جلسه 090 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
90
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
2
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 090 - شرح صحیفه سجادیه

حمدا نعتق به من علیم نارالله الی کریم جوارالله حمدا نزاحم به ملائکته المقربین و نزام به انبیاءه المرسلین فی دار المقامه التی لا تزول و محل کرامته التی لا تحول.

خدایا ما آن حمدی را بجا می آوریم که نعتق به من علیم نارالله، با آن حمد از آتش دردناک الهی آزاد بشویم. یکی از کار کرد های حمد این است انسان را از آتش دردناک الهی نجات می دهد. حمدا نعتق به من علیم نارالله، اینجا را من خواهش می کنم خیلی دقت کنید به کارکرد های حمد، انشاءالله وقتی می خواهیم حمد خدا را بگوییم توجه داشته باشیم که ما باید در حمد مان به اینجا برسیم یعنی در واقع اثر حمد این است، حیف است که یک عمر الحمدلله بگوییم ولی نتوانیم از او یک همچنین استفاده هایی بکنیم، خیلی حیف است حمد خودش را یک بهشت، یعنی افراد باید ماهیت حمد را بشناسند. که با آن رفاقت کنند.

ببینید وقتی ما در زندگی حیوانی، خودمان را نگاه می کنیم جدای از جنبه ی انسانی خودمان می گوییم آقا من بالاخره بعد از بیست سال، سی سال، چهل سال، تنهایی کشیدن با یک نفر ازدواج می خواهم بکنم، می خواهم با یک نفر رفیق بشوم می خواهم از این تنهایی دربیایم، حالا ازدواج هم نکردم، ولی چند تا رفیق با آنها، احتیاج دارم که با این رفیق ها برویم بگردیم دوست باشیم به دوست احتیاجر داریم خیلی از ما ها شاید کمتر در ما ها باشد کسی که با یک یا چند نفر دوست نباشد، دوستی که در با مزه کردن و معنا کردن زندگی ما موثر هستند. ما در بعد حیوانی دنبال دوست می گردیم، نیازم داریم به دوست نیاز داریم، به قرین نیاز داریم به همسر نیاز داریم، همسر شد، شد، نشد به دوست ولی نیاز داریم، ممکن است یک نفر بدون همسر طی کند طوری اش هم نمی شود و نمی میرد این همه زنان با کرامت، مردان با کرامت، تا آخر عمر بدون زن زندگی کردن تا آخر عمر، دختر های موسی بن جعفر سلام الله علیهم اجمعین یک کدام آنها ازدواج نکردند، همه بدن شوهر بودند.

خوب ولی دوست این طور نیست، ما به دوست احتیاج داریم، یعنی ما در زندگی مان دوست می خواهیم، دوستی که با آن از تنهایی در بیایم با آن خیلی از کار را انجام بدهیم، در زندگی انسانی توصیه من به شما عزیزان این هست که یک مقدار به دوستی با حمد فکر کنید، یعنی حمد را مثل یک شخصیت حقیقی بشناسید که همین طور هم هست اتفاقا ولی ما متوجه نشویم حمد یک دوست حقیقی برای ماست. ما باید در فضا های زندگی مان جایی برای رفاقت با حمد باز کنیم.

ببین چقدر آثار دارد این رفیقی که با آن هستیم. خیلی رفیق خوب و بزرگی هست، همه کاری از او بر می آید اسم اعظم است، همه کاری از او بر می آید این حمد، در این چند فرازی که خواندیم دیدید چقدر کار از این حمد بر می آمد. حالا دارد کاربرد دیگر این رفیق را می گوید، می گوید حمد نعتق به من علیم نارالله، ما یک حمدی را بجا می آوریم خدایا که بوسیله ی آن حمد از آتش دردناک الهی نجات پیدا کنیم. این حمد می تواند این کار را بکند، این رفیق ما اگر با او رفیق باشیم بلد باشیم با او رفیق شویم دستمان را می گیرد و می آورد بالا ما را.

کمک مان می کند مثل رفیق های دیگر. می گوید آقا مثلا من شما الان مشکل ازدواج داشتی، یا مشکل فلان داشتی، پول نداشتی چی کار کردی، هیچی از رفیقم قرض گرفتم، یعنی این رفاقت عملیاتی شده، کار کرده این رفاقت، یک موقع هست ما رفیق داریم به قول حضرت رفیقی هست که اسمش را حضرت گذاشته، برادران خنده، تعبیر حدیث است، می گوید بعضی از برادران هست اخوان مکاشر است فقط می خندند ته صورت شما، سلام و علیک می کنند می خندند به شما، در حد همین سلام و علیک کردن و خندیدن خوب است تا همین حد، ولی از نظر یک موقعی با او کار داشته باشی، کاری نمی کند، کمکی نمی کند حد را ما به عنوان اخوان مکاشره نگیریم، یعنی بگوییم که حمد است دیگر. الحمدلله، الحمدلله همیشه سر زبان مان باشد الحمدلله ولی خوب هیچ فایده ای نداشته باشد، حمد را بیاییم رفیق شویم.

از این حالت حمد در بیاییم رفیق هایی بشویم که جان جانی باشیم، رفیق هایی باشیم که بتوانیم ارتباطهای کاری و عملی برقرار کنیم. این خیلی مهم است، ببین چه کار می کند، حمدا نعتق به من علیم نارالله خوب حالا چی نجات پیدا کنیم چی بشود الی کریم جوارالله ما را بردارد از داخل آتش دردناک خدا، ببرد در جوار با کرامت خدا بگذارد، ببرد ما را بگذارد پیش خدا، آن هم تحت کدام اسم خدا؟ تحت اسم کریم، کریمم یک رفیق دیگر، آدم برود تحت این اسم، با این اسم از جهنم که مظهر اسم حیّار خداست در بیاید بدود با اسم کریم خدا،‌ حمد می تواند، ما را از آنجا تا اینجا ببرد حمد می تواند این کار را بکند. از ته جهنم بیاورد ببرد رفیق خدا بکند، می گوید این خدا ما یک همچنین حمدی را بجا می آوریم که نعتق به من علیم نارالله الی جوار کریم الله، ما را اینجا ها بیاورد این حمد، حمدا تراحم به ملائکته المقربین.

بگذارید من توضیح استاد را بخوانم در چهار فراز این دعای شریف امام علیه السلام آثار مختلفی را برای حمد بیان فرموده و در هر یک به ذکر آثار آن پرداخته است. در این قسمت نیز حمدی را روا داشته که بدان وسیله انسان را از عقاب الهی رسته و در جوار کرامت الهی، درکنار انبیاءو ملائکه قرار می دهد.

بخوانم دعا را، حمدا تراحم به ملائکت المقربین و ترام به انبیائه المرسلین. کجا؟ فی دارالمقامته التی لا تزول و محل کرامته التی لا تحول. خدایا ما حمدی بجا می آوریم چنان حمدی بجا می آوریم که ما را چه کار بکند؟ ما را ببرد در جمع ملائکه مقربین تو م منزم بشویم ملحق بشویم بپیوندیم بوسیله ی آن حمد به انبیاء مرسلین تو، خدا کند این کلمات عادت نشود برای ما چون قساوت قلب می آورد اگر عادت بشود.

خدا کند از شنیدن اینا قند در دل ما آب شود، و اگر آب نشد وضع مان خوب نیست، حمدا تراحم به ملائکته المقربین و ترام به انبیائه المرسلین. کجا فی دارالمقامته التی لا تزول و محل کرامته التی لا تحول. حمدی که ما را ببرد در ردیف فرشته ها، حمدی که ما را در ردیف فرشتگان قرار دهد، یعنی حمد این کار را می کند با انسان، انسان را فرشته ای می کند، از درندگی و ظلم و ستم و له کردن دیگران، خورد کردن و تمسخر دیگران، ریز دیدن دیگران، شکنجه دادن دیگران، بازی کردن دیگران، شکستن دل دیگران نجات مان می دهد، حمدی که این کار را با ما می کند ما را می برد در زمره ی ملائکه قرار می دهد و ترام به انبیائه المرسلین.

و ما را ملحق به انبیا مرسلین خواهد کرد در کجا در مقامی که فی دارالمقامه، نمی توانم من واقعا عاجزم از این که دارلمقامه را شرح بدهم برای شما، در سرای جاویدان، ترجمه ی را دقت کنید در سرای جاودان و محل کرامت غیر قابل زوال قرار بگیریم. یعنی این حمد شما را می برد یک جایی که در یک محل کرامتی قرار می گیرد در جوار کرامت خداوند قرار خواهید گرفت، که هرگز از آنجا خارج نمی شوید دارلمقامه هست، درالمقامه یعنی مقام پایداری هست که هرگز از شما نمی گیرند.

ابدیت سر راه شماست، ابدیت را ما زمان کوتاهی داریم در موردش فکر می کنیم، شما ابدیت را اگر خوب می خواهید بفهمید چی هست؟ امشب بروید پشت بام خانه تان یک جای خلوت بنشینید راجع به ابدیت فکر کنید در کنار .. .. .. خداوند بعد می بینی به جیغ زدن و داد زدن و صیحه زدن نمی کشد کارت؟ می کشد، آقا خالق آسمان را زمین بدیع السموات والارض داده می گوید در کنار من جاودانه خواهید بود چرا؟ کلّ شی هالک الا وجه، هر چیزی نابود شدنی است جز وجه خدا. ما وجه خدا هستیم، و تو وجه من هستی، حمد این کار را می کند با آدم. اگر بشناسیم حمد را، بخواهیم با او رفیق شویم ما چون عادت کردیم، با این ذکر هم از بچگی آشنا بودیم، همیشه هم در این کلاسها دنبال این استاد و آن استاد دنبال یک ذکر های خاص و ورد هایی می گردیم استاد یک چیزی بگو که مثلا ما چنین بشویم فکر می کند استادم می گوید اجی، مجی، این را بگو این طوری می شوید نه همین است الحمدلله رب العالمین. این را بفهم.

الحمدلله رب العالمین آثارش می آید سراغ مان. اول معرفت را شروع کنیم، نسبت به معرفت پیدا کنیم بعد تمرین گفتن بکنیم با حضور قلب، زمانها و عدد های خاص، مکانهای خاص، بعد ببینیم یواش یواش آثارش را می آورد برا ما، می آورد این آثار را.

از آنجا که می دانیم حالا بحث فنی اینجاست خوب دقت کنید و از آنجا که می دانیم پیوسته جزا از نسخ عمل است یعنی شما یک عملی می کنی که این جزا به تو داده می شود وقتی حمدا نعتق به علیم نارالله الی جوار کریم الی کریم جوارالله، به کریم جوار خدا ما را برسان از علیم نارالله این از سنخ عمل است، یعنی تو خودت در دنیا عملی را انجام می دهید که از ته جهنم می کشاند می برد در کجا کریم جوارالله. این کار را حمد می کند با آدم.

لذا باید هر یک از اقسام دقت کنید استدلال استاد را باید بفهمید این یک مقدار کار می برد. از آنجا که می دانیم پیوسته جزا از سنخ عمل است، لذا باید هر یک از اقسام آن حمد، شباهت به حمد و ستایش صنفی از اصناف، ملائکه و انبیاء داشته باشد یعنی تو می گویی من حمدی را می خواهم که من را در جمع فرشته های خدا نه، بلکه در جمع فرشته های مقرب خدا قرار بدهد. در آن جمع باشم و همچنین ملحق بشوم به انبیاء مرسلین پس شما باید حمدت با انبیاء مرسلین شبیه باشد تا بتوانی با حمدی که آنها رفتن تو هم بتوانی بروی آنجا ببینید برای ما چه جا هایی را در نظر گرفتن برای ما خیلی شنیدن این حرف ها غالب وقتها بی معنی است، فقط به گوش مان می خورد و رد می شود می رود‍ تصمیمی در آن ایجاد نمی شود در عزم و اراده ی در پی اش بوجود نمی آید حرکتی نیست برای جبران، برای حرکت، برای بالا رفتن، خداوند تبارک و تعالی در آیه 5 سوره ی شوری می فرماید: والملائکه سبحون بحمد ربهم. ملائکه تسبیح الهی را با حمد خدا انجام می دهند. به همراه حمد تسبیح الهی را انجام می دهند.

در آیه 7 سوره ی زمر آمده و تری الملائکه حافین من العرش یسبحون بحمد ربهم می بینی فرشته ها را و ملائکه را در اطراف عرش که تسبیح پرودگار می کنند به حمد پروردگار و در بعضی آیات به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: که خدا را حمد کن زیرا اکثریت مردم آگاه به حمد الهی نیستند همانند سوره ی عنکبوت آیه 63 و قل الحمد لله بل اکثرهم لا یعقلون. این کلمات خیلی برای ما معنا دار نیست، از کنارش در آیات قرآن هم رد می شویم ما در آیات قرآن دنبال یک چیز هایی می گردیم که اندازه فهم و سواد خودمان باشد.

ولی وقتی به اینجا می رسیم که خدا خداوند به پیامبر صل الله علیه و آله و سلم می فرماید: بگو الحمدلله قل الحمدلله چقدر مهم است که این همه خدا به پیامبر، انبیاء و ملائکه گفته که حمد خدا را بجا بیاورید. قل الحمدلله قال لحمد لله چقدر این مهم است. یعنی این الحمدلله قرار است چه کار کند با ما، اگر برسم امشب توضیح می دهم برای تان بعضی از کار هایش را اگر باورش کنیم خیلی کار می کند الحمدلله، خیلی کار می کند با ما.

این فرمانها کاشف از ا است که حقیقت حمد کاری است سزای مقام پیامبری. چون این پیشنهاد را خدا به کی داده؟ به پیامبر داده. کار بزرگانه است، بچه گانه نیست، کار هر کسی نیست حمد الهی. یک مقام است، یک لیاقت می خواهد یک شخصیت می خواهد و منشی می خواهد یک اذنی می خواهد یک شرافت مخصوص می خواهد که انسان به حمد برسد. و معلوم است که مقصد از حمد آوردن کلمه ی الحمدلله بر زبان نیست که خلائق همواره بر سر زبان دارند و لذا هر یک از اولیا کامل الهی بر حسب حد و شعور و ظرفیت خود حمد گو و ثناخوان حضرت حق می باشند.

از امام صادق علیه السلام نقل شده که نذر فرمودند که اگر مقصد آن بزرگوار عملی شود یک گمشده ای داشتند گفت اگر پیدا شود حمدی کنند که احدی از خلائق نکرده باشند، پس از مدتی آن مقصد تحقق یافت، آنگاه حضرت فرمود الحمدلله. راوی عرض کرد شما حمد خاصی را نذر کردید، که در توان احدی نبوده و نیست، حضرت فرمود: این همان نذر خاصی است که از عهده ی کسی بر نمی آید، حمدی که من گفتم همین الحمدلله که من گفتم با الحمدلله شما خیلی فرق دارد. بنابراین درجه ، ما باید در مدارج معرفت در حمد حرکت کنیم.

مثل یک اقیانوسی هست که شما وقتی که صد متری آن باشی می گویید دریا رسیدیم، دریا الان ما دریا هستیم حالا در ماشین نشستی پارک کردی روی شن ها ماسه های کنار دریا، ما الان کنار دریا هستیم. راست هم می گویید درست هم هست، پایت را از ماشین نگذاشتی پایین ولی می گویید دریا رسیدیم این یک حمد است، یک طور رسیدن است به دریا. یک موقع نه پاهایت را می گذاری در دریا با کفش می آیید یک موقع نه کفشهایت را می آوری جورابهایت را در می آورید. همین که پایت گذاشتی تو خیسی ماسه ها، همچین پا هایت که خورد به ماسه ها، و خیس شد می گویید من الان تری را دارم احساس می کنم بوی خزه ها، بوی حیوانات اطراف دریا وقتی به تو خورد، بوی ماهی وقتی به تو خورد الان دریا هستم این هم یک طور بو کشیدن است دیگر، آدم یک چیز هایی از غیب یک چیز هایی می آید از دریا.

موقع دیگر می روی جلوتر می بینی نه آب می آید روی پایت آن موقع هم در دریا هستی یک مقدار دیگر می روی جلوتر می بینی تا زانویت آمده تا کمرت آمد، بعد یک ذره می روی جلوتر می بینی آمد تا گردنت یک مقدار جلوتر می بینی داخل آبی. کنار آبی، آنجا مثلا شما با چند تا صدفی، حلزونی، چهار تا ماهی ممکن است سرو کار داشته باشید ولی یک مقدار که جلوتر می روی می بینی که ستاره ها هستند، عروس دریایی هست، چیز های دیگر هست بعد که اگر انسان بتواند برود جلوتر بعد می رود می بیند خیلی چیز ها هست که در ساحل معلوم نیست.

لباس غواص بپوشد‌، این کجا؟ لباس غواصی آدم بپوشد، صد ها متر بدود پایین چیز هایی آنجا معلوم هست که جای دیگری معلوم نیست، همه هم می گویید ما به دریا رسیدیم، درسته است ولی هر کس به میزان عمقی که طی می کند چیز نصیبش می شود این طور نیست. که شما صد متر رفتی در دریا، کف دریا مثلا بتوانی مروارید پیدا کنید نه مرجان، پیدا کنید نه. مرجان و مروارید باید بروی جای عمیق ترش.

هر که لولو و مرجان می خواهد باید برود جلوتر، هر چی عمیق تر، کشفیات بیشتر، حمد مثل اقیانوس است، بسته به این که چقدر بتوانی با آن ارتباط برقرار کنی و چقدر در این شنا بکنی، چقدر خیست کند، حمد چقدر خیست کند، چقدر بروی زیر بار آبهایش؟ چقدر برای فرو رفتن درون آن سرمایه گذاری کنی و وقت بگذاری چقدر با آن انس داشته باشی آنها که می روند دریا و جواهرات زیادی می آورند وقت می گذارند.

برای دریا بازی، برای آب بازی و ساحل بازی و کشتی بازی و غواصی کردن و کار های دیگر وقت می گذارند تا آن همه جواهرات و چیز های ارزنده را می توانند از دل دریا به دست می آورند یک آدم بی حوصله ای که مثل ما بلند شود برود آنجا بعد یک ربع آنجا باشد حوصله اش سر برود این چی گیرش می آید به اندازه ی همان یک ربع بهره می برد، چهار تا صدف گیر او می آید نهایتا یک چهار تا جنازه ی ماهی و ستاره دریایی آب زده باشد گیر او می آید چیز دیگر گیر او نمی آید این هم چیز گیر آمد نده بالاخره ولی این کجا؟

تا این که انسان برود یک تیکه ماهی گیر می آوردند یک دفعه می گویند این یک تیکه ماهی یک میلیون دلار است، نیست از او، یک تیکه ماهی طرف تو آکواریومش گذاشته می گوید از او اگر کسی پیدا کرد نمونه بیاورد کجا گرفته یک تیکه ماهی را قیمت می گذارد برای ماهی.

شما الان بروید در بازار ماهی بخواهد آکواریوم درست کنید منزل، همه ما هی ها را یک طور به شما نمی دهند، گاهی می خواهید بخرید، بخورید اینها قیمتهایش مختلف است، چون کاری که این ماهی به دست بیاورد، به دست بیاید شده فرق می کند با هم دیگر. می خواهی ماهی قزل آلا بخوری ماهی قزل راحت گیرت می آید ولی می خواهید ماهی دیگر بخوری، بعضی از ماهی های دیگر هست که خیلی پول باید بدهید تا به شما بدهند کاری که می شد تا این را بگیرند طولانی است.

زحمتش زیاد تر است. حمد مثل یک اقیانوس است که در آن انواع و اقسام جواهرات هست، ماهی ها هست می خواهید از او بکشی بیرون، ولی بسته به این است که چقدر بتوانی با آن انس بگیری، چقدر حاضر باشی خودت را فارغ کنی، چقدر حاضر باشی خلوت کنی تا عمق داشته باشی بدوید در این. یک سوال بکنم؟ چند نفر از شما عزیزان از زمانی که ما صحیفه را شروع کردیم نمی گویم روزی یک بار، هفته ای یک بار این دعا را می خواند همین دعای اول را این را با او انس بگیرید، فقراتش را با آن انس بگیرید ببینید عمیق تر تان می کند، باید صبر کنیم دیگر، نه این که خدای نکرده بیاییم گوش کنیم از این گوش بگیریم و از آن گوش در کنیم بعد هم هفته ی دیگر از آن چیزی که گذشت چیزی با ما نمانده باشد اصلا تر نشده باشیم.

مثل یک نفر صد جلسه برود استخر و شنا کردن را یاد نگیرد خوب این خوب نیست، لااقل در برنامه های عبادی مان هفته ای یک بار خواندن دعای اول را بگذاریم تا با مقوله ی حمد آشنا بشویم انشاءالله. شما که هم ترجمه را دارید یاد می گیرید هم تفسیر را دارید یاد می گیرید. البته باید دانست اینجا معرف مطرح است. یعنی اینکه بدانیم حضرت از کلمه ی الحمد چه چیز را در باطن جان دیده و درخواست کرده زیرا معرفت امام معصوم به دستگاه هستی به صورت علم حصولی نیست، مثل ما بلکه با علم حضوری به ذره ذره ی هستی آگاه است.

معصوم مثل خداوند تبارک و تعالی است که هیچ ذره از او خالی نیست معصوم هم همان طور تمام ذرات عالم در نزد معصوم حاضرند. همان طور که خداوند اقرب الیه من حبل الورید هست، معصوم هم همین طور است. ان الله یحول بین المرء و قلبه. معصوم هم یحول بین المرء و قلبه لا یخفی علیه شی فی الارض و لا فی السماء، معصوم هم همین طور هست لا یخفی علیه شی فی الارض و لا فی السماء. او با این نگاه حمد را بجا می آورد به عبارت دیگر ایشان ربط و وابستگی موجودات، ایشان ربط و وابستگی جملگی را به ربانیت الله عالم دیده و نعمتهایی را که از جانب او به تمامی موجودات رسیده شناخته و کمالات مخلوقات را در نظام هستی در افق آگاهی مطلق خود طی فرموده و سپس تمام آن حقیقتها را بخدای متعال و صاحب اصلی آنان مرتبط یافته تمامی موجودات را استفاده کننده ی از همه ی آن نعمتها و کمالات دانسته و تمامی ما سوی الله را تهی از هر کمال و هر گونه استقلال یافته و ملکوت موجودات را یکباره در دست الله عالم دانسته که بیده ملکوت کل شی.

سپس کلمه ی الحمد را بر حسب چنان کلمه ی مطلقه ای بر زبان جاری فرموده است. برای سلامتی حضرت آیتها الله ممدوحی که به این زیبایی باطن حمد را برای ما تشریح کردند حالا انشاءالله هفته بعد من می خواهم همین چند خط را توضیح بدهم یک صلوات ختم بفرمایید.

الهم صل علی محمد و آل محمد.ایشان تقریبا همان طور که اسم کتابش را گذاشته شناخت و شهود واقعا با شهود این کتاب نوشته شده با شناخت و شهود نوشته شده، یعنی پله به پله تو را با حمد دستت را می گیرد می برد تا آنجا که باید بروید.

این حیف است این مطلب را از آن رد شوم از جلسه ی بعد می خواهیم تمرین کنیم با هم انشاءالله تمرین جریان حمد، دیدن جریان حمد در باطن عالم و آثاری که آن دیدن در ما ها می گذارد این را انشاءالله می خواهیم تمرین کنیم چند تا پله که برایتان خواندم انشاءالله جلسه ی بعد پی گیری خواهیم کرد.

والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد آله الطاهرین.