیل که پیرو آدم بوده، بچه ی هابیل و همین طور در گذشته ها، این که ما بدانیم.

آقا ما الان نشسته ایم سر سفره، دین، این متاع به دست ما رسیده، چیزی به نام جمهوری اسلامی الان دست ماست، در طول تاریخ، حتی در زمان پیغمبر، حتی در زمان امیرالمومنین،‌ یک همچنین حکومتی و امکاناتی برای فطرت گرایی سابقه نداشته، در طول تاریخ این قدر وضعیت و ثروت مهیا باشد از نظر فطری، آمادگی، اطلاعات، دانش، آزادی، اختیار، ثروت های فطری، هیچ وقت روی کره ی زمین نبوده، حالا مدیون چه کسانی هستیم؟ که این به ما رسیده. مدیون حضرت آدم هستیم تا الان هر کس تاثیر گذار بوده، خوب نباید تشکر کنیم انسان از کسانی که در زندگی اش نقش داشتند در روح او سهم داشتند، جایگاه داشتند، باید تشکر کند وظیفه اش است.

لذا ببینید، چقدر لطافت دارد امام سجاد نشسته برای اتباع الرسل تابعان انبیاء دعا می کند. می گوید: خدایا اینها را تو با مغفرت خودت و رضایت خودت از آنها یاد کن. هم از آنها راضی باشد و همه را ببخش.

چقدر روح بلند است که آدم نمک نشناس نباشد. ما گاهی وقتها یک کسی که سهم بزرگی در زندگی مان دارد مثل همسرمان، فرزندمان، گاهی وقتها پدر مان، مادرمان، با یک اشتباه، با یک خطا، با یک کوتاهی، همه چیز را ندید می گیریم، یک دفعه انگار نه انگار که این چقدر نقش در زندگی ما داشت تا به الان.

ما چقدر از نظر مادی و معنوی مدیون این آدم هستیم هر کسی می خواهد باشد پدر مان، مادرمان. اصلا یاد نمی کنیم، نمک نشناسی خیلی بالا. من یک موقع های استادمان سر درس می گفت: خدا رحمت کند یک استادی داشتیم این طور بود البته او مسلمان نبود ولی من چند وقتی پیشش درس خواندم. این چیز ها را از او یاد گرفتم. خدا ببخشد آنها را.

خدا رحمت شان کند یاد می کند از استادش. کافر بوده اصلا استادش. مثلا رفت پیش او یک هنری را یاد گرفته یک صنعتی را یاد گرفته، خوب بالاخره یک تاثیری گذاشته کاری برای ما کرده، ولو کافر بوده یاد می کنند. ما ها چقدر مدیون پدر و مادر مان هستیم اینکه الان شیعه هستیم، همین، همین، یعنی پدر و مادر ما هیچ کاری نکرده باشند ها روی این هفت، هشت میلیارد جمعیتی که روی کره زمین هستند. مگر ما چند تا شیعه داریم چند نفر پیرو دین حق درایم به این شکل.

فطرت گرا زیاد هستند خداگرا زیاد هستند اهل معنویت و دین زیاد هستند، اما این که کامل ترین دین مال آنها باشد. پدر من مادر من همین که تشیع را به من داده دیگر من نمی توانم حق شان را ادا کنم. امکان ندارد حالا هر جسارتی در حق ما بکنند. حقشان بی نهایت،‌ عظیم است. جدا از تربیتی که من را کرده اند. جدا از رشد من، جدا از تغذیه ی من، جدا از زحماتی که برای من کشیده اند تا الان تا این مرحله بیایم پناهگاه برای من درست کرد اند، امنیت برای من درست کرده اند، دیگر ذوالحقوقین.

این یک ادب خیلی بزرگ است. که چی؟ که من هر کسی که نقش داشته در زندگی ام، پدربزرگها، مادر بزرگها، اجداد، شهدا، شهدا، چقدر نقش عظیمی در زندگی ما دارند الان. در عزت ما، در آرامش ما، در روح ما، در جسم ما، در تغذیه ی ما، در این امنیتی که داریم، در این غذایی که گیر مان می آید، در همه چیز ما این شهدا نقش دارند. چقدر ما از شهدا یاد گرفتیم. چقدر با آنها دوست هستیم. چقدر برای شان خیرات و مبرات اهدا می کنیم. چقدر خودمان را مدیون آنها می دانید.

علما، مراجع، عزادارها، هیئتیها، اینها که پرچم دین را تا الان نگه داشته اند. پرچم ایران را نگه داشته اند این کشور را نگه داشته اند. ما اگر بخواهیم این را خوب بفهمیم باید به یک مسئله خیلی مهم توجه کنیم این که قرآن می فرماید ما هر وقت می خواهیم یک آدم را ارزیابی کنیم کاری با مجموعه کار هایی که الان دارد می کند نداریم.

گذشته او و آینده ی او را هم در نظر می گیریم. یعنی خداوند وقتی می خواهد یک نفر را ارزیابی کند و جزا بدهد کاری ندارد که این شصت سال عمر کرده، می گوید این ممکن است شصت سال عمر کرده باشد اما هزار سال تاثیر گذار بوده است. خداوند به اندازه هزار سال تاثیر او را حفظ می کند و جزایش را می دهد چه کار خوب، چی کار بد. یک نفر فسادی را ایجاد می کند آموزش غلطی را به مردم می دهد، سنت غلطی را ایجاد می کند بچه بدی را تربیت می کند نسل در نسل آدمهای بی تربیتی را، بی ادبی و بی دین از این خانواده می آیند بیرون. خدا می گوید آن نفر اولی که فساد را در خانواده فامیل و قبیل ایجاد کرد در نسل های بعد هر کس گناه می کند جدای از اینکه خودش مسئول کار خودش است گناهش به پای خودش نوشته می شود برای آن آقایی همه که این طوری یا آن خانمی که این طوری نطفه کاشته و تربیت کرده تاثیرش می ماند.

نه گاهی وقتها یک اثر خوبی می گذارد طرف. شما الان نشسته اید در اینجا، در مسجد. یک جوان، یک پیرمرد، یک پیرزن، شیعه، مسلمان نشسته اید اما می بینید ده نسل شما توی شما تاثیر دارد. الان همه ی ما نسبت به صفویه بدهکاریم. شاه هایی که دین تشیع را در ایران رسمیت داده اند باید تشکر کنیم خوب تاثیر داشته اند اینها.

نسبت به علامه حلی همه ی ما مدیون هستیم چرا؟ چون ایشان تاثیر گذار شده که کشور ایران از کشور سنی تبدیل شد به.شیعه. علامه حلی قرنها هست که از دنیا رفته ولی ثواب تشیع ده ها و صد ها آدم در نامه ی عمل او هست سندش هم بگویم برای تان، سوره مبارکه یس. نحن نکتب قدموا و آثارهم ما می نویسیم هر چی که افراد فرستاده اند برای مان جلوتر و آثارش را هم می نویسیم.

تاثیر گذار است ما یک کسی می آید رئیس جمهور می شود در این دوران رئیس جمهور، رئیس، بنا های گناه، فساد، فاصله ی از دین را پایه گذاری می کند. این بعدا هشت سال دیگر رای نمی آورد می رود ولی این فساد هایی که ایجاد می کند تا قرنها شاید تاثیر بگذارد تمام این فساد ها در نامه ی عملش می نویسند. یک کسی وزیر هست در یک جا، یک کسی رئیس یک خانواده است. پدر یک خانواده است. کسی مدیر یک مجموعه هست. هر چی.

یک کسی می بینی رئیس جمهور است ولی می آید دین، معنویت، عدالت، حق را پایه گذاری می کند در حکومتش. این تا بی نهایت، وقتی دارد میوه می دهد ثوابش هم خدا به او می دهد. پس شما دقت کنید ما چقدر عمر داریم 50 سال، 60 سال، 100 سال هرگز. ما به میزانی که تاثیر گذار هستیم در نسلها.

هزاران سال عمر داریم و خدا پای ما می نویسد اینها را. کسی فکر نکند من 50 سال زنده ام بعد می میرم و نامه ی عملم بسته می شود. نه نامه ی اعمال انسان در باقیات و صالحات و باقیات و سیئات باقی می ماند. نوع تاثیری که شخص گذشته باقی است چه تاثیر مثبت چه تاثیر منفی. شما نگاه کنید یک شخصی که ازدواج می کند. برای چه ازدواج می کند می گوید من برای نیاز خودم ازدواج می کنم می خواهم نیاز خودم را برطرف کنم. خیلی خوب. خدا می گوید تو از این جهت که فکر تربیت خودت و رفع نیاز خودت بودی من به تو ثواب می دهم، ولی از آن جهت که ازدواج کردی و به واسطه این ازدواج به خلقت من کمک کردی بچه دار شدی بچه بزرگ کردی به خصوص اگر این بچه مسلمان باشد شیعه باشد آدم حسابی باشد با تقوا باشد، می گوید: جداگانه ثواب جدایی داری چه برای من ازدواج کرده باشی برای من که ازدواج نکردی برای خودت ازدواج کردی ولی من کاری ندارم که تو برای خودت هم ازدواج کردی چون در مجموع یک کار مثبت کردی در اجتماع و ازدواج تو تاثیرات خوبی در مجموع یک جامعه ایجاد کرد این کار یک ثواب جدا دارد یک عبادت خدا است.

لذا خداوند تبارک و تعالی گاهی وقتها به نیتهای شخصی ما ثواب می دهد گاهی وقتهای به نیت های ما هم کار ندارد، اخلاص داشته باشیم، یا نداشته باشیم غیر از بحث عبادت نیست کار های دیگر برای خدا باشد یا نباشد خدا می گوید این کار اثر مثبت در جامعه ایجاد کرده. و چون این اثر مثبت ایجاد کرده پس من جداگانه به او ثواب می دهیم.

پس خدایا با چی کار دارد؟ با آثار کار دارد. همین. شما مثلا برای خدا هم نه، برای پول رفتی یک فضای سبزی را ایجاد کردی یک درختی را ایجاد کردی کاشتی یک جا درخت. دیگران آمدند از این فضای سبز لذت بردند شاد شدند این مقدار تولید شادی که تو در مردم ایجاد کردی فضای سبز، ثواب دارد. عطری که زدی برای خودت که خودت لذت ببری. اما این بوی عطری استشمام کردی شامه یک عده ای را نوازش داد یک عده لذت بردند از این عطر. ثواب دارد. کما اینکه اگر پای انسان هم بوی گند بدهد کراهت دارد موجب آزار مردم است.

این هم حساب می شود لامپ خانه ات را شب روشن گذاشتی در کوچه ی تاریک، گفتی مردم می آیند رد می شوند. اینجا تاریک است نخورند زمین. همین که چراغ روشن باشد مردم احساس امنیت می کنند یک کوچه ی روشن غیر از کوچه ی تاریک است یک موقع یک بچه ای یک زنی می آید می رود نترسد. فضا باشد احساس امنیت باشد آثار دارد انسان. ثواب می برد. اساسا این طوری عرض کنم خدمت شما هر چیزی که شما تولید کنید اثر کار شما و یک خیری در آن باشد یک خوبی، یک کمال خداوند تبارک و تعالی این را در نظر می گیرد. حالا شما نگاه کنید، امام سجاد چقدر قدر شناس است چقدر بزرگ است این روح، نشست و دارد برای اتباع الرسل دعا می کند می گوید خدایا این دینی که الان به وسیله پیامبر به ما رسیده محصول زحمات انبیاء قبلی و پیروان آنهاست. اینها پشت انبیاء را خالی نگذاشتند. محکم ایستادند و کار کردند.

اتفاقا من صبح داشتم می آمدم داشتم به همین فکر می کردم دیروز هم با پدرم داشتیم می رفتیم از توی خیابان ولیعصر می رفتیم زیارت کنیم امامزاده صالح. پدرم گفت که چقدر من از این خیابان ولیعصر خاطرات دارم گفتم چی؟ گفت تمام تظاهراتها، راهپیمایی ها که ما می آمدیم اینجا، مسجد، مهدیه، چی کار چه کار! وقتی ایشان داشتند می گفتند من فکر کردم که ای وای ما سر سفره انقلاب یک عده ای درگذشته انقلاب کرده اند. و آثار این انقلاب در دنیا دارد هنوز منتشر می شود خوش به حال آنهایی که یک زمانی در این مساجد، در این حسینیه ها، زمان شاه، قبل از آن، بعد از آن، دورانی انقلاب زحمت کشیدند این انقلاب را کمک کرده اند،‌ جنگ را کمک کرده اند، دفاع مقدس را کمک کرده اند. هر کس هر کاری کرده خداوند به مقیاس شخصی، بلکه به مقیاس بی نهایت جهانی ثوابش را به پایش می نویسد. می گوید تو این انقلاب را کمک کردی، مگر این درخت را تو نکاشته ای یک سهمی هم تو در این درخت داشتی. درخت انقلاب.

این درخت هر اثری بدهد من تو را در آن سهیم می کنم. در تمام قشنگی ها، خوبیها، معنویتها، هدایتهای که در پرتو این انقلاب ایجاد می شود. شما سهیم هستید چرا؟ چون آن دوران اهل انقلاب بودید. تظاهرات شرکت کردید. راهپیمایی شرکت کردید. الان هم همین طور است الان نگاه کنید یک کسی پا می شود می رود راهپیمایی 22 بهمن. به خدا قسم اکثر مردم متوجه نیستند با این که اخلاص دارند مردم خوبی هستند مردم فهیمی هستند نمی توانند عمق کاری را که می کنند متوجه شوند که آقا یک راهپیمایی که من از صبح پا می شوم می روم میدان آزادی چه تاثیری خواهد داشت. در حفظ استقلال، عزت و امنیت این نظام خواهد داشت.

باور می کنید گاهی وقتها دشمنان ما تصمیم به حمله ی نظامی به ایران گرفته اند تجاوزات نظامی. ولی راهپیمایی ها بیمه کرده آنها. آنها را عقب زده، درود بر این ملت کار شان 4 ساعت رفتند و آمدند. ظاهرا چیزی نیست. ولی این در کلان یک دفعه می بینی که هزاران سال تاثیر گذار است. خیلی ارزش دارد.

لذا حضرت به ما یاد می دهد که شما وقتی می خواهید یک چیزی را ارزش یابی کنید جدا از گذشته اش نمی توانید ارزشیابی کنید شنیده اید وقتی امام حسین (ع9 کشته شد عاشورا روز جمعه بود. منادی گفت قتل الحسین یوم الثنین. حسین روز دو شنبه کشته شد. می گوید امروز جمعه بوده می گوید آن زمان دوشنبه یکی از مورخین خیلی زیبا می گوید، در ثقیفه یک تیری شلیک شد روز عاشورا نشست به قلب امام حسین. این طور نیست که شما فکر کنید عاشورا یک روزه ایجاد شده نه یک واقعه بود مثل انقلاب اسلامی.

انقلاب اسلامی که یک روزه ایجاد نشده، از زمان امیرالمومنین. امیرالمومنین نقشه انقلاب ایران را داشته. امام رضا نقشه ی انقلاب را داشته حضرت معصومه نقشه انقلاب ایران را داشته کار کرده اند زحمت کشیده اند. نطفه ایجاد کرده اند.

امام زاده ها را پخش کرده اند در این کشور امام کاظم (ع) فرزندانش را پخش کرده اند در این کشور. در نقاط این کشور. قبور و بارگاه. حضرت عبدالعظیم آمده اینجا. همه روی نقشه و حساب شده بود تا بنای دین را بر پا کرده اند. میخهایی را اوتادی را کوبیده اند روی این زمین تا در این مملکت دین استحکام پیدا کند ذره ذره تغذیه کند تا منجر به انقلاب اسلامی شود.

انقلاب اسلامی هم مقدمه ی ظهر امام زمان شود بنابراین، اینکه شما فکر می کنید ظهور امام زمان اتفاق بیفتد این طوری نیست که یک دفعه ای اتفاق بیفتد که یک مقدمات می خواهد. باید آن مقدمات فراهم شود کار کنند آبیاری کنند آبیاری کنند تا برسد به زمان با شکوه ظهور پس هیچ چیز بریده ای از گذشته خودش نیست. هر چیزی گذشته ی دارد. این درس بزرگ یادتان نرود هر حادثه ای خوب یا بد چی دارد؟ یک عقبه دارد این عقبه ممکن است 50 سال باشد ممکن است 1000 سال باشد.

پس ما اگر انتظار حوادث قشنگ خوب را در زندگی مان داریم. باید به عقبه ها نگاه کنیم بسازیم. الان مهم نیست که من آدم بدی هستم یا خوب یا شکست خورده یا موفق. مهم این است که ما الان یک آینده ای داریم سر راهمان یک آینده خیلی طولانی که ما الان در دوران طفولیتش هم حتی نیستیم، آن آینده چی هست؟

یک آینده ی احتمالی است به نام عمر دنیا. که ممکن است 10 سال، 15 سال، 20 سال 100 سال طول بکشد. بنابراین ما باید این آینده را بسازیم. از الان باید گذشته آینده ی مان را که حال است درست رقم بزنیم. فهمیده رقم بزنیم. این یک. دو اینکه ما آینده ابدی داریم که جاودانه است. تا خدا خدایی می کند ما زنده هستیم. این آینده را هم الان باید برایش تصمیم بگیریم پنج میلیون سال دیگر ما کجاییم؟ یک میلیون سال دیگر ما کجاییم؟ پانصد هزار سال دو صد هزار سال و 10 هزار سال دیگر ما کجاییم؟ می گوید همین الان تصمیم می گیری که 200 سال آینده، هزار سال آینده و پنج میلیون سال آینده تو کجایی! و داری می سازی، عقبه همین الان شروع شده داری می سازی لذا شما می بینید امام سجاد (ع) نشسته و برای چی کسانی دعا می کند؟ بخوانم برایتان. اللهم و اتباع الرسل.

کسانی که پیروان انبیاء بودند. چون همه ی این پیروان در حال من تاثیر دارد. اگر قرآن الان دست من رسیده. هزاران خون ریخته شده تا این به دست من رسیده. هزاران نفر زندان رفتند شکنجه شده اند. هزاران نفر یتیم شدند. هزاران نفر بچه های شان را از دست داده اند. هزاران زن بیوه شدند. هزاران اتفاق دیگر افتاده تا الان من نشستم در این مسجد با آرامش دارم صحیفه سجادیه می خوانم.

شما فکر می کنید کلاس صحیفه سجادیه چیز کمی است. روی کره زمین در طول تاریخ، اینکه درس صحیفه را خوانده اند به یک تعداد آدمهای خیلی اندک و اندک داده می شود. داده شده و داده خواهد شد. نشستیم اینجا پای مکتب امام سجاد (ع) اصلا نمی توانیم بگوییم روی کره زمین جایی بهتر از اینجا وجود دارد مگر همین چیز ها باشد در همین حد که نشستیم اینجا با آرامش داریم دعای امام سجاد را می خوانیم مدیون چند نفریم ما نشسته ایم اینجا؟

مدیون چه کسانی هستیم نشسته ایم اینجا؟ نباید برای شان دعا کنیم. نباید یاد شان کنیم به خیر. از پدر و مادر مان، اساتید مان تا روحانیون، پیر مرد های محل و مسجد و کشور خودمان، مبارزین و مجاهدین و علما، و مراجع و خیلی آدمها، تاثیر گذار در حال ما هستند. ما سر سفره چه کسانی نشستیم داریم می خوریم،خوب باید تک تک شان را دعا کنیم. چقدر این فرهنگ، فرهنگ عالی است. خوب حالا بخوانیم، اللهم و اتباع الرسل. خدایا پیروان راستین انبیاء را و مصدّقوهم. کسانی که تصدیق کرده اند انبیاء و رسل را من اهل الارض. زمینی هایی که اینکار را کرده اند همه ی کسانی که این کار را کرده اند. بالغیب. بالغیب یعنی چی؟

یعنی اینها ایمان به غیب آورده اند ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب - عند معارفیه المعاندین لهم بالتکذیب. آن مقوعی که معاندین به جنگ انبیاء پرداختند با تکذیب شان عناد می کردند. و به عناد معاندت انبیاء برخاسته بودند.

پیروان انبیاء، انبیاء را تصدیق کردند ایمان به غیب آوردند. و ما هم الان سر سفره همان انبیاء نشستیم و الاشتیاق الی المرسلین. ترجمه فارسی آن. خدایا به آمرزش، خوشنودی یاد فرما. دو تا دعا کرده، یکی این که خدا همه ی آنها را بیامرزد. یکی اینکه خدا از همه آنها خوشنود شود. آیا یک آدم حسابی هم گیر می آید که یک زمانی برای من و شما دعا کند. اولیاء الهی گیر می آیند. شهدایی، صدیقینی، صالحینی،ده ها سال بعد از دنیا رفتن ما، دست شان را ببرند بالا برای من و شما دعا کنند. بگویند خدایا این گذشتگان را که پای کار دین ایستاده اند. مسلمانان، شیعیان گذشته، خدایا اینها را راضی بشو از آنها، اینها را ببخش. برای ما هم دعا می کنند یا نه. ما هم دعا کنیم، البته همینطور است اگر ما اهل دعا باشیم دیگران هم برای ماع دعا خواهند کرد. خدایا به آمرزش و خوشنودی یاد فرما. از پیروان راستین انبیاء.

آنها که تمامی دعوت و فرمانهای انبیاء را تصدیق کرده و عمل کرده و به غیب ایمان آورده اند و آنگاه که ملحدان و کافران به عناد و لجاج انبیاء برخاسته اند و پیوسته در تکذیب آنها کوشیده اند. اینان هرگز صحنه را خالی نکرده و گرداگرد آنها را گرفتند. و با ایمان حقیقی به آنها عشق ورزیده اند. ببینید و الاشتیاق الی المرسلین بحقائق الایمان. می گوید اینها با همه حقیقت ایمان شان اشتیاق آورده اند به انبیاء همان طور که انشاءاله ما مشتاق پیامبر خودمان، مشتاق انبیاء سلف، مشتاق ائمه، مشتاق خدا هستیم. اشتیاق داریم و پای کارشان ایستاده ایم تا خون مان را بریزند پای این درخت.

تا آن لحظه پایش ایستاده ایم الحمد الله. آنها هم اینجوری بودند. حضرت می فرماید: که خدایا اینها با تمام وجود شان، با حقایق ایمانشان اشتیاق به مرسلین داشتند و پای کار ایستادند. صحنه را خالی نکرده گرداگرد آنان را گرفتند با ایمان حقیقی به آنان عشق ورزیده اند خدایا تو از زمان حضرت آدم تا به زمان عصر پیامبر اسلام.

من لدن ادم الی محمد صلی الله علیه و آله. از آدم تا خاتم. خدایا در هر برهه ای از زمان رسولی را برای اهل آن ایام فرستادی که جملگی پیشوایان هدایت و پیشوایان تقوی بودند که درود تو بر آنان باد. پس جملگی آنها را به مغفرت و رضوان خود مشمول بدار. ببین آنها را دارد یاد می کند، پای کار بودن آنها زحمت کشیدن آنها. تسلیم نشدن شان نسبت به کفر. مبارزه با آدمهای عنود و لجوج. مبارزه با سران کفار، اینها چقدر نقش شان عالی بوده، اگر اینها آن موقع مقاومت نمی کردند. الان من و شما کجا بودید. اگر شهدا نبودند صدیقین نبودند مبارزین نبودند صالحین نبودند اصلا اگر گذشتگانی که به رحمت خدا رفتند، نبودند. من و شما الان بهره ای از دین داشتیم یا نداشتیم؟ همین که من یک بار فکر کنم که سر سفره چه کسی نشسته ام. همین الان خودم آدم حسابی شدم. مسلمان شدم، شیعه شدم، مسجدی شدم، نماز خوان شدم، متدین شدم. انقلاب به من رسیده مفت رسیده به دست ما. استقلال به ما مفت رسیده. آزادی به ما مفت رسیده. امنیت به ما مفت رسیده. ...............

بعد تکه تکه شان کردند بعضی ها با اره اینها را مسلح کردند. این افسر های عراقی در اعترافهای شان نوشته اند که بچه های ایرانی را گرفتند با اره من یک پایش را بریدم، یک پایش قطع شده بود آن یکی پایش را هم من با اره زنده زنده بریدم که این حرف بزند و او مقاومت کرد. واقعا ما به اینها بدهکار نیستیم. گفت حرف نزد. گفت بعد با اره یک انگشتش را بریدم بعد دهها انگشتش را جدا جدا بریدم ما یک چیزی می گوییم یک چیزی می شنوی.

انگشت را بگیری اره بگذارند ببرند. برو یک تیغ بزن از این تیغهایی که با آن پرتقال پوست می کنی ببین یعنی چی؟ اینها این جوری مقاومت کردند تا این دین به دست ما رسید حالا من و شما آرامش داریم امنیت داریم. در جبهه ها شیمیایی هایی که همین الان دارند می سوزند. به آسایشگاه جانبازان نگاه کنید خانواده های شان چقدر گرفتار اند. خودشان چقدر سختی می کشند. خانواده های شهدا، جانباز ها آزادگاهع معلولین، چقدر خون دل خورده شده تا من و شما الان امنیت داریم و راحت هستیم. ما واقعا بدهکار نیستیم به اینها. نباید این قدر شعورمان برسد که آقا ما بالاخره مدیونیم به اینها.

نگاه کنید بعضی ها اصلا دقت نمی کنند که دیگران برای ان مملکتی که اینها دارند به این راحتی زندگی می کنند،‌ چه خون دلها که خورده نشده چه زحمتها که کشیده نشده چه خونها که ریخته نشده. چه حجم عظیم از غصه ها که تحمل نشده ما به این ها بدهکاریم، مدیون هستیم، باید دعای شان کنیم. همیشه باید توجه کنیم گذشته را باید دعا کنیم. سر سفره آنها نشسته ایم. این خیلی درس بزرگی است که امام سجاد به ما می دهد. می گوید خدایا من آن کسی را که از زمان حضرت آدم بوده حسابش می کنم. او را هم بیامرز از او راضی باش.

او هم نقش داشته در زندگی مان. هیچ حالی بدون گذشته معنا ندارد و هزاران هزار آدم خون دلها خوردند و خونها ریختند تا الان من و شما از نعمتهایی برخوردار هستیم. پس ما هم همگام با امام سجاد، دعای شان کنیم خدایا همه آنها را مشمول عفو و رضایت خودت قرار بده.