جلسه 080 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
80
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 080 - شرح صحیفه سجادیه

و جعل لکل راح منهم قدت معلوم معصوم من رزق لا ینقض من زاده نافص و لا یزیدم من نقص منهم صاعد ( (اگر کلمه ی عربی اشتباه هست به علت متن دست نویس است که از روی نوار پیاده شده)

خدای تعالی برای هر روح و نفسی رزق خاصی قرار داده است هر که را روزی فراوان عنایت کرد که کسی را قدرت کم کردن آن نیست. و هر که را روزی اندک عنایت کرد کی را قدرت به ازدیاد آن نیست. خوب بحث رزق بحث بسیار مهم و مبسوطی است در معارف دینی ما هم بنا نداریم که به همه ابعاد آن بپردازیم ما به بحث رزق از دریچه ی خدا شناسی به عنوان یک باب خداشناسی می خواهیم نگاه کنیم خداوند تبارک و تعالی کسی است که که برای هر روحی رزق مخصوص خودش را قرار داده برای هر موجودی رزق مخصوص خودش را قرار داده همه موجودات عالم از نباتات حیوانات انسانها جن ها روزی خور خداوند تبارک و تعالی هستند میلیارد ها میلیارد موجود در طول سالیانی که نمی دانیم چقدر هست یعنی زمانی که خداوند خلق داشته که نمی دانیم چقدر است چون ما فصل آخر هستیم روی زمین.

در بعضی از روایات عدد ذکر شده برای این که قبل از ما چند نسل از آدم ها و موجودات دیگر در روی زمین بودند، در بعضی از روایات عدد ذکر نشده. حضرت فرموده تا خدا خدایی می کرده ما آدم داشتیم. از حضرت سوال می کنند از آدم کی ها بودند آدم بود؟ گفتند قبل از آنها فرمود باز هم آدم بودند نسل دیگری بودند. بعد حضرت می فرماید اگر تا صبح هم سوال بکنی من .... این نشان می دهد که آن اقتضای ( خوانا نیست) رحمانیت الهی همین طور دائما خلق داشته الان نسل خودمان ده پانزده هزار سال بیشتر نیست که روی زمین آمده نسل حضرت آدم علیه السلام از هبوط آدم علیه السلام تا اینجا اما اسکلت های که داریم در باستان شناسی کشف شده است اسکلت انسان هایی یک میلیون سال بلکه بیش از یک میلیون سال هم کشف شده بنابراین ما نمی دانیم چه تعداد موجود خلق شده اینکه مربوط به انسان است شما ببینید جن ها جداگانه و حیوانات که جداگانه هستند در همین داستان قرآن کریم قبل از نسل ما حیوانات بودند نمی گویم حالا اولین مخلوق حیوان بوده ولی خوب قبل از نسل ما بودند حیوانات.

الان حیواناتی که چند میلیون سال پیش هم زندگی می کردند ما از آنها مدارک قطعی و مسلم از نوع زندگی شان ساختار تشکیلاتی بدن شان غذا هایی که می خوردند. محیط هایی که زندگی می کردند داریم. در داستان آدم و حوا کلاغ هست که می آید به قابیل ذفن هابیل را یاد می دهد بنابراین چقدر موجود ما داشتیم الان موجوداتی مثل مورچه ها، پرنده ها، پشه ها انواع و اقسام پشه ها خیلی از موجودات دیگر تعداد شان بیش از به دفعات به کرات بیش از تعداد انسان هاست انسان باید بنشینید فکر کند راجع به این مسئله اگر مثل حیوان بیاید و ببینید و عبور کند و برود و آیات را نبیند کور محشور می شود کور زندگی می کند کور هم محشور می شود. که این چه تعداد موجود خدا خلق کرده که دارد از قشون .... دارد به این ها خوراک می دهد از اول خلقت شان.

گیاهان چقدر؟ تعداد گیاهان را انسان ها خیلی بیشتر هست. چه تعداد دانه ها گیاهان حیوانات انسان ها آمدند از قشون او خوردند و از دنیا رفتند. یک مقدار انسان خوب است به این ها فکر کند که ببینیم این که تو را آفریده و می گوید من تو را برای خودم آفریدم کی است؟ آن که تو را آفرید و صد و بیست و چهار هزار فقط برای همین نسل از انسان ها فرستاده آن کی است این که در مقابلش می ایستی می گویی الله اکبر یعنی چی؟ آمد خدمت حضرت امیر علیه السلام عرض کرد که:‌ الله اکبر حضرت فرمود: الله اکبر از چی؟ خدا از چی بزرگتر هست گفت از همه چیز حضرت فرمود چیزی غیر از خدا نیست که خدا از آن بزرگ تر باشد.

هر چه که هست تجلیات خودش است گفت پس چی بگویم حضرت فرمود: بگو الله اکبر من این یوصف. خدا بزرگتر از آن است که به وصف آید. هیچ عقلی هیچ، وهمی، هیچ خیالی، هیچ نفسی هیچ قلب و روحی نمی تواند او را وصفش کند. آن طور که باید حتی موجودات بزرگتر، مجردات ائمه علیهم السلام. پیامبران هر کس که وضعی می کند با حجاب وجودی خودش ما محدوده ی وجودی خودش به عنوان مخلوق خالق خودش را وصف می کند یعنی به مقداری که تجلی کرده می شود انسان تازه اگر احاطه داشته باشد انسان به همه ی تجلیات.

پیامبر خودش تجلی اعظم است. اسم اعظم ولی باز هم به اندازه ی ظرفیت خودش برای همین فرمودند حتی الانبیا و الاولیا حتی آنها هم نمی توانند بفهمند این ذات چیست و اگر شناختی پیدا می کنند اگر عبادتی می کنند اگر عشق بازی می کنند. اگر توصیفی می کنند. در محدوده ی صفات و اسماء هست ولی خدا خیلی دوست دارد که ما بنشینیم و در باره تجلیات او خلقت او با هم حرف بزنیم و فکر کنیم.

که این چه موجودی هست همین طوری ما بیاییم دعا بخوانیم از کنار این رد شویم و جعل لکل روح منهم منهم به خلق خودش می بر می گردد. قوتا. قوت و غذا و رزق قرار داده. قوتا معلوما مقسوما. معین و قسمت شده کی دارد این کار را می کند. یک ذره فکر کنیم شما یک حجمی از غذا می خورید ظهر یک حجمی از ناهار را میل می فرمایید این غذا می آید برای تک تک اتم ها این 160هزار میلیارد سلول به اندازه هایی که بشود نمی داند این اندازه ها چقدر هست. هیچکس نمی داند جز خدا و معصومین به انداز هایی که تعیین شده و اندازه هایش فوق العاده ریاضی است و ریاضیاتش بی نهایت دقیق است.

این غذایی که شما خوردید حالا هر چی خوردی، تقسیم می شود می رود به طور ریاضی سر جای خودش قرار می گیرد. برای استخوان ها یک طور دست و پا یک طور معده و روده و جگر یک طور ناخن یک طور پوست یک طور مو ها یک طور مژگان و ابرو ها یک طور سایر مو های بدن یک طور این تقسیم می شود روی همه اینها همین یک بدن را در نظر بگیریم همین یک بدن. بدن خودمان.

ببینیم این رزقی که می رود تقسیم می شود برای همه ی این صد شصت هزار میلیارد سلول کی انجام می دهد این را یک مقدار من خواهش می کنم فکر کنید این رزقی که می خوریم ما حالا من رزق را مفصل تر توضیح می دهم برای تان همین غذا. غذای مادی که ما می خوریم. کی این کار را انجام می دهد تقسیم بندی بین این میلیارد ها سلول را در یک بدن کی انجام می دهد آن هم با محاسبات پیچیده فوق العاده پیچیده ریاضی کی این کار را می کند. همین فقیط بیاییم بخوانیم و رد شویم جعل لکل شی روح منهم قوتا معلوما مقسوما.

ببینیم که ما در محضر چی کسی هستیم از دست چه کسی داریم روزی می خوریم کی الله ماست رازق ماست خالق ماست کی رب ماست و چه کسی رب العالمین است یک مقدار جدی فکر کردن به اینها دست از خیالات و اوهام برداشتن باعث می شود ما یک مقدار به جدی بودن خلقت خودمان، جدی بودن جریان خلقت عالم به هدف دار بودن خلقت پی ببریم. افحسبتم انما خلقناکم عبث و انکم الینا لا ترجعون. دارد حرف می زند با تو.

ببینید افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا ترجعون. گمان کردید که شما ها را عبث خلق کردیم و شما به سوی ما بازگشت نمی کنید. همین انشاءالله از جلسه رفتید بیرون تا هفته آینده انشاءالله تا جلسه آینده انشاءالله اگر بود به این مقوله فکر کنید. به این که بالاخره این چه خدایی که از وقتی که خدایی می کرده به تعدادی که فقط خودش می داند موجود دارد خلق می کند هنوز هم دارد خلق می کند یکسره همین طوری دارد فیزان می کند یکسره دارد خلق می کند و دارد روزی می دهد کی است آقا خلق، مگر شوخی است ما می گوییم خلق؟

همین یک کلمه خلق این حجاب عادت بیچاره کرده ما ها را. عجز و ضعف و ناتوانی بی مقداری خودمان را در نظر بگیریم یا رب العالمین یا الله خالق کل شی. و هو بکل شی علیم. و هو بکل شی محیط. ما عرضه نداریم که رزق خودمان را بدهیم. وای می ایستیم نماز عصر بعد از نماز عصر در تعقیبات می خوانیم لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا. خدایا من در مقابل تو ایستادم که چی؟ که لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا. عرضه ندارم نفغ و ضرر خود را کنترل کنم و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا. مرگ و حیات و نشر هم همه دست خودم نیست نشور خودم هم دست خودم نیست خدایا من از تو می خواهم که من را ببخشی استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم. ذوالجلال و الاکرام.

خوب حالا ما کجا دنبال خدا می گردیم ببینیم او را. کجا دنبال خدا می گردیم بشناسیم اش. یک عزیزی برای من نامه نوشته، نوشته که من راه شناسی را گوش کردم نمی دانم انسان شناسی را گوش کردم دشمن شناسی را گوش کردم این کلاس ها را بودم کتاب های آموزش های اخلاق را خواندم این ها را خواندم این ها را خواندم همین طور زیاد. بعد می گوید من هنوز اضطراب دارم راجع به خدا خیلی سوال دارم شک دارم هنوز خوب تو عزیز من ببین با خودت چه کار کرده ای که این طوری هستی. ببین چقدر به شیطان و واهمه و خیالت کولی دادی باج دادی که این کار را با تو بکند. یک کمی فکر کن. فکر کن این میلیارد ها میلیارد موجودی که هستند ما اصلا نمی دانیم چقدر الانش هم نمی دانیم نسل های قبل از خودمان هم نمی دانیم تا که خدا خدایی می کرده و خلق کرده کسی چه می داند روزی شان را کی می داده یک ذره فکر کن همین که خودت داری غذا می خوری این غذا را کی دارد پخش می کند تو بدن تو. آخر آدم چقدر کور باشد از در و دیوار دارد خدا می ریزد. از در و دیوار خودت هر چی غیر خودت هست خودت و هر چی غیر خودت هست بس نیست این همه آیه.

بس نیست. تازه این مربوط به رزق مادی من دارم صحبت می کنم خودش دارد می گوید جعل الله روح منهم قوتا معلوما مقسوما. آقا می دانی یعنی چی؟ وقتی کلمه معلوم و مقسوم را می آورد ببینید چقدر ریاضیاتش پیچیده است معلوم و مقسوم. تقسیم شده، خیالت را راحت راحت می کند تقسیم شد این روزی ولی دارد می گوید چی بگذارید از فرمایش استاد بخوانم. از کلمه روح که حقیقت حیات را تشکیل می دهد. فهمیده می شود که مقصود از رزق تنها مسائل مادی یا مجتهیات نفسانی نیست کلمه رزق اعم از مادیات و معنویات شما خیالت هم رزق دارد وهمت هم رزق دارد عقلت هم رزق دارد فوق عقلت هم رزق دارد هر کدام از ما الان یا یک ظرفیت و دارایی و ثروت از رزق مادی خیالی وهمی عقلی و فوق عقلی این جا نشستیم بلکه خدای متعال آنچه را که روح لازم دارد اعم از لوازم حیات معنوی یا حیات مادی تامین فرموده است.

عزیزان من خواهش می کنم که به این کلمه می رسید عمیق بشنوید با گوش انسانی نه با گوش حیوانی همه ی کلمه هی ما عادت کردیم متاسفانه خدا، خدا، خدا، همین یک کلمه بس نیست واقعا. خدای متعال الله رب العالمین. الله. خدای متعال همین طور فقط رد می شویم می رویم. آیات را می گوید ولی نمی فهمیم. آنچه را که روح لازم دارد اعم از لوازم حیات معنوی و حیات مادی تامین فرموده است از کجا تامین فرموده است بنشینیم یک ذره فکر کنی. به خدا قسم پای مان را از این عالم بگذاریم بیرون. بقدری حسرت می خوریم که نشستیم این خلقت را فکر نکردیم و مردیم کور بودیم و آنقدر حسرت بخوریم که نگو. ما حتی از نگاه کردن به این بهشتی که خلق کرده الان یعنی این بینهایت موجود به این تعلمیاتی که کرده که بینهایت است کوریم آن وقت چه طوری می خواهیم برویم آن بهشت را ببینیم.

چه طوری می خواهیم برویم از آن بهشت استفاده کنیم. از آن همه عالمی که پخش کرده در این عالم فرمودند بزرگان دین که جهان علم انباشته روی هم ولی ما نمی شینیم بخوریم ما همه بد غذاییم همه کم اشتهاییم همه دچار سوء تغذیه هستیم همه بی میلیم به خوردن این غذا ها ما به غذا های حسی و وهمی و خیالی بیشتر علاقه مند هستیم تا غذا های عقلانی و فوق عقلانی و قیمت انسان رشد انسان شرافت انسان سنگینی انسان در مواقع مردن سنگینی انسان در روزی که ما را وزن می کنند سنگینی نامه اعمال انسان به میزان غذای انسانی است که خورده. چقدر غذای انسانی ما خوردیم چقدر الحمدلله رب العالمین برای ما گذاشته و چقدر ما کم استفاده می کنیم چقدر ثروت حقیقی برای ما گذاشته و ما چقدر زاهدانه بر خورد می کنیم با این ثروت حقیقی. علت بگویم چرا؟ برای اینکه ما هنوز یقین نکرده ایم که انسانیم.

یعنی ما خودمان را حیوان می بینیم بیشتر. یعنی جنبه ای که حقیقت ما نیست ما به جنبه های جنسی خودمان بیشتر توجه داریم مرد بودن زن بودن بابا، مامان، و خواهر و برادر بودن. به جنبه های طبیعی دنیایی توجه داریم به رئیس و مرئوس بودن همه اش عقده های کمبود های جنسی، غذایی، خانه، لباس، مسکن، وسیله نقلیه قیمت ای مان هم متاسفانه همین طوری داریم نگاه می کنیم معیار موفقیت و عدد موفقیت در یک زندگی برای ما ها که متاسفانه حیوانی داریم فکر می کنیم این است که ازدواج کردم یا نکردم شوهر دارم زن دارم بچه دارم یا نه. غم و غصه های ما شادی و آرامش ما جشن و شادی ما با کدام رزق ها بالا و پایین می رود اصلا مربوط به کدام بخش رزق ها است. مربوط به کدام بخش از رزق ماست ما اگر در بعضی از رزق های حیوانی کمبود داریم. اگر رزق انسانی هرگز خداوند برای کمبود نگذاشتید عزیزان یاد تان باشد من بار ها عرض کردم چیزی به نام آرامش و شادی و احساسات و خوشبختی مربوط به بخش انسانی ماست نه به بخش حیوانی که با داشتنش فکر کنیم احساس خوشبختی می کنیم.

و الا من و شما هر کدام مان نسبت به هر کدام از این مردم جهان رزق های مادی زیادی داریم که همه حسرت ما را می خورند حتی رزق های معنوی داریم همه حسرت می خورند رزق های عقلی علمی خیلی ها دوست دارند یک زمانی جای ما بودند ای کاش من جای فلانی بودم ولی حالا ما مگر خیلی احساس خوشبختی می کنیم با داشتن همچنین موقعیتی هم خودمان نمی فهمیم هم آنیکه حسرت ما را می خورد نمی فهمد چه بسا آنی که حسرت ما را می خورد چه بسا همان، خدا بیشتر از من را و شما را به او داده باشد.

ولی کوری کار دست انسان می دهد بی معرفتی کار دست انسان می دهد

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

ما ها هم همین طور هستیم ما نسبت به دیگرانی که متاسفانه داریم حسرت شان را می خوریم که ای کاش ما جای آن بودیم ولی خدا به ما نگاه می کند با حضرت و تاسف به ما نگاه می کند که ببینید بنده من را، من چی ها به او دادم این دارد غصه چی ها را می خورد چه دارایی ها و ثروت هایی ماندگار و پایداری که به او دادم او دارد غصه چیز هایی را می خورد که اصلا در شانش نیست.

اصلا با خودش پیش من نمی آورد در حیات ابدی اش تاثیری ندارد و یک چیز دیگر بگویم که خیلی وقت ها ما عزیزان رزق های که ما به دنبالش هستیم و می خواهیم آن ها را. خودشان مانع رزق های انسانی می شوند یعنی اصلا هر کس دارد از رزق غیر انسانی و وقت می گذارد برای بدست آوردن این رزق ها دارد چه کم می کند؟ دارد از رزق انسانی خودش از ابدیت خودش کم می کند نمی فهمد که دارد با خودش چه میکند که ذهن و دل و همه افکارش در رزق های مادی است. یا رزق های خیالی و وهمی ولی نمی فهمد که چه رزق های عقلی و فوق عقلانی را از دست می دهد. خوب من بروم فلان جا رئیس شوم فلان جا کاندید شوم رای بیاورم به من رای بدهند. که مثلا بشوم مسئول فلان، رئیس فلان، مدیر فلان، خوب حالا این کمال وهمانی را هم بدست آوردی خوب حالا به تو گفتند رئیس جمهور خوب حالا که چی؟

چند سال دیگر هم می گذاری می میری گفتند به تو نماینده مجلس. عضو شورای شهر نمی دانم رئیس کجا مدیر کل کجا ببین اینها خیالات و وهمی دیگر مفام جز کمالات وهمی بود. بعد وقتی نگاهش که می کنی ها به باطنش که نگاه می کنی می بینی مثلا این آفریقایی ها که دارند می میرند اسکلت شان زده بیرون از بدن شان دیدید شما آنهایی که دارند می میرند انگشت های باریک استخوان ها همه زده بیرون همه از شدت کم غذایی می میرند به باطن که نگاه کنی می بینی چقدر فقیر و بدبخت و بیچاره هیچ چیز ندارد برای مردنش.

برای قبر، عالم برزخ گدای گداست. نامه اعمال سبک هیچی ندارد و دنیایش که نگاه می کنی می بینی خیلی دنیای آباد و چاق و چله ای دارد چند تا اتومبیل دارد چند تا خانه دارد بچه های فراوان دارد فرش سیاه در خانه شان مبلمان مجهز. همه اعضای خانه تلفن همراه دارند همه هر کدام.

یک خانمی را دیروز نشان می دادند نه روزنامه خواندم 3000 جفت کفش حالا شما در نظر بگیرید چقدر طلا آویزان کنند. بخود شان شرافت به این شده دیگر بدویم عمر مان بگذاریم دانشگاه درس بخوانیم رشته ای که اصلا معلوم نیست بدرد مان بخورد نخورد من نمی گویم درس خواندن در دانشگاه بد است خیلی هم خوب است اما اگر با هم خلقت سازگاری داشته باشد باید درست از آن استفاده کنیم هر چی می خوانی مهم نیست واقعا جز خوراک انسانی ات بشود این رشته ات این که می خوانی یعنی باید عرضه داشته باشی وقتی وقت می گذاری کامپیوتر و زبان می خوانی وقت می گذاری در دانشگاه می خوانی در رشته های مختلف تحصیل می کنی بعد هم می خواهی بیایی تدریس کنی باید به نفع ابدیت از آن استفاده کنی و الا عمر تلف کردی.

خدا برای ما رزق بالاتر را قرار داده بالاترین رزق قرار داده آن هم به صورت بی نهایت می گوید هر کدام می خواهی بخور ولی تو حواست باشد موجود ابدی هستی تو حواست باشد یک ابدیت داری که باید به بلندای ابدیت رزق بخوری آه من قلته الزاد و الطول الطریق. میزان اعمال از امیرالمومنین علیه السلام آقا ایشان میزان اعمال است ما را به این می سنجند ببین دلشوره های این کجاست می گوید آه من قلت لذات و الطول الطریق. می گوید آه از کمی توشه و طولانی بودن راه سه هزار سال راه صراط در جهنم. قوت نمی خواهی بخوری رزق نمی خواهی بخوری نور نمی خواهی داشته باشی آنجا.

از خودت باید هیچ کس آنجا به تو روزی نمی دهد هیچ کس به تو نور نمی دهد یوم لا تزر وازرته وزر اخری. هیچ کس به تو روزی نخواهد داد همه کم می آورن کی می دهد به تو آنجا جز اینکه خودت باید بخوری آنجا بنشین روزی بخور. روزی بخور. چاق و چله بشو. جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش

رزق بخور تنبلی نکنیم کسالت نکنیم بنشینیم رزق بخوریم. کتاب که می خوانی در محضر امام سجاد که می نشینی رزقت بخور خوب قرآن رزق انسانی است ما بعد بک الله ما بک الله. یعنی سفر آسمانی است بنشین قرآن بخور عمر دارد تمام می شود ما چی از قرآن خورده چه از قرآن فهمیدی قرآن بخور مفاتیح بخور، نهج البلاغه بخورد، صحیفه بخور، این بخور تو به کی می گویم به خود من با شما به عنوان یک حیوان ته حرف می زنم خطاب من با نفس انسانی شماست. بخور آن قرآن را. حدیث بخور. صلوات بخور. ذکر بخور. جذب کنید اینها را حریصانه بخورید اینها را چون بی نهایتی تنها جایی که خدا جای حریص بودن داده در رزق فوق عقلانی است که خداوند برای هر چیزی حد گذاشته جز یاد خودش جز رزق فوق عقلانی رزق انسانی بخوریم حریصانه بخوریم. شما فکر می کنید علی علیه السلام یک آدم ول بیکار و بی عار بود که هزار رکعت در شبانه روز نماز می خوانده برای چی هزار رکعت در شبانه روز نماز می خواند. آن وقت ما این هفتده رکعت هم می خواهیم بخوانیم زور مان می آید او چقدر اشتها داشته این طوری می خورده چقدر اشتها داشته که می خورده وقتی ما خودمان را انسان نمی بینیم با گوش و روح حیوانی می رویم قرآن را باز می کنیم می خوانیم این آیه را چی می فهمیم از آن و من الیل فتجهد به نافله لک عسی ربک ان یبعثک مقام محمود قم اللیل الا قلیلا شب بیدار بلند شو مگر کمش را بخواب ما با گوش حیوانی می آییم سر کلاس گوش حیوانی قرآن می خوانیم نیم فهمیم یعنی چی این خدا نمی فهمد به من می گوید محاله قم اللیل الا قلیلا شب بایست کمی اش را بخواب. بله وقتی من با بدن حیوانی و روح حیوانی و ذهن حیوانی آیات را بخوانم تا آخر همین است دیگر نمی فهمم. می گویم یعنی چی آخر؟

اعمال شب جمعه شما نگاه کنید تا صبح ما عیش و نوش داریم عیش و نوش فطری داریم تمام هم نمی شود از بس متنوع است از بس زیاد است این غذا برای میهمانی های شب جمعه تا صبح ولی ما ها اصلا حال این غذا ها را نداریم پس همچنان که نان و آب و هوا و لباس و مسکن روزی او بوده و از اوست شنیدن و دیدن و فهمیدن قدرت عمل به حقایق معنوی که حیات جاودانه انسان را تامین می کند نیز جملگی از قسم روزی هایی اسب که قائم به عطای اوست ولی روزی را خدا چطوری می دهد می گوید هر چقدر تو ظرف بیاوری من می ریزم. هر چی ظرف بیاوری به تو می دهم بی نهایت اعطای من حد ندارد. من بخل ندارم. هر کدام از شما ها شبیه من شوید مثل من شوید اول خیال ما را راحت کرده گفته دوست دارم همه تان خلیفه الله بشوید.

یعنی وقتی دوست دارم یعنی هر چی بخواهی به تو می دهم دیگر آقا یک پدری می آید به فرزندش می گوید عزیز من، من دوست دارم تو یک دانشمند شوی غصه روزی ات را نخور فقط من از تو درس خواندن می خواهم این یعنی چی یعنی هر چی بخواهی به تو می دهم تو بخور تو بشو. برای اینکه غصه نگیرد تو را می گوید تو را خلق کردم برای خودم حتی می گوید بهشت را خلق کردم برای بدنت نه برای خودت فقط پاداش تو خود من هستی اینقدر بزرگ می توانی بشوی خوب حالا هر چقدر ظرف بیاوری بخواهی مثل من بشوی به تو می دهم این هم راهش. هی ظرفت بیاوری هی من بریزم برایت هی توان بیار هی من به تو بدهم. بی بخل، بدون دریغ بدون مطلی. هی تو ظرفیت بیاور من هم بریزم برایت ببر.

اعطای من بی نهایت است، بی نهایت است. خوب ما ظرف نمی بریم پیش خدا هم هم قر می زنیم به خدا چرا به ما نمی دهی. این قر قر های مان هم حیوانی است ما می رویم قرقر حیوانی می زنیم که چرا مثلا من فلان چیز مادی را ندارم قر های مان هم حیوانی برای حیوانیت مان قر می زنیم.

ولی یک بار برای خدا راجع به انسانیت مان قر نمی زنیم که اگر انسان بخواهد برای انسانیتش قرقر بکند که قری ندارد که . محبوبش هر چی بخواهی به تو می دهد برویم روز هایی که ائمه در ادعیه خواستند حالا می رسیم ما حالا به آن قسمت های مست کننده ی زیارت دعا این دعا خیلی ما داریم از این شراب فعلا خط اولیم.

انشاءالله به خط هفتم برسیم در همین دعا. فعلا داریم مزمزه می کنیم این دعا را از این شراب بگذار برسیم به رزق به شما می گویم رزق چی است الان از آن رزقی که رزق است و ما وقتی می خوریدش و احساس بزرگ شدن و سرمست شدن می کنید وقت یک اسمی از آن رزق برای تان گفتیم در همین دعا یک اسمی فقط گفتیم بگذار برسیم انشاءالله یک چند جلسه دیگر می رسیم.

ولی شما هر چقدر فکر ظرفیت ببری خدا می ریزد برای تان بدون دریغ به تو می دهد. بخواه تو. تو گریه اش بکن اگر نداد تو تمنایش داشته باشد دغدغه اش بیاید سراغت به تو می دهد. خدا می داند که اگر انسان بخش انسانی اش فعال بشود و بیفتد به خوردن دیگر آرزوی رزق های دیگر را راحت نمی کند مگر به اندازه کفاف دیگر آرزو نمی کند رزق های دیگر را به اندازه ی کفاف فقط خیال مسابقه گذاشتن ندارد دنبال عزت و آبروی ظاهری نیست آقا ما عزت داریم آبرو داریم. او اصلا عزت و آبرو را به این نمی بیند.

اگر آدم باشد شرم می آید ننگش می آید چهل سال عمر کرد هنوز شکل باطنی انسانی پیدا نکرد. از این خجالت می کشد می گوید ای وای اگر من این طوری بمیرم چه کار کنم ای وای اگر من حسود بمیرم چه کنم اگر من بخیل بمیرم چه کنم اگر من با سوء ظن و تکبر بمیرم چه کنم ای خدا این ها را از من بگیر. به من انسانیت بده ای خدایا اگر فردا بمیرم موقع مردن با باطن حیوانی محشور بشوم جلو آدم ها چه کار کنم خوب همه به من نگاه می کنند. همه به من نگاه می کنند آنجا نه چشم آوردی نه دست آوردی نه پا آوردی گدای گدا.

دیگر آدم نمی افتد به مسابقه گذاشتن با دیگران که. دیگر نداشتن اتومبیل تلفن نمی دانم چی چی ... آزار نمی دهد که احساس کند از بقیه کم آورده. او به رزق حقیقی نگاه می کند به خوراک حقیقی و ثروت حقیقی به سنگینی نامه اعمال نگاه می کند خوب استاد فرمایش خیلی شیرینی دارند در این رابطه انشاءالله این را می گذاریم برای جلسه آینده.

سوال کردند عزیزان که اگر خداوند مطلق است و خارج از خودش هدفی ندارد پس چرا در قرآن می فرماید هدف از خلقت آزمایش شماست. آزمایش یعنی این که شما به شناخت برسید بشناسید به خودتان مبنا این است تا مرا بپرستید. اگر هدف خلقت شناساندن انسان به خودش بود اگر انسان خلق نمی شود لزومی نداشت که او را به خودش بشناساند؟ خوب خلق امتحان دارد یعنی همه ما سوال از خلق بخش انسانی معنادار نیست این بخش حیوانی که نمی فهمد چرا خلق شده سوال می کند که چرا ما را خلق کردی یک تشنه از وجود آب سوال نمی کند برایش منطقی، تشنه هستم پس آب هم باید باشد

ما بنودیم و تقاضا مان نبود لطف ما ناگفته ما می شنود

انسان که از خدا سوال نمی کند مرا برای چی خلق کردی. انسان معشوقش خداست عاشق هیچ وقت از معشوق گله ندارد که. اصلا می گوید عشق است و معشوق است. بخش حیوانی است که سوال می کند سوال برای انسان وجود ندارد که خدا از باب جود و رحمتش ما را خلق کرد می دانست که ما به این خلقت نیاز داریم.

و خلق مان کرد. ولی من وقتی که درست خودم نگاه نکنم یعنی با گوش و روح انسانی نگاه نکنم به خودم و نشانم در مورد خودم سوال می کنم که خدا چی نیازی داشت که مرا خلق کند. برای چی خلق کرده خوب دقت کنید سوال کننده کی است باید معلوم شود اول در وجود ما سوال کننده کی است.

والحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد آل طاهرین.