جلسه 077 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
77
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
7
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 077 - شرح صحیفه سجادیه

فراز اول دعای اول صحیفه را خواندیم الحمد لله الاول بلا اول کان قبله و الاخر بالاخر یکون بعد. الذی قصرت ان رع( متن عربی دعا اصلا خوانا نیست لذا نمی شود تایپ کرد.)

رسیدیم به این بخش که الذی قصرک رعیته ابصار الناظرین عذابی نا دیدنی تحت عناون شرح بحث

امام علیه السلام در سومین وصف می فرماید بندگان از دیدن حضرت حق ناتوان هستند و به راستی چشمان ظاهر بین ما چقدر توان رویت پدیده ها را دارد و نسبت بین دیدنی و نادیدنی های او چه مقدار است ببینید در باره ی دیدن منظور دیدن با چشم سر است آیا می توانیم که زمانی خدا را رو در رو با چشم ببینیم یا نه. بین هر حسی با محسوس خودش تناسب وجود دارد یعنی باید سنخیت بین تناسب هر مدرکی با مدرک خودش باشد.

اگر این تناسب نباشد ادراک امکان پذیر نیست مثلا اگر چشم ساختار خاصی دارد با این ساختار فقط می تواند اشیائ خاصی که دارای ساختاری متناسب با ساختار چشم هستند و در حیطه ی طول موج دریافتی چشم هستند ببیند اما اگر چیز های دیدنی هستند اما در حیطه طول موج دریافتی چشم نیستند دیدنی نیستند.

با اینکه مادی هستند محسوس هستند رنگ دارند شکل دارند ولی دیده نمی شوند ما رنگ های بین قرمز و تا بنفش را می توانیم ببینیم اگر مادون قرمز و ماوراء بنفش برای ما دیدنی هستند در حالی که مادون قرمز اشیائی داریم رنگ هایی دارم نور هایی را داریم ماوراء بنفش هم همین طور اما برای ما قابل ادراک نیست.

مثل بعضی از حیوانات اشیائ را رنگی نمی بینند. چون این سیستم رنگی که رنگ را می گیرد می بیند و منتقل می کند به مغز را ندارد وقتی ندارد سیاه و سفید می بیند پس حتما باید سیستمش وجود داشته باشد مثلا تلویزیون رنگی نداشته باشیم نمی توانیم بگوییم که چون از مرکز پخش رنگی می شود ما هم باید این را رنگی ببینیم نه. این از مرکز پخش رنگی می شود ولی ما این را سیاه و سفید می بینیم دستگاه مان سیاه و سفید است چون امکان گرفتن آن را نداریم البته در مورد دیدن بسیاری از اشیاء با چشم ما دیده نمی شوند با اینکه محسوس هستند ماده هستند رنگ دارند شکل دارند چرا؟

چون چشم ما با آنها تناسب ندارد حد خاصی می تواند ببیند بنابراین موادی که این موادی خیلی خیلی بیشتر از چیز هایی هستند که ما داریم می بینیم که وجود دارند در اطراف ما که ما اینها را نمی بینیم دیدنی نیستند. صوت ماده فرکانس ماده است امواج زیادی که هستند اینها هم ماده هستند غیر ماده که نیستند. با این که ماده هستند الان که ما و شما نشستیم به محض اینکه یک تلویزیون بگذاریم اینجا روشن کنیم می بینیم که یا کانال ماهواره بگذاریم اینجا حداقل 70 تا کانال را می گیرد پس ببینیم در این فضای که نشسته ایم در این حسینیه به اندازه ی 700 کانال تصویر و صدا دارد تردد می کند که ما اصلا نه آنها را می بینیم و نه می شنویم در مورد فرکانس هم همین طور است ما 20 تا 20 هزار فرکانس را می شنویم بنابراین زیر 20 فرکانس بالای 20 هزار فرکانس شنیدنی برای ما نیست در حالی که وجود دارد مثلا زمین که دارد حرکت می کند با آن سرعت سرسام آوری که دارد در فضا دارد حرکت می کند شما الان شما یک تسبیح را بگیرید بچرخانید یا تسمه را بچرخانید می بینید حرکت این تسبیح تولید صدا می کند حالا شما ببینید کره ی زمین که عظم دارد هم حرکت وضعی دارد هم حرکت انتقالی دارد هم یک حرکت در منظومه دارد حرکت می کند در نظر بگیرید چقدر تولید صدا می کند ولی خداوند تبارک و تعالی به فضلش برای سکون ما این صدا را از ما مخفی کرده.

سرعتی که با سرعت سرسام آوری که داریم حرکت می کنیم چقدر سرسام آور است که ما فکر می کنیم سکوت محض است برای ما سکوت محض است در حالی که این طور نیست سگ ها مثلا 20 هزار تا ولی آنها 150 هزار فرکانس را می گیرد یعنی بسیاری از صدا های که ما نمی شنویم سگ می شنود. یا حیوانات دیگر گوشهای شان فوق العاده قوی است شما فکر کنید که خفاش چشم ندارد ولی گوشش اینقدر قوی است که اگر یک پشه از اطرافش رد شود صدای بال او را می گیرد.

و می رود حمله می کند به او یعنی از طریق صدا او را می شناسد و شکار می کند. پس حواس کلا محدودیت دارد یعنی حتی مدرکات از سنخ خود را هم ادراک همیشه نمی توانند بکنند. 2- فقط و فقط مدرکات سنخ خودشان را می توانند ادراک کنند آن هم نه همه اش را بنابراین وقتی می خواهیم از خدا صحبت کنیم اولا اینکه خدا ماده نیست شکل و اندازه و رنگ ندارد که بتوان با چشم دید. مدرک چشم قرار نمی گیرد. 3- بی نهایت است ادراک بی نهایت با حواس محدود امکان پذیر نیست مثلا اگر خداوند ماده بود شکل داشت رنگ داشت اندازه داشت بر فرض محال باز هم بر فرض محال اگر چشم ما توان این را داشت که این موجود مادی را بتواند ادراک کند مثلا وضعیت سلول هایش زنگش طول موجش با چشم ما سازگاری داشته باشد باز به دلیل بی نهایت بودن امکان دیدن وجود نداشت.

پس به دلایل مختلف قصرت یعنی عاجز است امکان ندارد بتواند چشمها او را ببینند ولی ما چشمهای دیگری داریم که این چشم ها می بینند موجوداتی که تناسب با خودشان و با این دیدن مثل دیدن چشم بلکه بالاتر از دیدن چشم ما در مورد مدرکات می بینیم با آن حواس حکم می کنیم. مثلا من می بینم طرف فلانی نسبت به من محبت دارد این دیدن به چه صورتی دارد فلانی را چه طور آدمی دیدی یعنی با چشم چه طوری است مثلا می گویی آدم زشتی است یا آدم قشنگی است این خوب یا بد با چشم باطن دیدنی است بسیاری از مدرکات است که با چشم باطن دیده می شود. یقین هم داریم عشق و محبت کینه و ترس و نفرت امید شجاعت خوبی بدی اینها دیده می شوند دقیقا هم مثلا دیدنی ها که با چشم می بینیم در باره اش یقین داریم و در باره اش حکم می کنیم.

حق تعالی با چشم باطن دیده می شود یعنی ما می توانیم با چشم باطن می توانیم ببینیم او را. و آن هزار اسمی که در جوشن کبیر تجلی کرده می توانیم ادراک کنیم و یقین هم کنیم که هست و این دیدن فوق العاده فوق العاده قوی تر از دیدن با چشم است.

اگر امیرالمومنین فرمود لم اعبد ربی لم اره. من پرودگاری را که نبینم عبادتش نمی کنم. منظور این نوع دیدن است مثلا شما می دانید که هر کجا بروید خدا هست نمی تواند خدا نباشد می بینید که خدا هست و خیلی از صفات دیگر حقیقت آن است که دیدنی ها اندک و نادیدنی ها بسیار است زیرا دیدنی های انسان در یک سلسله امواج در محدوده امواج و طول موجهای بینایی قرار دارد.

هم چنین که گوش انسان نیز فقط امواج با طول موج های مخصوص را میگیرد و از درک بقیه آن عاجز است بنابراین قدرت دید انسان بسیار محدود بوده و جز یک سلسله از امواج خاص که متناسب با ساختار چشم است را نمی بیند البته روشن است که این مقایسه فقط با ارتباط جهان مادی صحیح می باشد زیرا عوالم دیگر از دسترس امواج و از نوسانات نوری خارج بوده و به هیچ وجه در ارتباط با ساختار چشم نیست و لذا خراج از قلمرو قوای حسی انسان می باشد.

مثلا الان فرشته ها اطراف ما هستند ولی از جنس ماده نیستند فرشته ها ولی همین الان که نشستیم ما موجودات مادی زیاد داریم شیطان مادی است شکل و رنگ دارد با اینکه ماده است و ماده هم دارد ما نمی بینیم ولی همراه مان هست در خانه مان هست در خلوت ترین حالات مان هست امکان ندارد نباشد همیشه هم با ما هست گاهی وقتها هم چند تا هست ولی ما در خانه هستیم و احساس تنهایی داریم کاملا فرشته ها هم هست همراه ما امکان ندارد نباشد ولی ما آنها را نمی بینیم در این عوالم کاملا از هم جدا هستند الان عالم ماده و مثلا جبروت با هم یک جا هستند.

مدرکات شان قاطی نمی شود با هم موجودات شان هم با هم قاطی نمی شوند در یک جا ما دنیا داریم برزخ داریم جبروت داریم و فوق آن را هم داریم ولی هیچ کدام قاطی نمی شوند با هم دیگر. مدرکات همه از همدیگر جدا هستند با اینکه یک جا همه هستند از 700 تا کانال می گویی نه فقط آن کانال را که شما انتخاب کردی ولی آن یکی ها نه. در امور فوق مادی همین طور است الان که در عالم ماده هستیم ظاهرا توی عالم ماده عالم ماده بدون دخالت مستقیم عالم برزخ اداره می شود یعنی فرشته ها که در رحم یک مادر دارند بچه را شکل می دهند فرشته هایی که الان با بدن ما کار دارند غذا هایی که کمک می کنند در هضم غذا در اطراف مان مملو از فرشته ها هست قاطی هم نمی شوند و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید پس ببینید ما در چه عالمی قرار داریم و همه با هم هستند ولی حریم های شان از هم جداست.

می خواهم این را دقت کنید که وقتی شما در جوشن کبیر اسم حق تعالی را خواندید یا مفصل می خوانید که خدا اشیا را از هم تفصیل می دهد از هم جدا می کند یا فاصله می اندازد بین اشیا می خوانیم که خدایا تو جدا کننده هستی چسباننده و جدا کننده هستی این اسم باید تمام مظاهرش را در عالم نگاه کنی آن موقع است که انسان از شدت تحیر نزدیک است بمیرد ببینید میلیارد ها میلیارد موجود از روی ناتوانی داریم می گویم و الا رقمی را که داریم می گوییم میلیارد ها میلیارد رقم کوچکی از مخلوق خداست به اندازه ی بی نهایت که خدا خلق کرده کی خدا بوده بی نهایت و تند تند هم دارد خلق می کند کل یوم هو فی شان خدا می داند در روز چند میلیارد فرشته خلق می شود این خلق دائما دارد صورت می گیرد تمام حریم همه ی این موجودات در دنیا و برزخ و جبروت و ماوراء دارد توسط او دارد تفکیک می شود.

اصلا هم قاطی نمی شود و همه را دارد اداره می کند متوجه می شوید خدا کی هست کی را عبادت می کنید در مقابل کی دارید نماز می خوانید خوب دقت کنید سهم شما از شب قدر همین هست که من به شما بگویم اگر شما هر شب قدر این قدر هم گیرتان بیاید از اسماء حق تعالی بس است ماه رمضان خوبی داشتید شما ها که بنشینید فکر کنید این اسم خدا جدا کننده است جدا کننده چه از چی؟

بنشینیم از مظاهر این جدا کنندگی و حریم بندی های بی نهایتی را که کرده فکر کنیم یک مقدار بعد ببین به سجده نمی افتی وادار نمی شوی ببین احساس کوچکی و له شدگی نمی کنی احساس ذلت به تو دست نمی دهد عزیزان می گویند چگونه در باره ی اسم اعظم که شما گفتید اسم اعظم مطالعه کنیم همین که گفتیم بنشینید و فکر کنید به تهش هم نمی توانی برسی اولش را هم نمی توانی ادراک کنی به اولش نمی توانی برسی چه برسد به عمقش.

شما برو در عمق همین اسمی که امشب گفتم ببین یعنی چی یک کلمه است معصوم است که خودش نماینده و مظهر خداست دیده خدا را می گوید آین بی نهایت معصوم در مقابل خدا قرار می گیرد یک دانه از هزار اسم این طوری به شما می گوید ای جدا انداخته ای فاصله انداخته اگر بیایم کلاس بگذاریم صبح تا شب نمی توانیم همین یک اسم را تا آخرش برویم به قول مولانا سه تا دو تا قیامت لازم است یعنی دو سه تا خلقت لازم است تا آدم بتواند به این اسم ها نگاه کند فرصت کند به این اسم ها نگاه کند.

از این رو دیدن ذات خدای متعالی که آفریننده ی همه چیز و خالق همه ی عالم از جمله چشم است باور کردنی نیست زیرا که علت در افق احاطه ی و یا دیده ی معلول قرار نمی گیرد چون معلول خودش محدود است چرا چون معلول یک علت نمی تواند به خود یک علت احاطه پیدا کند امکان پذیر نیست. هیچ عقلی در هیچ ریاضیاتی مقبول نیست که دو یک زمانی بتواند سه باشد دو دو است سه هم سه است دو نمی تواند در دو بودنش در حالی که دو است سه بشود اگر دو بخواهد به ادراک سه نائل بیاید فقط می تواند دو تا از سه را ادراک کند برابری کند از دو تا از سه معلول در حالی که معلول است نمی تواند احاطه بر علت پیدا کند هرگز نمی تواند.

فراز آخر از دعا از عجز. عجزت ان نعتهی اوهام ....

من در ماه رمضان نزدیک دم افطار قسم می خورم برای شما اگر از الان شروع کنیم از هر نعمت بگوییم همین از صفات حق تعالی بگوییم 20 سال هم من عمر کنم و برای شما بگویم 200 هزار سال هم نمی شود نمی توانیم وصفش کنیم پیامبر که مخلوق اول است اسم اعظم است نور است خودش قلم است خودش لوح است خودش عقل است خودش روح است خودش مثل اعلاست وقتی در مقابل حق تعالی قرار می گیرد می فرماید و ما عرفنا حق معرفتک ما نمی توانم عبادتت را بکنیم آن طور که شایسته است نشناختیم. ما چه بگوییم این خیلی مهم است که شهود کنیم ما عاجزیم از نعت نه من معصومین هم جمع شوند نمی توانیم نعت بکنیم توصیف کنیم همین یک اسم را مظاهرش را در آوریم اسم جدا کننده ی خدا را یک اسم را نگاه کنید چند سال هم عمر کنیم فقط فهرست نمی توانیم بکنیم بنویسیم فهرستش را. حق تعالی کیست.

فراز آخر دعا عجز واصفان عالم است آنان که باید طیران عقول خود را در آن اوج که برتر از آن محال است قرار دهند و به این نکته برسند که ناتوانند ناتوانتر از آن هستند که کمتر وصفی از حقیقت نا محدود و غیر متناهی خالق بی همتای خویش را ارائه کنند.

بی معرفت نخوانیم یا علی یا عظیم. یعنی چرا انشاءالله فرصت کنیم یا علی یا عظیم را برای شما بگوییم یا غفور یا رحیم انت رب العظیم الذی لیس کمثله شی زیرا آنچه در احاطه ذهنی مخلوق درمی آید محدود است شما هر چه که از خدا بفهمید باز مورد ادراک تو و محدود فهم توست خودش مخلوقی است از مخلوقات خودت هر چی می فهمیم بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آورد. این عجز را داشته باشید این خیلی سازنده است بفهمیم قابل ادراک نیست برای ما لیس کمثله شی هوس های بی خود سر مان نزند فکر های محال هم نکنیم ابتدع بقدرته الخلقه ابتداعا. این را در بحث بدیع السموات و الارض خواندیم.

همان بحث است ابتداع که می گوییم ابداع بدیع به کی می گویند که موجودات را بدون ماده ی اولیه بدون نقشه اولیه بدون سابقه خلق کرده که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. آن هم چگونه خلق می کند کلمه خلق کم است چون همه ی مخلوقات را نمی گیرد باز هم کلمه مخلوقات را می گوییم چون خالق بیشتر در عالم ماده به کار می رود در عالم فوق ماده عالم امر است. آنجا چون خود خدا گفته خلق ما هم می گوییم ما هم اجازه پیدا می کنیم این طوری می گوییم اما دقت کافی اگر به خرج بدهیم در ماوراء ماده اصلا خلقی نیست بلکه انشاء است که حالا این بحث فوق العاده دلکش و شیرین دارد.

اگر بخواهیم بحث کنیم در مورد واقعه خیلی قشنگ است که آن جا بحث کنیم که بحث خلق و بحث ابداع انشاء است و ننشئکم فی ما لا تعلمون آنجا بحث دلکشی دارد این قضیه خیلی جذاب است آنجا حیف آدم نفهمد و بمیرد و کور بمیرد ما باید از خدا طول عمر بخواهیم ان طتیل عمری فی طاعتک انسان زنده باشد بهفمد و بعد بمیرد و نم کانت فی هذه اعماع و فی آخرته اعماع هر کسی اینجا کور بمیرد آنجا هم کور است حیف است که انسان خدا را نشناسد و بمیرد همه ی قشنگی یک زندگی این نیست که ما زن بگیریم شوهر کنیم بچه دار شویم کار کنیم بچه بزرگ کنیم اصلا اینها نیست اصلا اینها جز زندگی نیست همه زندگی این است که من زنده بمانم بشناسم به معرفت الله برسم.

خورد و خوراک مقام و پست زن و بچه کار لذات این حرفها کدام است آنجا عالم دیگری است بحث چیز دیگری است ای خدا می توانم زنده بمانم عروسی فلانی را ببینم حالا دیدی چی شد ای خدا می شود نوه ی فلانی را ببینم ای خدا می شود که من صاحبخانه بشوم آرزو ها را نگاه کنید آدم به کجا می رسد کامم را از دنیا نگرفتم ازدواج نکردم بچه دار نشدم قبل از اینکه بمیرم صاحبخانه بشوم کامیابی فقط با خداست کامیاب کسی است که از خدا کام گرفته باشد هر کسی بیشتر از خدا کام بگیرد کامیاب تر است سعادتمند تر است او آدمتر است ثروتمند تر است و سالم تر است ابتدع بقدرته الخلقه ابتداعا. چه ابداعی چه ابداعی.

همین یک کلمه ابتداعا برو تا چند هزار سال مطالعه در روی ابداع ابتداعا بدیع السموات و الارض چند تا هستند موجودات خدا جز خدا کسی خبر ندرد از تعداد موجودات عالم بشری که این همه تکنولوژی دارد ماهواره دارد حرکت یک مورچه را با ماهواره کنترل می کند دیشب تلویزیون می گفت جدیدا یک موش پیدا کردند موشی که نشناخته بودند شناختند هر روز یک پرنده ی جدید حشره جدید و حیوان جدید هر روز یک گیاه جدید ستاره و کهکشان جدید به قول امام فرموده علم 27 پله است که تا ظهور امام زمان 2 پله اش طی می شود 25 پله از علم را امام زمان به تنهایی پیش می برد بعدش چی بعدش می زنی به سرت که نشناختم تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم هر چی معلومات بیشتر می شود به تعداد مجهولات اضافه تر می شود حالا امام زمان آمده 25 تای علم را برد بالا حالا می گوییم یک چیزی فهمیدید آن موقع بیشتر حسرت می خورید.

آن موقع بهتر می فهمید که نمی فهمم. قرآن می فرماید یک موجودات داریم که شما نمی شناسید اصلا خبر ندارید فرشته هایی هستند که خبر ندارند که خداوند ما را خلق کرده فرشته هایی هستند که چنان مهیمنند از فرشته ها عالین از فرشته ها هستند استکبرت ان کنت من العالین عالین کی ها هستند اینقدر موجودات هستند که خبر ندارند که خدا خلقی کرده آنجا مشغول به خود خدا هستند همه شان ابداعات خدا هستند چند هزار سال طول می کشد که بشر بیاید تا برگهای این درختان را تعدادش را بداند کی می تواند حساب کند تنوعش را طراحی هایی را که در برگ درختان شده یک مقدار ما از نگاه عادی برداریم.

درست نگاه کنیم آقا این برگها را می گذاری کنار هم یک،‌ دو، سه، ده، صدتا، هزار تا دانه به دانه طراحی کرده اصلا طراحی این برگ بدیع است بی سابقه است نقشه نداشته برای چه خدا را شکر کنیم و تسبیح کنیم برای ماده ای که دارد این برگ برای ماده ای که داشته این برگ قبلا ماده ای نبوده در عالم ماده را کی خلق کرده برای شکلش بگوییم برای ساختارش بگوییم و سلولهایش را بگوییم. آقا طرف می گوید دانشمند نابغه ی جهان می گوید من 20سال زحمت کشیدم 4 هزار اتم یک مولکول را شناختم که این 4 هزار اتم در این یک دانه مولکول چگونه وا می ایستند.

8 هزار و بیش از 8 هزار سال نخبه های عالم دارند کار می کنند این بدن را بشناسند مگر شوخی است این 8 هزار سال میلیونها دانشمند دارند کار می کنند مجهولات شان الان در مورد بدن بیشتر از معلومات شان است آن موقع یک چیز نمی دانستند الان یک میلیون چیز نمی دانند برگ درختان هسته ها دانه ها ماهی ها پرنده ها انواع سنگ ها خاکها ساختار گیاهان انسانها ستارگان کهکشان ها.

بدیع یعنی یک لحظه اراده کردم و خلق کردم در جوشن کبیر می خوانیم یا بدیع صبر کن در این اسم فکر کنید یکی از این اسم را بفهمیم در شب قدر است نمی خواهد هزار اسم را بخوانیم صبح تا شب عبادت کنیم مثل این جا که کلاس علم شاید گیر مان نیاید تا صبح 100 سال قرار باشد عبادت کنید شب قدر را داشته باشید اگر قرار باشد بی کیفیت عبادت کنید معادل این یک ساعتی که سر این کلاس نشسته اید چیزی گیرتان نمی آید که وقتی به معنویت و شهود نرسیدی فایده ای ندارد عبادت بلکه ممکن است ثوابی داشته باشد عقابی را دفع کند ولی چیزی جذب نمی کند شما با این دو تا اسمی که دادم بروید مهشور باشید کار کنید اگر بخواهیم وسواس داشته باشیم اصلا ما با علم ملکوت کاری نداریم که میلیارد ها برابر موجوداتش بزرگتر جذابتر و متنوع تر کامل تر از اینجا هستند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: انّ الله عز وجل خلق ملکه علی مثال ملکوته خداوند عالم ماده را به مثال ملکوت خودش خلق کرده عالم ملکوت چیست که عصاره ی یک چند میلیاردمش شده این و اسّس ملکوته علی مثال جبروته بنیان گذاری کرد عالم مثال و عالم ملکوت را از روی جبروتش جبروت چیست کاری با اینها نداریم.

ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا خلق را در نظر می گیریم کی می فهمد کی می تواند محاسبه کند بنابر این چند تا اسم خواندیم نزدیک به فهم ما همه اسما خدا خوب اند. وقتی می گویی ان الله علی کل شی قدیر یعنی قدرت یعنی چه ابتدع به چه بقدرته الخلقه چند تا اسم شد بدیع، قدیر، خالق معصوم دارد مشهود خودش را به شما می گوید. ابتدع کافی است برای کشتن ما ها چه خلقی چه ابتداعی چه ابداعی.

خواهش و دستور من این اس از شما ها که به هیچ وجه از این اسامی غفلت نکنید در خلوت ترین حالتها با این اسامی مهشور باشید آن موقع است که می توانید نماز خوب دعای خوب ذکر خوب یکی از نعمت های بهشت دیدن اسما الهی است در بهشت می تواند اسما الهی را درک کند اینجا هم می شود بهشت همین جاست می توانید اینجا می توانید اسما الهی را درک کنید به شرط اینکه بخواهید اساسا با این اسما مهشور باشید.