فراز ششم از دعای دوم.
حتّی استتبّ له ما حاول می اعدائک و استتمّ له ما دبّر فی اولیائک فنهد الیهم مستفتحا بعونک و متقویا یا علی ضعفیه بنصرک فغزاهم فی عقر دیارهم و هجم علیهم فی بحبوحه قرار هم حتی ظهر ( مرک و علت کلمتک و لو کره المشرکون).
ادامه فداکاری های پیامبر را امام سجاد عرض می کند که خدایا پیامبر تو آنچنان به جهاد و کوشش اقدام فرمود که آنچه اراده کرد در دشمنان تو مستقر فرمود و آنچه را خواست در دوستان تو برقرار گردید و به کمک تو و کمک یاری تو به قیام با قدرتی دست زد که بر ضعف آنها غالب آمد، در عمق خانه های آنان با آنها جنگید. و هجوم برد تا آنکه خواسته ی ظاهر و کلمه ی تو غالب گردید اگر چه با کراهت مشرکان تمام شد.
فعالیت بعدی پیامبر را حضرت جهاد معرفی می کند علاوه بر اینکه ایشان اقربین را ترک کرد به خاطر خدا و بعد ابعدین و دور ها را نزدیک کرد به خودش به خاطر خدا با آنها با وجود ضعفی که داشت از نظر عده و عده. ولی قدرت را از تو گرفت و در عقر دیار هم با آنها جنگید در عمق خانه ها و محلهای شان این نکته خیلی مهمی را می رساند بعد از اینکه پیامبر این مراحل را طی کرد و هجرت کرد و از نظر عده و عُده نسبت به دشمنانش در ضعف به سر می برد اما متقویا علی ضعفه ینصرک. باوجود ضعفی که داشت از تو قدرت گرفت تا بتواند با ضعفی که دارد در عمق خانه های دشمن باهاشان بجنگد.
این بشارت برای همه ی کسانی است که راه پیغمبر را ادامه می دهند و مثل پیامبرش به جهاد می روند که اگر به خاطر خدا و اسلام دست به شمشیر می برند. با وجود ضعف در عده و عُده به سر می برند و همین طور هم شد پیامبر در تمام جنگها پیروز شد فقط یک جنگ بود که لشکریان پیامبر فراری شدند و یک مرحله از جنگ که حنین بود و آن زمانی بود که اصحاب حضرت هم عده و عُده شان بیشتر از دشمن بود که سرباز های حضرت در این یک جنگ سرباز هایش فراری شدند.
برای اینکه خدا را فراموش کردند و دلشان را به عده و عُده خوش کردند. یعنی خدای غالب و خدای ناصر را فراموش کردند و فکر کردند که نیازی به یاری الهی ندارند. خداوند در قرآن می فرماید: و ما رمیت رمی و لکن الله رمی.
موقعی که داری تیر می زنی، تو تیر نمی زنی این را انسان نباید فراموش کند اگر انسان خدا را دید کنارش خدا را مقدم بر همه چیز دید به عنوان مسبب الاسباب. حتی اگر در ضعف هم باشد خدا او را غالب می کند ان ینصرکم الله غالب. اگر خداوند کمک کند هیچکس نمی تواند غلبه کند برتو. لذا می بینی در جنگ آمد و جنگهای دیگر، می فرماید شما را به سر هزار فرشته پنج هزار فرشته. شما را یاری کردیم یعنی اسباب و علل و قوای عالم و فرشتگان الهی به نصرت انسان است اگر انسان از خدا نصرت بخواهدع نصرت بخواهد یعنی چی؟ یعنی انسان بداند لا حول و لا قوه الا بالله و اعتراف به این داشته باشد که لا تملک لنفسی نفعا و لا ضرا. و لا قوتا و لا حیاه و لا نشورا. خدایا من هیچی ندارم.
شما هم که نماز می خوانید حواست باشد به حول الله قوه اقوم اقعد. اینرا بگوید اگر بلند می شوم و می نشینم این به حول و قوه ی خداست. می تواند خداوند انسان را فلج کند و حول و قوه را از بدن بگیرد. نتوانیم. شاید این برای تک تک شما اتفاق افتاده باشد.
یک روز دو روز یا یک هفته نتوانستید مثل بقیه نماز بخوانید یا روی چیز یا روی صندلی یا تکیه به صندلی یا خوابیده. انسان بداند هر کاری که می کند به حول و قوه ی الهی است فهم این مسئله می نماید که ظاهر است و بدیهی. اما باورش کار راحتی نیست اینکه انسان متوجه باشد در هر حول و قوه ای دارد دائما از خدا فیض می گیرید شما که دارید الان به من نگاه می کنید. خیلی راحت چشم های تان را می دوزید و نگاه می کنید ولی بعضی از بیماران هستند که عقل نگه داشتن پلکهای شان را ندارند. اگر پلک های شان را نگه دارند کنترل عدسی چشم را ندارند یعنی همین طوری که می زند مثل بال پشه نمی تواند کنترل کند. اگر می خواهد چشم را روی یک موضوع کنترل کند نمی تواند.
بعضی ها گردن شان را نمی توانند و خیلی چیز های دیگر که الان برای شما عادی است. شما نشستید بدون درد و به راحتی تکیه دادید تک تک اینها میلیونها نعمت است تا ما بیاییم یک سخنرانی بگوییم یا یک سخنرانی بشنویم این را اگر انسان باورش کند خیلی مهم است که من با هزاران نعمت خدا می توانم کاری را انجام بدهم. بحول الله و قوه حالا رسول الله همین طور متقویا علی ضعفه ینصرک. با وجود ضعفی که داشت به نصر تو متقوی بود نصر خداوند که آمد.
و کذالک حق علینا نصر مومنین. قرآن می فرماید: بر من خدا واجب است که مومنین را یاری کنم. و این یکی از شیرین ترین صحنه های زندگی یک انسان است که چی می خواهد انسان لذت نصرت خدا را بچشد و کیف کند و دست خدا را زیر بال و پر خودش ببیند در تمام مسائل زندگی و هیچوقت ترس برایش راه ندهد. اضطراب غم سراغش نیاید آن چی با خودت قصر و تقصیر و ضعف را ببری به درگاه خداوند.
و باور بکنی که لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. وقتی ضعف و ناتوانی را می بری پیش خدا و می گویی که ظرف من خالی است من هی چیز ندارم هم چیز تویی همه چیز دست توست تو اگر بخواهی می شود تو اگر هر کاری بخواهی می توانی. بعد انسان می بیند که خداوند چگونه زیر بال و پرش را می گیرد. و چقدر هم لذت دارد این نصرت الهی آن موقع که انسان را ضعف و ناتوانی می برد و روز هم دارد که شما مومنین نیستید تا به آنچه در دست خداست بیشتر اعتماد داشته باشید. تا آنچا در دست و جیب خودتان است.
این خیلی مهم است اگر شما ایمان دارید باید به آنچه در دست خداست بیشتر اعتماد کنید تا به آنچه در حساب بانکی ات است و آن که در جیبت است چقدر آدمهای قدرتمند و قوی و متمکن بودند که واقعا متمکن به خودشان بودند و از افرادی که دهها برابر از خودشان ضعیف بودند. شکست خوردند در طول تاریخ پر است صحنه ها و نبرد های تن به تن، یا نبرد های تن به تن، یا نبرد های جمعی و یا کشور گشاییها کم من فئت قلیله غلبت فئت کثیره. من به اذن الله داستان طالوت و جالوت و قال الذین یظنون انهم اولاوهم کم من ربهم قلیله کم من فئت ....
یک دفعه دیدند اوه جالوت چقدر لشکر دارد. همه مسلط اینها 4 تا آدم پا برهنه و ضعیف و نیروی کم چه کار کنیم با لشکر می فرماید آنهایی اعتقاد محکم به خداوند داشتند ایستادند و گفتند چه بسیار گروه های قلیل بر گروههای کثیر که به اذن خدا غلبه کرد ما در درگیری با منافقین یک موقع است یادمان است مثلا بچه ها 30 یا 40 نفر بودند در میدان ولی عصر و یا جای که منافقین حمله می کردند.
یک دفعه آنها مثلا تظاهرات راه انداخته بودند بچه کم بودند. آنها حمله می کردند به 30 یا 40 تا بچه بسیجی ی زدند در همدیگر یک جنگ تن به تن تیغ و چاقو بکش، قمه بکش، پنجه بوکس یا دست خالی، ای 40-50 نفر تعدادی از آنها را لت و پار کردند. تعدادی را دستگیر کردند بعد مجروح و زخمها، برابر نمی کرد. چرا؟ چون اینها پیرو امیرالمومنین هستند که فرمود من در خیبر را با دست و بازوی و خود نکندم به قوت رحمانیه گندم.
حالا ما ها چه می کنیم عرضه نداریم آنجا برویم و بگوییم یا الله بچه بسیجی ها الله اکبر می گفتند من یادم است وقتی عملیات می رفتیم و می خواستیم برویم جلو. می دیدیم یک چند تای آنها با الله اکبر مرده بودند در داستانها خواندیم که در زمان پیغمبر می گفتند اینها چرا مردند ما نه به اینها شمشیر زدیم نه نیزه، حضرت امیر فرمود با الله اکبر من مردند، و ما آنها می دیدیم.
که بچه بسیجی ها عراقی ها با الله اکبر شان می کشتند. خوش به حال کسی که بتواند از امیرالمومنین قدرت بگیرید بگوید یا علی یا علی برود تو کار. وقتی یا علی گفت یعنی من هیچ کاره هستم. یک یا علی یعنی من ضعیفم من هیچی ندارم. یا امیرالمومنین خودت کمک کن. اگر گفتی یا ابوالفضل العباس یعنی تو با حول و قوه ی حضرت ابوالفضل کار می کنی و این خیلی به انسان کمک می کند و انسان در هر کاری نترسد اگر می خواهد ازدواج کند نترسد تشکیل خانواده می خواهد بدهد نترسد. تجارت می خواهد بکند نترسد. تاجر باید جگر داشته باشد شجاع باشد، ترسو و بزدل نباشد برود در کار تا برود جلو، درس می خواهد بخواند، کار علمی می خواهد تصمیم برای زندگی اش دارد. ترس اگر بیاید سراغش فایده ندارد این بدرد نمی خورد.
باید قدرتمند باشد و از خدا کمک بگیرد در همه ی صحنه ها، مسلم آن پیروزی و غلبه ای که امام به خدا و پیامبرش نسبت داده از قبیل فقر و پیروزیهای احساسی هوا پرست و خودخواه آنرا طلب کرده و در راه آن از مرگ و نابودی خود و دیگران، باکی ندارد مثل همین فتح های دنیایی. زیرا فتح و پیروزی هوا پرستان چیزی جز غلبه هوا سرایی و ظلم و جور و بد اندیشی نیست زیرا هدف در تمام این گونه مبارزات آن است که حریف از پای او در آید و به جای او بر مسند بنشیند. اگر چه به قیمت جان و مال مردم تمام نشود. آن گاه با ادامه ی ظلم جور و غلبه حقوق ضعفا و بیچارگان پایمال شده و خون و جان و مال مظلومان بی پناه می ماند این مربوط به جنگهای دنیایی است اما فتح و پیروزی مکتب های الهی عبارت است از برداشتن موانع هدایت و رشد انسان ها و رساندن آنها به کمال لایق انسانیت است.
هدف اولیاء خدا فراهم آوردن زمینه برای پیشبرد و جامعه ی انسانیت می باشد. زیرا در جوامع آزاد بشری پیوسته عده ای قدرتمند و زورگو به مردم حکومت می کنند که هرگز حاضر نیستند کسی جایگزین آنان شود و به جز آنچه خواسته آنهاست جاری شود مثل آمریکا و اسرائیل و ابرقدرتها.
آنان با تمام وجود در مقابل مخالفان خود ایستاده و در هر شرایطی که باشند آنها را از پای در می آورند به طوری که یادی و نقشی از ایشان بر جای نماند. در این گیر و دار این انبیاء هستند که وارد این دریای شوند و با عده ای هوسران و خودخواه مبارزه کنند تا شاید آن موانع برداشته شود. حاکمیت خدا به جای حکومت جاهلیت بنشیند. در واقع پیروزی جامعه ی اسلامی، پیروزی ارزشهاست گاهی وقتها من می بینم دوستان این جنایات اسرائیل و آمریکایی ها را که می بینند یا در تهاجم فرهنگی و شبیه خوانی ناتوی فرهنگی خیلی ناراحت شوند، عصبانی می شوند می گویند اگر ما دستمان به بوش برسد تکه تکه می کنیم اگر دست مان به اسرائیل چه کار می کنیم انتقام ما از امثال بوش از امثال جانشینان بوش از امثال اسرائیل به این نیست که با دستمان در سر شان بزنیم یا دستمان رسد به آنها چه کار کنیم انتقام ما به این است که آنها جبهه ی رذیلت هستند ما بتوانیم فضیلت را در خودمان و در خانواده و جامعه ی خودمان پیاده کنیم، بالاترین نوع انتقام که دشمن را به خشم می آورد خیلی اذیتش می کند پیشرفتهای معنوی و علمی است.
این خیلی مهم است شما نگاه کنید در دفاع مقدس تمام دنیا به جنگ ما آمدند، تمام دنیا شکست خوردند ما هم خیلی تو سرشان زدیم اما نگاه کنید وقتی جبهه را عوض کردند و آوردند در صحنه فرهنگی خیلی از ما تلفات گرفتند. یعنی در جبهه دفاع مقدس و جنگ نظامی، از رزمندگان سیلی خوردند برگشته در جنگ فرهنگی بسیاری از آن رزمندگان که سیلی خورده بودند سیلی زدند. هم به خودشان، هم به خانواده شان هم به زن و بچه شان سیلی زدند، یعنی رزمنده را زمین گیرش کردند. با تهاجم فرهنگی مثل همان اتفاقی که در اندلس افتاد.
و این خیلی خفت بار است که انسان در خانه ی خودش مورد تهاجم دشمن قرار گیرد. بنابراین بزرگترین انتقام ما اگر می خواهیم جهاد کنیم این است که نظام درون خودمان الهی است به ایمان تقوا و روح فداکاری برای اسلام و امام زمان ایجاد کنیم. این خودش انتقام است ما اگر فرض بفرمایید که همیشه راهپیمایی می روم 22 بمن چون دو جنگ را با گوشت و پوست خودم احساس کردم. می گویم یک راهپیمایی 22 بهمن مثل عملیات فتح المبین و یا بیت المقدس است. که خیلی کار می کند در دنیا آدم تمام رحمت و بخشش و مغفرت الهی را در راهپیمایی می بیند که شامل تمام کسانی می شود که در آنجا قدم می گذارند این عملیات است خودش و از مدت عملیات نظامی خطرناک است این برای دشمن خیلی خطرناک است و این یک کار فرهنگی است.
بنابراین شما در کار فرهنگی گلوی دشمن را فشار می دهید و لحظه به لحظه خفه اش می کنید جانش را می گیرد مبارزه این نیست که دندانهایت را آنقدر به هم فشار بدهی که خرد و له شود و اینقدر به مغز و بدنت فشار بیاوری که خودت را داغان کنی خیر. کار فرهنگی این است که هر چقدر به طبیعت خودت طبیعت دیگران فشار بیاوری و فطرتها را گسترش بدهی این پیروزی است. پیروزی جامعه اسلامی به این است نه به کشتن و زخمی کردن و حذف فیزیکی. شما هر وقت توانستی به سمت ظهور امام زمان بروی و ارزشها را غالب کنی.
لیظهره علی الدین کله. هدایت و الذی ارسله بالهدی ما هدایت و دین حق را هر چقدر هدایت بدهیم غلبه پیدا می کنیم و این بزرگترین جهاد است اگر کسی می خواهد وارد شود خیلی. تقدس دارد این کار و ارزشش از کار نظامی بالاتر است. ارزشش و عرق ریختنش، حرص و جوش خوردنش، غصه خوردنش و کار کردنش خیلی ارزشش بیشتر است بنابراین در این کار فرهنگی باید دقت کنیم که هدف گم نشود.
که ما می خواهیم چه کار کنیم پیروی و فتح مکتبهای الهی را توجه داشته باشیم در این گیر و دار این انبیا هستند که وارد این دریای پر تلاطم شوند و با عده ای هوسران و خودخواه مبارزه کنند تا شاید آن موانع برداشته شود و حاکمیت خدا. به جای حکومت جاهلیت بنشیند.
حالا الان شما نگاه کنید در انقلاب اسلامی ما دو مرحله داشتیم یک مرحله دفاع مقدس و جهاد که به ما تحصیل شد. جنگ تحصیلی و ما اهل این نبودیم برویم و به کسی حمله کنیم به کشوری حمله کنیم ولی آنها به ما حمله کردند یک مرحله دهم فعالیت های فرهنگی و علمی بود که ما کردیم الان ابهت ابرقدرتها شکسته شد. آن یکی که اصلا متلاشی شد رفت. و بقیه ابرقدرتها به خصوص آمریکا از محبوبترین کشور دنیا به منفور ترین کشور دنیا تبدیل شد. این با کدام کار این طوری شد. این خیلی شکست بزرگی برای ابرقدرتها است که دنیا متنفر شدند از اینها الان یکی از چیز هایی که اینها در خبر های شان می گویند که برای آمریکا حیثیت در دنیا نمانده، نه تنها، حیثیت برایش باقی نمانده احزاب آنجا نیز حیثیت برایش نگذارند.
این پیروزی ماست که مثلا در آلمان کت و کاپشن آقای احمدی نژاد در آنجا یک افتخار و مدی است. که کسی کاپشن ایشان را بپوشد چرا این طوری می شود و کاپشن سمبل می شود همانطور که یک زمانی جفیه فلسطینی ها و عربها برای ما اینطوری شد، هنوز هم مانده، شما جفیه مقام معظم رهبری که بچه بسیجی ها داشتند هنوز با خودش دارد. هنوز هم باز کسانی مثل چه گوارا گاهی اسم شان در کشور ما مطرح است و می ماند یک زمانی مبارزه کردند. هر جای دنیا کسی که جگر داشت باشد و جرات پیدا کند و جلوی ابرقدرتها جسارت داشته باشد و بایستد و روی آنها را کم کند محبوبیت بدست می آورد این پیروزی است شما نگاه کنید یک آدم زبون و ذلیل که زمانی وزیر ارشاد بود در مملکت ما و بعدا هم فرار کرد و رفت. به یکی از روزنامه های آن طرفی فروخت. فرار کرد و رفت آدم گرفتاری بود. این اواخر در 2 خردادی ها خودفروشی کرد. وضعی چه طوری بود که غرب بوش را علم کرد و مقام معظم رهبری احمدی نژاد را جلو انداخت و جز این هم کسی نمی توانست بوش را سر جای خودش بنشاند. حالا من اسم که می آورم یا نیاورم کاری ندارم با منظور کار دارم. همیشه باید عده ای بلند شوند و روی استکبار را کم کنند در طول تاریخ فقط انبیاء بودند که این طوری ایستادند ابراهیم، موسی، عیسی، نوح انبیاء بزرگ پیامبر اسلام پیروان آنها ائمه (ع) پیروان شان مبارزین زیادی که بودند نهضتهای اسلامی ، تا نهضت امام، یا انبیاء و یا پیروان انبیاء بودند. که چنین کاری را کردند و این وراثت باید با ما باشد. که به هیچ وجه شما هیهات من الذل را فراموش نکنیم که ما به تنهای تک تک کسانی هستیم که مثل امام حسینیم، مثل حضرت زینب، مثل علی اکبر مثل ابوالفضل و وارث آنها هستیم، همه ی آنها خصوصیتها، همه آنها جگر ها و همه شجاعتها، همه ی آن نترسی ها، همه آن سلحشوری ها روح بسیجی گری با ما هست و چه تنها باشیم تک تک و یا اینکه دور مان کسی باشد هیچ فرقی نمی کند. همیشه روح جهاد و مبارزه با ما هست.
همیشه البته خدا متعال از خلق و اطاعت آنان غنی است و هیچ کس قدرت رویا رویی با او را ندارد. و ان الله غنی عن العالمین. لذا مردم چه کافر باشند و چه مومن. چه راکع و ساجد، چه یاغی و طاغی. هیچ وجه به خداوند متعال هیچ ضرری نمی توانند بزنند پس هر جا سخن از غلبه و فتح، خدا و ثبات حاکمیت اوست یعنی آن به کرسی نشستن نظام هدایت، کرامت انسانی و بر طرف شدن ضلالت و نسل آدمی است.
یعنی ما باید فقط مکرمتهای اخلاقی را توسعه دهیم بعثت لاتمّ لمکارم الاخلاق. جهاد این است که جلوی طلاق گرفته شود جهاد این است که اختلاف زن و مرد برطرف شود. جهاد این است که پدر و مادر با بچه شان در صلح باشند. یا پدر و مادر در صلح باشند زن و شوهر روابط شان خوب باشد اینهاست که دشمن را می ترساند نگاه کنید در دستورالعملهای بسیار کلیدی، یکی از دستور العمل ها برایشان میلیونها و دهها میلیون بودجه گذاشتند.
این است که شما در نظام اسلامی باید نظام خانواده را تا آنجا که می توانید مختل کنید بهم بزنید البته توفیقات زیادی هم بدست آوردند. این هم اعتراف کنیم با کمال تاسف دارند. پایه های خانواده را ذلیل و ضعیف و متلاشی می کنند خانواده را که ما دقت کنیم که در این قضیه و در این جهاد بنازیم.
غلبه و پیروزی با مکرمتهای اخلاقی است. پیامبر وقتی آمد مکه را گرفت خیلی شکنجه دیده بود. هم خودش و هم اصحابش خیلی شکنجه دیده بودند از اینها شخصا پیامبر چقدر کتک خورده بود تا دندان مبارکش شکسته بود شکنجه و زهدان گوسفند بر سرش انداختند اذیت ها و اصحابش را شکنجه های جسمی دادند تا کشتند دلشان پر از کینه بود وقتی آمدند و مکه را گرفتند، غلبه کرده بودند به جنایتکاران مثل ابوسفیان. یک نفر شعار می دادم و الیوم یوم مرحمه. امروز روز انتقام است حضرت ما بخواهیم انتقام ازش بگیریم حیوانها این طورند این که نشد انسانیت، تمام انسانیت ظهورش و پیروز شاش آنجاست که یک اخلاق و یک مکرمت، بر رذیله پیروز شود. اگر او بدی می کند تو خوبی کنی. اگر او منفی است تو مثبت باش ولی اگر تو هم مثل آن می خواهی فحش داد تو هم فحش بدهی. کار بد کرد کار بد کنی، بی ادبی کرد شیطنت کرد. شیطنت کنی ما شکست خوردیم. لذا شما می بینید وقتی آن شخص بی ادب جسارتی به مالک اشتر می کند. مالک اشتر فرمانده لکشر است خیلی راحت می تواند این شخص را نابود کند، تمام پیروزی مالک اشتر. این است که از قدرتش استفاده نکند، مالک اشتر خیلی بزرگ است رحمه الله علیه. سلام تعالی علیه چند جا انتقا خوب پس داد. یکی همین جا که وقتی این جسارت را به او کرد. رفت مسجد برای این شخص دعا کرد. که خدا ببخشدش و یکی آنجایی که چیزی نمانده که معاویه را نابود کند امیرالمومنین برایش گفت که برگردد.
خیلی کار سختی بود ولی برگشت. اینها پیروزی های انسان است. پیروزی های مکرمتهای انسانی است بزرگواریهای انسانی این غلبه است بنابراین در جنگ ابر قدرتها تا ظهور امام زمان ما فقط زمانی می توانیم ظهور امام زمان را تسریع کنیم. که بتوانیم خودمان مهربانی، رحماء بینهم الفت. مکرمتهای اخلاقی. بزرگواریهای اخلاقی. اتحاد به همدلی، به هر حال فضایل اخلاقی را گسترش دهیم. ولی اگر بین مان کینه و عداوت، تهمت، غیبت، بد بینی حسادت رویش پیدا کند. اختلاف، من و تویی. هم باختیم و این شکست. در نتیجه ی ظهور امر خدا علو. کلمه الله در یک کلمه جنگیدن مظهر هدایت با مظاهر کفر و ضلالت جز برای آن نیست که اسباب و ابزار ضلالت از انسانها گرفته شود. و حق بر کرسی هدایت و کرامت نشیند.
فراز هفتم: اللهم فارفعه بما لدح فیک الی الدرجه العلیا من جنتک حتی لا یساوی فی فزلته و لا یکافا فی مرتبه و لا یوازیه لدیک ملک مقرب ولایتی مرسل. اینجا حضرت دعا می کند. ما از این مقیاس می توانیم بفهمیم که چقدر با حضرت سجاد فاصله داریم. دعا را ترجمه می کنم این دعایی که حضرت می کند ببین از دل شما در می آید یا نه، یعنی همان بحثی در مباحث اسماءالله داریم می گوییم. تصورش داریم یا نه تصدیقش می کنیم یا نه. و آیا این دعا در وجود ما است یعنی از نهاد و وجود ما این دعا برای پیغمبر بر می خیزد. وقتی اسم رسول الله می آید در وجود ما یک همچنین محبت و اشتیاقی و ارادتی شعله ور می شود نسبت به رسول الله و خودش به حال کسی که وجودش به رسول الله این چنین است یعنی وقتی اسم پیامبر می آید تمام این زحمت ها و اذیت هایی که پیامبر شده با وجود لطیفش که به قول حضرت که وجودش سایز نداشت آنقدر که این وجود لطیف و نرم و زیباست یک همچنین وجودی با آن درجه از خشونت رو برو شده فقط به خاطر من و شما ها.
یعنی چقدر پیغمبر خون دل خورده تا من و شما بیاییم و بنشینیم سر این کلاس بنشینیم کتاب فرزندش و مطالب و معارف الهی را یاد بگیریم چقدر ما مدیونیم برای همیشه به رسول خدا. اشهدا انک قد اقمت الصلاه در دعای شنبه نسبت به حضرت می خوانیم که تو تمام وظایفی که سر راهت بود انجام دادی هر زحمتی بود کشیدی در راه سختی و زحمت کشیدی وظایفت را انجام دادی. ما این شهادت را می توانیم از عمق وجودمان بدهیم یا نه. از عمق وجود مان، عشق و اشتیاق دلدادگی و دلبستگی نسبت به حضرت شعله ور می شود یا نه. ببینید من عرضم چیز مهمی است دقت کنید.
یک موقع ما به عنوان فرد مقدس می خواهیم به حضر نگاه کنیم بگوییم آقا خلیفه الله مظهر خداست. خیلی مقدس است و اللهم صل علی محمد و آل محمد یک موقع این طوری می گوییم و یک موقع نه، بحث این نیست دلدادگی شخصی به رسول خداست. بحث دلبستگی و وابستگی انسان به رسول خداست به عنوان کاملترین مظهر خدا، این را باید انسان در قلبش جستجو کند اصلا ملاک انسان که چقدر رشد کرده. چقدر انسان است. چقدر سیر طبیعی داشته. میزان اشتیاقش به رسول خدا میزان شعله ور شدن عشقش به رسول خدا. در وجودش هست ما هم ان شاءالله این طوری باشیم آدم می بینید که نگاه حضرت فاطمه زهرا نیز به رسول الله این طوری است یعنی همین طوری وقتی سیره حضرت را نگاه می کنی.
مثل پروانه دور شمع است. مثل امیرالمومنین نسبت به حضرت رسول الله وقتی حضرت از دنیا می رود می گوید صبر خیلی خوب است اما نه در فراق کسی مثل تو. چی این رسول الله که همه. امیرالمومنین مجنون پیامبر است این وجود چی است. این چی است ک حضرت فاطمه زهرا. که خداوند از شدت بزرگی اش او را پیغمبر نکرد و اما نکرده و حجت خدا بر همه ی ائمه است این رسول خدا چی است که فاطمه زهرا دیوانه حضرت رسول است ای کاش یک ذره از این جنون به دل ما بیفتد که انسان نسبت به پیغمبر خودش به رسول خدا به اصل خودش بر اب خودش فرمود انا و علی ابواه هذا امه. نمی دانی این شراب چقدر مست کننده است که انسان وقتی این حدیث را می شنود می دانی اب یعنی چی؟ به لغت مراجعه کنی اصل و ریشه، آدم همین که حس می کند وجودش از رسول خدا است، بچه اوست. ذریه و آل اوست انسان را از بسیاری از توهمات و مشکلات زندگی دنیا و کشمکشهای مسائل دنیایی راحت می کند. یعنی آدم از بچه بازی ها دوست دارد دست بردارد و گرفتار خاله خاله بازی های زندگی نشود. گرفتار بچه بازی ها نشود این که آدم احساس کند بچه رسول الل است این که در ماورای این طبیعت چه قدرتی چه عظمتی چه قانون از محبت و عاطفه و مهربانی، توجه به ما فکر و توجه می کند.
تک تک ما ها اگر برگردیم به گذشته خودمان بدون استثناء می بینیم اگر عنایات رسول الله و توجه اهلبیت به ما نبود از ماوراء طبیعت شاید هر یک از ما ها. من خودم را می گویم یک جرثومه ای از فساد و بدبختی و نکبت و گرفتاری بودیم. ما به حال خودمان رها می کردند، الان فکر می کنی چی شده که ما را در مسجد نشستیم. بزرگترین کتاب الهی بعد از قرآن حتی از نهج البلاغه بالاتر نشستیم سر کلاس و این معارف را می خوانیم کسی می تواند بگوید من با عرضه خودم آورم اینجا. با لیاقت خودم آمدم و سر این جلسه نشستیم. من بگویم با لیاقت خودم تدریس می کنم. به شما بگویم با لیاقت خودت آمدی هرگز، ببین اگر ما را رها می کردند با اشتباهات مان و انحرافات مان، با گناه های مان ، با هوس های مان، با بی توجهی ها و جهالت ها هر کدام از ما الان بدترین اوضاع را در این جهان داشتیم. اما وقتی آدم فکر می کند چه کانون با عظمتی از مهربانی.
عطوفت از انسان پشتیبانی می کند و بدون اینکه ما حواس مان باشد مشکلاتی را از ما دفع می کند. بدون اینکه حتی ما بخواهیم از ما خطرات را دفع می کند. دعای رجب داریم یا من یعطی الکثیر بالقیل. یا من یعطی من سله یا من یعطی من ثم سله. ای کسی که عطا می کنی به کسی هیچی از تو درخواست نمی کند و لم یعرفه، اصلا نمی شناسد تو را تمننا منه رحم. از روی مهربانی و رحمتت تو عطائی کنی. ما ها خیلی وقتها شاید هیچ ارادتی هم نسبت به پیغمبر نداشته باشیم و یا نداشتیم قبلا، ولی روسل خدا به هم ما ها ارادت داشته مهربانی داشته به همه ی ما ها توجه کرده، و معضلات و فشار ها گرفتاری ها و عذابها و انقذکم من جفا شرف الهلکه. از لبه پرتگاه هلاکت ما را نجات داده. از لبه جهنم زمانی که سقوط می کردیم برای همیشه برویم جهنم که دیگر هم در نیاییم یکبار دو بار سه بار دهها بار دست مبارک رسول خدا. ما ها را گرفته و برگردانده به صراط یعنی ما در زندگی خودمان کاملا احساس می کنیم.
در وجود خودمان کاملا احساس می کنیم که بار ها و بار ها به علت بی توجهی ها به غفلت ها و شهوت ها عناد ها و لجاجت ها جهالت ها از صراط سقوط کردیم به سمت جهنم و این دست مبارک حضرت بوده که تک تک ما را گرفته و آورده روی صراط دو باره قرار داده، و پشتیبانی کرده از ما ها.
حالا دعا را برای تان بخوانم اینجا حضرت بعد از بیان این هم زحمات و فداکاری ها پیغمبر دستش را بالا می برد و برای پیغمبر دعا می کند. چقدر ادب بزرگ است که انسان هی نگوید آقا التماس دعا داریم. به خصوص به بزرگتر ها بگوییم دعا کنند 3- وظیفه ما هاست. بخصوص پدر و مادر که خشم شان و نارضایتی شان گره در کار انسان ایجاد می کند و رضایت دست بالا بردن شان خیلی کار برای انسان می کند، پدر و مادر اسم اعظم اند حتی جنازه شان کار می کند برای انسان فرمودند اگر پدر مادرت فوت کرده بروید سر قبرشان و توسل کنید کار می کند برای انسان نمی خواهد بروی قبر امام رضا و قبر امام حسین و بگویی.
همین قبر بابا و نه نه ات که بروی و آنها در برزخ دست بالا ببرند خیلی مشکلات حل می شود. پدر و مادر آنقدر عظمت دارند و یا انسان به استادش بگوید ما را دعا کن. استاد همیشه دعا می کند. چه شاگرد بگوید چه نگوید استاد همیشه دستش بالاست برای شاگرد های خودش امام دستش بالاست و این ادب خیلی خوب است که برای بزرگتر ها دست ببرد بالا.
ما در اسلام دایم دو رکعت نماز برای پدر و مادر داریم. چقدر موثر است که آدم ادب کند که پدر و مادر حق عظیمی به گردن من دارند خدایا رحم کن به آنها. کما ربیانی صغیرا. خدایا همین طور که من صغیر و کوچک بودم اینها مرا بزرگ کردند پدرت هر کی می خواهد باشد. خوب بوده بد بوده مومن بوده مومن نبوده اصلا مهم نیست بابا نه نه ات که بودند. منشا خیرات برای تو بودن رحمت داشتند و تو را بزرگ کردند دست ببر دعا کن از خدا مغفرت بخواه برای آنها برای اساتید مرده و زنده دعا کنیم برای ائمه دعا کنیم یک موقع نگوییم آقا امام زمان برای ما دعا کند یک وقت ما دست بالا ببریم و برای امام زمان دعا کنیم چقدر لذت دارد این و چقدر ادب خوبی است حالا امام سجاد دست بالا می برد و برای پیغمبر دعا می کند. ما هم دست بالا ببریم و برای پیغمبر دعا کنیم. و بلغ الله بک اشرف محل المکرمین. دعای روز شنبه داریم. خداوند تو را به بالاترین درجه مکرمین برساند.
حیث لا یخلقک لا حق. حالا امام سجاد دعا می کند واقعا خوش به حال کسی که نه از روی تصنع، بلکه در دلش بیاید این حق عظیم رسول الله و حق عظیم محمد و آلش. بیاید و بعد دستش را ببرد بالا با همه ی آبرو بگوید خدایا من بی آبرویم ولی دستم را بالا بردم برای رسول الله می خواهم دعا کنم تو بالاخره خدای مجرمین هم هستی یا الله العالمین. بالاخره خدا خدای خوبها که نیست خدای بد ها هم هست بد ها هم بالاخره خدا دارند و بد ها هم حق دارند دستشان را ببرند بالا از خدا بخواهند ما با خدای خوبها و با خدای اولیاء کار نداریم ما هم که خودمان در گناه کردن گردن کلفتیم در معصیت کردن برای خودمان اله داریم. بی الله رها نشدیم الحمدلله.
قربان خدا بروم که چقدر مهربان است که یکی از اسمهایی که انتخاب کرده برای خودش خدای گناهکاران است. گناهکاران را هم بی پناه رها نکرده، که آنها هم هیچ وقت نا امید نشوند که آنها هم بتوانند با الله ویژه خودشان حرف بزنند یا الله العالمین . ما هم به عنوان معصیت کار دست های مان را ببریم بالا از الله العالمین از خدا گناهکاران از خدا مجرمین دعا کنیم که در حق دوستان اولیاء پدر و مادر اساتید. در حق ذوالحقوق در حق پیامبر و آل دعا کنیم. من الان فقط ترجمه دعا را خدمت عزیزان عرض کنم که این خیلی خوب است که از دل مان در بیاید این خواسته و تراوش کند.
اللهم فارجعه بما کدح فیک الی الدرجه العلیا من جنتک خدایا. پیامبرت را به خاطر این سختی هایی که کشید در راه تو. به بالاترین درجه ی بهشت نائل گرداند. حتی لا یساوی فی منزله و لا یکافاتی مرتبه و لا یرا( دستخط خوانا نیست) مقرب که امری در مقام و منزلت در رتبه. مساوی او نباشد. هیچکس از او بالاتر نباشد. و هیچ ملک مقرب هم تراز او نگردد او را به نزدیکترین مقام که یک انسان می تواند نائل شود برسان این خواسته یک انسان سالم خواسته ی یک دل سالم خواسته ی یک قلب سلیم، مگر قلب مریض که به فکرش این چیز ها نیاید و یا اگر هم بیاید. نگه و یا وقتی هم بگویند بگو، نگوید درکش نکند و نخواهد بگوید و الا قلبی که سالم است آدمی که مریض نیست. وقتی که با پدر خودش، اب خودش، ریشه خودش می افتد با آن مقام و لطافت، ظرافت و زیبایی با آن نمکی بودن و آن همه در دروغ و مصیبتی که حضرت کشید همان طور که حضرت سجاد دعا می کند به خاطر زحمات که پیامبر برای تک تک ما ها کشیده او را به چنان مقامی برسان که هیچکس از او مقربتر به تو نباشد.