خب، فراز سیزدهم را خواندیم، من توضیحش را هم مقداری دادم، شرح استاد را هم با هم بخوانیم، و آن این است که: « حمد خدای راست که عضلاتی را در بدن ما قرار داده تا توان باز شدن و بسته شدن، دارد و ما را به آسایشهای زندگی متنعم فرموده و به ما جوارحی اعطا کرده که امور خویش را بوسیله ی آن انجام دهیم.»
توضیحات این را که جلسه ی گذشته دادیم.
« و به بهترین انواع غذا ها بی نیاز ساخت و به منت او سرمایه ی زندگی پیدا کردیم. طبیعت انسانی ما چنان است که آنزمان که توانگر و ثروتمند هستیم از فقر و ناداری بی خبریم و در حال سلامت از بیماری و ناتوانی و از نبود هر یک از اعضا و رنج نداشتن عضو، بی خبر و نا آگاهیم ولی یک نابینا می داند که چشم را چه قیمتی است، و آنکه از نعمت پا یا دست بی نصیب است. می داند که خدای متعال چه عطای فوق العاده ای به خلق خود کرامت فرموده است، چه بسا انسانی حاضر باشد تمامی ثروت خود را خرج کند بلکه یکی از قوای از دست رفته ی خود را بازیابد.» یک کسی است که ممکن است از نظر اقتصادی وضع خوبی نداشته باشد، حسرت یک آدمی را می خورد از از نظر اقتصادی خیلی وضعش خوب است، ولی همان آدم ثروتمند حاضر است تمام ثروتش را بدهد تا مثل این فقیر بتواند بخوابد. بتواند بخوابد فقط!
بتواند غذا بخورد مثل همین آدم فقیر، شما الان آدمهایی را سراغ داریم که طبقه سه هستند و فقیر هستند، راحت همه چی هم می خورند، بعد یک کسی را می بینی، خیلی هم ثروتمند است صد طور پرهیز دارد اصلا نمی تواند لذت ببرد از غذا. شما کسی را که دستهایش پوست ندارد و مجبور است دستکش مخصوص بکند دستش همه چیز را هم نمی تواند بگیرد، این چقدر رنج می برد در زندگی؟
چقدر حاضر است بدهد که پوستی که یک فقیر راحت در دستش است یک فقیر همان پوست راحت در دستش هست، دست او همان پوست را در بیاورد؟ چقدر از ثروتش را حاضر بدهد؟ اینها را ما باید خیلی قدر بدانیم و شاکر باشیم که ما ثروتهای بیکرانی داریم که خیلی ها میلیونها انسان دهها انسانیع در عالم هستند که از آن چیز هایی که ما الان برخوردار هستیم، برخوردار نیستند. کسانی را داریم ما الان، من می شناسم، بیست سال است روی تخت هستند. بیست سال. حسرت دارند یک روز مثل شما ها بلند شوند راه بیفتند. قدم بزنند، حسرت دارند ببینند، حسرت دارند بشنوند. حسرت دارند بخورند. راحت، 20سال روی تخت! آن وقت کسی که این توان را دارد که می تواند بلند شود، قدم بزند. برود بیاید دید و بازدید داشته باشد. بخورد حق دارد شکایت کند؟
بگوید من بدبخت هستم؟ نعمتهای الهی را کوچک بشمارد؟ بگوید من می خواهم قرص بخورم، من می خواهم بروم خودم را بکشم. نمی دانم، اعصابم خرد است، احساس می کنم که دیگر زندگی، دنیا سیاه شده، نمی فهمد. این را خدا باید چه کار کند؟ خدا یک مریضی به او می دهد، یک سال روی تخت بیمارستان. من یادم است یک بار کمرم که شدت داشت بیماری، بردن مان بیمارستان گفتند 21 روز باید روی تخت بخوابی آن هم نه معمولی، این طوری باید بخوابی. یعنی سرم پایین، پا هایم بالا. 21 روز، نه به راست، نه به چپ، سه هفته این طوری بخواب. بعد یک وزنه ی سنگین بسته بودند به کمرم از روی تخت، از آن طرف هم آویزانش کرده بودند، هر ساعتی 100 ساعت می گذرد، هر چی التماس می کنی بابا این ساعته تند برود، نمی رود هر چی التماس می کنی. نه می توانی به راست بچرخی، نه می توانی به چپ بچرخی، نه می توانی بیایی پایین، نه می توانی بروی راه بروی. همه چیز روی یک تخت21 روز.
حالا طرف سالم است می تواند برود، بیاید، راه برود، بنشیند، بخورد، بخندد حالا یک حادثه ای هم اتفاق افتاده، نباید که انسان احساس کند بدبخت است. اگر این احساس را کند که هی بدبخت است بدتر می شود اوضاع. نعمتهای خدا را نباید کوچک بشمارد انسان. « بلکه گاهی به امید باز یافتن آن همه اموال خود را هزینه کرده و نتیجه ای هم عاید او نمی شود.»
می رود بیمارستان خارج از کشور، این کشور می گویند بیا عمل کن چند ده میلیون می گیرند، آن کشور چند ده میلیون می گیرند، آخر هم خوب نمی شود. خوب که بدبخت شد، یک گوشه ای می میرد. نیز قابل توجه آنکه تمامی قوا و اعضایی را که خداوند برای انجام امور واگذار فرموده، آنچنان است که جملگی سازگاری با کرامت انسان دارند. یعنی حرمت انسان، کرامت انسان حفظ می شود، آنچه که خداوند طراحی کرده برای ما که یکی از جمله ی این کرامتها، قدرت انتخاب بهترین ها و سلیقه ی ممتاز در فراهم آوری احتیاجات زندگی است، همانند انتخاب لباس مناسب.
این حرمت نیست که به انسان گذاشته که می گوید برو، لباست را، رنگش را مدلش را خودت انتخاب کن؟ غذا هایی که می خواهی، این طور نیست که بگوید کلسیم در فلان ماده ی غذایی است و لا غیر. باید بروید فقط آن ماده را بخوری. کلسیم را برایت در دهها ماده ی غذایی طراحی کرده با مزه های مختلف، طعم های مختلف، رنگهای مختلف، که تو انتخاب کنی هر چی می خواهی. غذا ها، گوشتها، گوشتهای قرمز، گوشتهای سفید، گیاهان. متنوع، میوه ها، متنوع چقدر حرمت برای انسان قائل شده خداوند تبارک و تعالی. برو انتخاب کن، بخور.
اگر می گفت از اول عمر تا آخر عمر، یک وعده ی غذایی ثابت؟ بعضی ها نمی فهمند، چون بعضی ها نمی فهمند، خدا چه کار می کند؟ خدا یک مریضی برای شان ایجاد می کند. یک مریضی، بعد می گوید خیلی خوب، تا دو سال باید فلان غذا را بخوری، الا و بلا غیر از این نمی توانی بخوری. دیدید که خیلی ها محدودیت یک زخم معده به او می دهد. یک مشکل دیگر یه او می دهد یک بیماری برایش ایجاد می کند. این ها را ایجاد می کند برایش. بعد می گوید من مثلا تا در یک مهمانی نشسته حسرت می خورد به او می گویند فلان کار را کن، من پرهیز دارم، نمی توانم سم است برایم. نمی توانم بخورم. خدا می گوید بابا ببین این را.
این را نگاه کن، عبرت بگیر. تو هم می توانستی جای این باشی. می گوید گوشت قرمز ممنوع یا اساسا گوشت ممنوع. این هم چقدر علاقه به گوشت داشته، از شدت علاقه ی به گوشت، نقرس گرفته و بیماری های دیگر گرفته، می گوید حالا ده سال نباید بخوری، 5 سال نباید بخوری، فلان چیز را نخور، فلان میوه را نخور، خوب عبرت بگیریم دیگر. موقعی که آزادمان گذاشته شکر خدا را به جا بیاوریم، چرا شکر خدا را به جا نمی آوریم؟ ما اصلا اینها را نمی بینیم، به عنوان نعمت اصلا اینها را نمی دانیم. جالب اینجاست که وقتی هم بعد از 6 ماه، یکسال بیماری خوب می شویم، باز هم عبرت نمی گیریم، باز هم غرغر می کنیم به خدا.
باز هم شکر الهی را به جا نمی آوریم. ما الان چند مکتب غذایی داریم در دنیا، مکتب ایران، مکتب هند، مکتب مصر، مکاتب دیگر غذایی داریم. شما نمی توانید تعداد غذا هایی را که الان بشر می تواند درست کند، بشمارید. این نعمت نیست که شما صد ها نوع غذا می توانید تهیه کنید. احترام نیست. اکرام نیست؟ می توانست مثل یک حیوان بگوید آقا شما فقط کاه بخورید. تا آخر عمر، غیر از این هم نه. « تهیه ی غذای خوب و شیوه ی تناول آن که بوسیله ی دست و انگشتان و با تناسب کامل انجام می گیرد.»
در روایت داریم که شما وقتی می خواهید غذا بخورید، با لذت غذا بخورید، الان ما قاشق گذاشتیم دیگر هم معلوم نیست، خدا رحمت کند مرحوم آقا سید جمال الدین اسد آبادی را، خیلی سالها اروپا بود. آنجا با دست غذا می خورد ایشان. بعد به او می گفتند اینجا، قاشق هست، چنگال هست کارد هست، با دست خودت چرا غذا می خوری؟ می فرمود: من به بهداشت دست خودم مطمئن تر هستم تا ظرف شما، قاشق شما. مگر غیر از این است؟ خودم دست خودم را شستم، می دانم دیگر، لذیذتر هم هست. شما غذا را با دست بخورید، ببینید چقدر لذت دارد. حضرت می گوید شما وقتی می خواهید غذا بخورید، الان تکلفات آمده لذتهای ما را کم کرده. یک گوشت را که به استخوان است یا یک گوشت را وقتی که می خواهید بخورید، نبرید، تکه تکه اش نکنید، با کارد نبرّید، ما با کارد گوشت را می بریم، خود فلز وقتی می خورد به گوشت، اثر بدی روی گوشت می گذارد از نظر غذایی می گوید به دندان بگیر، بگیر به دندان بخور.
حضرت می فرماید:« و هی الذّ». این لذت دارد. میوه را می خواهید بخورید، نبریدش تکه تکه کنید، بعد بردارید بخورید. ما الان مثلا خیار را خیلی با کلاس می خواهیم بخوریم، بر می داریم 7- 8- 10 قسمتش می کنیم بعد دانه دانه بر می داریم می خوریم. آقا یک نمک بزن. بگیر دستت بخور. لذیذتر است. امتحان کنید با دست غذا بخورید، ببینید چقدر لذیذتر است. چقدر خدا به فکر ما بوده. آزاد گذاشته ما را.
در نشست و برخاست و انجام سایر امور نیز انسان با حرکات دقیق عضلات و خم و راست شدن جوارح بوسیله ی مفاصل، ظریف ترین افعال را انجام می دهد. یعنی شما هیچ حرکت بدنی نیست که نتوانید انجام دهید. انسان آزاد، آزاد هزاران نوع حرکت بدنی داریم، هزاران نوع. دانشمند ها خیلی پز می دهند که مثلا توانستند یک ربات درست کنند که مثلا راه برود، دو سه تا تکه کار انجام بدهد.
همچنین کشش عصبها و رباتها و تعداد عضلات و تکه بندی استخوانها و غضروفها در سربند هر قطعه از استخوانها برای آسان سازی و سرعت حرکات، با کمترین زحمت و فشار.
من توضیح نمی دهم، به دو دلیل. یکی اینکه بحث مان خیلی طولانی می شود، یکی اینکه بحث عضلات، غضروفها، استخوانها، به قدری جذابیت دارد که آدم وقتی واردش می شود دیگر دوست ندارد خارج بشود از آن. حکمتها و لطافتهای این کار، سرعت حرکات، با کمترین زحمت و فشار از معجزات فوق العاده ای دستگاه خلقت است. که می توان جملگی را در این عبارت خلاصه کرد: ساختار بدنی انسان آنچنان است که جمیع شرایط برای حفظ کرامت و شعور ممتازه ی انسانی در آن رعایت شده، و از اینرو انسان بر همه ی جانداران فضیلت و برتری دارد و همین امر لزوم شکر گذاری و سپاسگزاری از منعم مهربان را ایجاب می کند.
یعنی خداوند با مهربانی جدای از اینکه حکمت را به کار برده در ساختار بدن انسان، با مهربانی زیاد و احترام زیاد به انسان طراحی کرده بدن انسان را، اصلا نظام خلقت را طراحی کرده، حالا یک نکته ی خیلی جالب بگویم، اینکه قرآن می فرماید: که ( هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا) اصلا آنچه را که روی زمین طراحی کردیم، به احترام شما طراحی شده، هر چی که روی زمین طراحی شده به خاطر شما طراحی شده به حرمت شما طراحی شده برای شماست.
خب انسان چقدر در این دستگاه خلقت حرمت می بیند، احترام و شگفتی می بیند، تک تک این گلها، گیاهها، ماهیها، حیوانات، آسمان، زمین، ستاره ها، کیهان، کهکشان، با تو تنظیم شده، با ساختار وجودی تو تنظیم شده و برای تو گذاشته شده، ببینید چقدر جالب گزارش می دهد. ( زیّنّا السماء الدنیا بزینته الکواکب) ما این آسمان دنیا را برای اینکه شما لذت ببرید از نگاه کردن به آن، برای تان زینت کردیم با ستاره ها، همه هم که مسیر های تان را می توانید از روی ستاره ها تشخیص بدهید، قرآن را نگاه کنید. می گوید مسیر های تان را، شمال و جنوب، غرب و شرق را. بتوانید کشتی رانی کنید در اقیانوس سرگردان نباشید. از طریق ستاره ها. در بیابان و صحرا ها سرگردان نباشید هم لذت ببرید نگاه کنید و هم راهنمای تان هستند. فوائد دیگری هم دارد. در این نعمتها باید فکر کنیم. یعنی راحت از کنارش رد نشویم. راحت.
این فکر ها، مقدمه ی باز شدن در های عظیمی از نورانیت به سوی انسان است. ولی به شرطی که انسان شجاعت فکر کردن، حوصله ی تمرکز کردن، و تحمل تنهایی فکر را داشته باشد. بتواند بنشیند. من در معرفت نفس، این تمرین را دادم به عزیزان. گفتم ده شب هر شب 15 دقیقه بروید پشت بام آسمان را نگاه کنید و بنویسید هر چی می آید به ذهن تان. یادداشت کنید. بعد من خودم خیلی لذت بردم که خانمها و آقایانی که این کار را کرده بودند. می دید نگرش شب دوم خیلی عمیق تر از شب اول است. نگرش شب سوم، حرفهای شب سوم خیلی شیرین تر از حرفهای شب دوم است. معصومین علیهم السلام، خودشان از این کار ها می کردند، زیاد.
راهب نصرانی به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم عرض می کند که بهترین لذت چی است؟ می فرماید: آسمان به آسمان نگاه می کنم. بار ها عرض کردم امام صادق علیه السلام شبها که می آمدند بیرون نگاه می کردند به آسمان چنان محو می شدند که حضرت می فرمود من ناگهان به خودم می آمدم می دیدم اذان شده، یک شب هم حالا، اگر این کار را می کنیم که نمی کنیم یک شب هم نماز شب نخوانیم برویم نگاه کنیم حالا آسمان را نگاه کنیم به خدا گناه ندارد اگر ما یک شب نماز شب نخوانیم آسمان را نگاه کنیم.
فکر کنیم، تمرکز کنیم، غصه نخور آی آی آی نماز شبم قضا شد، الان چه خاکی به سرم کنم. حالا هر چند از این مقدسها هم در بین ما نیست. الحمدلله ولی خوب حالا. ول کن. حالا یک شب نماز شب نخوان. یک هفته نماز شب نخوان، برو فقط فکر کن. یک هفته بنشین فکر کن آسمان را نگاه کن. با همین زمینه هایی که در این دعا هست و شرحی که استاد حفظه الله تعالی دادند. بنشینید فکر کنید به قدری موثر است که ده سال نماز شب بخوانی اینقدر گیرت نمی آید. ده سال، نماز شب بخوانی.
« تفکر ساعته خیر من عباده سبعین سنته» یعنی معادل 70 سال عبادت برایت خیر دارد، نتیجه دارد واقعا برایت. اگر انشاءاللهه می رویم دریا، می رویم صحرا، می رویم کوه، مسافرت می خواهیم برویم، وسائل ببریم با خودمان. نگوییم به به عجب جای با صفایی است اینجا. این آب چقدر خوب است می ارزد آدم برود در آن آبتنی کند نمی دانم. عجب جایی. اینجا چی کم دارد؟ منقل و کباب. نه بابا یک ذره فکر بکنیم، اینجا خیلی چیز های دیگر هم می خواهد. یک جاده ی شبانه سفره ی بسیار خوبی است که ما خیلی چیز ها را در آن بخوریم. دوربینی برداریم با خودمان ببریم، نگاه کنیم یا دوربین، رفتی یک صحرا، حالا عیبی ندارد کبابت را هم بخورد بازی هم بکن. فوتبالت را هم انجام بده. نمی دانم آبتنی ات را هم بکن. ولی یک نگاهی هم به این گلها بنداز. نیم ساعت، مثلا شما یک فضای 20×20 را در نظر بگیرید نیم ساعت بنشینید به این نگاه کنید خیلی چیز ها، خیلی چیز ها، شاید تعداد شان را نتوانی حساب کنی. در همین 20×20 می بیند انسان.
یک ذره بین انسان بردارد ببرد نگاه کند درست است 7-8 ساعت وقت گذاشتی، رفتی تفریح، رفتی کوه، رفتی صحرا، با زن و بچه بودی، این یک عبادت است. آن نیم ساعت هم یک عبادت است خیلی خوب است که آدم ده ساعت برود بگردد، نیم ساعتش را فکر کند. خوب فکر کند. من تضمین می کنم برای شما، تضمین می کنم اگر کسی عادت بکند به فکر کردن، فکرش را به کار بیندازد بدون استاد. بدون استاد خداوند چیز هایی را به او تعلیم می کند که اگر می خواست برود سر کلاس و درس، سالها طول می کشید ولی با نیم ساعت یک ساعت، دو ساعت، چند روز پشت سر هم تفکر، بدست می آورد این را. خیلی حکمت گیر آدم می آید فکرش را کار بیندازد. دیگر بیشترین بزرگترین عبادت لقب گرفته دیگر.
حالا ما یک فکر بکنیم و آن این هست که ما واقعا، در طول شبانه روز و ایام هفته و سالمان، چقدر از این عبادت آدمهای اشرافی و بزرگ بهره مند هستیم. نماز شب، می خوانی، زیارت می روی، حج می روی، کربلا می روی، احیا داری، صلوات می فرستی، روضه می خوانی، اینها عبادتهایی است که عوام و خواص دارند همه. یک عبادتی است که مال اشراف است. مال آدمهای بزرگ است مال آدم حسابی هاست. خیلی آدم حسابی، و آن فکر کردن است. یک ذره فکر کنیم ببینیم ما در طول هفته و شبانه روز و ماه و سال از این عیاشی و یکافی بزرگان چی نصیب ما می شود؟ چقدر ما بهره داریم؟ ما هم مثل آنها می توانیم همچنین لذتهایی را ببریم؟ اصلا هوس این کار به سر مان می زند؟ خب ما اشراف را که نگاه می کنیم، انبیاء را، ائمه را، اینها یک ساعتی از منزل، فقط به قصد نگاه کردن، و شنیدن، بو کشیدن خارج می شوند. می آمدند واقعا وقتی را برای همین کار اختصاص می دادند که ببینند، بو بکشند، بشنوند، بخورند.
اما خوب بخورند. آقا شما این سیب را دادند دستت، می خواهی گاز بزنی، بخوری. از زمانی که می آوری آن را جلوی بینی، بو کن این را، بویش کن، با همین نیتی که من می گویم که این را خدا به من هدیه داده، طراحی اش، ساختش، رنگش، بویش، طعمش، مزه، بعد یک گاز بزن. همین که داری گاز می زنی همین فکرهایت را هم بکن. این خوردنش فوق العاده ارزشمند است، برای اینکه انسان دارد از دست خدا یک سیب می خورد. هم سازندگی زیادی دارد. این سیب دارد به شرافت می رسد وقتی شما می خوری آن را. به چه شرافتی؟ اینکه تبدیل می شود به معرفت. از جمادی، تا معرفت الله را طی می کند. قبلا یک جماد بود. روی درخت که بود تنزل پیدا کرد، ثابت دیگر هست. حالا بگذار دهنت بخورش، تبدیل می شود به معرفت خدا، به کمال می رسد این سیب، ولی خیلی وقتها ما می خوریم، می نوشیم می بوییم می شنویم، و هدر رفته است.
خب کافی است، دیگر برای امشب، امروز کافی است. وقتمان هم کم است. برسیم به نماز، انشاءالله فراز چهاردهم برای بعد. یک کتابی هست من خواهش می کنم همه ی عزیزان این کتاب را، حالا انشاءالله سعی می کنم خودم یک قسمتهایش را بیاورم و برای تان بخوانم، ولی همه بخوانند. جز تکلیف همین کلاس است. جز تکلیف واجب و لازم این کلاس است. کتاب را حالا، درخواست هم می توانید بدهید که یکجا برای تان بیاورند. به نام «توحید مفضل».
توحید مفضل، فرمایشات امام صادق است در مورد تک تک، موجودات، دانه دانه این ها را توضیح داده و تشریح کرده برای شما، صد ها نمونه از مخلوقات را برای شما حضرت صادق علیه السلام تشریح کرده که الان دانشمندان انگشت به دهن هستند که آقا چی فرمود. این را حتما انشاءالله آنهایی که دارند، که دارند به آنهایی که ندارند اطلاع بدهند، ثبت نام کنند، انشاءالله تهیه شود حتما مطالعه کنید.
قول می دهم اصلا وقتمان تلف نشود. قول می دهم با مطالعه ی آن یک عبادت خوبی برایتان انشاءالله ثبت بشود. اللهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم. پروردگارا به حق محمد و آل محمد، این خوراک صحیفه ی سجادیه را گوارای وجود ما قرار بده، خدایا توفیق فهمش و عمل به آن عنایت بفرما. خدایا توفیق دیدن نعمتهای خودت و شکر نعمتهایت را به ما عنایت بفرما. خدایا ما را در دنیا و آخرت کور نکن. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.