فراز یازدهم: و الحمدلله الذی.......
خوب یکی دیگر از جلوه ای حمد خدا حمد نسبت به کاری هست که خداوند با ما می کند. عرض کردم حمد را کسی بجا می آورد که توجه به محمود می کند یک امر پسندیده ای را می کند بعد لاجرم حمد را می آورد. شما وقتی که یک چیزی خوب را می بینید یک چیز زیبا را می بینید نمی توانید حمدش را بجا نیاورید هر چیزی ک کمالی دارد کمالش را به زبان می آوریم به به عجب چنین و چنان است این کلمه چنین و چنان همان حمد بجا آوردن هست یکی از چیز هایی که امام سجاد علیه السلام می فرماید: شما باید حمدش را بجا بیاورید حمد نسبت به مخلوقاتی هست که خداوند در اختیار انسان قرار داده.
اگر انسان این را نفهمد این را متوجه نشود یقینا در حیوانیت سقوط می کند چیزی که انسان را از حیوانیت نجات می دهد این هست که انسان نگاه کند بفهمد که خدا این چیز را به این زیبایی به این خوبی برای او قرار داده، به این نگاه کنید در روایت داریم که کسی از آب لذت می برد این از کوثر هم لذت می برد از آب بهشت هم لذت می برد کسی که نمی تواند بفهمد که این چقدر زیباست چقدر مهم است چقدر قشنگ است این نمی تواند بفهمد خوب با بقیه ی حیوانات چه فرقی دارد بقیه ای حیوانات هم آب می خورند انسان هم آب می خورد ولی توقع خداوند تبارک و تعالی این هست که آب را به صورت غیر عادی نگاه بکنیم عادت باعث می شود که انسان در حیوانیت سقوط کند انسان نسبت به هر چیزی که عادت بکند کور می شود نسبت به آن، شما یکبار آب را غیر عادی نگاه کنید ببینید می شود واقعا زیباتر از آب سراغ داشته باشد. از نظر نه فقط زیبایی جمع کمالات را در نظر بگیرید.
ببینید در مخلوقات چی می تواند با آب رقابت کند در جمادات البته چی می تواند از نظر ساختار خلقت آثاری که دارد کاری که می کند شما فرض بفرمایید گاهی وقتها انسان الماسی، یاقوتی، چیزی پیدا می کند بگوید عجب چیزی خدا خلق کرده و این جهالت انسان است شما دانه های این مروارید های آب را ببینید یک دانه اش چه می کند با انسان ( و جعلنا من الماء کل شی حی) آدم که از خوردن آب لذت می برد از دیدن آب از ارتباط برقرار کردن با آب، ببینید در نظام طبیعت گرا از کمالات جمادی و حیوانی و نباتی لذت می برد اما او به دنبال لذت سازی است اگر به او بگویی تو غمگینی برو با آب شاد کن خودت را، نمی داند.
در روایت داریم وقتی شما غمگین هستید بشویید خودتان را استحمام کنید یا سر تان را بشویید، یک نگاه زیبا به آب هست یک نگاه انسانی به آب هست که انسان وقتی به آب نگاه می کند حین غسل کردن، وقتی موقع وضو چشم می افتد به آب، اینقدر این آب عظمت دارد که می گوییم الحمدلله الذی جعل الماء طهورا.
این آدم نگاه می تواند بکند یا در غسل وقتی آب می ریزد انسان داری غسل جمعه می کنی آب را رو بدن تان می ریزید از دوش یا در یک ظرف آب و آن آب چشمه یا رودخانه ای، یک انسان بیدار، فطرت گراست که از ارتباط با آب با بدن حض می برد که طبیعت گرا ها خیلی از ارتباطات طبیعی همچنین لذتی نمی برند. با اینکه این هم طبیعی است ولی این به آب از نگاه آب نگاه نمی کند به آب. از ناحیه کسی که او این آب را آب کرده نگاه می کند و آب را در اختیار ما قرار داده نگاه می کند بقدری مهم هست که شما وقتی خواستید وضو بگیرید چشمت خورد به آب بگو الحمدلله الذی جعل الما طهورا. این را آدم می فهمد حیوان نمی آید شکر کند به خدا. برای اینکه خدا آب را پاک کننده قرار داده.
قدر آب را کی می داند فطرت میداند و می تواند غمهای خودش را با نگاه کردن به آب با دست زدن به آب با برقراری کردن، یک ارتباط با آب برطرف کند، انسان اگر بتواند با آب درست برخورد کند تا بهشت می برد. آب چیزی است که اگر بتوانید خوب با آن ارتباط برقرار کنید باعث فراموشی غصه های تان می شود آب چیزی است که اگر با آن درست برخورد کنید اگر فکر گناهی در سرش باشد، فکر گناه، فکر آلوده ی باشد آب می برد.
برای همین هم وقتی شما وضو می گیرید وقتی این آب را انسان به عنوان مظهر پاکی رو صورتش می ریزد بتواند خوب با آن ارتباط برقرار کند واقعا می تواند از فکر یک گناه برگردد. چون خیلی چیز های پاک در اطرافش هست خداوند چقدر از مظاهر پاکی را در اختیار انسان قرار داده بعد حیفش می آید که خودش را آلوده بکند شما وقتی یک لباس سفید و تمیز و نو دارید بیشتر مراقبت می کنید یا یک لباس سیاه و دست دوم. وقتی با تمیزی سر و کار دارید خیلی مراقبت تان بیشتر می شود آدم طبیعت گرا هر وقت می خواهد، آدم فطرت گرا هر وقت مریضی می خواهد بیاید سراغش، آب و ارتباط با آب به معنای فطری اش اجازه نمی دهد بیاید سراغش یعنی نجاتش می دهد. احتیاج به استاد، مشاوره، موعظه گر نمی دانم چیز های دیگر ندارد.
همین نگاه کردن به یک لیوان آب، شیر آب را باز کند نگاه کند آب را، بریزد روی بدنش ببیند چی است اصلا حس بگیرد ارتباط برقرار کند با آب، حالا فقط آب است؟ نه. یواش یواش می بینید که خداوند با خیلی چیز های دیگر هم این ارتباط را برقرار کرده و همه ی این چیز های عجیب و غریب چیز های بی نظیر و بدیع را برای من خلق کرده ببین هوا هم همین طور هست. خاک هم همین طور. در خاک جذابیت های زیبایی وجود دارد که ما کور از کنارش رد می شویم و نمی بینیم بعد می آید سراغ چیز های دیگر می بینید که انگور گذاشته برایت که هیچ جواهری در دنیا به زیبایی او نیست. انار را نگاه کنید پوست و پرده ی انار را نگاه کنید پرتقال و اجزایش، سیب را، هلو را، شلیل را، زرد آلو، موز را، نگاه کنید تمامش مخیر العقول است.
شما یک بار غیر عادی به موز و سیب نگاه کنید عادی نه. که همه اش عادت کردیم عادی نگاه کنیم نو بار کن انگار اولین بار نازل شده، داده دست تو نگاهش کن قشنگ می بینید کاملا زمین گیر می کند انسان را (محیرالعقل) کاملا می گیرد آدم وقتی نگاه می کنی ساختارش را بعد می بینی که اینها نیست. تک تک برگها گل ها هم همین طور هستند انسان را می گیرند، قبض می کند انسان را. درختها، خاک، هوا، ستاره ها انسان را می گیرند. حضرت می آمد شب نماز بخواند وقتی نگاهش که به آسمان می افتاد چنان اخذ می کرد حضرت را که حضرت می گفت یک دفعه به خودم می آیم که دارد اذان می گفتند. هنوز مشغول این عبادت هستم این عبادت از صد تا نماز شب خواندن هم که نمی فهمیم که چی می گوییم بیشتر می گیرد انسان را، انسان یک وقتی بگذرد در بیابانها، نه بیابانهای مثل اطراف شهر خودمان که پر از آلودگی، بیابانهای ناب، بکر، خالص بروید نگاه کنید یک دوربین بردارید شبها نگاه کنید به این آسمان ساعتها می ارزد.
انسان برنامه ی عبادی این طوری بگذارد با دوستانش برود یک جایی که امنیت هم هست جا بیاندازند ساعتها نگاه کنند یک عبادت خیلی بزرگ است حضرت ببینید این را در قالب حمد معنا می کند آن وقت این حمدی که آن آثار را دارد، امام علیه السلام می فرماید: الحمد لله الذی اختار لنا محاسن الخلق. برای ما قشنگترین مخلوقات را انتخاب کرده، برای ما اختیار کرده، ببنید نگاه باید انسانی باشد می گوید بقدری تو را تحویل گرفته که ما فقط می شنویم و از کنارش رد می شویم به راحتی، در قرآن این هست که خلق لکم ما فی الارض جمیعا. در جای دیگر آسمان هم همین طور آنچه که روی زمین است برای تو اصلا بخاطر تو و متناسب با تو خلق شده.
شما تا وقتی این را نفهمی می روی سراغ یک گل، نمی دانی این گل یک هدیه ای است از طرف خدا برای تو، شما سراغ هر گل و گیاهی رفتی ببینید خدا نشسته این میناکاری ها را کرده به احترام تو. آن وقت ببینید آن گل چقدر محترم است، آن درخت و گیاه چقدر محترم است حیوانات چقدر محترم اند. ستاره ها. حالا ان شاءالله اگر عمری باشد برویم جلو می بینید که حضرت با تک تک این موجودات حرف می زند با ستاره ها چی می گوید چه صحبتهایی با ستاره ها دارد. حضرت سجاد علیه السلام.
طبیعت گرا به ستاره نگاه می کند عالم نجوم عالم هیات فطرت گرا به ستاره نگاه می کند ولی فطرت گرا از نگاه کردن ستاره چی می آورد بیرون عشق و لطافت و جذابیت جذب شدن به معشوق ولی طبیعت گرا نه، اندازه های فیزیکی و ریاضی، از این گاز تشکیل شده، فاصله اش اینقدر هست و کی متولد شده کی نابود می شود از این حرفها، حضرت دارد ما را تربیت می کند که ما یاد بگیریم که وقتی داریم به اشیاء نگاه می کنیم به نسبتی که ما دارند فکر کنیم. به رابطه ای که با ما دارند فکر کنیم و بفهمیم که بابا آن را من خلق کردم چند دقیقه به انار به به پرتقال به به انگور هندوانه نگاه کنید به رنگ هنداونه به بویش به مزه اش به عطرش به خواص و آثارش نگاه کنید به چینشی که شده به عنوان یک موجود زنده یک موجود جاندار با شعور نگاه کنید.
بعد می گوید این را برای تو خلق کردم ما ها اینقدر ک از انتسابات جمادات به خودمان لذت می بریم که از انتسابات گیاهان که قویتر هستند لذت نمی بریم. ما مثل این انگشتر خوبی، مال من چقدر قشنگ است خوب به آن فکر می کنیم گردنبند اتومبیل یک کیف یک ساعت رایانه این مال من است یک تسبیح اما یکبار بنشینیم فکر کنیم این پرتقال، موز، آب، ستاره ها، درختها، زمین، پرنده ها، همه مال من اند آن وقت ببین چه حس قشنگی به انسان دست می دهد. وقتی که انسان این را درکش می کند بعد به رسالت خودش، به هدف خلقت خودش پی می برد. شما اگر درست به آب نگاه کنید هیچ وقت عمر تان را غیر از طبیعت خلقت هدر نمی دهید یعنی همه ی چیز هایی که اطراف ما هستند به ما یک تذکر می دهند وقتی شما عظمت آن موجود را نگاه می کنید می فهمی چقدر بزرگی و حیفی که خودت را الاف بکنی.
تویی که پزت به این هست که انگشتر فلان، ساعت فلان، اتومبیل مال من است، می گوید خیلی کوچک داری نگاه می کنی. به این نگاه بکن ک این را به این زیبایی که بشر نمی تواند مثلش را بیاورد در نوع خودش. این را برای من خلق کرده من کی هستم؟ ما از آن توییم، تو آن کیستی؟ موجودات این را می گویند دیگر ذره ذره که برویم جلو می بینید که امام سجاد علیه السلام چی است؟ امام یعنی کی؟ معصوم یعنی کی؟ لطیف یعنی کی؟ ظریف یعنی کی؟ هیچ کس غیر از امام سجاد علیه السلام نمی تواند این دریچه ها را به روی ما باز بکند و این طوری تربیت کند. انسان تک تک اینها را که می خواند دوست دارد هزار جان داشته باشد فدای امام سجاد علیه السلام بکند از اینکه می رود در زیارتگاه می ایستد می گوید السلام علیک یا علی بن الحسین زین العابدین قرّه عین الناظرین.
کیف می کند انسان، آن امام ماست. شخصیت بی نظیر و برجسته ی زین العابدین علیه السلام پدر ما، امام ما، معلم ما دارد تربیت می کند ما را چقدر عظمت دارند اینها. خدایا به حق محمد و آل محمد و زین العابدین علیه السلام پدر ما، امام ما، معلم ما دارد تربیت می کند ما را چقدر عظمت دارند اینها خدایا بحق محمد و آل محمد به زین العابدین علیه السلام قسمت می دهیم به همه ی مقربان درگاهت روز به روز معرفت ما را نسبت به این ارواح طیبه بیشتر فرما. الهی آمین.
الحمدلله الذی اختار لنا محاسن الخلق. برای ما قشنگترین مخلوقات را خلق کرده شما هیچ وقت نمی توانید تعداد مخلوقات خدا را بشمارید و نگاه کند که خدا برایش چقدر خلق کرده تا آخر عمر موفق نمی شود حتی یکبار ببیند و ان تعدّ نعمت الله لا تحصوها می گوید من آنقدر برای تان خلق کردم از قشنگترین چیز ها که شما حتی نمی توانید بشماریدش.
اینهایی که برای شما هدیه فرستادم نگاهش بکنید کی می گوید من همه ی گلها را دیدم، خدا رحمت کند مرحوم علامه را استاد ما می فرمودند: که یکبار خدمت علامه یک آقایی گفت: آقا شما گل سبز دیدی؟ برگ سبز نه گل سبز. گفت: بله دیدم. یکی گفت همه ی گیاهها را دیدم می شناسم ما نمی توانیم. درختان، حیوانات، سنگها، چی بگویم من هم حیفم می آید از اینها رد شوم اینها خیلی حرف دارد هر کدامش یک میکده ای که آدم باید برود در این میکده و سالهای سال در این میکده مستی کند میکده ی خلقت، میکده ی طبیعت، این را یاد بگیریم. ببینید لطافت و آدمیت و بینش فطری چه طوری وقتی درست می شود تشکرش از خدا این است که خدایا تو همه ی اینها را برای من خلق کردی من از تو ممنونم حمد تو را به جا می آورم سپاس تو را بجا می آورم برای تک تک اینهاست. سجده می کنم و فهم این خود شکر دیگری دارد. و اجرا علینا طیبات الرزق. و بهترین و پاک ترین رزق برای ما جاری کرد به این جریان باید خیلی فکر کرد جریان.... رزق؛
این جریان رزق، خودش جریانی دارد که بار ها در قرآن این را به رخ ما کشیده ما هم کور و کر با دل بسته و قساوت زیاد می خوانیم و رد می شویم. برای شما اوست که آبی از آسمان نازل کرد هی فقط ما می شنویم که به آبی از آسمان نازل شده، آقا غیر ارادی غیر اختیاری غیر عادت به این نگاه کن. به آن، آبی از آسمان، آبی به آن قشنگی به آن زیبایی که محو می کند انسان را از تماشایش حرکاتش حالت هایش می آید پر آب. اما اذن ندارد جایی ببارد کجا می بارد؟ همانجایی که خدا اراده می کند می آید دقیقا همانجایی که باید ببارد به همان تعداد قطرات که ما قطراتش را هم می شماریم این تعداد قطره ببار بعد برو جای دیگر.
بعد می آید می خورد به زمین فاحیا به الارض بعد موتها. خدا احیا می کند زمین را بعد از اینکه مرده بود زمین با این آب. زنده می کنیم. بعد داستانی دارد در این قرآن این جریان پیدا کردنش را، روان شدنش اینکه گیاهها جذبش می کنند چه طور رویش پیدا می کنند خواهش می کنم عادی نگاه نکنید به اینها. یک آبی از بالا می خورد به زمین می خورد به دانه. دانه می گیرد این آب را شکوفه می شود و مقدارش می شود ریشه بعد هم سر می زند از دل خاک و سنگ می آید بیرون این آب چی کار می کند. شما شمال رفتید. ببینید که سنگها کوهها، می بینی که از توی سنگ این گیاه به این نرمی و زیبایی چه طوری شکافته، کدام قدرت می شکافد می آید بالا بعد اینهمه گیاه برای شما رویش می کند ما اینها را رویاندیم، دادیم به فرشته ها دانه دانه اش کار کردند آوردند بالا، میلیون ها، میلیارد ها فرشته روی تک تک این دانه ها کار می کنند می آوردندش بالا با دست خود.
خوش به حال کسی که ببیند فرشته ها را وقتی که دارند یک دانه گل را برایت تزئین می کنند، بله ما آنقدر نادانیم که خانمی گل مصنوعی را درست می کند می گوییم عجب گل قشنگی درست کرده خانم چقدر هنرمند بوده؟ ولی طبیعی اش را که می بینیم کدام دست این کار را کرده بابا این مثل یک خانم، این فرشته عین این خانم نشسته طراحی کرده ای گل را اندازه هایش را برش هایش را قد ها را، دانه دانه یک فرشته می تواند تنظیم کند تک تکش را فرشته کار می کند، همه کار درست، همه ناب، همه منحصر به فرد دانه به دانه انگور ها پرتقال ها چینش این دانه های انگور کنار هم تا در کره ی به این قشنگی جا بگیرد. چینش و آن زیبایی های که در پرتقال هست دانه به دانه موز را می گذارند در پوستش درش را هم می بندند. این کارخانه ی عظیم الهی، تمامش فرشته ها، از آن لحظه ای که آن آب فرشته می آوردش در زمین سوراخ می کند فرشته به آب، فرشته دانه را می شکافد. انّ الله خالق الحب و النوا.
ببین چه طوری حرف می زند با ما، عادی و کور زد می شویم اگر کسی جدی این ها را نگاه کند هیچ وقت به سمت لودگی و مسخره زندگی کردن و خیال پردازی و اوهام نمی رود، خیلی جدی زندگی می کند خیلی بزرگ می فهمد که برای چی خلق شده بابا فرشته های عالم میلیارد های شان آمدند تا این صد متر زمین را برای ما گندم رویش بدهند. بچینند این دانه های قشنگ گندم را این خوشه های قشنگ را که اصلا دل می برد از انسان، خوب تو خیلی بد است که اگر ضعیف زندگی بکنی این همه تشریفات راه انداخته خدا، خوب سزاوار است ما کور بیاییم و کور بمیریم اصلا نمی فهمیم هدف خلقت مان چی است؟ بعد می گوید این لکم یعنی چی؟ یعنی برای تو خلق کردم یعنی ساختار ریاضی آن با ساختار ریاضی تو تنظیم شده.
شما خواستید از یک مهمان پذیرایی کنید هیچ وقت به ظرف حالا یک ظرف طلا هم باشد نمی آرید در آن کاغذ و چوب بریزید بیاورید جلویش بگویی بخور چون این چوب و کاغذ، لکم نیست می گوید این را برای کی آوردی، این را برای شما آوردیم بفرمایید میل کنید، می گوید اینقدر شعور نداری که این به من نمی خورد من با این ساختار سازگاری ندارم می گوید لکم یعنی تمام ساختار ریاضی هندسی و اتم به اتم موجودات را با تو تنظیم کردم بعد خلقش کردم خدا کند بفهمیم بمیریم همین یک کلمه خلق لکم به همین مبتذلی رد می شویم. خلق چه طوری، را چه حسابی، یعنی چی؟
خلق، یک پرتقال را بگیر در دستت بگو خلق آخر چی موادش رنگش بویش طعمش خواصش از کجا با چه ماده ای دانه، آب، کور، از آن این، کی کرده این کار را معنی نجس یک آدم به این شگفت انگیزی همین فقط عادت کردیم این عادت فاجعه است برای مان هیچ وقت عادی به این کلمه عادی نگاه نکنید هر وقت به این کلمه رسیدید تمرکز کنید خلق در قرآن ببینید چه طوری با ما حرف می زند چند بار خلق گفته در قرآن بابا تک تکش را صبر کنیم یک ذره عجله نکنیم « خلق» یک دانشمند 50 سال عمر می گذارد از دانش انسانهای پیشین در طول تاریخ استفاده می کند یک دانه مثلا رایانه درست می کند بعد همه ی عالم در بوق و کرنا می کنند که این تعداد سیم و پیچ و فیوز و اینها را بهم وصل کرده که شده این.
همه شان مواد اولی شان از خدا گرفته خواصش و آثارش را هم از خدا قرار داده اگر خدا نخواهد برق کار بکند ما که نمی توانیم تولید انرژی کنیم به این شکل برق کار انسان که نیست کشف انسان است، هواپیما، موشک، ساعت، انگشتر، عینک هر چیزی را کشفش می کند ولی حقیقتش کی داده، امکاناتش را کی داده، روابطش را کی برقرار کرده، تالیف مواد را کی ایجاد کرده که حالا من در بحث جوشن کبیر می گویم. همین یک کلمه الحمدلله الذی اخطار لنا محاسن الخلق.
یک ذره فکر کنیم، امام سجاد علیه السلام می گوید: که پاکی دل من در درک عظمت خودت قرار بده یعنی رابطه هست بین پاک شدن یک قلب یک روح از هوسها از خیال پردازی ها از اوهام از گناهان با درک عظمت خدا. وقتی انسان این جدیت را در نظام خلقت می بیند واقعا حیفش می آید بد زندگی کند، فکر کارتونی بکند، در خیال و اوهام باشد اینطوری نیست بزرگ می شود.
اصلا شهوت پیشش کوچک می شود خیال پیشش کوچک می شود، توهم واهمه پیشش کوچک می شود مسلط می شود بر تمام قوای خودش امیر قوا می شود اسیر قوا نیست راجع به اینها بروید فکر کنید ان شاءالله.
دارم به شما توصیه زیاد می کنم، به معنای کامل توصیه، بروید فکر کنید و راحت رد نشوید از کنار هیچ کدام از مخلوقات خداوند. و جعلنا الفضیله بالملائکه علی جمیع علی خلقه.
حیفم می آید بگویم دوست ندارم شیرینی این بحث را با شیرینی بحث دیگر قاطی کنیم دو تا شیرینی است دل آدم را می زند این را به یک هفته ای با او مشغول باشید به او فکر کنید خواهشا یک مقدار دلها تاثیر می گذارد را دلها یا نه توهمات، خیالات، خود کوچک بینی ها خود کم بینی ها غصه خوردن های الکی حرص و جوش خوردن های الکی از ما برداشته می شود یا نه، به این فکر کنید انشاءالله اگر ما نتیجه ای را نگیریم این طوری از این چیزی که حضرت قرار داده سر راه مان بقیه اش هم فایده ای نخواهد داشت. همین درسهایی را که حضرت به ما داده جذب بکنیم و بخوریم و تبدیل بشویم.
صلوات