بحث مادر فراز دهم به داستان امام صادق علیه السلام رسید که امام گویا چیزی را گم کرده بودند فرمودند اگر پیدا شود خداوند را طوری حمد خواهم کرد که احدی از خلایق این طور حمد نکرده باشد وقتی آن شی پیدا شد حضرت فرمود « الحمدلله » راوی می گوید شما حمد خاصی را فرموده بودید که در توان احدی نیست حضرت فرمود این همان حمد خاصی است که از عهده ی کسی بر نمی آید.
این نشان می دهد که الحمدلله حضرت یک مقوله ی معرفتی باطنی است همه این کلم را بکار می برند لفظ دیگری قشنگ تر از این وضع نشده است که خود خدا هم در قرآن از این کلمه بکار برده است. اما کیفیت به مراتب حامد مربوط است حامد هر مرتبه ای را که طی کرده باشد حمدش هم همان کیفیت را دارد.
حضرت استاد اینجا توضیح بسیار مهم و شیرینی را فرمودند که چه طور می شود یک حمد از مرتبه ی بالایی برخوردار شود اگر حضرت که فرمودند خوب توجه کنیم ما هم می توانیم به حمد برسیم و از یک حمد با کیفیت برخوردار شویم. کسانی که کتاب را دارند بهتر ولی کسانی که ندارند این حمد را تلقین کنند این تمرین را اگر عملی کنیم می توانیم حمد های به جا بیاوریم هیچ کس جز خداوند تبارک و تعالی ثواب آنها را نمی تواند حساب کند.
از خودتات این را بعید ندانید تک تک شما این توان را دارید که حمدی را بگویید که جز خداوند قادر به اجر و ثواب آن نباشد. در این مرتبه معرفت لازم است کلمه ی حمد چه چیزی را در باطن جان دیده و درخواست کرده است زیرا معرفت امام معصوم به درگاه هستی و به صورت علم حصولی نسبت به علم حضوری به ذره ذره ی هستی آگاه است. خداوند که رب کل شی است. رب العالمین است. کوچکترین جز این عالم، یک اتم پرتون، نوترون، الکترون یا از آن ریزتر در نظر بگیرید شی ای نیست که خدا خلق نکرده است ما فقط در عالم یک بی نهایت داریم چیزی دیگری در عالم نیست یک حقیقت در عالم است. لم یلد یعنی خدا نمی زاد، یعنی رابطه ی تولیدی با شی ندارد این طور نیست خدا باشد و خارج از خودش خلق کند چون آن موقع سه تا می شوند.
1- یک خدای بینهایت. 2- یک موجودی جز خدا. 3- فاصله ای که بین خدا و آن موجود است. در آن موقع سه تا می شود. لم یلد خیلی کلمه ی مهم است. هر چیزی که در عالم است تجلیات خودش است. هر جا رو کنید خدا است. هیچ شی ای خالی از خدا نیست. داخل فی الاشیاء لا ممازج....
چیزی هم وجود ندارد که خدا را بزاد. هیچ عقلی و هیچ منطقی نمی پذیرد که جز خداوند وجود داشته باشد. تمام اشیا عالم ربط محض با حق تعالی است. یک کسی باید ریاضت بکشد، تمرین کند خلوت داشته باشد، عبادت کند تا یواش یواش از دانایی به دارایی برسد. این اتصال به حق تعالی را شهود کند.
چند اسم از اسما حق تعالی در یک موجود عمل کرده است. ولی اجمالا می دانیم هر چیزی که در این علم است هر چیزی که دارد از خودش نیست. هیچ چیز، چیزی از آن خودش ندارد هر چیزی عاریه است. رابطه ی خلق با خدا مثل رابطه صاحب صورت است با صورت در آیینه. جلوی آینه می ایستید در آینه هر چیزی می افتد او شبیه این تصویر است شبیه خودت است. وقتی چیز زیبایی جلوی آینه می گذارید شبیه آن چیز زیبا است. همه ی کمال مال صاحب عکس است. آن کسی که جلوی آینه ایستاده است آن عکس از خود هیچ چیز ندارد. هر کدام از ما هر چیزی که داریم، هر خیری هر کمالی از خداست هیچ کس ذاتا مالک چیزی نیست. هیچ کس از خود هیچ چیزی ندارد.
وقتی از شما تعریفی کردند این را بفهمید همه چیز او از خداست. جلوی تکبر او گرفته می شود. فریب نمی خورد و جهنمی نمی شود اگر چیزی که او را جذب کرد. بداند از خداست. گل قسمتی از زیبایی خدا را نشان می دهد. موجودات مختلف هر کدام قسمتی از کمالات خداوند را نشان می دهد ولی خودشان چیزی نیستند همه ی کمالات الماس مال خودش نیست دانه های الماس، اتمهای الماس مال کس دیگر است. می تواند از او بگیرد هر کمال که می بینیم به اسم قدرت و توانایی مال یک نفر است لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
ما همه شیریم شیر های علم حمله ی مان از باد باشد دم به دم
شما شیر پرچم را نگاه کنید این شیر پرچم حرکت دارد آیا از خودش است؟ خیر مال باد است. بلکه این باد است او را تکان می دهد از خود چیزی ندارد. نعمتهای که از او به موجودات رسیده شناخت و کمالات مخلوقات را در نظام هستی در افق آگاهی مطلق خود کی فرمود است. و سپس تمام حقیقت آنها را به خدای متعال و صاحب اصلی آنها مرتبط یافته و تمامی موجودات را استفاده کننده ی از همه ی آن نعمتها و کمالات دانسته است.
خواهش می کنم این چند لحظه را خوب بفهمیم اگر خوب فهمیدیم و قلب ما راه آمد آن موقع از این بهه بعد حمد های ما فرق می کند هم اخلاق مان عوض می شود، روحیه و منش ما عوض می شود. تمام ما سوای الله را تهی از هر کمال و هر گونه استقلال یافته و ملکوت موجودات را یکبار در دست اله عالم دانست. یک جنین که در رحم می باشد تمام غذا، انرژی، تغییر و تحول غذا، جذب و اندام زایی کار دنیاست، دنیا ارتباطش را با رحم قطع کند چیزی وجود ندارد همه چیز نابود می شود دمش از عالم مافوق رحم می آید. هر کمالی از دنیا به رحم می رسد. دنیا عالم طبیعت و عالم ماده است هیچ چیز از خود ندارد هر چیزی است اتم و الکترون مرده است. ارواح هم هر چه دارند از جای دیگر به آنها رسیده است. از عالم دیگری به ما می رسد.
لحظه به لحظه به ما عنایت می شود آن به آن به ما توجه می شود تا ما سر پا هستیم. درک کنیم لا اقلک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا...... باید این را بفهمیم و باور کنیم. من هیچ چیزی از خود ندارم و هیچ کس هیچ چیزی از خودش ندارد. خزائن و باطن هر چیزی دست خداست.
ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم. هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن آن چیز دست ماست و نازل نمی کنیم مگر به اندازه معلوم ریاضیات هر شی مشخص است. چند تا اتم، الکترون، نوترون، پروتون، سلول، چند برگ، چند تا باران، چند تا درخت، چند تا شاخه، چند تا مو، روی سر کسی باشد روی ابروی یک نفر باشد روی دست و پا یک نفر باشد، چند تا علف، چند تا پشم روی آهو، خرس، گوسفند است خداوند هم را می داند و اندازه های آن دست خداست.
ما به اندازه ی معلوم با تعداد مشخص همه را نازل می کنیم همه شمارش شده است. یک دانه عدد خطا ندارد. سپس همه اینها را که آدم دید می گوید الحمدلله. همه قشنگی ها فقط مال خود خداست. هیچ چیز و هیچ کس از خودش چیزی ندارد. اگر درست الحمدلله گفتی اخلاقت عوض می شود تا وقتی حمد را معنایش را نفهمیدی 70 سال اگر بگویی قبول نیست همانطور که حضرت فرمود اگر 70 سال نماز بخوانی نفهمی قبول نیست. الحمدلله را اگر کسی گفت و به الحمد رسید یعنی کمالی در وجودش رسیده است این الحمدلله از دانایی در آمد و به دارایی رسید دیگر تو از غم و غصه و اضطراب نجات پیدا می کنی دیگر کسی امکان ندارد اگر کسی گفت الحمدلله زود رنج شود اگر کسی به باطن حمد رسید ناراحت نمی شود و اگر کسی به او چیزی بگوید. اگر در مقام پدر یا مادری، به تو بی ادبی می کنند یک موقع انسان برای اینکه فرزند عاق نشود باید جلوی او را بگیرد به خاطر خودش، نهه به خاطر خودمان.
پدر و مادر آگاه برای تربیت بچه تلاش می کند اگر بچه بی ادبی کرد در رفع آن تلاش می کنند اما این پدر و مادر آگاه چون معتقد به الحمدلله هستند اینها در آرامش بچه را تربیت می کنند یک پدر و مادری که الحمدلله را نمی فهمد به او توهین شود فکر می کند به او شده است . بیخودی غصه می خورد.
از خیالی ننگشان و نامشان از خیالی جنگشان و صلحشان
به خاطر اینکه ما معنای حقیقی حمد را نمی فهمیم، اگر بفهمیم دعوا ندارد. نه با پدر و مادر خواهرش دعوا ندارد. آن جایی که کشمکش و منم منم هست، آن جایی که زندگی خاله خاله بازی دعوا هاس است همه ی آنها به خاطر این است که افراد به حمد نرسیدند. حضرت فرمود: مومن نیستید زمانی که برخورد دیگران برای شما مساوی باشد. اگر بتمرگ، بفرما، بنشین برایت یکی شد تازه مومن هستی. تا وقتی که برای تو فرق می کند مومن نیستی. گرفتار خودت هستی، خودی که وجود ندارد آتشی در نیستان افتاد، نیستان را سوزاند پای خود سوخت رفت نی از آتش می پرسد چرا اینکار را کردی، آتش گفت: تو گفتی من نی هستم تو نمود داری. نی قسمت، قسمت محکم کرده رفته بالا.
اگر کسی الحمدلله را بفهمد از هیچ چیز ناراحت نمی شود چون ما با عقل مان می فهمیم. اگر کسی به حقیقت الحمدلله برسد همه ی اینها برایش حل می شود. علتی که نمی فهمیم برای این است ما نمی خواهیم از نمود ها دست برداریم ما فکر می کنیم کسی هستیم، به رسول خدا فحش می دادند، کتک می زدند اصلا به او بر نمی خورد می توانست همه را دوست داشته باشد کینه نمی گرفت. چون او برای خودش بودی قائل نبود. او اصلا حیا می کند از اینکه خودی داشته باشد. شما اگر به معصوم بگویی به من برخورده است او می گوید چه کسی؟ اینجا کسی نیست.
کسی که الحمدلله را فهمید راحت راحت است. همت ما باید این باشد که تا نمردیم و زنده هستیم الحمدلله را بفهمیم وای به حال کسی که بمیرد و حمد را نفهمیده باشد. هیچ چیز بعد از مردن به اندازه ی نفهمی انسان را عذاب نمی دهد فکر نکنید بهترین جای جهنم آخرت است. بدترین جای آخرت خودت هستی. اینکه می فهمی که کجا می توانستی برسی، چی می توانستی بشوی که این همه بیخود و بی هدف عمرت را تمام کردی. گرفتار توهمات بودی، بچه ات را این طور تربیت کردی چون گرفتار توهمات بودی. انتظارت توهمی، دغدغه های توهمی چون ما معتقد نیستیم جنین هستیم و منتقل به آخرت خواهیم شد. خودمان باید با خودمان ثروت ببریم. هیچ کس به ما هیچ چیز نمی دهد.
از هیچ کس به ما ثروتی نمی رسد. باید از دنیا نور برای خود ببریم آنجا به کسی نور نمی دهند. هم گدا هستند اگر کسی نور می خواهد، اگر کسی هر چیزی می خواهد باید از معدنش بگیرد. ما نباید سر این کلاس با شهوت علمی بیاییم تا وقتی بخاطر بزرگ شدن به کلاس می آییم هیچ چیز نخواهیم شد. ما باید به قصد شدن سر کلاس برویم. و الا مانند دوره های قبل اعم از اینکه خواندیم و شنیدیم هیچ اتفاقی نمی افتد صد تا کلاس مثل این را بگذرانی ولی خیال شدن نداشته باشیم هیچ فایده ای ندارد. زمانی فایده دارد که قصد شدن داشته باشیم این حرفها را شنیدن مسئولیت دارد.
من راحت ترم از اینکه تعداد شاگردان کم باشد. اگر بعد از این مدت هنوز شاد نیستی، له هستی، افسرده هستی، فقط علمت حجتت در روز قیامت می شود. وقتی الحمدلله را فهمیدیم بعدش راحت می شویم وقتی ما کسی را سراغ داریم بنام من و خودم دروغ هم است. آن موقع گرفتار هستی و تا آخر عمر گرفتار توهمات هستی. حتی عبادتهایت، تقربت همه خیالی است. یکی از بزرگان را خیلی تعریف می کردند او الحمدلله می گفت. بقیه فکر می کردند این به خاطر اینکه این طور هست شکر می کند. در حالی که او الحمدلله می گفت از اینکه همه هاز خداست و او کسی نیست.
هر وقت زمین توانست شاد باشد از اینکه روشن است. زمین روشن نیست. ماه بیاید پز بدهد از اینکه روشن است تمام روشنایی او از خورشید است. اگر خورشید نباشد هیچ رویشی نیست ما هم نابود هستیم. ولی ما به زمین و ماه انتصاب می دهیم. بعد هم این طور توهم می شویم و به او مهتاب می گوییم نماز کارخانه انسان سازی است. وقتی تو الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، تا سلام نماز همه اش در جنگ و صلح بودی، فایده ندارد.
شروع کن تمرین ندیدن خودت را. و تمرین اینکه در هر چیزی و هر کسی کمالی را دیدی بدانید معشوق اصلی شما نه کسی است نه چیزی، فقط خداست. فقط، فقط خود خدا ما را آرام می کند. حسرت و ذلت و خواری و خسران مال کسی است که به غیر خدا دل ببندد. و خودش را اسیر غیر خدا کند. خسر یعنی خسران، یعنی اصل سرمایه ابدی را از دست دهی کسی که غیر از تو و غیر از تو چیز دیگر را بخواهد هر معامله ای بکند آخرش به خواری و ذلت ختم می شود.
دل به این و آن مده ای بوالهوس دل به آن ده کان دلت دادست و بس
محبوب نهایی ما باید حق تعالی باشد و با او آرامش بگیریم. فقط با او آرامش بگیریم در این فراز حضرت سجاد علیه السلام چنین حمدی را درخواست می کند. ما به این حمد می رسیم به شرط اینکه این حمد در درون ما بیافتد.