لیجزی الذین اساهو و لیجزی الذین احسن باالحسنا عدلا منه تقدس اساهو و تظاهرت عالاهو
فقره ی پنجم در ادامه ی فقره ی چهارم معنا شد که خداوند برای هر موجودی اجلی قرار داده و برای او عمری قرار داده که مدت عمر خود را طی کند تا زمانی که اجلی که برای او قرار داده به پایان برسد و سپس خداوند تبارک و تعالی نفس را قبضه کند و به سوی موفور ثواب و یا مجذور عتاب برود. تا این که خداوند آنهایی را که بد کرده اند به کیفر خود برساند. و یجزی الذین اساهو و لیجزی الذین احسن باالحسنا.
می فرماید خداوندا آنهایی را که بد عمل کرده اند جزای شان را با تخفیف می دهد و برای هر بدی یک گناه می نویسد و اگر کسی کار خیری انجام دهد برای دو صواب می نویسد و لیجزی الذین احسن بالحسنا. حسنی یعنی آنی که بهتر است آن حسن مرتکب شده خداوند به حسن به او جواب می دهد.
مژده ای که بعدش هست عدلانی است. عدل خداوند اقتضا می کند به اینکه هر کس هر کاری کرده چه خوب چه بد جزایش را بدهد و این زندگی انسان را لذت بخش می کند چون در مقابل خوبی پاداش می گیرد و اگر کار بدی کرد در همین دنیا فرصت جبران دارد و اگر جبران نکرد جزای کارش را می بیند و این خود خیلی عالی است و انسان را می ترساند تا کار بد نکند در حق دیگران این از قصور است و تقصیر نیست.
اگر کسی کار بدی کرد و در این دنیا خدای ناکرده خدای ناکرده جزایش را ندید به یک وضع خیلی بدتر در آخرت به سراغش می آید پس انسان باید خود را پاک نگه دارد این ترس ترس خوبی است و مبارک است. بدی در مقابل دیگران آرامش را سلب می کند و امنیت روحی و روانی را از انسان می گیرد و لذت های دنیا را تبدیل به زحمت و رنج می کند آنی که مبارک است آن است که در انسان ترس بیفتد و شخصی دائما بترسد که مبادا آدم بدی باشد می خواهد ازدواج کند می ترسد همسر بدی باشد اگر بچه دار باشد می ترسد مبادا پدر بدی یا مادر بدی باشد و عضو یک خانواده باشد می ترسد به اعضای خانواده اش بد کند اگر عضو اجتماع است می ترسد از حق الناس یا حق الله فوق العاده این ترس مبارک است.
این عدلامن در نظام فردی، نظام اجتماعی و سلامت فردی و جامعه تاثیر دارد وقتی ما به عدل یقین داشته باشیم می بینیم که خداوندا تبارک و تعالی نظام خلقت مانند بدن بطور ریاضی طراحی کرده که اگر غذای خوب به بدن بدهیم عکس العمل خوب نشان می دهد سلامت، نشاط، تندرستی این سیستم ریاضی اگر غذای بد بدهید و بیش از حد نیازش بدهید شما را به درد سر می اندازد به این می گویند عدل یعنی هر چیزی سر جای خودش. شما اگر عمل بدی داشته باشی خود سیستم جوابت را می دهد بصورت درد، شکست.....
همچنین اگر کسی ظلم کند یا غیبت می کند یا حسادت دارد و یا کینه ای در دل دارد و اقدامی برای آسیب رساندن ما می کند خود نظام خلقت ظلم او را به خود او بر می گرداند و دامنگیر خودش می شود. در روایت است که ما نباید به هیچکس نفرینی کنیم و نفرین فقط به افراد خاصی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم بر آنان نفرین کرده است تعلق می گیرد. خداوند تبارک و تعالی به خاطر ظلمی که به ما می شود پاداش می دهد یعنی جبران می کند به قول معروف از دل مان در می آورد.
بنابراین ما نظام ناامنی نداریم که فکر کنیم این دنیا هر کی به هر کی است و هر چیزی که ناحق است از بین می رود و حقش بر می گردد. اگر کسی خواست با بدگویی یا چیز های دیگر عزت و آبروی ما را بریزد این ذهن ظاهر بین ما است که فکر می کنیم آبروی ما ریخته بلکه به عزت و آبروی ما اضافه هم شده. اگر ما تاریخچه را نگاه کنیم هر وقت در کشور های غربی و آمریکا علیه السلام تبلیغات اوج می گیرد شدت گرایش مردم به اسلام بیشتر می شود مانند حادثه 11 سپتامبر اینها همه دست مقلب القلوب است این توهم است که من فکر کنم در این عالم منشا این اثر هستم این حقیقت است من مالک هیچ چیز نیستم من نمی توانم خارج از نظام مالک نفع و ضرر خودم باشم نمی توانم از خودم ضرری را دفع کنم. این در نظام ریاضی الهی طراحی شده مثلا اینکه هر وقت باران می آید این اثر را دارد یا خورشید بتابد آن اثر را دارد.
نظام معنوی عالم همین طور است شما با اختیاری که دارید می توانید خودتان را در معرض سیستم ریاضی قرار داده و از آن استفاده ببرید. فرض بفرمایید اگر دانشمندان ما سهل انگاری کردند هزار سال پیش برق را اختراع نمی کردند پس این پیشرفتها به یاری خداوند است. اگر خداوند در مقابل ظلمی که ما می کنیم در این همین دنیا ما را تنبیه کرد ما را دوست داشت است چون تنبیه در آخرت برای ما سخت تر است این ترس از عذاب آخرت خودش لذت بخش است و ما با ترس عدالت از خدا مصون می مانیم پس به این اصل باید توجه کنیم که عدل یا عدالت انتخاب شده تا ستون دینی باشد.
در نظام عالم هر کس کار بد بکند جزای آن کار بد را خواهید دید و هر کس کار خوب کند کار خوب را خواهد دید و اگر ما کار خوب بکنیم به نسبت آن آرامش داریم و به عکس. به این آیه عزیزان توجه کنند. فمن یعمل مثقال ذره شرا یره. خود نفس عمل شما در نفس شما آثارش را باقی می گذارد و خود عمل را می بینیم همان را می بینیم. نگاه ناروا، فکر ناروا، خیال ناروا و عمل ناروا در نفس انسان عمل خود را نشان می دهد. ما به محض اینکه جنینی بودیم متولد شدیم به محض تولد بهشت و جهنم را با خود داریم بهشت و جهنم ظهور نفس خودمان است در واقع می توانیم بگوییم قبر تو خود تویی که اعمال خود تو هست.
در این عالم کسانی هستند که همه اش دلهره و اضطراب عالم را بد تفسیر کردن، احساس بدبختی کردن، احساس پوچی کردن یا می گوید زندگی برایم تکراری شده و کار هایش برایم لذت ندارد ولی یک نفر دیگر است که با امکانات خیلی خیلی کمتر از آن دارد از دنیا لذت خوبی داشته و خود را خوب به رضای خداوند رسانده و شکر و سپاس خداوند را انجام داده پس آنی که می رسد به رضای خداوند به لذت بردن از عالم به قشنگ دیدن و نشاط و معنا دار شدن زندگی خودش، خودش را رسانده به اینها. اینطور نیست که هر خوراکی که بخوری شاد می شوی زندگی ات معنادار می شود این بستگی به رفتار ما دارد.
لیجزی الذین اعصا به ما عملو و یجزی الذین احسنو بالحسنا.
گاهی وقتها شما توقع دارید در مقابل ظلمی که به شما می شود خیلی زود عدل خدا را ببینید عجله نکنید به خدا خدایی یاد ندهید اما این مژده را به شما داده که اگر کار خیری انجام بدهید. ولو مثقال ذره، نتیجه اش را خواهید دید هیچ چیز در رفته نیست انسان به خاطر اینکه کار های خوبش یعنی هر یک کار خوب او ده برابر پاداش می بیند تشویق می شود که همیشه کار های خوب انجام بدهد. شما صدام را در نظر بگیرید لعنت الله. بدترین جزا در حق صدام چی است او با ظلمهایی که کرده عالم برزخ با همه ی بزرگی خیلی کوچک است برای کار های کوچکش وارد برزخ میشود مثلا اگر سیلی زده باشد به گوش کسی یا پرونده ای ریز ریز باز می شود در برزخ بقیه می ماند برای قیامت، صدام چطور می تواند سوز دل یک مادر شهید یا فرزند شهید و یا میلیونها آدمی که کشته، علما، بزرگان، شهدا، مجتهدینی مراجع، مگر شوخی است انسانی را زنده زنده در چرخ گوشت بیندازی و بد خود بخندی خیلی حرف است و اگر زنده بود توانش را داشتی باز میلیونها آدم را بکشد یک فقره از کار های او بمب شیمیایی که در حلبچه انداخت و پنج هزار کودک در آغوش هم خشک شدند و او باید در عالم برزخ و بعد در قیامت جوابگوی کار های خود باشد.
خداوند تبارک و تعالی فرموده هیچ وقت از خوب بودن پشیمان نشوید چو برای شما آرامشی می آورد این را هم بدانیم خوب بودن خیلی عقب ماندن هم دارد بله درست است باید پی این محرومیت را به تن بمالیم و برای اینکه توجیه کند می فرماید تقدسو السماء یعنی مو لای درز اسماء الهی نمی رود یعنی پاک و بی عیب و بی نقص هستند امکان عقلی وجود ندارد که به خدا نقصی وارد شود و سستی وارد شود و به این اسم خیلی التزام داشته باشید « سبحان الله» این سبحان خیلی مهم است و سبحان را در خود ببینید و سبحان شوید.
و نگذارید شیطان در شما نفوذ کند ما یقین داریم خداوند امکان ظلم ندارد و با خداوند درگیر نشویم شیطان می تواند دل ما را بر علیه خداوند تحریک کند و خدا را زیر سوال ببرد برای اینکه عقل مان ضعیف است زود اسیر توهمات می شویم زود یقینی ترین مسائل را می گذاریم کنار و جایش یک چیز زشتی را می گیریم مثلا ما می دانیم هر چی خداوند بگوید خوب است مسائلی است که ما بد مان می آید حتی خجالت می کشیم این واهمه است ما اگر خداوند چیزی از ما بخواهد و ما انجام ندهیم سر از جهنم بیرون می آوریم با همان میزان اختلاف با خدا در موقع برزخ.
خداوند می فرماید مگر من دستور ناحق می دهم چرا از آن بدت می آید الان آدمهایی داریم که از قوانین شوهر داری خوششان نمی آید ولی انجام می دهند از حجاب بدش می آید یا از احترام به پدر و مادر یا از خمس و زکات می دهد ولی لذت نمی برد همه اش می گوید این به درد نمی خورد این حق نیست و خیلی کار های دیگر. اگر چیزی وهمی در اعتقادات تو باشد در باور های تو باشد باید بروی جهنم در بیاید 50 سال نماز خواندی روزه گرفتی یکسره خدا و آفرینش خلقت را بردی زیر سوال شکست خوردی، بچه ات مرده، موفق نبودی، با خدا درگیر بودی اگر ایمان نداشته باشی شاد نیستی سوال: چرا می گوییم مومن همیشه شاد است و آرام. چرا ما با وجود اینکه مومن هستیم شاد نیستیم. وهم نمی گذارد ما شاد باشیم و جلوی آرامش ما را می گیرد و باعث می شود من در آغوش خدا نتوانم شاد اشم و لذت ببرم با اینکه در محضر چهارده معصوم هستم نتوانم لذت ببرم.
این را بهش می گویند واهمه. حالا این یک بحث مفصلی است و ما باید روی بحث واهمه زیاد کار کنیم. از چنگ واهمه باید در بروی باید ریاضت زیادی بکشی تا از واهمه فرار کنی وهم یک نظام ارزشی و ریاضی غیر الهی است. که ما غالبا با همان سیستم زندگی می کنیم خوبها و متدین ها با همین سیستم زندگی می کنند بد ها که هیچ بد است. ما ها بندرت با ریاضیات الهی کار می کنیم رشد می کنیم یعنی ما بتوانیم در طول زمان وهم را از عقل شناساییی کنیم حق را بشناسیم این می شود عقل، میزان حق، دیگر اینکه مسئله جزا و پاداش در روز محشر بسان آنچه در نظارتهای بشری می گذرد چنین وضع شده اند در نظام عادی بین جرم و کیفر هیچ سنخیتی نیست مثلا جریمه ی نقدی، جنسی، تعذیر، سایر مجازاتهای نظام اجتماعی قرار داد های اعتباری است که یا شارع مقدس آنها را قرار داده و یا امتهای مختلف برای بهبود وضع زندگی و تشکل جامعه آنها را به امضا رسانده اند.
در هر حالا زندان رفتی دزد یا قاتل یا جرم های دیگر یا کسی که فساد انجام داده با نوع جرم او هیچ گونه شباهت ماهوی ندارد حتی می شود در این دنیا انواع مجازاتها را عوض کرد. برای جرم واحد دو نوع کیفر قرار داده اند. یعنی خود عمل جزا را می سازد. اگر بچه ای در رحم مادر دست و پا و چشم نیاورد کسی به او نمی گوید که چرا دست نیاوردی یا چشم نداری یا کسی او را جریمه نمی کند خود دست نداشتن و چشم نداشتن جریمه ی آن است پس خود ضعف خودش جزاست بنابر همان موقع دارید حرص و جوش می خورید دقت کنید از همان موقع ظلم جزا را هم می بینید یا اگر کسی تهمت بزند غیبت کند یا حسادت داشته باشد در نفسش می ماند این مال ضعفی است که دارد با خودش ظهور می کند.
شیطان شش هزار سال عبادت کرد و از اول هم خیال داشت کافر شود و هم اینکه خیال کافر شدن و سرکشی داشت کافر شد اگر کسی حسود می شود مال این نیست که الان حسود شده او از قبل حس حسادت و یا کینه توزی یا بدی را داشته خود آن کار را هم انجام می دهد عملش و جهنم را با خود دارد اگر کینه ورزش هم نکند باز جهنم می رود چون عمل کینه ورزی با اوست.
در آخرت عملکرد انسان بازتاب های تکوینی اعمال خود را نشان می دهد. در قرآن کریم آیاتی بسیار است لها ما کسبت و علیها مکتسبت.
شما برای آنچه که می کنید و همان چیزی که عمل کردید به همان مقدار جزا داده می شوید خداوند مردم را خلق کرده که مورد سوال قرار بگیرند.
ما وقتی که خرمایی را می خوریم هسته ی آن را بیرون می اندازیم نخی داخل گودی خرما هست که آنرا فطیری گویند ما باید خرما را بمکیم و به زور می شود فطیر را بیرون بکشیم هسته ی خرما یک هسته ی متالیک است یک سنگ مرمر است اگر میلیونها خرما را بخوریم یک هسته ی مرمر بیرون نمی آید.
چون داخل آن گودی و داخل هسته ی آن خرما چسبیده باید با یک سنباده یا یک چیز تیز روی آن بکشیم و هسته ی حقیقی آنرا بیرون بیاوریم پس کار های خداوند بی حساب و کتاب نیست و امام صادق علیه السلام نقل فرموده خدا هیچ کاری نمی کند جز اینکه درست و حکیمانه باشد. ولی بندگان خدا مورد سوال قرار می گیرند.