بحث در اثر هفتم دعاست، اثر هفتم دعا که جناب استاد فرمودند که هفتمین اثر دعا تربیت انسان کامل است. تربیت انسان هایی که تا بلند ترین قله ی مقامات، بلوغ پیدا کرده و در مرتفع ترین فضیلا مقام یافته اند، ثابت می کند که مقامات مذکور در فرهنگ اللهی اسلام، صرفا یک سری ایده های ذهنی تنها در مرحله ی خیال قرار داشته باشند نیست.
تا استعداد خاصی که این انگارد که این جمله ی نسبی در آینده ی بسیار دور است. راجع به این بحث کردیم؟ چیزی خواندیم از این؟ خوب حالا من یک توضیح بدهم، ببینید شما وقتی که فهرست یک ادعیه مراجعه می کنید می بینید که اصلا خود عناوین دعا ها و بعد که می روید تو خود باطن دعا ها، می بینند که باطن دعا به گونه است که دائما اطلاعات مهم تخصصی در باره ی حرکت خودش به سمت آخرت و ابدیت می گیرد، این اطلاعات بسیاری اش اطلاعات غیبی است، مسائل مخفی بین انسان و ماوراء طبیعت، بین خداوند و انسان است، انسان اگر این مضمون ادعیه را خوب یاد بگیرد. با یادگیری این مضامین، فهم این مضامین رشد می کند، عرض کردیم گاهی وقت معصوم وقتی که روبرو می شود با مردم به اندازه ی عقلش سخن می گوید با آنها اما وقتی که با خدا روبرو می شود با همه ی حقیقت وجودش حرف می زند.
بنابراین معارفی که، مسائل تربیتی که هنگام دعا گیر انسان می آید، در احادیث نمی شود به آن قدرت. واقعا اگر کسی می خواهد با سرعت و قدرت رشد پیدا کند، بی نیاز از مضامین دعا نیست. باید روی دعا ها کار کند، روی زیارتها کار کند، بغیر از احادیث هست، احادیث یک موقع است یک آدم ناقص العقلی، یک آدم ضعیفی یک آدم مشکل داری، هزار تا هست، آدم های تو مراتب مختلف رفتن پیش معصوم، معصوم حرف زده، آدم های بزرگ، آدم های کوچک، همه طور، ولی در دعا دیگر شخص روبرو شده یعنی معصوم هست و خدا.
با خدا دارد صحبت می کند، وقتی مثلا می گوید: خدایا تو به من یاد بده که فرزندانم را این گونه تربیت کنم، دقت کنید یعنی معصوم می داند که یک انسان باید چطوری تربیت شود ها؟ بعد به خدا می گوید خدایا تو کمک کن به من که این گونه با بچه هایم رفتار کنم. یعنی آن چه که لازم دارد را در دعا دارد می گوید یعنی آموزش است برای شما.
یا نه، مثلا می بینید که امام راجع اقسام فرشته ها بحث می کند که حالا می رسیم انشاءالله، می گوید خدا فرشته های آن آسمان، فرشته ای این آسمان، فرشته هایی که مسئول این کار هستند. فرشته هایی که مسئول آن کار اند، این اسمش این است، اسمش آن است، خب این دارد در واقع چه کار می کند تو را با ملکوت و باطن عالم آشنا می کند با قوای عالم انست می دهد، هیچ کس اگر، یعنی امکان ندارد یک کسی این ها را ندیده باشد بعد در دعا بخواهد بیاورد، خبر هایی هست که شاید این معصوم دیده همه را دارد از پشت صحنه خبر می دهد. و الا کی می داند اسم مثلا فرشته ها چی هستند، این فرشته ها چه ارتباطی با هم دارند، طبقه بندی شان چطوری است؟ کار های شان چطور است؟ خصوصیات فرشته ها چطوری هست؟ کسی خبر ندارد، موقعی که در دعا شما می روید این چیز ها را می خوانید با آنها آشنا می شوید بسیار سازندگی دارد یا در مورد پدر و مادر ها؟
هیچ کس نمی تواند این طوری حرف بزند. معصومه که می گوید خدایا، کاری بکن با من که از پدر و مادرم به اندازه ی سلطان ستمگر بترسم؟ چی می خواهد به شما بگوید، می خواهد دیگر بچه ای که از پدر و مادر حریم نگیرد، علاقه و عاطفه ی پدر و مادر به آنها پررویی و بی حیایی بدهد که بیاید در حریم پدر و مادرش، این عاق و بدبخت می شود، عاق والدین می شود، خوب توجه کنید آنجا امام صادق علیه السلام امام سجاد علیه السلام می فرماید: که خدایا من از پدرم و مادر به اندازه ی سلطان ستمگر بترسم، از این طرف در قرآن می گوید چی؟ در قرآن می گوید: فلا تقل لهما اف. به پدر و مادر تان اف نگویید. حضرت می فرماید اگر کمتر از اف چیزی بود، می گفت، خدا همین را می گفت، اف در زبان خود ما یعنی اه، اه... اه. اه، یک این طوری مثلا به پدر و مادر می کنیم. درست است، حالا بعضی ها مادران شان را به اسم کوچک صدا می کنند. پدران شان را به اسم کوچک صدا میکند، حرف های درشت و غلمبه و سلمبه به پدر و مادران شان می زنند. متلک می گویند، طعنه می زنند، غرغر می کنند، نق می زنند، گیر می دهند. اصلا خیلی نسبت های ناروا به پدر و مادران شان می دهند.
خوب این اگر شهید هم بشود در حدیث داریم اگر شهید هم بشود می رود در جهنم، وسط جهنم است اگر شهید هم بشود. دیگر شما حرف از این صریح تر که می گوید اعمل ما شئت یقال للعاق، اعمل ما شئت فانی الا اغفر لک ابدا. هر کاری دلت می خواهد انجام بدهد، هرگز تو را نمی بخشم.
بار خوب برای این ک ما عاقی دچار نشویم که تمام عبادتهای مان، زحمات مان حتی جنگیدن و شهادت مان به هدر نرود فرمول می آید در کجا می اندازد از لحاظ تربیتی، در دعای صحیفه می دهد که می بینی ما شرحش کردیم در حقوق والدین، عرض می کند خدایا کمک به من که من از پدر و مادرم به اندازه ی سلطان ستمگر بترسم چرا چون بچه ای که بی حیاست و نمی ترسد یعنی در خودت باید هیبت پدر و مادر و در دل خودت جا بدهی، دو تا مقوله است ها. عزیزان دقت کنند کسانی که پدر و مادر دارند انشاءالله زنده باشند و آنهایی که پدر و مادر شان به رحمت خدا رفتن، خدا انشاءالله ببخشد و بیامرزد شان.
کسانی که پدر و مادر نشدند دقت کنند در پدر و مادر شان دقت کنند، این خیلی مهم است ببینید، لازمه ی یک رابطه ی سالم بین پدر و فرزند و مادر و فرزند، پدر و مادر با مادر، با بچه ها، لازمه اش این که است که بچه از پدر و مادر حریم بگیرد، یعنی هیبت پدر و مادر در دل بچه باشد. بچه دریده و بی حیا و خیره سر نباشد، با بی شرمی و بی حیایی با پدر و مادر حرف نزند، خب این وظیفه ی کی است اگر یک بچه ی عاقل و بالغی باشد بخواهد جهنمی نشود، خودش باید هیبت و نسبت به پدر و مادرش رعایت کند. هر چند آنها صمیمی و مهربان اند عیبی ندارد که انسان با پدر و مادرش صمیمی باشد مهربان باشد، شوخی کند، مزاح کند و اینها... ولی یک جا هایی باید حواسش باشد بچه پررو نشود. یک جا هایی باید خیلی حرمت را رعایت کند. باید به هیچ وجه خاطر پدر و مادر را مکدر نکند. اگر کرد عاق والدین است.
عاق والدین کی شد، عاق داریم دیگر در قرآن می فرماید: بوی بهشت از 500 سال می رسد، عاق والدین استشمام نمی کند بوی بهشت را.... یعنی اصلا نزدیک بهشتم نمی رسد. پس اگر پدر و مادر با تو صمیمی هست. شوخی می کنند، متلکی به تو می گویند، در حریمت می آیند تو نباید این کار را بکنی یعنی در حریم پدر و مادر نرو، شوخی هم می کنی، شوخی های لطیف که آنها بخندند شما نگاه کنید مرحوم شیخ مرتضی انصاری رحمت الله علیه به قدری بزرگ است این مرد که امام خمینی سلام الله تعالی علیه می فرماید: اگر خداوند ما را با شیخ مرتضی محشور کند بس مان است.
یک مرجع تقلید کل جهان شیعه است آن موقع ها هم چند مرجعی نبوده، تمام شیعیان یک مرجع داشتند در کل دنیا، مرحوم آقا شیخ مرتضی انصاری پیر مرد، مرجع تقلید است، این وقتی می ماند خانه یک مادر غرغرو داشته اتفاقا بی منطق هم بوده مادرش. حرفهایی می زده که منطقی نبوده، اذیت می کرده، توقعات بیجا داشته از شیخ، شیخ می آمده مادر را، چون در روایت داریم: برای هیچ کس انسان حق چاپلوسی ندارد به جز خدا و پدر و مادر.
می آمده این قدر حرف، خوب یک مرجع به آن عظمت به آن جدیت، با آن درجه از تقوا این قدر پیش این مادر لطیفه می گفته و مسخره بازی در می آورده تا مادرش را می خندانده، هر روز را این مادر که می خندیده شیخ پا می شده می رفته دنبال بقیه کار هایش. این کسی که امام می گوید خدا ما را با آن محشور کند بس مان است. از شوخی و خنده داریم ما با پدر و مادر، آدم می تواند با پدر و مادرش بگوید و بخندد شوخی کند ولی برای شاد کردن شان، ولی اگر برای خدای ناکرده شوخی که به کدر کردن است، مسخره کردن است، به تحقیر کردن است پدر و مادر بیانجامد، به زیر سوال بردن پدر و مادر بیانجامد این شروع جهنم است خیلی وحشتناک است خوب ما اگر بخواهیم عاق نشویم این را باید بدانیم.
من همیشه به عزیزان گفتم، یک کسی می آید می گوید من در زندگی ام گره دارم، مشکل دارم، مشکل اقتصادی دارم، ورشکسته شدم، راست به کارم نمی آید نمی دانم چرا دعا هایم مستجاب نمی شود، من نه، تمام حالا ما که هیچ کس نیستیم. ما از بزرگان مان یاد گرفتیم. بروید پیش ولی خدا، بروید پیش پیغمبر، امام زمان علیه السلام ظهور کند بروید پیش امام زمان نه شما ملاقات کنید امام زمان را به حضرت بگو آقا جان من یک همچین مشکلی دارم اولین سوال که امام علیه السلام از تو می کند این است که پدر مادرت از تو راضی هستند یا نه؟ بی ادبی نکردی تحقیر شان نکردی دل شان را نشکستی می پرسد امام زمان علیه السلام این ربط بسیار اساسی و مستقیم با سعادت انسان در دنیا و آخرت دارد یعنی شما که نقشه می ریزی، هر چی حساب و کتاب می کنی می بینی همه اش به هم می ریزد.
در آمدت خوب است، کار اقتصادی ات خوب است، سوادت خوب است، تخصصت خوب است، بازرگانی داری، مطالعه داری، همه چیز هایت ردیف است باز می بینی ورشکست شدی چرا؟ چون یک جایی مادر را خرد کردی، دل مادر را شکستی، یک جا پدر را دلش را شکستی، کارت درست نمی شود، حالا تو برو هی زور بزن، هی نقشه بریز، خراب می شود کار، هر کدام از بزرگان و اولیا خدا که بروی خدمت شان اول بگویی که من مشکل دارم، گرفتاری دارم، می گوید رابطه ات چطور است با پدر و مادرت؟
پدر و مادر رفیق آدم نیستند شوهر و زن آدم نیستند که یک رابطه ی دو طرفه آدم با آنها داشته باشد، یک اتوبان دو طرفه است یعنی یک سلسله وظایف زن دارد یک سلسله وظائف مرد دارد اتوبانش یک طرفه است، می گوید اگر پدر و مادر ظالم اند تو باید کوتاه بیایی تو نباید بی ادبی کنی، اگر کافر هم باشند تو باید رعایت ادب شان را بکنی، حتی اگر تو را علیه خدا و دین خدا در قرآن می گوید تو را تحریک می کنند، پدر و مادرت کافر اند دیگر تو را تحریک می کنند.
فلا تطعهما اطاعت شان نکن. اما باید حتما مودبانه اطاعت نکنی مودبانه. نه با پرخاشگری حالا چون تو مسلمان هستی حزب اللهی هستی و آنها کافر اند هر چی از دهنت در می آید باید به آنها بگویی؟ هرگز چرا یک جا ممکن است شما جلو پدر و مادرت بایستی، آن موقع که پدر و مادرت دست به اسلحه ببرند، علیه خدا، تازه آنجا هم اسلام می گوید تو نکش، بده یکی دیگر بکشد..
اثر وضعی دارد، اگر قرار است پدر و مادرت کشته بشوند بگذار یکی دیگر بکشد آنها را. تو دفاع کن ولی بگذار یکی دیگر بکشد آنها را. حتی این قدر این مسئله مهم است اثرش بزرگ است لذا می فرماید: شفیع هر انسانی روز قیامت مادرش است، چون مادر از پدر هم بزرگتر است چهار بار اسم مادر، یکبار پدر، می فرماید: شفیع مرد در قیامت مادرش است ولی شفیع زن در قیامت شوهرش است... این تربیت است دیگر، یعنی یک خانمی که عقل سالم دارد دین درست و حسابی دارد ایمان دارد قیامت را باور کرده هیچ وقت یک کاری نمی کند که شوهرش به خاطر او مجبور شود با مادرش درگیر شود.
بعضی از دختر ها، دختر ها شیطان طبیعت گرا و جهنمی کاری می کنند که شوهر شان، به خاطر نامزدش، به خاطر زنش حاضر بشود جلو پدر و مادرش بایستد. این خطر دارد، این زن مبارکی نیست، این زن جهنمی است. ولی یک زن فطرت گرا، حواسش خیلی جمع است که یک موقع شوهرش به پدر و مادرش توهین نکند چرا؟ چون خانم اگر شوهر شما به خاطر شما با پدر و مادرش درگیر بشود، یعنی با عزیز ترین کسانش که زحمتش را کشیدن مطمئن باش که تو را هم له می کند یک جا، یک روز تو را هم زیر پا می گذارد به خاطر دنیا و هوس هایش تو را هم قال می گذارد، لهت می کند اگر کسی پدر و مادر را رعایت نکند حرمتش را، برای همسر تره هم خرد نمی کند که ...
دختر می خواهید بگیرید ببینید چه طوری است، پسر هم می خواهید بگیرید ببینید چه طوری هست با پدر و مادرش، این مبناست. مبناست. این می شود تربیت، امام تربیت می کند وقتی در دعا می گوید خدایا یک کاری کن که من از پدر و مادرم به اندازه ی سلطان ستمگر بترسم، یک آدم عاقل می داند که چطور با پدر و مادرش رفتار بکند، هر چند پدر و مادرم بخواهند در حریم تو وارد شوند، این شوخی را می کند، قبول هم می کند ولی وارد حریم پدر و مادر به راحتی نمی شود، جهنم است آنجا، خط قرمز است نمی تواند وارد شود مثل برق است، برق خیلی خوب است باشد انس می گیریم می آوریم آن را در خانه، چراغ های مختلف می گذاریم لذت می بریم از آن. اما دست به آن نمی زنیم. بزنیم خشک می کند می کشد. پدر مادر این طوری است حریمش.
استاد حریمش از پدر و مادر بدتر است، حریم استاد از پدر و مادر سخت تر است. انسان باید خیلی حواسش جمع باشد، عالم، حالا یک موقع استاد هم نباشد، فقط عالم باشد، خیلی خطرناک است انسان بخواهد رفتار بکند بد رفتار بکند بی ادبانه رفتار بکند، گرفتار می شود شهید دستغیب، یک آدم خیلی خوبی که همه گمان می کردند اگر این بصیر است بهشتی است، مرد روح بهشتی ها را می برند وادی السلام می گفت یکی از دوستانش رفت توسل کرد به وادی سلام نجف، ارواح آمدند به خواب این یا دیدن این که بهش گفتند فلانی را نیاوردند اینجا گفت ای آن که خیلی آدم خوب و کار درستی بود، نیاوردنش اینجا، گفت: نه، گفت: پس بردنش حتما برهوت، برهوت یمن.
جایی خیلی وحشتناک است آنجا، حذر موت من رفتم آنجا، ارواح جهنمی ها را می برند آنجا گفتم به شما که چه طوری است خصوصیتش. این قدر خطرناک است آنجا، گفت رفتم آنجا توسل کردم، آمد بخوابم گفت آره من آمدم اینجا، جهنمی شدم، گفتم تو دیگر چرا آخر؟
گفت به سه دلیل: 1- وقتی با امام جماعت مسجد مان عالم محل مان راه می رفتم از او جلوتر می رفتم یک چند قدم جلوتر بی ادبی است، بی حیایی و بی ادبی خیلی بدبخت می کند انسان را،
از خدا جوییم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از فیض رب
بی ادب تنها خود را داشت بد بلکه آتش برهمه آفاق زد
این خط قرمز ها خیلی مهم است خوب حالا اگر من پدر و مادر دارم باید بدانم چطور با آنها رفتار کنم شوخی می کنیم، می گوییم می خندیم، صفا می کنیم، هیچ اشکالی ندارد ولی باید حواسم باشد، یک جاهایی خط قرمز است بزرگی و گندگی نکنم وارد حریم شان شوم، فکر کنم رفیق من اند، هر طور بخواهم شوخی کنم، دو نفر رفیق با هم شوخی می کنند، در حریم هم می روند، یکی این می گوید، یکی آن می گوید رفیق اند دیگر. بده بستان دارند با هم.
ولی پدر و مادر این طوری نیست، استاد این طوری نیست که انسان بتواند واقعا اگر آن صمیمی می شود حرف می زند شوخی می کند، تو هم بتوانی همین طوری حرف بزنی، اگر یک مقدار احساس بکنی آره رفیقت است،تمام است بدبخت شدی. می روی جهنم. امام معصوم این طوری است امام معصوم حرف زدن با او قاعده مند است، نمی توانی شما هر کلامی را در مورد امام به کار ببری. حالا اگر پدر و مادری باید چی کار کنی؟ اگر پدر و مادری، با پدر و مادرت رعایت شان را کن تا بچه هایت رعایتت را کنند.
این یک قاعده، دوم این هست که مواظب باش، بچه هایت را بی ادب نسبت به خودت بار نیاوری، به خصوص در کشور ما، این خیلی رسم است که خانواده ها بچه ها را پررو بار می آورند. بی ادب بار می آورند، یک خانم چند وقت پیش آمد گفتش که آره دخترم من را کتک می زند در خانه، گفتم خوب بیرونش کن، گفت چی بیرونش کنم؟ گفتم: آره، گفت: می دانی چی می شود؟ گفتم: مثلا چی می شود خانم مثلا می رود دخترت بدکاره می شود دیگر، گفت آره، گفتم خوب این خیلی بهتر است گفت یعنی چی آقا، گفتم آقا این می رود بدکاره می شود رابطه اش گناهکار می شود دیگر این طوری است. خدا ممکن است ببخشد او را، یک معصیت در رابطه با حریم خودش کرده، خودش و خدا، ولی اینجا که عاق والدین است نه دنیا دارد نه آخرت، کسی که عاق می شود هم دنیایش خراب است هم آخرتش.
گفتم تو داری بچه ات را با دست خودت جهنمی می کنی نگهش داشتی در خانه تا قشنگ بی ادب بشود فرمود لعنت بر پدر و مادری که بچه های شان را نسبت به خودشان بی ادب بار بیاورند. می گویم الان هم تو داری جهنمی می شوی، هم بچه ات دارد جهنمی می شود، هم دنیا تو دارد خراب می شود هم بچه ات. اصلا نباید بچه جرات کند که مثلا این طوری باشد باید تو دهنی بخورد بچه، باید حریم بشناسد.
آمده می گوید پسرم آره ما را می زند بابایش را می زند، یقه ی من را گرفته زده، گفت یا الله پول به من بدهید می خواهم بروم با دوست دختر هایم خرج کنم. با همین لفظ. فلان کنم، گفتم خوب شما خودتان را جهنمی کردید بچه را جهنمی کردید از خانه بیرونش کن. می گوید آخر می روند معتاد می شوند، گفتم خب بروند معتاد که گناه برو معتاد بشود بهتر از این هست که جهنمی بشوند بی ادب بشوند ما می گویم نظام ارزشی ما وارونه است.
اگر برود زنا کند اوه آبروی مان رفت در پیشگاه خدا یک دانه نگاه تند کردن به پدر و مادر از زنا های زیادی عقابش بیشتر است نگاه تند، نگاه خیره کردن به پدر و مادر. می گوید بچه ام می رود خراب می شود خوب برود بشود باید عرضه می داشتی این را درست تربیت می کردی، این طوری بی ادبی نکند. نسبت به تو.
یا بیندازش از خانه بیرون. یا لااقل راضی شو از او، حلالش کن بندازش بیرون، بندازش بیرون هر چی می خواهد بشود، خودش می رود می شود. این همه بچه بدون پدر و مادر اتفاقا به جای خوبی رسیدند همه ام که به جای بد نمی رسند ولی این که در خانه بی ادب باشد دو قورت و نیمش باقی باشد، طلبکار باشد این خطرناک است. بچه خطرناک است. خوب خیلی هم سخت است شنیدن این حرفها از برای پدر و مادر که من به او بگویم آقا دخترت را بنداز بیرون. برایش سخت است واقعا خودش برای این که این را نشنود باید حواسش را جمع کند از اول عملا به او احترام به پدر و مادر را یاد بدهد. هم به پدر و مادر خودش احترام بگذارد. وقروا کبارکم یعنی شما باید وقار بزرگانتان را حفظ کنید. احترام به آنها بگذارید وقروا یعنی قم عن المجلسک لمعلمک و ابیک و ان کنت امیرا. به احترام پدرت و استادت از جایت بلند شو حتی اگر پادشاهی.
یعنی بابایت ممکن است رعیت باشد تو رئیس جمهور هستی یا یک کشاورز است تو رئیس جمهور هستی وقتی بابایت آمد باید بلند شوی، رئیس جمهور باری بقیه رئیس جمهور هستی، برای بابایت نوکری، همان غلامی، همان کنیزی، برای بابایت، برای مادرت، برای استادت، بلند شو از جایت. وقروا یعنی این، ریش سفید ها را محترم بدارید. پدر مادر را احترام بگذاری، خون دل خوردن چهار روز دیگر بچه تو هم، همین کار را با تو می کند بعد می گویی: خدایا ... نفرین می کنی بچه ات را.
یادت است خودت با پدر و مادرت چطور رفتار می کردی. اساسا یک آدمی که خودش عاق والدین است، بچه ی خوب تربیت نمی کند. عرضه ندارد بچه ی خوب تربیت کند. بچه ی خودش را جهنمی می کند، خودش را هم جهنمی می کند. وقرّوا کبارکم یعنی بزرگانت را تا می توانید ریش سفید را احترام بگذارید، حتی می گوید برادر بزرگتر در خانه مثل پدر می ماند برادر بزرگتر یک جایگاه دارد، برادر بزرگتر باید جایگاهش حفظ شود، خواهر بزرگتر یک جایگاهی دارد باید حرمتش حفظ بشود، بزرگتری و کوچکتری معنا دارد.... در روایت داریم اگر این بزرگها و ریش سفید ها نبودند خدا، عذاب نازل می کرد. پیر مرد ها ریش سفید ها پیر زن ها خیلی بزرگ اند. ریشش را در مسجد، در هیئت، سفید کرده جوانی اش را در این راهها گذرانده، حق عظیمی گردن ما دارند اینها.
اینها هیچ کاری نکرده باشند، همین که فرهنگ عظیم بهشتی بودن، یعنی شیعه بودن را، حتی اگر خودشان آدم گناهکار باشند، اما همین که شیعه بودن را انتقال دادند به نسل بعدی بسیار آدمهای بزرگی اند.
وقرّوا کبارکم. بزرگ های تان را توقیر کنید احترام بگذارید. ادب به خرج بدهید نسبت به بزرگتر های تان. خوب این دعا را می خوانیم ما اینجا از امام سجاد علیه السلام بخوانید حتما، می گوید خدایا کمک کن به همسرم این کار را کنم، این کار را کنم، به فرزندم این طوری باشم، نسبت به پدر و مادرم این طوری باشم، نسبت به همسایه ها این طوری باشم، دعا در حق همسایه ها، در حق رزمنده ها پس این ها در واقع دارد آدم را چه کار می کند؟ آدم را تربیت می کند ما را، دعا در حق خودمان دعای مکارم اخلاق مثلا که قویترین متن تربیتی است دعای بیستم صحیفه، بنابراین اثر دعا این نیست که هر موقع ما گره خوردیم برویم بگوییم خدایا من کارم گره خورده مشکلم را حل کن، ادعیه ای که از معصومین رسیده، تربیت کننده است، وقتی در دعای مکارم اخلاق می گوید: و کفنی ما یشغل الاهتمام به. خدایا چیز هایی که من را به خودشان مشغول می کنند من را از آنها بی نیاز کن. من سرم کلاه نرود که وقتم را در این چیز ها تلف کنم که به دردم نمی خورد.
بی ارزش، کارهای کم ارزش، کار هایی که اصلا به درد من نمی خورد، دارد تربیت می کند، و ستفرغ ایّامی فیما خلقت العله. ایام من را روزگار من را در جهت هدفی که خلق کردی من را برای آن، فارغ کن. یعنی خودت باید فارغ کنی عزیز من، وقتت را، استعدادت را، جوانی ات را، فارغ کن برای هدف خلقتت این قدر پرش نکن که وقتی نداشته باشی در دایره ی چند حدیث عمار بصری یادتان است.
گفتیم که امام صادق علیه السلام می فرماید: اولین قدم، در عبودیت این هست که انسان برای خودش تدبیر نکند، برای خودش نریخته باشد که هر وقت سراغ برنامه های الهی می خواهد برود بگوید نمی توانم، کار دارم، گرفتارم، نقشه برای خودتان نریزید، این قدر سر خودتان را شلوغ کنید، هی اینقدر برنامه چیدی تا سرت هم غرق شده در آن، خوب تو دیگر فرصت نمی کنی، دستورات خدا را اجرا کنی، هر وقت به معارف به بهشت، به خلوت، به رفت و آمد با خدا، به چیز هایی دعوتت می کنند می گویی نمی توانم، به جلسات علمی، به مطالعه به عبادت هی میگویی وقت ندارم دارد حرف می زند با تو، تربیتت می کند، شما چون این دعا را از خدا می خواهی و دعا کننده ی بدون عمل مثل تیر اندازی است که کمان او، زه ندارد.
پس باید خودت هم عمل کنی، وکفنی ما یشغل الاهتمام بی وستفرغ ایامی فیما خلقت العلته، و ستعملنی بما تسئلنی قدن ان: به کاری وادارم کن که قرار است از من سوال کنی، تربیتم می کند، می گوید تا این حرف را به تو می زند، تو به خدا می گویی خدایا من را به کاری وادار کن که قرار است از او سوال کنی در قیامت از من در باره ی آن کار خدا می گوید می دانی آن کار، آن سوال ها چی است یا نه؟ حالا از من داری دعا می کنی دعا کننده ی نادان تو میدانی اصلا چه می خواهی از من، تو داری از من می خواهی من تو را به کار هایی وادار کنم که قرار است فردای قیامت از تو سوال کنم. تو آن کار ها را می شناسی، که به من می گویی توفیق اش را بده.
50 تا سوال قیامت می کنم از هر 1000 سال یک سوال، 50 هزار سال است دیگر قیامت، هر هزار سال یک سوال است، سوالات را بلدی یا بلد نیستی، می دانی من راجع به چه چیز هایی سوال می کنم؟ روابطت را با اینها تنظیم کردی؟ یکی اش امام زمان علیه السلام است. یکی اش قرآن است. یکی اش همسر و فرزندان است، سوال می کنند دیگر، تنظیم کردی از من داری سوال می کنی می گویی خدایا من را به کاری وادار کن که می خواهی از من سوال کنی.
بنابراین وقتی شما دعا می کنید در دعا های تان در واقع دارید، می گویید شما دعا کن اما خودت را باید به ازای این دعا چی کار کنی؟ عمل کنی حرکت کنی. خدایا به زنان ما عفت، عطا بفرما. دعای امام زمان است عفت عطا بفرما یعنی چی؟ یعنی زنها باید بروند دنبال عفت، دنبال حیا، ناموستان را با حیا، با عفت بار بیاورید.زنها هم خودش ان را به عفت و حیا وادار کنن. دعاست خدایا به تجار ما انصاف بده، امام زمان علیه السلام دعا می کند، اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعدالمعصیه و صدق النیّته و عرفان الرحمته تا آخر. یعنی خودت باید بروی این کار ها را انجام بدهی. خدایا یک کاری کن که از پدر و مادرم، به اندازه ی سلطان ستمگر بترسم، می گوید، خوب ترسش را در دلت جا بده، حریم بگیر، مواظب باش، بی ادبی نکن. خدایا کمکم کن من با همسر و فرزندانم این گونه باشم، می گوید خوب همین طوری باشد تو عمل کن. من هم به تو قدرت می دهم، تو برو جلو، اما نه خدایا من هر چی دلم بخواهد می گویم، هر حرف بی ادبانه ای دلم خواست می زنم، تو ما را هدایت کن این جبر است، ما گاهی وقت ها از خدا جبر می خواهیم، می گوییم خدایا من حاضر نیستم دست از رویه و روشم بردارم، تو یک کاری کن خوب شوم من که دست بردار نیستم، خوب همان روش قبل را ادامه بدهد. خدایا کمک کن فرزندانم این گونه باشند، می گوید خوب پس راجع به بچه هایت این ها را رعایت کن. به ثروتمندان شفقت و مهربانی بده، خوب یعنی مهربان باشید. یک ذره.
به فقرا صبر بده، یعنی فقیر بی حیا نباید باشد صبور باشد تا در اثر فقرش نباید برود سراغ کار های زشت و خلاف و گناه و از طریق روابط حرام پول در بیاورد پس دقت کنید اثر هفتم دعا این هست که می گوید تربیت انسان کامل است، ادعیه ی ما پر از فرمول های تربیتی هستند. اگر این ها را رعایت کردی خوب تربیت می شوی، فقط دعا خواندن صرفا نیست که ما فقط دعا بخوانیم، مکتب تربیت است، حالا انشاءالله، دیگر نزدیک داریم می شویم برسیم به خود متن دعا.
متوجه می شوید که چقدر معارف تربیتی دارد، خط به خطش زمین تا آسمان انسان را بالا می برد خط به خطش، حالا نگاه کندی مثال می زند ایشان می فرماید: دعا قبل از هر چیزی از مقام گوینده ای خبر می دهد که در مقام انشای این مقوله ی عظیم در آمده است، آن کسی که در کنار عرفات ایستاده و در آن موقعیت یکباره به خدای خود عرض میکند: انت الذی لا اله غیرک تو کسی هستی که معبودی جز تو نیست، کی این خبر را آورده تعرّفت لکل شیئی فما جهلک شیئ. ( عرّفت فکر کنم اشتباه داره کم دارد) تو خودت را به من در همه چیز نشان دادی، هیچ چیز نیست که تو را نشناسد، تو هر شی نشان می دهی خودت را به من، راجع به این قبلا توضیح دادم، یک غزل هم هست که خودم خواندم برای تان، انشاءالله پنج شنبه هم که درس داریم راجع به این توضیح می دهم برایتان. فما جهلک شیء و انت الذی تعرفت الی فی کل شیء. تو کسی هستی که خودت را در هر چیزی به من معرفی می کنی، در هر پدیده ای خود را به من معرفی می کنی، فر ایتک ظاهرا فی کل شیء. من تو را ظاهر در هم ی اشیاء دیدم، به هر چی که نگاه کنم تو را می بینم.
به دریا بنگرم دریا ته وینم به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
صحرا تویی، دریا تویی، حالا توضیحش انشاءالله می خواهم بگذارم پنجشنبه که بحث خیلی مهم است که ما چه طوری وقتی به اشیا نگاه می کنیم خدا را ببینیم، چون فرمود چی است؟ روی این قسمت هم که پنجشنبه آیه مان به اینجا رسیده اینما تولوا فثم وجه الله. هر جا نگاه کنیم صورت خداست. چهره ی خداست، این یعنی چی؟ این برای پنجشنبه اگر زنده بودیم. و انت الظاهر لکل شیء تو در هر چیزی ظهور داری، خوب کی می تواند این طوری حرف بزند، وقتی این طوری می گوید دارد می سازد تو را، یعنی چی می سازد تو را؟ چه طوری می سازد تو را؟ وقتی این طوری نگاه می کنی، اینطوری می سازد تو را. که از این کور چشمی دست برداری، از این نگاههای عادی دست برداری و با چشم انسانی نگاه بکنی، قرآن می فرماید: و لهم قلوب لا یفقهون بها، قلب دارند اما نمی توانند با این قلبها بفهمند، چشم دارند اما نمی توانند ببینند، گوش دارند اما نمی توانند بشنوند. این طوری نباشیم کور و کر نباشیم که فرمود: اگر کسی اینجا نتواند ببیند خدا را، آن طرف هم نمی بیند، و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی. هر کی اینجا کور باشد، آنجا هم کور است و نکره ای در سیاق نفی قرار می دهد. فما جهلک شیئء. شی می گویی خوب هیچ شی نیست مگر این که تو را می شناسد.
هیچ شی نیست مگر این که تو در آن ظاهری. نکره را در سیاق نفی قرار می دهد تا بگوید نکره در سیاق نفی عموم می آورد یعنی همه چیز این طور نیست. تا بگوید که به طور مطلق همه چیز به تو آگاه است و علم دارد و لذا علم را در سراسر کائنات سرایت داده است آن چنان بهت آور سخن گفته که نه تنها مردم امروز، قصور از فهم این کلمات دارد بلکه باید قرون متوالی بگذرد تا در لا به لای اعصار، افکار پخته تر شده و پرده از چهره ی پر اسرار این مسائل گرفته شود.
راستی این سخن را معصوم از کجا می گوید، سخنی که به ذهن احدی نگذشته است و آن گاه که در میان باغستان های مدینه نیمه شبها فریاد می زند: و اسمائک التی ملئت ارکان کل شی. در دعای کمیل دیگر درست است و اسم های تو که ارکان هر شی را پر کرده یعنی شما هیچ شی را نمی بینید مگر این که اتم ها، الکترون ها، نوترون ها، پروتونهایش خبر از تو می دهند. حالا این شاءالله این هم توضیح خواهم داد، پنجشنبه، همین بقره را که یعنی چی اسمای خدا ارکان اشیا را پر کرده، این یعنی چی؟
سخنانش به اجاب هر متفکر عمیق و دانشمند خبیری است. به راستی او اسم الله عالم را چگونه در همه ی موجودات صاریح دیده و با کدام چشم خدا را در همه چیز ظاهر دیده است. ببینید بالاخره این معارف می سازد انسان را، وقتی می گویی هوالظاهر یا انت الظاهر. تو فقط ظاهری، یا ظاهر یا باطن یا اول یا آخر می خوانیم دیگر، یعنی فقط خدا ظاهر است بعضی چیز ها ظاهر نیستند.حالا ما چطوری می بینیم ما می گوییم ما داریم اشیایی می بینیم ولی خدایی؟ نمی بینیم خدا را، امام می گوید اشیا دیده نمی شوند فقط خدا دیده می شود، فقط خدا، خوب این مکتب می سازد انسان را، انسان به فکر می رود.
وقتی می گویی هوالظاهر یعنی فقط او ظاهر است هیچ شی در عالم نیست که ظهور داشته باشد هر چی شما می بینید فقط اوست که ظهور دارد و از همه مهمتر این است که ما اول او را می بینیم بعد اشیا را می بینیم و متوجه نمی شویم همیشه فکر می کنیم که اول اشیا را می بینیم که ما اول او را می بینیم بعد اشیا را می بینیم و متوجه نمی شویم همیشه فکر می کنیم که اول اشیا را می بینیم بعد از اشیا پی می بریم به او.
حالا انشاءالله رمز و راز هایش را پنجشنبه توضیح می دهم. چون این یک بحث بسیار دلکش هست. دوست داشتم اصلا اسماءالله را شروع کنیم در قرآن و نمی دانم حالا به یک آیه ولی گاهی وقت آدم یک آیه را شروع می کند برای توضیحش باید دهها آیه ی دیگر را هم بگوید.
و نمی توانیم همین طوری از کنار شان رد بشویم. پس چنان چه بیان شد، مسائل بلند دعا قبل از هر چیز دلالت بر روح بلند و مقام منیع و شخصیت والای گوینده ی آن دارد به عبارت دیگر می توان گفت که دعای کمیل و دعای ابوحمزه و عرفه ی سیدالشهدا علیه السلام سفر نامه ی آن بزرگوران در سفر من الخلق الی الحق و من الحق الی الخلق. هستند، سفر از خلق به حق و از حق به خلق( بازگشت) آنها با به ودیعه گذاشتن این گنجینه ی سنگین، انسان ها را به موطن خود دعوت کرده و از همه خواسته اند تا به تکاپو در نظام تکلیف اسلامی به متخلق شدن به اخلاق الهی و تمرین در تادیب نفس به آن مقامات نائل آیند.
این دعا ها به ما می گوید که ابواب کمالات بر روی انسان باز است، باید از خدا بخواهند و به جانب آن کمالات حرکت کنند زیرا اسلام فقط یک سلسله عبادات که برای بسیاری از حد لفظ تجاوز نمی کند نیست بلکه مثلا همین نماز معجونی است که در آن همه ی مقامات انسانی لحاظ شده اند، و انسان به طرف آنها خوانده خواهد شد، یک کسی بخواهد سوره ی حمد را بفهمد باید 20 سال کار کند، اگر بفهمد، البته اگر می خواهد عمیق بفهمد و به آن مقامات راه پیدا کند و الا آنچه که ما نیاز داریم از سوره ی حمد می شود در زمان کوتاهی هم یاد گرفت و همان هم انسان به او عمل کند خوب است... اگر در دعای شعبانیه به ما دستور داده شده که الهی هب لی کمال الانقطاع الیک. خدایا کمال بریدن از هر چیز به خودت را به من عنایت فرما، که من از همه چیز منقطع شوم و به تو وصل بشوم.
اینطوری حاصل می شود؟ تا اسم کمال انقطاع می آید از چیزی بریده بشویم برویم به سمت خدا، خیلی ها این طوری فکر می کنند شخص باید دست از زن و بچه اش بردارد در گوشه ی عزلت بنشیند و انقطاع حاصل بکند، این انقطاع نیست، انقطاع یعنی در اوج اینکه این روابط را داری منقطع باشی. مثل سیدالشهدا علیه السلام. سیدالشهدا یک پدر بسیار عاطفی و مهربان است، یک همسر بسیار عاطفی و مهربان است، اینقدر عاطفه دارد که یک شب رباب و سکینه پیشش نیستند در فراق اینها شعر می گوید که خدایا چه شب طولانی است که رباب و سکینه پیش من نیستند، انگار که این شب هرگز صبح نخواهد شد. این عاطفه ی امام حسین است آن حضرت رباب سلام اله علیها، با آن عاطفه، در اوج روابط عاطفی فقط به خدا وصل اند.
منقطع از همه ی اینها اگر قرار باشد به خاطر وظایف شان، اینها را فدای خدا کنند راحت می کنند، ابراهیم علیه السلام هست که انقطاع دارد که یک پسر با آن زیبایی، به آن خوش اخلاقی، به آن مهربانی که کمالات بزرگ دارد اسماعیل علیهم السلام، بعد از خدا می گوید برو سرش را ببر به خاطر من، انقطاع یعنی این. انقطاع یعنی یک جوان کم سن و سالی مثل اسماعیل علیه السلام می فهمد که خدا گفته باید سرش بریده بشود به پدرش می گوید پدر این کار را بکن یا ابتن الما تومر ستجدنی انشاءالله من الصابرین. پدر کاری که به تو گفتن بکن، من را از صابرین خواهی یافت، پدر چشم هایم را ببند، دست هایم را ببند. تا احساسات پدری ات اذیتت نکند وقتی می خواهی سر من را ببری، انقطاع یعنی این که به حضرت زینب سلام الله علیها بچه های خودش وقتی شهید می شوند اصلا نمی رود در میدان، که حتی جنازه شان را بردارد. بیاورد.
انقطاع یعنی مادر وهب که وقتی سر بچه اش را می برند می اندازند جلویش سر بچه را می اندازد طرف دشمن می گوید من چیزی که برای خدا دادم پس نمی گیرم. انقطاع یعنی این که مادری که چهار تا شهید داده در جمهوری اسلامی به بچه پنجمش می گوید تو هم زودتر برو شهید شو که من روز قیامت نمی خواهم خجالت زده ی زینب سلام الله علیها باشم که می شود انقطاع.
انقطاع یعنی زن به شوهرش می گوید زیاد معطل نکن برو جنگ، می داند ممکن است شوهرش کشته شود بچه اش یتیم شود ولی راحت می گوید برو، این می شود انقطاع، انقطاع یعنی در اوجی که ثروت داری، بریده ی از ثروت بشوی نه این که گدا زندگی کنی. اصلا نداشته باشی بگویی منقطع هستم، هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصارالقلوبها بضیاع نور ها الیک. خدایا روشن کن چشمان قلبهای ما را به نور نگاه آن چشم ها به سوی تو، روشنش کن.
حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور تا اینکه چشم های دلها حجاب های نور را پاره کنند به کجا برسیم؟ فتصل الی معدن العظم به معدن عظمت برسیم ما. آن وقت اگر حجابهای نورانی را پاره کردیم ما به کجا برسیم؟ بعد از حجابهای ظلمانی دیگر چیزی نیست. می گوید فتصبر ارواحنا معلقه قدسک ارواح ما در آویخته بشود به تو وصل بشوند متصل بشوند به تو. و یا فرموده که عرض کنیم: الهی والحقنی بنور عزک الا بهج فاکون لک عارفا و ان سواک منحرفا. خدایا من را این حرفها می دانی برای ما ها خیلی حرفه ها غریب است.
خدایا من را به آن نور عزت خودت که ابهج هست بسیار آن نور بهجت زا و بهجت آفرین هست برسان که چی بشود فاکون لک عارفا که با آن نور تو را بشناسم. و ان سواک منحرفا. و از غیر تو روی برگردانم. شب جمعه ها می آیی در حرم می بینی چه بهجت و سروری داری وقتی می آیی در حرم برای جلسات. وقتی می روی زیارت می کنی می بینی چقدر سر مستی و می خواهی به رقص بیایی آن نور ابهج است.
یک ذره ای از آن نور ابهج دیدی چه حالتی به تو دست می دهد؟ ولی شما می روی حسینیه آن حال را نداری. کمی داری. ولی وقتی می روی در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام شب جمعه وارد می شود در حرم، این حالت شادی و شعف و رقصی که داری. این آن نور هست که انسان را هدایت می کند وقتی می روی حرم حضرت رضا علیه السلام وقتی مشرف می شوی کربلا و مکه و مدینه چه حالتی به تو دست می دهد؟ این آن نور هست این دعا دعوت بلندترین مقامی است که برای یک عارف متصور است و مژده ای است برای انسانها که به آنان اعلام می کند که باب کمالات مفتوح است. پس بکوشید آن ابواب را فتح کنید.
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در این کار بماند
خوب، بس است فکر می کنم خسته تان نکنم. جلسه ی بعد فکر می کنم در مورد موانع دعا هست که استاد فهرست کردند این موانع را و 16 مانع ذکر کردند بعد هم فرمولهایی هست، چند مقصد هست که رمز و راز ها و خصایص دعا را بیان می کند.
یعنی مثل نخ تسبیح دانه های مختلف ادعیه را این چند تا چیزی را که دارم خدمت تان بیان می کنم یعنی مقاصدی را که دارد استاد می گوید عرض کنم خدمت تان که وصف می کند انشاءالله این 6 مقصد را که بخوانیم دیگر می رویم سراغ تقسیم بندی مراتب دعا ها و انشاءالله خود صحیفه را شروع خواهیم کرد عرض کنم خدمت عزیزان که این مقدار مقدمه برای عزیزان لازم است تا آماده باشیم که وقتی می خواهیم برویم آن حرف های بلند را بخوانیم بفهمیم. چی هست ما می خواهیم کیفیت داشته باشد کار مان نمی خواهیم بیاییم بگوییم شرح صحیفه را خواندیم ما نه می خواهیم امتحان بدهیم نه می خواهیم برویم مدرکی بگیریم نه می خواهیم به کسی جواب بدهیم ما آمدیم اینجا خودمان کیفیت پیدا کنیم.
خودمان قوی بشویم خودمان بانشاط بشویم این خیلی مهم است خودمان به یک نورانیت برسیم حالا شما اگر این صبر را که کردید این یکسال را خورده ای جلسات را تا آمدید وقتی که با این آمادگی انشاءالله بیایید سراغ دعای اول آن موقع می فهمید که هر باری که شما یک قطعه ای از این دعا رامی خوانید چقدر پرتاب تان می کند تا جا هایی که خودتان هم نمی توانید تصور کنید. خیلی عالی پرواز میکنید به خصوص دعای اول که بسیار شیرین و شراب بسیار قوی هست. ساخت این شراب خیلی قوی است خوب خوشبختانه زحمت کشیدند عزیزان کتاب شناخت و شهود را همین کتابی که من دارم از روش می خوانم را البته کاملترش را بهترش را. چون این کتاب چاپ اول قدیمی است غلط هم دارد. ولی آن کتاب، کتاب خیلی عالی هست دو جلد از چهار جلد در آمده که کل صحیفه سجادیه است.
عزیزان از فروشگاه تهیه کنند. حتما. همه کتاب داشته باشند می آیند سر کلاس. که کیفیت بحث اگر شما کتاب داشته باشید ما سرعت مان زیاد می شود. کتاب را عزیزان هم بگیرند انشاءالله از جلسه آینده همه با کتاب بیایند سر کلاس. چون درس می خوانیم کار علمی می خواهیم بکنیم. منبر که نمی خواهیم برویم که. در محضر لاهوتیان هم که عزیزان خواسته بودند آوردند. آنهایی که نخواندند حتما دو جلدش را بگیرند بخوانند.
در دعا در آداب عبادت گفتن شما همیشه سعی کنید یک جای ثابت را در منزل انتخاب کنید و دعا کنید. نماز های تان را آنجا بخوانید این علت دارد. علتش تمرکز زیاد است که می آورد. چون شما مکانی که در آن قرار می گیرید و تمرین ذکر می کنید وقتی مکانت را تغییر می دهید توضیح بدهم برایتان مکانت را که تغییر می دهی قدرت تمرکز تان کم می شود. اول اینکه تو یک فضای ثابت در یک سجده ی ثابت با یک رنگ ثابت بایستید، عبادت کنید، هر چی کمالات در آن مکان بگیرید اگر ضعف هم داشته باشید آن مکان خودش القا می کند به شما ضعفهای شما را. کمک تان می کند و آن نقاط قوت را که قبلا جذب کردید القا می کند به شما.
این خیلی خوب هست مثل قرآن خواندن است. کسانی که حفظ قرآن می کنند. می گویند که قاری تا وقتی دارد حفظ قرآن می کمند از یک قرآن بیشتر استفاده نکند. شما باید با یک قرآن کار کند. یعنی یک رسم الخط. مثلا خط مرحوم طاهر خوشنویس می خواهی استفاده کنی. یعنی همه ی قرآنهایی را که می خواهی بخوانی این باشد. خط عثمان طه می خواهی استفاده کنی دیگر نرو سراغ یک قرآن دیگر در حفظ با آن قرآن کار کن چون نظمی که از صحفه داری به هم می ریزد. چشم و ذهن به صحفه عادت می کند. که بالای صفحه با کدام آیه شروع می شود.
پایین صفحه کدام آیه تمام می شود. شماره ها را می بینی. باید صفحه را حتما این باشد. تمرکز خیلی مهم است شما وقتی که تو یک جا عبادت می کنید با یک سجده انس می گیری با یک لباس حتی با یک عطر. شما فرض کن یک حال خوش داشتی آن موقع که مال خوشی داشتی عطر زدی. حالا شما هر وقت یک جای دیگر آن عطر را استشمام می کنی باز هم آن حال خوش بر می گردد الان یک عطری هست که می فروشند عطر حرم مثلا دیدی آدم وقتی که از این عطر استفاده می کند یاد ضریح و حرم و حال و هوای آنجا می افتد. یعنی آن فضای پاک و بهانه یک چیز دیگر بر می گردد سراغش. درست شد.
پس شما از تلقین استفاده باید زیاد کند. اینکه می فرماید انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد همین است یکی از به اصطلاح روشهای مصادیق تلقین همین است که انسان در منزل یا هر جا نماز می خواند جایش را ثابت نگه دارد. این خیلی مهم است در مسجد هم همین طور است در مسجد هم خوب است انسان جای ثابت داشته باشد. به شرطی که مزاحم دیگران نشود کسانی که همیشه می روند مسجد دیدید که یک جای ثابت می گیرند.
در رساله هم هست. اگر جای کسی گرفته باشد و تثبیت شده باشد آنجا برای کسی نباید کسی دیگر برود آنجا بنشیند. احترام باید بگذارد نباید برود آنجا بنشیند. چون می خواهد آنجا تمرکز بگیرد. همیشه هم 20 سال آمده آنجا نشسته. این را باید احترامش را نگه داری.
بگویی حالا مگر این مسجد را خریده. ارث بابایش نیست که. بعضی ها لج می کنند با آدمهایی که این طوری هستند مخصوصا می روند جایی یک نفر را می گیرند که حال طرف را بگیرند. و مثلا می گوید که فلانی پررو شده من مخصوصا بروم جای حاج آقا فلانی بنشینم. جای خانم فلانی بنشینم.
همچین بیاید ببیند جایش گرفته شده حالش گرفته شود نه این طوری نباید بکنیم باید عادت کنیم. باید ادب نگه داریم بعضی ها عادت می کنند یک جا هایی را می نشینند و از اینجا حس می گیرند. یعنی راحتتر می توانند تمرکز بگیرند. احترام وضعیتهای همدیگر را داشته باشیم. مراقب همدیگر باشیم شما ها یک موقع ای با هم دیگر به نزاع بلند نشوید حرمتهای همدیگر، احساسهای همدیگر علایق همدیگر اینها را حرمت بگذارید. اگر اینها را نادیده بگیرید خودتان عقب می افتید.