جلسه 093 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
93
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
4
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 093 - شرح صحیفه سجادیه

در فراز یازدهم این دعا و فقره را خواندیم. والحمدالله الذی اختار لنا محاسن الخلق و اجری علینا طیبات الرزق و جعل لنا الفضیله بالکلمه علی جمیع الخلق فکل خلیقته منقاده لنا بقدره و سائره الی طاعتنا بعزّته.

سپاس خدایی را که ما انسانها را به بهترین چهره آفرید و بهترین نوع ارزاق را برای ما و به سوی مان رهنمون گردانید و آن فضیلت را به ما عطا کرد که می توانیم بر نظام خلقت مسلط باشیم و از آنان در خدمت به خود استفاده نماییم و بلکه جملگی را تسخیر کرده و در طاعت خود در آوریم.

من توضیح دیگری نمی دهم چون آن هفته در باره ی فقره ی اول توضیح دادم. یک مقدار بخوانیم شرح استاد حفظه الله تعالی را. بعد انشاءالله به توضیحاتم می پردازم.

در قرآن کریم آمده که لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. انسانها را در بهترین بنیه ی وجودی خلق کردیم. خوب بهترین بنیه ی وجودی....

ثم رددناه اسفل سافلین. یعنی انسان خلقتش یک خلقت کامل و زیباست به هر حال نفخه ی خداست و از روح خدا در او دمیده شده. بعد که در عالی ترین وضعیت بوده او را به پایین ترین درجه (دنیا) فرستادیم. انّما سمیّته الدنیا الدنیا لانها ادنی من کل شی. همانا دنیا دنیا نامیده شده چون از هر چیزی پایین تر است. از بارزترین شئونات انسان که نظام فیزیکی اوست، تا دقیقترین مراتب نفسانی و روحی و معنوی او بر سبیل هنر فوق العاده ی دستگاه خلقت و زبده ترین صنایع عالم آراسته است.

علت اینکه خیلی توضیح نمی دهم، برای اینکه خودم واقعا در این بخش منقبض هستم یعنی چنان مبهوت هستم، مدتهاست در حالت انقباض در این حالت هستم که توان اینکه بتوانم این بخش را توضیح دهم را ندارم یعنی اگر عزیزان زحمت بکشند، حالا انشاءالله در بحث معرفته الله، در قسمت اسماء این ها را داریم. اگر کسی واقعا سرمایه گذاری کند و روی خلقت مطالعه کند، یک شراب نابی به انسان می دهند که انسان چنان مست می شود که این مستی می ماند. به یک شرط. شرطش را معصوم علیه السلام گفته. می فرماید که اگر می خواهید این مستی برای تان حاصل شود باید فکر تان موقتی نباشد.

موقتی یعنی اینکه الان شما آمده اید یک چیزی می گویم یا آن هفته راجع به آب گفتیم. حالا شما ممکن است بیایید و برایتان جالب و جذاب باشد بعد هم شما هم بروید خانه های تان و ما هم برویم خانه های مان خداحافظ تا جلسه بعد دیگر هم در باره اش و در ادامه اش بحثی نداریم. اگر کسی می خواهد به آن چیز هایی که تا الان گفتیم موفق شود و اینکه برای تان عرض کردم شما اگر می خواهید در نظام درونی و روحی قوی شوید، روی اسم اعظم خداوند کار کنید.

برای اینکه آن با شما کار کند باید فکر تان استمرار داشته باشد. یعنی اگر فکر استمرار نداشته باشد هیچ موفقیتی حاصل نمی شود. همانطور که در یک مشق نوشتن، یک حرفه و فن و صنعت، تا فکر مستمر نداشته باشد در درون تان تثبیت نمی شود و آن روح و آن روان و آن دارایی ایجاد نمی شود، در بحث معرفته الله و همین مباحث صحیفه اگر تمرکز نداشته باشید و فکر تان استمرار نداشته باشد، به نتیجه ای نمی رسید. هفته ای یک بار می آیید و یک مقدار داغ می شوید و بعد هم می روید در خانه های تان سرد می شوید. این همه عوامل غفلت داریم.

از همین جا که بروید بیرون هزاران عامل غفلت هست که دیگر این حرفها را از ذهن ما در می آورد و گاهی اوقات این اتفاق، نعوذ بالله، می افتد. ما در مورد بعضی ها دیده ایم که با اینکه خوراکی های زیادی خورده اند و شرابهای خوبی گیرشان آمده ولی چون استمرار نداشتند و فکر شان ادامه دار نبود و تمرکز نگرفتند، بعد از یک مدت دچار قساوت قلب شدند و آن حرفها یادشان رفت. شما هم هی ایراد نگیرید از بعضی ها که سالها می روند پای درس یک استادی می نشینند بعد می گویند فلانی 15-20 سال پای کلاس فلان استاد رفته ولی هیچ اثری هم رویش نگذاشته که بدتر هم شده. خود ما هم همین طور هستیم.

ببینید، درس، فکر می خواهد. فهم می خواهد و استمرار فکر می خواهد. تعمق می خواهد شخص وقتی یک درسی را می گیرد باید رویش کار کند، این مراحلی را که عرض می کنم باید اتفاق بیفتد. در معرفت نفس توضیح دادیم: 1- جذب 2- هضم 3- تبدیل.

یعنی باید جذب شود خوب رویش کار شود و تبدیل شود. من یادم هست بعضی از خواهر ها و برادر ها این زیرکی را داشتند آن موقع که معرفت نفس را خواندند و بعد از اینکه معرفت نفس به آنها توصیه شده بود، دو تا، سه تا، جمع می شدند با هم مباحثه می کردند. یعنی نوار را گوش می کردند و دو نفره و سه نفره می نشستند روی آن کتاب و مطالب آن حرف می زنند و برای شان جدی است. دل می دهند و هی برای هم تولید شراب می کنند همدیگر را مست می کنند به همدیگر کمک می کنند، این یک چیز می گوید آن مست می شود. آن یک چیز می گوید این مست می شود. و بالاخره هی همدیگر را در این جهات تحریک می کنند اینجا ها است که به قول سیدالشهدا علیه السلام لقاح معرفت ایجاد می شود و انسان یواش یواش به چیز های جدیدی می رسد و الا خیلی ها هستند فقط می آیند و سر کلاس می نشینند و می شنوند و می روند شاید هم اصلا یادشان نباشد که جلسه ی قبل چه چیز هایی گفته شده. اصلا جا گذاشتند رفتند پی کارشان.

رفته در حافظه ی کوتاه مدت شان چند ساعتی بود و به حافظه ای بلند مدت هم سپره نشده و اصلا رفته. رفته. حالا دوباره می آید حرفهای جدید می شنود. علت اینکه بحث های من هم همین طوری است، همین است. چون روش قرآن است که باید حتما در درس تکرار و تلقین و تکرار وجود داشته باشد.

الدرس حرف و التکرار الف. چون ما نیامده ایم اینجا تجارت کلمه کنیم و شهوت علم نداریم که هی بیاییم سواد مان را بیشتر کنیم و اطلاعات مان بیشتر شود. حتی اگر اطلاعات هم بخواهیم، باید اطلاعات ماندنی باشد. جز دارایی های ما باشد. برای همین لازم است که رویش کار کنیم. یعنی هی تلاش کنیم تمرکز بگیریم و مباحثه کنیم. ی عجله نداشته باشیم. مثلا من به یکی از عزیزان گفتم که برود راهشناسی گوش کند. رفته راه شناسی برداشته همراهش شرح حدیث عنوان را هم برداشته بعد هم می گوید آقا اجازه می دهید من معرفت نفس را هم گوش کنم. می گویم نه. برای چه اینقدر حرص می زنی؟

سه تا چهار تا استاد دیده که از کلاس این استاد می دود سر کلاس آن استاد، می دود سر کلاس آن یکی. از این استفاده می کند از آن استفاده می کند!!!

بابا از اول آهسته، پیوسته جذب شود و تبدیل شود. هی غذا پشت سر هم بخورد دفع می شود. اضافه اش جذب نمی شود که. دفع می شود و گاهی وقتها هم دیگر حالت را به هم می زند. به یک جا می رسد که دیگر واقعا حال به هم زن می شود واقعا وقتی می روی سر یک کلاسی دیگر می نشینی می گویی وای دو باره حرفهایی که ما صد دفعه شنیده ایم و تبدیل هم نشدیم الان خیلی ها هستند که ده پانزده سال است می آیند کلاس، یقینا هیچ جلسه ای برایشان تکرار ندارد. هر جلسه برایشان لذت دارد چون زحمت می کشند. کار می کنند مباحثه می کنند مدارسه می کنند. تعمق دارند. اهل فکرند. تبدیل می شود وقتی تکرار می شود، چیز های جدیدی درونش است.

حضرت می فرماید: وقتی شما روی درس فکر می کنید، تعمق می کنید، این فکر شما باعث می شود چیز هایی را درک کنید، چیز هایی را بفهمید که قبلا نمی دانستید قبلا نمی فهمیدید ولی حالا می فهمید با این کار. حالا عرض من این است که اگر ما بخواهیم این صحیفه را بگوییم و برویم. این صحیفه زمانی واقعا موثر است، یا همین بحثی که الان حضرت شروع کرده، بحث آیات حضرت شروع کرده، و دارد می گوید، اگر تعمق نکنیم نمی توانیم به جایی برسیم. اگر تفکر و تمرکز نداشته باشیم. نمی توانیم به جایی برسیم.

شما از این کلاس پای تان را بیرون بگذارید بروید، خوب وقتی بیرون رفتید، بعدش چه فایده ای دارد؟ باید آن چیزی را که در کلاس دارید جذب می کنید بعد از کلاس دو تا سه تا آدمهایی که مثل خودتان باشد و اهلش باشند و حوصله ی بحث را داشته باشند و با اینها سنخیت داشته باشند را انتخاب کنید، و بنشینید و مباحثه کنید و روی این طور مسائل کار کنید واقعا.

کار جدی مطالعه ی جدی می شود و هی با هم کار کنید و مباحثه کنید تا یواش یواش آن معرفت ها بینش ها ایجاد شود. قرآن می گوید: شما چرا به ملکوت آسمانها و زمین فکر نمی کنید؟ فکر فکر. دیدن نیست ها، شهود نیست می گوید فکر کنید در ملکوت آسمان و زمین. شما امکان ندارد که بتوانید به ملکوت آسمان ها و زمین برسید و فکر کنید مگر اینکه در نظام خلق عمیق شوید من هم واقعا الان نمی توانم، چنین حسی نداریم که بتوانم با شما چنین بحثی را کنم و بعد در شما این حال را ایجاد کنم. چون خودم خیلی بی حالم. شاید ان شاءالله به بحث اسماءالله رسیدیم در جوشن کبیر مجبور شویم روی این مباحث مقداری کار کنیم ولی خودتان روی این موضوع کار کنید. خوب حالا دقت کنید این جمله را که بعضی چیز هایش را مقداری برای تان توضیح بدهیم. خیلی کلماتی را که استاد انتخاب کرده اند، دقیق انتخاب شده، باید روی تک تک کلمات کار کنید. مباحثه کنید کتاب را جلوی تان بگذارید و کار کنید و عمیق شوید؛ از بارزترین شئونات انسان که نظام فیزیکی اوست تا دقیق ترین مراحل نفسانی و روحی و معنوی او بر سبیل هنر فوق العاده ی دستگاه خلقت و زبده ترین صنایع عالم آراسته است یعنی دیگر کلمات گیر نمی آید. کلمات نمی کشد. نمی تواند آن قشنگی و زیبایی و ظرافت را بیان کند. استاد خیلی تلاش کرده این کلمات را انتخاب کرده.

ولی واقعا وقتی انسان می رود و مطالعه می کند نمی داند چی بگوید، به او بگوید هنر؟ به قول مولانا، این همه میناکاری ها، به آن میناکاری بگوید؟ ظریف کاری بگوید؟ بعضی ها به آن می گویند شیرین کاری. بعضی ها دیگر از بس که نمی توانند چیزی بگویند می گویند، شاهکار این کار شاهکار است. معرکه است. ولی می شود کار خدا را شاهکار گفت؟ خدا کار است. شاه کار چی؟ باید بگوییم خداکار ولی وقتی نسبت به خدا معرفت نداریم، دوباره کلمه و اصطلاح مفهوم خودش را گویا از دست می دهد. خدا چی کار کرده؟ چی کار کرده!

هشت هزار سال بیش از هشت هزار سال است که بشر دارد بدن را مطالعه می کند چشم، ابرو، مژه، بینی، دهان و... را مطالعه می کند. سعی می کند یک مولکول را مطالعه کند آرایش مولکول این است که 4000 اتم در یک مولکول است.

.... من رفتم جایی که برای صد ها بیماری سنگ های مثل عقیق و ... گذاشته اند و برای هر یک عقیق خاصی هست. آن جا سرزمین عجائب است. پیرمردی آن جا بود که سنگها را روی کاغذی می ریخت و اسم بیماری ها را در گوشه های آن می نوشت و وردی را می خواند و هر سنگ روی یک بیماری می رفت.

من آن جا مدتی ماندم و تحقیق کردم بعد که به ایران آمدم و تحقیقات بیشتری کردم، دیدم که سنگها، زمرد ها، و فیروزه ها و یاقوت ها هر کدام خاصیت درمانی دارند. مثلا ما می رویم نیشابور و یک انگشتر یا تسبیح فیروزه می خریم. حالا میوه ها و سبزی ها و گیاهان بمانند که با دل آدم چه کار می کنند.

آقا می گوید این سنگها را با ساختار وجودی تو خلق کردم. قرآن در سوره ی بقره می فرماید هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا. آن چه که دارید روی زمین می بینید، زمین، خاک چی است!! ما زمین شناس نیستیم که. من چند جلسه ای، 25 جلسه ای که داشتم برای تلویزیون بحث خاک را آماده کردم، من را دیوانه کرد. مست کرد همین مطالعه راجع به خاک آثار خاک شگفتنی های خاک چه کار کرده !!!

می گوید عقیق را با تو تنظیم کردم. فیروزه را با ساختار وجودی تو، با چشم تو با اعصاب تو با پوست تو تنظیم کردم طلا را با تو تنظیم کردم. خدایی که این را می داند و می گوید مرد طلا استفاده نکند، آدم نادان تکبر می کند نوعی طلا با ساختار مرد سازگاری ندارد برای زن مفید اما برای مرد ضرر دارد اما می توانی عقیق استفاده کنید، زمرد، یاقوت، فیروزه استفاده کن و این خوب است. می دانم که شما الان گوش می گیرند و از این گوش در می کنید، کسی نیست گوش کند به این شراب ها، و از این شراب ها بنوشد، چقدر خداوند به ما داده است که خودمان را مست کنیم. افسوس، بی حوصله، تنبل برای خوردن این شراب ها، چقدر با حضرت می گوید: « کم من آیته فی السموات و الارض یمرّون علیها» خداوند می گوید چقدر یعنی چقدر چند تا دانه، به نهایت......

نمی توانی حسابش را بکنی، قرآن می فرماید: اگر دریا ها مرکب شوند. جن و انس هم نویسنده شوند و چند تا دریا دوباره کمک کنند و به همین مقدار جن و انس هم اضافه شوند نمی توانند نعمت ها را بنویسند، قلم را بزنند به مرکب ( دریا ها در این اقیانوس ها که دو سوم زمین است) بزنید و بنویسند تعداد نعمت ها را، آن که آفریده می گوید، بعد می گردیم دنبال خداوند، « بیدلی در همه احوال خدا با او بود. او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد »

پر از خداوند است « اینما تولوا فثّم وجه الله....» هر جا را که نگاه کنید خداوند آنجاست. چقدر قشنگ اسم گذاشته است. آیه، آیه ... یعنی مرا نشان می دهد. امام علی (ع) فرمود: آینه یکی را نشان می دهد صورت را نشان می دهد، آب را نگاه کنیم که بتوانیم خداوند را ببینیم، انگور را ببینیم، این حجاب را کنار بگذار، عادت را بردار، بعد به انگور نگاه کن، به انار، به عقیق به خاک نگاه کن. چه دلی می برد از آدم.

ان شاءالله برسیم به اسماءالله در خاک، بگوییم چه کاری با انسان می کند. این امام سجاد است که همه چیز را می بیند و برای آن حمد می کند برای این بینش حمد به جا می آورد « الحمدلله الذی اخطار لنا محاسن الخلق و اجرا علینا طیبات الرزق» شکر می کند، که ببیند و کور نباشد، آیات الهی چقدر ما را به مطالعه ی خلقت دعوت می کند، چون این مطالعه ی خلقت اگر درست انجام گیرد خیلی کار ها با دل انسان و روح انسان می کند اگر درست انجام گیرد. اگر با تمرکز و استمرار آن را انجام دهد.

عرض من و خواهش من از شما عزیزان این است که شما سرمایه گذاری کنید که همین شب جمعه هفته ی یکبار برای نشستن بیایید و بروید، فکر تان را ادامه دهید، ما در معرفت نفس ده شب تمرین دادیم، شب های تابستان خیلی قشنگ است، زحمت بکشید شب ها بروید پشت بام 10 تا 15 دقیقه. کاغذ و قلم را بردارید و اگر دوربین داشتید که خوب است با دوربین و اگر نتوانستید بروید صحرا، از ما دعوت شده برویم و آیات الهی را ببینیم، جایی که دود و دم شهر و آلودگی نیست کوهستان های اطراف و بیابان های اطراف بروید و نگاه کنید. ده دقیقه ای یک ربع بروید و ده شب ادامه دهید و تمرکز بگیرید و سر خود را بالا بگیرید و بعد حالت های خودتان را بنویسید چیز هایی که برایتان می آید بنویسید، بعد می بینید که تو و خدا هستی و بدون استاد به تو می گوید و به هیچ کس دیگری احتیاج نداری و با تو حرف می زند.

انسان در میان سایر موجودات تنها موجودی است که سر به سوی آسمان دارد و بر تمام قامت ایستاده و دو چشم او بر افق باز فضا، بینا و حس شنوایی او با قدرت جهت یابی صدا ها در بهترین موقعیت فیزیکی بدن جا سازی شده است. اما ما می گوییم تصادفی است که چشم اینجا قرار گرفته دهان اینجا قرار گرفته بینی اینجا قرار گرفته خیر. « الذی احسن کل شی خلقه» یعنی قشنگ تر از این امکان نداشت. شما ترکیب را به هم بزنید. هزاران احتمال وجود دارد. نظام احسن است، یعنی کسی نمی تواند، ترکیب دهان و بینی و چشم و ابرو را به هم بزنند و بگویند با این پیشنهاد، فرض های دیگر و پیشنهاد های دیگری هم در چهره وجود دارد، امکان ندارد به این زیبایی باشد.یعنی می گوید من زیباترین انتخاب را برای بدن کرده ام. جذاب ترین و محکم ترین سیستم را قرار دادم، اگر تو نمی توانی ببینی برای این است که تو کور هستی و نفهم هستی.

خداوند می گوید: من از بین همه نه چشم تو را گوش تو را صورت تو را کل نظام خلقت نظام احسن است. یعنی از همه ی احتمالات که امکان داشت خلق شود.« من اطمن کل شی خلقه، احسن کل شی خلقه» من قشنگ ترین، محکم ترین، زیباترین، احتمالات را برای شما انتخاب کردم. از این قشنگ تر امکان ندارد. برای همین بشر هر وقت دست به طبیعت زده خرابکاری کرده است. الان هم کل لایه ی ازون را سوراخ کرده است. یک نفر سرطان پوست می گیرد می میرد. کسی آمد و گفت: گردو ها و بادام ها سفت است و برای شکستن هم سفت است. کار ژنتیکی کرد پوست بادام و گردو را نازک کرد و بعد کاشتند و بعد دیدند چیز خوبی است، سرمایه گذاری کردند که از این بادام ها بکارند و بخرند و بعد هم سرمایه گذاری کردند و بعد آمدند دیدند هیچ چیزی در این پوست ها نیست و کلاغ ها قشنگ پوست را نوک می زدند و مغز را می خوردند و می رفتند. خداوند می گوید: من بادامی را که خلق کردم « خلق لکم» سخّر لکم ما فی السوات والارض. من در آسمان و زمین این قدرت را به شما دادم تا تسخیر کنید.

بادام را برای شما گذاشتم نه برای کلاغ ها، برای کلاغ چیز دیگری گذاشتم. همه ی غذا ها و انواع سبزیجات را مطالعه کنید. هفتصد هزار نوع حشره، فکر کن. چند صد هزار نوع گیاه، تک تک اینها را طراحی و ساخت « الذی خلق فسوی والذی قدّر فهدی» تمام اینها را خودم کردم. « هوالمصوّر» فقط او تصویرگر و صورت گر است. خداوند از ما چه چیزی می خواهد چه می گوید. اگر نه کارت دلبری و غارت و یغما هستی. واقعا خداوند غارت می کند دلهای ما را، یغما می برد دل آدم را.

در دنیا بیایید آیا می توانید زیبایی ها را تمام کنید. در دنیای محدود که مانند رحم است می توانید از زیبایی ها می توانید فهرست تهیه کنید. نمی توانید امام علی (ع) می فرمایند: خدایا نعمت های تو در دنیا چقدر عظیم است و چقدر این نعمت های عظیم تو نسبت به آخرت کوچک است. آنجا قرار است چه اتفاقی بیفتد، چه چیزی خواهد شد؟ خدا کیست؟ همه ی غذا ها و سبزیجات و میوه ها در اختیار او قرار دارد و ما کور کورانه فقط رد می شویم و می خوانیم و رد می شویم، گذشته از اینکه رنگ هر یک متناسب با خوشایند چشم، یعنی چون تو می پسندی این رنگی اش کردند و این طوری کردند چون برای تو مناسب است که تو بخوری و برای تو خوب باشد. و بخوری و از او بهره ببری، بحث هوس را در معرفت نفس توضیح دادم. یک موقع وقتی کم می آوری مواد، خداوند به تو هوس می دهد، که آنهایی که نمی فهمند می گویند اصلا باید بر هوس غلبه کنیم، ریاضت بکشیم، می گوید هوس را به شما دادم تا بخورید که بدن شما چیزی کم دارد نمی روید بخورید، بعد می بینید که حافظه تان را از دست می دهید، طراوت دستتان را از دست می دهید، مو های سرتان می ریزد.

دندان تان را کرم می خورد، معده ات، استخوانت در حال خراب شدن است هوس به تو دادم که بخوری و مشکلت بر طرف شود. چه مکانیزمی دارد، چه نظمی دارد، چه ریاضیاتی دارد. « قل من هوّم زینت الله التی اخرج لعباده» و رنگ ها را متناسب با تو آفریدم که تو از این رنگ ها لذت ببری، این همه رنگ آمیزی را به خاطر تو کردم. گذشته از اینکه رنگ هر یک متناسب با خوشایند چشم،گل ها را ببینید. چه کار می کنند با آدم. به گل ها نگاه کنید کدام یک؟

خداوند رحمت کند دکتر مهدوی را، انسان لطیفی بود یکبار برای من آلبومی آورد که برای کشور هلند بود که پنجاه نوع رز داشت، ما فکر می کنیم که با هم فرق دارند یک رنگش اینطوری است و این اندازه اش آن طوری است، نه.... می گوید تک تک این تغییرات با تو تنظیم شده است. مثل عقیق، شما عقیق را هم می گویید یک نوع عقیق است، ولی یک نوع عقیق نیست حواست باشد، عمل ها را نگاه کنید، رنگهای شان را، خواصشان با هم متفاوت است هفتاد نوع امینی که الان فعلا است، سیب، این تغییراتی که است: ترش، شیرین، ملس این همه مزه ها و بو های مختلف..... و بوی آن برای قوه ی بویایی جالب، و جلوه های آنان برای توجه انسان به آنها در نهایت جذابیت است. حالا استاد فرموده فقط بحث جالب بودن بو نیست، بو درمانگر است، یادتان باشد که بو درمانگر است، بو چیزی است که اگر نباشد همه ی مزه ها از بین می رود.

بویایی ما یک حس ماست و چشایی ما یک حس ماست اما شما وقتی بویایی ندارید چشایی هم از خاصیت می افتد، بو عالمی دارد، اگر وقت بود 10 ساعت برای تان از بو می گفتم که چه کار می کند این بو. از سقراط است که می گوید: من تا وقتی که این سیب را می بویم، نمی میرم. ما فقط همین طوری می خوریم، خیلی مهم تر از خوردن بوییدن آن است. که میوه را باز کن نگه دارد و پوستش را اگر قابل خوردن است بخور و اگر قابل خوردن نیست، ببو.

این پوست پرتقال را بگذارید و چند دقیقه نفس عمیق بکشید، بعد تغییر حالت خودتان را ببینید، عطر های همه ی اینها برای شما ساخته شده است. ما هول هستیم بخوریم و می خوریم و از بوی آن هم استفاده نمی کنیم مثلا برای سرماخوردگی می خوریم. مزه اش را هم نمی فهمیم، فقط شیرینی و ترشی را می فهمیم. ولی مزه دیگر نه خیلی وقتها نمی فهمیم، اگر گل را گذاشتند با این همه بوها، برای شما گذاشتند که بو کنید برای شما هدیه گذاشتند، به تناسب شما گذاشتند برای شما تنظیم شده، برای اینکه با هر کدام از این گلها کاری کنید چیزی بشوید، اتفاقی در جسم و روح شما بیفتد، بو هم روح را نوازش می دهد و اتفاقات جالبی برای روح می افتد و هم بدن را. این حرف از من به یادگار بماند، کسی توانست این را ادامه دهد. بشر هنوز در مراحل طفولیت است که بیاید از بو برای پزشکی و درمان استفاده کند، رایحه درمانی راه بیندازد.

امام سجاد (ع) با ما حرف می زند. شاید امام زمان (ع) بیاید و این کار را برای ما انجام دهد. اگر نیک بنگیریم در می یابیم که گویی تمامی آنچه بشر به آن محتاج است چنان آفریده شده، که تحت تسخیر وی باشد و آن چنان موجود شده که او می خواهد و تمامی حرکات و فعل و انفعالات و تجزیه و ترکیب عناصر تشکیل دهنده ی شان تقدیم به مقام انسانیت است، و این خیلی زیباست. ما برای تو، تو آن کیستی؟ و جملگی چنان نهادینه گردیده اند، که حاجات انسانی را برآورند، با اینکه چند خط ماند ولی بیشتر از این نمی گویم. چون فایده ای ندارد. و این تقدیم شما باد! ان شاءالله.